صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه ی اجباری بودن حجاب

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    فلسفه ی اجباری بودن حجاب




    با توجه به آرشیو سایت، هر چند ماه یک بار، بحثی در زمینه اجباری بودن حجاب در سایت ایجاد و بعد از مدتی قفل می شود، ولی نظر به اینکه بانوان سایت بعضاً همچنان تمایل به بحث و تبادل نظر دارند، نیاز به ایجاد بحثی مشابه حس می شود و تاپیکی تأسیس می گردد.


    من از مدیران ارجاع خواهشمندم اجازه بدهند با توجه به اینکه برخی بانوان سایت در این زمینه سؤال دارند و در تاپیکهای مختلف مدام آنرا مطرح می کنند، این قضیه به صورت متمرکز در همین تاپیک طرح شود. و خواهشمندم یک کارشناس خوب و زبده که وقتشان هم زیاد باشد و ناگهان به غیبت نروند نیز برای این موضوع معرفی کنند.



    اما فلسفه لزوم حفظ حجاب در جامعه اسلامی، بر اساس تحقیقاتِ بنده به بیان ذیل است:



    1.برخی اعمال گناه هستند و لازم به ذکر است که ترک واجب نیز یک گناه کبیره است، و ترک حجاب نیز به همین خاطر گناه است.


    2.وظیفه ی مسلمان است که عمل به گناه را، خواه عمل مستقیم به یک حرام یا ترک یک واجب باشد، به صورت علنی و در برابر انظار عمومی انجام ندهد، تا عمل به آن گناه در جامعه عادی نگشته و قبح آن نزد مردم نریزد. کسی که این را رعایت نکند، با عمل خود، آمر به منکر و ناهی از معروف است و این عمل نشر گناه است.


    3.حکومت دینی، در قبال جامعه ی دینی مسئولیت دارد و باید نسبت حفظ ارزشهای دینی آن، احساس مسئولیت کند، لذا باید از نشر گناه جلوگیری کند.


    4.حکومت دینی باید مانع از عمل آشکار و علنی به هر یک از گناهان در سطح جامعه شود.(نتیجه از 2 و 3) این گناه می تواند عمل به برقراری رابطه نامشروع، شرب خمر و زنا، به شکلی که در جامعه آشکار گردد باشد(و شاهدانی با چشم خود وقوع این عمل را شهادت دهند) و یا ترک علنی یک واجب الهی، مثل روزه در ماه رمضان یا حفظ حجاب اسلامی از سوی زن یا پوشش نامناسب از سوی آقایان باشد.


    5.بی حجابی ترک یک واجب الهی است و ترک واجب الهی یک گناه است.(نتیجه از 1)


    نتیجه: حکومت دینی باید مانع از بی حجابی گردد(نتیجه از 4 و 5) و زنانِ جامعه ی اسلامی نیز باید حجاب خویش را در انظار عمومی حفظ نمایند.(نتیجه از 1 و 2)





    التماس دعای فرج


    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    فلسفه ی اجباری بودن حجاب








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت همه دوستان و کاربران عزیز

    از آنجا که بعضی از دوستان تاکید داشتند که تاپیکی برای بررسی چرایی اجبار حجاب باز شود و به بررسی این سوال بپردازد
    از آنجا که این موضوع موضوعی تکراری با صفحات بسیار در این انجمن انجام شده است لذا مستدعی است که این موضوع به صورت خاص و به دور از حواشی حول موضوع بحث و تبادل نظر شود. تا به نتیجه مطلوب دست یابیم
    لذا دوستان باید در نقد و نظر های خود باید کاملا جنبه احترام و جنبه کار علمی را رعایت کنند.
    ما در این تاپیک نمی خواهیم حرف های گذشته را تکرار یا کپی و پیست کنیم بلکه دنبال نقطه نظرات فکر شده و کار شده ایم .
    قبلا از شرکت همه دوستان در بحث کمال تشکر و امتنان را دارم.



  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها

    اما فلسفه لزوم حفظ حجاب در جامعه اسلامی، بر اساس تحقیقاتِ بنده به بیان ذیل است:



    1.برخی اعمال گناه هستند و لازم به ذکر است که ترک واجب نیز یک گناه کبیره است، و ترک حجاب نیز به همین خاطر گناه است.

    2.وظیفه ی مسلمان است که عمل به گناه را، خواه عمل مستقیم به یک حرام یا ترک یک واجب باشد، به صورت علنی و در برابر انظار عمومی انجام ندهد، تا عمل به آن گناه در جامعه عادی نگشته و قبح آن نزد مردم نریزد. کسی که این را رعایت نکند، با عمل خود، آمر به منکر و ناهی از معروف است و این عمل نشر گناه است.

    3.حکومت دینی، در قبال جامعه ی دینی مسئولیت دارد و باید نسبت حفظ ارزشهای دینی آن، احساس مسئولیت کند، لذا باید از نشر گناه جلوگیری کند.

    4.حکومت دینی باید مانع از عمل آشکار و علنی به هر یک از گناهان در سطح جامعه شود.(نتیجه از 2 و 3) این گناه می تواند عمل به برقراری رابطه نامشروع، شرب خمر و زنا، به شکلی که در جامعه آشکار گردد باشد(و شاهدانی با چشم خود وقوع این عمل را شهادت دهند) و یا ترک علنی یک واجب الهی، مثل روزه در ماه رمضان یا حفظ حجاب اسلامی از سوی زن یا پوشش نامناسب از سوی آقایان باشد.

    5.بی حجابی ترک یک واجب الهی است و ترک واجب الهی یک گناه است.(نتیجه از 1)

    نتیجه: حکومت دینی باید مانع از بی حجابی گردد(نتیجه از 4 و 5) و زنانِ جامعه ی اسلامی نیز باید حجاب خویش را در انظار عمومی حفظ نمایند.(نتیجه از 1 و 2)

    سلام علیکم،
    در مورد اولتان که فرمودید «ترک واجب نیز یک گناه کبیره است» واقعاً اینطور است؟ بدیهی است که هر واجبی ترکش حرام است و هر حرامی ترکش واجب و در نتیجه کلاً می‌توان به جای واجبات و محرمات گفت فقط واجبات یا فقط محرمات، اما آیا ترک واجب علاوه بر حرام بودن پس گناه بودن گناه کبیره هم خواهد بود؟ سندی برای درستی این عبارت دارید؟
    نمی‌دان از استدلال شمام درست برداشت کردم یا نه ولی به نظرم آمد که اجباری بودن حجاب را مانند یک گناه فردی برشمرده‌اید که علنی کردنش اشکال مضاعف دارد و حکومت مبتنی بر اسلام وظیفه دارد جلوی این علنی شدن را بگیرد؟ در حالیکه اجباری بودن حجاب فقط یک بخش از آن بحث فردی است و بخش دیگرش مستقیماً اجتماعی است. یعنی مستقیماً حق‌الناس به گردن شخص می‌اندازد و در نتیجه مدعی‌العموم باید وارد صحنه شود. اتفاقاً در خلوت خودش اگر کسی حجاب نداشته باشد گناه نیست و حجاب در متن جامعه معنی می‌شود (محرم و نامحرم‌های موجود در خانواده و در بین دوستان و آشنایان را هم بخشی از اجتماع گرفتم).

    توضیح خط آخر از پاراگراف بالا:
    بیایید اجتماع را به دو بخش تقسیم کنیم:
    ۱. اجتماع کوچک شامل خانواده و دوستان نزدیک یا غیرنزدیک ولی جمع شده در یک فضای کوچک دربسته (مثل محیط خانه، مثل یک مهمانی معمولی، مثل یک پارتی، مثل فضای یک شرکت خصوصی که رفت و آمد خاصی ندارد و ...)
    ۲. اجتماع بی در و پیکر بیرون، از داخل بقالی و مغازه‌ها گرفته تا ادارات و مؤسسات و پارکها و اتوبوس‌ها و موزه‌ها و ...

    در مورد محیط خانه و خانواده اگر عدم محرمیت وجود داشته باشد و رعایت نشود، در یک مهمانی معمولی برای خانواده‌ی بزرگتر شامل فامیل دورتر اگر محرمیت رعایت نشود، در تمامی این موارد ممکن است در حالت عادی وظیفه‌ای برای حکومت اسلامی فرض نشود و وظیفه‌ی امر به معروف و نهی از منکر بخاطر رعایت حرمت‌های فامیلی بر عهده‌ی خود اشخاص قرار داده شود، با توجه به محبتی که انتظار است بین اشخاص به طور طبیعی نسبت به هم برقرار باشد، اگر افراد اهل صله‌ی رحم و رسیدگی به هم باشند ...
    در مورد پارتی و فضاهای خصوصی مثل شرکت‌های کم‌رفت‌و‌آمد یا بی‌رفت‌و‌آمد اما علقه‌ی خویشاوندی سبب جمع شدن افراد دور هم نشده است، غالباً یا جمع‌شدن افراد هم‌سلیقه و هم‌فکر است و یا برای کار و اشتغال. این موارد از مواردی است که مدعی‌العموم می‌تواند و وظیفه دارد به آنها رسیدگی کند، اگرچه باز همان روابط حداقلی هم سبب می‌شود تا در صورت امکان خود اشخاص هم لازم باشد گوشه‌ای از نهی از منکر و امر به معروف را بر عهده بگیرند ...
    اما وقتی بحث اجتماع بی‌درو‌پیکر می‌شود دیگر شناخت کافی بین افراد کم می‌شود (مثالش در شهر بزرگ است و نه در روستاها و ...) و محبت‌ها هم دیگر محبت از سر شناخت و آشنایی و دوستی و رفاقت و همکاری و ... نیست، هر برخوردی می‌تواند به راحتی به یک سوء تفاهم بدل شود، در اینجا کار حکومت باید بیش از پیش جدی گرفته شود، خصوصاً که دامنه‌ی تأثیر ناهنجاری‌ها هم بزرگتر خواهد بود و یک ناهنجاری اگر با سهل‌انگاری مواجه شود شاید سهم زیادی از افراد جامعه را مبتلا کند. در این بین باز وظیفه از گردن اشخاص ساقط نمی‌شود اما اصل حفظ نظم و امنیت و ارزش‌ها بر عهده‌ی حکومت خواهد بود ...
    بنابراین اگرچه هر بی‌حجابی در صورت لزوم رعایت شدن حجاب یک حق‌النفس و یک حق‌الناس به گردن شخص بدحجاب می‌گذارد ولی مدعی‌العموم ترجیح بر این است که وقتی وارد عمل شود که رابطه‌ای پررنگ‌تر و پراثرتر از قدرت حکومتی بر روابط بین افراد حاکم نباشد، خصوصاً که در موارد آنچنان خصوصی که نمود خارجی به کف شهر هم ندارد دخالت خودسر حکومت جنبه‌ی تجسس خواهد داشت و اصلاً مجاز نیست مگر اینکه یکی از افراد خود درخواست کمک کند تا مدعی‌العموم وارد گود شود ...
    یا علی
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    درود
    در سوره‌ی نور است که به صورت مستقیم در مورد حجاب زنان سخنان گفته است:
    (نور/31): «و به زنان با ایمان بگو: ... زینت‌های خود را آشکار نکنند و دستار (روسری) خود را بر گریبان بندازند ...»
    دو نکته در اینجا نیاز به توجه دارد:
    • نخست: در ابتدای این آیه، از واژه‌ی «قُل» استفاده شده است که این نشانگر پیشنهادی (نه زوری) بودن یک امر است.
    • دوم: پیش از این آیه (نور/31) در مورد چشم‌چرانی مردان سخن گفته شده است:

    (نور/30): «به مردان بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) بازگیرند ...»
    با توجه به این‌که قرآن ابتدا به چشم‌چرانی مردان پرداخته است؛ سپس به بی‌حجابی، باید دریافت که خطر چشم‌چرانی از بی‌حجابی بیشتر است؛ چون مرد چشم‌چران با دیدن زنان محجبه نیز تحریک می‌شود. پس جامعه‌ای که می‌خواهد دستورهای اسلامی درش اجرا شود، ابتدا باید چشم‌چرانی کردن را درست کند.
    اکنون پرسشی که به ذهن می‌آید، این است: «چرا موضوع پیش‌گیری از چشم‌چرانی، زور و اجباری درش نیست ولی حجاب، زوری است؟»
    چرا همه‌ی فشارها بر روی زن باید باشد؟

    فـــارغ ز امـیـد رحمـت و بــــیم امـــیـد
    آزاد ز خـاک و بــــــــاد و از آتـــش و آب

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    درود
    در سوره‌ی نور است که به صورت مستقیم در مورد حجاب زنان سخنان گفته است:
    (نور/31): «و به زنان با ایمان بگو: ... زینت‌های خود را آشکار نکنند و دستار (روسری) خود را بر گریبان بندازند ...»
    دو نکته در اینجا نیاز به توجه دارد:
    • نخست: در ابتدای این آیه، از واژه‌ی «قُل» استفاده شده است که این نشانگر پیشنهادی (نه زوری) بودن یک امر است.
    • دوم: پیش از این آیه (نور/31) در مورد چشم‌چرانی مردان سخن گفته شده است:

    (نور/30): «به مردان بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) بازگیرند ...»
    با توجه به این‌که قرآن ابتدا به چشم‌چرانی مردان پرداخته است؛ سپس به بی‌حجابی، باید دریافت که خطر چشم‌چرانی از بی‌حجابی بیشتر است؛ چون مرد چشم‌چران با دیدن زنان محجبه نیز تحریک می‌شود. پس جامعه‌ای که می‌خواهد دستورهای اسلامی درش اجرا شود، ابتدا باید چشم‌چرانی کردن را درست کند.
    اکنون پرسشی که به ذهن می‌آید، این است: «چرا موضوع پیش‌گیری از چشم‌چرانی، زور و اجباری درش نیست ولی حجاب، زوری است؟»
    چرا همه‌ی فشارها بر روی زن باید باشد؟
    درود،
    در این آیه‌ی از سوره‌ی نور ابتدا همانطور که در آیه‌ی قبلی در مورد مردان فرموده «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ» به زنان خطاب شده که چشمانشان را بیاندازند (چشم‌چرانی نکنند) و فروجشان را حفظ کنند و سپس دو مورد به آن اضافه شده است: یکی اینکه زینت‌هایشان را آشکار نکنند مگر ظاهر از آن را و دیگری هم اینکه خود را بپوشانند به حجاب، اما دقت کنید که فعل «یضربن» با «لام» حالت تأکیدی به خود گرفته است آن هم تأکیدی که در هیچ کدام از دستورات قبلی چه به مردان و چه به زنان ظاهر نشده است:
    وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ

    در ضمن اینکه «قل» فعل امر است چطور شما از آن توصیه برداشت کردید؟ اما مخاطب «قل» که یک فعل امر است به هر حال رسول خداست و نه مردان و نه زنان، خداوند فرموده که ای پیامبر به مؤمنان بگو چنین کنند و چنان کنند، این چطور می‌شود فهمید که توصیه به مؤمنان است یا امر؟ یعنی چشم‌چرانی نکردن مستحب است و واجب نیست؟

    در ضمن اینکه حفظ نگاه یک امر رفتاری است و مربوط به تربیت نفس است اما پوشاندن خود به حجاب (که لازم نیست حتماً چادر باشد) یک امر ظاهری است، باطناً شخص ممکن است راضی به آن نباشد ولی کنترلش کند و کنترلش هم خیلی ساده‌تر از نگاه است. خود شما هم حتماً دیده‌اید که کنترل نگاه خیلی ساده نیست، گاهی آدم می‌خواهد نگاهش را حفظ کند ولی نمی‌تواند، چشمش را می‌بندد با کوچکترین صدایی یا جلب توجهی بدون اجازه‌ی او باز می‌شود و ... . به نظر شخصی حقیر کنترل نگاه که مشترکا برای مرد و زن واجب است از حفظ پوشش سخت‌تره، فقط چون داشتن حجاب مشکلاتی در زندگی روزمره ایجاد می‌کند (مشکل شدن راه رفتن و سوار تاکسی شدن و ...، مشکل کاپشن پوشیدن در سرما و مشکل تحمل گرما، سنگین بودن و اذیت کردن سر و ...) بروز این مشلات خیلی بزرگتر است، مگرنه اگر خودمان قرارداد کنیم که اگر چشممان را کنترل نکردیم خودمان را جریمه خواهیم کرد و به این جریمه کردن هم مقید باشیم چه بسا سختی کنترل نگاه هم بروز بیشتری در زندگی‌مان داشته باشد. و البته حجاب هم مختص زنان نیست و برای مردان هم حد واجب برای پوشش مطرح است، اگرچه کمتر رویش بحث می‌شود و البته سبک‌تر از حجاب خانمهاست، به طور خاص سر و گردن لازم نیست پوشیده باشد و دستها هم تا آرنج واجب نیست پوشیده باشد (به نظر برخی علما) و ...

    در عین حال پیاده کردن حفظ نگاه به عنوان یک قانون اجتماعی چندان ساده نیست، چون اگر به کسی بگویید چرا نگاهت را کنترل نمی‌کنی و سرت بیخودی می‌چرخد مثلاً می‌گوید دنبال کسی می‌گردم، دنبال آدرس می‌گردم، و ... . یا اگر به کسی بگویند داشتی نگاه به نامحرم می‌کردی باید جریمه شوی یا به دادگاه فرستاده شوی می‌گوید مدرک داری؟ مثل حجاب نیست که خودش مدرک باشد (گرچه آن را هم می‌شود جلوی نگاه مأموران تا حدودی درستش کرد)، اگرچه اگر چند شاهد برای هر چنین چشم‌چران‌هایی باشد یا دوربین‌هایی بشود اینها را درست ثبت کنند شاید بشود اسمشان را مدرک گذاشت ولی باز کم پیش می‌آید که بتواند چیزی را ثابت کند. مثلاً کسی ممکن است افرادی در آنطرف خیابان را نگاه کند که خارج از حدود دوربین یا شاهدان دیگر است یا هزار اما و اگر دیگر.

    بحث سر این موارد زیاد است ...
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    درود،
    در این آیه‌ی از سوره‌ی نور ابتدا همانطور که در آیه‌ی قبلی در مورد مردان فرموده «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ» به زنان خطاب شده که چشمانشان را بیاندازند (چشم‌چرانی نکنند) و فروجشان را حفظ کنند و سپس دو مورد به آن اضافه شده است: یکی اینکه زینت‌هایشان را آشکار نکنند مگر ظاهر از آن را و دیگری هم اینکه خود را بپوشانند به حجاب، اما دقت کنید که فعل «یضربن» با «لام» حالت تأکیدی به خود گرفته است آن هم تأکیدی که در هیچ کدام از دستورات قبلی چه به مردان و چه به زنان ظاهر نشده است:
    وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ
    بله اگر «قُل» در ابتدای آیه نمی‌آمد، همه‌ی آیه امری تأکیدی بود ولی با آمدن «قل» چنین چیزی دیگر نیست.
    همانند: (نور/27): «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوابیوتا غیر بیوتکم ...» که در این آیه، خدا خود به صورت مستقیم دستور داده است.
    اینکه تا آیه‌ی (29) خدا به صورت مستقیم امر می‌کند، اما پس از آن (تنها در مورد چشم‌چرانی و حجاب) به صورت غیر مستقیم سخن می‌گوید و پس از آن،(از 31 به بعد) دوباره به صورت مستقیم سخن می‌گوید، چه دلیلی دارد؟
    در ضمن اینکه «قل» فعل امر است چطور شما از آن توصیه برداشت کردید؟ اما مخاطب «قل» که یک فعل امر است به هر حال رسول خداست و نه مردان و نه زنان، خداوند فرموده که ای پیامبر به مؤمنان بگو چنین کنند و چنان کنند، این چطور می‌شود فهمید که توصیه به مؤمنان است یا امر؟ یعنی چشم‌چرانی نکردن مستحب است و واجب نیست؟
    بله «قُل» فعل امر است به پیامبر؛ نه مردم. همچنین در هرجایی از قرآن که «قُل»‌ در ابتدای آیه‌ای آمده است؛ آیه‌ای پیشنهادی است که مردم خود با اندیشیدن باید بدان برسند - نه زور (اگرچه خدا بارها پیامبر را تنها اندرز دهنده خوانده است).
    در ضمن اینکه حفظ نگاه یک امر رفتاری است و مربوط به تربیت نفس است اما پوشاندن خود به حجاب (که لازم نیست حتماً چادر باشد) یک امر ظاهری است، باطناً شخص ممکن است راضی به آن نباشد ولی کنترلش کند و کنترلش هم خیلی ساده‌تر از نگاه است.
    هردوی این رفتارها (بی‌حجابی و چشم‌چرانی) هم ظاهری هستند و هم درونی.
    چشم‌چرانی نیز، یک مشکل ظاهری است؛ چون:
    • همانگونه که اگر زنی پوششی مناسب (از دید فرهنگ ما) نداشته باشد، در جامعه شخصیت خود را پایین می‌آورد (یک واقعیت)؛ مرد چشم‌چران نیز، با چشم‌چرانی شخصیت خود را پایین می‌آورد و مردم می‌بینند و می‌دانند که کدام مرد چشم‌چران است و کدام، نه.
    • همانگونه که بی‌حجابی باعث پاشیدگی خانواده می‌شود؛ چشم‌چرانی مرد نیز، باعث دل‌چرکین شدن زن، نسبت به مرد می‌شود.

    پس چشم‌چرانی فقط مربوط به مرد و نفسش نیست و مربوط به جامعه است.
    خود شما هم حتماً دیده‌اید که کنترل نگاه خیلی ساده نیست، گاهی آدم می‌خواهد نگاهش را حفظ کند ولی نمی‌تواند، چشمش را می‌بندد با کوچکترین صدایی یا جلب توجهی بدون اجازه‌ی او باز می‌شود و ... . به نظر شخصی حقیر کنترل نگاه که مشترکا برای مرد و زن واجب است از حفظ پوشش سخت‌تره، فقط چون داشتن حجاب مشکلاتی در زندگی روزمره ایجاد می‌کند (مشکل شدن راه رفتن و سوار تاکسی شدن و ...، مشکل کاپشن پوشیدن در سرما و مشکل تحمل گرما، سنگین بودن و اذیت کردن سر و ...) بروز این مشلات خیلی بزرگتر است، مگرنه اگر خودمان قرارداد کنیم که اگر چشممان را کنترل نکردیم خودمان را جریمه خواهیم کرد و به این جریمه کردن هم مقید باشیم چه بسا سختی کنترل نگاه هم بروز بیشتری در زندگی‌مان داشته باشد. و البته حجاب هم مختص زنان نیست و برای مردان هم حد واجب برای پوشش مطرح است، اگرچه کمتر رویش بحث می‌شود و البته سبک‌تر از حجاب خانمهاست، به طور خاص سر و گردن لازم نیست پوشیده باشد و دستها هم تا آرنج واجب نیست پوشیده باشد (به نظر برخی علما) و ...
    اتفاقا زنان نیز می‌گویند: «چشم‌چرانی نکردن آسان است.». اگر پوشیدن حجاب برای زنانی که حجاب را دوست ندارند آسان بود، این‌همه مشکل در جای‌جای ایران بر سر حجاب نبود.
    پوشیدن حجاب برای زنان، که زیبایی برایشان بسیار ارزشمند است، خیلی سخت است.
    در عین حال پیاده کردن حفظ نگاه به عنوان یک قانون اجتماعی چندان ساده نیست،
    بسیار عالی. یکی از دلیل‌هایی که آن آیه (نور/31-30) به صورت مستقیم دستور نداده است، همین است. همان‌گونه که چشم‌چرانی را نمی‌شود با زور کنترل کرد، حجاب را هم نمی‌شود (که اگر می‌شد، این شرایط در ایران به وجود نمی‌آمد). آن دو آیه در مورد چشم‌چرانی و پوشش زنان، به یک صورت حکم کرده است (افزون بر اینکه چشم‌چرانی مهم‌تر و مقدم بر حجاب آمده است)؛ پس چرا حجاب را اجباری کرده‌اند ولی پیش‌گیری از چشم‌چرانی، اجباری درش نیست؟
    این دو آیه پشت سرهم و با یک ادبیات آمده است؛ به راستی چرا یکی را با زور می‌خواهند نگه دارند و دیگری را با پند؟
    چون اگر به کسی بگویید چرا نگاهت را کنترل نمی‌کنی و سرت بیخودی می‌چرخد مثلاً می‌گوید دنبال کسی می‌گردم، دنبال آدرس می‌گردم، و ... . یا اگر به کسی بگویند داشتی نگاه به نامحرم می‌کردی باید جریمه شوی یا به دادگاه فرستاده شوی می‌گوید مدرک داری؟ مثل حجاب نیست که خودش مدرک باشد (گرچه آن را هم می‌شود جلوی نگاه مأموران تا حدودی درستش کرد)، اگرچه اگر چند شاهد برای هر چنین چشم‌چران‌هایی باشد یا دوربین‌هایی بشود اینها را درست ثبت کنند شاید بشود اسمشان را مدرک گذاشت ولی باز کم پیش می‌آید که بتواند چیزی را ثابت کند. مثلاً کسی ممکن است افرادی در آنطرف خیابان را نگاه کند که خارج از حدود دوربین یا شاهدان دیگر است یا هزار اما و اگر دیگر.
    بحث سر این موارد زیاد است ...
    اجبار در این‌دو موضوع، هیچ سودی در بر ندارد که اگر می‌داشت، به صورت پیشنهادی در قرآن نمی‌آمد و یا اگر می‌داشت، این بازخورد منفی در ایران، برای اجبار حجاب، دیده نمی‌شود.

    فـــارغ ز امـیـد رحمـت و بــــیم امـــیـد
    آزاد ز خـاک و بــــــــاد و از آتـــش و آب

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    درود
    بله اگر «قُل» در ابتدای آیه نمی‌آمد، همه‌ی آیه امری تأکیدی بود ولی با آمدن «قل» چنین چیزی دیگر نیست.
    همانند: (نور/27): «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوابیوتا غیر بیوتکم ...» که در این آیه، خدا خود به صورت مستقیم دستور داده است.
    اینکه تا آیه‌ی (29) خدا به صورت مستقیم امر می‌کند، اما پس از آن (تنها در مورد چشم‌چرانی و حجاب) به صورت غیر مستقیم سخن می‌گوید و پس از آن،(از 31 به بعد) دوباره به صورت مستقیم سخن می‌گوید، چه دلیلی دارد؟
    بله «قُل» فعل امر است به پیامبر؛ نه مردم. همچنین در هرجایی از قرآن که «قُل»‌ در ابتدای آیه‌ای آمده است؛ آیه‌ای پیشنهادی است که مردم خود با اندیشیدن باید بدان برسند - نه زور (اگرچه خدا بارها پیامبر را تنها اندرز دهنده خوانده است).
    ...
    بسیار عالی. یکی از دلیل‌هایی که آن آیه (نور/31-30) به صورت مستقیم دستور نداده است، همین است. همان‌گونه که چشم‌چرانی را نمی‌شود با زور کنترل کرد، حجاب را هم نمی‌شود (که اگر می‌شد، این شرایط در ایران به وجود نمی‌آمد). آن دو آیه در مورد چشم‌چرانی و پوشش زنان، به یک صورت حکم کرده است (افزون بر اینکه چشم‌چرانی مهم‌تر و مقدم بر حجاب آمده است)؛ پس چرا حجاب را اجباری کرده‌اند ولی پیش‌گیری از چشم‌چرانی، اجباری درش نیست؟
    این دو آیه پشت سرهم و با یک ادبیات آمده است؛ به راستی چرا یکی را با زور می‌خواهند نگه دارند و دیگری را با پند؟
    اجبار در این‌دو موضوع، هیچ سودی در بر ندارد که اگر می‌داشت، به صورت پیشنهادی در قرآن نمی‌آمد و یا اگر می‌داشت، این بازخورد منفی در ایران، برای اجبار حجاب، دیده نمی‌شود.
    درود،
    اینکه به لحاظ ادبیات قرآنی باید خطاب آن سوره را حمل بر توصیه کرد یا دستور نمی‌دانم، خوب است اگر کارشناسان قرآنی بتوانند جواب بدهند. اما در همین راستا مثلاً جای دیگری از قرآن داریم که «وَلَا تَقْرَ‌بُوا الزِّنَىٰ»، این جمله به قول شما صراحت در امر دارد ولی توجه هم بکنید که نگفته است زنا نکنید بلکه می‌گوید به زنا نزدیک هم نشوید. نزدیک شدن به زنا فقط محدود به یکی دو طریق نیست، خود زنا هم فقط همان عمل مقاربت جنسی با نامحرم نیست، در طبقه‌بندی زنا ما زنای چشمی (چشم‌چرانی) و زنای ذهنی را هم داریم. اگر آن دستور خداوند شامل این زناها هم بشود آن وقت حرمت چشم‌چرانی و عرضه‌شدن‌زینت‌ها و زیبایی‌های زنان به چشمان نامحرم هم می‌تواند زمینه‌ساز زنا در تمام مراتبش به حساب اید و از این بابت حرام شود.
    به شخصه اگر راهی پیدا شود که چشم‌چرانی را هم بشود مانند بدحجابی منع کرد، با آن موافقم، ولی راهی به ذهنم نمی‌رسد، به ذهن شما می‌رسد؟ این در حالی است که برای حفظ حجاب راه به نظر می‌رسد.
    امر به معروف و نهی از منکر هم واقعاً‌ من باب توصیه کردن نیست همیشه بلکه در خود امر و نهی را دارد، امر کردن به معروف و نهی کردن از منکر. حالا در مراتب پایین آن بیانش توصیه مانند است ولی در مراتب بالاتر حالت امر و نهی هم می‌تواند پیدا کند، اگر اشتباه نکنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    هردوی این رفتارها (بی‌حجابی و چشم‌چرانی) هم ظاهری هستند و هم درونی.
    چشم‌چرانی نیز، یک مشکل ظاهری است؛ چون:
    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها

    • همانگونه که اگر زنی پوششی مناسب (از دید فرهنگ ما) نداشته باشد، در جامعه شخصیت خود را پایین می‌آورد (یک واقعیت)؛ مرد چشم‌چران نیز، با چشم‌چرانی شخصیت خود را پایین می‌آورد و مردم می‌بینند و می‌دانند که کدام مرد چشم‌چران است و کدام، نه.
    • همانگونه که بی‌حجابی باعث پاشیدگی خانواده می‌شود؛ چشم‌چرانی مرد نیز، باعث دل‌چرکین شدن زن، نسبت به مرد می‌شود.

    پس چشم‌چرانی فقط مربوط به مرد و نفسش نیست و مربوط به جامعه است.

    منظورم این نبود، با این حرفهای شما موافقم، منظورم این بود که کنترل نگاه نیاز به خودسازی داره ولی تغییر در ظاهر خود از هر منافق ریاکاری هم برمی‌آید. یک شخص ریاکار و منافق برای مدت کوتاهی ممکنه بتونه چشمش رو کنترل کنه ولی برای همیشه که نمی‌تونه، مگر اینکه اگرچه کافر هست ولی مثل مرتاض‌ها خودسازی کنه که بتونه ...
    و این خودسازی هم کار ساده‌ای نیست ...
    تغییر دادن در ظاهر اما خیلی ساده‌تره ...
    کسی که سعی کرده باشه چشمش رو حفظ کنه می‌دونه که یعنی چی و حتما شما هم سختی این کار را چشیده‌اید. گاهی آدم می‌گه ای کاش خدا می‌گفت از خونه بیرون نیاید ولی نمی‌گفت حتماً چشمت رو حفظ کن. در مورد سختی حفظ چشم یک خاطره تعریف می‌کنم. یک بنده‌ی خدایی اومده بود شکایت از نفسش به یک عالم می‌کرد و می‌گفت حاج‌آقا چی کار کنم دست خودم نیست یک خانم هم از نگاه من نمی‌تونه در بره همه رو شکار می‌کنم. اون عالم هم دید که خوب نمیشه که بهش بگه هیچ‌کسی را نگاه نکن، به هر حال قرآن هم تو ۲۳ سال نازل شد و همه چی از اول به صورت شرعیات به مردم گفته نشد، بهش گفتند که لااقل یکی دی میان نگاه کن، بعد که توانستی بکنش دوتادرمیان و ... . یاد یهودی‌هایی افتادم که چند سال پیش بود فکر کنم که برداشته بودند عینک‌هایی ساخته بودند که باعث بشود تار ببینند که بتوانند با این وضعیت در غرب به زندگی اجتماعی خود ادامه دهند! راستش اگرچه نامردیه ولی خود حقیر هم از قبل از اونها یک همچین تدبیری را پیاده سازی کرده‌ام که گاهی ازش استفاده کنم، از اینکه عینکی هستم سوء استفاده می‌کنم و اگر رانندگی نخواهم بکنم و یادم باشه عینک نمی‌زنم، تبدیل کردن تهدیدها به فرصت
    تغییر دادن در ظاهر به سختی تغییر دادن در باطن نیست. ولی قبول دارم که تغییر دادن در ظاهر هم ساده نیست، خصوصاً برای کسانی که نظر دیگران نسبت به خودشون براشون مهم باشه، تحمل نگاه متعجب و تمسخرآمیز دیگران را ندارند، یا اصلاً مشکل حرف مردم را هم نداشته باشند خود حجاب مشکلات گرما و ... را برایشان دارد و محدودیت‌هایی را در برخی فعالیت‌ها برایشان ایجاد می‌کند. اگرچه مردها هم باید پوشش مناسب خودشان را رعایت کنند که همانها هم خیلی رعایت نمی‌کنند ...
    خلاصه منظورم بار اجتماعی و شخصی نگاه و پوشش نبود، منظورم دشواری ایجاد تغییرات باطنی در خوده به نسبت تغییرات ظاهری. اولی ممکنه سالها طول بکشه و ممارست و ... بخواهد و دومی ظرف شاید یک ماه برای آدم عادی بشه، حالا یک ماه نه یک سال، بیشتر که طول نمیکشه ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    اتفاقا زنان نیز می‌گویند: «چشم‌چرانی نکردن آسان است.». اگر پوشیدن حجاب برای زنانی که حجاب را دوست ندارند آسان بود، این‌همه مشکل در جای‌جای ایران بر سر حجاب نبود.
    پوشیدن حجاب برای زنان، که زیبایی برایشان بسیار ارزشمند است، خیلی سخت است.

    این خانم‌های بزرگوار باید بدانند که خودشان هم باید چشمشان را کنترل کنند، طبق همان آیه‌ی سوره‌ی نور، از ایشان بخواهید که یک روز از صبح تا شب این کار را بکنند و بشمرند که چند بار چشمشان بدون اجازه‌ی ایشان این و آن را نگاه کرده است. تازه مردها آنقدر که زن‌ها جلب توجه می‌کنند هم جالب توجه نیستند و حیاءی که به خانم‌ها داده شده به مردها داده نشده، جذابتی که هم به خانم‌ها داده شده عموماً مردها ندارند. بگویید فقط بشمرند همین. مثلاً به ایشان بگویید که فقط به زمین نگاه کنند مگر زمانی که نیاز باشد و واقعاً نیاز باشد که بالا را نگاه کنند. اینکه سختی ندیدن بروز خاصی مثل گرمازدگی و خارش پوست سر و ... برایشان ندارد دلیل نمی‌شود که سختی آن را انکار کنند. اگر برای خودشان جریمه تعیین کنند که با هر اشتباه باید فلان کار را بکنند خواهند دید که آن هم برایشان ساده نخواهد بود.
    اینکه زیبایی برای زنان ارزشمند است مطلب درستیه، یک تمایل حلال و مطابق فطرتشان هست، ولی هر نکته جا و مکان خودش را داره. اتفاقا خیلی از خانوم‌های بدحجاب را که باهاشون صحبت کنید می‌بینید که برای دل خودشون اونطور پوشیده‌اند نه برای جلب توجه دیگران، اگرچه قند در دلشان آب می‌شود اگر چه محرم و چه نامحرم از ظاهرشان تعریف کند، بعضی‌ها هم که دوست دارند خلاق به حساب بیایند و خودشون الگوی دیگران بشوند در زیبا بودن و ... . این افراد از تبعات اجتماعی این کارهایشان خبر ندارند و فقط به بعد شخصی پوشش توجه دارند، که در همان هم اشتباه می‌کنند. بذل زیبایی چشم محرم می‌خواهد، جای خودش را دارد. اگر برای خودش است که در خانه بپوشد، به هر حال در خیابان که مدام جلوی آینه نیست، رنگ و طرح روسری‌اش که مدام جلوی چشمش نیست، مدام هم که به لباس و شلوار و کفشش نگاه نمی‌کنه که لذت ببره، بوی عطرش رو هم که خودش خیلی‌وقتها اصلاً احساس نمی‌کنه. اگر برای دیگران است هم برای محارمش بپوشد، محارم هم که فقط بابا و مامان و شوهر نیستند، در مهمانی‌های زنانه برای همدیگر هم می‌پوشند، آن هم با آن رسم میان خانم‌ها که یک لباس را در دو جا نپوشند ... فقط یک خیابان و جلوی نامحرم را خودشان را کنترل کنند ... به هر حال کسی هم که نگفت حس زیبایی در زن باید سرکوب شود، گفته شده که هدایت شود به جای درست خودش ...

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۱:۴۸
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    درود
    در سوره‌ی نور است که به صورت مستقیم در مورد حجاب زنان سخنان گفته است:
    (نور/31): «و به زنان با ایمان بگو: ... زینت‌های خود را آشکار نکنند و دستار (روسری) خود را بر گریبان بندازند ...»
    دو نکته در اینجا نیاز به توجه دارد:
    • نخست: در ابتدای این آیه، از واژه‌ی «قُل» استفاده شده است که این نشانگر پیشنهادی (نه زوری) بودن یک امر است.
    • دوم: پیش از این آیه (نور/31) در مورد چشم‌چرانی مردان سخن گفته شده است:

    (نور/30): «به مردان بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) بازگیرند ...»
    با توجه به این‌که قرآن ابتدا به چشم‌چرانی مردان پرداخته است؛ سپس به بی‌حجابی، باید دریافت که خطر چشم‌چرانی از بی‌حجابی بیشتر است؛ چون مرد چشم‌چران با دیدن زنان محجبه نیز تحریک می‌شود. پس جامعه‌ای که می‌خواهد دستورهای اسلامی درش اجرا شود، ابتدا باید چشم‌چرانی کردن را درست کند.
    اکنون پرسشی که به ذهن می‌آید، این است: «چرا موضوع پیش‌گیری از چشم‌چرانی، زور و اجباری درش نیست ولی حجاب، زوری است؟»
    چرا همه‌ی فشارها بر روی زن باید باشد؟

    با سلام
    جناب تفسیر قرآن نکنید بدون علم لطفا
    پديده برهنگى و چشم‏چرانى‏
    در اين آيات، قرآن شريف بر آن است كه مردم را از دو آفت برهنگى و نگاه‏هاى ناروا باز دارد و بدين وسيله از پاكى و عفّت عمومى پاس دارد؛ از اين رو در بيان احكام نگاه كردن زن و مرد به يكديگر مى‏فرمايد:
    قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِن أَبْصَارِهِمْ‏
    هان اى پيامبر! به مردان با ايمان بگو، ديدگان خويشتن را از نگاه‏هاى هوس‏آلود و از ديدن آنچه بر آنان روا نيست، فرو بندند.
    وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ‏
    و هماره پاكدامنى و پاكى ورزند و هرگز به بى‏عفّتى نينديشند.
    «ابن زيد» مى‏گويد:در قرآن شريف هركجا به پاكدامنى ورزيدن يا «نگاهداشتن عورتها» سفارش شده، منظورْ پاكدامنى و دورى گزيدن از بى‏عفّتى است؛ و تنها در اين آيه شريفه است كه منظور از اين تعبير، پوشيدن اعضا و اندامهاى جنسى است.
    از حضرت صادق عليه السلام نيز در اين مورد آورده‏اند كه فرمود: براى مرد روا نيست كه به عورت برادر خويش بنگرد و زنان با ايمان نيز نبايد به يكديگر نگاه كنند.
    ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ‏
    اين شيوه براى دين و دنياى آنان سودمندتر و بهتر و براى پاك ماندن از اتّهامات گوناگون مؤثّرتر و به پروا نزديكتر است.
    إِنَّ اللَّهَ خَبِيْرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ.
    و بى‏گمان خدا از آنچه آنان انجام مى‏دهند آگاه است.

    در دوّمين آيه مورد بحث مى‏فرمايد:
    وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَ‏
    و به زنان با ايمان بگو تا بسان مردان و بهتر از آنان ديدگان خويش را از هر بيگانه و هر نگاه هوس آلود فرو بندند.
    وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ‏
    و دامان‏هاى خويش از نگاه ديگران حفظ كنند.

    وَلايُبْدِيْنَ زِيْنَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا
    و نيز بر زنان لازم است كه سر و گردن و سينه و دست و ديگر جايگاه‏هاى زينت و زيور خويش را - جز آنچه به طور طبيعى آشكار است - براى مردان بيگانه هويدا نسازند.
    با اين بيان، آيه شريفه به پوشيده داشتن سر و گردن و سينه و دست يا جايگاه‏هايى كه زر و زيورها در آنجا قرار مى‏گيرد سفارش مى‏كند، نه به خود زر و زيور چرا كه به خود زر و زيور، اگر در سر و گردن و ديگر جايگاه‏هاى خود نباشد مى‏شود نگاه كرد.

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۳/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۱:۳۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط owari نمایش پست ها
    درود، اینکه به لحاظ ادبیات قرآنی باید خطاب آن سوره را حمل بر توصیه کرد یا دستور نمی‌دانم، خوب است اگر کارشناسان قرآنی بتوانند جواب بدهند.
    با توجه به آیه‌هایی که با «قل» آغاز شده‌اند، می‌توان به آسانی چنین چیزی را دریافت که این‌گونه آیه‌ها، به هیچ روی زوری نیستند (اگرچه در کل قرآن آیه‌هایی که زوری هستند بسیار کم و استثنااند - همانند قصاص و ...):
    «قل یا ایهاالکافرون ...» این سوره، نهایت آزاد اندیشی است که به بت‌پرستان می‌گوید: «نه شما دست از خدایانتان برمی‌دارید؛ نه من. پس آنچه را که می‌پرستید، بپرستید».
    (جن/21): «قل انی لا املک لکم ضرا و لا رشدا» {بگو: همانا من مالک هیچ سود و زیانی برای شما نیستم}
    و نمونه‌های بسیاری که در جا‌ی‌جای قرآن می‌توان دید.
    اما در همین راستا مثلاً جای دیگری از قرآن داریم که «وَلَا تَقْرَ‌بُوا الزِّنَىٰ»، این جمله به قول شما صراحت در امر دارد
    «لا یبدین» در اصل، یک فعل خبری است که در اینجا، در حالت حکم قرار گرفته است و اگر در مورد زینت مردان نیز سخنی گفته می‌شد، چنین چیزی گفته می‌شد.
    به شخصه اگر راهی پیدا شود که چشم‌چرانی را هم بشود مانند بدحجابی منع کرد، با آن موافقم، ولی راهی به ذهنم نمی‌رسد، به ذهن شما می‌رسد؟ این در حالی است که برای حفظ حجاب راه به نظر می‌رسد.
    هیچ راهی برای پیش‌گیری از اینان (حجاب و چشم‌چرانی) با استفاده از زور نیست و اگرهم از زور استفاده شود، بازده‌ای کوتاه مدت دارد که نه‌تنها جامعه و سطح زندگی مردم را بهتر نمیکند، بلکه باعث افزایش دین‌زدگیِ چشم‌گیری در میان مردم می‌شود که زیانی، ژرف و سترگ دارد.
    امر به معروف و نهی از منکر هم واقعاً‌ من باب توصیه کردن نیست همیشه بلکه در خود امر و نهی را دارد، امر کردن به معروف و نهی کردن از منکر. حالا در مراتب پایین آن بیانش توصیه مانند است ولی در مراتب بالاتر حالت امر و نهی هم می‌تواند پیدا کند، اگر اشتباه نکنم.
    خدا، در بیشتر جاهای قرآن، پیامبر (بزرگ‌ترین آمر و نهی‌کننده) را تنها به گوشزد کردن و بیم‌دادن دستور می‌دهد؛ چگونه است که مردمان ساده به خود اجازه‌ی استفاده از زور را می‌دهند؟
    *****

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۳/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۱:۴۰
    فـــارغ ز امـیـد رحمـت و بــــیم امـــیـد
    آزاد ز خـاک و بــــــــاد و از آتـــش و آب

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 12

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود