جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به نظر شما چه تفاوتی میان درک کردن و فهمیدن یک حکم شرعی وجود دارد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300

    به نظر شما چه تفاوتی میان درک کردن و فهمیدن یک حکم شرعی وجود دارد ؟




    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش درشرع این وظیفه ی مجتهد است که حکم شرعی را برای مقلدان از آیات و روایات استخراج نموده وبه عنوان وظیفه ی عملی دراختیار مکلفین قرار دهد .مجتهد از راه های مختلفی این وظیفه را انجام میدهد یکی از این راهها راه استدلال عقلی است یکی از این استدلال ها از طریق علم اصول فقه انجام میگیرد . به نظر شما عزیزان بزرگوار ، اعم از اساتید کارشناس و کاربران فرهیخته آیا در این علم مجتهد باید به فهم حکم برسد یا به درک حکم ؟ مکلف چطور ؟ آیا مکلف هم باید به فهم یا درک حکم برسد تا وظیفه ی عملی خود را بتواند صحیح انجام بدهد ؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    درکتابهای فقهی واصول فقه کلمه ی فقه اینطور تعریف شده : در لغت فقه یعنی فهمیدن ونیک فهمیدن و دریافتن کنه وعمق مطلب .در اصطلاح فقه یعنی : علم به احکام شرعی فرعی از راه دلیل های تفصیلی آنها «1»

    تفاوت میان درک وفهم : فهم را دریافت اولیه ی ذهن از مطلب میگویند . مثلا" اگر بگویم آب بلافاصله تصویری از مایع بدون رنگ وشفاف که تجربه ی آن را داشته اید در ذهن شما نقش میبندد اما خصوصیات آ ب در این مرحله برای شما قابل تصور نیست پس فهم ، مرحله ی اول یا گام نخست رسیدن به حقیقت امر است .مثالش را میتوان به کارشناس تعبیر کرد.

    اما درک چطور ؟ درک رسیدن به کدام مرحله ی حقیقیت امری است ؟

    1) اصول فقه (دکتر عباس زراعت ) -بنیاد استدلال در حقوق اسلامی (فقه1) دکتر سید محمد صدری - حسن ابن زین الدین ، معالم


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    موضوعات اجتماعي فرهنكي سياسي
    نوشته
    3
    حضور
    5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    14



    باسلام و عرض ادب.
    آنچه که مسلمه ، نظر مرجع و فقیه عادل،صددرصد رسیدن به حکم هست.که میدانیم رسیدن آن ازطریق عقل و سنت و اجماع میباشد.که البته با داشتن علم کافی دراصول فقه و شناخت قران و تفسر درست آن ازطریق عقل خودبرری مک و سنت و اجماع را هم درنظر یگید و حکم صادرمیکند و این اصل رسیدن به حکم فقهیست.که همان فهم عمیق مطلب و ارائه حکم میباشد.و به نظرمن در صدرو احکام شرعی درک مطلب لازم نیست .همه ی احکام را که نمیتوان درک کرد وبرای همه کارایی ندارد حتی برای مجتهد.چون درک یعنی حس کردن .مثلا درمورد احکام وضو درک میتواند صدق کند چراکه مجتهد خودش نیز به وضو و نماز میپردازد ومیتواند با انچام دادن ان درک کافی برسد.ودرمورد مکلف هیچ لزومی ندارد که احکام را بفهمد و باعقلش بسنجدوچه بسا خیلی ازاحکام نیازبه تفسیر دارد و حتما باید برای فهمیدن ان به متخصص مراجعه نمود والا به اشکال برمیخوریم. چراکه همه مجتهد نیستند که به فهم مطلب برسندوهمینکه تقلید واجب است ازمرجع معتبر به همین دلیل است که افراد این قابلیت را ندارند که حکم شرعی را تشخیص دهند و باید مرجع تقلید داشته باشند .اما اگرکسی هم توانست باعقل خودش هم حکم راتایید کند واینقدرعلم و اگاهی داشته باشد که چه بهتر و موفق تراست و با قدرت بیشتری اجرامیکند. یاعلی

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    درک برای انشان سه مرتبه را شامل میشود :
    اول :درک حسی
    دوم: درک عقلی
    سوم: درک وهمی
    از طرفی درک برای انسان مرحله ای فراتر از فهم را بیان میکند یا به عبارتی درک میتواند همان باور کردن فهم مان باشد . شاید بتوان از فهم به عنوان علمی حصولی واز درک به عنوان علمی حضوری نام برد .

    توضیح برای درک حسی : بنده زمانی که چهره ی درهم رفته وقطرات اشک را می بینم می توانم از آن به فهم وجود غم درآن چهره برسم . اما زمانی که علت آن غم را مثلا" از دست دادن عزیزی را برای آن استدلال کنم در درون خود به باوری می رسم که آن غم را حس میکنم . دراین مرحله بنده غم را از راه ادراک حسی درک کرده ام .به عبارتی به باور حسی غم رسیده ام

    توضیح برای درک عقلی :گفته میشود خدا هست . اما نه اورا میبینی ؛ نه صدای اورا میشنوی ونه میتوانی اورا لمس کنی ، نه طعمی دارد و ونه بویی از او به مشامت میرسد .از طرفی در این عالم تنها راه باور «بودن»از راه این ادراکات حسی است .

    اما دراین میان انسان از قدرت عقل نیز برخوردار است .از طریق عقل می تواند مشاهدات وارتباطات فهم تصوری خود را به یک گزاره تبدیل کند .اینطور: جهان عظیم پیرامون ما بسیار منظم است .نظم عظیم ناظم عظیم وحکیمی را طلب میکند. این ناظم عظیم خدا نام دارد . یعنی از فهم مشاهدات تصویری به ادراک عقلی رسیده وخدا اثبات می شود .

    توضیح برای ادراک وهمی : انسان علاوه بر دو مورد فوق می تواند از ترکیب مشاهدات تصوری و خیالات ذهنی نیز برای خود گزاره هایی را تعریف کند که در خارج از ذهن او ویا در محیط خارجی هیچ مصداقی ندارد واین گزاره ها تنها ساخته وپرداخته ی ذهن او است که گاهی با حاشیه ای از واقعیات خارجی ترکیب می شوند . مثل دریای جیوه .که دریا تصوری از واقعیت است اما محتوای جیوه بودن آن خارج از عینیت و واقعیت خارجی می باشد .زیرا جیوه در دمای معمولی بخار شده وهرگز به صورت دریا واقعیت پیدا نمی کند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود