صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقویم معنوی بر چه اساسی با وضعیت ماه نسبت به زمین جفت شده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025

    اشاره تقویم معنوی بر چه اساسی با وضعیت ماه نسبت به زمین جفت شده است؟




    سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
    پس از خواندن پست استاد گران‌قدر جناب صادق در تاپیک دیگری:

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    2. تجلی لیلة القدر در افق های مختلف

    در این باره ممکن است رویکرد های مختلف مطرح باشد ، ولی برخی از بزرگان در این باره نکته های سود مندی مطرح نموده از جمله گفته است :
    یکی از مسایل مطرح درباره لیلة القدر این است که براساس افق های مختلف در زمان های متعدد ممکن است رخ دهد مثلا در یک افق شرقی مثل کشور هند، ممکن است شب یک شنبه 23 ماه رمضان باشد( که طبق روایات اهل بیت علیهم السلام شب قدر است،) ولی در یک افق غربی مثل کشور ایران شب قبلش مثلا شنبه شب 23 ماه بوده است، چون در افق های غربی ممکن است رویت هلال ماه رمضان یک شب زودتر صورت گرفته باشد.

    حال پرسش این است که کدام یکی از این دو شب (مثلا شنبه و یکشنبه) لیلة القدر محسوب می‌شود؟
    جواب این است که هر دو آن شب (شنبه و یکشنبه حسب تعداد افق ها) لیلة القدر است چون لیلة القدر فرازمانی یک حقیقت است که حسب زمان ها ممکن است تجلی و ظهورات متعدد پیدا کند و در هر افقی طبق رویت هلال همان افق مصداق لیلة القدر زمانی به حساب آید
    [1] لذا فقیه بزرگ آیت الله رفیعی قزوینی ضمن تحلیل مسئله گفته شده:
    شب قدر فرازمانی که از آن به لیلة القدر د هری(که روح زمان است ) یاد می شود یکی است، ولی شب قدر زمانی که در عالم طبیعت رخ می دهد به اختلاف افق ها متعدد است، باید توجه داشت که هر چند شب های قدر حسب افق ها مختلف از جهت زمانی بودن متعدد و مختلف است، لیکن از حیث اتصال و ارتباط همه آن ها به شب قدر دهری متحد هستند، زیرا که همه سایه ها و مظاهر حقیقت دهری شب قدر می باشند، نظیر این که هر گاه مخروطی از نور فرض نمایم که نقطه رأس آن به سمت بالا و قاعده‌ی آن به سمت پائین قرار گیرد و خطوط شعاعی از نقطه رأس مخروط به طرف پائین آمده قاعده مخروط را رسم نماید، در این صورت گوییم خطوط شعاعی هرچند متعدد و در درجات مختلف قرار دارند، ولی از نظر اتصال همه آن ها به نقطه رأس مخروط یکی و در یک سمت می باشند، و قاعده مخروط هر چند امتداد و وسعت هندسی دارد لیکن از حیث ارتباط به رأس مخروط بسیط می باشد.
    خلاصه این که حقیقت فراطبیعی لیلة القدر یک است چون حقیقتی است که وجود عقلانی و فرازمانی دارد، ولی تجلیات زمانی آن حسب افق ها متعدد خواهد بود.
    [2]

    ...[1]. ر،ک: حسن زاده آملی، انسان و قرآن، انتشارات الزهرا، تهران، 1369ش، ص195.

    [2].ر،ک : آیت الله رفیعی قزوینی، مجموعه رسایل و مقالات فلسفی، انتشارات الزهرا، تهران، ص1367ش با تصحیح و مقدمه غلام حسین رضانژاد، ص75.


    حقیر به نظرم رسید که وقتی «تقویم معنوی» به «وضعیت ماه نسبت به ناظر زمینی» گره خورده است باید حکمتی در این ارتباط وضعیت ماه با زمین با آن وقایع معنوی وجود داشته باشد:

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    در مورد ماه که دیگر از آن نقویم فصلی به دست نمی‌آید و سال قمری در میان فصل‌های سال می‌چرخد، اما در عوض دو مطلب را در ارتباط با آن داریم که شاید بی‌ربط هم نباشند. یکی بحث جزر و مدّ دریاها بخاطر اثرگرانشی ماه که روی زمین با توجه به فاصله‌ی کمترش تا زمین نسبت به خورشید بیش از اثر گرانشی خورشید است، و دیگری بحث تقویم معنوی که با حقایق عالیه‌ی عالم در ارتباط است ... مثلاً در یک روز از یک ماه (مثل عید فطر یا قربان) گرفتن روزه حرام است ... یا در یک روز از یک ماه (شب قدر که فرموده‌اند روزش هم همان ارزش و اعتبار را دارد، یعنی در اصل ۲۴ ساعت قدر) عبادت سودی چندین و چند هزار برابر خواهد داشت ... یا اینکه انعقاد نطفه در چه روزی از هفته یا چه روزی از ماه روی سلامت جسمی و روحی شخصی که قرار است متولد شود چه آثاری داشته باشد و ... اینها مربوط به رویدادهایی فرا سیاره‌ای و حتی فرا منظومه‌ای و فراهکهکشانی و فراآسمان‌دنیایی هستند که با زمین و افق ماه گره زده شده‌اند و دریایی از علم در آنها وجود دارد (شاید مثلاً از ین گذرگاه بشود کمی به آن نزدیک شد که بیشتر وزن بدن انسان آب است و اثر گرانشی ماه همانطور که ایجاد جزر و مد می‌تواند بکند می‌تواند روی بدن او هم اثر بگذارد و این انسان هم همان است که در وجودش عالم اکبر قرار دارد) ...

    با این وجود در روایت مبارکه داریم که قبل از خلقت آسمان‌ها و زمین عدد شهور نزد خداوند ۱۲ بوده است که چهار ماه از آن حرام است، به تعداد ۴ علی از اهل بیت علیهم‌السلام (حضرات امیرالمؤمنین علیه‌السلام، امام سجاد علیه‌السلام، امام رضا علیه‌السلام و امام هادی علیه‌السلام) و رسول خدا هم حقیقت سال هستند. در روایت مبارکه‌ی دیگری هم خورشید و ماه تأویل به رسول خدا و حضرت امیر علیهماالسلام شده است ... این رهگذر و اینکه خداوند گاهی به زمان قسم خورده است یا مثلاً حقیقت شب قدر به حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها نسبت داده می‌شود همگی می‌توانند درک بهتری از تقویم قمری و چرایی گره خوردن آن به ماه را ایجاد کنند ... اگرچه حکمت‌های انها همچنان برای حقیر کامل جا نیفتاده باشد ... [مثلاً می‌دانیم که ماه از خود نور ندارد ولی شب تار را با نور خورشید که منعکس می‌کند به زمین می‌تاباند و همه جا را روشن می‌کند، یا موارد دیگر]
    حال ممنون می‌شوم اگر می‌توان مطلبی در مورد این ارتباط بفرمایید که چطور افق ماه مبین چنان وقایعی می‌باشند.
    با تشکر،
    یا علی

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۵:۳۲
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    تقویم معنوی بر چه اساسی با وضعیت ماه نسبت به زمین جفت شده است؟








    کارشناس بحث: استاد صادق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28745



    [QUOTE=owari;542829]سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
    پس از خواندن پست استاد گران‌قدر جناب صادق در تاپیک دیگری:

    باسلام وتقدیر از نگاه ذربینی تان در کشف این گونه اسرار .
    در این باب نکته های پیدا وناپیدا بسیار است که درک ژرفای آن کمی دشوار است وباید تفصیل مسله در کتاب های استاد حسن زاده آملی ویا فتوحات مکیه ومانند آن پیگرفت .
    چه این که عارف نکته آموز جناب حافظ شیرازی توصیه دارد :
    حدیث از مطرب ومی گو وراز از دهر کمتر جو
    کسی نگشود ونگشاید به حکمت این معما را
    عجالتا باید اشاره شود که بلی حکمت ها واسراری بسیاری در این تاثیر وتاثر های اجرام علوی بر پدیده های زمینی از جمله انسان بسیار است .
    وبدلیل همین نکته است که در آموزه های دینی از یک سو در باره تاثیرات تکوینی اجرام آسمانی بر زمینیان نظیر قمر در عقرب ومانند آن که در فرمایش شما اشاره شده سخن گفته شده .
    واز سوی دیگر بسیاری از تکالیف شرعی واعمال عبادی انسان بر اساس گردش اجرام آسمانی نظیر ماه وخورشید تنظیم گردیده مثلا در فلان ماه روزه واجب است .
    در فلان ماه حج انجام شود .
    در فلان روز فلان باید ویا نباید مورد توجه قرار گیرد ومانند آن .
    در کل این مسله نیازمند یک تحقیق زمان بر است که فعلا مجال کمتر است .
    وتوان اندک .
    وبستر کاری (سایت) جنبه عمومی دارد .
    جناب شما را به مطالعه کتاب ایت الله رفعی قزوینی در این باب که در مجموعه مقالات ایشان چاپ شده توصیه می نمایم .
    گفتنی است که تعیین فصل و ماه بی حساب نبوده و باید مبنای طبیعی داشته باشد. بشر وقتی به طبیعت توجه کرد ، بر مبنای تغیرات دوره ای طبیعت و گردش ماه و زمین فصل ها و ماه ها را تعیین کرد . بهترین مبنا برای تقسیم بندی زمان ،سال و ماه بود . سال مطابق گردش دوره ای طبیعت که زمین زنده شده و سر سبز می گردد و بعد میوه ها و محصولات می رسند و بعد حیات رو به زردی و نحیفی می رود و بالاخره فصل مرگ طبیعت و خواب طولانی می رسد ؛ با توجه به گردش طبیعی، فصل ها را شناخت . با گردش منظم ماه و طلوع و کامل شدن و افول و محاق ماه و دوباره همین وضع را تکرار کردن ، ماه ها را شناخت و خدا از روز اول این گونه آفرید و این است معنای این سخن که فرمود:عده ماه ها از روز اول خلقت نزد خدا دوازده بود.
    نه فصل ها بیش از چهار می شود و نه ماه های سال بیش از دوازده ،زیرا این نظم ثابت طبیعت و کتاب تکوین است و از روز اول این گونه آفریده شده است . درست است که تعیین فصل ها و ماه ها قراردادی است اما چون این قرارداد ریشه در تکوین دارد ، ثابت بوده و کم و زیاد نمی شود.
    خداوند به پیامبرانش وحی کرده که اعمال وحج و روزه و نماز خودرا بر اساس حرکت ماه ها قرار دهند که حرکت منظم و طبیعی بوده و از جانب خالق آفرینش از ابتدای خلقت وضع گردیده است:
    «هو الذی جعل الشمس ضیاءا والقمر نورا و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب(1)؛
    او خورشید را منبع نور و ماه را روشنایی قرار داد و حرکت آنها را به اندازه کرد تا عدد سال ها را داشته و حساب کنید».
    «یسالونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس و الحج(2)؛
    از تو در باره ماه ها می پرسند. بگو برای این است که مردم اوقات را بدانند و زمان حج را».
    البته برخی از مفسران ، مقصود از دوازده ماه نزد خدا را دوازده امام دانسته اند که این نوعی تفسیر خاص از آیه مورد نظر است که اشاره به ان در روایات آمده است.

    پی نوشت ها:
    1.یونس(10)،آیه 5.
    2.بقره(2)،آیه 189.




    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۰:۴۴

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    پس از خواندن پست استاد گران‌قدر جناب صادق در تاپیک دیگری، حقیر به نظرم رسید که وقتی «تقویم معنوی» به «وضعیت ماه نسبت به ناظر زمینی» گره خورده است باید حکمتی در این ارتباط وضعیت ماه با زمین با آن وقایع معنوی وجود داشته باشد
    با تشکر از شما برادر عزیز بابت ایجاد این تاپیک

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وتقدیر از نگاه ذربینی تان در کشف این گونه اسرار .
    در این باب نکته های پیدا وناپیدا بسیار است که درک ژرفای آن کمی دشوار است وباید تفصیل مسله در کتاب های استاد حسن زاده آملی ویا فتوحات مکیه ومانند آن پیگرفت .
    چه این که عارف نکته آموز جناب حافظ شیرازی توصیه دارد :
    حدیث از مطرب ومی گو وراز از دهر کمتر جو
    کسی نگشود ونگشاید به حکمت این معما را
    عجالتا باید اشاره شود که بلی حکمت ها واسراری بسیاری در این تاثیر وتاثر های اجرام علوی بر پدیده های زمینی از جمله انسان بسیار است .
    و سپاس از جناب صادق بزرگوار که ضمن پاسخگوئی، با چاشنی معرفت و شهود، این بحث علمی را شیرین‌تر می‌نمایند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    در مورد ماه که دیگر از آن تقویم فصلی به دست نمی‌آید و سال قمری در میان فصل‌های سال می‌چرخد، اما در عوض دو مطلب را در ارتباط با آن داریم که شاید بی‌ربط هم نباشند. یکی بحث جزر و مدّ دریاها بخاطر اثرگرانشی ماه که روی زمین با توجه به فاصله‌ی کمترش تا زمین نسبت به خورشید بیش از اثر گرانشی خورشید است، و دیگری بحث تقویم معنوی که با حقایق عالیه‌ی عالم در ارتباط است ... مثلاً در یک روز از یک ماه (مثل عید فطر یا قربان) گرفتن روزه حرام است ... یا در یک روز از یک ماه (شب قدر که فرموده‌اند روزش هم همان ارزش و اعتبار را دارد، یعنی در اصل ۲۴ ساعت قدر) عبادت سودی چندین و چند هزار برابر خواهد داشت ... یا اینکه انعقاد نطفه در چه روزی از هفته یا چه روزی از ماه روی سلامت جسمی و روحی شخصی که قرار است متولد شود چه آثاری داشته باشد و ... اینها مربوط به رویدادهایی فرا سیاره‌ای و حتی فرا منظومه‌ای و فراهکهکشانی و فراآسمان‌دنیایی هستند که با زمین و افق ماه گره زده شده‌اند و دریایی از علم در آنها وجود دارد (شاید مثلاً از ین گذرگاه بشود کمی به آن نزدیک شد که بیشتر وزن بدن انسان آب است و اثر گرانشی ماه همانطور که ایجاد جزر و مد می‌تواند بکند می‌تواند روی بدن او هم اثر بگذارد و این انسان هم همان است که در وجودش عالم اکبر قرار دارد) ...
    دوست عزیز، در خصوص موارد قرمز رنگ در نقل قول فوق، پرسشهائی دارم:
    1) کره ماه که حتی در منظومه شمسی ذره‌ای بسیار ناچیز و غیر قابل توجه است، چگونه ارتباط پیدا می‌کند با رویدادهای فرا منظومه‌ای و فرا کهکشانی؟
    2) حقایق عالیه (که به نظرم حتی قبل از خلقت آسمانها و زمین وجود داشته‌اند)، چگونه ارتباط پیدا می‌کنند با وقایعی نسبی همانند گردش ماه به دور زمین و اثرات گرانشی آن؟

    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب.
    ...
    دوست عزیز، در خصوص موارد قرمز رنگ در نقل قول فوق، پرسشهائی دارم:
    1) کره ماه که حتی در منظومه شمسی ذره‌ای بسیار ناچیز و غیر قابل توجه است، چگونه ارتباط پیدا می‌کند با رویدادهای فرا منظومه‌ای و فرا کهکشانی؟
    2) حقایق عالیه (که به نظرم حتی قبل از خلقت آسمانها و زمین وجود داشته‌اند)، چگونه ارتباط پیدا می‌کنند با وقایعی نسبی همانند گردش ماه به دور زمین و اثرات گرانشی آن؟
    سلام علیکم برادر عزیزم،
    پاسخ آخر حقیر به پرسش‌های شما این است که نمی‌دانم! بنابراین هرچه بگویم تلاشی است برای بازتر کردن صورت مسأله، نه برای پاسخ دادن.
    دو مطلب در ابتدا لازم است مورد توجه قرار گیرند:
    ۱. ما می‌دانیم که خداوند بسیاری از حقایق عالیه را به حرکات نسبی خورشید و زمین و ماه نسبت به هم ارتباط داده است، این یک دانسته‌ی ما به حساب می‌آید که حالا باید سعی کنیم بفهمیم چرا و چطور، مثل اینکه آزمایشی تجربی ترتیب دهیم و پدیده‌ای را مشاهده کنیم که در ابتدای کار به نظر عجیب می‌رسد و باید تلاش کنیم تا آن را بفهمیم ...
    ۲. در اسلام خداوند ابتدا زمین را خلق کرده است و سپس آسمان را ... هفت آسمان بر روی هفت زمین بنا شده‌اند ... با توجه به اینکه تا قبل از رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله احدی در دوره‌ی حیاتش معراج جسمانی به آسمان‌ها نداشته و اینکه افرادی بوده‌اند که به زمین‌های بالاتر رفته باشند (با اینکه ظاهراً بین هر دو زمین یک آسمان و بین هر دو آسمان یک زمین قرار دارد) باید نتیجه بگیریم که این زمین‌ها به هم ارتباط دارند و در نتیجه هندسه‌ی جهان به این صورت ساده که ما می‌بینیم نباید باشد ... در برخی روایات سفرهای بین زمین‌ها از درون غارها و تونل‌هایی که بعضاً ظاهر شده‌اند انجام گرفته‌است که بسیار شبیه بحث کرم‌چاله‌ها به نظر می‌رسد و اینکه با وسایل ابتدایی راه رفتن و ... ظرف چند ماه می‌توان از آن طرف تونل‌ها بیرون آمد ... اگر جایگاه زمین متفاوت از آنچیزی باشد که ما فکر می‌کنیم بعید نیست که جایگاه خورشید و ماه هم متفاوت باشند، البته طرح مسأله وقتی خودش مبهم باشد پاسخ روشن دادن به آن کار آسانی نخواهد بود. برای شروع اول باید جایگاه زمین را در این منظومه و بعد این کهکشان بشناسیم ... مطابق حدیث می‌دانیم که مثلاً اگر درست خاطرم باشد سه زمین از هفت زمین و چهار آسمان از هفت آسمان آباد هستند اما انسان که اشرف مخلوقات است بر روی زمین اول خلق شده است ... آیا زمین واقعاً کروی است؟ هندسه‌ای که ما از عالم داریم می‌بینیم یک هندسه‌ی سه بعدی است اما اگر عالم ابعاد بیشتری داشته باشد این دیدگاه ما تنها تصویر آن هندسه‌ی اصلی روی سه بعد خواهد بود، همانطور که اگر یک استوانه‌ی سه بعدی روی یک صفحه تصویر شود اثرش ممکن است دایره باشد با اینکه در راستای بعد سوم هم این دایره ادامه دارد و صفحات زیادی را به هم مرتبط می‌کند.

    اما در مورد نکته‌ی اول. درک لااقل برخی از مسائل عالیه بستگی‌اشان به حرکات نسبی خورشید و ماه و زمین چندان عجیب نیست. بگذارید از اینجا شروع کنیم که در بحث وحدت وجود انسان به صورت بالقوه اشرف مخلوقات است (برخی انسان‌ها هم این فضیلت را بالفعل کسب می‌کنند که آنها بر روی رأس هرم طبقات وجود خواهند بود، قبل از ایجاد کثرت و در خود مرحله‌ی وحدت وجود)، تمام عالم فرع بر وجود اوست، کثرت از او شروع می‌شود، پس طبیعی است که تغییر کوچکی در انسان به صورت بالقوه بتواند روی کل عالم وجود اثرات بزرگ و عظیمی بگذارد، از دیدگاه فلسفه‌ی اسلامی. حالا مثلاً خسوف و کسوف را در نظر بگیرید، با تولد انسان در دنیا هوشیاری انسان اسیر در دنیا می‌شود (مقید به حواس ظاهری، توضیح بیشتر در اینجا) که البته کم‌کم می‌تواند از ظاهر به کمک عقل و شهود به باطن هم پل بزند. این انسان اگر در دنیا پدیده‌ی عجیب و سهمگین مثل طوفان و رعد و برق‌های بزرگ و زلزله و سیل و ... ببیند که عموم مردم با آنها بترسند در دلش ایجاد نگرانی می‌شود ... در مورد خسوف و کسوف هم اگرچه نترسد ولی حالتی از اضطراب ممکن است در او شکل بگیرد، این نگرانی در انسان (بخصوص اگر مؤمن باشد که بخشی از پتانسیل انسانی‌اش به فعلیت رسیده است) ممکن است اثرات بزرگی روی کل عالم بگذارد، خداوند هم نماز آیات را بر او واجب می‌کند (نماز بر کافر واجب نیست و اگر ایمان بیاورد قضا هم ندارد!) تا انسان متذکر بشود که «لا مؤثر فی الوجود الا الله». این یک نظر قطعی نیست و تنها یک حدس اولیه است که شاید اشکالات زیادی هم به آن وارد باشد، ولی قصد حقیر این بود که ارتباط حقایق عالی عالم را به حرکت نسبی کواکب از طریق خود انسان بدهم و نه از خارج انسان، اینکه وجوب نماز آیات دراثر خورشیدگرفتگی ایجاد اضطراب در خود انسان می‌کند و نماز برای اصلاح آن و اثرات آن در عالم بر مؤمن واجب می‌شود، نه اینکه ماه و خورشید مستقیماً گرفته شدنشان نماز واجب گرداند.
    در مورد ارتباط اوقات شرعی با حرکت خورشید نسبت به زمین و در واقع حرکت زمین نسبت به خودش و خورشید، و اینکه تقویم معنوی انسان قمری باشد ... اینها را هم شاید بتوان به همین سبک به خود انسان مرتبط دانست، مثلاً وضعیت خورشید و زمین نسبت به هم و وضعیت ماه و زمین نسبت به هم و وضعیت هر سه نسبت به یکدیگر روی جسم و روان انسان اثراتی دارد که برخی عبادات مانند نماز و روزه در تعدیل و اصلاح آن امور برای مؤمن می‌تواند اثرگذار بوده و در ذیل آن اثراتی جهانی هم برای کار او می‌توان در نظر گرفت ... مثل احادیثی که داریم که مثلاً امام علی علیه‌السلام زیر درختی نماز خواندند و آن درخت سبز شد، در حالیکه نماز امام قاعدتاً فقط باید روی خودشان اثر می‌گذاشت ... و بسیاری مثال‌های دیگر.

    منتظر اشکالات و اصلاح‌های حکیمانه‌ی شما و استاد گران‌قدر هستم ... اصلاح کنید تا هم به حول و قوه‌ی الهی اصلاح شوم و هم خداوند امرتان را برایتان اصلاح کند ان شاء الله
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    ما می‌دانیم که خداوند بسیاری از حقایق عالیه را به حرکات نسبی خورشید و زمین و ماه نسبت به هم ارتباط داده است، این یک دانسته‌ی ما به حساب می‌آید که حالا باید سعی کنیم بفهمیم چرا و چطور، مثل اینکه آزمایشی تجربی ترتیب دهیم و پدیده‌ای را مشاهده کنیم که در ابتدای کار به نظر عجیب می‌رسد و باید تلاش کنیم تا آن را بفهمیم ...
    کاملاً درست می‌فرمائید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    در اسلام خداوند ابتدا زمین را خلق کرده است و سپس آسمان را ... هفت آسمان بر روی هفت زمین بنا شده‌اند ... با توجه به اینکه تا قبل از رسول خدا صل‌الله‌علیه‌وآله احدی در دوره‌ی حیاتش معراج جسمانی به آسمان‌ها نداشته و اینکه افرادی بوده‌اند که به زمین‌های بالاتر رفته باشند (با اینکه ظاهراً بین هر دو زمین یک آسمان و بین هر دو آسمان یک زمین قرار دارد) باید نتیجه بگیریم که این زمین‌ها به هم ارتباط دارند و در نتیجه هندسه‌ی جهان به این صورت ساده که ما می‌بینیم نباید باشد ...
    در مورد اینکه ابتدا زمین خلق شده و یا آسمان، بحث است. اما به نظر می‌آید ابتدا باید آسمان خلق شده باشد.
    اما مطلب شما این را می‌رساند که چیزی شبیه هیئت بطلمیوسی و زمین مرکزی را باور داشته باشید. (همانند یک پیاز چند لایه که زمین در مرکز آن و شش زمین و هفت آسمان پیرامون آن هستند به گونه‌ای که بین هر دو زمین یک آسمان و بین هر دو آسمان یک زمین قرار دارد)
    اگر بغیر این است لطفاً دیدگاهتان را مبسوط‌ تر بیان کنید.
    آن دیدگاه حداقل ایرادش این است که حرکت انتقالی فعلی زمین را قفل میکند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    در برخی روایات سفرهای بین زمین‌ها از درون غارها و تونل‌هایی که بعضاً ظاهر شده‌اند انجام گرفته‌است که بسیار شبیه بحث کرم‌چاله‌ها به نظر می‌رسد و اینکه با وسایل ابتدایی راه رفتن و ... ظرف چند ماه می‌توان از آن طرف تونل‌ها بیرون آمد ... اگر جایگاه زمین متفاوت از آنچیزی باشد که ما فکر می‌کنیم بعید نیست که جایگاه خورشید و ماه هم متفاوت باشند، البته طرح مسأله وقتی خودش مبهم باشد پاسخ روشن دادن به آن کار آسانی نخواهد بود. برای شروع اول باید جایگاه زمین را در این منظومه و بعد این کهکشان بشناسیم ... مطابق حدیث می‌دانیم که مثلاً اگر درست خاطرم باشد سه زمین از هفت زمین و چهار آسمان از هفت آسمان آباد هستند اما انسان که اشرف مخلوقات است بر روی زمین اول خلق شده است ... آیا زمین واقعاً کروی است؟ هندسه‌ای که ما از عالم داریم می‌بینیم یک هندسه‌ی سه بعدی است اما اگر عالم ابعاد بیشتری داشته باشد این دیدگاه ما تنها تصویر آن هندسه‌ی اصلی روی سه بعد خواهد بود، همانطور که اگر یک استوانه‌ی سه بعدی روی یک صفحه تصویر شود اثرش ممکن است دایره باشد با اینکه در راستای بعد سوم هم این دایره ادامه دارد و صفحات زیادی را به هم مرتبط می‌کند.
    صحبت از بیش از ابعاد سه گانه (x,y,z) نه تنها غیر قابل تصور است، بلکه محال نیز بنظر می‌رسد.
    چگونه می‌توان بُعدی مکانی بغیر از این سه جهت تصور نمود؟
    بنظر حقیر یکی از اشتباهات رایج همین است که پس از گسترش نقطه به خط، و گسترش خط به سطح، و گسترش سطح به حجم، آنگاه در تصوری محال و کاملاً عجیب، ادعا می‌شود که میتوان با گسترش این حجم سه بعدی، به بُعد چهارم دست یافت.
    چگونه؟ دیگر در چه جهتی این حجم گسترش خواهد یافت؟

    البته ذکر این نکته نیز لازم است که کمرنگ شدن نظریه ریسمان‌ها در مقابل مدل کلاسیک ذره‌ای نیز دیدگاه وجود ابعاد بیشتر مکانی را کمرنگ می‌کند.
    به نظر حقیر وجود ابعاد بیشتر از سه جهت طول و عرض و ارتفاع، محال است. اما وجود ابعاد بیشتر را به گونه‌ای دیگر قبول می‌کنم و آن میدانهائی افزون بر دو میدان الکتریکی و مغناطیسی در ذره کوانتومی است.


    ادامه دارد ...

    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۳/۰۵/۰۳ در ساعت ۰۰:۰۰
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    درک لااقل برخی از مسائل عالیه بستگی‌اشان به حرکات نسبی خورشید و ماه و زمین چندان عجیب نیست. بگذارید از اینجا شروع کنیم که در بحث وحدت وجود انسان به صورت بالقوه اشرف مخلوقات است (برخی انسان‌ها هم این فضیلت را بالفعل کسب می‌کنند که آنها بر روی رأس هرم طبقات وجود خواهند بود، قبل از ایجاد کثرت و در خود مرحله‌ی وحدت وجود)، تمام عالم فرع بر وجود اوست، کثرت از او شروع می‌شود، پس طبیعی است که تغییر کوچکی در انسان به صورت بالقوه بتواند روی کل عالم وجود اثرات بزرگ و عظیمی بگذارد، از دیدگاه فلسفه‌ی اسلامی. حالا مثلاً خسوف و کسوف را در نظر بگیرید، با تولد انسان در دنیا هوشیاری انسان اسیر در دنیا می‌شود (مقید به حواس ظاهری، توضیح بیشتر در اینجا) که البته کم‌کم می‌تواند از ظاهر به کمک عقل و شهود به باطن هم پل بزند. این انسان اگر در دنیا پدیده‌ی عجیب و سهمگین مثل طوفان و رعد و برق‌های بزرگ و زلزله و سیل و ... ببیند که عموم مردم با آنها بترسند در دلش ایجاد نگرانی می‌شود ... در مورد خسوف و کسوف هم اگرچه نترسد ولی حالتی از اضطراب ممکن است در او شکل بگیرد، این نگرانی در انسان (بخصوص اگر مؤمن باشد که بخشی از پتانسیل انسانی‌اش به فعلیت رسیده است) ممکن است اثرات بزرگی روی کل عالم بگذارد، خداوند هم نماز آیات را بر او واجب می‌کند (نماز بر کافر واجب نیست و اگر ایمان بیاورد قضا هم ندارد!) تا انسان متذکر بشود که «لا مؤثر فی الوجود الا الله». این یک نظر قطعی نیست و تنها یک حدس اولیه است که شاید اشکالات زیادی هم به آن وارد باشد، ولی قصد حقیر این بود که ارتباط حقایق عالی عالم را به حرکت نسبی کواکب از طریق خود انسان بدهم و نه از خارج انسان، اینکه وجوب نماز آیات دراثر خورشیدگرفتگی ایجاد اضطراب در خود انسان می‌کند و نماز برای اصلاح آن و اثرات آن در عالم بر مؤمن واجب می‌شود، نه اینکه ماه و خورشید مستقیماً گرفته شدنشان نماز واجب گرداند.
    در مورد ارتباط اوقات شرعی با حرکت خورشید نسبت به زمین و در واقع حرکت زمین نسبت به خودش و خورشید، و اینکه تقویم معنوی انسان قمری باشد ... اینها را هم شاید بتوان به همین سبک به خود انسان مرتبط دانست، مثلاً وضعیت خورشید و زمین نسبت به هم و وضعیت ماه و زمین نسبت به هم و وضعیت هر سه نسبت به یکدیگر روی جسم و روان انسان اثراتی دارد که برخی عبادات مانند نماز و روزه در تعدیل و اصلاح آن امور برای مؤمن می‌تواند اثرگذار بوده و در ذیل آن اثراتی جهانی هم برای کار او می‌توان در نظر گرفت ... مثل احادیثی که داریم که مثلاً امام علی علیه‌السلام زیر درختی نماز خواندند و آن درخت سبز شد، در حالیکه نماز امام قاعدتاً فقط باید روی خودشان اثر می‌گذاشت ... و بسیاری مثال‌های دیگر.
    چند نکته‌ای که در مورد نقل فوق به ذهن حقیر می‌رسد را خدمت شما برادر بزرگوار عرض می‌کنم:

    اگر بخواهیم این موارد را با محوریت انسان بررسی کنیم، باید به این نکته توجه داشت که انسان مرکب از روح و جسم است.
    این تأثیراتی که شما فرمودید بیشتر بر روی جسم و روان مادی انسان است که میتواند به تبع آنها نفس را نیز متأثر نماید.
    لذا زمانی که جسمی خلق نشده، این تأثیرات چگونه و حول چه محوری توجیه خواهند شد؟
    قطعاً اموری مانند وضعیت خورشید و زمین و ماه نسبت به هم و ... تأثیری بر عقل اول یا نور اول نداشته‌اند و نخواهند داشت.

    از سوی دیگر، چه بسیار ترسیدنها و انرژی‌های مثبت و منفی بسیار که از انسانها فارغ از روز و ماه و سال خاصی بروز می‌یابد ولی میبینیم که اثر خاص و عظیمی برعالم نمیگذارد.
    پس این مطلب که اگر مثلاً نماز آیاتی وجود نداشت، ممکن بود نگرانیها و اضطراب انسان عالم را دچار تحول عظیمی کند، صحیح به نظر نمیرسد.

    ماه رمضان و لیالی قدر آنرا در نظر بگیرید.
    این ماه و نیز شب قدر در طول سال‌های شمسی ثابت نیستند.
    این امر نشان می‌دهد که موقعیت خاصی از قرار گیری خورشید و ماه و زمین نسبت به هم، این ماه و شب قدر را رقم نمیزند.
    به عبارت دیگر آن تقویم معنوی، چون در طول سالهای شمسی در حال گردش است، نمیتوان بر افق اجرام خورشید و ماه و زمین منطبقش ساخت و مرتبطش نمود.


    یک مورد هم در مورد نماز امام(ع) و آن درخت:
    در بحث گره خودن مکانیک کوانتوم به بعضی امور، دو امرِ ذهن انسان و فتوسنتز گیاهان از همه جالب توجه‌تر و شیرین‌تر هستند.
    همانگونه که فرآیندهای غیر الگوریتمیک ذهن انسان کاملاً کوانتومیند، فرآیند فتوسنتز گیاهان نیز همینگونه است.
    لذا اثراتی که موج-ذره‌های کوانتومی ذهن انسان و گیاه میتوانند بر هم داشته باشند، غیر قابل انکار است.

    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب.
    ...
    در مورد اینکه ابتدا زمین خلق شده و یا آسمان، بحث است. اما به نظر می‌آید ابتدا باید آسمان خلق شده باشد.
    اما مطلب شما این را می‌رساند که چیزی شبیه هیئت بطلمیوسی و زمین مرکزی را باور داشته باشید. (همانند یک پیاز چند لایه که زمین در مرکز آن و شش زمین و هفت آسمان پیرامون آن هستند به گونه‌ای که بین هر دو زمین یک آسمان و بین هر دو آسمان یک زمین قرار دارد)
    اگر بغیر این است لطفاً دیدگاهتان را مبسوط‌ تر بیان کنید.
    آن دیدگاه حداقل ایرادش این است که حرکت انتقالی فعلی زمین را قفل میکند.


    سلام علیکم برادر عزیزم،

    برای چه معتقد هستید که اول باید آسمان خلق شده باشد؟

    نظریه‌ای را که به عنوان هیئت بطلمیوسی فرمودید را دقیقاً از قول امام رضا علیه‌السلام خواندم، البته برخی آن روایت را اگر درست خاطرم باشد ضعیف دانسته‌اند اما اعتراضات ایشان به نظر حقیر وارد نبود. البته در آن روایت اگر درست خاطرم باشد زمین هم سطحی صاف مطرح می‌گردد و نه کروی.

    در مورد حرکت کردن زمین هم مشکلی پیش نمی‌آید، اول اینکه در فیزیک جدید فضای اوقلیدوسی پایه یک فضای آفین (Affine Space) است، یعنی همان فضای حقیقی سه بعدی ولی بدون مرکز مختصات، هر کسی هر جا که بخواهد می‌تواند مبدأ مختصاتش را بگذارد و تمام بحث‌ها باید نسبی باشند. این بزرگترین ایراد فلسفی را به قانون دوم نیوتون وارد می‌کند چرا که در معادله‌ی نیوتون صحبت از شتاب مطلق مطرح است حال آنکه ما قاب ثابت مطلقی نمی‌شناسیم و در نتیجه این معادله حتی اگر درست می‌بود هم کاربردش برای هر مسأله‌ای تقریبی می‌شد. در بحث‌های معمولی قاب را خود زمین می‌گیرند تا وقتی که حرکت وضعی و انتقالی زمین اثراتش قابل صرفنظر باشد ... اما برای مسائل فضایی دیگر این اثرات مهم است و گاهی اثر حرکات خورشید و ... هم مهم می‌شوند و این یک چالش می‌شود که معادلات را در کدام قاب باید نوشت، یا نقطه‌ی ثابت را کجا باید در نظر گرفت. معمول است که ستاره‌ای بسیار دور را به عنوان Fixed Star بگیرند و بحث‌هایشان را انجام بدهند ... حالا شما بفرمایید از نظر موجودات احتمالی ساکن ان ستاره‌ی در دوردست چه استبعادی وجود دارد که زمین را Fixed Planet بگیرند؟ در نهایت همه‌اش فرض است و کسی نمی‌داند کجا ثابت است و کجا متحرک چون ما فقط حرکت‌های نسبی را داریم می‌سنجیم.

    با این وجود حقیر دنبال اثبات سکون زمین هم نیستم ... فرض کنید زمین حرکت هم داشته باشد ... هم وضعی دور خودش و هم انتقالی دور خورشید و هم به همراه خورشید در کهکشان و هم با تمامی کهکشان‌ها ... به هر حال بدیهی است که زمین توسط آسمان اول احاطه شده است ... حالا تمامی کهکشان‌ها و حرکتشان را محدود کنید به حجمی و بالای ان را زمین دوم بگیرید ... زمین دوم را هم با تمامی عالم سوار شده روی ان شناور در آسمان دوم و محاط به آن در نظر بگیرید و باز زمین سوم را محیط به این آسمان دوم و الی آخر ... به عبارت دیگر بحث محیط بودن و محاط بودن مهم است نه بحث سکون و شبیه آن در بحث هیئت‌های بطلمیوسی که سابقاً در قرن‌های گذشته مطرح بوده است.

    از طرفی ما در روایتی بخصوص در مورد حرکت زمین هم مطلب جالبی داریم. روایت اول در کتاب علل‌الشرایع مطلبی است که یک یهودی از امام علی علیه‌السلام پرسیده است که خیلی عجیب است. آن یهودی می‌پرسد که زمین کجاست یا بر چه چیزی استوار است؟

    حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ قَالَ أَتَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع يَهُودِيٌّ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ أَنْتَ أَخْبَرْتَنِي بِهَا أَسْلَمْتُ قَالَ عَلِيٌّ ع سَلْنِي يَا يَهُودِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ فَإِنَّكَ لَا تُصِيبُ أَحَداً أَعْلَمَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ أَخْبِرْنِي عَنْ قَرَارِ هَذِهِ الْأَرْضِ عَلَى مَا هُو؟ ... فَقَالَ ع أَمَّا قَرَارُ هَذِهِ الْأَرْضِ لَا يَكُونُ إِلَّا عَلَى عَاتِقِ مَلَكٍ وَ قَدَمَا ذَلِكَ الْمَلَكِ عَلَى صَخْرَةٍ وَ الصَّخْرَةُ عَلَى قَرْنِ ثَوْرٍ وَ الثَّوْرُ قَوَائِمُهُ عَلَى ظَهْرِ الْحُوتِ فِي الْيَمِّ الْأَسْفَلِ وَ الْيَمُّ عَلَى الظُّلْمَةِ وَ الظُّلْمَةُ عَلَى الْعَقِيمِ وَ الْعَقِيمُ عَلَى الثَّرَى وَ مَا يَعْلَمُ تَحْتَ الثَّرَى إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏ ...
    على بن احمد بن رضى اللَّه عنه مى‏گويد: محمّد بن يعقوب از على بن محمّد نقل نموده كه وى باسنادش حديث ذيل را مرفوعا «1» نقل كرده:
    شخصى يهودى محضر على بن ابى طالب عليه السّلام رسيد و عرض كرد: چند سؤال از شما مى‏نمايم در صورتى كه جواب آنها را بدهيد اسلام مى‏آورم. على عليه السّلام فرمودند: آنچه خواهى بپرس و محقّقا كسى را داناتر از ما اهل بيت نخواهى يافت. يهودى عرضه داشت: كره زمين بر چه استوار مى‏باشد؟ ... على عليه السّلام در جواب فرمودند: كره زمين روى دوش فرشته‏اى است و دو پاى آن فرشته روى سنگى و سنگ بر شاخ گاوى بوده و چهار دست و پاى گاو بر پشت ماهى كه در درياى اسفل مى‏باشد قرار دارد و دريا روى ظلمت و ظلمت و تاريكى بر عقيم و عقيم بر ثرى استوار است و كسى غير از خداوند عزّ و جلّ از زير ثرى مطّلع نيست. ...

    یادم هست بار اول که این حدیث را خواندم بدجوری جا خوردم! مطمئن بودم که این پاسخ غلط است و فقط داشتم فکر می‌کردم که چرا امام این جواب را دادند؟ شاید امام جواب غلطی را دادند که آن یهودی می‌خواسته بشنود؟ اما نه! مدام در این کلنجارها بودم تا یک آن به خودم آمدم که از کجا معلوم این حدیث اشتباه باشد؟ البته حقیر علم رجال ندارم ولی یکهو به نظرم رسید که بعید نیست حدیث درست باشد ... بعد نتایج جالبی از همین حدیث گرفتم، لااقل برای خودم جالب بود!
    اول از همه توجهتان را جلب می‌کنم به صور فلکی ... صوری مانند ثور (گاو) و حوت (ماهی) و ... یعنی این کلام حضرت امیر علیه‌السلام می‌تواند آدرس کره‌ی زمین در آسمان دنیا باشد تا می‌رسد به ثری ... که پایان مسطح عالم در زیر باشد ... ظاهراً انتهای عالم از جهات دیگر هم برسد به همین ثری و در زیارت‌نامه‌ی امام رضا علیه‌السلام ایشان را حجت خدا می‌دانیم بر «من فوق الأرض و من تحت الثری» که اینجا زیر ثری اشاره به زیر سقف عالم دارد و در نتیجه ثری باید تمام دورتادور عالم باشد.
    از این حدیث مسطح بودن زمین برداشت نمی‌شود ولی حرکت زمین در آسمان دنیا توسط ماهی که در دریای سفلی شنا می‌کند قابل برداشت است و این حرکت بسیاری فراتر از حرکت وضعی و انتقالی زمین است. در عین حال که همچنان آسمان اول بر زمین اول محیط است.
    خیلی دوست داشتم کمی علم نجوم داشتم می‌توانستم صور فلکی را بهتر متوجه شوم ولی کمی رویش وقت گذاشتم و نتوانستم بیشتر درش وارد شوم ...
    روایات دیگری هم داریم که در مورد عقیم و دریای اسفل و غیره توضیحاتی می‌دهند ... در همین دعاهای روزانه‌ی ماه مبارک هم جایی دیدم که نوشته شده بود در آسمان‌های علیا و زمین‌های سفلی و بالای آنها و پایین آنها و در میان آنها خدایی جز خداوند پرستیده نمی‌شود، یعنی صحبت از پایین‌تر از زمین‌های سفلی هم شده است همچنانکه صحبت از بالاترهای از آسمان‌های بالایی شده است.
    روایات شیعه در این زمینه به نسبت زیادند ... ولی باید تمام آنها را با هم خواند و سعی کرد بینشان را جمع کرد تا تصویر درستی از نظر اسلام در این موارد به دست آورد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    صحبت از بیش از ابعاد سه گانه (x,y,z) نه تنها غیر قابل تصور است، بلکه محال نیز بنظر می‌رسد.
    چگونه می‌توان بُعدی مکانی بغیر از این سه جهت تصور نمود؟
    بنظر حقیر یکی از اشتباهات رایج همین است که پس از گسترش نقطه به خط، و گسترش خط به سطح، و گسترش سطح به حجم، آنگاه در تصوری محال و کاملاً عجیب، ادعا می‌شود که میتوان با گسترش این حجم سه بعدی، به بُعد چهارم دست یافت.
    چگونه؟ دیگر در چه جهتی این حجم گسترش خواهد یافت؟

    البته ذکر این نکته نیز لازم است که کمرنگ شدن نظریه ریسمان‌ها در مقابل مدل کلاسیک ذره‌ای نیز دیدگاه وجود ابعاد بیشتر مکانی را کمرنگ می‌کند.
    به نظر حقیر وجود ابعاد بیشتر از سه جهت طول و عرض و ارتفاع، محال است. اما وجود ابعاد بیشتر را به گونه‌ای دیگر قبول می‌کنم و آن میدانهائی افزون بر دو میدان الکتریکی و مغناطیسی در ذره کوانتومی است.


    از نظر ریاضی تصور کردن بیش از سه بعد خیلی ساده است. مثلاً فرض کنید وقتی یک نمودار سه بعدی را بخواهیم روی کاغذ رسم کنیم یک راهش این است که بعد سوم را با رنگ نشان دهیم، هر چه قرمزتر مثلاً نمودار باشد یعنی حرکت رو به بالا در بعد سوم و هرچه رنگ آبی‌تر باشد یعنی حرکت رو به پایین‌تر در آن بعد سوم. راه دیگرش دیدن شکل سه بعدی در برش‌های دو بعدی متفاوت است که حاصل کار را می‌توان به صورت یک فیلم دید، حالا برای تصور بعد چهارم می‌توان جسمی سه بعدی را در نظر گرفت که هر نقطه‌اش رنگی دارد و آن رنگ خبر از مقدار کمیتی دارد که کشیدگی آن جسم در بعد چهارم را نشان می‌دهد، این رنگ می‌تواند معرف مثلاً دمای جسم باشد. یعنی چهار بعد ما وقتی سه بعد مکان و یک بعد دمایی باشند می‌توان بزرگی دما را با رنگ نمایش داد. همچنین ساختن فیلمی از تغییرات رنگی در جسم را می‌توان خبر از بعد پنجم جسم داد که مربوط به تغییرات در بعد چهارمش می‌شود، یا فیلمی از تغییر شکل جسم که برش‌های سه بعدی متفاوت از جسم چهار بعدی را نشانمان می‌دهد. اینکه زمان را بعد چهارم می‌گیرند هم تا حدودی از روی همین مطلب قابل برداشت کردن است.

    اما در مورد اینکه بیش از سه بعد مکانی نمی‌توان داشت شما فرض کنید موجودی دو بعدی از روی دیوار بالا برود تا برود روی سقف، او از یک سطح دو بعدی در فضای سه بعدی به فضای دو بعدی متفاوتی از همان فضای سه بعدی رفته است، یعنی همچنان دو بعدی است ولی دو بعدی که الآن درشان هست با دو بعدی که ابتدا رویشان بود تفاوت کرده است. حالا شما فرض کنید جهان ما ۴ بعدی باشد و یک موجود سه بعدی از این سه بعدی مکانی وارد سه بعد مکانی دیگری شود که در دو بعد با این دو بعد الآنش مشترک است. چه مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر جهان ما شش بعدی باشد و موجود سه بعدی وارد سه بعد مستقل از سه بعد اولش برود چه خواهد شد؟ هیچ ... البته به شرط آنکه توانایی رفتن از بعدی به بعد دیگر را داشته باشد.

    و در مورد اینکه بیش از سه بعد مکانی قابل تصور برای ما نیست پس ما موجوداتی به لحاظ مکانی سه بعدی هستیم، این حرف شاید درست باشد و شاید نباشد و به نظر حقیر هم درست نیست ... تصورات ما از عالم بر اساس محسوسات ماست و محسوسات ما تا کنون سه بعدی بوده است و درنتیجه تصوری که از عالم در ذهنمان داریم هم سه بعدی است، ولی آیا دلیل عقلی بر اینکه عالم باید سه بعد مکانی تنها داشته باشد هم داریم؟ از نظر عقلی در ریاضیات تا فضاهای بی‌نهایت بعدی هم داریم و البته از نظر ریاضیات فرق چندانی هم نمی‌کند که این ابعاد اضافه مکانی باشند یا هر چیز دیگر ... از نظر فیزیکی هم برای یک ذره‌ی متحرک گاهی لازم است از فضای ۶ بعدی به عنوان Configuration Space استفاده کنیم، فضایی با سه مختصات مکانی و سه مختصات ممنتومی اگر ممنتوم‌ها مستقل از مکان ذره باشند. به عبارت دیگر بعید نیست حرکت همانقدر واقعی باشد که مکان واقعی است و نتوان اصالت را تنها به مکان داد و سرعت را نادیده گرفت، لااقل در مقیاس میکروسکوپی. در مورد مقیاس ماکروسکوپی هم سه بعد مکانی سه بعد درک شده توسط چشم هستند، ولی چشم تنها وسیله‌ی سنجش ما از دنیا نیست، مثلاً زبان هم حداقل چهار بعد مستقل برای مزه‌ها تشخیص می‌دهد (شوری و تلخی و ترشی و شیرینی، نمی‌دانم تندی هم بعد مستقلی هست یا خیر؟) که هر کدام ممکن است شدت و ضعف (اندازه‌ی بردارها در فضای برداری با پایه‌ی برداری مزه‌های چهارگانه) داشته باشند، گوش هم فرکانس‌های متفاوتی را تشخیص می‌دهد و یک فضای برداری جدید می‌سازد که مثلاً فضای فوریه می‌تواند باشد که خودش بی‌نهایت بعدی است، همینطور بینی که بوهای متعددی را تشخیص می‌دهد، همینطور لامسه که از یک طرف دما را تشخیص می‌دهد و از طرف دیگر فشار را و ... و هر کدام برداری برای خودشان هستند ... البته حق دارید بگویید اینها که بجز با چشم تشخیص داده شده‌اند اصالت زیادی ندارند چون مثلاً بوییدن عبارت است از واکنش‌های شیمیایی خاصی در بینی و واقعاً چیزی به نام «بو» آنطور که به نظر می‌رسد وجود ندارد، بو در واقع مولکول‌های پریده از سطح مواد است و از جنس خود مواد است که در بینی آنطور احساس می‌شوند، همانطور که مزه هم همینطور است ... اما حقیر مشابه همین مطلب را در مورد چشم هم احتمال می‌دهم. مثلاً فرض کنید جهان ما ۵ بعدی باشد و اجسام پنج بعد داشته باشند، نور حاوی اطلاعات از دو بعد اضافه اما در چشم فیلتر شوند و تنها اطلاعات ناشی از سه بعد آن به مغز ارسال شوند، به هر حال در چشم هم یک سری اتفاقات الکتروشیمیایی می‌افتد که قابل فیلترگذاری هستند، کافی است نسبت به برخی اطلاعات بدون واکنش باشند همانطور که نسبت به بسیاری از فرکانس‌ها واکنش نمی‌دهد و آنها را نمی‌بیند. حالا کافی است که حس لامسه که ناشی از تعامل نیرویی ذرات با هم هستند و حس بینایی یکدیگر را تأیید کنند ... ما در یک دنیای مجازی سه بعدی خودمان را تصور خواهیم کرد در حالیکه جهان بیش از سه بعد داشته است. شما یک بازی آتاری دو بعدی را بازی کنید ... هم هر چه می‌بینید در همان دو بعد است و هم اینکه قید بیرون رفتن از دو بعد را در بازی دارید ... بعد از مدتی که در فضای بازی غرق شوید و بعد از آن بیرون بیایید برایتان جالب خواهد بود که آن قید دو بعدی بودن از روی شما برداشته شده است ... منع عقلی وجود ندارد که کسی که از قید این دنیا آزاد می‌شود هم نتواند عالم را با بیش از سه بعدی تصور کند و تجربه کند، چنانکه ظاهراً هم اینطور هست.
    افراد نابینا یا بدون حس لامسه‌ی فشاری (اگر چنین کسانی وجود داشته باشند که ان شاء الله نداشته باشند) یا کسانی که هر دو ضعف را دارند، چنین افرادی می‌توانند توضیحات جالبی به ما بدهند که آیا تصورشان از دنیا سه بعدی است یا خیر. آن وقت می‌شود بهتر نظر داد که آیا تصور سه بعدی بودن دنیا در ذهن ما اصالتی به خودی خود دارد یا مبتنی بر تجربیات ماست. البته به چنان افرادی شاید اولی باید منظورمان از سه بعدی بودن را بتوانیم توضیح بدهیم اگر ایشان تصوری از شکل نداشته باشند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    ادامه دارد ...
    با تشکر از شما دوست عزیز که حقیر را لایق توجه خودتان دانستید ...
    ان شاء الله روی صحبت‌های جدیدتان هم فکر می‌کنم تا بعد پاسخ بدهم.
    یا علی

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۵/۰۳ در ساعت ۰۲:۴۷
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام و عرض ادب.
    برادر عزیزم، جناب owari

    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    نظریه‌ای را که به عنوان هیئت بطلمیوسی فرمودید را دقیقاً از قول امام رضا علیه‌السلام خواندم، البته برخی آن روایت را اگر درست خاطرم باشد ضعیف دانسته‌اند اما اعتراضات ایشان به نظر حقیر وارد نبود. البته در آن روایت اگر درست خاطرم باشد زمین هم سطحی صاف مطرح می‌گردد و نه کروی.
    به نظر حقیر، همان عبارت قرمز رنگ می‌تواند دلیلی بر نادرستی آن حدیث باشد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    على بن احمد بن رضى اللَّه عنه مى‏گويد: محمّد بن يعقوب از على بن محمّد نقل نموده كه وى باسنادش حديث ذيل را مرفوعا «1» نقل كرده:
    شخصى يهودى محضر على بن ابى طالب عليه السّلام رسيد و عرض كرد: چند سؤال از شما مى‏نمايم در صورتى كه جواب آنها را بدهيد اسلام مى‏آورم. على عليه السّلام فرمودند: آنچه خواهى بپرس و محقّقا كسى را داناتر از ما اهل بيت نخواهى يافت. يهودى عرضه داشت: كره زمين بر چه استوار مى‏باشد؟ ... على عليه السّلام در جواب فرمودند: كره زمين روى دوش فرشته‏اى است و دو پاى آن فرشته روى سنگى و سنگ بر شاخ گاوى بوده و چهار دست و پاى گاو بر پشت ماهى كه در درياى اسفل مى‏باشد قرار دارد و دريا روى ظلمت و ظلمت و تاريكى بر عقيم و عقيم بر ثرى استوار است و كسى غير از خداوند عزّ و جلّ از زير ثرى مطّلع نيست. ...

    یادم هست بار اول که این حدیث را خواندم بدجوری جا خوردم! مطمئن بودم که این پاسخ غلط است و فقط داشتم فکر می‌کردم که چرا امام این جواب را دادند؟ شاید امام جواب غلطی را دادند که آن یهودی می‌خواسته بشنود؟ اما نه! مدام در این کلنجارها بودم تا یک آن به خودم آمدم که از کجا معلوم این حدیث اشتباه باشد؟ البته حقیر علم رجال ندارم ولی یکهو به نظرم رسید که بعید نیست حدیث درست باشد ... بعد نتایج جالبی از همین حدیث گرفتم، لااقل برای خودم جالب بود!
    اول از همه توجهتان را جلب می‌کنم به صور فلکی ... صوری مانند ثور (گاو) و حوت (ماهی) و ... یعنی این کلام حضرت امیر علیه‌السلام می‌تواند آدرس کره‌ی زمین در آسمان دنیا باشد تا می‌رسد به ثری ... که پایان مسطح عالم در زیر باشد ... ظاهراً انتهای عالم از جهات دیگر هم برسد به همین ثری و در زیارت‌نامه‌ی امام رضا علیه‌السلام ایشان را حجت خدا می‌دانیم بر «من فوق الأرض و من تحت الثری» که اینجا زیر ثری اشاره به زیر سقف عالم دارد و در نتیجه ثری باید تمام دورتادور عالم باشد.
    از این حدیث مسطح بودن زمین برداشت نمی‌شود ولی حرکت زمین در آسمان دنیا توسط ماهی که در دریای سفلی شنا می‌کند قابل برداشت است و این حرکت بسیاری فراتر از حرکت وضعی و انتقالی زمین است. در عین حال که همچنان آسمان اول بر زمین اول محیط است.
    پاسخ آن یهودی با توجه به آیاتی همانند « إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا » و نیز « وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » کاملاً واضح و مشخص است.
    اما در مورد توجیهی که شما از آن کلام دارید، باید خدمتتان عرض کنم که صور فلکی در واقع ترسیمات هندسی ذهنی ما و از دید ناظر زمینی می‌باشد.
    و توجیه قابل قبولی نیست که حضرت امیر(ع) بخواهند آدرس زمین را با توجه به ترسیماتی ذهنی از صور فلکی بدهند! (مثلاً زمین روی شاخ گاوی که در صورت فلکی ثور و در بالای سرمان مشاهده می‌کنیم است!!)
    کلاً مفاد این حدیث با مفاد آیاتی که خدمتتان عرض کردم در تضاد است.




    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    برای چه معتقد هستید که اول باید آسمان خلق شده باشد؟
    اگر آسمان فضائی باشد که اجرام آسمانی همانند زمین در آن معلق و شناورند، پس ابتدا باید آسمان خلق شده باشد و بعد زمین.
    افزون بر این، ظاهراً آیات قرآن نیز میتواند مؤید این مطلب باشد که آفرینش آسمان قبل از خلقت زمین بوده و طبقه بندی آن بعد از خلقت زمین.




    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    حالا شما بفرمایید از نظر موجودات احتمالی ساکن ان ستاره‌ی در دوردست چه استبعادی وجود دارد که زمین را Fixed Planet بگیرند؟ در نهایت همه‌اش فرض است و کسی نمی‌داند کجا ثابت است و کجا متحرک چون ما فقط حرکت‌های نسبی را داریم می‌سنجیم.

    ناظری که خارج از کهکشان راه شیری باشد، هم حرکت این کهکشان را می‌بیند، هم حرکت منظومه شمسی در کهکشان را، و هم حرکت کره زمین پیرامون خورشید در منظومه را.



    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    با این وجود حقیر دنبال اثبات سکون زمین هم نیستم ... فرض کنید زمین حرکت هم داشته باشد ... هم وضعی دور خودش و هم انتقالی دور خورشید و هم به همراه خورشید در کهکشان و هم با تمامی کهکشان‌ها ... به هر حال بدیهی است که زمین توسط آسمان اول احاطه شده است ... حالا تمامی کهکشان‌ها و حرکتشان را محدود کنید به حجمی و بالای ان را زمین دوم بگیرید ... زمین دوم را هم با تمامی عالم سوار شده روی ان شناور در آسمان دوم و محاط به آن در نظر بگیرید و باز زمین سوم را محیط به این آسمان دوم و الی آخر ... به عبارت دیگر بحث محیط بودن و محاط بودن مهم است نه بحث سکون و شبیه آن در بحث هیئت‌های بطلمیوسی که سابقاً در قرن‌های گذشته مطرح بوده است.
    وقتی می‌گوئید ابتدا زمین خلق شده و بعد بقیه آسمانها و زمینها بر فراز آن افراشته شده است، قائل به مرکزیت زمین هستید.
    حالا چگونه است که این مرکز عالم، خودش حول ستاره خورشید در حال گردش است؟ این با مرکزیت زمین منافات دارد.




    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها

    از نظر ریاضی تصور کردن بیش از سه بعد خیلی ساده است. مثلاً فرض کنید وقتی یک نمودار سه بعدی را بخواهیم روی کاغذ رسم کنیم یک راهش این است که بعد سوم را با رنگ نشان دهیم، هر چه قرمزتر مثلاً نمودار باشد یعنی حرکت رو به بالا در بعد سوم و هرچه رنگ آبی‌تر باشد یعنی حرکت رو به پایین‌تر در آن بعد سوم. راه دیگرش دیدن شکل سه بعدی در برش‌های دو بعدی متفاوت است که حاصل کار را می‌توان به صورت یک فیلم دید، حالا برای تصور بعد چهارم می‌توان جسمی سه بعدی را در نظر گرفت که هر نقطه‌اش رنگی دارد و آن رنگ خبر از مقدار کمیتی دارد که کشیدگی آن جسم در بعد چهارم را نشان می‌دهد، این رنگ می‌تواند معرف مثلاً دمای جسم باشد. یعنی چهار بعد ما وقتی سه بعد مکان و یک بعد دمایی باشند می‌توان بزرگی دما را با رنگ نمایش داد. همچنین ساختن فیلمی از تغییرات رنگی در جسم را می‌توان خبر از بعد پنجم جسم داد که مربوط به تغییرات در بعد چهارمش می‌شود، یا فیلمی از تغییر شکل جسم که برش‌های سه بعدی متفاوت از جسم چهار بعدی را نشانمان می‌دهد. اینکه زمان را بعد چهارم می‌گیرند هم تا حدودی از روی همین مطلب قابل برداشت کردن است.

    اما در مورد اینکه بیش از سه بعد مکانی نمی‌توان داشت شما فرض کنید موجودی دو بعدی از روی دیوار بالا برود تا برود روی سقف، او از یک سطح دو بعدی در فضای سه بعدی به فضای دو بعدی متفاوتی از همان فضای سه بعدی رفته است، یعنی همچنان دو بعدی است ولی دو بعدی که الآن درشان هست با دو بعدی که ابتدا رویشان بود تفاوت کرده است. حالا شما فرض کنید جهان ما ۴ بعدی باشد و یک موجود سه بعدی از این سه بعدی مکانی وارد سه بعد مکانی دیگری شود که در دو بعد با این دو بعد الآنش مشترک است. چه مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر جهان ما شش بعدی باشد و موجود سه بعدی وارد سه بعد مستقل از سه بعد اولش برود چه خواهد شد؟ هیچ ... البته به شرط آنکه توانایی رفتن از بعدی به بعد دیگر را داشته باشد.

    و در مورد اینکه بیش از سه بعد مکانی قابل تصور برای ما نیست پس ما موجوداتی به لحاظ مکانی سه بعدی هستیم، این حرف شاید درست باشد و شاید نباشد و به نظر حقیر هم درست نیست ... تصورات ما از عالم بر اساس محسوسات ماست و محسوسات ما تا کنون سه بعدی بوده است و درنتیجه تصوری که از عالم در ذهنمان داریم هم سه بعدی است، ولی آیا دلیل عقلی بر اینکه عالم باید سه بعد مکانی تنها داشته باشد هم داریم؟ از نظر عقلی در ریاضیات تا فضاهای بی‌نهایت بعدی هم داریم و البته از نظر ریاضیات فرق چندانی هم نمی‌کند که این ابعاد اضافه مکانی باشند یا هر چیز دیگر ... از نظر فیزیکی هم برای یک ذره‌ی متحرک گاهی لازم است از فضای ۶ بعدی به عنوان Configuration Space استفاده کنیم، فضایی با سه مختصات مکانی و سه مختصات ممنتومی اگر ممنتوم‌ها مستقل از مکان ذره باشند. به عبارت دیگر بعید نیست حرکت همانقدر واقعی باشد که مکان واقعی است و نتوان اصالت را تنها به مکان داد و سرعت را نادیده گرفت، لااقل در مقیاس میکروسکوپی. در مورد مقیاس ماکروسکوپی هم سه بعد مکانی سه بعد درک شده توسط چشم هستند، ولی چشم تنها وسیله‌ی سنجش ما از دنیا نیست، مثلاً زبان هم حداقل چهار بعد مستقل برای مزه‌ها تشخیص می‌دهد (شوری و تلخی و ترشی و شیرینی، نمی‌دانم تندی هم بعد مستقلی هست یا خیر؟) که هر کدام ممکن است شدت و ضعف (اندازه‌ی بردارها در فضای برداری با پایه‌ی برداری مزه‌های چهارگانه) داشته باشند، گوش هم فرکانس‌های متفاوتی را تشخیص می‌دهد و یک فضای برداری جدید می‌سازد که مثلاً فضای فوریه می‌تواند باشد که خودش بی‌نهایت بعدی است، همینطور بینی که بوهای متعددی را تشخیص می‌دهد، همینطور لامسه که از یک طرف دما را تشخیص می‌دهد و از طرف دیگر فشار را و ... و هر کدام برداری برای خودشان هستند ... البته حق دارید بگویید اینها که بجز با چشم تشخیص داده شده‌اند اصالت زیادی ندارند چون مثلاً بوییدن عبارت است از واکنش‌های شیمیایی خاصی در بینی و واقعاً چیزی به نام «بو» آنطور که به نظر می‌رسد وجود ندارد، بو در واقع مولکول‌های پریده از سطح مواد است و از جنس خود مواد است که در بینی آنطور احساس می‌شوند، همانطور که مزه هم همینطور است ... اما حقیر مشابه همین مطلب را در مورد چشم هم احتمال می‌دهم. مثلاً فرض کنید جهان ما ۵ بعدی باشد و اجسام پنج بعد داشته باشند، نور حاوی اطلاعات از دو بعد اضافه اما در چشم فیلتر شوند و تنها اطلاعات ناشی از سه بعد آن به مغز ارسال شوند، به هر حال در چشم هم یک سری اتفاقات الکتروشیمیایی می‌افتد که قابل فیلترگذاری هستند، کافی است نسبت به برخی اطلاعات بدون واکنش باشند همانطور که نسبت به بسیاری از فرکانس‌ها واکنش نمی‌دهد و آنها را نمی‌بیند. حالا کافی است که حس لامسه که ناشی از تعامل نیرویی ذرات با هم هستند و حس بینایی یکدیگر را تأیید کنند ... ما در یک دنیای مجازی سه بعدی خودمان را تصور خواهیم کرد در حالیکه جهان بیش از سه بعد داشته است. شما یک بازی آتاری دو بعدی را بازی کنید ... هم هر چه می‌بینید در همان دو بعد است و هم اینکه قید بیرون رفتن از دو بعد را در بازی دارید ... بعد از مدتی که در فضای بازی غرق شوید و بعد از آن بیرون بیایید برایتان جالب خواهد بود که آن قید دو بعدی بودن از روی شما برداشته شده است ... منع عقلی وجود ندارد که کسی که از قید این دنیا آزاد می‌شود هم نتواند عالم را با بیش از سه بعدی تصور کند و تجربه کند، چنانکه ظاهراً هم اینطور هست.
    دوست عزیز، اما مطالب شما به هیچ وجه مؤید این نیست که وجود بُعد چهارم مکانی، امکان داشته باشد.
    در این عالم مادی، صحبت از ابعاد مکانی افزون بر سه مؤلفه طول و عرض و ارتفاع، باید دلیل قرآنی، یا عقلی یا علمی داشته باشد.

    هر نقطه‌ای در فضا را در نظر بگیرید نسبت به هر مبدأ مختصات تنها سه مؤلفه طول و عرض و ارتفاع خواهد داشت و نه بیشتر.
    شما در ادامه رَویه نقطه به خط، خط به سطح و سطح به حجم، میخواهید از حجم سه بعدی به بعد چهارم مکانی برسید.
    این بعد چهارم مکانی در چه جهتی است که مؤلفه x,y,z ندارد؟!

    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۳/۰۵/۰۳ در ساعت ۱۶:۱۳
    از ثــری تا به ثــريّـــا به عبـــوديّــت او .............. همه در ذكر و مناجات و قيامند و قعود

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب.
    ...
    اگر بخواهیم این موارد را با محوریت انسان بررسی کنیم، باید به این نکته توجه داشت که انسان مرکب از روح و جسم است.
    این تأثیراتی که شما فرمودید بیشتر بر روی جسم و روان مادی انسان است که میتواند به تبع آنها نفس را نیز متأثر نماید.
    لذا زمانی که جسمی خلق نشده، این تأثیرات چگونه و حول چه محوری توجیه خواهند شد؟
    قطعاً اموری مانند وضعیت خورشید و زمین و ماه نسبت به هم و ... تأثیری بر عقل اول یا نور اول نداشته‌اند و نخواهند داشت.


    سلام علیکم و رحمة الله بر برادر عزیزم،
    درسته این تأثیرات بر انسان مقید به دنیاست ... اما خوب قبل از اینکه برای انسان جسمی خلق شود مگر انسان تکلیف شرعی و ... داشته است؟ اینها نه تنها برای بعد از خلقت جسم برای او که برای بعد از بلوغ عقلی اوست ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    از سوی دیگر، چه بسیار ترسیدنها و انرژی‌های مثبت و منفی بسیار که از انسانها فارغ از روز و ماه و سال خاصی بروز می‌یابد ولی میبینیم که اثر خاص و عظیمی برعالم نمیگذارد.
    پس این مطلب که اگر مثلاً نماز آیاتی وجود نداشت، ممکن بود نگرانیها و اضطراب انسان عالم را دچار تحول عظیمی کند، صحیح به نظر نمیرسد.

    خوب از یک نظر این انتقاد شما وارد است و از طرفی نمونه‌هایی هم به ذهنم می‌رسد که بگوید برخی حوادث چنان اثراتی دارد. از آن بیان عام که فرموده شده اگر به مؤمنی ظلم شود (دقیقش را به خاطر ندارم، شاید هم اشتباه کنم) ارکان عرش به لرزه می‌افتد ... یا در ظهر عاشورا نزدیک بود که زمین و زمان فرو بریزد و خداوند حفظش کرد و حجت خدا اشاره کرد که زمین و آسمان آرام بگیرند.
    شاید به قول شما مصیبت نباشد که زمین و آسمان را می‌لرزاند و آن آثار نجومی را دارد ... بلکه مثلاً ظلم مردم و یا قهر خداوند باشد که بخاطر انسان زمین و آسمان‌ها را دگرگون می‌کند و نماز برای دفع خطر قهر خدا باشد. پدیده‌ی طبیعی که اکثر مردم از آن بترسند بعید نیست که جزئی از قهر خداوند را هم با خود داشته باشد؟
    نشان به این نشان که مثلاً گفته شده است هر ماه سه روز گرفتن روزه مستحب و سنت است، پنجشنبه‌ی اول و آخر ماه و چهارشنبه‌ی وسط ماه، بعد در توضیح آن آمده که چهارشنبه‌ی وسط ماه نحس است و عذاب‌ها در این روز نازل شده‌اند و مؤمن با روزه سپری برای خودش از قهر خداوند فراهم می‌کند، اگر روایت را اشتباه نگفته‌ باشم.
    به هر حال درست است که این مباحث جای بحث دارد، ولی صحبت اولمان باید این باشد که تقویم قمری و شمسی از آن جهت که روی انسان آثار باطنی دارند مبنای تعیین وظایف شرعی شده‌اند یا چیز دیگر؟ اصلاً فرض کردن دیگری ممکن است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    ماه رمضان و لیالی قدر آنرا در نظر بگیرید.
    این ماه و نیز شب قدر در طول سال‌های شمسی ثابت نیستند.
    این امر نشان می‌دهد که موقعیت خاصی از قرار گیری خورشید و ماه و زمین نسبت به هم، این ماه و شب قدر را رقم نمیزند.
    به عبارت دیگر آن تقویم معنوی، چون در طول سالهای شمسی در حال گردش است، نمیتوان بر افق اجرام خورشید و ماه و زمین منطبقش ساخت و مرتبطش نمود.


    خوب تقویم قمری ربطی هم به خورشید ندارد و فقط به ماه و افق ماه روی زمین دارد، حرکت کردن در طول سال شمسی مشکلی ایجاد نمی‌کند چون اثر ماه بر انسان ظاهرا خیلی بیشتر از خورشید باشد که گفته می‌شود مثلاً برای کارهایتان قمر در عقرب نباشد یا چیزهای دیگر ... خورشید تنها بر روی ساعات نماز و ... تأثیر دارد که ربطی به ما ندارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط استوار نمایش پست ها
    یک مورد هم در مورد نماز امام(ع) و آن درخت:
    در بحث گره خودن مکانیک کوانتوم به بعضی امور، دو امرِ ذهن انسان و فتوسنتز گیاهان از همه جالب توجه‌تر و شیرین‌تر هستند.
    همانگونه که فرآیندهای غیر الگوریتمیک ذهن انسان کاملاً کوانتومیند، فرآیند فتوسنتز گیاهان نیز همینگونه است.
    لذا اثراتی که موج-ذره‌های کوانتومی ذهن انسان و گیاه میتوانند بر هم داشته باشند، غیر قابل انکار است.
    ممنون نظر جالبی است، اما دیدگاه شما نسبت به مکانیک کوانتومی کدام است؟ اینکه توصیف آن توصیفی Ontic است یا توصیفی Epistemic ؟ یعنی وقتی بحث روی حقایق می‌کنیم آیا جایی برای توصیف مکانیک کوانتومی هست؟ کمی در اینترنت گشتم نتوانستم متوجه شوم که نگاه مکانیک بوهمی چگونه است ولی نگاه تعبیر کپنهاگی را تا جایی که می‌دانم Epistemic است ...

    با تشکر

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود