صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در خانه خودم هم حریم خصوصی ندارم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    6
    حضور
    7 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    51

    در خانه خودم هم حریم خصوصی ندارم!




    سلام.

    من با مادر شوهرم و جاری ام توی یه ساختمون سه واحده که مال پدر شوهرمه زندگی می کنیم.
    خانواده شوهرم خوبن. فقط یه مسئله ای هست که من رو آزار میده. اونها چون خونه رو از خودشون می دونن، هر وقت بخوان میان و میرن. حتی اگر ما نباشیم.
    مثلا اگر چیزی رو داده باشن من گذاشته باشم توی فریزر، خودشون کلید دارن میان بر میدارن و ...
    من خیلی روی حریم خصوصی حساسم و این کارشون رو نمی تونم تحمل کنم. از فکر اینکه کل زندگی من رو میدونن چی کجاست و ... خیلی حالم بد میشه.

    یه بارم غیرمستقیم گفتم: خونه ما مهمونی بود و چون جا نبود گفتیم مبل ها رو جابه جا کنیم. در نهایت گفتند بزارین خونه جاری که روبروی ماست. اما بنده خداها نبودن. مادر شوهرم رفت کلید بیاره. من گفتم درست نیست، راضی نیستن ما بریم توی خونشون. حتی هال و ...
    که مادر شوهرم گفت نه گفته بودم اگر جا کم اومد شب مهمونها رو بیاریم اونجا. حتما الان که عصره جمع کرده و رفته بیرون.
    خلاصه رفتن گذاشتن. که خودم نرفتم تو. ولی خوب مبل های ما رو بردن گذاشتن وسط هال اونها.
    باز پایین با خواهر شوهرها و مادر شوهرم داشتیم کارها رو میکردیم، گفتم خیلی ناراحتم که این کارو کردیم و ... رفتیم توی خونه اش! یه وقت راضی نباشه ..
    که خواهر شوهرام همچین با لحن بدی گفتن: مگه میتونه راضی نباشه، اینجا خونه بابای خودمونه!! رفتیم توی خونه بابای خودمون.
    خلاصه یعنی یه همچین اخلاقی دارن و من نمی دونم چطوری بگم دوست ندارم این کارشون رو.
    هیچ جوری هم شرایط مالی مون اقتضا نمی کنه که بریم جای دیگه اجاره کنیم یا ...
    لطفا این سئوال رو فوری بررسی کنین. تحملش برام سخت شده و این روزها چون ما تازه از مکه اومدیم و مهمون داریم و ... زیادتر پیش میاد. میخوام زودتر بفهمم چیکار کنم.
    یه فرصت خوبی که پیش اومده اینه که قفل درب ورودی خراب شده و الان باید یه فکری به حالش بکنیم. اینم بگم که مادر شوهرم کلید درب ورودی و هر دو تا اتاق ما رو داره. و این یعنی نقض آشکار حریم خصوصی اینجانب.
    منم حساس شدم و شدیدا فکرای منفی می کنم. مثلا خواهر شوهرم توی کارتی که قبلا دوست شوهرم بهمون کادو داده بود، اسم اون رو خط زده و اسم خودش رو نوشته و بهمون کادو داده. بعد میگه ببخشید کارت نداشتم. من موندم این کارته که توی خونه ما بود، دست اون چیکار میکنه؟! و خلاصه خیلی اعصابم میریزه به هم.
    ضمن اینکه شوهرم خیلی خانواده اش رو قبول داره، نمی دونم چطوری این مسئله رو بهش بگم که قبول کنه. و به جای تعمیر قفل، بره اون رو عوض کنه و کلید رو هم به هیچ وجه به مادرش نده.
    چند بار قبل بهش گفتم من دلم استقلال میخواد، کاش یه جای دیگه زندگی میکردیم، میگه مگه چه بدی ای از خونواده من دیدی؟ هیچی نگفتم.
    ضمنا باید جوری هم برخورد نکنیم که ناراحت بشن. چون خیلی کارها هم واسمون کردن واسه همین کنار هم بودن. مثلا وقتی من مریض شدم مادر کلی واسم جوشونده درست کرده، یا خونه نیستم، واسه شوهرم غذا میاره. یا خیلی روزها یه ظرف غذا ما میدیم به اونها، اونها به ما.
    یه مسئله دیگه هم اینه که قبل ما جاری بزرگم 7 سال اونجا زندگی کرده و قفل ها هم همین بودند و کلید ها رو مادر شوهرم داشته. الان باید یه جوری برخورد کنم که این مسئله غیرعادی جلوه نکنه.
    اول که ازدواج کردیم، شوهرم دستگیره درب رو عوض کرد که از بیرون باز نشه و فقط زنگ بزنند. هنوز نمی دونم از اون ناراحت شدند یا نه. البته جاری ام همیشه درب رو از تو قفل میکرده که بچه ها یکهو درب رو باز نکنند، ولی من و شوهرم عادت نداشتیم و یادمون میرفت. واسه همین عوضش کردیم.
    حالا اگه قفل رو هم عوض کنیم، میترسم باهامون بد بشن.
    خدا وکیلی مادر شوهرم خوبه، فقط یه مقداری این مسئله حریم خصوصی براش روشن نیست.
    من نمی خوام حتی وقتی خونه ام نامرتبه، کسی بیاد خونه. و مشغله ام هم زیاده، ممکنه خیلی وقت ها خونه رو نیمه مرتب رها کنم برم سر کار.
    دوست ندارم کسی این وسط بیاد بره سر یخچال. یا ... چه برسه به اتاق خواب و ... که خیلی روش حساسم.
    راستی این رو هم بگم که هنوز رابطه ام با جاریها جوری نیست که بتونم چنین چیزی رو ازشون بپرسم.
    چون خیلی اینطوری هستند که زیرآب اینجانب که فعلا بهترین عروس مادرشوهر جان محسوب میشم رو بزنند.
    ضمن اینکه مادر شوهرم به طور محسوسی، شوهرم رو خیلی بیشتر دوست داره و اونها از همون اول، حسادت شون برانگیخته شده بود. حالا هم که من از لحاظ ظاهری، مالی و .. از اونها بالاترم، و یک مقداری هم مهربون ترم و مادر شوهرم چند بار گفته همه عروسها یک طرف، این جدیده یک طرف، باعث شده که به بهانه های مختلف پشت سرم غیبت کنند تا دل مادر شوهرم رو بزنند.
    مثلا یک وسیله ای جزء خریدهای عروسی خریدیم که 7 سال پیش به این صورت نبوده، میروند به مادر شوهرم می گویند که ما قانع بودیم این یکی چرا اینطوریه و .. چقدر بریز بپاش کرده و ... در صورتی که خدا شاهده اصلا بریز و بپاشی نبوده، اختلاف یک عروسی در 7 سال پیش تا الان بوده فقط. ضمن اینکه رسم اونها اینه که هزینه ها تماما با داماد هست یعنی نه موقع اونها پدرشوهرم کم کاری کرده نه واسه ما پر کاری!!
    الان مسئله اصلیم همون نداشتن حریم خصوصی هست. کسی هست بتونه کمکم کنه؟



  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    در خانه خودم هم حریم خصوصی ندارم!








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    سلام بر شما
    از اين كه نشد زودتر از اين سراغ سؤال شما بياييم پوزش مي طلبم
    بدون اين كه الان در صدد ارزيابي كار ايشان يا بيان درستي با نادرستي آن باشيم
    يك سؤال از شما و دوستان بزرگوار دارم اين كه اگر مادر خودمان اين كار را با عروسش بكند عكس العمل ما چيست؟

    ان شالله بعد از نظرات دوستان جمع بندي مي كنم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    697
    حضور
    5 روز 2 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    380
    صلوات
    2487



    سلام وعرض ادب

    با اجازه کارشناس محترم .

    گفته های این خواهرعزیز بی اختیار منو یاد سریال ساختمان پزشکان انداخت . ایکاش مادرشوهر ایشون می نشست
    و این سریال رو میدید و زشت بودن عمل رو می سنجید . من شخصا" این عمل رو چه برای مادر شوهر و چه برای مادر
    خودم نمی پسندم . همونطور که دوست ندارم کسی تو زندگیه من سرک بکشه همین احساس رو به کسی دیگه هم حق
    میدم داشته باشه . باید این سئوال رو پرسید که مادر گرامی آیا اگر این عمل رو عروس شما با زندگی شما بکنه می پسندید ؟
    به هرحال این خواهر گرامی مجبور به پذیرفتن این زندگی شده ؛ ضمن اینکه خودشون اقرار میکنند که مادر شوهر خوبی دارند
    پس این یک امتیاز بزرگه من به این خواهر گرامی میگم شما برای اینکه بتونید ازدشواریه این وضع موجود بکاهید سعی کنید
    خودتونو با این وضع موجود وفق بدید به این معنا که فکر کنیدکه جدا از اونها زندگی نمی کنید و فکرکنید که زندگی شما یک
    زندگی مستقل نیست و ازابتدا با مادر شوهرتون دارید زندگی میکنید . چون خودتون میگید که حتی شوهرتونم حاضر به قبول
    اعتراض شما نخواهد بود پس شما از اون امتیاز بزرگ مادر شوهرتون یعنی خوب بودنش و اینکه شما رو دوست داره استفاده
    کنید و با همون حس به زندگیتون ادامه بدید . توی زندگی در مرحله اول احساس های فیما بین مهمه بعد ظاهر زندگی که
    شکر خدا شما اون حس ها رو نسبت بهم دارید . سعی کنید محبت خودتونو به خانواده شوهر افزایش بدید به اینصورت هم
    اعتماد اونها رو و هم اعتماد شوهر خودتونو بیشتر ازقبل جلب کردید. بعد ازاین حرفها هنوزم معتقدم که داشتن حریم خصوصی
    حق شماس که امیدوارم به زودی بدست بیارید .
    ویرایش توسط afshan : ۱۳۹۳/۰۳/۱۷ در ساعت ۲۳:۱۳
    و من کنارپنجــــــــــــره گیرماندن ورفتن هستم
    ماندنم معلوم نیست ورفتنم گیردر پنجـــــــــــــره ی بودنم
    ای پنجــــــــــــره بگشای دلت را
    با من سخن بگو

    بروم یا بمانم

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    پرسپلیس
    نوشته
    100
    حضور
    1 روز 19 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    381



    اولابه مادرم تذکر میدادم دوما خیلی ببخشیدخانوم خانواده شوهرشما رو همانند خانواده شوهرخواهرمن بایدبردپیش روانشناس
    مشکلشون روحل کنه.این یه مشکل عصبی که برای دیگران به جزخانواده ی خودت حریم قائل نباشی
    واللااااااااااا

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    6
    حضور
    7 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    51



    این مطلب رو اضافه کنم که ما تازه سه ماهه ازدواج کردیم و انقدر مشغله مون زیاد بوده که تازه رسیدم به این مشکلات فکر کنم. برام مهمه که رابطه ام با خانواده شوهرم خیلی خوب بمونه.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    228
    حضور
    5 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    710



    اصلا این مسئله خیلی سخت و پیچیده نیست که شما نگران حل شدنش هستین همین حرفایی که اینجا زدین رو به همسرتون خیلی صمیمانه و محترمانه بگین

    مثال: من و تو حریمی داریم برای ارتباط های خصوصی یا زناشویی مون مثل بقیه زن و شوهر ها و من یه مقدار معذب هستم کسی (حتی مادر خودم) وارد این حریم به شدت خصوصی بشه حتی وقتی تو خونه نیستم .. به علت برخی مسائل که خودتون باید نام ببرینش برای همسرتون..

    بعد که همسرتون قانع شدن از مادر شوهرتون دعوت کنید وارد خونه شما بشن و جلوی همسرتون، خودتون این مسئله رو خیلی اروم ، محترمانه و صمیمی مطرح کنید و از همسرتونم بخواین تایید کنن که ایشونم راحت نیستن و متوجه اش کنید از چه جهت معذب هستین دقیقا این نامرتب بودن خونه رو هم بگین بهشون که احساس خوبی ندارین زمانی که خونه یا خودتون آمادگی قبلی رو برای ورود مهمون ندارین و از نامرتبی یا اماده نبودن خونه و خودتون احساس شرمندگی میکنید
    بـزن بـاران بهــاران فصـلِ خـون اسـت
    بـزن بـاران که صحـرا لالـه گـون است
    بـــزن بـــاران کـــه دیــن را دام کردنــد
    شـــکار خـلـــق و صیــدِ خــام کردنــد
    بـــــزن بــــاران خــــدا بازیچـه ای شد
    که بـــا آن کســـب ننــگ و نـام کردند



  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    562
    حضور
    82 روز 1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2001



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahboob_e_habib نمایش پست ها
    مثلا خواهر شوهرم توی کارتی که قبلا دوست شوهرم بهمون کادو داده بود، اسم اون رو خط زده و اسم خودش رو نوشته و بهمون کادو داده. بعد میگه ببخشید کارت نداشتم. من موندم این کارته که توی خونه ما بود، دست اون چیکار میکنه؟!
    سلام
    خواهرشوهرتون چند سالشونه؟

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    50
    حضور
    2 روز 14 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    226



    والا اگه به انصاف باشه ، ما اگه خدایی نکرده همچین موردی پیش بیاد حتماً به مادرمون تذکر میدیم .. اصلاً بحث تعصب نیست .. این مسئله حریم، واقعاً موضوع با اهمیتیه !!!
    هم برادرم با پدرم توی یه ساختمون زندگی میکنن و هم من با خانواده همسرم ...
    بالاخره این روند زندگی مشکلات خاص خودشو داره ..
    و بهتره هر مسئله ای رو همون اوایل کار سعی بر حل یا برطرف نمودنش کنی که اگه کهنه بشه حلش هم مشکلتر خواهد بود ..


    دوست خوبم محبوبه جان ..
    در اسلام هم این قضیه حفظ حریم تاکید شده .. اگه بتونی احادیث و روایات رو پیدا کنی و گاهی سر حرف رو باز کنی و بیانشون کنی عالی میشه .. اینجوری اگه اعتراضی هم بشه شما میتونی دفاع کنی و بگی که این حرف شما نیست .. حتی در سوره نور هم اگه اشتباه نکنم آیاتی راجع به این مسئله داریم ..
    مثلاً همون وقتی که شما داشتی نگرانیت رو بابت قرار دادن مبلمانها در واحد جاری بیان میکردی، اگه توسل میکردی به حدیث و روایت دیگه جایی برای جواب دادن نبود !! ضمن اینکه در این آیات و روایات هم نیامده اصل ملکیت به معنای "تایید" ورود و تصرف به محلی که کسی در اونجا ساکن هست "بدون اذن " باشه !!! (مگر شرایطی خاص که اونم حقوقیه !! )

    علاوه بر این شما میتونی به صورت عملی هم پیش بری ..
    وقتایی که خونه نیستن ، شما چیزی رو بهانه کن و باهاشون تماس بگیر .. اگه گفتن برو بردار ..بگو ترجیح میدی کسی منزل باشه بعد بری ..
    یا وقتی اومدن شما بگو به چیزی نیاز داشتی اما نخواستی تا کسی منزل نیست بری ..
    در مورد منزل جاری، اینکار رو زیاد میتونی عملی کنی ..
    اینکه جلوی خانواده شوهرت عنوان کنی چیزی از جاری میخوای و نمیخوای تا نیست وارد منزلش بشی .. بعدها در جمع دوباره بیانش کن ..
    این حریمها رو زیاد رعایت کن خودت و ابرازش هم کن ..
    بگو که از فلانی ها (افراد معتبر و قابل اعتماد)الگو گیری میکنی و اونا این منش رو توی زندگیشون دارن .. و .. و .. .
    خلاصه که عزیزم خیلی خوبه در پی حل این مسئله هستی ..
    ویرایش توسط raahaa : ۱۳۹۳/۰۳/۱۹ در ساعت ۰۹:۳۲

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    892
    حضور
    16 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1567



    سلام
    یه سوال از جناب حامی دارم که توی ذهن من هست و دلم میخواد نظر حضرت عالی رو بدونم
    اگر بنده طبقه پایینمون خالی باشه خوبه که برم با همسرم اونجا زندگی کنم یا طبقه پایین رو بدم اجاره و برم یه جا دیگه زندگی کنم
    دلم میخواد بدونم اینکه من و همسرم نزدیک مادرم باشیم آیا ممکنه مشکلی پیش بیاد یا نه.خیلی ها میگند مشکلاتی مثل دخالت مادر و .... ممکنه به وجود میاد و من میخواستم نظر شما رو جویا بشم

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۲۴, ۱۷:۱۹ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود