صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا بین عشق های زمینی و الهی رابطه ای است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675

    آیا بین عشق های زمینی و الهی رابطه ای است؟




    بعضی میگن عشق زمینی ریشه در عشق الهی دارد و یا مقدمه ی اونه این درسته؟

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    آیا بین عشق های زمینی و الهی رابطه ای است؟








    کارشناس بحث: استاد سینا


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    همانطور که می دانید عشق ممکن است مجازی و یا حقیقی باشد متعلق عشق حقیقی فقط خداوند است و عشقهای دیگر چنانچه در جهت عشق به خداوند باشند مورد تایید می باشند اما اگر عشق مجازی مانعی برای رسیدن به خدا شود از نظر اسلام مطرود می باشد.
    از آن جهت که خدا کمال مطلق است پس عشق حقیقی تنها به خدا تعلق می گیردچرا که انسان فطرتا کمال جو است بنابراین فطرتا عاشق کمال مطلق(خداوند)می شود و عشق انسان به امور مجازی نیز نوعی پاسخ دادن به این نیاز فطری است.
    یکی از مهمترین تفاوتهای عشق مجازی و حقیقی این است که در عشقهای مجازی گاهی عاشق پس از رسیدن به معشوقش عشق او فروکش می کند ولی در عشق حقیقی درست بر عکس است زیرا در عشق حقیقی نه زوالی است و نه نقصانی. البته در سایه عشق حقیقی است که سایر عشق ها مثل عشق به پدر،مادر،همسر،فرزند و ....معنا پیدا می کند
    بنابراین هر عشقی که انسان را به خداوند نزدیکتر کند مورد تایید و آنچه که انسان را دچار غفلت و فراموشی از یاد خدا کند مذموم می باشد.
    البته عشق مجازي نیز گاهی ممکن است تابع شهوات جنسی باشد که چون مبداء این عشق ها شهوت است در نهایت به همان شهوت ختم می شود ونمی تواند مقدمه ی رسیدن به عشق حقیقی باشد وبه قول شهید مطهری وصالش مدفنش می باشد یعنی به محض این که عاشق به معشوق رسید عشق فروکش می کند اما گاهی عشق های مجازی از مقوله ی عشق پاک هستند که دراین صورت می تواند مقدمه ی رسیدن به عشق الهی باشد.
    فراموش نکنیم که عشق زمینی تنها در صورتی می تواند ما را به عشق حقیقی برساند که ما به ضعف های آن آشنا باشیم وبدانیم که این نوع عشق به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیاز درونی ما باشد بلکه فقط بخشی از نیاز ما را تامین می کند.توجه کنید که اسلام محبت های دیگر را نفی نمی کند بلکه آنها را به سوی محبوب واقعی جهت می دهد.


  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675



    مرسی از پاسخ شما
    اینو بیشتر از این جهت پرسیم که از چند خطیب شنیده بودم که کسی که در خانوده رغت قلب نداشته باشه و علاقه ی قلبی به انها نداشته باشد و نسبت به انها محبت واقعی نداشته باشد صرفا با افزایش معرفت در علوم دینیوووو به جایی نمیرسه.و چند نمونه از این نوع رفتار رو هم در مورد بعضی بزرگان خوانده بودم...حتی فردی برام نقل قولی اورد از یکی از روحانیون که روی منبر برای تایید این مسئله به حضرت زهرا قسم خورد...!
    اما هیچ وقت حدیثی در این مورد ندیدم.
    حالا میخواستم بدونم این واقعا درسته و اگر هست حدیثی در این مورد داریم؟
    و اینکه این علاقه و محبت باید واقعا در قبل انسان باشد یا اگر انسان بهش تظاهر هم بکنه همون اثر رو دارد؟
    و سوم اینکه چینین علایقی(چه به زن و فرزند چه....) به معنی علاقه به غیر خدا نیست؟در حالی که کمال عرفان قطع علاقه از غیر خداست؟بزرگان دینی ما به خصوص ائمه در این مورد چه طور بودند؟

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    مرسی از پاسخ شما
    اینو بیشتر از این جهت پرسیم که از چند خطیب شنیده بودم که کسی که در خانوده رغت قلب نداشته باشه و علاقه ی قلبی به انها نداشته باشد و نسبت به انها محبت واقعی نداشته باشد صرفا با افزایش معرفت در علوم دینیوووو به جایی نمیرسه.و چند نمونه از این نوع رفتار رو هم در مورد بعضی بزرگان خوانده بودم...حتی فردی برام نقل قولی اورد از یکی از روحانیون که روی منبر برای تایید این مسئله به حضرت زهرا قسم خورد...!
    اما هیچ وقت حدیثی در این مورد ندیدم.
    حالا میخواستم بدونم این واقعا درسته و اگر هست حدیثی در این مورد داریم؟
    و اینکه این علاقه و محبت باید واقعا در قبل انسان باشد یا اگر انسان بهش تظاهر هم بکنه همون اثر رو دارد؟
    و سوم اینکه چینین علایقی(چه به زن و فرزند چه....) به معنی علاقه به غیر خدا نیست؟در حالی که کمال عرفان قطع علاقه از غیر خداست؟بزرگان دینی ما به خصوص ائمه در این مورد چه طور بودند؟

    سلام علیکم مؤمن،
    دقیق حدیث را به خاطر ندارم، ولی ظاهراً پیامبر خدا صل‌الله‌علیه‌وآله از مسیری می‌گذشتند جوانی را دیدند و به نزد او رفتند در حالیکه گروهی صحابه هم همراه ایشان بودند. از آن جوان پرسیدند خودت را بیشتر دوست داری یا پدر و مادرت را؟ جوان جواب داد پدر و مادرم را. پرسیدند که پدر و مادرت را بیشتر دوست داری یا مرا؟ پاسخ داد که شما را. پرسیدند که مرا بیشتر دوست داری یا خدا را؟ جواب داد که ای رسول خدا چون خدا را دوست دارم شما را دوست دارم ... پس پیامبر رحمت صل‌الله‌علیه‌وآله خطاب به صحابه فرمودند که این جوان را زیاد احترام بگذارید.
    در جای دیگر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها از پدرشان امام‌المتقین علیه‌السلام پرسیدند که آیا مرا دوست دارید؟ فرمودند بله. پرسیدند که آیا خدا را هم دوست دارید؟ فرمودند بله. پرسیدند دو محبت را چگونه در یک دل جای داده‌اید؟ فرمودند که تو را دوست دارم چون خدا را دوست دارم.

    یعنی قلب محبت بیش از یک نفر یا یک چیز را در خود جای نخواهد داد، این یک نفر می‌تواند خدا باشد یا بنده‌ی خدا از جمله خود شخص. اگر محبت بنده‌ی خدا باشد همه کار شخص برای محبت آن خواهد بود و اگر محبت خود خدا باشد همه کار شخص برای خداوند خالص خواهد بود، محب همه کارش برای نزدیک‌تر شدن خود به محبوب و راضی کردن او از خود است. کسی که خدا را دوست بدارد هر کس دیگری را هم که خدا را دوست داشه باشد دوست خواهد داشت و کسی که خودش را دوست دارد هر کسی که او را دوست داشته باشد دوست خواهد داشت، اولی خوبی و بدی افراد را نسبت به رفتارشان نسبت به محبوبشان که خداست می‌سنجند و دومی خوبی و بدی افراد را هم نسبت به رفتارشان نسبت به خودش می‌سنجد نه نسبت به خدا و دین خدا ...، اولی سعیش در کسب رضایت خداست و دومی سعیش در رضایت نفس، از خود راضی خواهد بود و همه کارش برای خوشامد نفس خودش ...

    در بیشتر افراد محبت خود تمام قلب را پر کرده است و هیچ کاری نمی‌شود مگر بخاطر خود، هیچ کس دیگری را هم دوست ندارد مگر برای ارتباطی که او با خودش دارد، پسرم، پدرم، مادرم، خواهرم، کارم و منیت‌های دیگر، اما این محبت باید جای خود را به محبت خداوند بدهد، به هیچ وجه هم کار ساده‌ای نیست ... اما اهل بیت علیهم‌السلام مطابق با زیارت جامعه «التامّین فی محبة الله» هستند، کسی ایشان را دوست نخواهد داشت مگر آنکه پیش از آنها خداوند را دوست داشته است «من أحبکم فقد أحب الله» و هیچ کس به ایشان بغض ندارد مگر اینکه پیش از آن بخاطر خودش به خداوند بغض داشته است «و من ابغضکم فقطد ابغض الله». پس یک راه مطمئن برای کسب محبت خداوند کوشیدن برای کسب محبت اهل بیت علیهم‌السلام است.

    اما «لا یکلف الله نفساً الا وسعها»

    شاید هم این پاسخ اشتباهاتی داشته باشد، نمی‌دانم ...
    یا علی

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784




    باسلام وتقدیر از این سوال زیبای تان .
    در این رابطه باید به چند نکته اشاره گردد :
    1- معنای عشق : واژه ((عشق )) مشتق از ((عشقه )) به معنای میل و کشش افراطی است . ((عشقه )) گیاهی است که هرگاه به دور درخت می پیچد آب آن را می خورد. در نتیجه درخت زرد شده ، کم کم می خشکد، (1).
    اما در اصطلاح ، ((عشق )) عبارت است از: ((محبت شدید و قوی )). به عبارت دیگر، عشق مرتبه عالی محبت است ، (2).
    حقیقت آن است که تعریف حقیقی این واژه ، ممکن نیست .
    حکیم محی الدین ابن عربی گوید: «هر کس عشق را تعریف کند، آن را نشناخته و کسی که از جام آن جرعه ای نچشیده باشد ، آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم ، آن را نشناخته که عشق شرابی است که کسی را سیراب نکند»، (3).
    «لویی ماسینیون » می گوید: نخستین عارفان ، واژه عشق را به کار نمی بردند؛ شاید از عشق زمینی و جسمانی هراس داشتند و از این رو، بیش تر از محبت یاد می کردند، (4).
    عطار گفته است :
    پرسی تو ز من که عاشقی چیست ؟
    روزی که چو من شوی ، بدانی
    عشق قابل تعریف علمی نیست ؛ زیرا نه محسوس است و نه معقول . در حالی که در دو قلمرو حس و عقل تاثیر دارد.
    اگر تعریف کننده ، خود عشق می ورزد، مسلما" تعریف او صحیح نخواهد بود؛ زیرا این پدیده غیر عادی به تمام اندیشه و مشاعر او مسلط می شود . مثلا" اگر عاشق بخواهد عشق را تعریف کند ، مفاهیم موجود در تعریف ، با وضع روانی عاشق رنگ آمیزی می شود و به اصطلاح «مولوی »، تعریفش بوی عشق می دهد، (5).
    هر چه گویم عشق را شرح و بیان
    چون به عشق آیم خجل باشم از آن
    گر چه تفسیر زبان روشن گر است
    لیک عشق بی زبان روشن تر است
    چون قلم اندر نوشتن می شتافت
    چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت
    عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
    شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
    آفتاب آمد دلیل آفتاب
    گر دلیلت باید از وی رو متاب . (6)
    همان گونه که از سخنان عارفان روشن است ، مقصودشان از عشق ، نوع حقیقی آن است .
    2. مبدأ عشق :
    اساس آفرینش جهان ، عشق حق به جمال و جلوه خویش است ؛ زیرا، دوستی ذات خود ، یکی از اسباب عشق است . خداوند نیز به عنوان برترین موجود، به دلیل عشق به ذات و جلوه جمالش ، جهان را پدید آورد: «کنت کنزا" مخفیا" فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف ؛ گنج پنهانی بودم که دوست داشتم شناخته شوم ، پس آفریدگان را آفریدم تا شناخته شوم »، (7).
    گنج مخفی بد ز پرتی چاک کرد
    خاک را روشن تر از افلاک کرد
    بنابراین نخستین کسی که عشق ورزید، خدای تعالی بود، (8).
    خداوند متعال بر اساس همین عشق به خویش است که مخلوقاتش را نیز دوست می دارد، (9).
    عارف عین القضات همدانی می گوید: «دریغا به جان مصطفی ، ای شنونده این کلمات ! که خلق پنداشته اند که انعام و محبت او با خلق از برای خلق است ، نه از برای خلق نیست ؛ بلکه از برای خود می کند که عاشق ، چون عطایی دهد به معشوق و با وی لطفی کند. آن لطف نه به معشوق می کند که آن با عشق خود می کند. دریغا از دست این کلمه ! تو پنداری که محبت خدا با مصطفی ، از برای مصطفی است ؟ این محبت او از بهر خود است »، (10).
    چنان که مبدا عالم ،خداوند متعال است ، مبدأعشق نیز اوست . عشق مانند وجود، از ذات حق به عالم سرایت کرده است . عشق انسان زاییده عشق خداست .
    توبه کردم و عشق همچون اژدها
    توبه وصف خلق و آن وصف خدا
    عشق ز اوصاف خدای بی نیاز
    عاشقی بر غیر او باشد مجاز. (11).
    3. اسباب عشق :
    برای عشق اسبابی چند مطرح کرده اند که از همه مهم تر کمال جویی است.
    همه هستی میل به کمال دارد؛ کمال طلبی آمیخته با حب بقا است که هر دو تبلور محبت به ذاتند. همه موجودات در پی آنند که چیزهایی را به دست آورند و بهره وجودی شان را بیش تر کنند. هر موجودی در پی کمال متناسب با خود است . دانه گندمی که روی زمین قرار گرفته و با شرایط مساعدی شکافته شده ، به تدریج می روید، بی شک متوجه آخرین مرحله (بوته گندم ) است که رشد خود را تکمیل کند، سنبل دهد و دانه های زیادی بار آورد. انسان نیز می خواهد سعه وجودی بیش تری بیابد و علم ، قدرت ، اراده و حیاتش نا محدود و مطلق باشد. حضرت امام خمینی (رض ) می فرماید: « اگر کسی قدرت مطلق جهان باشد و عالم را در اختیار داشته باشد و به او بگویند که جهان دیگری هم هست . فطرتا" مایل است آن جهان را در اختیار داشته باشد. یا مثلا" هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست فطرتا" مایل است آن علوم را هم بیاموزد.»، (12). دستگاه آفرینش با تربیت تکوینی خود کمال خواه و کمال جوست و به همین سبب است که با وجود تمام سختی ها و موانع ،عاشق کمال است و برای رسیدن به آن ، از هیچ کوشش و تلاشی فروگذار نمی کند؛ به بیان دیگر این فطرت کمال خواهی است که موجودات را عاشق ساخته است ، (13).
    4. سریان و عمومیت عشق : از آن جا که همه هستی دارای حیات و شعور و کمال جو است ، عشق در تمام عالم وجود سریان دارد. این عشق در انسان که دارای حیات و شعور برتر می باشد، از شدت بیش تری برخوردار است ؛ ولی بر اساس ارتباط معرفت و عشق و اسباب عشق ، عشق در همه عالم جریان دارد، (14).
    آتش نی ، جوشش می ، بدایع طبیعت ، کشش اجزای هم جنس به یک دیگر و پیوند و ترکیب اضداد ، از جلوه های عشق است ؛ جاذبه ای که جزء را به سوی کل می راند و میان اشیا و پدیده ها، تناسب ، سنخیت و انضمام می آفریند:
    عشق جوشد بحر را مانند دیگ
    عشق ساید کوه را مانند ریگ
    عشق بشکافد فلک را صد شکاف
    عشق لرزاند زمین را از گزاف (15)
    5. انسان و عشق :
    داستان عشق انسان ، داستان دیگری است ؛ زیرا علی رغم ژرفا و گستردگی ادراکش ، انگیزه های خیالی و وهمی او همواره با عقل و ذات او درگیرند و مزاحمانی از قوای شهوانی و غضبی بر سر راه اوست . باید دستی از غیب برون آید و عشق انسان را هدایت کند و راه وصول عشق را به او بنمایاند. فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب های آسمانی برای همین جهت است تا عشق حقیقی و راستین را از عشق مجازی و دروغین باز شناساند و آدمی را در عشق و عاشقی اش مدد رساند، (16).
    کلام پیامبران ، بوی گلی است که انسان را به سمت گلستان می برد.
    این سخن هایی که از عقل کل است
    بوی گلزار و سرو و سنبل است
    بوی گل دیدی که آن جا گل نبود
    جوش مل دیدی که آن جا مل نبود؟(17)
    6. عشق حقیقی : از منظر دین خداوند کمال محض ، جمال مطلق ، دارای برترین وصف ها، مبدأ عشق ، اولین عاشق و الهام کننده عشق است . همه هستی آیت ، نشانه و مظهر اویند؛ از او سرچشمه گرفته ، به سوی او روان هستند . آدمی کمال جو و زیبایی طلب بوده ، حقیقتش از روح خدا است ، از آن منزل نزول کرده و به سوی او باز خواهد گشت ، انسان دارای روحی است که ظهور و جلوه تام صفات حق است . عشق حقیقی عبارت است از «قرار گرفتن موجودی کمال جو (انسان ) در جاذبه کمال مطلق (خداوند متعال )؛ پروردگاری جمیل مطلق ، بی نیاز، یگانه ، دانای اسرار، توانا، قاهر و معشوقی که همه رو به سوی او دارند و او را می طلبند،» (18).
    مانند تو من یار وفادار ندیدم
    خوش تر ز غم عشق تو غمخوار ندیدم
    جز خال خیال رخ زیبای تو در دل
    در آینه حس تو زنگار ندیدم
    دل بندگی دوست به شاهی نفروشد
    یک مشتری عشق به بازار ندیدم
    با بندگی حضرت معشوق الهی
    دردل هوس شاهی این دار ندیدم .
    عشق حقیقی و راستین ، تنها به کمال محض و زیبایی مطلق توجه دارد. تنها او را می خواهد و می جوید. این عشق ، التیام بخش ، رام کننده ، صبر آور، انس برانگیز، رضایت بخش ، نیروزا، طلب آور، درهم شکننده خودپرستی ، سرورانگیز، نشاط آور، پایا و پویاست . این عشقی است که وصالش ، مقتل عاشق است نه مسلخ وی ؛ یعنی هنگام وصال ، عاشق قامت بر کشیده ، قیامت به پا می کند و عشقش زنده تر و فعال تر می گردد، نه آن که سرد و خاموش شود. در این عشق ، عاشق وجود خود را در مقابل معشوق از دست می دهد:
    جمله معشوق است و عاشق پرده ای
    زنده معشوق است و عاشق مرده ای
    از هر چه ز عشق خود تهی دستم کن
    یکباره به بند عشق پابستم کن (باباطاهر)



    پاورقی:
    1) ابن منظور: لسان العرب ، بیروت ، دار احیائ التراث العربی ، چاپ اول ، 1408 ق ، ج 9، ص 224
    2) غزالی ، محمد: احیائ علوم الدین ، بیروت ، دار القلم ، چاپ سوم ، بی تا، ج 4، ص 275
    3) الفتوحات المکیه ، بیروت ، دار احیائ التراث العربی ، بی تا، ج 2، ص 121
    4) ر.ک : بابک احمدی ، چهار گزارش از تذکره الاولیائ عطار؛ تهران ، نشر مرکز، چاپ اول ، 1376 ش ، ص 46
    5) استاد محمدتقی جعفری : نقد و تحلیل مثنوی ، به نقل از عباس مخبر دزفولی ، فلسفه و قرآن ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ دوم ، 1368 ش ، جلد 3، ص 147
    6) مثنوی معنو،ی دفتر 1، ابیات 112 - 116
    7) سخاوی ، مقاصد الحسنه ، چاپ هند، ص 153
    8) ابوالحسن دیلمی ؛ عطف الائلف المائلوف علی اللام المعطوف ، تحقیق و مقدمه ، ج . ک . قادیه ، مطبعه المعهد العلمی الفرنسی للاذثار الشرقیه ، قاهره ، 1962 م ، ص 28
    9) ر.ک : علامه طباطبائی ، المیزان ، جلد 1، ص 411
    10) تمهیدات ، به تصحیح عفیف عیران ، تهران ، انتشارات منوچهری ، ص 217
    11) مثنوی ، دفتر 6، ابیات 970 - 971
    12) ر.ک : چهل حدیث ، مرکز نشر فرهنگی رجا، تهران ، چاپ اول ، 1368 ش ، صص 155 - 163
    13) محمد غزالی ، احیائ علوم الدین ، جلد 4، ص 276
    14) ر.ک : اسفار الاربعه ، ج هفتم ، فصل پانزدهم
    15) مثنوی معنوی ، دفتر 5، ابیات 2735 - 2736
    16) .ک : صدر الدین محمد شیرازی : عرفان و عارف نمایان ، ترجمه محسن بیدارفر، تهران ، الزهرائ، چاپ سوم ، 1371 ش ، ص 120
    17) مثنوی معنوی ، دفتر 1، ابیات 1898 - 1900
    18) .رک : محمد غزالی : احیائ علوم الدین : ج 4، ص 279 - 283 و المیزان ، جلد 1، ص 411 و اسفار، ج 7، ص 183

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    مرسی از پاسخ شما
    اینو بیشتر از این جهت پرسیم که از چند خطیب شنیده بودم که کسی که در خانوده رغت قلب نداشته باشه و علاقه ی قلبی به انها نداشته باشد و نسبت به انها محبت واقعی نداشته باشد صرفا با افزایش معرفت در علوم دینیوووو به جایی نمیرسه.و چند نمونه از این نوع رفتار رو هم در مورد بعضی بزرگان خوانده بودم...حتی فردی برام نقل قولی اورد از یکی از روحانیون که روی منبر برای تایید این مسئله به حضرت زهرا قسم خورد...!
    اما هیچ وقت حدیثی در این مورد ندیدم.
    حالا میخواستم بدونم این واقعا درسته و اگر هست حدیثی در این مورد داریم؟
    و اینکه این علاقه و محبت باید واقعا در قبل انسان باشد یا اگر انسان بهش تظاهر هم بکنه همون اثر رو دارد؟
    و سوم اینکه چینین علایقی(چه به زن و فرزند چه....) به معنی علاقه به غیر خدا نیست؟در حالی که کمال عرفان قطع علاقه از غیر خداست؟بزرگان دینی ما به خصوص ائمه در این مورد چه طور بودند؟
    اینارو تو چنتا سایت پیدا کردم
    شاید به درد شما بخوره:
    . حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. دلال الامامه و کنزالعمال ، ج ‌7، ص 225
    . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود : بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوشرفتارتر هستم.
    وسائل ج 14 ص 122
    شخصى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد :
    همسرى دارم که به هنگام ورود به خانه به استقبالم مى ‏آید و به هنگام خروج ‏بدرقه ‏ام می کند. هنگامى که مرا اندوهناک یافت در تسلیت من می گوید : اگردرباره رزق و روزى مى ‏اندیشى غصه نخور که خدا ضامن روزى است و اگر در امور آخرت مى ‏اندیشى خدا اندیشه و اهتمام ترا زیاده گرداند. پس ‏رسول خدا فرمود :
    خداى را در این جهان عمال و کارگزارانى است و این ‏زن از عمال خدا می باشد ، چنین همسرى نصف اجر یک شهید را خواهدداشت.
    وسائل الشیعة ج 14 ص 17
    امیر المؤمنین‏ علی علیه السلام فرمود :
    آنها (زنان) نزد شما امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.
    مستدرک جلد 2 ص 551
    پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله فرمود :
    هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند و هر مردى که دستش را بر موهاى زن مسلمانى بگذارد (براى اذیت موى سامام صادق علیه السلام فرمود :

    یکى از اخلاق پیغمبران اینست که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند.

    بحار جلد 103 ص 236
    رسول خدا (ص) فرمود :

    • هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.

    بحار جلد 103 ص 228
    حضرت صادق علیه السلام فرمود :
    هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.
    بحار جلد 103 ص 223
    رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود :
    مرد سرپرست ‏خانواده ‏است و هر سرپرستى نسبت ‏به زیردستانش مسؤولیت دارد.
    مستدرک جلد 2 ص 550
    امام صادق علیه السلام فرمود :
    هر زنى که به شوهرش احترام کند و آزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود.
    بحار ج 103 ص 253
    پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود :
    بهترین زنان شما ، زن هایى ‏هستند که داراى محبت ‏باشند.
    بحار ج 103 ص 235
    ------------------------------------
    رسول خدا(ص) فرمود: كودكان را دوست بداريد و به آنان ترحم و شفقت نماييد. لطف و مهرباني به خردسالان گواه عشق و محبت نسبت به آنهاست و ترحم، خود نشانه محبت داشتن به فرزندان است. در روايات بسياري بوسيدن فرزند توصيه شده و براي هر بوسيدن اولاد درجه اي در بهشت منظور گشته است.

    در روايت آمده روزي حضرت رسول(ص) دو فرزندش امام حسن و امام حسين (ع) را بوسيد. اقرع بن حابس كنار حضرت بود گفت؛ من ده فرزند دارم تا كنون هيچ كدام را نبوسيده ام! پيامبر خدا فرمود، من با تو چه كنم، كه خدا رحم و عطوفت را از دلت كنده است. در روايات متعددي هم به رعايت عدالت در بوسيدن و پرهيز از تبعيض و ابراز محبت به فرزندان تاكيد شده است.



    ویرایش توسط mona690 : ۱۳۹۳/۰۴/۰۲ در ساعت ۱۹:۴۶
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    ثقلین
    نوشته
    992
    حضور
    22 روز 22 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2216

    دعوت




    با سلام و تشکّر از مطالب دوستان

    با توجّه به اينکه در معناي عشق، حالت شهوت و هوس، خوابيده است، بهتر است از به کار بردن اين واژه در مورد خداوند و اولياي الهي اجتناب کنيم.

    «عشق» در واقع يک نوع بيماري است. مرحوم دهخدا از منتهی الارب نقل مي‌کند که:

    عشق، مرضي است وسواسي که مي‌کِشد مردم را به سوي خود جهت خلط و تسليط فکر بر نيک پنداشتن بعضي صورت‌ها.

    حالا به فرض پذيرفتن اون توجيهاتي که براي به کار بردن اين واژه نسبت به خداوند و اولياي الهي شده، در مورد عشق مجازي با مشکل ديگري مواجهيم و آن اينکه:

    عشق يک انسان به انسان ديگر، نمي‌‌تواند مجازي باشد بلکه يک «عشق غلط» است؛

    توضيح اينکه: ما يک حقيقت داريم، يک مجاز، و يک غلط؛ اينها از هم متمايزند.

    در باب حقيقت و مجاز، مي‌دانيم که مجاز از مادّه‌ي «ج و ز» و جواز به معني عبور کردن است و «المجاز قنطرة الحقيقة»،

    يعني ما مي‌توانيم از مجاز عبور کرده به حقيقت برسيم. مثلا مي‌گوييم: نهر، جريان يافت. ما از نهر عبور کرده و به آبِ نهر مي‌رسيم.

    اگر کسي عاشق دين، قرآن، عبادت باشد ممکنه به عشقِ معبود برسد، اين ميشه عشق مجازي،

    ولي هيچ وقت از عشق به يک انسان عادي، نميشه به عشقِ معبود رسيد، اين ميشه عشق غلط.

    براي توضيح بيشتر، به بيانات ارزشمند استاد جوادي آملي که در سلسله مباحث «مباني قرآني در نهضت حسيني» مطرح فرموده گوش فرا دهيد:

    http://www.mediafire.com/download/sm...shg+Majazi.mp3



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hadi99g نمایش پست ها
    با توجّه به اينکه در معناي عشق، حالت شهوت و هوس، خوابيده است، بهتر است از به کار بردن اين واژه در مورد خداوند و اولياي الهي اجتناب کنيم.

    «عشق» در واقع يک نوع بيماري است. مرحوم دهخدا از منتهی الارب نقل مي‌کند که:

    عشق، مرضي است وسواسي که مي‌کِشد مردم را به سوي خود جهت خلط و تسليط فکر بر نيک پنداشتن بعضي صورت‌ها.
    از نظر شما هر عشقی هوس است؟!!!
    حتی عشق و علاقه به پدر و مادر و فرزند و همسر؟!!
    کسی که با شنیدن صدای خنده ی پدر یا مادرش از صمیم قلب خوشحال میشه و کوچکترین کسالتی در انها میبند قلبا ناراحت میشه وووو این چیزی غیر علاقه ی قلبی است؟ این پیش خدا مذموم است؟!!یا فرزند یا ....
    این همه از بعضی بزرگان هست که به همسرشون یا فرزندانشون ابراز علاقه میکردن به دروغ بوده؟؟؟؟!!!
    گریه ی پیامبر برای فرزندش ابراهیم دروغ بوده؟؟!!!!!
    یا احادیث پست قبل؟
    .....


    به نظر من این علایق در طول همند نه در عرض هم و در تقابل با هم

    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,415
    حضور
    42 روز 17 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6338



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    بعضی میگن عشق زمینی ریشه در عشق الهی دارد و یا مقدمه ی اونه این درسته؟
    به نظر من آدم از عشق زمینی به عشق الهی میرسه، کسی که نتونه محبت همنوعش رو به دل بگیره چطور میتونه عاشق الله بشه


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود