صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالاتی در خصوص مهریه دختر حضرت شعیب علیه السلام (بحث فقهی)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350

    سوالاتی در خصوص مهریه دختر حضرت شعیب علیه السلام (بحث فقهی)




    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

    --------------------------------------------------

    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    خشهايي از سوالات شما كه مربوط به نظر فقهاي محترم است را بايد از كارشناسان فقه بپرسيد

    ضمن تشکر از شما استاد گرامی

    کدام بخش از سوالات حقیر فقهی می باشد، لطفا مشخص کنید، تا در صورت اتمام پاسخ گویی شما در همین تایپیک به کارشناس مربوطه ارجاع شود.

    (مدیران محترم لطفا داخل همین تایپیک ارجاع صورت پذیرد تا از پراکندگی پاسخ جلوگیری شود.)

    سوال من این است که در شریعت اسلام مه ریه متعلق به خود زوجه است نه ولی (پدر/جدپدری)؛ اما طبق این آیه از قرآن مهریه را ولی تملک نموده است.


    پاسخی را هم که داده شده است نوشتم،


    برخی می گویند در شریعت اسلام تملک مهریه توسط ولی(پدر) منسوخ شده است اما در شریعت حضرت شعیب(ع) تملک مهریه توسط ولی (پدر) اشکالی نداشته است.



    سوالات من در این خصوص این است که:

    1.کدام یک از فقها چنین پاسخی را داده اند؟ اسم این فقها چیست، در کدام کتاب نظرشان را بیان نموده اند ؟

    2.اگر در این خصوص که مهریه توسط ولی تملک شده است نه خود دختر و این مغایر شریعت اسلام است، پاسخ دیگری به غیر از دو پاسخی که ما یافتیم موجود است بیان نمایید تا بدانیم نظر دیگری می باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    در مورد ساير سوالات شما در تفاسيري كه بنده مراجعه داشتم ، پاسخي وجود نداشت و در خصوص نظرات فقها هم همانگونه كه عرض كردم بايد از كارشناسان فقهي سايت مستنداتش را بپرسيد.

    در تفاسیر نسبت به پاسخ به سوال فوق من یعنی چرا اجرت (مهر) به تملک ولی درآمده است نه دختر چه پاسخ دیگری موجود است؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    استاد قرائتي در ذيل آيه 27 سوره مباركه قصص مي فرمايند :
    "لازم نيست مهريه مال وثروت باشد. حضرت شعيب به موسى‏ گفت: دخترم را به ازدواج تو درمى ‏آورم به شرط آن كه هشت سال براى‏ من كار كني. (على‏ أن تأجرنى‏ ثمانِيَ حجج) (البتّه در شريعت اسلام مى ‏بايست به فتاواى‏ مراجع تقليد مراجعه كنيم.)( 1)"


    (1)- تفسير نور ، ذيل آيه 27 قصص

    اجیر نمودن زوج به عنوان مهریه اشکالی ندارد

    مرحوم محقق حلی می فرمانید که:

    "ويصح العقد على منفعة الحر ، كتعليم الصنعة ، والسورة من القرآن ، وكل عمل محلل ، وعلى إجارة الزوج نفسه مدة معينة"(1)

    مرحوم صاحب جواهر نیز می فرماید:

    "( و ) قد بان لك من ذلك أنه لا إشكال في أنه ( يصح العقد على منفعة الحر كتعليم الصنعة والسورة من القرآن ) والشعر والحكم والآداب ( وكل عمل محلل ) ، بل ( وعلى إجارة الزوج نفسه مدة معينة ) أو على عمل مخصوص ،وفاقا للمشهورلما عرفت"(2)

    شهید ثانی(ره) در مسالک الافهام می فرمایند:

    "النظر الثاني : في المهور . وفيه أطراف :
    الأول : في المهر الصحيح .
    وهو كل ما يصح أن يملك ، عينا كان أو منفعة . ويصح العقد على منفعة الحر ، كتعليم الصنعة والسورة من القرآن ، وكل عمل محلل ، وعلى إجارة الزوج نفسه مدة معينة ."(3)

    اساتید دکتر سید حسین صفایی و دکتر اسد الله امامی :
    "مهر المسمی عبارت از مال معینی که به عنوان مهر با توافق زوجین تعیین می شود ،یا شخصی که زوجین انتخاب کرده اند معین می کند.این مال ممکن است عین معین باشد............و نیز ممکن است عمل(کار) باشد....."(4)

    دکتر کاتوزیان :


    "مهر المسمی ممکن است عین معین باشد یا کلی و نیز می توان حق مالی یا منفعت یا انجام دادن کار معین را مهر زن قرار داد.مهر قرار دادن حق تالیف و اختراع و سرقفلی نیز امکان داد"(5)

    --------------------------------
    1.محقق حلي؛شرائع الاسلام،انتشارات استقلال - طهران،چاپ : الثانية،سال چاپ : 1409،ج2،ص545.
    2.نجفی،محمد حسن؛جواهر الکلام،ناشر : دار الكتب الإسلامية - طهران،چاپ : الثانية،سال چاپ : 1366 ش،ج31،ص4.
    3.شهید ثانی؛مسالک الافهام،ناشر : مؤسسة المعارف الإسلامية - قم - إيران،چاپ : الأولى،سال چاپ : 1416،ج8،ص158.
    4.صفایی،سید حسین-امامی،اسد الله؛مختصر حقوق خانواده،میزان،تهران،1389،ص14 7.
    5.کاتوزیان،ناصر؛قانون مدنی در نظم حقوق کنونی،میزان،تهران،1389،ص659. هم چنین: رک : خانواده،ج1،ش86.

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۹:۳۷

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

    --------------------------------------------------


    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي گويند كه"به باور پاره‏ اى منظور اين است كه: در برابر كارت پاداش و مزدى كه من به تو مى‏ دهم، اين است كه يكى از دو دخترم را به همسرى تو بر مى ‏گزينم.
    و پس از اين گفتگو، موسى را براى اداره امور خويش به خدمت گرفت و دخترش را نيز با شرايطى ساده و انسانى و مبلغى آسان و ناچيز - كه به عنوان مهريه مقرر شد - به همسرى موسى در آورد و نه اينكه هشت سال خدمت مهريه دختر باشد.
    با اين بيان مهريه دختر مبلغى ساده و ناچيز بود و اين هشت سال كار، شرط ضمن عقد بود كه از ديدگاه مذهب «ابوحنيفه» درست است، امّا با ظاهر آيه سازگار به نظر نمى‏ رسد ." (2)
    اما مفسران نمونه معتقدند كه از لحن آيه به خوبى برمى آيد كه مهريه واقعى هشت سال خدمت كردن بوده است.( 3)


    (2)- تفسير مجمع البيان ، ذيل آيه 27 قصص
    (3)- تفسير نمونه ، ج 16 ، ص68

    سلام استاد بزگوار

    از نقل مطلبتان از مجمع البیان بنده این برداشت رو کردم که حضرت موسی (ع) برای حضرت شعیب(ع) کار کردند، اجرت این عقد اجاره را هم حضرت شعیب (ع) یکی از دختران قرار می دهد، یعنی یکی از دو دختر در ازای این اجرت حضرت موسی(ع) اما مهریه دختر چیز دیگری بوده است نه 8 سال کار.


    سوالات:

    1.برداشت من از مجمع البیان درست بوده است؟

    2.آیا خود مرحوم طبرسی این عقیده را داشته است،چون نقل از ایشان شده است؟

    3.اگر چنین برداشتی درست است، مگر دختر مال بوده که به عنوان اجرت در عقد اجاره داده شود؟

    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۴/۱۴ در ساعت ۰۶:۳۳

  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

    --------------------------------------------------



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    سلام

    رَوَى إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ: لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ الْيَوْمَ فِي‏ الْإِسْلَامِ‏ بِإِجَارَةٍ بِأَنْ‏ يَقُولَ‏ أَعْمَلُ‏ عِنْدَكَ كَذَا وَ كَذَا سَنَةً عَلَى أَنْ تُزَوِّجَنِي أُخْتَكَ أَوِ ابْنَتَكَ قَالَ هُوَ حَرَامٌ لِأَنَّهُ ثَمَنُ رَقَبَتِهَا وَ هِيَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.
    - وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع لِأَنَّهُ عَلِمَ مِنْ طَرِيقِ الْوَحْيِ هَلْ يَمُوتُ قَبْلَ الْوَفَاءِ أَمْ لَا فَوَفَى بِأَتَمِّ الْأَجَلَيْن‏

    سكونى از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرده كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: در اسلام جايز نيست مهريّه زوجه را اجير شدن به عملى براى پدر زوجه يا برادرش قرار داد، و فرمود: اين حرام است زيرا مهر قيمت زوجيّت اوست و مربوط به خود زوجه است نه ديگرى.
    و در حديثى ديگر آمده كه: همانا موسى عليه السّلام كه چنين كرد (يعنى مهريّه زوجه‏اش را هشت يا ده سال چوپانى براى پدر همسر قرار داد) از طريق وحى مى‏دانسته كه آيا آنقدر عمرش هست كه به عهد وفا كند يا نه، و خود به مدّت بيشتر وفا كرده است.



    من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص: 423


    با سلام

    روایت استنادی شما از نظر سندی موثق می باشد،لازم است که
    مدیران محترم این مورد را به کارشناس حدیث گزارش دهند.(ترجیحا در همین تایپیک ارجاع شود)

    در این خصوص چند سوال موجود است که کارشناس محترم (کارشناس حدیث یا کارشناس محترم این تایپیک) حسب مورد پاسخ دهند:

    1.آن طور که معلوم می شود این است که در سند این روایت فقط یک راوی که مذهب عامی دارد می باشد، آیا می توان به روایتی که اولا صرفا یک راوی دارد و ثانیا راوی عامه است اعتنا کرد؟
    2.روایت های دیگری که مبنی بر صحت قرار دادن عمل زوج به عنوان مهریه می باشد موجود است؟


    سوالاتی در خصوص مهریه دختر حضرت شعیب علیه السلام (بحث فقهی)



    اما در این خصوص شاید این مطلب را بتوان آورد که :

    "اگر بعد از مقاربت مرد بمیرد حق زن از بین نمی رود چون قیمت این مقدار مهریه از ترکه مرد برداشت می شود و به زن پرداخت می شود چون این عمل در ذمه مرد بود و باید از ترکه آن به زن پرداخت شود. و این مثل اجاره نیست که اگر عین مستاجره تلف شود اجاره فسخ شود بلکه چون این عمل بر ذمه مرد بوده حق زن فسخ نمی شود. اما بر فرضی که بگوییم که این مهر هم مثل اجاره است و با تلف عین اجاره فسخ می شود و در مهریه هم با مردن مرد عمل از بین برود اما باز هم اشکالی نیست چون زن در اینجا مهر المثل می گیرد چون فرض این است که مرد با زن مقاربت کرده و با مقاربت باید مهریه به زن پرداخت شود و اگر مهر ممکن نبود مهرالمثل به ذمه مرد می آید."(1)




    _________________________

    1. منبع سایت مدرسه فقاهت (کلیک کنید)

    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۵:۴۹

  5. صلوات


  6. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    1.آن طور که معلوم می شود این است که در سند این روایت فقط یک راوی که مذهب عامی دارد می باشد، آیا می توان به روایتی که اولا صرفا یک راوی دارد و ثانیا راوی عامه است اعتنا کرد؟
    سلام
    آيت الله خویی در معجم رجال خویش در مورد همین راوی چنین می گوید:
    أن ما يعتبر في العمل بالرواية إنما هو الوثاقة لا العدالة، و أن فسق الجوارح و المخالفة في الاعتقاد لا يضر بحجية الخبر و استشهد لذلك بما روي عن الصادق ع أنه قال: إذا نزلت بكم حادثة لا تجدون حكمها فيما روي عنا، فانظروا إلى ما رووه عن علي ع فاعملوا به، ثم قال - قدس سره - و لأجل ما قلناه عملت الطائفة بما رواه حفص بن غياث و غياث بن كلوب و نوح بن دراج و السكوني و غيرهم من العامة عن أئمتنا ع إلخ.
    و معلوم أن هؤلاء المذكورين ليس لهم رواية عن علي ع، فمراده - قدس سره - من الاستشهاد بالرواية إنما هو جواز العمل بأخبار العامة إذا كان موثوقا بهم و عدم اعتبار العدالة في حجية خبر الواحد.
    و قد عد الرجل ممن هو متحرج في روايته و موثوق به في أمانته و إن كان مخطئا في أصل الاعتقاد.
    معجم ‏رجال ‏الحديث ج : 3 ص : 106

    که خلاصه سخن ایشان چنین است که آنچه که به روایت اعتبار می دهد وثاقت راوی است و نه عدالت آن و اعتقادات اشخاص در مذهب مثلاً عامی یا زیدی یا ... بودن ضرری به حجیت خبر نمی زند.


  7. صلوات ها 3


  8. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    آیا می توان به روایتی که اولا صرفا یک راوی دارد و ثانیا راوی عامه است اعتنا کرد؟
    این روایت تنها با این سند نقل نشده بلکه اسناد دیگری هم دارد که یکدیگر را تقویت می کنند:
    أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّ عَلِيّاً قَالَ: لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ الْيَوْمَ بِإِجَارَةٍ فِي الْإِسْلَامِ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ أَعْمَلُ عِنْدَكَ كَذَا وَ كَذَا عَلَى سَنَةٍ أَنْ تُزَوِّجَنِي ابْنَتَكَ أَوْ أَمَتَكَ قَالَ حَرَامٌ لِأَنَّ مَهْرَهَا ثَمَنُ رَقَبَتِهَا فَهِيَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.

    الجعفريات، ص: 101

    وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قِصَّةِ مُوسَى ع‏ قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ‏ الْآيَةَ فَقَال‏ عَلِيٌّ ع عَقْدُ النِّكَاحِ عَلَى أُجْرَةٍ سَمَّاهَا وَ لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ فِي الْإِسْلَامِ بِأُجْرَةٍ لِوَلِيِّ الْمَرْأَةِ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.

    دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 224


    و یا در تفسیر علی بن ابراهیم:

    ٌ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَيَّ الْأَجَلَيْنِ قَضَى قَالَ أَتَمَّهَا عَشْرَ حِجَجٍ قُلْتُ لَهُ فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَقْضِيَ الْأَجَلَ أَوْ بَعْدَهُ قَالَ: قَبْلُ- قُلْتُ فَالرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ- وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ أَ يَجُوزُ ذَلِكَ قَالَ إِنَّ مُوسَى عَلِمَ أَنَّهُ يُتِمُّ لَهُ شَرْطَهُ- فَكَيْفَ لِهَذَا أَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ يَبْقَى حَتَّى يَفِيَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيَّتَهُمَا زَوَّجَهُ شُعَيْبٌ مِنْ بَنَاتِهِ قَالَ: الَّتِي ذَهَبَتْ إِلَيْهِ فَدَعَتْهُ- وَ قَالَتْ لِأَبِيهَا يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ- إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِين‏
    تفسير القمي، ج‏2، ص: 139

    و یا همین روایت فوق به سند مرحوم طبرسی:
    روى الحسين بن سعيد عن صفوان بن يحيى عن أبي عبد الله (ع) قال سئل أيتها التي قالت إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ قال التي تزوج بها قيل فأي الأجلين قضى قال أوفاهما و أبعدهما عشر سنين قيل فدخل بها قبل أن يمضي الشرط أو بعد انقضائه قال قبل أن ينقضي قيل له فالرجل يتزوج المرأة و يشترط لأبيها إجارة شهرين أ يجوز ذلك قال إن موسى علم أنه سيتم له شرطه قيل كيف قال علم أنه سيبقى حتى يفي
    مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 390

    و یا در کتاب کافی با سند صحیح:
    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع قَوْلُ شُعَيْبٍ ع‏ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ‏ أَيَّ الْأَجَلَيْنِ قَضَى قَالَ الْوَفَاءُ مِنْهُمَا أَبْعَدُهُمَا عَشْرُ سِنِينَ قُلْتُ فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّرْطُ أَوْ بَعْدَ انْقِضَائِهِ قَالَ قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ قُلْتُ لَهُ فَالرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ يَجُوزُ ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ مُوسَى ع قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ سَيُتِمُّ لَهُ شَرْطَهُ فَكَيْفَ لِهَذَا بِأَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ سَيَبْقَى حَتَّى يَفِيَ لَهُ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى السُّورَةِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ عَلَى الدِّرْهَمِ وَ عَلَى الْقَبْضَةِ مِنَ الْحِنْطَة

    الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 414


  9. صلوات ها 4


  10. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

    --------------------------------------------------

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    سلام
    آيت الله خویی در معجم رجال خویش در مورد همین راوی چنین می گوید:
    أن ما يعتبر في العمل بالرواية إنما هو الوثاقة لا العدالة، و أن فسق الجوارح و المخالفة في الاعتقاد لا يضر بحجية الخبر و استشهد لذلك بما روي عن الصادق ع أنه قال: إذا نزلت بكم حادثة لا تجدون حكمها فيما روي عنا، فانظروا إلى ما رووه عن علي ع فاعملوا به، ثم قال - قدس سره - و لأجل ما قلناه عملت الطائفة بما رواه حفص بن غياث و غياث بن كلوب و نوح بن دراج و السكوني و غيرهم من العامة عن أئمتنا ع إلخ.
    و معلوم أن هؤلاء المذكورين ليس لهم رواية عن علي ع، فمراده - قدس سره - من الاستشهاد بالرواية إنما هو جواز العمل بأخبار العامة إذا كان موثوقا بهم و عدم اعتبار العدالة في حجية خبر الواحد.
    و قد عد الرجل ممن هو متحرج في روايته و موثوق به في أمانته و إن كان مخطئا في أصل الاعتقاد.
    معجم ‏رجال ‏الحديث ج : 3 ص : 106

    که خلاصه سخن ایشان چنین است که آنچه که به روایت اعتبار می دهد وثاقت راوی است و نه عدالت آن و اعتقادات اشخاص در مذهب مثلاً عامی یا زیدی یا ... بودن ضرری به حجیت خبر نمی زند.


    سلام خدمت شما دوست گرامی(معانی فارسی روهم لطفا بنویسید).

    در خصوص این روایات که آورده شد بهتر است کارشناس حدیث بیاید، بحث جالبی است که مایلم در مورد آن بیشتر بدانم

    "اما در مورد اعتماد شیعه به فطحیه و واقفیه و... و عدم اعتماد به بعضی دیگر باید یاد آور شویم بزرگان شیعه برای قبول و حجیت روایت؛ اسلام، عقل و بلوغ را شرط دانسته اند.اما مشهور شیعه ایمان را نیز شرط می دانند. مقصود آنها از ایمان شیعه اثنی عشری بودن است. طبق این شرط به اهل سنت و همچنین سایر فرق شیعه؛ مانند فطحیه و واقفیه نمی توان عمل کرد. از این رو هیچ فرقی بین این دو گروه نیست."(1).

    ولی بعضی دیگر از بزرگان شیعه مانند شیخ طوسی(ره) در عمل به روایت، وثاقت راوی را کافی می دانند (ایمان را شرط نمی دانند) به همین دلیل به روایت برخی از اهل سنت؛ مثل حفص بن غیاث و سکونی و غیر اینها از ائمه (ع) (به شرطی که در میان روایات شیعه، روایت مخالفی با آنها وجود نداشته باشد) عمل می کنند.
    این گروه درباره احادیثی که از طریق فطحیه و واقفیه روایت شده است نیز می گویند:
    اگر روایت آنها مخالفی در روایات نداشته باشد و بزرگان شیعه نیز به خلاف آن عمل نکرده باشند و راوی ثقه و مورد اعتماد باشد و فرد سخت کوش و امانت داری باشد، می توان به روایت او عمل کرد.(2)

    اگر اشتباه برداشت نکرده باشم ، چون مطالعه ای دقیق نداشتم، شیخ طوسی(ره) مخالفت می کند

    یعنی می فرمایند که زوج نمی تواند اجیر شود و اجرت وی به عنوان صداق دختر باشد، فکر کنم به همین روایات استدلال داشتند

    به نظر یکی ازاختلافات نظر میان این فقها به همین خاطر است که شیخ طوسی (ره) در خصوص اعتماد به روایات وثاقت را کافی می داند اما مشهور فقها ایمان را شرط می دانند.

    علی ای حال اگر روایات را دقیق ترجمه کنید ، بهتر است


    اکنون یک مسئله اختلافی ایجاد شده آن هم این است که آیا اجرت کار زوج می تواند مهریه زوجه باشد، که ما معتقدیم می شود و مشهور فقها این را می گویند...اما اشکال شما این است که نمی توان اجرت زوج را به عنوان صداق زوجه تعیین کرد.

    در سایت مدرسه فقاهت ، کتاب النکاح استاد رضازاده:

    "مختار ما هم قول مشهور است که فرمودند هم عین و هم منفعت و هم حق مالی و
    هم عمل شخص زوج مهریه قرار می گیرد. و فرمایش شیخ خوب نیست چون اولا مراد شیخ معلوم نیست و ثانیا اطلاق روایاتی که دلیل مشهور بود و شامل مانحن فیه هم می شود و بر روایت بزنطی که دلیل شیخ بود مقدم است چون بر فرضی که روایت بزنطی صحیح باشد باز هم نمی تواند با آن روایات زیادی که وثوق به آن بیشتر می باشد معارضه کند."(3)


    --------------------
    1.سبحانی، جعفر؛ حدیث شناسی، ترجمه: محسن احمدوند، ناشر:نصر، قم،چاپ اول، 1382، ص129.
    2.همان،ص130
    .
    3.کلیک کنید

    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۵:۵۲

  11. صلوات ها 3


  12. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

    --------------------------------------------------


    در این خصوص قبلا هم اشاراتی داشتیم :



    "شرایع می فرماید:

    «النظر الثاني فيالمهور

    و فيه أطراف
    الأول في المهر الصحيح
    و هو كل ما يصح أن يملك عينا كان أو منفعة و يصح العقد على منفعة الحر كتعليم الصنعة و السورة من القرآن و كل عمل محلل و على إجارة الزوج نفسه مدة معينة و قيل بالمنع استنادا إلى رواية لا تخلو من ضعف مع قصورها عن إفادة المنع و لو عقد الذميان على خمر أو خنزير صح ... و لا تقدير في المهر بل ما تراضى عليه الزوجان»


    می فرمایند: امر دوم که در آن چند طرف مطرح است.


    اول: مهریه صحیح چیست، بعد می فرمایند هر چه که صحیح باشد ملک واقع شود مهریه صحیح است چه اینکه عین خارجی باشد یا اینکه منفعت باشد. و منفعت می تواند تعلیم صنعت یا یک سوره قرآن یا هر عملی که حلال است، باشد. بعد می فرمایند منفعت امکان دارد به این باشد که مرد خودش را یک مدت معین اجاره دهد.اما بعضی گفته اند این صحیح نیست که مرد خودش را یک مدت اجاره به زن دهد و دلیل خود را اینگونه بیان می کند که روایتی در این زمینه داریم که این روایت هم سندش ضعیف است و هم اینکه مفاد روایت دلالت بر این قیل ندارد. بعد ایشان اضافه می کند: اگر مرد و زن هر دو کافر ذمی باشند و مهریه را خمر یا خوک قرار دادند عقد صحیح است چون در دین خودشان این دو حلال است. بعد ایشان می فرمایند: برای مهریه در اسلام حدی در اقل و اکثر معین نشده است و ملاک این است که طرفین راضی به آن باشند."(1)



    _________________
    1.http://www.eshia.ir/feqh/archive/tex...eqh/90/910224/

    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۶:۰۳

  13. صلوات ها 3


  14. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28774



    باسلام وتشکر .
    در این باب نکته های مفید ولازم از سوی کار شناسان وکار بران گرامی ارایه شده طبق در خواست این نکته خدمت تقدیم می شود :
    باید توجه داشت که این ازدواج یک ازدواج معمولی نبود، بلکه مقدمه ای بود تا موسی علیه السلام در کنار پیر مدین، شعیب پیغمبر علیه السلام بماند و با کسب علم و معرفت در مکتب شعیب علیه السلام در سالیان دراز به مقام ارجمندی از علم و کمال نائل آید.
    وانگهی درست است که موسی علیه السلام در این مدت طولانی برای شعیب علیه السلام کار می کرد، ولی شعیب نیز تمام زندگی او و همسرش را تأمین می نمود و اگر هزینه زندگی موسی و همسرش را از مزد کار موسی علیه السلام کم کنیم، مبلغ زیادی باقی نخواهد ماند، نتیجتا مهر ساده و سبکی خواهد شد، بنابراین مهریه سنگین، مقدمه ای برای تکامل موسی علیه السلام در مکتب شعیب بوده و زندگی مادی و معنوی موسی علیه السلام را تأمین می کرده است (این که شعیب به موسی گفت "و ما ارید ان اشق علیک...؛ من نمی خواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم و انشاءالله مرا از صالحان خواهی یافت» بیانگر همین مطلب است که منظور سختگیری نبوده، بلکه صلاح و کمال موسی علیه السلام هدف بوده است)
    در مورد سؤال دوم: قرارداد شعیب علیه السلام با موسی علیه السلام به عنوان وساطت و وکالت از جانب دخترش بوده و با رضایت او انجام گرفته، با توجه به این که (چنان که گفتیم) محصول کار موسی علیه السلام صرف هزینه زندگی موسی علیه السلام و همسرش می شده است
    نکته آخر این که با توجه به این که به اراده خداوند رسالت سنگینی در آینده به عهده حضرت موسی علیه السلام گذاشته می شود و آن رویارویی با فرعون و نیز داشتن قومی لجوج و بهانه گیر چون قوم بنی اسرائیل بوده است از این رو طبق مشیت الهی لازم بود مدتی به کار شبانی بپردازد تا آمادگی لازم را برای هدایت مردم و نیز روبرو شدن با مشکلات و سختی ها را پیدا نماید. از این رو این مدت شبانی نسبتا طولانی علاوه بر این که از محضر حضرت شعیب علیه السلام در جهت علم و کمال بهره می برد و علاوه بر این که تمام زندگی او و همسرش توسط حضرت شعیب علیه السلام اداره و تأمین می شد، فرصتی مغتنم برای حضرت موسی علیه السلام بود تا آمادگی لازم را برای رسالت آینده خویش به دست آورد

  15. صلوات ها 4


  16. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    "اما در مورد اعتماد شیعه به فطحیه و واقفیه و... و عدم اعتماد به بعضی دیگر باید یاد آور شویم بزرگان شیعه برای قبول و حجیت روایت؛ اسلام، عقل و بلوغ را شرط دانسته اند.اما مشهور شیعه ایمان را نیز شرط می دانند. مقصود آنها از ایمان شیعه اثنی عشری بودن است. طبق این شرط به اهل سنت و همچنین سایر فرق شیعه؛ مانند فطحیه و واقفیه نمی توان عمل کرد. از این رو هیچ فرقی بین این دو گروه نیست."(1).

    ولی بعضی دیگر از بزرگان شیعه مانند شیخ طوسی(ره) در عمل به روایت، وثاقت راوی را کافی می دانند (ایمان را شرط نمی دانند) به همین دلیل به روایت برخی از اهل سنت؛ مثل حفص بن غیاث و سکونی و غیر اینها از ائمه (ع) (به شرطی که در میان روایات شیعه، روایت مخالفی با آنها وجود نداشته باشد) عمل می کنند.
    این گروه درباره احادیثی که از طریق فطحیه و واقفیه روایت شده است نیز می گویند:
    اگر روایت آنها مخالفی در روایات نداشته باشد و بزرگان شیعه نیز به خلاف آن عمل نکرده باشند و راوی ثقه و مورد اعتماد باشد و فرد سخت کوش و امانت داری باشد، می توان به روایت او عمل کرد.
    سلام و عرض ادب
    اختلاف همه جا وجود دارد حتی در مذهب سکونی که راوی مورد بحث ماست و نظر ما بر شیعه بودن وی است و ادله فراوانی بر شیعه بودنش وجود دارد و کسانی که ادعای عامی بودن وی را کرده اند دلیلی ارایه نکرده اند و حتی ما بسیاری از روایات از همین سکونی در مخالفت با اهل سنت و عقاید آنها در کتب شیعه می بینیم از ایشان حدود 1122 روایت در کتاب‌های اربعه حدیثی(فقیه، کافی، تهذیب و استبصار) موجود است که اگر تک تک آنها را بررسی کنیم متوجه می شویم چه تعداد عظیمی از روایات در مخالفت مذهب عامه دارد پس چگونه ممکن است وی عامی باشد؟!!!!
    مجلسی اول در مورد این شخص و اینکه مذهبش شيعه امامیه است می گوید:
    وثقه المحقق في المعتبر لذلك أو لتتبع رواياته فإنه يحصل الجزم بصدقه و العامة تضعفه لذلك، و الذي يغلب على الظن أنه كان إماميا، لكن لما كان مشتهرا بين العامة و كان يتقي منهم لأنه روى عنه عليه السلام في جميع الأبواب و كان عليه السلام لا يتقي منه و يروي عنه عليه السلام جل ما يخالف‏ العامة، و الأصحاب تارة يعملون بخبره و تارة يردونه بضعفة.

    روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏14، ص: 59

    مثلا حدیثی در کافی آمده است که:

    علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن أبی‌عبد الله (علیه السلام) قال: سئل کیف أصنع إذا خرجت مع الجنازة، أمشی أمامها أو خلفها أو عن یمینها أو عن شمالها؟ فقال: إن کان مخالفاً فلا تمش أمامه فإن ملائکة العذاب یستقبلونه بألوان العذاب.
    الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 170


    وجه استدلال به چنین روایاتی آن است که نقل این مضامین که با مذهب اهل سنّت در تضاد است تنها از سوی راوی امامی مذهب قابل تصور است نه یک راوی با عقاید و تفکرات اهل سنت پس قطعا وی شیعه امامی است و افراد زیادی از بزرگان شیعه نیز این قول را قبول دارند از جمله سیّد بحرالعلوم و استر آبادی و ...

    حتی آیت الله روحانی در کتاب فقه الصادق جلد ج26، ص 299 روایات بسیاری از سکونی از امام صادق (ع) که بیشتر آنها مخالف روایات اهل سنّت است را نیز به عنوان مؤید شیعه بودن وی ذکر می کند.

    پس وی شیعه است و نیازی نیست در مورد این بحث شود که تکلیف روایات موثقه چیست.

    اما در مورد عمل به روایات موثق:
    باز هم اختلاف وجود دارد و قبل از شیخ طوسی که تماما به اینگونه روایات عمل می شده و در زمان ما هم بسیاری چنین نظری دارند و در این موارد هر کس باید طبق مبانی خودش عمل کند که صحیح هم همان است که آیت الله خویی ذکر کرده اند زیرا مذهب شرط نیست و اگر شخصی راست گو بود نباید سخنش صرفا برای مذهبش کنار گذاشته شود چیزی که برای ما مهم است صداقت و راستگویی راوی است که خبر را به ما بدهد بدون تغییر و تحریف کلام حال هر مذهبی می خواهد داشته باشد.
    چه لزومی دارد که اگر شخصی راستگو و ثقه بود اما مذهب دیگری داشت مثلاً عامی بود ما روایات او را که منسوب به امام معصوم است قبول نکنیم در حالی که در صداقت وی هیچ شکی نداریم؟!!!!
    بر فرض که هم مذهب شرط باشد و هم وثاقت خبر روایات دیگری با دلالت بر همین موضوع با اسناد معتبر وجود دارند که ان شاء الله در پست بعد ترجمه روایات را هم قرار خواهم داد
    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    "مختار ما هم قول مشهور است که فرمودند هم عین و هم منفعت و هم حق مالی و هم عمل شخص زوج مهریه قرار می گیرد. و فرمایش شیخ خوب نیست چون اولا مراد شیخ معلوم نیست و ثانیا اطلاق روایاتی که دلیل مشهور بود و شامل مانحن فیه هم می شود و بر روایت بزنطی که دلیل شیخ بود مقدم است چون بر فرضی که روایت بزنطی صحیح باشد باز هم نمی تواند با آن روایات زیادی که وثوق به آن بیشتر می باشد معارضه کند."
    نظر ما هم همين است كه هم عین و هم منفعت و هم حق مالی و هم عمل شخص زوج مهریه قرار می گیرد محل بحث بین ما با نظر مشهور این نیست که عمل زوج برای زوجه به عنوان مهر قرار بگیرد و این را ما هم قبول داریم بلکه محل بحث جایی است که عمل زوج برای پدر زوجه یا شخص دیگری باشد که آن عمل منفعتش مستقیما به زوجه نرسد و الا اگر برای خود زوجه باشد بحثی نیست. این مثل کار حضرت موسی است که چند سال برای پدر زن کار کرد که این در شریعت حضرت موسی اگر در دلالت آن آیه خدشه نکنیم جایز بوده اما در شریعت اسلام مورد بحث است و نظر برخی به عدم جواز است و مشهور هم قائل به همین می باشند و اختلافی نیست دلیل آنهم قائم بر آن روایاتی است که ذکر شد از جمله آنکه می گوید:
    وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قِصَّةِ مُوسَى ع‏ قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ‏ الْآيَةَ فَقَال‏ عَلِيٌّ ع عَقْدُ النِّكَاحِ عَلَى أُجْرَةٍ سَمَّاهَا وَ لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ فِي الْإِسْلَامِ بِأُجْرَةٍ لِوَلِيِّ الْمَرْأَةِ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.
    دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 224
    امام صادق عليه السلام درباره فرموده خداوند عز و جل در داستان حضرت موسى عليه السلام كه مى‏گويد: «من مى‏خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى (محبّتى) از ناحيه توست و من نمى‏خواهم كار سنگينى بر دوش تو بگذارم ...»، فرمود: «حضرت على عليه السلام فرمودند: ازدواج بر پايه اجرتى كه مشخّص كرده، بسته است ولى در اسلام ازدواج در برابر اجرتى كه به پدر زن داده شود، جايز نيست، چون زن به مهر خودش از ديگران سزاوارتر است.»

    دقت شود در این حدیث اصل اجرت بودن یا عمل بودن مهر نفی نشده است بلکه عقدی که در برابر اجرتی که به پدر زن داده شود جایز نیست و دلیل روایت نیز چنین است که چون زن به مهر خودش از دیگران سزاوار تر است یعنی اگر آن اجرت به خود زوجه پرداخت شود مانعی ندارد.

    اما دلیل دوم ایشان که اطلاق روایاتی بود که مهر را شامل عمل زوج نیز می داند و در مقابل این اطلاق چندین روایت وجود دارد که یک حکم خاص را از آن اطلاق خارج می کند و چون مسئله فرعی است در مقابل آن مسئله کلی که مربوط به مهر است دلیلی ندارد که برای تخصیص نیاز به روایاتی در همان حد باشد بلکه همین چند روایت برای تخصیص آن روایات و اسثناء مسئله جزئی از آن کلیات کفایت می کند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    منفعت امکان دارد به این باشد که مرد خودش را یک مدت معین اجاره دهد.اما بعضی گفته اند این صحیح نیست که مرد خودش را یک مدت اجاره به زن دهد و دلیل خود را اینگونه بیان می کند که روایتی در این زمینه داریم که این روایت هم سندش ضعیف است و هم اینکه مفاد روایت دلالت بر این قیل ندارد.
    روایات برخی از آنها دارای سند صحیح و معبر بوده و دلالت تام بر موضوع مورد بحث دارند و چنانچه می دانیم سه نظر در این مورد وجود دارد نظر اول که قائل به این می باشد که زوجه نمی تواند عمل زوحج را معریه قرار دهد و نظر دوم همان نظری است که شما بیان کردید و نظر سوم که بیان کردیم که قائلین به آن معتقدند که اگر زوجه مهریه خویش را عمل مرد برای خود قرار داد این شرط صحیح است اما اگر برای دیگری مثلا برای پدرش قرار داد با توجه به روایات وارده صحیح نیست. البته نظر دیگری نیز وجود دارد که اگر در این مدت که مرد عمل خویش را مهریه قرار می دهد مباشرت نداشته باشد تا مرد عمل که مهریه قرار داده است را به آن عمل کند این عقد نیز صحیح خواهد بود.
    به هر حال این یک بحث اجتهادی است و بنده بیش از این به جزییات این مطالب نخواهم پرداخت.

    یک حدیث هم که فراموش کرده بودم در بالا بدان اشاره کنم:
    روایت صحیح تهذیب الاحکام:

    عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ ع عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ ابْنَتَهُ أَ لَهُ أَنْ يَأْكُلَ صَدَاقَهَا قَالَ‏ لَا لَيْسَ‏ ذَلِكَ‏ لَهُ‏.

    احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد: «از امام هفتم عليه السلام درباره مردى كه دخترش را همسر مى‏دهد سؤال شد كه آيا مى‏تواند از مهر او استفاده كند؟ حضرت فرمود: نه اين حقّ او نيست.»
    تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏7، ص: 364

    مدلول حدیث هم آنست که پدر نمی تواند از مهر زن استفاده کند و اطلاق روایت شامل اجاره نیز می شود.

    ویرایش توسط ملاصدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۳:۱۷

  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099

    جمع بندی و ترجمه روایات




    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    و یا در کتاب کافی با سند صحیح:
    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع قَوْلُ شُعَيْبٍ ع‏ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ‏ أَيَّ الْأَجَلَيْنِ قَضَى قَالَ الْوَفَاءُ مِنْهُمَا أَبْعَدُهُمَا عَشْرُ سِنِينَ قُلْتُ فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّرْطُ أَوْ بَعْدَ انْقِضَائِهِ قَالَ قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ قُلْتُ لَهُ فَالرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ يَجُوزُ ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ مُوسَى ع قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ سَيُتِمُّ لَهُ شَرْطَهُ فَكَيْفَ لِهَذَا بِأَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ سَيَبْقَى حَتَّى يَفِيَ لَهُ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى السُّورَةِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ عَلَى الدِّرْهَمِ وَ عَلَى الْقَبْضَةِ مِنَ الْحِنْطَة

    الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 414
    احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى گويد: «از امام موسى كاظم عليه السلام درباره گفته شعيب عليه السلام در اين آيه كه: «من مى‏خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى (محبّتى) از ناحيه توست‏»، پرسيدم كه كدام يك از دو مدّت را براى شعيب عليه السلام كار كرد؟
    حضرت فرمود: مدّت كامل كه طولانى‏ترين آنهاست يعنى ده سال.
    پرسيدم: آيا موسى پيش از آن كه شرط پايان پذيرد با همسرش مباشرت جنسى داشت يا اينكه پس از تمام شدن مدّت شرط شده همبستر شد؟ حضرت فرمود: پيش از پايان مدّت شرط شده.
    گفتم: مرد مى‏تواند با زنى ازدواج كند و شرط كند كه براى پدر زن دو ماه كار كند اين جايز است؟
    حضرت فرمود: حضرت موسى عليه السلام مى‏دانست كه مدّت شرط شده را به پايان ميبرد ولى اين مرد چگونه مى‏داند كه زنده مى‏ماند تا به شرط خود وفا كند؟
    امام عليه السلام افزود: در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بعضى از مردان با زنان ازدواج مى‏كردند با مهر تعليم يك سوره از قرآن و يك درهم و يا يك مشت گندم.»


    حدیث مشابه بالا با سند صحیح دیگر از تهذیب الاحکام:

    عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ فَقَالَ إِنَّ مُوسَى ع قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ سَيُتِمُّ لَهُ شَرْطاً فَكَيْفَ لِهَذَا بِأَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ سَيَبْقَى حَتَّى يَفِيَ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى السُّورَةِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ عَلَى الدِّرْهَمِ وَ عَلَى الْحِنْطَةِ الْقَبْضَةِ.

    راوی می گوید پرسیدم: مرد مى‏تواند با زنى ازدواج كند و شرط كند كه براى پدر زن دو ماه كار كند اين جايز است؟

    حضرت فرمود: حضرت موسى عليه السلام مى‏دانست كه مدّت شرط شده را به پايان ميبرد ولى اين مرد چگونه مى‏داند كه زنده مى‏ماند تا به شرط خود وفا كند؟

    امام عليه السلام افزود: در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بعضى از مردان با زنان ازدواج مى‏كردند با مهر تعليم يك سوره از قرآن و يك درهم و يا يك مشت گندم.»
    تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏7، ص: 366
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    و یا در تفسیر علی بن ابراهیم:

    ٌ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَيَّ الْأَجَلَيْنِ قَضَى قَالَ أَتَمَّهَا عَشْرَ حِجَجٍ قُلْتُ لَهُ فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَقْضِيَ الْأَجَلَ أَوْ بَعْدَهُ قَالَ: قَبْلُ- قُلْتُ فَالرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ- وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ أَ يَجُوزُ ذَلِكَ قَالَ إِنَّ مُوسَى عَلِمَ أَنَّهُ يُتِمُّ لَهُ شَرْطَهُ- فَكَيْفَ لِهَذَا أَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ يَبْقَى حَتَّى يَفِيَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيَّتَهُمَا زَوَّجَهُ شُعَيْبٌ مِنْ بَنَاتِهِ قَالَ: الَّتِي ذَهَبَتْ إِلَيْهِ فَدَعَتْهُ- وَ قَالَتْ لِأَبِيهَا يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ- إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِين‏
    تفسير القمي، ج‏2، ص: 139
    با توجه به اینکه در این روایات ابتدا و انتهای آنها فرق می کند و ربطی به بحث ما ندارد مثلا اینجا راوی از امام می پرسد حضرت موسی با کدام دختر شعیب ازدواج کرد و ... که ربطی به بحث ما ندارد بنده آن قسمت از متن حدیث که مورد بحث را ترجمه خواهم کرد:
    راوی می گوید پرسیدم: مردی با زنی ازدواج کند و شرط کند که برای پدر زن دو ماه کار کند.آیا این کار جایز است؟
    حضرت فرمود: حضرت موسى عليه السلام مى‏دانست كه مدّت شرط شده را به پايان ميبرد ولى اين مرد چگونه مى‏داند كه زنده مى‏ماند تا به شرط خود وفا كند؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    و یا همین روایت فوق به سند مرحوم طبرسی:
    روى الحسين بن سعيد عن صفوان بن يحيى عن أبي عبد الله (ع) قال سئل أيتها التي قالت إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ قال التي تزوج بها قيل فأي الأجلين قضى قال أوفاهما و أبعدهما عشر سنين قيل فدخل بها قبل أن يمضي الشرط أو بعد انقضائه قال قبل أن ينقضي قيل له فالرجل يتزوج المرأة و يشترط لأبيها إجارة شهرين أ يجوز ذلك قال إن موسى علم أنه سيتم له شرطه قيل كيف قال علم أنه سيبقى حتى يفي
    مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 390
    دقیقا همان متن بالاست و همان ترجمه

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    وَ عَنْهُ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قِصَّةِ مُوسَى ع‏ قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ‏ الْآيَةَ فَقَال‏ عَلِيٌّ ع عَقْدُ النِّكَاحِ عَلَى أُجْرَةٍ سَمَّاهَا وَ لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ فِي الْإِسْلَامِ بِأُجْرَةٍ لِوَلِيِّ الْمَرْأَةِ لِأَنَّ الْمَرْأَةَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.
    دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 224
    امام صادق عليه السلام درباره فرموده خداوند عز و جل در داستان حضرت موسى عليه السلام كه مى‏گويد: «من مى‏خواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى (محبّتى) از ناحيه توست و من نمى‏خواهم كار سنگينى بر دوش تو بگذارم ...»، فرمود: «حضرت على عليه السلام فرمودند: ازدواج بر پايه اجرتى كه مشخّص كرده، بسته است ولى در اسلام ازدواج در برابر اجرتى كه به پدر زن داده شود، جايز نيست، چون زن به مهر خودش از ديگران سزاوارتر است.»


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    این روایت تنها با این سند نقل نشده بلکه اسناد دیگری هم دارد که یکدیگر را تقویت می کنند:
    أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّ عَلِيّاً قَالَ: لَا يَحِلُّ النِّكَاحُ الْيَوْمَ بِإِجَارَةٍ فِي الْإِسْلَامِ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ أَعْمَلُ عِنْدَكَ كَذَا وَ كَذَا عَلَى سَنَةٍ أَنْ تُزَوِّجَنِي ابْنَتَكَ أَوْ أَمَتَكَ قَالَ حَرَامٌ لِأَنَّ مَهْرَهَا ثَمَنُ رَقَبَتِهَا فَهِيَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.
    امام علی علیه السلام فرمودند:
    «ازدواج امروز در اسلام در برابر اجير شدن حلال نيست اينگونه كه بگويد من نزد تو اين اندازه سال كار مى‏كنم به اين شرط كه خواهرت يا دخترت را به ازدواج من درآورى. امام عليه السلام فرمود: اين حرام است چرا كه مهر زن در برابر خود زن است و زن به مهر خودش سزاوارتر است.»



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاصدرا نمایش پست ها
    روایت صحیح تهذیب الاحکام:

    عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ ع عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ ابْنَتَهُ أَ لَهُ أَنْ يَأْكُلَ صَدَاقَهَا قَالَ‏ لَا لَيْسَ‏ ذَلِكَ‏ لَهُ‏.

    احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد: «از امام هفتم عليه السلام درباره مردى كه دخترش را همسر مى‏دهد سؤال شد كه آيا مى‏تواند از مهر او استفاده كند؟ حضرت فرمود: نه اين حقّ او نيست.»
    تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏7، ص: 364

    مدلول حدیث هم آنست که پدر نمی تواند از مهر زن استفاده کند و اطلاق روایت شامل اجاره نیز می شود.
    روایت صحیح دیگری در کتاب کافی وجود دارد که دلالت بر همین قول دارد.
    الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ لَوْ أَنَّ رَجُلًا تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ جَعَلَ مَهْرَهَا عِشْرِينَ أَلْفاً وَ جَعَلَ لِأَبِيهَا عَشَرَةَ آلَافٍ كَانَ الْمَهْرُ جَائِزاً وَ الَّذِي جَعَلَ لِأَبِيهَا فَاسِداً.

    امام معصوم عليه السلام كه: «اگر مردى با زنى ازدواج كند و مهر زن را بيست هزار قرار دهد و براى پدر زن نيز بيست هزار قرار دهد مهر درست و نافذ است ولى آنچه را كه براى پدر زن قرار داده فاسد است.»

    الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 384

    مدلول این حدیث صحیح هم آنست که مهر اگر برای پدر باشد فاسد است و شامل عمل زوج هم می شود که اگر عمل زوج مهریه زن برای پدر زن باشد فاسد خواهد بود.

    ویرایش توسط ملاصدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۴:۲۵

  19. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۱۷:۰۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود