جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه و سوالی درباره حضرت خضر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    -
    نوشته
    1
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    2

    راهنما شبهه و سوالی درباره حضرت خضر




    توضیح سوال

    از سؤالاتى كه در باره داستان خضر و موسى عليهما السلام‌ مطرح شده اين است كه چرا خضر عليه السلام‌‌‌‌‌‌ جوانى را به قتل رساند، در حالى‌كه مرتكب جرم نشده بود؟ و اين مطلب با رويكرد‌هاى متعددى مورد پرسش واقع شده است كه به آن‌ها اشاره مى‌شود:


    1. رويكرد فقهي:

    از نظر فقه كيفرى ، قصاص قبل از ارتكاب جرم و جنايت مشروع و قانونى نيست ؛ حال اين پرسش مطرح است كه توجيه عمل خضر عليه السلام‌ از نظر شريعت الهى چگونه است؟
    2. رويكرد كلامي:

    چه فرقى ميان علم حضرت على عليه السلام به آينده ابن ملجم و علم حضرت به آينده جوان وجود دارد ؟
    چگونه مى‌شود كه وقتى امام على عليه السلام‌ ابن ملجم را از ماجراى قتلش آگاه ساخت و ابن ملجم تقاضا كرد كه آن حضرت ، او را قبل از ارتكاب به قتل برسانند ، على عليه السلام‌ مى‌فرمايند : آيا قصاص قبل از جنايت كنم؟
    در حاليكه خضر مى‌دانست كه جوان مرتكب جرم نگرديده است و در آينده مرتكب جرم خواهد شد و او را كشت ؟
    آيا علم امام على عليه السلام در باره ابن ملجم مسئوليت آور نيست؟ اما علم خضر عليه السلام‌ در برابر عمل جوان در آينده مسئوليت آور بوده است؟
    در اين نوشتار سعى شده كه عمل حضرت خضر عليه السلام را از نظر مقتضاى نظام تكوين و تشريع بررسى نموده و سپس به مقايسه عمل خضر و امام على عليهما السلام‌ پرداخته شده است.
    پاسخ:

    گفتار اول : نظام تكوين و تشريع

    الف : نظام تكوين

    مقتضاى نظام تكوين خلقت و تدبير و تصرف موجودات عالم از طريق علت و معلول بر مبناى حكمت الهى مى‌باشد؛ يعنى هر پديده‌اى در عالم است در اثر علت‌هاى خاص و با ضوابط مشخص ايجاد مى‌گردد.
    گروهى با استفاده از اين قاعده چنين پاسخ داده‌اند كه خضر مأمور تشريعى خداوند نبوده؛ بلكه مأمور تكوينى بوده و از طرف خداوند بر اساس مصالح و حكمت الهى مأمور به انجام اين كارشده است . اعتراض موسى عليه السلام‌ بر اساس ظاهر و «نظام تشريع» صورت گرفته است.
    يعنى همان‌طور كه خداوند از ملائكه و بقيه موجودات ؛ همانند: سيل، زلزله و ... براى ايجاد يك امر خاص استفاده مى‌كند و تمام علت‌ها و موجودات در جهان مأمور الهى هستند، خضر عليه السلام‌ نيز در اين جا مأمور انجام اين امور خاص است؛ و شايد آيه شريفه 61 سوره انعام اشاره به همين مطلب باشد كه مى‌فرمايد:
    وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ.
    و اوست كه بر بندگانش قاهر [و غالب] است و نگهبانانى بر شما مى‏فرستد تا هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جانش بستانند در حالى كه كوتاهى نمى‏كنند.
    يعنى حضرت خضر عليه السلام ، مانند يك فرشته كه مأمور به قبض روح است ، مأمور به قبض روح شده است ؛ و اين كه مى‌بينيم حضرت موسى عليه السلام تاب تحمل كارهاى خضر عليه السلام را نداشته به همين خاطر بوده كه مأموريت آن دو يكديگر فرق داشته است . موسى عليه السلام مأمور به «ظاهر» و خضر مأمور به «‌باطن‌» بوده است.
    رك : مكارم شيرازي ، تفسير نمونه ، ج 12، ص 507 و 508، تهران ، دارالكتب الاسلاميه، چاپ 6، 1368.
    شعرانى در اين باره مى‌نويسد:
    لأن تلك الأفعال كانت من أحكام روح الإلهام الولائي.
    اين اعمال ، نشأت گرفته از احكام روح الهام ولائى بوده است
    الشعراني، أبو المواهب عبد الوهاب بن أحمد بن علي المعروف ( الوفاة: 973هـ)، الطبقات الكبرى المسماة بلواقح الأنوار في طبقات الأخيار، ج 1، ص320 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ-1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خليل المنصور.
    خضر‌‌‌‌‌‌‌ عليه السلام‌‌‌‌‌‌ در انتهاى اين داستان مى‌گويد :
    وَما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري‏. كهف/82 .
    من آن كار را از پيش خود نكردم.
    و روايات متعددى در منابع اهل سنت وجود دارد كه اين ديدگاه را تأييد مى‌كند كه در ادامه به برخى از آنها اشاره مى‌گردد :
    1. مسلم از أبى بن كعب نقل مى‌كند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله‌‌ فرمودند:
    إِنَّ الْغُلَامَ الذي قَتَلَهُ الْخَضِرُ طُبِعَ كَافِرًا وَلَوْ عَاشَ لَأَرْهَقَ أَبَوَيْهِ طُغْيَانًا وَكُفْرًا.
    جواني را كه خضر به قتل رسانيد ، كفر بر دل او نقش بسته بود (ديگر اسلام نمي‌آورد) و اگر زنده مي‌ماند پدر و مادرش را درحالت طغيان و كفر به قتل مي‌رسانيد.
    النيسابوري ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاى261 )، صحيح مسلم، ج4، ص2050، ح2661، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي.
    2. احمد حنبل نيز از ابن عباس روايت را اين گونه نقل‌ مى‌كند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله‌ فرمودند :
    الْغُلاَمُ الذي قَتَلَهُ الْخَضِرُ طُبِعَ كَافِراً زَادَ أبو الرَّبِيعِ في حَدِيثِهِ وَلَو أَدْرَكَ لا رهق أَبَوَيْهِ طُغْيَاناً وَكُفْرا.
    جو انى را كه خضر [عليه السلام] به قتل رسانيد كفر بر دل او نقش بسته بود و ابو ربيع در حديثش آورده كه اگر بالغ مى‌شد درحالت طغيان وكفر پدر و مادر خود را به قتل مى‌رسانيد .
    الشيباني، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص274 ،رقم : 21159، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.
    حال چه مصلحت و حكمتى موجب اين عمل و اين مأموريت شده است ؟ شايد بتوان از ظاهر آيه برداشت كرد كه ايمان آن پدر و مادر در نزد خدا ارزش زيادى داشته است ؛ آن قدر كه اقتضا داشته است فرزندى مؤمن و صالح در همين دنيا داشته باشند و اين فرزند خلاف اين اقتضا بود و خداوند امر فرمود او را بكشند تا فرزندى ديگر بهتر از او و صالح به آن ها عنايت نمايد و با اين عمل ايمان آنها نيز محفوظ بماند.
    در حقيقت اين كار لطفى بود كه خداوند در حق اين دو بنده صالح خود كرده است .
    فخر رازى در اين باره مى‌نويسد :
    لأن بقاء ذلك الغلام حياً كان مفسدة للوالدين في دينهم وفي دنياهم ، ولعله علم بالوحي أن المضار الناشئة من قتل ذلك الغلام أقل من المضار الناشئة بسبب حصول تلك المفاسد للأبوين، فهلذا السبب أقدم على قتله.
    زنده ماندن غلام ، مفسده براى والدين در دين و دنياى آنها داشته است ، شايد خضر [عليه السلام‌] از طريق وحى دانسته كه ضرر ناشى از قتل غلام كمتر است از ضرر زنده ماندن او براى پدر و مادرش ، و به اين سبب اقدام به قتل او كرد .
    الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (الوفاة: 604)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 21، ص136 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة : الأولى.
    رك: محمد حسين طباطبايي ، تفسير الميزان في القرآن ، ج 13، ذيل آيه 82 ، بيروت ، دارالمطبوعات اعلي ، چاپ اول.
    ب : نظام تشريع

    نظام تشريع مربوط به قوانين و احكام عملى است كه خداوند متعال براى هدايت انسان مقرر كرده و انسان موظف است با اختيار خود به اين فرامين و احكام عمل كند. حكم قصاص قبل از ارتكاب جرم و سؤالى كه در اين رابطه مطرح شده، در محدوده نظام «‌تشريع» است.
    طبق اين ديدگاه، آن پسر ، جوانى بالغ و مكلّف بوده؛ چرا كه واژه «غلام» به معناى جوان نورَس نيز به كار مى‌رود؛ فخر رازى در اين باره مى‌نوسيد :
    أن لفظ الغلام قد يتناول الشاب البالغ بدليل أنه يقال رأى الشيخ خير من مشهد الغلام جعل الشيخ نقيضاً للغلام وذلك يدل على أن الغلام هو الشاب...
    لفظ (غلام) گاهى شامل جوان بالغ مى‌گردد؛ دليل آن اين است گفته مى‌شود : نظر انسان بزرگ بهتر از نظر جوان است . در اين مثال شيخ مقابل و نقيض غلام قرار داده شده است اين دليل بر اين است كه غلام همان جوان است.
    الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (الوفاة: 604)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 21، ص132، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م ، الطبعة : الأولى.
    و از آنجا كه موسى عليه السلام در اعتراض خود به خضر عليه السلام‌ مى‌گويد «آيا نفس پاكى را بدون حكم و قصاص كشتي» دلالت بر اين دارد كه او بالغ بوده است ؛ زيرا اگر غير بالغ بود ، حتى اگر كسى را مى‌كشت ، حكم او قصاص نبود. و اين جوان بالغ گناهش يا «ارتداد» بوده؛ زيرا پدر و مادرش افرادى مؤمن بوده‌اند و او مؤمن به دنيا آمده و بعد از ايمان، كافر و مرتد شده و مرتد فطرى حكمش قتل است چه توبه كند و چه توبه نكند.
    ...فكون الغلام حينذاك كافرا دليل كونه مكلفا! و كون أبويه مؤمنين يجعله مرتدا فطريا يستحق القتل و لا يستتاب و إن تاب لم تقبل، فخشية ارهاقه إياهما طغيانا و كفرا يهدّر دمه ثانيا بعد تهدره بارتداده، ... فحتى لو كان غير بالغ لكان يحق القتل دفعا للإفساد المحتوم.
    كافر بودن جوان دليل بر مكلف بودن او است ، و به اين علت كه پدر و مادر او مومن بودند سبب شد كه او را مرتد فطرى شده و مستحق قتل شده است .
    او توبه (ظاهري) داده نمى شود اگر توبه كند هم پذيرفته نيست. پس ترس كشتن پدر مادر توسط جوان از روى كفر وطغيان موجب هدر رفتن خون او بعد از ارتداد شده است...حتى اگر غير بالغ بود بازهم كشتن او از باب دفع فساد لازم بود.
    صادقي ، محمد ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن والسند ، ج‏18، ص 166،تهران : انتشارات فرهنگ اسلامي، چاپ دوم ،
    در نتيجه جوان به دليل اعمالش جايز القتل بوده است و اگر خضر عليه السلام‌ عمل خود را مستند به جنايات او در آينده مى‌كند به اين دليل است كه مى‌خواهد بگويد اين فرد نه تنها فعلاً مشغول به جرم است؛ بلكه در آينده نيز جرم‌هاى ‌ بزرگترى را مرتكب خواهد شد؛ لذا كشتن او طبق موازين شرع به سبب اعمالش بوده و نه اين كه از باب قصاص قبل از ارتكاب جرم باشد.
    ر.ك : سبحاني، جعفر ، منشور جاويد ، ، ج 12، ص 235 ، قم : مؤسسه امام صادق ـ عليه السلام .
    1365 . مكارم شيرازي، تفسير نمونه ، ج 12، ص 507 - 508 ، تهران : دارالكتب الاسلاميه، چاپ 6، 1368.
    GOODBYE

  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۶/۲۴, ۰۴:۰۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود