صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناقض میان حاجت و اطاعت از خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره تناقض میان حاجت و اطاعت از خدا




    سلام
    حاجت خواستن از خدا چگونه با اطاعت از او و مقام توحيدي پروردگار قابل جمع است؟
    حاجت هاي ما معمولا جنبه مادي دارد حتي عبادتمان هم براي نعمت هاي مادي بهشت است
    در حالي كه دين به اطاعت و قرب الهي دعوت ميكند نه خود خواهي
    منتظر پاسخ شما هستم
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۷/۲۸ در ساعت ۰۲:۵۶

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست






    تناقض میان حاجت و اطاعت از خدا








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    توحید و اعتقاد به یگانگی خدا دارای ابعاد مختلفی همچون توحید ذاتی و توحید صفاتی و توحید افعالی و توحید عبادی است. انسان موحد همچنان که خالق خویش را تنها خدای واحد یکتا می داند، جمیع شؤون وجودی خویش را نیز عین ربط به دوام فیض الهی دانسته؛ لذا همچنان که او را یگانه و خالق خویش می داند، او را نیز تنها مربی و رازق خویش دانسته؛ بنابراین درخواست حاجت از درگاه الهی خود از شؤون توحید محسوب می گردد، هر چند که این حاجات جنبه ی دنیوی داشته باشند؛ بله در این میان باید سعی شود که تنها به بیان و درخواست حاجات دنیوی اکتفاء نشود؛ بلکه حاجات اخروی را نیز در کنار حاجات دنیوی خویش از خدای متعال خواستار باشیم؛ تا زندگی دنیوی ما در راستای زندگی و حیات اخرویمان باشد.

    توضیح: ابعاد توحید عبارتند از:

    1. توحید ذاتی: که توحید ذاتی خود داراي دو شاخه است:

    الف) خداوند مثل و مانندي ندارد، يگانه و بي همتاست، از اين معنا به توحيد واحدي تعبير مي شود و ذيل سوره اخلاص به همين معني اشاره دارد «ولم يكن له كفواً احد» خدا واحد است كه ثاني ندارد و اصلا براي او متصور نيست.

    ب) خداوند جزء ندارد، بسيط و غير مركب است از اين معنا به توحيد احدي تعبير مي شود. كه صدر سوره اخلاص به آن اشاره دارد «قل هو الله احد» پس توحيد ذاتي يعني نفي شريك و نفي تركيب از خداوند.

    2. توحيد صفاتي مقصود از توحيد صفاتى اين است كه صفات ذاتى خداوند چون علم، قدرت و حيات، اگرچه از نظر مفهوم مختلف‏اند، ولى از نظر مصداق هيچ گونه اختلاف و كثرتى در بين آنها نيست. و مصداق همگى، ذات بسيط خداوند است؛ زيرا اگر جز اين باشد، در ذات الهى كثرت راه خواهد يافت كه با توحيد ذاتى منافات دارد. بنابراين توحيد صفاتى، لازمه‏ى توحيد ذاتى است.

    3. توحيد افعالي:(خالقیت؛ ربوبیت؛رازقیت؛ تقنین) که حقیقت آن همان: لا مؤثر فی الوجود الا الله، می باشد. در جهان، علل طبيعي، داراي آثار ويژه خود هستند، مثل حرارت خورشيد، تيزي شمشير و... همانطوري كه اصل وجود آنها مخلوق خدا است آثار آنها نيز از جانب خدا است، توحيد افعالي يعني در جهان يك مؤثر بالذات داريم. فقط يك وجود است كه اثر گذاري و انجام كار ذاتاً مال خود اوست و تأثير علل مادي و طبيعي و غير خدايي همه و همه در پرتو وجود او و به اتكاء او صورت مي گيرد كه هو القيوم. البته اين سخن به معناي انكار تأثير علل طبيعي نيست، بلكه در عين اعتراف به اينكه خورشيد حرارت دارد و آتش مي سوزاند، معتقديم كه در جهان، يك مؤثر بالذات بيشتر نيست بقيه، همه مؤثر بالعرض و بالغيراند.

    4. توحيد در عبادت: يعني عبادت و پرستش فقط از آن خداست و هيچ فردي جز خدا گرچه از نظر شرف و كمال در مقام بالايي باشد شايسته پرستش نيست. بنابراین شخص موحد کسی است که در جمیع ابعاد(چه دنیوی و چه اخروی) توجه تام به خدا داشته باشد.

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۰:۱۴
    تناقض میان حاجت و اطاعت از خدا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملا علي نمایش پست ها
    حتي عبادتمان هم براي نعمت هاي مادي بهشت است
    سلام...این عبدات بردگان نام داره.....شاید شما اینگونه باشید اما برخی فقط برای خود خدا و به عشق خود خدا عبادت می کنند ولو جهنم هم بروند....و چنین شخصی که حتی در جهنم هم بی دلیل فرض محال برود باز هم خدا را دوست دارد حضرت علی است و این عبادت مخلصینه که بسیار کمند

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا-دین کشور-خانواده-دوستان-کمک-ورزش-پیاده روی برای زیارت-سایتم
    نوشته
    93
    حضور
    2 روز 18 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    179



    اول باید خداوند رو مصلحت خواه خودمون بدونیم و در همین جهت به این ایمان داشته باشیم که خداوند برای بنده هاش مسیری به سمت بهشتش قرار میده مگر اینکه بر اصرار و لجبازی ما بر مسائلی باشه که بر صلاح ما نیست.
    من مثل دوستان مطالعات دینی گسترده ای ندارم ولی در حد خودم کم یا زیاد به این پی بردم که حتی مستجاب نشدن فلان دعا یا حاجت خودش نوعی استجابته یعنی شاید به چشم دنیابین ما اتفاق مثبتی برای ما شکل نگرفته ولی در اصل و در ماوراء چیزی که بصورت مادی میبینیم مسیرمون با مستجاب نشدنه فلان خواسته در جهت بهتری قرار گرفته چون ممکن بود در برآورده شدن اون حاجت شری پشتش خوابیده باشه.
    پس اول باید به این قضیه یعنی ایمان به صلاحدید خداوند رسید
    البته در این دنیا بحث از ماده هست در بهشت حتی افکار به شکل دیگه ای و پاکی درش به بالاترین حد خودش رسیده.و اتفاقا کسی که بهشت رو بخواد اول خدا رو میطلبه غیره این راهش پر از خللهای فراوانی میشه.
    و کسانی هم که حاجتهای مادی دارن و اگر خدا رو قبول دارن پس باید بر این هم مهر قبولی بزنن که خداوند صلاحشون رو میخواد و نمیخواد که بنده ی خودش رو فقط صرف اینکه مجذوب دنیا شده از راه حقیقت دور کنه مگر که اصرار و کفر بورزه که اون موقع با برآورده شدن حاجتی که به نفعش نبوده تنبیه میشه.که البته خداوند اونقدر بزرگو بخشندست که در همین لجبازیها و تنبیهات راه بازگشت قرار داده که بعضیها باز لجبازی روی لجبازی قبل میارن و دورترو دورتر میشن.
    پس وقتی حاجتی میخوایم نباید اصرار و لجبازی بر برآورده شدنش کنیم.واگرنه وابسته دنیا و دور از خدا و بهشتش میشیم.
    ویرایش توسط hhosseinn : ۱۳۹۳/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۵:۵۶

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    بنابراین درخواست حاجت از درگاه الهی خود از شؤون توحید محسوب می گردد، هر چند که این حاجات جنبه ی دنیوی داشته باشند؛ بله در این میان باید سعی شود که تنها به بیان و درخواست حاجات دنیوی اکتفاء نشود؛ بلکه حاجات اخروی را نیز در کنار حاجات دنیوی خویش از خدای متعال خواستار باشیم؛ تا زندگی دنیوی ما در راستای زندگی و حیات اخرویمان باشد.
    با سلام و تشكر
    علاقه به نعمت هاي دنيايي هميشه در مقابل آخرت معرفي شده
    و بيشتر عدم استجابت دعا ها حاكي از همين مسئله است كه به مصلحت نيست..
    سوال اين است كه وقتي خدا بهتر صلاح ما را ميداند حاجت خواستن به چه معناست؟
    آيا فقط توكل كردن كافي نبود؟

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تحصیل
    نوشته
    433
    حضور
    15 روز 7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2052



    بعضی از خواسته های ما ب صلاحمون نیست نه همشون...

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    الله
    نوشته
    284
    حضور
    2 روز 2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    315



    خداوند به ما فرموده اند که نماز بخوانیم و روزه بگیریم و به فقرا و یتیمان کمک کنیم. حال چگونه است که ما در دعاهای خود نمی توانیم بگوییم خدایا نماز ما را بخوان و یا روزه ما را بگیر ولی می توانیم بگوییم که خداوندا به مقروضان کمک کن و به بی خانمانها خانه بده. کاری که خداوند از ما خواسته است.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملا علي نمایش پست ها
    با سلام و تشكر
    علاقه به نعمت هاي دنيايي هميشه در مقابل آخرت معرفي شده
    و بيشتر عدم استجابت دعا ها حاكي از همين مسئله است كه به مصلحت نيست..
    سوال اين است كه وقتي خدا بهتر صلاح ما را ميداند حاجت خواستن به چه معناست؟
    آيا فقط توكل كردن كافي نبود؟
    با سلام و عرض ادب

    1) ذکر حاجت بدرگاه باری تعالی نه تنها با توکل منافاتی ندارد؛ بلکه تحقق بندگی در آن است که بنده تمامی حاجات دنیوی و آخروی خویش را از خدای متعال تمنا نماید.

    در آیات متعددی از آیات قرآن سخن از درخواست بنده از ولی نعمت خویش است، و این درخواست نیز از شؤون بندگی و از آداب دعا است؛ هر چند که خدای متعال از رگ گردن به ما نزدیک تر می باشد و همه ی موجودات با همه ی هستیشان تحت سیطره ی رحمت حق قرار دارند.

    خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:«... ادْعُونى‏ اسْتَجِبْ لَكُمْ ... مومن/60»؛مرا بخوانيد، تا دعاى شما را مستجاب كنم ....
    و نیز می فرماید:«وَاذا سَئَلَكَ عِبادى‏ عَنّى‏ فَانّى‏ قَريبٌ اجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اذا دَعانِ ... بقره/186»؛ و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏ خواند، پاسخ مى‏ گويم!

    و در ذکر مناجات بنده ی مقرب خویش ذکریا در ابتدای سوره ی مریم می فرماید:
    «كهيعص؛ ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا؛ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا؛ قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا؛ وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا؛ يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا »؛ (اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده ‏اش زكريا ؛در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند؛ گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پيرى تمام سرم را فراگرفته و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبوده‏ ام! ؛و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است تو از نزد خود جانشينى به من ببخش؛ كه وارث من و دودمان يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده!» .

    مرحوم کلینی در کافی روایت می کند که: حضرت صادق عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى ميداند كه بنده‏ اش چه مي خواهد هر گاه بدرگاهش دعا كند، ليكن دوست دارد كه حاجتها بدرگاهش شرح داده شود پس هر گاه دعا كردى حاجتت را نام ببر.

    و در حديث ديگرى گويد: كه آنحضرت فرمودند: خداى عز و جل حاجت تو را مي داند و نيز داند كه تو چه خواهى ولى دوست دارد كه حاجتهاى (خود را) بدرگاه او شرح دهى.[1]

    2) دنیا و آنچه در آن است نعمت الهی است،‌آنچه مذموم است دلبستگی به دنیا و فراموش نمودن آخرت است و الا باید گفت که برخی از انبیاء همچون یوسف و سلیمان علیهما السلام اهل دنیا بوده باشند.

    قرآن کریم در رابطه با دعای حضرت سلیمان علیه السلام به درگاهش می فرماید: «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّاب ...ص35»؛ گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد، كه تو بسيار بخشنده ‏اى.


    موفق باشید.


    [1] . أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏4 ؛ ص225

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ در ساعت ۰۰:۱۵
    تناقض میان حاجت و اطاعت از خدا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملا علي نمایش پست ها
    سلام
    حاجت خواستن از خدا چگونه با اطاعت از او و مقام توحيدي پروردگار قابل جمع است؟
    حاجت هاي ما معمولا جنبه مادي دارد حتي عبادتمان هم براي نعمت هاي مادي بهشت است
    در حالي كه دين به اطاعت و قرب الهي دعوت ميكند نه خود خواهي
    منتظر پاسخ شما هستم
    سلام علیکم،
    توحید افعالی: لا مؤثر فی الوجود الا الله
    یعنی هیچ وجودی هیچ اثری ندارد مگر خداوند ... و هر تأثیرگذاری از خداست

    حالا مثال ساده‌ی رفع تشنگی:
    ۱. شخص موحد با توحید قوی، رفع تشنگی را از خدا می‌خواهد و نه از آب، با این وجود آب را می‌نوشد چون خداوند رفع تشنگی او را در آب قرار داده است. چنین کسی آب می‌خورد ولی رفع تشنگی خود را از خدا می‌خواهد و وقتی هم تشنگی‌اش رفع شد آن را از خدا می‌داند و شکر خدا را می‌کند و در این شکرگویی صادق است ...
    ۲. شخص موحد با توحید ضعیف، رفع تشنگی را از آب می‌خواهد اما می‌داند که آب نعمت خداست، اگرچه گاه فراموش می‌کند و اعتقادش چندان بیش از آنچه به زبانش می‌آید نیست، چنین کسی آب را می‌خورد و رفع تشنگی خود را به آب نسبت می‌دهد اما چون آب را نعمت خدا می‌داند خدا را هم شکر می‌کند و البته در این شکر گویی چندان صادق نیست، چون در ورای لقلقه‌ی زبان او آب را علت دیده است و نه خدا را ...
    ۳. شخص غیر موحد، رفع تشنگی را از آب می‌خواهد و آب را از غیر خدا می‌داند (مثلاً طبیعت)، چنین کسی رفع تشنگی خود را هم به آب نسبت می‌دهد و شکر خدا را هم نمی‌کند.

    حالت کلی‌تر خواستن جاجت از خداوند:
    ۱. شخص موحد با توحید قوی از خدا رفع نیازش را می‌خواهد با دانستن سه علم:
    الف) خداوند این دنیا را عالم نیاز قرار داده و انسان مکلف به برطرف کردن نیازهای خود می‌باشد برای بقا و تکامل جسمانی و روحانی
    ب) خداوند برای برطرف کردن نیاز او خود نیازمند وسیله نیست
    ج) خداوند برای امور دنیایی اسباب و وسایل را واسطه قرار می‌دهد
    البته شخص موحد با توحید قوی کاری به اینکه وسیله چه باشد ندارد و هر چه از خداوند به او برسد را راضی خواهد بود.
    ۲. شخص موحد با توحید ضعیف اگرچه ارتباط اسباب و علل را با علت‌العلل قبول دارد ولی رفع نیازهایش را در خود اسباب و علل می‌داند و در نتیجه امور را به خداوند واگذار نمی‌کند و خودش در درخواستش به خداوند تعیین می‌کند که چه چیزی را گمان دارد که نیاز خواهد داشت، اگر به او داده شد شکر می‌کند و اگر داده نشد دلگیر می‌شود (اگرچه اعتراض هم نکند ولی وقتی راضی نباشد یعنی دلگیر است)
    ۳. شخص غیر موحد که از خدا چیزی را طلب نمی‌کند و از زمین و زمان طلب می‌کند و مورد نیازش را هم خودش در طلبش اعلام می‌کند و چنین کسی در بحث ما نمی‌گنجد

    پس خواستن حاجت از خداوند با توحید منافاتی ندارد، اما متوجه نشدم چرا با اطاعت از خداوند ممکن است منافات داشته باشد؟ مگر نیاز انسان به خدا ذاتی و مخلوق خود خداوند نیست؟ آیا تبعیت تکوینی و تشریعی هر دو اطاعت به حساب نمی‌آیند؟ خواستن حاجت چه منافاتی با مطیع خداوند بودن دارد اگر در راستای رفع نیازهای حقیقی‌اش باشد؟

    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود