صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گوشه ای از کرامات امام نقی (ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,669
    حضور
    63 روز 11 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33602

    مطلب گوشه ای از کرامات امام نقی (ع)




    گوشه ای از کرامات امام نقی (ع)
    يونس نقاش با دل ترسان و مضطرب نزد امام هادي گوشه ای از کرامات امام نقی (ع) رفت و گفت:«اي سيد من، تو را درباره خانواده ام سفارش به نيکي مي‌کنم.» امام فرمود:«چه خبر شده؟» يونس گفت:«تصميم گرفتم از اين جا بروم.» امام هادي گوشه ای از کرامات امام نقی (ع) در حالي که تبسمي بر لب داشت فرمود:«چرا؟» يونس گفت:«موسي بن بغا (يکي از مقامات حکومت بني عباس) نگيني به من سپرد که بسيار ارزشمند و قيمتي است و از من خواست روي آن نقشي حک کنم. موقع کار اين نگين دو نيم شد. فردا قرار است آن را تحويل بدهم و در اين صورت يا هزار تازيانه مي خورم يا مرا مي کشند.» حضرت هادي گوشه ای از کرامات امام نقی (ع) فرمود:«به منزلت برگرد. تا فردا جز خير چيزي نخواهد بود.» فردا يونس دوباره ترسان و لرزان خدمت امام هادي گوشه ای از کرامات امام نقی (ع) رسيد و اظهار داشت:«مامور آمده و نگين را مي خواهد.» امام فرمود:«برگرد که جز خير نخواهي ديد.» يونس پرسيد:«اي آقاي من، به او چه بگويم؟» امام تبسمي کرد و فرمود:«برگرد و به آنچه به تو مي گويد گوش بده. جز خير نخواهد بود.» يونس رفت و پس از مدتي با لبان خندان بازگشت. به امام گفت:«اي سيد من! مامور مي‌گويد کنيزانم با هم مزاح دارند. آيا مي‌تواني اين نگين را دو نيمه کني تا ما نيز تو را بي‌نياز کنيم؟» امام هادي گوشه ای از کرامات امام نقی (ع) خوشنود شد و رو به آسمان عرض کرد:«خدايا حمد از آن توست که ما را از آن گروهي قرار دادي که تو را ستايش کنند.» (بحارالانوار، ج 50، ص 125، ح 3)


    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۷/۰۶ در ساعت ۱۴:۲۵

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208

    گوشه ای از کرامات امام نقی (ع)




    با نام خداوند جان و خرد

    السلام علیک یا امام نقی علیه السلام

    امشب مدینه به جنان می‏نازد *** آدم به تمام قدسیان می‏ نازد

    در سال 212 هجری، نیمه ذی حجّة، در اطراف مدینه، در محلی به نام «صریا» ستاره دیگری از نسل پاک رسول گرامی اسلام صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله در آسمان امامت و ولایت طلوع کرد، و با نورانیت مَقدَم خویش، قلب پدر و شیعیان را پر از نشاط و شادی نمود.
    گوشه ای از کرامات امام نقی (ع)
    گلی از گلشن طه به جهان رو کرده *** که جهان را ز صفا جنّت رضوان کرده
    نور چشمان جواد است، بُوَدْ نام علی *** که خدایش ز شرف، ناطق قرآن کرده

    آری، نام او «علی» است و القاب زیبایش عبارت‏اند از: «نقی»، «هادی»، «عالم»، «فقیه»، «امین»، و «طیّب». و به آن حضرت «علی رابع»، و «ابوالحسن ثالث» نیز گفته‏اند. پدر گرامیش، امام جواد علیه‏السلام و مادر گرامی‏اش، «سمانه مغربیّه» است که او را به اسامی ماریه قبطیه، یدش، و حویث، و القابی چون: عابده، سیده شب زنده‏دار، قاری قرآن و... یاد کرده‏اند.(2)



    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  4. صلوات ها 5


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    امام هادی علیه‏السلام در سن هشت سالگی (سال 220 هجری) به امامت رسید.

    دوران امامت آن حضرت همزمان بود با خلافت معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز، که از بین آنها متوکل،

    ستمگرترین خلیفه عباسی، سخت دشمن اهل بیت علیهم‏السلام و شیعیان بود. ابن اثیر می‏گوید: «متوکل نسبت

    به علی بن ابی طالب علیهماالسلام و اهل بیت او بُغْض شدیدی داشت و اگر به او خبر می‏دادند

    که کسی علی و اهل بیتش را دوست دارد، قصد مال و جانش را می‏کرد.»(3)


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  6. صلوات ها 5


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    با این حال، امام هادی علیه‏السلام خدمات علمی و فرهنگی زیادی به جامعه اسلامی و شیعه ارائه نمود.

    نوشته‏های حدیثی متعددی به حضرت هادی علیه‏السلام منسوب است که در چنان دوران اختناقی برای شیعیان

    و پیروان بیان نموده است، مانند: «رِسالَةٌ فی الرّد علی اَهْلِ الْجَبْرِ وَاَلتَّفْویض» که ابن شعبه در تحف العقول آن را نقل کرده است.(4)

    و کلمات امام هادی علیه‏السلام که در مجموعه‏ای به نام «مسند الامام الهادی» توسط عزیزالله عطاری گردآوری شده است.

    و همچنین زیارت جامعه کبیره که یک دوره امام‏ شناسی ژرف و عمیق است، یادگار آن امام همام است.

    و شاگردان فراوانی تربیت کرد که 27 نفر از آنان دارای تألیف بودند، و مجموعا 414 اثر را به رشته تحریر در آوردند.

    از میان آنها احمد بن محمد برقی 120 کتاب، فضل بن شاذان نیشابوری 180 کتاب، محمد بن عیسی بن عبید 19 کتاب، محمد بن ابراهیم 60 کتاب، و یعقوب بن اسحاق 12

    کتاب نگارش کرده ‏اند.(5) و راویان متعددی از حضرت روایت نقل کرده‏اند که اسامی 185 نفر از آنان در رجال گرد آوری شده است.(6)


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    آنچه در پیش رو دارید، بیان گوشه‏ هایی از معجزات و کرامات آن بزرگوار است، بدان منظور که پاسخی باشد

    برای آنان که امامان معصوم علیهم‏السلام را انسانهایی عادی می ‏پندارند، و برای آنکه وسیله‏ ای برای دست‏یابی به معرفت

    و شناخت بیشتر نسبت به امامان از جانب شیعیان و پیروان باشد.

    1. . صد نگهبان شمشیر به دست

    از ابو سعید سهل بن زیاد نقل شده است که: ما در خانه «ابوالعباس فضل بن احمد بن ادریس» بودیم و صحبت از امام هادی علیه‏السلام به میان آمد.

    ابو العباس از پدرش نقل کرد که روزی نزد متوکل رسیدم، او را خشمگین و مضطرب دیدم. او به وزیرش «فتح بن خاقان» با خشم و غضب می‏گفت: این چه سخنانی است که در
    مورد این مرد می‏گویی و مرا از اجرای تصمیم باز می‏داری؟ فتح می‏گفت: یا امیرالمؤمنین!

    سخن‏ چینها دروغ گفته‏اند. و بدین ترتیب تلاش می‏کرد متوکل را آرام سازد، ولی او آرام نمی‏گرفت

    و هر لحظه خشم و غضبش بیشتر می‏شد تا آنجا که گفت: به خدا سوگند! او را می‏کشم. او مرتب مردم را [علیه من] می‏شوراند و می‏خواهد فتنه‏ای برپا سازد و چشم

    طمع به دولت من دارد.


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208




    آن‏گاه دستور داد چهار نفر جلاد آماده شوند و به چهار نفر از غلامان خود دستور داد هنگامی که

    «علی بن محمد علیهماالسلام » وارد شد، بر او بتازید و با شمشیرهای خود او را قطعه قطعه کنید. ناگاه متوجه شدم امام هادی علیه‏السلام است

    که مأموران، حضرت را با وضع نامناسبی به حضور متوکل آوردند. ناگهان چهار غلامی که مأمور به قتل او بودند، به سجده افتادند و دستور متوکل را اجرا نکردند، و خود متوکل نیز

    از تخت به زیر آمده، عرض کرد: یابن رسول‏ الله! چرا نابهنگام تشریف آورده‏اید؟ و مرتب دستها و صورت حضرت را می‏بوسید! حضرت فرمود: من به اختیار خود نیامده ‏ام، بلکه به

    دعوت تو آمده‏ام و پیک تو مرا احضار نموده است.

    آن‏گاه متوکل به فتح بن خاقان و دیگران خطاب کرد: مولای من و خودتان را بدرقه کنید! پیک «بد مادر» به دروغ او را احضار کرده است.

    بعد از آنکه حضرت برگشتند، متوکل رو کرد به جلاّدها که چرا دستور مرا [در باره علی بن محمد علیهماالسلام [ اجرا نکردید؟ جواب دادند: آن‏گاه که او را وارد ساختید، ناگهان

    مشاهده کردیم که بیش از یکصد نفر شمشیر به دست دور او را گرفته ‏اند! از دیدن آنان آن قدر وحشت کردیم که نتوانستیم مأموریت را انجام دهیم.(7)



    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    2. نیروهای مسلّح امام هادی علیه‏السلام

    امام هادی علیه‏السلام گاه اراده می‏کرد که از طریق کرامت، قدرت معنوی و ولایت تکوینی خویش را به ستمگران دوران نشان دهد که از جمله، مورد ذیل است:
    متوکل عباسی برای تهدید و ارعاب امام هادی علیه‏السلام او را احضار کرد و دستور داد هر یک از سپاهیانش کیسه (و توبره) خود را پراز خاک قرمز کنند و در جای خاصی بریزند.
    تعداد سپاه او که نود هزار نفر بود، خاک های کیسه‏ های‏شان را روی هم ریختند و تلّ بزرگی از خاک را ایجاد کردند. متوکل با امام هادی علیه‏السلام روی آن خاکها قرار گرفتند و سربازان و لشکریان او در حالی که به سلاح روز مسلح بودند، از برابر آنان رژه رفتند.
    خلیفه ستمگر عباسی از این طریق می‏خواست آن حضرت را مرعوب سازد و از قیام علیه خود باز دارد. حضرت برای خُنثی نمودن این نقشه، به متوکل رو کرد و فرمود: «آیا می‏خواهی سربازان و لشکریان مرا ببینی؟»
    متوکل که احتمال نمی‏داد حضرتش سرباز و سلاح داشته باشد، یکوقت متوجه شد که میان زمین و آسمان پر از ملائکه مسلح شده، و همگی در برابر آن حضرت آماده اطاعت می‏باشند. آن ستمگر از دیدن آن همه نیروی رزمی، به وحشت افتاد و از ترس غش کرد. چون به هوش آمد، حضرت فرمود:

    «نَحْنُ لا نُناقِشُکُمْ فِی الدُّنْیا نَحْنُ مُشْتَغِلُونَ بِاَمْرِ الاْآخِرَةِ فَلا عَلَیْکَ شَی‏ءٌ مِمّا تَظُنُّ؛(8) در دنیا با شما مناقشه نمی‏کنیم [چرا که] ما مشغول امر آخرت هستیم. پس آنچه گمان می‏کنی، درست نیست.»


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    3. تصویر و شیر درنده

    خلفای عباسی هر چند از نظر نسب، قرابت و خویشاوندی با ائمه اطهار علیهم‏السلام داشتند

    و در حضرت «عبد المطلب» که پدر عباس و ابوطالب بود، مشترک بودند، ولی با این حال، بدتر از بنی امیه عمل کردند. و ظلم و ستمهای فراوانی به اولاد علی علیه‏السلام روا داشتند و از هیچ‏گونه تحقیر و ستم در مورد خاندان عصمت فروگذار نکردند.
    متوکل یکی از خلفای عباسی است که از هر راهی تلاش داشت امام هادی علیه‏السلام را تحقیر کند و شخصیت و عظمت او را درهم شکند.

    از جمله، روزی فردی را به سراغ شعبده ‏باز و جادوگر بی‏نظیری فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام به شمار می‏آمد. متوکل به او هزار دینار طلا داد که حضرت هادی علیه‏السلام را تحقیر و شرمنده کند. او نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی خلیفه در کنار حضرت امام هادی علیه‏السلام نشست. و در قرص نانی عمل سحر انجام داد؛ به گونه ‏ای که وقتی حضرت هادی علیه‏السلام دست مبارک خود را به طرف آن نان دراز کرد؛ نان به هوا پرید. و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند.
    در کنار شعبده‏باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود. امامِ کائنات و صاحب ولایت تکوینی، دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: این فاسق را بگیر! [با عنایت الهی و کرامت امام هادی علیه‏السلام ] آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و در جا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید! [و جریان مجلس هارون و امام موسی بن جعفر علیهماالسلام و امام رضا علیه‏السلام و مأمون تکرار شد] و شرکت کنندگان در مجلس مبهوت و متحیر ماندند. متوکل از آن امام بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر، ساحر هندی را برگرداند.
    حضرت فرمود: «او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط می‏کنی!» این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت.(9)


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    4. خبر از شیعه شدن پسر

    گونه‏ای دیگر از کرامات امام هادی علیه‏السلام خبر از آینده افراد است، که به نمونه ‏ای در این موضوع اشاره می‏شود.
    «هبة‏الله بن ابی منصور» نقل می‏کند که مردی بود به نام «یوسف بن یعقوب» اهل فلسطین، روستای «کفرتوثا» که بین او و پدرم رفاقت و دوستی بود. روزی یوسف به دیدار پدرم به «موصل» آمد و چنین گفت: متوکل مرا به «سامره» احضار نموده و من برای نجات از شرِّ او یکصد دینار طلا برای امام هادی علیه‏السلام نذر کرده ‏ام. پدرم نیز کار و نذر او را تحسین کرد. آن‏گاه به سوی سامرا حرکت کرد.
    یوسف که مردی نصرانی (مسیحی) بود، با خود گفت: اوّل پول نذری را به علی بن محمد الهادی علیه‏السلام برسانم، آن‏گاه نزد متوکل روم. اما مشکلش این بود که آدرس منزل حضرت را نمی‏دانست و از سراغ گرفتن نشانی خانه آن حضرت نیز می‏ترسید؛ چون احساس می‏کرد اگر متوکل از این امر باخبر شود، او را بیشتر آزار می‏دهد. ناگهان بر دلش گذشت که مرکب خود را آزاد گذارد، شاید به خانه آن حضرت دست یابد.
    مرکب او همین طور در کوچه ‏های سامرا می‏رفت تا سرانجام در کنار خانه‏ای ایستاد. هر کاری کرد حیوان حرکت کند، از جایش تکان نخورد! در این میان، جوانی سیاه ‏پوست از داخل خانه خارج شده، خطاب به او گفت: تو یوسف بن یعقوب هستی؟ او با تعجب به غلام نگاه کرد و گفت: بلی! آن‏گاه غلام به درون خانه برگشت. یوسف می‏گوید: من با خود گفتم که دو نشانه به دست آمد: یکی اینکه مرکب، مرا به خانه این مرد خدا راهنمایی کرد و دیگر اینکه در این شهر غربت آن غلام با نام مرا صدا زد.


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,198
    حضور
    144 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44208



    در همین فکر بودم که غلام دوباره در را باز کرد و گفت: یکصد دینار را در کاغذی در آستینت قرار داده‏ای؟

    با تعجب گفتم: بلی! با خود گفتم: این هم نشانه سوم. پول را به آن جوان داده، با اجازه امام هادی علیه‏السلام وارد خانه شدم و راز آمدنم را به سامرا و خدمت آن حضرت بیان

    کردم و اضافه کردم که مولای من! تمام نشانه‏ها برای من ثابت گردیده و حجت بر من تمام شده و حقیقت آشکار گشته است.

    حضرت هادی علیه‏السلام فرمود: «ای یوسف! [با این حال] تو مسلمان نمی‏شوی! ولی از تو پسری به دنیا می‏آید که او از شیعیان ما می‏باشد! و این را بدان که ولایت و

    دوستی ما به شما سودی می‏رساند... تو از متوکل نگران مباش، او دیگر نمی‏تواند به تو ضرری برساند... .»

    یوسف نزد متوکل رفت و بدون کوچک‏ترین آسیبی از نزد متوکل برگشت، و طبق خبر حضرت هادی علیه‏السلام بدون ایمان از دنیا رفت، ولی خداوند پسری به او داد که از

    دوستان اهل بیت علیهم‏السلام بود، و همیشه افتخار می‏کرد که مولایم امام هادی علیه‏السلام از تولد و آمدن من خبر و بشارت داده است.(10)


    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود