جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با توجه به آیات قرآن، آیا ما باید از خودمون مراقبت کنیم یا نه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    به تقرب الهی رسیدن
    نوشته
    39
    حضور
    1 روز 21 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    189

    اشاره با توجه به آیات قرآن، آیا ما باید از خودمون مراقبت کنیم یا نه؟




    هوالناظر

    سلام و عرض ادب

    سوالی برام پیش اومده درباره بعضی از آیات قرآن از جمله دوتا از آیه های سوره یوسف، آیه های 67 و 68...

    وقتی حضرت یعقوب به پسرانش توصیه می کنن برای احتیاط تقسیم بشن و از چند در وارد بشن ، در ادامه خودشون میگن که این شما رو غنی نمیکنه و همچنین تو آیه بعد اومده و تو آیه 68 می فرماید حاجه فی نفس یعقوب قضاها...!

    دقیقا منظورش چیه؟

    میشه این رو برام باز کنید...متشکرم
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۱:۲۵
    بسم الله الرحمن الرحیم
    رضیت بالله ربا و بمحمد صلی الله علیه و آله نبیا و اسلام دینا و بالقران کتابا و بالکعبه قبله و بعلی علیه السلام
    ولیا و اماما و بالحسن و الحسین وعلی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و

    محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه بن الحسن صلوات الله علیهم اجمعین ائمه فرضنی لهم انک علی کل شی ء قدیر



  2. صلوات ها 3


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    22,373
    حضور
    203 روز 3 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    61412



    با نام و یاد دوست






    با توجه به آیات قرآن، آیا ما باید از خودمون مراقبت کنیم یا نه؟








    کارشناس بحث: استاد میقات


  4. صلوات ها 4


  5. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,301
    حضور
    57 روز 7 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    «وَ قَالَ يَابَنىِ‏َّ لَا تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَ ادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَ مَا أُغْنىِ عَنكُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ إِنِ الحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكّلتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكلَ‏ِ الْمُتَوَكِّلُونَ»
    و (هنگامى كه مى‏ خواستند حركت كنند، يعقوب) گفت: فرزندان من! از يك در وارد نشويد بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با اين دستور،) نمى‏ توانم حادثه ‏اى را كه از سوى خدا حتمى است، از شما دفع كنم! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توكّل كرده ‏ام و همه متوكّلان بايد بر او توكّل كنند. (یوسف، 67)

    «وَ لَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنىِ عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ إِلَّا حَاجَةً فىِ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَئهَا وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»
    و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمى‏ توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعليمى كه ما به او داديم، علم فراوانى داشت ولى بيشتر مردم نمى ‏دانند. (یوسف، 68)


    با سلام و درود

    در این زمینه چند مطلب عرض می شود:

    مطلب اول: جلوگیری از چشم زخم و سوء ظن

    علت آن دستور اين بوده كه برادران يوسف، هم از جمال كافى بهره‏ مند بودند و هم قامت هاى رشيد داشتند، و پدر نگران بود و نمى ‏خواست از اين راه چشم زخمى به آن ها برسد.

    ممكن بود وارد شدن گروهی آن ها به يک دروازه مصر و قيافه ‏هاى جذاب، و اندام درشت، حسد حسودان را برانگيزد، و نسبت به آن ها نزد دستگاه حكومت سعايت كنند، و آن ها را به عنوان يک جمعيت بيگانه كه قصد خرابكارى دارند مورد سوء ظن قرار دهند، لذا پدر به آن ها دستور داد از دروازه‏ هاى مختلف وارد شوند تا جلب توجه نكنند.

    مطلب دوم: تسکین و آرامش دل یعقوب

    «إِلَّا حَاجَةً فىِ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَئهَا»؛ جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت).

    اثر این توصیه، تسكين خاطر یعقوب و آرامش قلب او بود، چرا كه او از همه فرزندان خود دور بود، و شب و روز در فكر آن ها و يوسف بود، و از گزند حوادث و حسد حسودان و بدخواهان بر آن ها مى ‏ترسيد، و همين اندازه كه اطمينان داشت آن ها دستوراتش را به كار مى ‏بندند دل خوش بود.

    مطلب سوم: توکل و اعتماد بر خدا

    بسيارى از مردم چنان در عالم اسباب گم مى ‏شوند كه خدا را فراموش مى ‏كنند و خيال مى كنند مثلا چشم زخم، اثر اجتناب ناپذير بعضى از چشم ها است، و به همين جهت خدا و توكل بر او را فراموش كرده به دامن اين و آن مى‏ چسبند. ولى يعقوب چنين نبود، مى‏ دانست تا خداوند چيزى نخواهد انجام نمى ‏پذيرد، لذا در درجه اول توكل و اعتماد او بر خدا بود و سپس به سراغ عالم اسباب مى ‏رفت.

    قرآن، حضرت يعقوب را اين گونه مدح و توصيف مى ‏كند: «إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»؛ او از طريق تعليمى كه ما به او داديم، علم و آگاهى داشت، در حالى كه اكثر مردم نمى ‏دانند.


    نکته:


    1. انسان در اداره‏ ى امور خود مستقل نيست، يعنى با همه محاسبات و دقت ‏ها باز هم دست خدا باز است و تضمينى براى انجام صد در صد محاسبات ما نيست. لذا هم احتياط و محاسبه لازم است: «لا تَدْخُلُوا»؛ و هم توكل به خداوند ضرورى است: «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ»

    2. چشم و نظر به تنهايى تأثير ندارد، و اگر خداوند چیزی را مقدر فرموده باشد، بدون چشم و نظر هم متوجه انسان می شود، لكن ممكن است تقدير الهی به نحو تعليق باشد یعنی اگر مورد چشم و نظر واقع شد تأثير كند و الا تاثیری ندارد؛ لذا بايد انسان خود را از چشم و نظر مردم حفظ كند.

    _______________
    (ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏11، ص 298؛ تفسير نمونه، ج ‏10، ص 30؛ تفسير نور، ج ‏6، ص 122؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 231)


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  6. صلوات ها 5


  7. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    به تقرب الهی رسیدن
    نوشته
    39
    حضور
    1 روز 21 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    189



    هوالناظر

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    لكن ممكن است تقدير الهی به نحو تعليق باشد یعنی اگر مورد چشم و نظر واقع شد تأثير كند و الا تاثیری ندارد؛ لذا بايد انسان خود را از چشم و نظر مردم حفظ كند.
    سلام و ممنونم از پاسختون

    در چه مواردی ، تقدیر خداوند تعلیق میشه ؟

    اگه لطف کنید در این مورد توضیح بدید.ممنونم
    بسم الله الرحمن الرحیم
    رضیت بالله ربا و بمحمد صلی الله علیه و آله نبیا و اسلام دینا و بالقران کتابا و بالکعبه قبله و بعلی علیه السلام
    ولیا و اماما و بالحسن و الحسین وعلی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و

    محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه بن الحسن صلوات الله علیهم اجمعین ائمه فرضنی لهم انک علی کل شی ء قدیر



  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,301
    حضور
    57 روز 7 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    نقل قول نوشته اصلی توسط اسماء نمایش پست ها
    هوالناظر



    سلام و ممنونم از پاسختون

    در چه مواردی ، تقدیر خداوند تعلیق میشه ؟

    اگه لطف کنید در این مورد توضیح بدید.ممنونم

    با سلام و درود

    نمی توان در این زمینه نظری قطعی داد و این در حیطه علم الهی است. البته می توان مثال زد، مانند این که کسی گناهی مرتکب می شود و قرار است مجازاتی به او برسد ولی خداوند به خاطر دعای والدین در حق او و یا کار خیری که او انجام داده است، مهلتی به او می دهد و فعلا او را مجازات نمی کند و مجازات او را معلق بر تکرار گناه می کند؛ اگر گناه را تکرار کرد، مجازات می شود. و شکل مجازات می تواند به این صورت باشد که چشم زخم دیگران در او تاثیر می گذارد.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,301
    حضور
    57 روز 7 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267

    جمع بندی




    پرسش:
    در سوره یوسف، آیه های 67 و 68 حضرت یعقوب به پسرانش توصیه می کنند برای احتیاط، تقسیم و از چند در وارد شوند، و در ادامه میگویند این شما رو غنی نمی کند و همچنین در آیه بعد آمده: «حاجه فی نفس یعقوب قضاها»
    منظور چیست؟ و آیا با توجه به این آیات، ما باید از خودمان مراقبت کنیم یا نه؟


    پاسخ:
    «وَ قَالَ يَابَنىِ‏َّ لَا تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَ ادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَ مَا أُغْنىِ عَنكُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ إِنِ الحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكّلتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكلَ‏ِ الْمُتَوَكِّلُونَ»؛ و (هنگامى كه مى‏ خواستند حركت كنند، يعقوب) گفت: فرزندان من! از يك در وارد نشويد بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با اين دستور،) نمى‏ توانم حادثه ‏اى را كه از سوى خدا حتمى است، از شما دفع كنم! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توكّل كرده ‏ام و همه متوكّلان بايد بر او توكّل كنند.(1)
    «وَ لَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنىِ عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شىَ‏ْءٍ إِلَّا حَاجَةً فىِ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَئهَا وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»؛ و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمى‏ توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعليمى كه ما به او داديم، علم فراوانى داشت ولى بيشتر مردم نمى ‏دانند.(2)
    با سلام و درود
    در این زمینه چند مطلب عرض می شود:
    مطلب اول: جلوگیری از چشم زخم و سوء ظن
    علت آن دستور اين بوده كه برادران يوسف، هم از جمال كافى بهره‏ مند بودند و هم قامت هاى رشيد داشتند، و پدر نگران بود و نمى ‏خواست از اين راه چشم زخمى به آن ها برسد.
    ممكن بود وارد شدن گروهی آن ها به يک دروازه مصر و قيافه ‏هاى جذاب، و اندام درشت، حسد حسودان را برانگيزد، و نسبت به آن ها نزد دستگاه حكومت بدگوئی كنند، و آن ها را به عنوان يک جمعيت بيگانه كه قصد خرابكارى دارند مورد سوء ظن قرار دهند، لذا پدر به آن ها دستور داد از دروازه‏ هاى مختلف وارد شوند تا جلب توجه نكنند.
    مطلب دوم: تسکین و آرامش دل یعقوب
    «إِلَّا حَاجَةً فىِ نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَئهَا»؛ جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت).
    اثر این توصیه، تسكين خاطر یعقوب و آرامش قلب او بود، چرا كه او از همه فرزندان خود دور بود، و شب و روز در فكر آنها و يوسف بود، و از گزند حوادث و حسد حسودان و بدخواهان بر آن ها مى ‏ترسيد، و همين اندازه كه اطمينان داشت آن ها دستوراتش را به كار مى ‏بندند دل خوش بود.
    مطلب سوم: توکل و اعتماد بر خدا
    بسيارى از مردم چنان در عالم اسباب گم مى ‏شوند كه خدا را فراموش مى ‏كنند و خيال مى كنند مثلا چشم زخم، اثر اجتناب ناپذير بعضى از چشم ها است، و به همين جهت خدا و توكل بر او را فراموش كرده به دامن اين و آن مى‏ چسبند. ولى يعقوب چنين نبود، مى‏ دانست تا خداوند چيزى نخواهد انجام نمى ‏پذيرد، لذا در درجه اول توكل و اعتماد او بر خدا بود و سپس به سراغ عالم اسباب مى ‏رفت.
    قرآن، حضرت يعقوب را اين گونه مدح و توصيف مى ‏كند: «إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»؛ او از طريق تعليمى كه ما به او داديم، علم و آگاهى داشت، در حالى كه اكثر مردم نمى ‏دانند.
    دو نکته:
    1. انسان در اداره‏ ى امور خود مستقل نيست، يعنى با همه محاسبات و دقت ‏ها باز هم دست خدا باز است و تضمينى براى انجام صد در صد محاسبات ما نيست. لذا هم احتياط و محاسبه لازم است: «لا تَدْخُلُوا»؛ و هم توكل به خداوند ضرورى است: «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ»
    2. چشم و نظر به تنهايى تأثير ندارد، و اگر خداوند چیزی را مقدر فرموده باشد، بدون چشم و نظر هم متوجه انسان می شود، لكن ممكن است تقدير الهی به نحو تعليق باشد یعنی اگر مورد چشم و نظر واقع شد تأثير كند و الا تاثیری ندارد؛ لذا بايد انسان خود را از چشم و نظر مردم حفظ كند.(3)
    لازم به ذکر است در باره این که در چه مواردی تقدیر خداوند تعلیق می شود نمی توان نظری قطعی داد و این در حیطه علم الهی است. البته می توان مثال زد، مانند این که کسی گناهی مرتکب می شود و قرار است مجازاتی به او برسد ولی خداوند به خاطر دعای والدین در حق او و یا کار خیری که او انجام داده است، مهلتی به او می دهد و فعلا او را مجازات نمی کند و مجازات او را معلق بر تکرار گناه می کند؛ اگر گناه را تکرار کرد، مجازات می شود. و شکل مجازات می تواند به این صورت باشد که چشم زخم دیگران در او تاثیر می گذارد.

    _______________
    1.یوسف، 67.
    2.یوسف، 68.
    3.ر.ک: ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏11، ص 298؛ تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏10، ص 30؛ تفسير نور، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 122؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏7، ص 231.


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۵:۵۲

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  12. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۰۹:۴۲ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود