صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همه چیز درباره محبت و عشق

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282

    همه چیز درباره محبت و عشق




    بسم الله الرحمن الرحیم

    مسأله محبت از دیرباز مورد توجه عالمان و عارفان بوده است و از آنجا که در قرآن و روایات تعابیر بلندی در این زمینه وجود دارد،لذا یکی از سنگ بناهای کمال انسانی مسأله محبت قلمداد شده است.
    اگر خداوند متعال یاری کند و روزیمان باشد قصد داریم مباحثی پیرامون محبت تقدیم محضر عزیزان کنیم،تا یا که را خواهد و میلش به که باشد . . . . . . . .

    از علاقمندان تقاضا دارم که همراه این حقیر بوده و کمی هم حوصله به خرج دهند زیرا حال جسمی بنده کمی نامصاعد است و ممکن است در بین مباحث گاهی وقفه ای ایجاد شود.از لطف عزیزان سپاسگذارم.

    همه چیز درباره محبت و عشق
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  2. صلوات ها 29


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282

    راهنما




    بسمه تعالی

    نخستین مطلب دستور العملی است برای همراهان تاپیک که إن شاء الله حقیقت محبت از محبوب اصلی یعنی خداوند متعال دریافت کنند:

    عارف نامی آقا سید علی قاضی دستوراتی عجیب و بسیار قابل تامل می دادند که بعد از مدتی عمل به دستورات ایشان اثرات عجیبی برای عمل کننده آشکار می شود فلذا توجه به دستورات ایشان توصیه می شود و برای رهپویان حقیقت غفلت از آن سزوار نیست از جمله دستورالعمل هایی که ایشان به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند:
    اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي‏ حُبَّك‏ وَ حُبَّ ما تُحِبُّه‏ وَ حُبَّ مَن‏ یُحِبُّکَ وَ العَمَلَ َ الَّذِي ْ يُبَلِّغُنِي اِلی حُبِّکَ وَ اجْعَل‏ حُبَّك اَحَبَّ الاَشیاءِ اِلیَّ
    خداوندا محبت خود را و محبت کسانی را که دوست داری و محبت کسی که تو را دوست دارد و عملی که مرا بسوی محبتت برساند را ؛ روزی ما بفرما و محبت خود را محبوب ترین چیزها نزد ما قرار بده.
    بررسی سند دعا
    البته عین متن این دعا را بنده تا به حال در کتاب هایی که جستجو کردم ندیدم ممکن است ایشان در کتب قدیمی دعا دیده باشند که آن کتاب به دست ما نرسیده باشد و یا در کتبی دیگر باشد که ما جستجو نکردیم ولی از حیث متن در مرتبه بالایی می باشد که یکی از راههای اثبات ؛ متن دعا می باشد که اینطور متنی آنقدر بالا و پر محتوا می باشد که غیر معصوم نمی شود صادر شود مانند متن نهج البلاغه .

    و از جهت دیگر اینکه این متن مخالفتی با دعاهای دیگر محبین ندارد بلکه به همین مضمون و محتوا در دعاهای دیگر آمده است بطوریکه در کلمات خیلی شبیه هم هستند ولی در بعضی جاها کمی فرق دارند. که به چند نمونه از این نوع دعاها اشاره می شود.
    1- رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم‏) فرمود:اين دعا از دعاهاى حضرت داود است: اللّهمّ إنّى أسألك حبّك و حبّ من يحبّك، و العمل الّذى يبلّغنى حبّك؛ اللّهم اجعل حبّك أحبّ إلىّ من نفسى و أهلى و الماء البارد. (پيام پيامبر: 188)
    خداوندا، من از تو دوستى تو را و دوستى آن كه تو را دوست مى‏ دارد و عملى را كه مرا به دوستى تو مى‏ رساند مى‏ خواهم خداوندا، دوستى ‏ات را به نزد من دوست داشتنى ‏تر از خودم و خاندانم و [و نعمت گوارايى چون‏] آب سرد قرار بده.
    2- سید بن طاووس در فلاح السائل ص 196 این عبارت را در دعاهایی که روایت می کند آورده است:ارزقني حبك و حب كل من أحبك و حب كل عمل يقربني إلى حبك
    دوستى خود و دوستى هر كسى را كه تو را دوست دارد، و دوستى هر عملى كه مرا به دوستى ‏ات نزديك مى‏ گرداند، روزى‏ ام گردان‏.
    3- مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در مناجات خمس عشر در قسمت مناجات محبین این عبارت از مناجات امام سجاد(عَلَیهِ الصَّلاة وَ السَّلام ) را آورده است: اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى‏ اِلى‏ قُرْبِكَ، وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمَّا سِواكَ
    از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى كه مرا به قرب تو واصل گرداند و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد.
    4- در صحیفه علویه ص 585 این عبارت در دعای روز سه شنبه حضرت امیر(عَلَیهِ الصَّلاة وَ السَّلام ) آمده است: اسئلك حبّك و حبّ من احببت و حبّ ما يقرّب حبّه الى حبّك
    از تو درخواست كنم دوستى خودت و دوستى هر كه را تو دوست دارى، و دوستى هر كس كه دوستيش سبب نزديك شدن بدوستى تو گردد.

    ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۳/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۲:۵۹
    همه چیز درباره محبت و عشق
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  5. صلوات ها 27


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    بسمه تعالی

    "محبت" از ریشۀ "حب" به معنای دوستی است. محبت خداوند به بندگان به معنای متفاهم عرفی نیست؛ زیرا لازمۀ این معنای عرفی انفعال نفسانی است که خداوند از آن پاک و منزه است، بلکه حب خداوند به بندگان، ناشی از حب او به ذات خویش است. خداوند افعال خویش را دوست می دارد و چون مخلوقاتش، نتیجۀ فعل اویند، آنها را نیز دوست دارد.
    راه های رسیدن به محبت الاهی چنان که در قرآن کریم در اوصاف محبوبانش بیان کرده است راه هایی؛ مانند صبر، تقوا، توبه، احسان، پاکی، جهاد و مبارزه و ... است که انسان می تواند با پیمودن این راه ها و متصف شدن به این اوصاف، مورد محبت خدای متعال قرار گیرد.

    محبت خدا به بندگان

    محبت یک رابطۀ وجودی است و یکی از مهم ترین اسباب محبت، حب ذات است که در هر موجودی وجود دارد. خداوند به ذات خود و کمالات خود آگاهی دارد و از این جهت به خود عشق می ورزد و خود را دوست دارد. همچنان که آفریده های خود را به جهت حب ذات دوست دارد؛ چرا که این آفریده ها از افعالی است که از ذات او نشأت می گیرد.
    محبت خداوند به بندگان به معنای متفاهم عرفی آن نیست؛ زیرا که لازمۀ این معنای عرفی انفعال نفسانی است که خداوند از آن پاک و منزه است، بلکه حب خدا ناشی از حب او به ذات خویش است. حب خداوند به خویش همان ادراک خیر است. خداوند از آن رو که مدرک جمال خویش است، عاشق است و از آن رو که ذات او مدرک است به ذات، معشوق است و چون فعل خداوند از ذات او جدایی ندارد، آن نیز مورد محبت خداوند است. بدین معنا که خداوند افعال خویش را دوست دارد و چون مخلوقاتش، نتیجۀ فعل حضرتش هستند، آنها را نیز دوست دارد.
    پس همۀ موجودات جهان، محبوب خداوند متعال اند، لکن آنچه در این جا ما در پی آنیم، محبوب بودن انسان‏هاست به معنای خاص آن، که در ادامۀ بحث خواهد آمد.
    برای آن که روشن شود، چگونه می توان محبوب خداوند واقع شد و راه رسیدن به مقام بلند حب چیست؟ ضروری است، ابتدا محبوبان خدا شناخته شوند، تا انسان بتواند با شناخت آنان راه های رسیدن به آن مقام را بپیماید و در سلک محبوبان خداوند درآید.
    در قرآن کریم گروه هایی معرفی شده اند که مورد محبت خدایند و خداوند آنان را دوست دارد.
    در زیر برخی از آنان به عنوان نمونه بیان می شود:
    1. صابران، "...
    والله یحب الصابرین" خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.(آل عمران، 146)
    2. پرهیزکاران، "...
    فان الله یحب المتقین" خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.(آل عمران، 76)
    3. توکل کنندگان، "...
    ان الله یحب المتوکلین" خداوند متوکلان را دوست دارد.( آل عمران، 159)
    4. توبه کنندگان و پاکان، "...
    ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین" خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را (نیز) دوست دارد.(بقره، 222)
    5. نیکوکاران، "...
    ان الله یحب المحسنین" خداوند، نیکوکاران را دوست دارد.(بقره، 195)
    6. مجاهدان، "
    ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله..." خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند.(صف، 4)
    7. مجریان قسط و عدالت، "...
    ان الله یحب المقسطین" خدا عادلان را دوست دارد.(مائده، 42)

    اینها گروهی از انسان ها هستند که مورد محبت خدا قرار گرفته و خداوند آنان را دوست دارد.
    معنای محبت خداوند به بنده این است که خداوند حجاب ها را از قلبش پاک می کند، تا وی با چشم دل او را ببیند و او را برای رسیدن به مقام والای قرب الاهی توان می بخشد، همین ارادۀ خدا نسبت به بنده محبت اوست. به بیان دیگر، محبت خدا عبارت است از تطهیر باطن بنده از غیر خدا و خالی نمودن وجودش از هر مانعی که بین او و خدایش حایل و فاصله می شود.

    عرفا معتقدند محبت خدا نسبت به بندگان دو گونه است:
    1. محبت ابتدایی یا امتنانی، که همان عنایت و توفیق اوّلیه ای است که از جانب خداوند به برخی از بندگان تعلق می گیرد که سبب توان مندی های بنده بر طاعت است.
    2. محبت ثانوی یا استحقاقی که ثمرۀ طاعت و اتصاف به صفاتی است که خداوند می پسندد و این به دو طریق حاصل می شود:
    أ- از راه قرب نوافل،
    ب- قرب فرایض.
    بدیهی است که یکی از نشانه های محبت خدا به بنده توفیق در اطاعت اوامر و ترک نواهی اوست و ظهور و بروز محبت خدا به بندگانش، همان بروز رحمت و کرامت حضرتش به بندگان است.


    همه چیز درباره محبت و عشق
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 18


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    برخی راه های کسب محبت الاهی
    1. اولین گام برای ایجاد محبت و یکی از راه های رسیدن به محبت الاهی، پاک نمودن قلب از دنیا و وابستگی های آن و بریدن از دنیا و حرکت به سوی خداست. این مهم جز با اخراج محبت غیر خدا از قلب حاصل نمی شود؛ چرا که قلب انسان مانند ظرفی است که تا آب را از آن خالی نکنی، ظرفیت قبول سرکه را ندارد و خداوند نیز درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است.
    پیامبر اسلام (ص) می فرماید: "حب الدنیا و حب الله لایجتمعان فی قلب واحد"(ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 2، ص 228) محبت و دوستی دنیا و حب خداوند در یک قلب جمع نمی شوند. بدیهی است که اگر محبت خدای در درون کسی جای گیرد، محبوب وی خواهد شد.

    دوستان را کجا کنی محروم/تو که با دشمنان نظر داری

    2. صبر و شکیبایی؛ صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبت ها و ... یکی دیگر از راه های رسیدن به قرب الاهی است که در قرآن و روایات بر آن تاکید فراوان شده است. از این جهت عرفا دارندگان این صفت؛ یعنی صابران را محبوبان خداوند دانسته اند.

    3. پیروی و متابعت از پیامبر (ص)؛- به دلیل آیۀ شریفه: "قل ان کنتم تحبون الله، فاتبعونی، یحببکم الله..."(آل عمران، 31) بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد.- یکی از راه های جلب محبت الاهی است. ابن عربی در وجه ارتباط بین پیروی از پیامبر (ص) و محبت خدا می گوید: اگر خداوند پیروی از پیامبر (ص) را عامل محبت بر شمرده به آن دلیل است که رسول جلوۀ حق در آیینۀ عالم است. بنابراین، از نگاه ابن عربی هیچ کس نمی تواند بدون تبعیت از رسول (ص) محبوب حضرت حق گردد؛ زیرا پیامبر (ص) هم تابع دستورات الاهی است، بدین ترتیب تبعیت هم در پیامبر (ص) و هم در پیروانش انگیزه ی محبت خداست.

    4. جهاد و مبارزه؛ جهاد و مبارزه در راه خدا از دیگر عوامل دست یابی به محبت الاهی است. مجاهدان در راه خدا از محبوبان راستین خدایند و از محبت خاص خدایی برخوردارند؛ زیرا که آنان از هیچ تلاش و کوششی در راه پیش برد اهداف الاهی دریغ نمی کنند. آنان با جان و مال در تمامی جبهه های نبرد حق و باطل حضور دارند، چه در میدان های رزم و چه در جبهه های فرهنگی به مبارزه با دشمنان دین بر می خیزند و از ارزش های الاهی حفاظت می کنند. مجاهدان و مبارزان در راه خدا همچون سدهایی می مانند که از ورود نقص و خلل در مسیر حق جلوگیری می کنند و راه را بر شیطان می بندند، آنان اجازه نمی دهند دین خدا مورد تهدید واقع شود، بدین سبب محبوب خدایند.

    5. توبه؛ بازگشت، ندامت و پشیمانی از گناهان و روی آوردن و پناه آوردن به لطف و رحمت بی کران خداوندی موجب جلب محبت خداست. توبه از گناه رشتۀ محبت را گره مجدد خواهد زد و بنده را به خدا نزدیک تر خواهد کرد و ابواب محبت و رحمت ویژه خداوند را باز می کند. با توبه بندۀ عاصی و گناهکار، از راه لطف و عنایت پروردگار تبدیل به دوست و محبوب خداوند می شود.
    صاحب تفسیر راهنما معتقد است؛ یکی از اهداف اشاره به محبت الاهی نسبت به پاکیزگان و توبه کنندگان، تشویق انسان ها به توبه و پاکیزگی است.

    6. انفاق کنندگان؛ دادن صدقه و انفاق موجب جلب محبت خداوند است و خداوند انفاق کنندگان را دوست دارد. صدقه و انفاق در حقیقت سپاس گزاری در برابر نعمت های الاهی و پیروی از فرمان اوست.

    7. ایمان و عمل صالح؛ ایمان و عمل صالح از دیگر عوامل جلب رضایت و محبوبیت خداست؛ چون پاداش الاهی و نجات، در گرو ایمان توأم با عمل صالح است. بنابراین، ایمان بدون عمل موجب پاداش و نجات نخواهد بود و محبت الاهی را – که از مفهوم "لایحب الظالمین"(آل عمران، 57) خدا ظالمان را دوست ندارد، به دست می آید – در پی نخواهد داشت.

    8. احسان؛ احسان و نیکوکاری از دیگر راه های پیمودن مسیر محبت الاهی است.(بقره، 195)

    9. طهارت و پاکی؛ خداوند متعال پس از بیان عبادت هایی؛ مانند غسل، وضو و تیمم می فرماید: راز این دستور (دستور به انجام عبادات) آن است که انسان ها پاک و طاهر شوند. "... ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم..."(مائده، 6) خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند، بلکه می خواهد شما را پاک سازد. بنابراین، هر فرمانی که خدای سبحان صادر می کند، اعم از فرامین و دستورهای عبادی و ... سرّش همان طهارت روح و باطن است.

    حضرت آیت الله جوادی آملی می گوید: در این که خداوند مثلاً صابران را دوست دارد و یا متوکلین و یا مقسطین را، این دوست داشتن در حقیقت بازگشتش به این است که توکل محبوب خداست و متوکل هم به دلیل این که توکل دارد محبوب خداست.
    البته ممکن است، انسان اهل توکل یا صابر، اوصاف دیگری داشته باشد که محبوب خدا نباشد، اما توکل، صبر او محبوب خداست. اما اگر انسان طوری شد که جز خدا چیزی نخواست و تمام مسیرهای کمال را پیمود، آن وقت ذات این انسان محبوب خداوند واقع می شود و پس از آن همۀ اوصاف و افعالش محبوب خدا می گردد.
    اگر چنین شد و خدای متعال نسبت به انسانی محبت داشت همۀ نظام آفرینش به او مهر می ورزند؛ چرا که همۀ آنها تابع ارادۀ الاهی هستند. این مقام از برجسته ترین مقام های انسانی است. خداوند محبوب کسی باشد مهم نیست، آنچه بسیار مهم است این است که انسانی محبوب خدا بشود.
    بنابراین، اگر چنین شد که انسان حبیب الله شد، آن وقت کار او کار خداست، حرف او حرف خداست و ... و آثار خدایی در او ظهور پیدا می کند.
    در حدیث معروف قرب نوافل از رسول خدا (ص) آمده که خدای متعال به من فرمود: "ما یتقرب الی عبد من عبادی بشیء احب الی مما افتر ضت علیه و انه لیتقرب الیّ بالنافلة حتی احبه..."؛ هیچ چیز به اندازۀ انجام واجبات بنده را به من نزدیک نمی کند، اما بندۀ من از راه نوافل (مستحبات) و انجام عبادت های مستحب به من نزدیک می شود، تا آن جا که محبوب من می گردد، اگر محبوب من شد، آن گاه من زبان او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت زبان او درآمده است سخن می گوید و چشم او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت چشم او درآمده است می بیند، بر همین اساس کلام مؤمنی که محبوب خدا شد به منزلۀ کلام خداست.
    همچنین اگر انسان محبوب خداوند واقع شد بالاتر از محبوبیت، خداوند عاشق او می شود. بر اساس حدیث وارده از پیامبر (ص) که فرمود: "اذا احب الله عبداً عشقه و عشق علیه، فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک، ان اردت او لم ترد"(طباطبائی، فاطمه، سخن عشق، ص34) زمانی که بنده ای محبوب خدا می شود، خداوند او را عاشق خویش می گرداند و خود نیز به او عشق می ورزد. سپس می گوید: بنده من تو عاشق و دوستدار منی و من نیز عاشق و محب تو هستم چه بخواهی چه نخواهی.
    نتیجه آن که راه های مختلفی برای رسیدن به مقام محبت باری تعالی و درک این فیض وجود دارد، که از جملۀ آنها، صبر، توبه، تقوا و ... و به طور خلاصه، ترک محرمات و انجام فرایض و واجبات الاهی و انجام مستحبات است.

    همه چیز درباره محبت و عشق
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  9. صلوات ها 17


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    بسمه تعالی

    عبدالرزاق كاشانى (شارح كتاب منازل السائرين خواجه عبدالله انصاری) مى‏ نويسد:
    «
    عشق و محبّت به محبوب اقتضا مى‏ كند وصال را، و وصال ميسّر نمى‏ شود مگر به بذل روح، و انس به جمال هم اقتضا مى‏ كند كه قلب از التفات به غير او ممنوع شود. پس افراد محبّ وقتى در محبّت صادق‏ اند كه قلبشان تعلق به محبوب داشته باشد».

    (شرح منازل السائرين، ص 168)

    همه چیز درباره محبت و عشق
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  11. صلوات ها 18


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    تقدیم به استاد که شروع کننده این بحث شدند...

    اگر از جسم بگذری و به جان رسی به حادثی رسیده باشی
    حق قدیمست از کجا یابد حادث قدیم را؟
    ما للتراب و رب الارباب؟؟!!! نزد تو بدانچه بدان بجهی و برهی جانست و آنکه اگر جان بر کف نهی چه کرده باشی؟
    عاشقانت بر تو تحفه اگر جان آرند
    به سر تو که همه زیره به کرمان آرند

    زیره به کرمان بری چه قیمت و چه آبرو آرد؟؟؟

    چون چنین بارگاهیست اکنون
    او بی نیاز است بی نیاز نیاز دوست دارد
    تو نیاز ببر
    به واسطه ای آن نیاز از میان این حوادث بجهی از قدیم چیزی در تو پیوندد و آن عشق است دام عشق آمد و در پای پیچید که یحبونه تاثیر یحبهم است...
    (اشاره هست به آیه قران یعنی ابتدا حضرت حق اونها رو دوست داشت و پس از اون اونها هم الله رو به عشق دوست داشتند پس دوست داشتن اون مقدم بود همون طور که در آیه قران یحبهم ابتدا قرار گرفته )
    از آن قدیم قدیم را ببینی و هو یدرک الابصار ...

    این است تمامی این سخن که هیچ تمامش نیست الی یوم القیامة...

    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    سلام علیکم

    گدایی هست که هر صبح تا چشم باز میکند میگوید معشوقااا هستی ؟ سپش چونان دیوانگان میگوید معشوقاااا بی تو کجا روم جز تو چه خواهم هر چه هست تویی و مست حضور معشوق می شود و نمیداند چگونه سپاس آن همه محبت را ادا کند.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    نقل قول نوشته اصلی توسط حمید77 نمایش پست ها
    سلام علیکم

    گدایی هست که هر صبح تا چشم باز میکند میگوید معشوقااا هستی ؟ سپش چونان دیوانگان میگوید معشوقاااا بی تو کجا روم جز تو چه خواهم هر چه هست تویی و مست حضور معشوق می شود و نمیداند چگونه سپاس آن همه محبت را ادا کند.
    سلام علیکم و رحمه الله

    گدایی هست که از شدت حادثه محبت دیر زمانی فرق بین صبح و شب رو دیگه درک نمیکنه و دیر زمانی هست که گوش و زبان و چشم رو از دست داده پس نه چیزی رو می تونه گوش بده نه نطقی براش مونده که معشوق رو خطاب کنه و نه چیزی می بینه پس مصداق صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شده و عقلش در محبت زائل شده ...

    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    17
    حضور
    9 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    سلام علیکم

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ

    بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است.

    سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ


  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    سلام علیکم

    پس از ماجرای مولانا و شمس یاران به گرد مولانا جمع شدند و از وی اثری، دیوان شعری که نشان شور الهی در جان وی باشد را طلب کردند مولانا گفت خود قبلا چند بیتی سروده ام سپس از زیر عمامه خود کاغذی بیرون آورد که 18 بیت نخستین دیوان کنونی است که با بیت معروف بشنو از نی چون حکایت میکند آغاز می شود. در احوال مولانا نوشته اند که در طول چند سال به کمک یاران موافق و صدیق هزاران بیت شعر از جان وی تراوش کرد. مولانا از پیش نمیدانست بلکه میگفت فی البداهه میگفت میگویند گاهی دو روز و شب پیایپی میگفت و یاران می نگاشتند و گاهی چندین بیتی میسرود و میگفت دیگر فیض نیست. مولانا وجد خود را میسرود شوری که معشوق برجانش نهاده بود لبریز گشته و از زبانش جاری میشد. میگفت : ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما -- جوشی بنه بر شور ما تا می شود انگور ما.

    معشوق میخانه ای به وسعت دنیا برپا کرده اما مست پیدا نمی شود. چون شور لازم است. باغبان هستی انگورستانی از آدمیان خلق نموده دانه ای از انگور در نهانخانه جان آدمی به ودیعه نهاده اما مست یافت نمی شود مگر آنان که در ره معشوق غبار جسم از گوهر جانشان بزدایند، آنانکه شوق جسمانی و نفسانی را فدای وجد وی کنند آنگاه معشوق انسان را به حضور شیرینش وجد می بخشد و انسان از دریچه حضور معشوق چونان لبریز شوق می شود. هر چه هست زیبایی ست که غیر او هیچ نیست حتی ذهن تردید آفرین نیز نیست صدای نفس به مدد حضور معشوق به یاوه گویی شبیه می ماند . دیگر هیچ ارزویی باقی نمی ماند جز دوام وصل او .کاش واژه ها توان توصیف حضور او را داشتند. شیرین ترین عزیزترین خواستنی ترین.

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود