صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کمک کنید خواهرمو نجات بدم( دام عرفان كاذب)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    40
    حضور
    2 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158

    کمک کنید خواهرمو نجات بدم( دام عرفان كاذب)




    باعرض سلام و خداقوت به مدیر و کارشناسان محترم سایت
    مشکلی دارم و از شما و کاربران محترم مشاوره و راهنمایی می خواهم.
    به تازگی از طریق مادرم متوجه شدم که خواهرم مدتی است که نماز را ترک کرده.این موضوع بسیار مرا آزرده کرده بود.چند روز پیش از خواهرم پرسیدم چرا نماز نمی
    خونی؟ تو که قبلا مرتب نماز میخوندی قرآن میخوندی؟؟! او در جواب گفت :چون عشق به خدا نیست هروقت به خدا عشق پیداکردم میخونم! من گفتم بدون عشق هم نماز بخونی قبوله.خیلی از جوابش متعجب شدم تا اینکه خواهر بزرگم گفت اون داره کلاس عرفان ( کاذب )میره،( از طریق یکی از دوستای دانشگاهش با ا نجا آشنا شده )میگفت من دفترشو خوندم خیلی توش اراجیف نوشته بود مثلا نوشته بود که درسته که آیه الکرسی باعث محافظت انسان از خطرها میشه و آرامش میده ولی به مراتب انرژی های منفیش بیشتره، پس نخونید!!!! و یه مشت از این خزعبلات و مزخرفات... من با شنیدن این خبر شوکه شدم خواهرم میگفت شنیدم تو این کلاسا انقدر روی مخشون کار میکنن که اول دین و اعتقاداتشونو ازشون می گیرن بعد میگن اصلا خدا وجود نداره بعدش عاقبتشون میشه فساد و روابط جنسی آزاد و در نهایت خودکشی
    توروخدا کمکم کنید بهم بگید من چیکار باید بکنم ؟ چه جوری میتونم خواهرمو از این منجلاب نجات بدم؟ آیا باید تند و خشن باهاش برخورد بشه؟ باید به روش بیاریم که ما میدونیم تو داری توی این کلاسها شرکت میکنی یا نه؟ آخه خواهر بزرگم خیلی تند باهاش حرف میزنه بهش میگه کافر! میگه تو نجسی!
    دارم دیوونه میشم، اصلا باورم نمیشه خواهر پاک و معصوم من همچین تفکراتی پیدا کرده.اون پارسال به کربلا مشرف شد، باورم نمیشه که بعداز زیارت امام حسین یهو اینقدر انحراف پیدا کنه!!! خدایا تورو به حق امام حسین خواهرمو نجات بده.خدایا تورو بحق جوون اباعبدالله به حق علی اکبر امام حسین خواهرمو و همه جوونها رو به راه راست هدایت کن اون تازه 25 سالشه.....

    اللهم ارزقنی شفاعه الحسین علیه السلام یوم الورود

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست






    کمک کنید خواهرمو نجات بدم( دام عرفان كاذب)








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    به طور خلاصه جواب شما در اين ابيات نهفته است



    از محبت تلخها شیرین شود
    وز محبت مسها زرین شود
    ازمحبت دُردها صافی شود
    وز محبت دَردها شافی شود
    از محبت خارها گل می شود
    وز محبت سرکه ها مل می شود
    از محبت دار تختی می شود
    وز محبت بار بختی می شود
    از محبت سجن گلشن می شود
    بی محبت روضه گلخن می شود
    از محبت نار نوری می شود
    وز محبت دیو حوری می شود
    از محبت سنگ روغن می شود
    بی محبت موم آهن می شود
    از محبت حزن شادی می شود
    وز محبت غول هادی می شود
    از محبت نیش نوشی می شود
    وز محبت شیر موشی می شود
    از محبت سُقم صحت می شود
    وز محبت قهر رحمت می شود
    از محبت مرده ، زنده می شود
    وز محبت شاه بنده می شود
    این محبت هم نتیجه دانش است
    کی گزافه بر چنین تختی نشست

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نيز به اين شعر با دقت توجه و تأمل كنيد:
    زني با اضطراب نزد امام علي(ع) آمد و گفت فرزندم روي پشت بام رفته و نزديك ناودان و لبه پشت بام است وقتي مي خواهم بروم بياورمش فرار مي كند. مي ترسم از بام بيفتد.
    حضرت فرمودند: همبازي او را ببريد لب بام او از شما مي گريز ولي به سوي همبازي خودش مي آيد و از خطر دور مي شود.

    يك زني آمد به پيش مرتضي**گفت: شد بر ناودان طفلي مرا
    گرش مي خوانم، نمي آيد به دست**ور هِلم، ترسم كه افتد او به پَست
    نيست عاقل تا كه دريابد چو ما**گر بگويم كز خطر سوي من آ
    هم اشارت را نمي داند به دست**ور بداند، نشنود؛ اين هم بدست
    از براي حق شماييد اي مهان**دستگير اين جهان و آن جهان
    زود درمان كن كه مي لرزد دلم**كه به درد از ميوه دل بگسلم
    گفت: طفلي را بر آور هم به بام**تا ببيند جنس خود را آن غلام
    سوي جنس آيد سبك ز آن ناودان**جنس بر جنس است عاشق جاودان
    زن چنان كرد و چو ديد آن طفل او**جنس خود، خوش خوش بدو آورد رو
    سوي بام آمد ز متن ناودان**جاذب هر جنس را هم جنس دان

    مثنوي معنوي، دفتر چهارم،


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۳/۲۰ در ساعت ۲۳:۴۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    براي درمان او هم كه شده بايد اولا
    نسبت به امر و نهي ايشان حساس باشيد. تذكر و موعظه و پند مستقيم از عايق هاي جدي ارتباط مؤثر است
    لااقل همگي در خانواده به او مستقيم تذكر ندهيد اگر مقدور است بزرگان خانه مثل مادر يا پدر با او سخن بگويند
    خب مشكل ديگري كه اينجا بوده ظاهرا رابطه شما صميمي نبوده بهتر است بازنگري شود كه چرا او از كلاس هاي خود و دوستش و افكار جديدش با شما صحبت نكرده است.
    در واقع كلاس هاي عرفان بر محور چند امر مي چرخد:
    بحران هويت: وقتي نوجوان و جوان به طور طبيعي به شخم زدن باورها و ارزشي هايي كه والدين به او داده اند مي پردازد و از خود سؤالات جدي را مي پرسد كه من كستم؟ اينجا چه مي كنم؟ از كجا آمده ام؟ چرا آمده ام؟ با كي هستم؟ كي خواهم رفت و چرا خواهم رفت و..؟
    تحقيق در اين امور نياز به جهت دهي( نه امر و نهي) دارد در واقع او بايد بيابد و با تحقق و بررسي برسد. بايد براي شبهاتي كه در ذهنش هست پاسخ هايي قانع كننده دريافت كند. اگر ما بد عمل كنيم عرفان هاي كاذب با آرامش كاذبي كه دارند مانند آهنربا جذب مي كنند.
    احساس پاك معنوي: جوان احساس پاكي دارد و معنوي تر از ديگران است. اغلب ما با جلوه هاي عرفاني دين رو به رو نمي شويم از مجالس معنوي و مذهبي و عرفاني استفاده نمي كنيم به همين دليل دين خشك مي نمايد وقتي معنويتي جذاب تر جلوه گري كند جوان جذب مي شود.
    راحت طلبي: تكاليف ديني مسؤليت اور است و زحمت دارد وقتي در عرفان هاي كاذب مي گويند كه چگونه راحت بدون درد سر مي توان به خدا رسيد خب طبيعي است كه او ميان بر و راحت تر را گزينش كند

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    جلب توجه و اعتراض
    گاهي مخالفت صريح با باورها و ارزش هاي خانوادگي گونه اي اعتراض، فرياد توجه طلبي و جلوه نمايي است. وقتي توانايي هاي فرد در نظر گرفته نمي شود در مسائل مختلف زندگي از او مسائل مهم او صحبت نمي شود و مجالس و همنشيني ها بيشتر به امور مختلف اختصاص مي يابد و يا او احساس مي كند در نظر ديگران اهميت زيادي ندارد ممكن است از راه كه حساسيت برانگيز و جلب توجه كننده باشد اقدام كند.
    اگر به خواسته هاي او توجهي نشود نيز ممكن است از روي لج و لجازي اعتراض كند و نوعي انتقام باشد.

    به طور كلي علل گرايش به عرفان هاي كاذب دو نوع است

    1- دروني: احساس بي ارزشي، اعتماد به نفس پايين، ناآرامي و اضطراب، وسواس و افكار خرافي و باورهاي غلط، بحران هويت، نايافتن پاسخ هاي قانع كننده براي شبهات، راحت طلبي، احساس تنهايي و.

    2- بيروني: ارتباط ناهمدلانه، سب تربيتي سهل انگارانه يا مستبدانه، همنشينان نامناسب، اساتيد منحرف و اعتراض و انتقام و.. ....


    چه بايد كرد؟

    برخي از مهم ترين اقدامات
    1- ارتباط صميمي و همدلانه: نبايد نقش بازي كرد و بايد واقعا گذشته را جبران كرد و ارتباط جديدي شروع كرد البته او نبايد احساس كند قصد هدايتگري و راهنمايي و مرشد بازي را داريد. وقت بيشتري به براي او اختصاص بدهيد در اين اوقات بيشتر همراهي كنيد در مسائل بدون مسأله و مثبت مثلا با هم شنا برويد، پياده روي برويدف كيك درست كنيد و يا لباسي بدوزيد و...
    2- شيوه نقد: نوجوان و جوان در اين دوران تا حد پرسش استاد يا مربي يا دوستي را قبول مي كند و تلاش مي كند با او همانندسازي كند. بنابراين كار حساس حساس است. نقد كردن بدون مقدم، متعدد، و صريح و مستقيم، مقاومت و دفاع ايشان را تحريك مي كند و بدون توجه به سخنان شما در رد مطالب و محتواي شما مي كشدو چه بسا توهين كند به خصوص اگر با توهين شما همراه باشد.
    3- كمك از افراد با نفوذ: غالبا اهل خانواده اطرافيان خود را هرچند متخصص هم باشند به ديد افراد مطلع نمي بينيد. بهتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران. از افراد بانفوذ و مورد قبول ايشان براي ترميم و تصحيح افكارش كمك بگيريد.
    4- ارضا نيازها: وقتي با او وقت بيشتري بگذرانيد و نياز شناسي كنيد بهتر مي توانيد در دفع و رفع نيازها بكوشيد اگر سريع موضع گيري كنيد او افكار و آرزوها و تعارض هايش را بيان نمي كند.
    5- نقد عرفان هاي كاذب: از همان ابتدا در برابر عرفان كاذب موضع گيري نكنيد در برابر به تدريج او را با مركز پاسخگو مانند سايت نهاد رهبري بخش عرفان هاي نو ظهور
    [/HL][HL]
    http://nozohor.porsemani.ir
    و سايت موسسه بهداشت معنوي روبه رو كنيد.

    http://www.behdashtemanavi.com/

    6- تمايز رفتار از شخصيت: خيلي دقت كنيد رفتار بد او را از شخصيتش جدا كنيد برچسب متحجر بودن، گناه كار بودن، بي توفيق بودن و شيطاني شدن و....نزنيد او بايد احساس كند و دريافت كند كه عزيزترين شخص نزد شماست ولي فلان رفتار خاصش مقبول شما نيست.

    7- جلوه هاي عرفاني دين: جلوه هاي عرفاني دين و ابعاد رحماني خداوند در زندگي تان پر رنگ تر شود. مسافرت هاي سياحتي- زيارتي برويد.در مناسبت هاي شاد در منزل برنامه هاي شاد و مفرح شرعي داشته باشيد.

    8- بلاگرداني: از دعا، نذر، صدقه ، دعاي غريق و حديث كسا براي دفع بلا و حفظ ايمان خانواده كمك بگيريد.


    بمبئي درماني

    تربيت و ارشاد ديني، اصول و روش هايي دارد. اگر از اين روش هاي دقيق روان شناختي استفاده نکنيم نه تنها موفق نمي شويم بلکه سبب گريزان شد فرد از دين و خودمان مي شويم در کتاب در محضر آيت الله بهجت آمده است که روحاني اي براي تبليغ به بمبئي رفت وقتي به محل تبليغ رسيد متوجه شد که کسي آنجا نماز نمي خواند و روزه نمي گيرد و به احکام اسلامي پايبند نيست. 8 سال آنجا ماند و به تدريج روي باورهاي آنها آهسته و پيوسته کار کرد و گام به گام با شروع از تکاليف سبک شروع کرده بود تا جايي که آنها راحت نماز و روزه را به جا مي آورند. شخصي اعتراض کرده بود که 8 سال اينها را معطل گذاشته اي خب همان اول مي گفتيد 17 رکعت نماز واجب است و بايد بخوانيد. او گفت مي توانستم ولي آن طوري کسي ملتزم نمي شد الان سراغ آنها برويد ببينيد کسي حاضر است نماز را کنار بگذارد. [ 1 ]


    -------------------------------------------------
    1.نرم افزار تافته جدانابافته




    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۰:۳۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 12


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه.تحقیق.آرامش.تنهایی
    نوشته
    26
    حضور
    4 روز 8 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    90



    در حدیث آمد که دل همچون پریست

    در بیابانی اسیر صرصریست


    باد پر را هر طرف راند گزاف


    گه چپ و گه راست با صد اختلاف




    شیطون بلده چطور منحرف کنه راه بلده.
    و جز با دمودستگاه امام حسین ع نمیشه در امان بود وگرنه با این نماز شبو چهله ها و ریشو انگشتر هر جوری باشی برمیگردونتت.

    تو زیارت عاشورا چی میگیم و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم.
    این یعنی چی یعنی فردا دیر برسم به زیارت نرسم؟یعنی بمیرم؟ نه سادست کسی فکر کنه ایناست.
    یعنی برم از حسین برگردم
    ویرایش توسط بسوی محبوب : ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ در ساعت ۲۳:۵۷
    در هر مرتبه علمی و معرفتی که هستی به همین مقدار راضی نشو>>>بالاتری هم هست
    http://uploadboy.com/7le9ej631q7g.html

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    40
    حضور
    2 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    خیلی ممنونم از شما استاد بزرگوار جناب آقای حامی.نکات بسیار ارزشمند و قابل تاملی فرمودین

    quote=حامی;52892]سخن بگويند
    خب مشكل ديگري كه اينجا بوده ظاهرا رابطه شما صميمي نبوده بهتر است بازنگري شود كه چرا او از كلاس هاي خود و دوستش و افكار جديدش با شما صحبت نکرده است


    شاید به این دلیل به من نگفته بود که من همیشه توی مسایل دینی باهاش صریح حرف میزنم.مثلا میگم نباید جوراب نازک بپوشی چرا پوشیدی؟ یا نباید موهاتو مثل کوهان شتر بالا ببندی.اونم همیشه بهم میگه تو املی، عقب مونده ای و از اینجور حرفها.شاید باخودش گفته اگه به من بگه حتما تو ذوقش میزنم.وگرنه تو مسایل دیگه با هم صمیمی هستیم و اتفاق نظر داریم.

    ویرایش توسط کنیز بی بی زینب : ۱۳۹۳/۰۳/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۸
    اللهم ارزقنی شفاعه الحسین علیه السلام یوم الورود

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    40
    حضور
    2 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    البته فکر میکنم طبق فرمایش جناب حامی چند علت دیگه دخیل باشه: تنهایی- چون خواهرم بچه کوچیک خانواده ماست و همه ازدواج کردیم و تقریبا فاصله خونه هامون از هم دوره اون خیلی احساس تنهایی میکنه و بیشتر وقتاشو با دوستاش سپری میکنه در صورتیکه وقتی من مجرد بودم ما همه وقتمونو باهم بودیم و خیلی باهم درددل میکردیم.
    یه موضوع دیگه هم که اخیرا براش پیش اومده بود موضوع خواستگارش بود. یه پسری از هم دانشگاهیاش ازش خوشش اومده بود و با خانوادش اومدن خواستگاری.خود پسره ظاهرا خیلی پسر خوبی بود؛ مودب، باشخصیت، اهل نماز و دین و ایمون ولی خانوادش نه.مادر اون پسر تو جلسه خواستگاری ( که با وضع ظاهری بدی هم اومده بود ) به پدرم گفت ما خیلی راحتیم و من جلوی فامیلامون روسری سرم نمیکنم ولی به عروسم چیزیو تحمیل نمیکنم هرجور دوست داره به گرده ولی ما اینجوری هستیم ، عروسیامونم مختلطه، که پدرم عصبانی شد و گفت ما از بی بندو باری خوشمون نمیاد و ...کلا قضیه منتفی شد.از اون روز به بعد روحیه خواهرم بدجور بهم ریخت.بشدت تندخو و عصبی شده بود و همش به مامانم میگفت شما با آینده من بازی کردین، خودش پسرخوبی بود من به خونوادش چیکار دارم و ...
    یه دلیل دیگشم فکر میکنم این باشه که توی فامیل یکی دو نفر آدم به ظاهر مذهبی و حزب اللهی داریم که چند مورد نابهنجار از اینا دیده و از هرچی آدم مذهبیه بدش اومده، همش میگه این بسیجیا از همه کثیف ترن( ببخشید واقعا از همه معذرت میخوام ).
    نمیدونم، خلاصه هرچی که هست نگرانشم...امیدوارم بتونم کاری براش بکنم.دعاکنید خود آقا امام زمان هدایتش کنه.


    اللهم ارزقنی شفاعه الحسین علیه السلام یوم الورود

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    40
    حضور
    2 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    158



    راستی استاد حامی یه سوال داشتم: از وقتی این کلاسا رو میره دیگه هروقت مادرم جلسه روضه تو خونه میگیره ، خواهرم از خونه میره بیرون، میخواستم بدونم یعنی ممکنه که نسبت به امامان بدبینش کرده باشن؟ خواهر بزرگم که دفترشو خونده بود میگفت بهشون گفتن هروقت کسی باشما از امامان حرف زد شما سکوت ککنید.ماهم یه بار امتحانش کردیم ، داشتیم از امام حسین صحبت میکردیم( یادم نیست چه موضوعی بود ) ولی اون سکوت کرد و کلا حرفو عوض کرد.
    چه جوری اون آدمای شیاد و از خدا بی خبر می تونن توی چندماه همه باورها و ارزشهای آدمو زیرسوال ببرن؟؟؟؟!!!
    یعنی امیدی هست؟؟؟
    مادرم هنوز به پدرم این موضوع رو نگفته، میگه اگه بابات بفهمه یا از غصه دق میکنه یا خواهرتو می کشه، خودشم داره از غصه و ناراحتی سکته میکنه

    ویرایش توسط کنیز بی بی زینب : ۱۳۹۳/۰۳/۲۲ در ساعت ۰۱:۰۰
    اللهم ارزقنی شفاعه الحسین علیه السلام یوم الورود

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود