صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امامت چیست؟ و آیا از اصول است یا فروع؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب امامت چیست؟ و آیا از اصول است یا فروع؟




    در مورد تعریف امامت، اختلاف نظر زیادى وجود دارد، و باید هم وجود داشته باشد، چرا که امامت از نظر گروهى (شیعه و پیروان مکتب اهلبیت ((علیهم السلام))) از اصول دین و ریشه هاى اعتقادى است، در حالى که از نظر گروه دیگر (اهل سنت) جزء فروع دین و دستورات عملى محسوب مى شود. بدیهى است این دو گروه به مسأله امامت یکسان نمى نگرند و

    طبیعى است که تعریف واحدى نیز ندارند.

    به همین دلیل مى بینیم یک دانشمند سنى امامت را چنین تعریف مى کند:
    اَلاِمامَة رِئاسَة عامّةٌ فى اُمُورِ الدِّینِ وَالدُّنْیا، خَلافَة عَنِ النَّبى (صلى الله علیه وآله): «امامت ریاست و سرپرستى عمومى در امور دین و دنیا به عنوان جانشینى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است».(۱)
    مطابق این تعریف، امامت یک مسؤولیت ظاهرى در حد ریاست حکومت است، منتها حکومتى که شکل دینى دارد، و عنوان جانشینى پیامبر (صلى الله علیه وآله) (جانشینى و نیابت در امر حکومت) را به خود گرفته است و طبعاً چنین امامى مى تواند از سوى مردم برگزیده شود.
    بعضى نیز امامت را به معنى «جانشینى یک شخص از پیامبر (صلى الله علیه وآله) در برپاداشتن احکام شرع و پاسدارى از حوزه دین بطورى که اطاعت او بر همه امت واجب باشد» دانسته اند.(۲)

    این تعریف تفاوت چندانى با تعریف اول ندارد، و همان مفهوم و محتوا، و همان آثار را، در بر دارد.

    ابن خلدون در مقدمه معروفش بر تاریخ، نیز همین معنى را دنبال کرده است(۳)شیخ مفید در «اوائل المقالات» در بحث عصمت چنین مى گوید: «امامانى که جانشینان پیامبران در اجراى احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و تربیت مردمند معصوم (از گناه و خطا) هستند، همچون معصوم بودن انبیاء».(۴)
    مطابق این تعریف که با اعتقاد پیروان مکتب اهلبیت هماهنگ است امامت چیزى فراتر از ریاست و حکومت بر مردم مى باشد، بلکه تمام وظایف انبیاء (بجز در یافت وحى و آنچه شبیه آن است) براى امامان ثابت است و به همین دلیل شرط عصمت که در انبیاء مى باشد در امام نیز هست. (دقت کنید)
    از این رو در شرح احقاق الحق، امامت در نزد شیعه چنین تعریف شده هِىَ مَنْصَب اِلهى حائِز لِجَمیعِ الشُّؤون الْکَریمَة وَالْفَضائِل اِلاّ النُّبُوَّة وَ ما یُلازِم تِلْکَ الْمَرْتَبَةِ السّامِیَه: «امامت یک منصب الهى و خدادادى است که تمام شئون والا و فضایل را در بر دارد جز نبوت و آنچه لازمه آن است».(۵)
    مطابق این تعریف، امام از سوى خداوند و به وسیله پیامبر (صلى الله علیه وآله)تعیین مى شود، و همان فضایل و امتیازات پیامبر (صلى الله علیه وآله) را (جز مقام نبوت) دارد، و کار او منحصر به حکومت دینى نیست.
    به همین دلیل اعتقاد به امامت جزئى از اصول دین محسوب مى شود، نه یکى از فروع دین و وظایف عملى
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    آیا امامت از اصول است یا از فروع؟
    از آنچه در بحث قبل گفته شد پاسخ این سؤال روشن است، زیرا دیدگاهها در مسأله امامت مختلف مى باشد، «فضل بن روزبهان» از علماى متعصب اهل سنت نویسنده «نهج الحق» که «احقاق الحق» پاسخى بر آن است، چنین مى گوید: «مبحث امامت نزد اشاعره از اصول دینى و اعتقادى نیست، بلکه نزد آنان از فروع متعلق به افعال مکلفین است».(۶)

    سایر فرق اهل سنت نیز از این نظر تفاوتى با اشاعره ندارند، چرا که همه آن را یکى از وظایف عملى مى شمرند که به خود مردم واگذار شده است.
    تنها شیعه و پیروان مکتب اهلبیت ((علیهم السلام)) و افراد کمى از اهل سنت مانند قاضى بیضاوى، و جمعى از پیروان او، آن را از اصول دین شمرده اند.(۷)
    دلیل آن نیز روشن است، زیرا امامت نزد آنان یک منصب الهى است که باید از سوى خدا تعیین شود، و یکى از شرایط اصلى آن معصوم بودن است که هیچ کس جز خدا از آن آگاه نیست، و اعتقاد به امامان، همانند اعتقاد به پیامبر (صلى الله علیه وآله) که پایه گذار اصلى شریعت است، لازم مى باشد، ولى با این حال این سخن به آن معنى نیست که امامیه مخالفان خود را در امامت کافر بدانند، بلکه آنها تمام فرق مسلمین را مسلمان مى شمرند و همچون یک برادر اسلامى به آنها نگاه مى کنند، هر چند عقیده آنها را در مسأله امامت نمى پذیرند، از این رو گاهى اصول پنجگانه دین را به دو بخش تقسیم کرده سه اصل نخستین، یعنى اعتقاد به خدا، و پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)، و معاد را، اصول دین، و اعتقاد به امامت امامان، و مسأله عدل الهى را اصول مذهب مى دانند.
    این سخن را با حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) که الهام بخش پیروان مکتب اهلبیت ((علیهم السلام)) در مسأله امامت است پایان مى دهیم.
    «امامت زمام دین و نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزت مؤمنان است، امامت اساس اسلام بارور، و شاخه بلند آن است، با امام، نماز و زکات و روزه و حج و جهاد کامل مى شود، و اموال بیت المال و انفاق به نیازمندان فراوان مى گردد، و اجراى حدود و احکام، و حفظ مرزها و جوانب کشور اسلام به وسیله امام صورت مى گیرد.
    امام، حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام مى شمرد (و تحقق مى بخشد) و حدود الهى را بر پا مى دارد، و از دین خدا دفاع مى کند، و به سوى راه پروردگارش به وسیله دانش و اندرز نیکو و دلیل رسا و محکم دعوت مى کند».(۸) (۹)


    --------------------------------------------------------------------------------
    ۱ ـ شرح تجرید قوشچى، صفحه ۴۷۲/
    ۲ ـ شرح قدیم تجرید از شمس الدین اصفهانى اشعرى (بنا به نقل توضیح المراد تعلیقه بر شرح تجرید عقاید، تألیف سید هاشم حسینى تهرانى، صفحه ۶۷۲/
    ۳ ـ مقدمه ابن خلدون، صفحه ۱۹۱/
    ۴ ـ اوائل المقالات، صفحه ۷۴، چاپ مکتبة الداورى.
    ۵ ـ احقاق الحق ، جلد۲، صفحه ۳۰۰ (پاورقى یک).
    ۶ ـ احقاق الحق، جلد ۲ صفحه ۲۹۴ ـ دلائل الصدق، جلد ۲ صفحه ۴/
    ۷ ـ دلائل الصدق، جلد۲، صفحه ۸/
    ۸ ـ اصول کافى جلد ۱ صفحه ۲۰۰
    ۹ ـ تفسیر پیام قرآن ۹/۱۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    مناظره
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    خب سوال مهم رو شما پاسخ ندادید که بالاخره از نظر شیعیان اثنی عشری اهل سنت این اصول دین را نپذیرفتند آیا کافر محسوب میشوند یا .... ؟؟؟؟

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط شکست ناپذیردر مناظره نمایش پست ها
    خب سوال مهم رو شما پاسخ ندادید که بالاخره از نظر شیعیان اثنی عشری اهل سنت این اصول دین را نپذیرفتند آیا کافر محسوب میشوند یا .... ؟؟؟؟
    سلام
    اختلاف اساسي شيعه و سني برسر خلافت اسلامي و مرجعيت ديني است. اهل سنت امامت را به عنوان رهبري اجتماع قبول دارند، ولي امامت به معناي مرجعيت ديني و به معني ولايت را نمي پذيرند. اهل تسنن براي هيچ كس حتي براي ابوبكر و عمر و عثمان چنين منصبي را قائل نيستند، از اين رو عصمت را در امام و خليفه لازم نمي دانند، ولي شيعه امامان خود را معصوم از خطا مي دانند. از اين رو استاد مطهري(ره) اختلاف سني و شيعه را در بحث امامت ريشه اي مي داند و مي گويد: "آن چيزي كه شيعه به نام امامت معتقد است، غير از آن چيزي است كه آن ها به نام امامت معتقدند. آن چه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، يك شأن دنيايي امامت معتقدند. امام همان حاكم ميان مسلمين، فردي از افرادي مسلمين كه بايد او را براي حكومت انتخاب كنند. آن ها بيش از حكومت بالا نرفتند، ولي امامت در شيعه مسئله اي است تالي تلو نبوت و بلكه از بعضي از درجات نبوت بالاتر است".
    در هر صورت امامت نزد سنی يك مسئلة فرعي مثل نماز خواهد بود، اما امامت در شيعه مفهومي است نظير نبوت. در حقيقت ولايت ادامه نبوت است. اين از رو بايد در كنار نبوت به عنوان يكي از اصول و پايه های دين مطرح گردد.
    شيعيان پيرو حضرت علي‌و معتقد به جانشيني بي‌واسطة آن حضرت بعد از پيامبر گرامي‌و نص و تصريح ولايت آن حضرت در غديرخم از طرف پيامبر اكرم‌مي‌باشند كه در پي آن پيامبر اسلام‌مردم را در صحراي گرم و سوزان "خُم‌ْ" متوقف كرد و با بيان خطبه‌اي از جمله فرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه‌; هر كس من مولا و ولي او بوده‌ام‌، علي‌ مولا و ولي او است‌..." و به همين مناسبت آية 62، سورة مائده نازل شد.(الكافي‌، محمد بن يعقوب كليني‌;، ج 1، ص 420، دارالكتب الاسلامية‌، تهران‌.) و حديث مذكور در منابع و كتاب‌هاي معتبر اهل تسنن نيز نقل شده است‌.(ر.ك‌: الدر المنثور، جلال الدين السيوطي‌، ج 3، ص 98، داراحيأ التراث العربي‌، بيروت‌.)
    به اعتقاد شيعيان ولايت و امامت حضرت علي بن ابيطالب‌ در قرآن كريم نيز مورد تأكيد قرار گرفته و شأن نزول آية 55، سورة مائده كه به آيه ولايت معروف است ـ و نيز بسياري ديگر از آيات قرآن كريم دربارة حضرت علي‌مي‌باشد.(ر.ك‌: تفسير مجمع البيان‌، مرحوم طبرسي‌;، ج 2، ص 126ـ129، منشورات دارمكتبة الحياة‌، بيروت‌.)
    شيعه معتقد است كه پس از حضرت علي‌امامام معصوم‌: يكي پس از ديگري جانشين پيامبر و بيان كننده قرآن و احكام الهي هستند و معتقدند كه تمام وظايف و شئوون پيامبر به جز دريافت وحي تشريعي‌، براي آنان ثابت است‌، به همين جهت احكام و معارف اسلامي را از آنان دريافت نموده و پيرو مكتب اهل بيت‌: مي‌باشند.
    شيعيان همچنين معتقدند كه پيشواي مسلمانان بايد عادل‌، عالم و معصوم باشد و چنين كسي منصوب شده از ناحيه خداوند متعال است و شخص غيرمعصوم نمي‌تواند امامت و ولايت مسلمانان را بر عهده بگيرد و آيه تطهير(احزاب‌،33) دليل روشني بر عصمت اهل بيت‌: مي‌باشد.(ر.ك‌: تفسير نمونه‌، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 17، ص 297ـ306، دارالكتب الاسلامية‌، تهران‌.)
    ولي اهل تسنن چنين اعتقادي را ندارند و جانشيني پيامبر گرامي‌را به بيعت جمعي از مسلمانان با فردي و يا وصيت يك خليفه نسبت به خليفة بعد از خود و... معتبر مي‌دانند و اعتقاد دارند كه براي خلافت و رهبري مسلمانان عصمت شرط نيست و مردم هر كس را برگزيدند گر چه عادل هم نباشد، كفايت مي‌كند! آنان بعد از رحلت پيامبر گرامي‌به خلافت ابوبكر، عمر و عثمان معتقد هستند و حضرت علي‌را خليفة چهارم‌! مي‌دانند.
    آنان منصبي را كه شيعيان براي امامان معصوم‌: قائلند، قبول ندارند و اغلب آنان در احكام و معارف اسلامي از فتاواي چهار امام معروف خود و احاديثي كه در كتاب‌هاي روايي خود مانند "صحاح ستة‌" و... جمع آوري شده‌، پيروي مي‌كنند.
    از آن جا كه شيعيان براساس دلايل عقلي و نقلي معتبر مانند: حديث "ثقلين‌" و دلايل ديگر در احكام و معارف اسلامي پيرو مكتب اهل‌بيت‌: ]قرآن و عترت‌[ مي‌باشد; ولي اهل سنت از آنان پيروي نمي‌كنند; به همين جهت بين شيعه و اهل سنت در معارف اسلامي و احكام شرعيه مانند: وضو، نماز و... تفاوت‌هايي وجود دارد كه در اين باره (اختلاف معارف و احكام شرعي‌) كتاب‌هاي مستقلي نوشته شده كه كتاب "الخلاف‌" مرحوم شيخ طوسي; بحوث في الملل والنحل‌، آية الله جعفر سبحاني‌; الفقه المقارن للاحوال الشخصية بين المذاهب الاربعه السنية والمذهب الجعفري‌، بدران ابوالعينين بدران‌; و... از جمله آن‌ها است‌.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    منظور از کافر و کفر چیست‌؟ آیا به معنای نفی مطلق خدا است‌،


    کفر از دیدگاه لغویّین‌، به معنای پوشاندن است‌. کفر نعمت‌، یعنی پوشاندن نعمت یا ترک شکرگزاری‌. کافر کسی است که منکر ذات باری تعالی است‌، با این‌که خدا ظاهرترین و آشکارترین موجود عالم هستی است‌، فردی که این حقیقت را انکار کند، کافر است‌.
    به گفتة راغب‌: کافر در عرف دین به کسی گفته می‌شود که وحدانیت خدا یا نبوت پیامبراکرم یا شریعت یا هر سه را انکار کند.(مفردات‌، راغب اصفهانی‌، ص 434 ماده کَفَرَ.) فقها اضافه می‌کنند کسی که منکر یکی از ضروریات دین اسلام‌، مانند نماز یا روزه شود، کافر است‌; چون انکار ضروری دین‌، به انکار نبوّت یا شریعت برمی‌گردد.
    بدیهی است کافر به این معنا در فقه‌، احکام بر آن مترتب است‌، از قبیل نجاست بدن او، حرمت ازدواج دختر مسلمان با او، حرمت دفن او در قبرستان مسلمین و... .
    کافر از دیدگاه قرآن‌
    در اصطلاح قرآن‌، کافر معنای وسیعی دارد. در روایتی که از امام صادق‌رسیده‌، آن حضرت با استناد به آیاتی از قرآن کفر را در پنج معنا استعمال فرمودند.
    اول‌: کفر جحود; یعنی اِنکار ربوبیّت‌، مثل کسی که می‌گوید نه پروردگاری است‌، و نه بهشت و دوزخی‌، و قرآن در مورد آن‌ها می‌فرماید: "اِن‌َّ الَّذین‌َ کَفَروا سَوأٌ عَلَیهِم ءَاَنذَرتَهُم اَم لَم تُنذِرهُم‌; همانا آنان‌که کافرند، یکسان است برایشان که آن‌ها را بترسانی یا نترسانی‌."(بقره‌، آیة 6 .)
    دوم‌: کفر جحود، با معرفت‌; یعنی با این‌که می‌داند مطلب حق است‌، آن را انکار می‌کند. و این آیه ناظر آن‌ها است‌: "وجَحَدوا بِها واستَیقَنَتها اَنفُسُهُم‌; و انکار نمودند آن‌ها را در حالی که یقین به آن‌ها داشتند."(نمل‌، آیة 14.)
    سوم‌: کفر به معنای کفران نعمت‌: "لـَغ‌ن شَکَرتُم لاَ َزیدَنَّکُم ولـَغن کَفَرتُم اِن‌َّ عَذابی لَشَدید; اگر شما شکرگزار نعمت‌های الهی باشید، البته خداوند نعمت را بر شما زیاد می‌کند، ولی اگر کفران نعمت کنید، همانا عذاب الهی شدید است‌."(ابراهیم‌، آیة 7.)
    چهارم‌: کفر به معنای ترک چیزی که خدا به آن فرمان داده است‌: خداوند در مورد بنی‌اسرائیل فرموده که آنان به بعض از کتاب تورات ایمان و به برخی از احکام آن کافرند.
    پنجم‌: کفر به معنای برائت و بی‌زاری‌: در سوره ممتحنه از قول حضرت ابراهیم‌حکایت کرده که به قوم خود فرمود: "کَفَرنَا بکم‌; ما کفر ورزیدیم به شما."(بقره‌، آیة 85 .) و پدیدار شد میان ما و شما دشمنی برای همیشه‌.(اصول کافی‌، محمد بن یعقوب کلینی‌، ج 2، ص 387.)
    در اصطلاح روایات‌، کافر به کسی که عمدًا بعضی از احکام اسلام را ترک کند اطلاق شده است‌.
    زراره از امام صادق‌پرسید: آیة "و مَن یکفر بالإیمـَن فقد حبط عمله‌; کسی که به ایمان کفر ورزد، اعمال او تباه می‌گردد." مراد چه کسانی است‌؟ فرمود: کسی که ترک کند کرداری را که بدان اعتراف کرده است‌، و از آن جمله است ترک نماز، بدون کسالت و بیماری‌،(اصول کافی‌، محمد بن یعقوب کلینی‌، ج 2، ص 385.) لکن باید توجه داشت کسی که معتقد به نماز است و آن را ترک می‌کند و یا آن را سبک می‌شمارد; هم‌چنین توجه شدید نسبت به امور دنیا، هیچ یک از این امور، موجب کفر به معنای اصطلاح فقهی آن نیست‌، که احکام کافر حقیقی بر آن مترتب گردد.
    در آیة شریفه‌: "و للّه علی الناس حج‌ّ البیت مَن استطاع إلیه سبیلاً و مَن‌ْ کفر فان‌ّ اللّه غنی عن العـَلمین‌; از برای خدا است به مردم که حج خانه او را در صورتی که مستطیع باشند انجام دهند و کسی که کفر ورزد، خداوند بی‌نیاز از همه عالمیان است‌." در برابر ترک حج‌، کفر استعمال شده‌، در این‌جا نیز مراد کفر حقیقی نیست‌، بلکه این نوع آیات و روایات‌، بیان‌گر اهمیّتی است که اسلام نسبت به آن حکم الهی‌، نظیر نماز و حج دارد و شاید اشاره به این جهت باشد که چه بسا افرادی که عمدًا نماز را ترک می‌کنند و یا داشتن استطاعت‌، حج را ترک می‌نمایند، سرانجام شیطان در اثر ضعف عقیده این ایمان ضعیف را نیز از آن‌ها سلب می‌کند، و با حال کفر از دنیا می‌روند.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  10. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط شکست ناپذیردر مناظره نمایش پست ها
    خب سوال مهم رو شما پاسخ ندادید که بالاخره از نظر شیعیان اثنی عشری اهل سنت این اصول دین را نپذیرفتند آیا کافر محسوب میشوند یا .... ؟؟؟؟


    استفتا از آیت الله وحید درباره شیعه و سنی
    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر ایت الله وحید خراسانی ، در پی ارسال برخی سوالات در خصوص کافر خواندن شیعیان توسط برخی از علمای وهابی و اینکه ایا شیعیان نیز متقابلا میتوانند اهل سنت را کافر بدانند ؟ این سوال که بصورت یک استفتاء به دفتر معظم له ارسال گردیده است اینگونه پاسخ داده شد :

    بسمه تعالی
    ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند و آنها ما را کافر می دانند و می گویند شیعه کافر است در اینصورت آیا ما هم می توانیم با آنها معامله به مثل کنیم و همانطوری که آنها ما را کافر می دانند ما هم با آنها معامله کفار کنیم. مستدعی است وظیفه شرعی ما را در مقابل این حملات بیان کنید.
    امضاء: جمعی از مؤمنین

    جواب: بسم الله الرحمن الرحیم
    هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم بدهد مسلمان است، و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است محترم است.
    و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید، اگر کسی از آنها مریض شد به عیادت او بروید، و اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید، و اگر حاجتی به شما داشت حاجت او را برآورید، و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: « و لایجرمنکم شنأن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی » و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: « و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا » و السلام علیکم و رحمه الله

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۲۱:۰۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 2


  12. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    مناظره
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129





    دوست عزیز اصلا بحث بنده پیرامون حق بودن شیعه یا سنی نبود البته ممنون بابت توضیح بیشتر
    ولی در کل از پاسخ شما این برداشت میشود که سنی ها را کافر نمیدانید در حالی که بنا به گفته ی شما و احادیثی که معتقدید پیامبر اکرم امامت را بعد از خود اعلام کرده است و عدم پیروی از این گفتار عدم پیروی از کلام خدا خواهد بود که « اطیعوا الله و اطیعو الرسوله »
    به نظر شما این عدم پیروی به منزله ی کفر نخواهد بود ؟
    به طور کلی در میان تعریف هایی که از کفر کردید و نتیجه ایی که گرفتید تناقض وجود دارد

  13. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    مناظره
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    129



    جناب کارشناس پاسخگو قصد پاسخ ندارند ؟

  14. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام
    منظور از کفر، شرک جلی است یعنی کسی خدای متعال را به وحدانیت قبول نداشته باشد که این موضوع با عدم اطاعت از خدای متعال و پیامبرش در مواردی خاص محقق نمی شود. آنچه محقق می شود، شرک در اطاعت است نه کفر.
    تشکر



  15. صلوات ها 2


  16. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    59
    حضور
    3 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    73



    السلام عليكم
    بزگواران يك سوال براي من پيش آمده است ، اميد كه در اينجا پاسخ گيرم
    ميگوييم : هركس ولايت علي ابن ابي طالب را نپذيرد ، نمازش ..........
    ميگوييم : امامت اصل دين است
    ميگوييم : دين بدون ولايت و ......

    پس چگونه است كه در باب چنين اصل مهمي در قرآن كريم توضيحي ، تذكري ، اشاره اي ، شرحي ..... يافت نميشود.
    يا آنكه يافت ميشود و من ناقص العقل نيافتم
    از راهنمايي شما قبلا متشكرم
    ویرایش توسط معقول : ۱۳۹۰/۰۴/۰۱ در ساعت ۱۷:۲۴
    خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانت را وعشق رابه هر كاري كه مرا به تو نزديك كند
    خدايا،مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
    خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو . به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد،خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش .

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود