جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فـــــــــــــــلســـــــ فه خــــــــــــدا شنــــــــــــــاسی*

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد 1393
    علاقه
    خودشناسي
    نوشته
    18
    صلوات
    32
    حضور
    1 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما فـــــــــــــــلســـــــ فه خــــــــــــدا شنــــــــــــــاسی*




    به نام خدا

    با سلام و عرض خسته نباشید

    بنده در رابطه با خدا سوالاتی داشتم که هر چقدر فکر کردم جوابشو نتونستم پیدا کنم و بالاخره با سایت شما روبرو شدم انشاالله که جواب سوالم را از سایت شما پیدا کنم.

    سوال

    1_آیا زمانی وجود داشت که غیر از خدا هیچی نباشد؟

    مرجع سوالاتم از این سوال سرچشمه میگیرد زیرا با گفتن بله و نه تناقضاتی را بنده مشاهده میکنم


    ابتدا وقتی میگوییم لا مکانی که در او نور خداست ماضی مستقبل و حال از کجاست؟ یعنی خدا در لا زمان هست یعنی جایی که زمان نباشد یعنی حتی نمیتوانیم بگوییم خدا از ازل وجود داشت زیرا نبودن زمانی یعنی عدم وجود گذشته بی نهایت تا آینده بی نهایت هست همچنان به علت نبودن زمان حال هم وجود ندارد ما به تعریفی میرسیم که اسمی را نمیتوانیم به ان بدهیم غیر قابل تعریف . فقط میتوانیم بگیم خدا هست به طور تقریب زیرا وجود او و درک وجودیت او که هست از درک وجودیت ما که هستیم خیلی خیلی بالاتر و یا نا محمدود میباشد پس اگر گوییم زمانی بود که غیر از خدا هیچی نبود آنوقت سوالی پیش می آید : از انجا که خداوند نیازمند هیچ چیزو هیچ کس نیست نیاز مند تفکر کردن هم نیست و او هست که تفکر کردن را به وجود آورده هست پس او در یک لحظه = زمان 0 هر چیزی را میداند پس سوالی که پیش می آید خداوند چرا در آن لحظه که اقدام به خلق کرد یعنی لحضه ای که جز خدا هیچ چیزی نبود چرا قبل از اون زمانی که خلق کرد قبل تر از اون زمان چرا خلق نکرد؟ یعنی خداوند بعد از تفکرات و فکرات به این نتیجه رسید خلق کنم؟ اینکه باعث میشود خدا نیاز مند تفکر و فکر کردن باشد؟ و از انجایی که زمانی نیست و خدا در لحظه ی ایست زمانی قرار داشت که چیزی او را شروع کرد پس اگر اینگونه باشد و خدا را هیچیزی شورع نداده هست باید الان هیچ چیزی نبوده و از انجایی که هر چیزی وجود دارد و خدا را هیچ چیزی به وجود نیاورده هست پس زمانی نبود که غیر از خدا هیچی نباشد. و

    و حال با گرفتن این نتیجه سوال هایی نیز پیش می آید

    نظریه زمان 2
    اگر زمانی نباشد که غیر از خدا وجود نداشته باشد یعنی وقتی خدا وجود دارد و نامحدود هست و موجوداتی که آفریده نیز تعدادشان نا محدود هست یعنی خداوند در گذشته نامحدود وجود دارد یعنی نظریه زمان 2 میگوید که طبق جمله قبلی عدم وجود زمان یعنی گذشته نامحدود تا آینده نامحدود و خداوند در لازمانی که از ازل وجود داشته هست وجود دارد
    توضیح این مسعله

    اگر انسان به گذشته بتواند سفر کنم مثلا 1 ساعت قبل سفر کند خود را میبیند که دارد غذا میخورد یا کار دیگری و اگر یعنی با سفر در گذشته کلا از زمان حذف میشه و خودش را نمیتواند پیدا کند کاملا غلط میباشد بر فرض من به گذاشته سفر کردم و پدر مادرم را دیدم که فرزندی به نام من ندارن و از انجایی که نداشته باشن من دیگر وجود نخواهم داشت و در نتیجه نمیتوانم هم به گذشته سفر کنم به همین دلیل این نظریه کامل غلط میباشد و حال نظریه 2 صحیح تر میباشد و من خودم را مشاهده خواهم کرد و در نتیجه من در هر لحظه از زمان بی نهایت بار وجود خواهم داشت . پس من به زمان حضرت محمد سفر میکنم و حضرت محمد را میبینم که از جانب خدا برایش وحی میشود ولی سوال اینجاست آیا خدا هم در زمان بی نهایت بار وجود دارد؟ مسلما نه یعنی اونوقت خداوند درگیر قوانین زمان هست و به زمانی که انسان را خلق کرده سفر میکند و به خودش همان جا میگوید خلق نکن در صورتی که اینطور نیست خدا در بند زمان و مکان نیست

    درک خدا در بند زمان نیست

    از آنجایی که خدا در بند زمان نیست ولی به آن حاکم هست یعنی خدا در همه زمان ها وجود دارد ولی نه به تعداد بی نهایت یعنی به تعداد یک عدد یعنی قول هو الله احد یعنی خدا یکتاست یعنی عبارت زمان ما یه ابتدایی دارد و یه انتهایی و یه زمان اصل* خدا وقتی انسان را افرید و زمان و آفرید خودش در آینده آن نیز وجود دارد یعنی همین حال خداوند در قیامت حضور دارد و بر آن حاکم هست همین حال به وحی کردن به حضرت محمد حاکم هست یعنی خداوند در هر زمانی وجود دارد و حاکم هست و حال زمان اصل چیست؟ زمان نرمال که در حال هست و رو به آخرت هست که پیش میرود

    چرا انسان نمیتواند به گذشته سفر کند و حتی به گذشته سفر کند تغیراتی را در ان انجام بدهد؟!

    بر فرض من به گذشته سفر کردم و زمان عروسی پدر مادرم اگر کاری کنم که انها ازدواج نکنن من به وجود نمی آیم از انجا که به وجود نمی آیم هرگز نمیتوانم به گذشته سفر کنم و در نتیجه نمی توانم در اذدواج پدر و مادرم دخالتی داشته باشم و انها اذدواج میکنن و من به وجو د می آیم . خداوند متعال سفر در گذشته را بر ما بسته هست یا به عبارتی دیگر تغیرات گذشته غیر ممکن میباشد

    صفات خداوند در حدی نامحدودی هست که بد هست ما او را مثل انسان تصور کنیم و فرض کنیم مثل انسان تصمیم میگیرد و جهانی را خلق میکند .

    پس از انجا که انسان نمیتواند در گذشته سفر کند پس لازم نیست خدا از اونجا هی در هر لحظه بر حضرت محمد وحی بفرسته پس گذشته بسته هست نه برای خدا خدا به آن و همه چیز حاکم هست

    و حال مسعله آینده خدا همین الان هم در آینده هست دقت کنید نباید بگیم هست زیرا او در بند زمان نیست باید بگیم حاکم هست

    و حال بعد از درک این مساعل خواهیم فهمید که خدا همه چیز را میدانست و به آن حاکم هست چه قبل از آفرینش انسان یا قبل از افریدن قوانین زمان و از انجایی که حاکم هست پس نیازی نیست که چیزی را بیافریند پس اگر آفریده زمانی نیست که غیر از خدا چیزی وجود داشته باشد لذا همه چیز که وجود دارد و داشته از آن اوست

    و حال برمیگردیم به سوال
    آیا زمانی وجود داشت که جز خدا هیچ چیزی نداشته باشد؟

    بعد از تفکراتی زیاد به این جواب رسیدم که نمیدانم درست هست یا نه و برای همین به این سایت اومدم

    پاسخ من : اگر زمانی باشد که جز خدا کسی نباشد خدا در بند لا زمان هست و زمانی نیست طبق نظریه 1 زمان عدم وجود گذشته بی نهایت و اینده بی نهایت و حال و خدا زمان را استارت میکند و فقط و فقط خودش قادر هست زمان را استارت کند نه چیز دیگری طبق مسعله : وجود خدا از ان خوش هست : یعنی خدا وقتی زمان را استارت کرد خدا در ایست زمانی قرار داشت و هرچیزی که در ان باشد نه میتواند حرکت کند و یا فکر کند و یا...و چون خدا نیازی به فکر کردن ندارد و او بر همه چیز حاکم هست و خدا قادر هست این زمان را استارت کند و بعد زمان را استارت میکند و جهان هایی را خلق میکند ولی چه چیزی باعث شد خدا این تصمیم رو بگیرد؟!

    بنده با در نظر گرفتن 2 جمله
    زمانی وجود داشته که جز خدا کسی نباشد
    زمانی وجود نداشت که جز خدا کسی نباشد چون او همیشه هست مخلوقاتش هم همیشه هستن

    بنده هیچ اطلاعی در باره این ندارم که کدام جمله صحیح هست و برای همین دو جمله را مطرح و در باب هر یک توضیح دادم با تشکر و قدردانی از سایت زیباش شما

    انشاالله پاسخی را بر من بدهید

    (شیطان از انسان میخواهد از خدا سوالاتی را پبرسد که جوابشان را نمیفهمد)

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    نوشته
    965
    صلوات
    1921
    حضور
    16 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Farhan نمایش پست ها
    به نام خدا

    با سلام و عرض خسته نباشید

    بنده در رابطه با خدا سوالاتی داشتم که هر چقدر فکر کردم جوابشو نتونستم پیدا کنم و بالاخره با سایت شما روبرو شدم انشاالله که جواب سوالم را از سایت شما پیدا کنم.
    با سلام...شما واقعا استثنایی هستی....چقدر نقد زیبایی کردی از وجود خداوند متعال و آفرینش...به اندازه فهم خودم کمک می کنم من از سوالات مربوط به خدا خیلی لذت می برم و نقد و سوالات شما بسیار زیباست...بنظر من خدا عقل را آفریده...یعنی اینکه برای خدا عقل معنا ندارد یعنی مثلا الان خدا داره به چی فکر می کنه؟ این تفکر نسبت بخدا برای ما اشتباه است....چون عقل فقط مخلوق اوست...پس حال که عقل مخلوق اوست پس راه نمی یابد بر او.....یعنی فرض کنهرگز از اول عمرت تا بحال چشم نداشتی اونوقت مدام از کسی می خواستی بهت بگه که دیدن رو برات تعریف کنه....خب هر کاری کنیم نمی تونیم دیدن رو برای تویی که تا بحال ندیدی چیزی رو تعریف کنیم....چی بگیم ....بگیم مثله شنیدنه؟ اصلا نمیشه با حرف تعریفش کرد....لذا عقل هرگز به چگونگی خدا راه پیدا نمی کنه هم به چگونگی خیلی از کارهاش راه پیدا نمی کنه...خدا فکر نمی کنه....زمان و مکانی نبوده در ابتدا...پس چون فکر مخلوق خداست راهی به چگونگی پاسخ به پرسش شما نیست.....

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد 1393
    علاقه
    خودشناسي
    نوشته
    18
    صلوات
    32
    حضور
    1 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    با سلام...شما واقعا استثنایی هستی....چقدر نقد زیبایی کردی از وجود خداوند متعال و آفرینش...به اندازه فهم خودم کمک می کنم من از سوالات مربوط به خدا خیلی لذت می برم و نقد و سوالات شما بسیار زیباست...بنظر من خدا عقل را آفریده...یعنی اینکه برای خدا عقل معنا ندارد یعنی مثلا الان خدا داره به چی فکر می کنه؟ این تفکر نسبت بخدا برای ما اشتباه است....چون عقل فقط مخلوق اوست...پس حال که عقل مخلوق اوست پس راه نمی یابد بر او.....یعنی فرض کنهرگز از اول عمرت تا بحال چشم نداشتی اونوقت مدام از کسی می خواستی بهت بگه که دیدن رو برات تعریف کنه....خب هر کاری کنیم نمی تونیم دیدن رو برای تویی که تا بحال ندیدی چیزی رو تعریف کنیم....چی بگیم ....بگیم مثله شنیدنه؟ اصلا نمیشه با حرف تعریفش کرد....لذا عقل هرگز به چگونگی خدا راه پیدا نمی کنه هم به چگونگی خیلی از کارهاش راه پیدا نمی کنه...خدا فکر نمی کنه....زمان و مکانی نبوده در ابتدا...پس چون فکر مخلوق خداست راهی به چگونگی پاسخ به پرسش شما نیست.....
    با تشکر فراوان از شما

    با توجه به دلایل اینکه کسانی که مردن مثلا ایست قلبی و یا.. بعد از مدت ها در سرد خانه یا در بیمارستان دو باره به زندگی بازگشتن (Near Death Experience) تجربه ی نزدیگ به مرگ " اتفاقاتی که پیش آمده را مطرح کردن آن ها وجود عالمی دیگری پس از مرگ را می گویند که اگر با تحقیق تجربه های نزدیک به مرگ بهتر میتوانید درک کنید پس وجود خدا بطور قطعی میباشد و بحث و تبادل در مورد اثبات خدا از نظر من بدیهی میباشد لذا در مورد سوالم نیز بر سر فکر های خودم..من معتقدم که خدا چون همیشه بوده مخلوقاتش هم همیشه بوده ان و گفتن زمانی بود غیر از خدا هیچ چیزی نبود و خدا تصمیم به آفرینش جهانی را کرد از نظر بنده کاملا اشتباه بوده و خدا را به انسانی تشبیه کرد که بعد ها تصمیم گرفته هست پس خدا همیشه بوده و مخلوقاتش هم همیشه بوده لذا هر چیزی که بود او آفریده هست اگر هم زمانی بود غیر از خدا هیچ چیزی نبود " پس جوابی دارد که ما نمیدانیم .

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد 1389
    نوشته
    5,239
    صلوات
    22041
    حضور
    68 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41



    سلام علیکم و رحمه الله

    جناب فرهان گرامی سوال شما قبلا در این تاپیک مطرح شد

    http://www.askdin.com/thread40328.html

    و به کارشناس ارجاع گردید . لطفا کمی تحمل و صبر بفرمائید تاپیک دیگری ایجاد نکنید تا استاد پاسخگوی سوال شما در تاپیک قبل باشند.

    با سپاس
    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود