صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    اشاره قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر




    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات.

    در روایات اهل سنت، روایتی داریم که فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أبا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ.(صحیح بخاری) که مورد استناد علیه اهل سنت قرار می گیرد، ولی در صحاح اهل سنت، روایت دیگری نیز هست به این مضمون: لا یحلُّ لمسلمٍ أن یهجرَ أخاهُ فوقَ ثلاثٍ؛ فمن هجرَ فوقَ ثلاثٍ فمات، دخلَ النار ".(صحیح سنن أبی داود: 4106) اگر اهل سنت به این روایت دوم استناد کنند و بگویند این روایت بیشتر علیه حضرت فاطمه است تا علیه ابوبکر، چه پاسخی می توان به آنها داد؟

    با تشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۴۹

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست






    قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    1) ابتداء باید توجه داشت که با بررسی قرآن و سنت به این نتیجه می رسیم که نظر اسلام پیرامون رابطه ی زن با افراد نامحرم در حداقل رابطه ی ممکن می باشد و این امر به عنوان یک اصل اولی در روابط زن و مرد لحاظ شده است و از دیدگاه اسلام حضور زن در جامعه زمانی خالی از اشکال خواهد بود که وی علاوه بررعایت موازین شرعی مربوط به خویش، در ارتباط مستقیم با نامحرمان نیز نبوده باشد.

    قران کریم در رابطه با روابط مردان و زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»؛ و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه ‏تر است. این آیه بیانگر آن است که نبود ارتباط مستقیم میان زن و مرد به مصلحت آنان بوده و در راستای حفظ طهارت قلوب آنان می باشد.

    در روایتی که محتوای اصلی آن در منابع شیعی و سنی[1] به یک صورت است می خوانیم: زمانی زن به پروردگارش نزدیکتر است که در کنج خانه قرار گیرد و از منزل خویش بیرون نیاید.[2]

    بنابراین اصل در عدم ارتباط زن و مرد می باشد و در موارد ضرورت نیز دلیلی نداریم که این ارتباط بر اساس ایجاد علایق طرفینی بوده باشد؛ لذا شاید بتوان گفت که مفاد روایات نهی از قهر تا سه روز، از حیطه ی روابط زن با مردان نامحرم منصرف باشد و شامل این مورد نگردد.

    2) باید توجه داشت که حضرت زهرا سلام الله علیها معصومه است و انسان معصوم نیز مرتکب خطا و یا گناه نخواهد شد.

    3) بنابراین فرض که روایات دال بر نهی از قهر تا سه روز عمومیت داشته باشند و شامل روابط زن و مرد نیز بشوند و بنابر این فرض که کسی به عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها معتقد نباشد می گوئیم:

    عمومیت این روایات به واسطه ی وجود مخصصاتی برداشته شده است و اینگونه نیست که ابراز تنفر از شخص مسلمانی و یا قطع ارتباط با او در همه ی موارد و مصادیق مذموم بوده باشد؛ زیرا بدیهی است که شخص مسلمان در معرض گناه بوده و در روابط اجتماعی ادله ی فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر مقدم بر ادله ی نهی از قهر با مسلمان تا سه روز خواهد بود؛ لذا چه بسا در مواردی قطع ارتباط با گناهکار به جهت بازداشتن وی از گناه و یا متنبه نمودن وی و یا بیزاری از عمل وی وظیفه شرعی بوده باشد.

    مرحوم مجلسى در ذیل روایتی از امام صادق عليه السلام که فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «لَاهِجْرَةَ فَوْقَ ثَلَاثٍ».[3] بيش از سه روز جدائى و قهر كردن روا نيست.

    می نویسند: ظاهر اين حديث آن است كه اگر ميانه دو برادر ايمانى در اثر كوتاهى كردن در آداب معاشرت كدورت و نقارى پيدا شد و سرانجام به قهر و جدائى‏ آنان انجامید نبايد آنان متاركه را بيش از سه روز ادامه دهند... و (بايد دانست كه) اين گونه اخبار مخصوص است به غير بدعت‏گذاران و هوا پرستان و آنان كه بر گناه خو گرفته ‏اند و رها نمى‏ كنند، و گرنه قهر و جدائى از آنان مطلوب و اين خود يك نوع نهى از منكر است.[4]

    4) با نگاهی به روایات وارده از سوی اهل سنت با همین تخصیص مواجه می شویم، به عنوان مثال ابوداود با روایتی که سند آن از دیدگاه عامه صحیح می باشد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می کند که حضرت فرمودند: «هر روز دوشنبه و پنجشنبه درهاى آسمان گشوده مى شود و در آن روز گناهان هر كس را كه براى خدا شريك قائل نباشد ببخشند مگر آن كس كه با برادر خود دشمنى داشته باشد. که در این صورت گفته می شود به این دو مهلت دهید تا با یکدیگر صلح نمایند».

    ابوداود بعد از نقل روایت می گوید:

    پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با برخی از زنانش تا چهل روز قطع مراوده نمودند و ابن عمر نیز با فرزند خویش قطع رابطه نمود تا اینکه فرزندش از دنیا رفت. ابوداود می گوید:‌ اگر قطع رابطه بخاطر خدا بوده باشد پس اشکالی در آن نیست و همانا عمر بن عبدالعزیز روی خودش را از (بخاطر ندیدن کسی) پوشاند.[5]

    با توجه به مطالب فوق می گوئیم:

    الف) وجهی برای رابطه ی از روی علایق میان زن و مرد وجود ندارد.

    ب) روایات بیانگر مذمت قهر که در منابع شیعه و سنی آمده اند عمومیت ندارند و به واسطه ی ادله ی نهی از منکر تخصیص می خورند.

    ج) قهر حضرت از ابوبکر به معنای قهر سیاسی می باشد و بر اساس نهی از منکر و به جهت متوجه ساختن مسلمانان از ظلم بر اهل بیت و انحراف از مسیر و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است و آنحضرت به وظیفه ی الهی خویش عمل نمودند.

    موفق باشید.


    [1] . مجمع الزوائد، الهیثمی،‌ح:2116:«عن النبي صلى الله عليه و سلم قال : المرأة عورة وإنها إذا خرجت استشرفها الشيطان وإنها أقرب ما تكون إلى الله وهي في قعر بيتها».

    [2] . بحار الانوار، ج 43، ص 92:« رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم از اصحاب خود پرسيد: زن چيست؟ آنها عرض كردند: «عَوْرَةٌ»: (چيزى است كه بايد پوشيده شود). فرمود:«فَمَتى تَكُونُ أَدْنى‏ مِنْ رَبِّها؟»؛ چه زمانى به پروردگار نزديكتر است؟ اصحاب نتوانستند جواب دهند، فاطمه عليها السلام چون اين سؤال را شنيد، فرمود: «أَدْنى‏ ما تَكُونُ مِنْ رَبِّها أَنْ تَلزَم قَعْرَ بَيْتِها»؛ زمانى به پروردگارش نزديكتر است كه در قعر خانه اش قرار گيرد. رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:«إِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّي.» فاطمه، پاره تن من است».

    [3]. الفقيه، ج 4، ص 380، ح 5809؛ الخصال، ص 183، باب الثلاثة، ح 250؛ الأمالي للطوسي، ص 391، المجلس 14، ح 8، و فيه مع زيادة في آخره، و في كلّها بسند آخر عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله، مع اختلاف يسير الوافي، ج 5، ص 920، ح 3278؛ الوسائل، ج 12، ص 260، ح 16251؛ البحار، ج 75، ص 185، ح 2.

    [4]. اصول کافی، ج4، 44.

    [5] . سنن أبي داود، أبو داود سليمان بن الأشعث السجستاني،ج4،ص432، ح4918، دار الكتاب العربي:« عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ « تُفْتَحُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ كُلَّ يَوْمِ اثْنَيْنِ وَخَمِيسٍ فَيُغْفَرُ فِى ذَلِكَ الْيَوْمَيْنِ لِكُلِّ عَبْدٍ لاَ يُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئًا إِلاَّ مَنْ بَيْنَهُ وَبَيْنَ أَخِيهِ شَحْنَاءُ فَيُقَالُ أَنْظِرُوا هَذَيْنِ حَتَّى يَصْطَلِحَا ». قَالَ أَبُو دَاوُدَ النَّبِىُّ -صلى الله عليه وسلم- هَجَرَ بَعْضَ نِسَائِهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا وَابْنُ عُمَرَ هَجَرَ ابْنًا لَهُ إِلَى أَنْ مَاتَ. قَالَ أَبُو دَاوُدَ إِذَا كَانَتِ الْهِجْرَةُ لِلَّهِ فَلَيْسَ مِنْ هَذَا بِشَىْءٍ وَإِنَّ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ غَطَّى وَجْهَهُ عَنْ رَجُلٍ. قال الألباني: صحيح.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۲۷ در ساعت ۱۵:۳۶
    قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر از کارشناس گرامی و سپاسگذاریِ پیشاپیش از دوستانی که اجازه می دهند این بحث بین بنده و کارشناس در جریان باشد و با بیان نقطه نظرات ارزشمند خویش باعث انحراف بحث نمی گردند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    الف) وجهی برای رابطه ی از روی علایق میان زن و مرد وجود ندارد.

    ب) روایات بیانگر مذمت قهر که در منابع شیعه و سنی آمده اند عمومیت ندارند و به واسطه ی ادله ی نهی از منکر تخصیص می خورند.

    ج) قهر حضرت از ابوبکر به معنای قهر سیاسی می باشد و بر اساس نهی از منکر و به جهت متوجه ساختن مسلمانان از ظلم بر اهل بیت و انحراف از مسیر و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است و آنحضرت به وظیفه ی الهی خویش عمل نمودند.


    در مورد دلایل ذکر شده از سوی شما:

    الف)روشن است که روابط بین دو انسان می تواند به سه حالت دوستی، قهر و عادی تقسیم شود(و البته این حالات نیز تقسیماتی دارند، مثلاً عادی نیز قابل تقسیم به آشنا بودن، غریبه بودن، همکار بودن و... است) همکنون چند صد میلیون زن مسلمان در جهان هستند که هیچیک با من قهر نیستند، ولی خب هیچکدام نیز دوست من محسوب نمی شوند. بعلاوه، اگر این مسئله وجهی از حریمهای روابط زن و مرد است، چرا طبق روایات تنها بعد از ظلم و جفا به حضرت فاطمه(س) رخ می دهند؟

    ب)وقتی حکمی در روایتی بیان می گردد، و اساس نقلی دارد، تخصیص آن نیز قاعدتاً باید نقلی باشد، یعنی جایی در نقل هم داشته باشیم که اگر کسی با یک مسلمان ظالم یا غاصب قهر کرد، ایرادی ندارد. آیا چنین چیزی داریم؟(بعلاوه بدعتگذار و هواپرست خواندن ابوبکر پیشفرض دشواریست که اثباتش بحثی مجزا را می طلبد ولی نمی تواند پیشفرضی برای بحث ما باشد.)

    ج)در مورد سیاسی بودنِ این قهر، خب خیلی سخت می شود این مسئله را اینگونه تفسیر کرد، روایت مورد استناد در صحیح بخاری، به وقوع مسئله پس از غصب فدک اشاره دارد و نه امری سیاسی مثل غصب ولایت مسلمین. لذا برای اثبات این ادعا از یک سو باید ثابت کنید که غصب فدک و دادخواهی حضرت فاطمه(س) فقط جنبه سیاسی داشته است و از سوی دیگر باید توضیح دهید که چرا پیش از غصب فدک و در دوران غصب ولایت، این قهر صورت نگرفت؟

    با تشکر



  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها

    الف)روشن است که روابط بین دو انسان می تواند به سه حالت دوستی، قهر و عادی تقسیم شود(و البته این حالات نیز تقسیماتی دارند، مثلاً عادی نیز قابل تقسیم به آشنا بودن، غریبه بودن، همکار بودن و... است) همکنون چند صد میلیون زن مسلمان در جهان هستند که هیچیک با من قهر نیستند، ولی خب هیچکدام نیز دوست من محسوب نمی شوند. بعلاوه، اگر این مسئله وجهی از حریمهای روابط زن و مرد است، چرا طبق روایات تنها بعد از ظلم و جفا به حضرت فاطمه(س) رخ می دهند؟

    ب)وقتی حکمی در روایتی بیان می گردد، و اساس نقلی دارد، تخصیص آن نیز قاعدتاً باید نقلی باشد، یعنی جایی در نقل هم داشته باشیم که اگر کسی با یک مسلمان ظالم یا غاصب قهر کرد، ایرادی ندارد. آیا چنین چیزی داریم؟(بعلاوه بدعتگذار و هواپرست خواندن ابوبکر پیشفرض دشواریست که اثباتش بحثی مجزا را می طلبد ولی نمی تواند پیشفرضی برای بحث ما باشد.)

    ج)در مورد سیاسی بودنِ این قهر، خب خیلی سخت می شود این مسئله را اینگونه تفسیر کرد، روایت مورد استناد در صحیح بخاری، به وقوع مسئله پس از غصب فدک اشاره دارد و نه امری سیاسی مثل غصب ولایت مسلمین. لذا برای اثبات این ادعا از یک سو باید ثابت کنید که غصب فدک و دادخواهی حضرت فاطمه(س) فقط جنبه سیاسی داشته است و از سوی دیگر باید توضیح دهید که چرا پیش از غصب فدک و در دوران غصب ولایت، این قهر صورت نگرفت؟

    با سلام و عرض ادب

    1) ادله دوستی با شخص مسلمان عام نمی باشند و تخصیص خورده اند و این تخصیص علاوه بر اینکه امری عقلی است در قرآن و روایات نیز آمده که خدای متعال ظالمین و همنشینی با ظالمین را مبغوض می دارد و دستور به نهی از منکر داده که خود دارای مراتبی است. رجوع فرمائید به آیات متعدد قرآن.

    2) در مورد ابوبکر و قهر حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به او مراجعه فرمائید به خطب ایراد شده ی حضرت چه در مسجد نبوی و چه در جمع زنان مهاجرین و انصار و دیگر خطب آن حضرت تا بدانید که مبارزه حضرت صدیقه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آغاز گردید و مساله ی فدک نیز همه ی درخواست آنحضرت نبوده است؛ بلکه درد و غم حضرت صدیقه عهد شکنی مردم و تبعیت از باطل و انحراف امت از مسیر هدایت بوده است.

    واینکه حضرت زهرا سلام الله علیها ابوبکر را مورد خشم و نفرین خویش قرار دادند و از مردان مهاجر و انصار نیز خشمگین شدند، به واسطه ی ایجاد بزرگترین انحراف در امت پیامبر صلی الله علیه و آله بوده که خود بزرگترین گناه و انحراف محسوب می گردد. رجوع شود به خطب حضرت.

    3) پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مردم را به تبعت از عترت فرا خواندند نه اینکه دستور داده باشند عترت از مردم تبعیت نمایند. قال: «لا تقدّموهما فتهلكوا ولا تقصروا عنهما فتهلكوا ولا تعلّموهم‏ فإنّهم أعلم منكم»؛ از آنان پيشى نگيريد كه هلاك خواهيد شد و درباره آنان كوتاهى نكنيد كه نابود خواهيد شد و به آنان مطلبى نياموزيد كه آنان از شما داناترند.

    بنابراین فعل عترت علیهم السلام خود بزرگترین میزان است که حوادث و موضوعات باید بر محور آن سنجیده شود نه اینکه کار آنها با امور دیگر سنجیده گردد.

    در
    این موضوع نیز عالمی از اهل سنت قائل به این مقاله نشده است؛ زیرا که بدیهی است کسی که سرور زنان اهل بهشت است به این مقام نخواهد رسید مگر در پرتوی عصمت.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۲۸ در ساعت ۱۵:۱۹
    قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    فَهَجَرَتْ أبا بَكْرٍ
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    لا یحلُّ لمسلمٍ أن یهجرَ أخاهُ فوقَ ثلاثٍ
    در کتاب غذاء الألباب في شرح منظومة الآداب نوشته ی شمس الدين، أبو العون محمد بن أحمد بن سالم السفاريني الحنبلي (المتوفى : 1188هـ) ج1،ص256 مطلبی وجود دارد که مَطْلَبٌ: فِي هَجْرِ مَنْ أَعْلَنَ بِالْمَعَاصِي:

    وَهِجْرَانُ مَنْ أَبْدَى الْمَعَاصِيَ سُنَّةٌ ... وَقَدْ قِيلَ إنْ يَرْدَعْهُ أَوْجِبْ وَأَكِّدْ
    (وَهِجْرَانُ) مَصْدَرُ هَجَرَهُ هَجْرًا بِالْفَتْحِ وَهِجْرًا بِالْكَسْرِ صَرَمَهُ قَالَ فِي النِّهَايَةِ: الْهَجْرُ ضِدُّ الْوَصْلِ يَعْنِي صَرْمَ وَقَطْعَ (مَنْ) أَيْ إنْسَانٍ مُكَلَّفٍ (أَبْدَى) أَيْ أَظْهَرَ وَأَعْلَنَ ذَلِكَ الْمُكَلَّفُ (الْمَعَاصِيَ) جَمْعُ مَعْصِيَةٍ وَهِيَ مَا يُعَابُ فَاعِلُهَا ضِدُّ الطَّاعَةِ. وَلَا فَرْقَ بَيْنَ كَوْنِ الْمَعَاصِي فِعْلِيَّةً أَوْ قَوْلِيَّةً أَوْ اعْتِقَادِيَّةً (سُنَّةٌ) مِنْ سُنَنِ الْمُصْطَفَى يُثَابُ الْإِنْسَانُ عَلَى فِعْلِهَا حَيْثُ كَانَ الْهَجْرُ لِلَّهِ تَعَالَى وَغَضَبًا لِارْتِكَابِ مَعَاصِيهِ أَوْ لِإِهْمَالِ أَوَامِرِهِ. قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ -: إذَا عَلِمَ أَنَّهُ مُقِيمٌ عَلَى مَعْصِيَتِهِ وَهُوَ يَعْلَمُ بِذَلِكَ لَمْ يَأْثَمْ إنْ جَفَاهُ حَتَّى يَرْجِعَ، وَإِلَّا كَيْفَ يَتَبَيَّنُ لِلرَّجُلِ مَا هُوَ عَلَيْهِ إذَا لَمْ يَرَ مُنْكَرًا وَلَا جَفْوَةً مِنْ صَدِيقٍ. وَقَدْ هَجَرَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - كَعْبًا وَصَاحِبِيهِ وَأَمَرَ أَصْحَابَهُ بِهَجْرِهِمْ خَمْسِينَ يَوْمًا. وَهَجَرَ نِسَاءَهُ شَهْرًا. وَهَجَرَتْ سَيِّدَتُنَا عَائِشَةُ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا - ابْنَ أُخْتِهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا - مُدَّةً. وَهَجَرَ جَمَاعَةٌ مِنْ الصَّحَابَةِ وَمَاتُوا مُتَهَاجِرِينَ - رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ -.
    أَمَّا هِجْرَانُ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - كَعْبًا وَصَاحِبَهُ وَهُمَا (مُرَارَةُ بْنُ رَبِيعَةَ) الْعَامِرِيُّ وَ (هِلَالُ بْنُ أُمَيَّةَ) الْوَاقِفِيُّ فَلِتَخَلُّفِهِمْ عَنْهُ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فِي غَزْوَةِ تَبُوكَ.
    وَأَمَّا هِجْرَانُهُ أَهْلَهُ شَهْرًا فَلِكَلَامٍ أَغْضَبَهُ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - مِنْ طَلَبِ بَعْضِ أُمُورٍ وَشُئُونٍ مِنْهُ حَتَّى أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يُخَيِّرَهُنَّ، فَخَيَّرَهُنَّ فَاخْتَرْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.
    وَأَمَّا هِجْرَانُ سَيِّدَتِنَا وَأُمِّنَا عَائِشَةَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا - ابْنَ أُخْتِهَا الْإِمَامَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - فَلِفَرْطِ كَرَمِهَا - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا - وَعَدَمِ اكْتِرَاثِهَا بِالدُّنْيَا فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ -: إنَّ هَذَا سَفَهٌ أَوْ كَلَامٌ مِنْ هَذَا الْمَعْنَى أَوْجَبَ غَضَبَ عَائِشَةَ وَآلَتْ أَنْ لَا تُكَلِّمَهُ أَبَدًا.
    وَلَفْظُ صَحِيحِ الْبُخَارِيِّ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ قَالَ فِي بَيْعٍ أَوْ عَطَاءٍ أَعْطَتْهُ عَائِشَةُ لَتَنْتَهِيَنَّ عَائِشَةُ أَوْ لَأَحْجُرَنَّ عَلَيْهَا فَقَالَتْ قَالَ هَذَا؟ قَالُوا نَعَمْ. قَالَتْ هُوَ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْرٌ أَنْ لَا أُكَلِّمَ ابْنَ الزُّبَيْرِ أَبَدًا فَاسْتَشْفَعَ ابْنُ الزُّبَيْرِ إلَيْهَا حِينَ طَالَتْ الْهِجْرَةُ، فَقَالَتْ لَا وَاَللَّهِ لَا أُشَفِّعُ فِيهِ أَبَدًا. قَالَ الْحَافِظُ ابْنُ حَجَرٍ: أَرَادَ الْبُخَارِيُّ بِإِيرَادِ أَثَرِ عَائِشَةَ هَذَا أَنْ يُبَيِّنَ أَنَّ حَدِيثَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - عَنْ الْهِجْرَةِ لَيْسَ عَلَى عُمُومِهِ بَلْ هُوَ مَخْصُوصٌ بِمَنْ هَجَرَ بِغَيْرِ مُوجِبٍ لِذَلِكَ. وَقَدْ أَخْرَجَهُ الْإِسْمَاعِيلِيُّ فِي صَحِيحِهِ وَفِيهِ فَطَالَتْ هِجْرَتُهَا إيَّاهُ فَنَغَّصَهُ اللَّهُ بِذَلِكَ فِي أَمْرِهِ كُلِّهِ فَاسْتَشْفَعَ بِالْمُهَاجِرِينَ فَلَمْ تَقْبَلْ. وَأَخْرَجَهُ إبْرَاهِيمُ الْحَرْبِيُّ مِنْ طَرِيقِ حُمَيْدِ بْنِ قَيْسٍ وَزَادَ فِيهِ: فَاسْتَشْفَعَ إلَيْهَا بِعُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ فَقَالَ لَهَا أَيُّ حَدِيثٍ أَخْبَرْتَنِيهِ عَنْ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - أَنَّهُ نَهَى عَنْ الصَّرْمِ فَوْقَ ثَلَاثٍ فَلَمْ تَقْبَلْ، أَيْ لِأَنَّ الْحَدِيثَ عِنْدَهَا مَخْصُوصٌ كَمَا تَقَدَّمَ. فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ عَلَى ابْنِ الزُّبَيْرِ كَلَّمَ الْمِسْوَرَ بْنَ مَخْرَمَةَ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْأَسْوَدِ بْنِ عَبْدِ يَغُوثَ وَهُمَا مِنْ بَنِي زُهْرَةَ وَقَالَ لَهُمَا أَنْشُدُكُمَا بِاَللَّهِ لَمَا أَدْخَلْتُمَانِي عَلَى عَائِشَةَ فَإِنَّهُ لَا يَحِلُّ لَهَا أَنْ تَنْذُرَ قَطِيعَتِي. فَأَقْبَلَ بِهِ الْمِسْوَرُ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ مُشْتَمِلِينَ بِأَرْدِيَتِهِمَا حَتَّى اسْتَأْذَنَا عَلَى عَائِشَةَ فَقَالَا السَّلَامُ عَلَيْك وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ أَنَدْخُلُ؟ قَالَتْ عَائِشَةُ اُدْخُلُوا. قَالُوا كُلُّنَا؟ قَالَتْ نَعَمْ اُدْخُلُوا كُلُّكُمْ وَلَا تَعْلَمُ أَنَّ مَعَهُمَا ابْنَ الزُّبَيْرِ. فَلَمَّا دَخَلُوا دَخَلَ ابْنُ الزُّبَيْرِ الْحِجَابَ، الْحَدِيثَ بِطُولِهِ وَفِيهِ أَنَّهُ بَكَى وَبَكَتْ وَأَعْتَقَتْ فِي نَذْرِهَا ذَلِكَ أَرْبَعِينَ رَقَبَةً كَمَا فِي الْبُخَارِيِّ.
    وَفِي رِوَايَةٍ: ثُمَّ بَعَثَتْ إلَى الْيَمَنِ بِمَالٍ قَالَ فَابْتِيعَ لَهَا بِهِ أَرْبَعُونَ رَقَبَةً فَأَعْتَقَتْهَا كَفَّارَةً لِنَذْرِهَا. وَأَرْسَلَ لَهَا ابْنُ الزُّبَيْرِ بِعَشْرِ رِقَابٍ فَأَعْتَقَتْهُمْ وَلَعَلَّهُمْ مِنْ جُمْلَةِ الْأَرْبَعِينَ بِأَنْ كَمَّلَتْ عَلَيْهِمْ.
    قَالَ أَبُو دَاوُد - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ -: إذَا كَانَتْ الْهِجْرَةُ لِلَّهِ فَلَيْسَ مِنْ هَذَا يَعْنِي مِنْ أَحَادِيثِ الْوَعِيدِ بِالْهِجْرَانِ بِشَيْءٍ، فَإِنَّ النَّبِيَّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - هَجَرَ بَعْضَ نِسَائِهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا. وَابْنُ عُمَرَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - هَجَرَ ابْنًا لَهُ إلَى أَنْ مَاتَ. وَالْإِمَامُ أَحْمَدُ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ هَجَرَ جَمَاعَةً مِمَّنْ أَجَابُوا فِي الْمِحْنَةِ مِثْلَ يَحْيَى بْنِ مَعِينٍ وَعَلِيِّ بْنِ الْمَدِينِيِّ وَغَيْرِهِمَا مَعَ فَخَامَةِ شَأْنِهِمْ، حَتَّى ذَكَرَ الْإِمَامُ ابْنُ الْجَوْزِيِّ أَنَّ الْإِمَامَ أَحْمَدَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - عَمِلَ أَبْيَاتًا فِي شَأْنِ عَلِيِّ بْنِ الْمَدِينِيِّ وَأَرْسَلَهَا إلَيْهِ وَهِيَ:يَا ابْنَ الْمَدِينِيِّ الَّذِي عَرَضَتْ لَهُ ... دُنْيَا فَجَادَ بِدِينِهِ لِيَنَالَهَا
    مَاذَا دَعَاك إلَى انْتِحَالِ مَقَالَةٍ ... قَدْ كُنْت تَزْعُمُ كَافِرًا مَنْ قَالَهَا
    أَمْرٌ بَدَا لَك رُشْدُهُ فَتَبِعْته ... أَمْ زِينَةُ الدُّنْيَا أَرَدْت نَوَالَهَا
    وَلَقَدْ عَهِدْتُك مَرَّةً مُتَشَدِّدًا ... صَعْبَ الْمَقَالَةِ لِلَّتِي تُدْعَى لَهَا
    إنَّ الْمُرَزَّى مَنْ يُصَابُ بِدِينِهِ ... لَا مَنْ يُرَزَّأُ نَاقَةً وَفِصَالَهَا
    ذَكَرَ هَذِهِ الْأَبْيَاتَ الْإِمَامُ ابْنُ الْجَوْزِيِّ فِي مَنَاقِبِ الْإِمَامِ أَحْمَدَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - بِسَنَدٍ لِابْنِ الْجَوْزِيِّ - رَحِمَهُ اللَّهُ -. وَكَمْ إمَامٍ هَجَرَ لِلَّهِ خِدْنًا كَانَ أَعَزَّ عَلَيْهِ لَوْلَا انْتِهَاكُهُ لِمَحَارِمِ مَوْلَاهُ مِنْ رُوحِهِ، فَصَارَ بِذَلِكَ كَالْجَمَادِ بَلْ أَدْنَى. فَلَا نُطِيلُ الْكَلَامَ بِحِكَايَاتِ أَئِمَّةِ الْإِسْلَامِ وَيَكْفِي مِنْ ذَلِكَ قِصَّةُ خَيْرِ الْأَنَامِ عَلَيْهِ أَفْضَلُ الصَّلَاةِ وَالسَّلَامِ مَعَ كَعْبٍ وَصَاحِبَيْهِ وَهِيَ مَشْهُورَةٌ فِي الصَّحِيحَيْنِ مَذْكُورَةٌ.
    (وَقَدْ) حَرْفُ تَحْقِيقٍ، وَتَأْتِي لِلتَّقْلِيلِ كَ (قَدْ يَصْدُقُ الْكَذُوبُ) وَلِلتَّكْثِيرِ كَقَوْلِ الشَّاعِرِ:
    قَدْ أَتْرُكُ الْفُرْنَ مُصْفَرًّا أَنَامِلُهُ
    وَلِلتَّوَقُّعِ قَدْ يَقْدُمُ الْغَائِبُ وَتَقْرِيبِ الْمَاضِي مِنْ الْحَالِ قَدْ قَامَ زَيْدٌ وَكَذَا لِتَقْرِيبِ الْمُسْتَقْبَلِ كَقَدْ قَامَتْ الصَّلَاةُ وَلِلنَّفْيِ كَقَوْلِهِمْ: قَدْ كُنْت فِي خَيْرٍ فَتَعْرِفَهُ بِنَصْبِ تَعْرِفُ. وَمَعْنَى هَذَا كَمَا ذَكَرْنَا لِلتَّحْقِيقِ (قِيلَ) فِعْلٌ مَاضٍ مَبْنِيٌّ لِلْمَجْهُولِ أَصْلُهُ قُوِلَ بِضَمِّ الْقَافِ وَكَسْرِ الْوَاوِ اُسْتُثْقِلَتْ الضَّمَّةُ عَلَى الْقَافِ فَحُذِفَتْ ثُمَّ نُقِلَتْ كَسْرَةُ الْوَاوِ إلَى الْقَافِ فَصَارَتْ قِوْلَ فَقُلِبَتْ الْوَاوُ يَاءً لِسُكُونِهَا وَانْكِسَارِ مَا قَبْلَهَا فَصَارَتْ قِيلَ (أَنْ يَرْدَعَهُ) أَيْ إنْ كَانَ الْهِجْرَانُ يَرْدَعُ مَنْ أَظْهَرَ الْمَعَاصِيَ أَيْ يَكُفُّهُ وَيَزْجُرُهُ وَيَرُدُّهُ، يُقَالُ رَدَعَهُ كَمَنَعَهُ كَفَّهُ وَرَدَّهُ (أَوْجَبَ) ذَلِكَ عَلَيْهِ (وَأَكِّدْ) الْوُجُوبَ لِأَنَّ مَا لَمْ يَتِمَّ الْوَاجِبُ إلَّا بِهِ فَهُوَ وَاجِبٌ. وَإِنْ حَرْفُ شَرْطٍ جَازِمٌ، وَيَرْدَعْهُ فِعْلُ الشَّرْطِ، وَأَوْجِبْ جَوَابُهُ، وَأَكِّدْ مَعْطُوفٌ وَحُرِّكَ بِالْكَسْرِ لِلْقَافِيَّةِ.
    وَقِيلَ
    عَلَى الْإِطْلَاقِ مَا دَامَ مُعْلِنَا ... وَلَاقِهِ بِوَجْهٍ مُكْفَهِرٍّ مُرَبَّدِ
    (وَقِيلَ) أَوْجَبَ هَجْرَهُ (عَلَى) سَبِيلِ (الْإِطْلَاقِ) مِنْ غَيْرِ قَيْدٍ بِكَوْنِهِ يَرْتَدِعُ بِهَذَا الْهَجْرِ أَوْ لَا. فَمَتَى ارْتَكَبَ مَعَاصِيَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى أَوْجِبْ عَلَى نَفْسِك وَإِخْوَانِك الْمُتَشَرِّعِينَ هِجْرَانَهُ (مَا دَامَ مُعْلِنَا) أَيْ مُدَّةَ دَوَامِ إعْلَانِهِ لِارْتِكَابِ الْمَعَاصِي. وَالْإِعْلَانُ الظُّهُورُ وَالْبَيَانُ وَهُوَ ضِدُّ السِّرِّ وَالْإِخْفَاءِ. قَالَ فِي الْآدَابِ الْكُبْرَى: يُسَنُّ هَجْرُ مَنْ جَهَرَ بِالْمَعَاصِي الْفِعْلِيَّةِ وَالْقَوْلِيَّةِ وَالِاعْتِقَادِيَّة، وَقِيلَ: يَجِبُ إنْ ارْتَدَعَ بِهِ وَإِلَّا كَانَ مُسْتَحَبًّا. وَقِيلَ: يَجِبُ هَجْرُهُ مُطْلَقًا إلَّا مِنْ السَّلَامِ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ.
    وَقِيلَ تَرْكُ السَّلَامِ عَلَى مَنْ جَهَرَ بِالْمَعَاصِي حَتَّى يَتُوبَ فَرْضُ كِفَايَةٍ، وَيُكْرَهُ لِبَقِيَّةِ النَّاسِ تَرْكُهُ. وَظَاهِرُ كَلَامِ سَيِّدِنَا الْإِمَامِ أَحْمَدَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - تَرْكُ السَّلَامِ وَالْكَلَامِ مُطْلَقًا. وَقَالَ الْقَاضِي أَبُو حُسَيْنٍ فِي التَّمَامِ: لَا تَخْتَلِفُ الرِّوَايَةُ فِي وُجُوبِ هَجْرِ أَهْلِ الْبِدَعِ وَفُسَّاقِ الْمِلَّةِ.
    وَظَاهِرُ إطْلَاقِهِ لَا فَرْقَ بَيْنَ الْمُجَاهِرِ وَغَيْرِهِ كَالْمُبْتَدِعِ وَالْفَاسِقِ فَيَنْبَغِي لَك إنْ كُنْت مُتَّبِعًا سُنَنَ مَنْ سَلَفَ أَنَّ كُلَّ مَنْ جَاهَرَ بِمَعَاصِي اللَّهِ لَا تُعَاضِدْهُ وَلَا تُسَاعِدْهُ وَلَا تُقَاعِدْهُ وَلَا تُسَلِّمْ عَلَيْهِ بَلْ اُهْجُرْهُ (وَلَاقِهِ) فِعْلُ أَمْرٍ مِنْ الْمُلَاقَاةِ (بِوَجْهٍ مُكْفَهِرٍّ) عَلَى وَزْنِ مُسْتَمِرٍّ هُوَ الْغَلِيظُ، يُقَالُ اكْفَهَرَّ وَجْهُهُ عَبَسَ وَقَطَبَ.
    وَفِي الْحَدِيثِ «الْقَوْا الْمُخَالِفِينَ بِوَجْهٍ مُكْفَهِرٍّ» قَالَ فِي النِّهَايَةِ: أَيْ عَابِسٍ قَطُوبٍ. وَحَدِيثُ ابْنِ مَسْعُودٍ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - «إذَا لَقِيت الْكَافِرَ فَالْقَهُ بِوَجْهٍ مُكْفَهِرٍّ» وَقَوْلُهُ (مُرَبَّدِ) صِفَةٌ بَعْدَ صِفَةٍ. وَالْمُرَبَّدُ الْمُلَوَّنُ وَزْنًا وَمَعْنًى.
    قَالَ فِي الْقَامُوسِ: تَرَبَّدَ تَغَيَّرَ، وَتَرَبَّدَتْ السَّمَاءُ تَغَيَّمَتْ وَتَعَبَّسَتْ انْتَهَى. وَقَالَ غَيْرُهُ: تَرَبَّدَ لَوْنُهُ وَأَرْبَدَ أَيْ تَلَوَّنَ وَصَارَ كَلَوْنِ الرَّمَادِ. وَقَالَ ابْنُ دُرَيْدٍ فِي الْجَمْهَرَةِ: وَالرُّبْدَةُ لَوْنٌ أَكْدَرُ مِنْ الْوَرْقَاءِ، يَعْنِي الْحَمَامَةَ الرَّبْدَاءَ. يُقَالُ نَعَامَةٌ رَبْدَاءُ وَظَلِيمٌ أَرْبَدَ. قَالَ وَتَرَبَّدَ وَجْهُ الرَّجُلِ إذَا احْمَارَّ حُمْرَةً فِيهَا سَوَادٌ عِنْدَ الْغَضَبِ. وَرَبَدَ السَّيْفُ فَرَبَدَهُ، يُقَالُ سَيْفٌ ذُو رُبْدٍ أَيْ فِيهِ شِبْهُ غُبَارٍ أَوْ مَدَبُّ نَمْلٍ. انْتَهَى.
    وَفِي قَصِيدَةِ بِشْرِ بْنِ أَبِي عَوَانَةَ الْعَبْدِيِّ الْجَاهِلِيِّ الَّتِي كَتَبَهَا إلَى أُخْتِهِ فَاطِمَةَ، كَانَ قَدْ خَرَجَ فِي ابْتِغَاءِ مَهْرِ ابْنَةِ عَمِّهِ فَعَرَضَ لَهُ أَسَدٌ فَقَتَلَ الْأَسَدَ، كَمَا ذَكَرَهُ فِي قُرَاضَةِ الذَّهَبِ وَقَالَ فِي ذَلِكَ:
    أَفَاطِمُ لَوْ شَهِدْت بِبَطْنٍ خَبْتٍ ... وَقَدْ لَاقَى الْهِزَبْرُ أَخَاك بِشْرَا
    إذًا لَرَأَيْت لَيْثًا رَامَ لَيْثًا ... هِزَبْرًا أَغْلَبًا لَاقَى هِزَبْرَا
    تَبَهْنَسَ إذْ تَقَاعَسَ عَنْهُ مُهْرِي ... مُحَاذَرَةً فَقُلْت عُقِرْت مُهْرَا
    أَنِلْ قَدَمَيَّ ظَهْرَ الْأَرْضِ إنِّي ... رَأَيْت الْأَرْضَ أَثْبَتَ مِنْك ظَهْرَا
    فَحِينَ نَزَلْت مَدَّ إلَيَّ طَرْفًا ... تَخَالُ الْمَوْتَ يَلْمَعُ مِنْهُ شَزَرًا
    فَقُلْت لَهُ وَقَدْ أَبْدَى نِصَالًا ... مُحَدِّدَةً وَوَجْهًا مُكْفَهِرَّا
    تَدَلَّ بِمِخْلَبٍ وَبِحَدِّ نَابٍ ... وَبِاللَّحَظَاتِ تَحْسَبُهُنَّ جَمْرَا
    وَفِي يُمْنَايَ مَاضِي الْحَدِّ أَبْقَى ... بِمِضْرَبِهِ قِرَاعَ الدَّهْرِ أَسْرَا
    إلَى آخِرِهَا. وَهِيَ قَصِيدَةٌ عَظِيمَةٌ.
    وَالشَّاهِدُ فِي قَوْلِهِ وَوَجْهًا مُكْفَهِرَّا يَعْنِي عَابِسًا قَطُوبًا. قَالَ الْإِمَامُ ابْنُ عَقِيلٍ فِي الْفُنُونِ: الصَّحَابَةُ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - آثَرُوا فِرَاقَ أَنْفُسِهِمْ لِأَجْلِ مُخَالَفَتِهَا لِلْخَالِقِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى. فَهَذَا يَقُولُ زَنَيْت فَطَهِّرْنِي، وَنَحْنُ لَا نَسْخُو أَنْ نُقَاطِعَ أَحَدًا فِيهِ لِمَكَانِ الْمُخَالَفَةِ.
    وَفُهِمَ مِنْ قَوْلِ النَّاظِمِ وَهِجْرَانُ مَنْ أَبْدَى الْمَعَاصِيَ، وَمِنْ قَوْلِهِ مَا دَامَ مُعْلِنًا أَنَّ مُرْتَكِبَ الْمَعَاصِي الْمُسْتَتِرَ لَا يُهْجَرُ وَهُوَ صَحِيحٌ قَالَ ابْنُ مَنْصُورٍ: قُلْت لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ -: إذَا عُلِمَ مِنْ الرَّجُلِ الْفُجُورُ أَيُخْبَرُ بِهِ النَّاسُ؟ قَالَ بَلْ يُسْتَرُ عَلَيْهِ إلَّا أَنْ يَكُونَ دَاعِيَةً. قَالَ ابْنُ مُفْلِحٍ - رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى -: وَيُتَوَجَّهُ أَنَّ فِي مَعْنَى الدَّاعِيَةِ مَنْ اُشْتُهِرَ وَعُرِفَ بِالشَّرِّ وَالْفَسَادِ يُنْكَرُ عَلَيْهِ وَإِنْ أَسَرَّ الْمَعْصِيَةَ. وَهُوَ يُشْبِهُ قَوْلَ الْقَاضِي فِيمَنْ أَتَى مَا يُوجِبُ حَدًّا إنْ شَاعَ عَنْهُ اُسْتُحِبَّ أَنْ يَذْهَبَ إلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ لِيَأْخُذَهُ بِهِ وَإِلَّا سَتَرَ نَفْسَهُ. قَالَ الْقَاضِي: فَإِنْ كَانَ يَسْتَتِرُ بِالْمَعَاصِي فَظَاهِرُ كَلَامِ الْإِمَامِ أَحْمَدَ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - أَنَّهُ لَا يُهْجَرُ. قَالَ فِي رِوَايَةِ حَنْبَلٍ: لَيْسَ لِمَنْ يَسْكَرُ وَيُقَارِفُ شَيْئًا مِنْ الْفَوَاحِشِ حُرْمَةٌ وَلَا وَصْلَةٌ إذَا كَانَ مُعْلِنًا بِذَلِكَ مُكَاشِفًا.
    وَقَالَ الْخَلَّالُ فِي كِتَابِ الْمُجَانَبَةِ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يُهْجَرُ أَهْلُ الْمَعَاصِي وَمَنْ قَارَفَ الْأَعْمَالَ الرَّدِيَّةَ أَوْ تَعَدَّى حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - عَلَى مَعْنَى الْإِقَامَةِ عَلَيْهِ أَوْ الْإِضْرَارِ. وَأَمَّا مَنْ سَكِرَ أَوْ شَرِبَ أَوْ فَعَلَ فِعْلًا مِنْ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ الْمَحْظُورَةِ ثُمَّ لَمْ يُكَاشِفْ بِهَا وَلَمْ يَلْقَ فِيهَا جِلْبَابُ الْحَيَاءِ فَالْكَفُّ عَنْ أَعْرَاضِهِمْ وَعَنْ الْمُسْلِمِينَ وَالْإِمْسَاكُ عَنْ أَعْرَاضِهِمْ أَسْلَمُ.
    وَقَالَ شَيْخُ الْإِسْلَامِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ: إنَّ الْمُسْتَتِرَ بِالْمُنْكَرِ يُنْكَرُ عَلَيْهِ وَيُسْتَرُ عَلَيْهِ، فَإِنْ لَمْ يَنْتَهِ فُعِلَ مَا يَنْكَفُّ بِهِ إذَا كَانَ أَنْفَعَ بِهِ فِي الدِّينِ. وَإِنَّ الْمُظْهِرَ لِلْمُنْكَرِ يَجِبُ الْإِنْكَارُ عَلَيْهِ عَلَانِيَةً، وَلَا تَبْقَى لَهُ غِيبَةٌ، وَيَجِبُ أَنْ يُعَاقَبَ عَلَانِيَةً بِمَا يَرْدَعُهُ عَنْ ذَلِكَ. وَيَنْبَغِي لِأَهْلِ الْخَيْرِ أَنْ يَهْجُرُوهُ مَيِّتًا إذَا كَانَ فِيهِ كَفٌّ لِأَمْثَالِهِ فَيَتْرُكُونَ تَشْيِيعَ جِنَازَتِهِ. انْتَهَى.
    وَهَذَا لَا يُنَافِيهِ وُجُوبُ الْإِغْضَاءِ عَنْهُ، فَإِنَّهُ لَا يَمْنَعُهُ وُجُوبُ الْإِنْكَارِ سِرًّا جَمْعًا بَيْنَ الْمَصَالِحِ. وَلِذَا يَقُولُ شَيْخُ الْإِسْلَامِ فِي بَعْضِ الْمَحَالِّ: تُعْتَبَرُ الْمَصْلَحَةُ قَالَ فِي الْآدَابِ: وَكَلَامُهُمْ ظَاهِرٌ أَوْ صَرِيحٌ فِي وُجُوبِ السَّتْرِ عَلَى هَذَا يَعْنِي الَّذِي لَمْ يُعْلِنْ بِالْمَعْصِيَةِ. وَظَاهِرُ كَلَامِهِمْ الْحَلَالُ يُسْتَحَبُّ. قَالَ ابْنُ مُفْلِحٍ: وَلَمْ أَجِدْ بَيْنَ الْأَصْحَابِ خِلَافًا فِي أَنَّ مَنْ عِنْدَهُ شَهَادَةٌ بِمَا يُوجِبُ حَدًّا لَهُ أَنْ يُقِيمَهَا عِنْدَ الْحَاكِمِ وَيُسْتَحَبُّ أَنْ لَا يُقِيمَهَا لِقَوْلِهِ - عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ - «مَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» فَدَلَّ هَذَا عَلَى أَنَّ سَتْرَهُ لَا يَجِبُ، وَأَنَّهُ يُنْكَرُ عَلَيْهِ بِطَرِيقِهِ. وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَنْ يَكُونَ الْمَشْهُودُ عَلَيْهِ مَشْهُورًا بِالشَّرِّ وَالْفَسَادِ أَمْ لَا.
    وَرَوَى أَبُو دَاوُد عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - عَنْ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - أَنَّهُ قَالَ «مَنْ رَأَى عَوْرَةً فَسَتَرَهَا كَانَ كَمَنْ أَحْيَا مَوْءُودَةً» قَالَ فِي شَرْحِ مُسْلِمٍ فِي قَوْلِهِ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - «وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» قَالَ أَمَّا السَّتْرُ الْمَنْدُوبُ إلَيْهِ هُنَا فَالْمُرَادُ بِهِ السَّتْرُ عَلَى ذَوِي الْهَيْئَاتِ وَنَحْوِهِمْ مِمَّنْ لَيْسَ هُوَ مَعْرُوفًا بِالْأَذَى وَالْفَسَادِ، وَأَمَّا الْمَعْرُوفُ بِذَلِكَ فَيُسْتَحَبُّ أَنْ لَا يُسْتَرَ عَلَيْهِ بَلْ يَرْفَعُ قِصَّتَهُ إلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ إنْ لَمْ يَخَفْ مِنْ ذَلِكَ مَفْسَدَةً، لِأَنَّ السَّتْرَ عَلَى هَذَا يُطْمِعُهُ فِي الْإِيذَاءِ وَالْفَسَادِ وَانْتِهَاكِ الْمُحَرَّمَاتِ وَجَسَارَةِ غَيْرِهِ عَلَى مِثْلِ فِعْلِهِ. وَهَذَا كُلُّهُ فِي سِتْرِ مَعْصِيَةٍ مَضَتْ وَانْقَضَتْ، أَمَّا مَعْصِيَةٌ رَآهُ عَلَيْهَا وَهُوَ بَعْدُ مُتَلَبِّسٌ فَتَجِبُ الْمُبَادَرَةُ بِإِنْكَارِهَا عَلَيْهِ وَمَنْعِهِ مِنْهَا عَلَى مَنْ قَدَرَ عَلَى ذَلِكَ فَلَا يَحِلُّ تَأْخِيرُهَا، فَإِنْ عَجَزَ لَزِمَهُ رَفْعُهَا إلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ إذَا لَمْ يَتَرَتَّبْ عَلَى ذَلِكَ مَفْسَدَةٌ. انْتَهَى.


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    با عرض سلام و خسته نباشید. استاد صدرای گرامی، همانطور که مطلع هستید بحث بر سر یک استدلال شیعی است و نمی تواند بر مبنای پیشفرضهای شیعی باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها

    1) ادله دوستی با شخص مسلمان عام نمی باشند و تخصیص خورده اند و این تخصیص علاوه بر اینکه امری عقلی است در قرآن و روایات نیز آمده که خدای متعال ظالمین و همنشینی با ظالمین را مبغوض می دارد و دستور به نهی از منکر داده که خود دارای مراتبی است. رجوع فرمائید به آیات متعدد قرآن.



    بزرگوار، رابطه مسلمان با مسلمان چه ارتباطی به رابطه خدا با انسان دارد؟ و خب دستور به نهی از منکر چه ربطی به قهر کردن دارد و اگر شما حدیث معتبری که یکی از مراتب آنرا قهر کردن می داند، ارائه فرمایید. شما بهتر از بنده می دانید که اثبات به عهده مدعی است و صرف ارجاع چیزی را ثابت نمی کند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها


    2) در مورد ابوبکر و قهر حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به او مراجعه فرمائید به خطب ایراد شده ی حضرت چه در مسجد نبوی و چه در جمع زنان مهاجرین و انصار و دیگر خطب آن حضرت تا بدانید که مبارزه حضرت صدیقه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آغاز گردید و مساله ی فدک نیز همه ی درخواست آنحضرت نبوده است؛ بلکه درد و غم حضرت صدیقه عهد شکنی مردم و تبعیت از باطل و انحراف امت از مسیر هدایت بوده است.

    واینکه حضرت زهرا سلام الله علیها ابوبکر را مورد خشم و نفرین خویش قرار دادند و از مردان مهاجر و انصار نیز خشمگین شدند، به واسطه ی ایجاد بزرگترین انحراف در امت پیامبر صلی الله علیه و آله بوده که خود بزرگترین گناه و انحراف محسوب می گردد. رجوع شود به خطب حضرت.


    بنده هم می دانم که مسئله فقط بر سر فدک نیست، ولی خب استدلال به هر مسئله ای نیاز به ارائه مدارک مورد قبول از سوی طرف مقابل را دارد. اگر این خطبه صحیح السند است، لطفاً صحت سند آنرا نشان بدهید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها



    3) پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مردم را به تبعت از عترت فرا خواندند نه اینکه دستور داده باشند عترت از مردم تبعیت نمایند. قال: «لا تقدّموهما فتهلكوا ولا تقصروا عنهما فتهلكوا ولا تعلّموهم‏ فإنّهم أعلم منكم»؛ از آنان پيشى نگيريد كه هلاك خواهيد شد و درباره آنان كوتاهى نكنيد كه نابود خواهيد شد و به آنان مطلبى نياموزيد كه آنان از شما داناترند.

    بنابراین فعل عترت علیهم السلام خود بزرگترین میزان است که حوادث و موضوعات باید بر محور آن سنجیده شود نه اینکه کار آنها با امور دیگر سنجیده گردد.


    این حدیث را که سندی برایش ذکر نفرمودید، اثبات صحتش از منظر اهل سنت، به عهدۀ شماست، ضمن اینکه اثبات اینکه منظور از عترت در دقیقاً چیست نیز به عهدۀ شماست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها


    در
    این موضوع نیز عالمی از اهل سنت قائل به این مقاله نشده است؛ زیرا که بدیهی است کسی که سرور زنان اهل بهشت است به این مقام نخواهد رسید مگر در پرتوی عصمت.


    یعنی می فرمایید علمای اهل سنت قائل به عصمت حضرت هستند؟ البته فکر کنم منظورتان را بد رسانده اید، ولی برداشتی که از جمله می شود همین است. به هر روی، عنایت دارید که برخی شبهات قدیمی هستند و برخی جدید و این شبهه را باید در زمرۀ شبهات جدید به حساب آورد.

    اجرتان با حضرت زهرا(س)




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    اگر اهل سنت به این روایت دوم استناد کنند و بگویند این روایت بیشتر علیه حضرت فاطمه است تا علیه ابوبکر، چه پاسخی می توان به آنها داد؟
    سلام
    در هر صورت چه نعوذ بالله روایت علیه حضرت فاطمه باشد چه علیه ابوبکر باشد باطل کننده عدالت صحابی است و در اینصورت هم مذهب اهل سنت که بر اساس عدالت تمام صحابی است بطلانش ثابت می شود:
    مثلا در کتاب عقيدة أهل السنة والجماعة في الصحابة،ص14 می گوید:
    الصحابة كلهم عدول
    وصحابة رسول الله صلى الله عليه وسلم كلهم عدول بتعديل الله تعالى لهم وثنائه عليهم وثناء رسوله صلى الله عليه وسلم. قال النووي في التقريب الذي شرحه السيوطي في تدريب الراوي: "الصحابة كلهم عدول من لابس الفتن وغيرهم بإجماع من يعتد به" انتهى. وقال الحافظ ابن حجر في الإصابة: "اتفق أهل السنة على أن الجميع عدول ولم يخالف في ذلك إلا شذوذ من المبتدعة" انتهى. ولهذا لا تضر جهالة الصحابي فإذا قال التابعي: "عن رجل صحب النبي صلى الله عليه وسلم" لم يؤثر ذلك في المروي لأن الجهالة في الصحابة لا تضر لأنهم كلهم عدول


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات.

    در روایات اهل سنت، روایتی داریم که فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أبا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ.(صحیح بخاری) که مورد استناد علیه اهل سنت قرار می گیرد، ولی در صحاح اهل سنت، روایت دیگری نیز هست به این مضمون: لا یحلُّ لمسلمٍ أن یهجرَ أخاهُ فوقَ ثلاثٍ؛ فمن هجرَ فوقَ ثلاثٍ فمات، دخلَ النار ".(صحیح سنن أبی داود: 4106) اگر اهل سنت به این روایت دوم استناد کنند و بگویند این روایت بیشتر علیه حضرت فاطمه است تا علیه ابوبکر، چه پاسخی می توان به آنها داد؟

    با تشکر
    سلام علیکم،
    خوب بیینید اینطور درست است بحث کنیم؟
    روایت اول می‌گوید حضرت از ایشان کناره گرفت و قهر کرد و هرگز هم از این کناره گیری بازنگشتند ...
    روایت دوم می‌گوید مسلمان با برادر ایمانی‌اش حرام است که بیش از سه روز قهر بماند و اگر ماند داخل آتش می‌شود ...
    آیه‌ی تطهیر و روایات سید‌ه‌ی نساء بودن اهل بهشت حضرت زهراء سلام الله علیها احتمال ارتکاب حرام بعد از نزول آیه‌ی تطهیر و احتمال ورود ایشان به جهنم را منتفی می‌کند ... فقط می‌ماند اینکه از نظر ایشان اولی و دومی برادر ایمانی به حساب نیایند ... به عبارت دیگر مسلمان نباشند.

    یا علی


       

    اما یک سؤال:
    طلاق مکروه هست و حرام نیست، آیا زن و شوهری که با قهر از هم جدا می‌شوند و دیگر یکدیگر را نمی‌بینند یا با هم کاری ندارند مرتکب حرام شده‌اند؟ گمان نکنم!

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۴/۲۹ در ساعت ۱۶:۵۰
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید. استاد صدرای گرامی، همانطور که مطلع هستید بحث بر سر یک استدلال شیعی است و نمی تواند بر مبنای پیشفرضهای شیعی باشد.
    با سلام و عرض ادب

    در نقد عقاید مخالف باید به استدلال آنها توجه داشت؛ نه اینکه از سوی خود برای آنها محمل و توجیهی بیان نمود.

    ابن حجر و به تبع آن دیگر اهل سنت در توجیه غضب و قهر حضرت صدیقه ی طاهره علیها السلام نسبت به ابوبکر می نویسد: «وأما سبب غضبها مع احتجاج أبي بكر بالحديث المذكور فلاعتقادها تأويل الحديث على خلاف ما تمسك به أبو بكر...»؛[1][2] اما سبب غضب فاطمه علیها السلام (بر ابوبکر) با اینکه ابوبکر به حدیث لانورث (احتجاج نمود آن است که)، فاطمه علیها السلام آن حدیث را بر خلاف آنچه ابوبکر استدلال نمود تاویل نمود.

    این استدلال بر اساس اصل عدالت صحابی بنا شده است، که دراین استدلال هر دو طرف دعوا معذور بوده؛ زیرا اصل آن است که صحابه عدول بوده و از عدالت ساقط نمی گردند؛ لذا بر اساس دیدگاه عامه افعالی که از آنان صادر شده که در ظاهر با عدالت آنها سازگاری ندارد توجیه می گردند؛ زیرا که آنان عادلند و بر خلاف عدالت عمل نمی نمایند.

    این جواب تنزل یافته ترین جوابی است که می توان به سوال شما داد؛ یعنی اگر کسی معتقد به جایگاه والای عترت نیز نباشد(که خود خلاف نصوص قطعی است) و اهل بیت علیهم السلام را با سایر صحابی یکسان بداند و هیچکدام را بر دیگری ترجیح ندهد این جواب به او داده می شود.


    موفق باشید.

    [1]. فتح الباری، ابن حجر، ج6،ص14.

    [2]. بیان مطلب بر اساس اعتقاد خصم است و الا استدلال ابن حجر با نصوص روایی و تاریخی منطبق نمی باشد.
    قهر کردن حضرت فاطمه(س) با ابوبکر
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود