صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا روش انتخاب رهبر در نظام جمهوری اسلامی نظیر انتخاب خلیفه بعد از پیامبر است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7

    اشاره چرا روش انتخاب رهبر در نظام جمهوری اسلامی نظیر انتخاب خلیفه بعد از پیامبر است؟




    با سلام

    یک سوال ضروری و فوری دارم!

    چرا در نظام جمهوری اسلامی رهبر به صورت شورایی انتخاب میشود در حالی که این روش ، شیوه ی اهل سنت است و خلیفه اول بعد از پیامبر به این نحو انتخاب شد و در سیره معصومین روش

    چنین مسئله ای نیست؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ در ساعت ۱۵:۵۰

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله




    چرا روش انتخاب رهبر در نظام جمهوری اسلامی نظیر انتخاب خلیفه بعد از پیامبر است؟








    کارشناس بحث: استاد هادی



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,889
    حضور
    83 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6730



    با سلام و عرض ادب و تقدير از پرسش زيباي شما

    حق حاكمبت در زمان حضور، متعلق به اين امام معصوم (عليه السلام) مي باشد، خداوند این حق را به پیامبر اکرم(صل الله عليه و آله) و ائمه‌ي معصومین(عليه السلام) تفویض نموده است. خليفه اول(عليه ما عليه) زماني به خلافت انتخاب شد كه امير المومنين عليه السلام حضور داشتند و اين درحالي است كه خلافت و حاكميت در زمان حضور مختص معصوم عليه السلام مي باشد؛ بنابراين انتخاب خليه اول به خلافت مسلمين، (با وجود حضور امام معصوم) امري غير شرعي، بر خلاف مباني اسلامي و همچنين به ضرر جامعه مسلمين بوده و غصب خلافت بوده است.
    اما اينكه چرا در نظام جمهوری اسلامی رهبر به صورت شورایی انتخاب میشود؟ چون در زمان حاضر كه زمان غيبت بوده و امام معصوم عليه السلام حضور ندارند، اين حق به فقيه جامع الشرايط منتقل مي شود و این بدیهی است که برای انتخاب بهترین فرد از هر صنف و گروه باید به خبرگان همان صنف و گروه مراجعه کنیم.

    براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: مصباح يزدي، حکومت اسلامی و ولایت فقیه . جوادي آملي، عبدالله؛ پیرامون وحی و رهبری . صافی گلپایگانی، ضرورة وجود الحکومه و ولایة الفقهاء فی عصر الغیبه


    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۳/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۷:۰۴

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    تحقیقات قرآنی
    نوشته
    12
    حضور
    2 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    42



    نگرانی امام خمینی از مسافرت رفتن رهبر معظم انقلاب


    نگرانی امام خمینی از مسافرت رفتن رهبر معظم انقلاب

    (حضرت امام) آقای خامنه ای تازه از سفر آمده بودند، به خدمت امام(ره) رسیدند، همین که امام حضرت آقا را دیدند فرمودند: «وقتی شنیدم هواپیمای شما در فرودگاه نشست ، خیالم راحت شد» سپس فرمودند: «هر موقعی که تو به سفر می روی، من مضطرب هستم تا برگردی، خیلی سفر نرو!»

    (آقای هاشمی رفسنجانی_ روزنامه اطلاعات20/3/68)(نقل از ضمیمه شماره61 ماهنامه امتداد صفحه 6)

    نظر حضرت امام خمینی در باره رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای

    حضرت امام خمینی "سلام الله علیه" درباره رهبرمعظم انقلاب ‌فرمودند:

    يک نفر را مثل" آقاى خامنه‌اي" پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى‌اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند،" پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سال‌هاى طولانى مى‌شناسم.

    (امام خميني رحمت الله علیه)


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    314
    حضور
    2 روز 19 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    330



    من تعجب ميكنم كه دوستان ولايي در عين درگير بودن با آقاي هاشمي ، خيلي از مستنداتشون از آقاي هاشمي هست در صورتيكه مرحوم امام خيلي روشن فرمودند كلامي از من را بپذيريد كه يا در صدا سيما پخش شده باشد يا مكتوب باشد

  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    681
    حضور
    10 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15
    صلوات
    1830



    اولأ در سال های پس از حجرت پیامبر کسانی که رهبر را انتخاب کردند هیچ کدام به حکم فقهاهت یا مرجعیت نرسیده بودند یعنی خودشان از نظر دینی مشکل داشته اند وکسی که خودش به حکم دین آشنا نباشد حتمأ نمیتواند رهبر را انتخاب کند در صورتی که اعزاء مجلس خبرگان را عالمان مورد قبول وفقیهان تشکیل میدهند که تمام شان مورد قبول هستند که این خود یک نکته مفید است که تفاوت میان زمان پیامبر و زمان حال را معین میکند ثانیأچند نفر از بهترین فقیهان مورد قبول رهبر عزیزمان بر انتخاب رهبر کاملا نظارت دارند که البته سیاستمدانی کامل هستند واین هم نکته مفید دیگری ثالثأ وجود دو حزب متفاوت در این کشور که باعث میشود هیچکدام جرأت مخالفت بادین را نکند پس اگر فردی حتی به ناحق انتخاب شود آن حزب از طرف مردم اعتراض میکند ۴نظارت سید حسن نصرالله به دستور آیت الله خامنه ای بر انتخاب رهبری و ششم وجود ۵۰سرلشکر مورد اعتماد رهبر که مسؤلاند با کسانی که مخالفت میکنند و رهبر مورد انتخاب را نمیپزیرند بر خورد کنند با وجود تمامی این حرف از خداوند بخشایشگر طول عمر باعزت رهبر عزیزمان راخواستاریم برای سلامتی وطول عمر رهبرمان و ظهور امامان صلوات

  12. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,533
    حضور
    220 روز 17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7882



    به نام خدا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر عدالت نمایش پست ها
    اولأ در سال های پس از حجرت پیامبر کسانی که رهبر را انتخاب کردند هیچ کدام به حکم فقهاهت یا مرجعیت نرسیده بودند یعنی خودشان از نظر دینی مشکل داشته اند وکسی که خودش به حکم دین آشنا نباشد حتمأ نمیتواند رهبر را انتخاب کند در صورتی که اعزاء مجلس خبرگان را عالمان مورد قبول وفقیهان تشکیل میدهند که تمام شان مورد قبول هستند که این خود یک نکته مفید است که تفاوت میان زمان پیامبر و زمان حال را معین میکند ثانیأچند نفر از بهترین فقیهان مورد قبول رهبر عزیزمان بر انتخاب رهبر کاملا نظارت دارند که البته سیاستمدانی کامل هستند واین هم نکته مفید دیگری ثالثأ وجود دو حزب متفاوت در این کشور که باعث میشود هیچکدام جرأت مخالفت بادین را نکند پس اگر فردی حتی به ناحق انتخاب شود آن حزب از طرف مردم اعتراض میکند ۴نظارت سید حسن نصرالله به دستور آیت الله خامنه ای بر انتخاب رهبری و ششم وجود ۵۰سرلشکر مورد اعتماد رهبر که مسؤلاند با کسانی که مخالفت میکنند و رهبر مورد انتخاب را نمیپزیرند بر خورد کنند با وجود تمامی این حرف از خداوند بخشایشگر طول عمر باعزت رهبر عزیزمان راخواستاریم برای سلامتی وطول عمر رهبرمان و ظهور امامان صلوات
    دوست عزیز و گرامی، ممکن هست بفرمایید که:

    1- منبع این حرفتون که سید حسن نصر الله به دستور رهبری بر انتخاب رهبری نظارت میکنند کجاست؟
    2- منظور شما از نظارت سید حسن نصر الله ( آنهم به دستور رهبری ) بر انتخاب رهبری چیست؟ یعنی اگر یکی رو انتخاب کردن باب میل ایشون نبود، ایشون میتونه روال تصریح شده در قانون اساسی رو به هم بزنه و عملا رای مردم "ایران" بره یک طرف و در صورت نپذیرفتن ایشون به هیچ حساب بیاد و در واقع به رای سید حسن نصر الله اهل "لبنان" رهبر برای مردم "ایران" انتخاب بشه؟ بعد این نقض حاکمیت ملت بر سرنوشت خودشون ( تصریح شده در قانون اساسی ) نیست؟
    3- نظارت سید حسن نصر الله بر انتخاب رهبری ( در فرض اثبات چنین چیزی ) دقیقا به چه صورت باعث تفاوت "مجلس خبرگان رهبری" با "شورای خلافت" میشه؟
    4- چطور وجود دو حزب منجر به این میشه که هیچکدام جرات مخالفت با دین را نکند؟
    5- با فرض پذیرش این حرف ها، چطور اون حزبی که از طرف مردم اعتراض میکنه ، توسط ساز و کار ادعایی بند ششم فرمایشات شما ( 50 سرلشگر و ... ) سرکوب و مجبور به پذیرش رهبر انتخابی نمیشه؟ در واقع چطور بند پنجم و ششم فرمایشات شما با هم تناقض ندارند؟

    با تشکر، ستایشگر
    ویرایش توسط ستايشگر : ۱۳۹۳/۰۷/۲۲ در ساعت ۲۱:۵۶
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

    من بیچاره ترین موجود در عالم بودم و خدایا، محبت حسین (ع) رو در دل من گذاشتی و من خوشبخت ترین فرد زمین شدم.

  13. صلوات


  14. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    308
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1228



    سلام
    طبق نقلی که من شنیدم ایت الله خمینی رحمته الله علیه دو نفررا برای رهبری پیشنهاد دادند معرفی کردند آقای رفسنجانی و رهبری ( دامت برکاته)
    الان ایت الله خامنه ای کسی را تا حالا معرفی کردند؟؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر عدالت نمایش پست ها
    اولأ در سال های پس از حجرت پیامبر کسانی که رهبر را انتخاب کردند هیچ کدام به حکم فقهاهت یا مرجعیت نرسیده بودند یعنی خودشان از نظر دینی مشکل داشته اند وکسی که خودش به حکم دین آشنا نباشد حتمأ نمیتواند رهبر را انتخاب کند در صورتی که اعزاء مجلس خبرگان را عالمان مورد قبول وفقیهان تشکیل میدهند که تمام شان مورد قبول هستند که این خود یک نکته مفید است که تفاوت میان زمان پیامبر و زمان حال را معین میکند ثانیأچند نفر از بهترین فقیهان مورد قبول رهبر عزیزمان بر انتخاب رهبر کاملا نظارت دارند که البته سیاستمدانی کامل هستند واین هم نکته مفید دیگری ثالثأ وجود دو حزب متفاوت در این کشور که باعث میشود هیچکدام جرأت مخالفت بادین را نکند پس اگر فردی حتی به ناحق انتخاب شود آن حزب از طرف مردم اعتراض میکند ۴نظارت سید حسن نصرالله به دستور آیت الله خامنه ای بر انتخاب رهبری و ششم وجود ۵۰سرلشکر مورد اعتماد رهبر که مسؤلاند با کسانی که مخالفت میکنند و رهبر مورد انتخاب را نمیپزیرند بر خورد کنند با وجود تمامی این حرف از خداوند بخشایشگر طول عمر باعزت رهبر عزیزمان راخواستاریم برای سلامتی وطول عمر رهبرمان و ظهور امامان صلوات
    سلام
    پستتون کنگ بود. بعدش میشه با ذکر منبع بگویید.
    الان شما رهبری را که مجلس خبرگان تعیین میکنند برای حمایت از این رهبر و به حاشیه نکشوندن این تدابیر را که اندیشه شده فرمودید؟
    ناشنوا باش، وقتی از محال بود ن آرزوهایت سخن می گویند
    خداوند برای امید رسیدن به همه ارزوهایت کافیست

    همانا او شنوای داناست


  15. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4349



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ******

    عید غدیر خم مبارک




    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی ایران نمایش پست ها
    با سلام

    یک سوال ضروری و فوری دارم!

    چرا در نظام جمهوری اسلامی رهبر به صورت شورایی انتخاب میشود در حالی که این روش ، شیوه ی اهل سنت است و خلیفه اول بعد از پیامبر به این نحو انتخاب شد و در سیره معصومین روش

    چنین مسئله ای نیست؟

    با سلام

    اگر در این زمینه مطالعه بیشتری داشته باشید حتما پی به تفاوت های آشکار بین مجلس خبرگان رهبری و
    شورای دیکتاتوری خلیفه دوم می برید.



    در اصل‏ پنجم قانون اساسی آمده است :

    ‎‎در زمان‏ غیب‏ حضرت‏ ولی‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالی‏ فرجه‏" در جمهوری‏اسلامی‏ ایران‏ ‎‎‎‎‎‎‎ ولایت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقیه‏ عادل‏ و با تقوی‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدیر و مدبر است‏ که‏ طبق‏ اصل‏ یکصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏ می‏ گردد.



    و در اصل‏ یکصد و هفتم قانون اساسی می خوانیم:

    پس‏ از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب‏ جهانی‏ اسلام‏ وبنیانگذار جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ حضرت‏ آیت‏ الله‏ العظمی‏ امام‏ خمینی‏ "قدس ‏سره‏ الشریف‏" که‏ از طرف‏ اکثریت‏ قاطع مردم‏ به‏ مرجعیت‏ و رهبری‏ شناخته‏ وپذیرفته‏ شدند، تعیین‏ رهبر به‏ عهده‏ خبرگان‏ منتخب‏ مردم‏ است‏. خبرگان‏ رهبری‏ درباره‏ همه‏ فقها واجد شرایط مذکور در اصول‏ پنجم‏ و یکصد و نهم‏ بررسی‏ و مشورت‏ می‏ کنند؛ هر گاه‏ یکی‏ از آنان‏ را اعلم‏ به‏ احکام‏ و موضوعات‏ فقهی‏ یا مسائل‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏ یا دارای‏ مقبولیت‏ عامه‏ یا واجد برجستگی‏ خاص‏ در یکی‏ ازصفات‏ مذکور در اصل‏ یکصد و نهم‏ تشخیص‏ دهند او را به‏ رهبری‏ انتخاب‏ می‏ کنند ودر غیر این‏ صورت‏ یکی‏ از آنان‏ را به‏ عنوان‏ رهبر انتخاب‏ و معرفی‏ می‏ نمایند.رهبر منتخب‏ خبرگان‏، ولایت‏ امر و همه‏ مسئولیت‏ های‏ ناشی‏ از آن‏ را بر عهده‏خواهد داشت‏. رهبر در برابر قوانین‏ با سایر افراد کشور مساوی‏ است‏.

    نکات قابل تامل در این اصل :

    1.همان طور که مشاهده می کنید در این اصل آمده است رهبری امام خمینی (ره) مشروعیت یافته از اکثریت قاطع مردم است .

    2.در ادامه می بینید که آمده است : تعیین‏ رهبر به‏ عهده‏ خبرگان‏ منتخب‏ مردم‏ است‏. این یعنی رهبر ایران نیز توسط مردم انتخاب می شود ، زیرا مردم با انتخاب نماینده خود در مجلس خبرگان در نصب رهبری نقش ایفا می کنند و این نهایت دموکراسی است.

    3.مجلس خبرگان نیز در خصوص فقهایی که شرایط اصول 5 و 109 قانون اساسی را دارند مشورت می کند و اعلم ترین و شایسته ترین فرد را انتخاب می کند.

    سوالات :

    1.آیا در شورای شش نفره عمر ، اعضای شورا را مردم انتخاب کردند؟ خیر ، اعضای شورا را عمر انتخاب کرد.

    عبارت بودند از:

    -1 «علي بن ابي طالب عليه السلام»،

    -2 «عثمان بن عفان» -3 «عبدالرحمن بن عوف» -4 «سعد بن ابي وقاص» -5 «طلحة بن عبيدالله» -6 «زبير بن العوام» در اين ميان «حق و تو» با «عبدالرحمن بن عوف» بود.

    عبدالله بن عباس می گوید : «ذهب الامر منا» يعني در اين شورا علي عليه السلام هرگز به خلافت نخواهد رسيد!! زيرا ترکيب شورا از افراد مذکور طوري بود، که بر ضد علي عليه السلام تشکيل شده بود، و خود اميرالمؤمنين علي عليه السلام در خطبه «شقشقيه» به آن اشاره مي کنند.


    ابن ابي الحديد از عمرو بن ميمون نقل کرده که مي گويد:

    من در مجلس عمر حاضر بوده و سخنان او را مي شنيدم، هنگامي که شش نفر افراد شورا نزد او نشسته بودند و با آنان سخن مي گفت به جز علي بن ابيطالب و عثمان کسي با او حرف نمي زد، تا اين که پس از زماني امر کرد همه آنان از مجلس خارج شده و آنگاه به حاضران رو کرد و گفت: هرگاه تمام آنان بر خلافت يک نفر اتفاق نمودند پس هر کس که مخالفت کرد بايد گردنش زده شود، و سپس گفت: اگر آن احلج- علي بن ابيطالب- خليفه شود مردم را در راه حق رهنمون خواهد شد، در اين موقع يکي از حضار به عمر گفت: حال که چنين است پس چرا عهد خود را به او نمي سپاري؟
    عمر گفت: خوش ندارم بار خلافت را در حال حيات و پس از مرگ بر دوش کشم.

    شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 124، ذيل خطبه لله بلاد فلان.


    مؤلّف:
    عمر خود بخوبي مي دانست که افراد شورا، جملگي بر خلافت عثمان اتفاق خواهند نمود، بخصوص که عبدالرحمن بن عوف- داماد عثمان- را نيز حکم قرار داده بود، و بنابر اين پس آنجا که گفته:... هر کس که مخالفت کرد بايد کشته شود جز به قتل اميرالمومنين- عليه السلام- فرمان نداده است، همان انسان کاملي که به نص قرآن کريم، نفس رسول خدا بوده، و همان کسي است که به اقرار خود عمر، اگر خليفه شود مردم را در طريق حق رهبري خواهد کرد و روشن است که تنها هدف و آرمان انبياي الهي و جانشينان آنان هم جز اين چيز ديگر نبوده است.
    بعلاوه، اگر عمر واقعا مايل نبود که مسووليت خلافت را پس از مرگ نيز تحمل کند تنها راهش اين بود که مردم را به خلافت برگزينند نه اين که آن را به شورا بگذارد؛ چنان شورايي که بني اميه را نيز بر سر کار آورد، آنان که دشمنان خدا و رسول خدا و متجاهرين به کفر و الحاد بودند.
    و اين که عمر گفت: خوش ندارم بار خلافت را تحمل کنم در حال حيات و پس از مرگ دليلي است بر اين که تصدي او براي خلافت ورزي بوده که در حال حيات آن را بر دوش کشيده و پس از مرگ خواسته از آن شانه خالي کند.
    ولي در حقيقت کراهت داشته از اين که خلافت پس از مرگش نيز به اميرالمومنين عليه السلام برسد همانند ياورانش از قريش در روز سقيفه، همان کساني که پس از قتل عثمان و بيعت نمودن مردم با آن حضرت نيز بر سر تافته گروهي پيمان شکستند، و گروهي ستمگري پيشه نمودند، و جمعي از راه منحرف گشته، و دسته اي هم عزلت گزيدند.



    2.آیا در شورای شش نفره عمر اعلم ترین و صالح ترین فرد امت بعد از رسول خدا (ص) که حقش غصب شده بود انتخاب شد؟

    سه ویژگی که اهل سنت در مورد خلیفه شرط می دانند ؛علم - شجاعت - عدالت است و اهل سنت در خصوص این سه ویژگی اتفاق نظر دارند.
    در این زمینه ما قبلا مفصل صحبت ها داشتیم و اثبات کردیم چه در علم و چه در شجاعت و چه در عدالت بعد از رسول خدا (ص) این آقا امیرالمومنین(ع)می باشد که شایسته خلافت هست.(بعد از این پست به اختصار مجددا مطرح می کنیم )

    یعنی حتی اگر فرض کنیم هیچ حدیث و آیه قرآنی وجود نداشته باشد، در خود منابع اهل سنت ما اثبات می کنیم که طبق اصول و عقاید اهل سنت در انتخاب خلیفه شایسته ترین فرد به خلافت امیرالمومنین علی (ع) هست.




    3.آیا در شورای شورای شش نفره عمر ، اعضای شورا در انتخاب خلیفه آزاد بودند؟ یا با تهدید های جانی مواجه بودند؟
    دستور قتل مخالفين در شوراي عمر، مظهر دموكراسي يا ديكتاتوري !

    تعدادي از علماي اهل سنت نقل کرده که عمر بن خطاب دستور داد که اين شش نفر با همديگر مشورت کنند و اگر کسي از آن‌ها بر خلاف ديگران نظر داد، گردن او را بزنيد:

    وقال (عمر بن الخطاب) للمقداد بن الأسود إذا وضعتموني في حفرتي فاجمع هؤلاء الرهط في بيت حتى يختاروا رجلا منهم وقال لصهيب صل بالناس ثلاثة أيام وأدخل عليا وعثمان والزبير وسعدا وعبد الرحمن بن عوف وطلحة إن قدم وأحضر عبد الله بن عمر ولا شيء له من الأمر وقم على رؤوسهم فإن اجتمع خمسة ورضوا رجلا وأبى واحد فاشدخ رأسه أو اضرب رأسه بالسيف وإن اتفق أربعة فرضوا رجلا منهم وأبى اثنان فاضرب رؤوسهما فإن رضي ثلاثة رجلا منهم وثلاثة رجلا منهم فحكموا عبد الله بن عمر فأي الفريقين حكم له فليختاروا رجلا منهم فإن لم يرضوا بحكم عبد الله بن عمر فكونوا مع الذين فيهم عبد الرحمن بن عوف واقتلوا الباقين إن رغبوا عما اجتمع عليه الناس

    تاريخ المدينة، ج 2 ص 82، نشر: دار الكتب العلمية - بيروت

    تاريخ الطبري ج 2 ص 581، نشر: دار الكتب العلمية – بيروت

    الكامل في التاريخ ج 2 ص 461، نشر: دار الكتب العلمية - بيروت

    ترجمه:

    عمر بن خطاب به مقداد بن أسود گفت: وقتي مرا داخل قبر گذاشتيد، اين 6 نفر را در يك خانه‌اي جمع كنيد تا اينها يك نفر را از ميان خودشان براي خلافت انتخاب كنند. به صُهيب هم گفت: تو 3 روز براي مردم نماز بخوان و علي و عثمان و زبير و سعد بن أبي وقاص و عبد الرحمن بن عوف و طلحه ( اگر بود) را جمع كنيد و عبد الله بن عمر (پسر مرا) هم حاضر شود (و او حق رأي ندارد) و با شمشير، بالاي سر اين 6 نفر بايست. اگر 5 نفر اتفاق نظر داشتند و يك نفر را براي خلافت انتخاب كردند و نفر ششم با آنان مخالفت كرد، سر او را با شمشير بشكافت (يا سرش را با شمشير بزن). اگر 4 نفر اتفاق نظر داشتند و 2 نفر مخالفت كردند، سر آن 2 نفر را بزن و اگر 3 نفر روي يك نفر اتفاق نظر داشتند و 3 نفر ديگر روي يك نفر ديگر اتفاق نظر داشتند، عبد الله بن عمر حَكَم است و نظر هر كدام را قبول داشت، حُكْم همان است. اگر نظر عبد الله بن عمر را قبول نكردند، نظر آن گروهي مورد قبول است كه عبد الرحمن بن عوف در آن گروه است و اگر بقيه مخالفت كردند، آنها را بكشيد.


    طبق اين روايت، عمر بن خطاب دستور داد که فرزند عبد الله داور نهايي است و اگر افراد شورا به نتيجه نرسيدند، او داوري خواهد کرد. حال سؤال اين است که عبد الله عمر كه صلاحيت طلاق زن خود را ندارد چگونه داوري اساسي ترين مسائل جامعه اسلامي را عهده دار مي شود؟!


    ابن سعد متوفاي 230هـ در کتاب الطبقات مي‌نويسد:

    عن إبراهيم قال: قال عمر من أَسْتَخْلِفُ؟ لَوْ كَانَ أَبُو عُبَيْدَةَ بنُ الْجَرَّاحِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: يَا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ فَأَيْنَ أَنْتَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بن عُمَرَ؟ فَقَالَ: قَاتَلَكَ اللَّهُ وَاللَّهِ مَا أَرَدْتَ اللَّهَ بِهَذَا أَسْتَخْلِفُ رَجُلاً لَيْسَ يُحْسِنُ يُطَلقُ امْرَأَتَهُ.

    الطبقات الكبرى، ج3، ص343، نشر: دار صادر بيروت

    جامع الأحاديث للسيوطي ج 13 ص 382،

    تاريخ الخلفاء للسيوطي ج 1 ص 145، نشر: مطبعة السعادة - مصر

    از ابراهيم نقل شده است که عمر گفت: من چه كسي را خليفه كنم؟ اگر أبو عبيدة بن جراح بود، او را خليفه مي‌كردم. مردي به او گفت: اي امير المومنين! چرا پسرت عبد الله را خليفه نمي‌كني؟ عمر گفت: خداوند تو را بكشد! (اين چه حرفي است كه مي‌زني؟!) به خدا قسم! خداوند را با اين سخنت در نظر نگرفته‌اي. آيا مردي را خليفه كنم كه نمي‌تواند همسرش را طلاق بدهد؟!


    4. چه کسی گفته است عمر به شورا اعتقاد داشته است؟



    در کتاب‌هاي اهل سنت روايات وجود دارد که ثابت مي‌کند خليفه دوم به شورا اعتقاد نداشته است و تصريح مي‌کرد که اگر اشخاصي زنده بودند، آن‌ها را خودش انتخاب مي‌کرد نه اين که انتخاب را به شورا واگذار کند؛ از جمله عبارات ذيل از او نقل شده است:

    لو كان سالم حيا ما جعلتها شوري

    الاستيعاب ج 2 ص 568، بتحقيق: علي محمد البجاوي، 2، نشر: دار الجيل- بيروت.

    لو كان سالم حيا ما تخالجني الشك في توليته عليكم أو في تأميره.

    تأويل مختلف الحديث ص 115؛ المحصول للرازي ج 4 ص 322؛

    ترجمه : اگر سالم زنده بود شك وترديدي راجع به سر پرست (خليفه) قرار دادن او بر شما در من پيدا نميشد.


    لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته... ولو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته... ولو أدركت خالد بن الوليد ثم وليته.

    ترجمه : اگر ابا عبيده جراح زنده بود او را سرپرست (خليفه) شما قرار ميدادم.... اگر معاذ بن جبل و يا خالد بن وليد زنده بود او را سرپرست (خليفه) شما قرار ميدادم.

    عمر بن شبة النميري البصري، تاريخ المدينة المنورة، ج2، ص61، ح1496



    با توجه به مطالب اخیر و مطالبی که در خصوص کشتن اعضای شورا آمد ، متوجه نوعی دموکراسی دیکتاتوری شدیم و هیچ شبهاتی بین مجلس خبرگان رهبری و شورای کذایی شش نفره وجود ندارد.

    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۷/۲۲ در ساعت ۲۳:۰۹

  16. صلوات ها 3


  17. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 10 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4349



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ******

    عید غدیر خم مبارک



    با توجه به قولی که به شمادر پست شماره 10 دادیم اکنون به اختصار در زمینه علم- شجاعت- عدالت اثبات می کنیم که امام علی علیه السلام شایسته ترین فرد می باشد، یعنی فرض کنیم نه آیه ای از قران باشد و نه حدیثی ، باز هم طبق اصول خود اهل سنت باید آقا امیرالمومنین علی علیه السلام خلیفه می شد.


    اولین شاخصه : علم

    اولین روایت :

    "أنا مدینة العلم وعلی بابها فمن أراد العلم فلیأته من بابه"



    من شهر علم هستم و علی علیه السلام هم درآن شهر است ..هرکس از در بیاد وارد شده است و کسی از دیوار بیاید دزد است


    المعجم الکبیر ، الطبرانی ، ج 11 ، ص 55


    أسد الغابة ، ابن أثیر ، ج 4 ، ص22


    تاریخ بغداد ، خطیب بغدادی ، ج 3 ، ص181و


    الجامع الصغیر ، السیوطی ، ج 1 ، ص415 و ج3 ، ص60.


    حام نیشابوری هم می گوید روایت صحیح است


    حاکم نیشابوری در المستدرک ، ج 3 ،‌ ص127ـ126 این روایت را با چندین طریق نقل و آن را تصحیح می‌کند




    و همچنین متقی هندی در کنز العمال ،‌ ج 13 ، ص149 نقل و به صحت آن اعتراف می‌کند



    ابن حجر عسقلانی می گوید این روایت طرق کثیره دارد و اقل احوالش هم این است که این روایت اصل دارد و نمی شود گفت جعلی است


    دومین روایت:

    بخاري عالم معروف اهل سنت خودش از عطا نقل می کند و در تاريخ كبير مي نويسد :


    "سمعت عطاء : قالت عائشة : علي اعلم الناس بالسنة ."


    از عطاء شنيدم که عايشه گفت : علي دانا ترين مردم به سنت است .

    التاريخ الكبير - البخاري - ج 2 - ص 255 و ج 3 - ص 228 .

    تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 408

    و ... .

    این موارد محدود مطالبی بود که در خصوص امیرالمومنین علی علیه السلام می توان اشاره نمود، حرف برای گفتن زیاد است





    اما درخصوص خلفا داریم:

    "وأخرج أبو عبید فی فضائله وعبد بن حمید عن إبراهیم التیمی قال سئل أبو بکر الصدیق رضی الله عنه عن قوله « وأبا» فقال أی سماء تظلنی وأی أرض تقلنی إذا قلت فی کتاب الله مالا أعلم ."


    از ابو بکر معنى آیه شریفه «وَأَبًّا» را پرسیدند ( نتوانست پاسخ دهد و از معنى کلمه أبّ بى‏خبر بود) گفت : کدام آسمان بر سر من سایه ‏افکند یا کدام زمین مرا بر روى خود جای دهد ، اگر آنچه را که از کتاب خدا نمى‏دانم بگویم‏ .


    المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج7، ص180


    الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 6 - ص 317 .

    در همین ادرس زیر از عمر هم همین رو نقل می کند


    المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج7، ص180


    خوب خلفا معنا این کلمه را نمی دانند!

    کلمه أبّ به معناي چراگاه است. يک بچه‌اي که در ميان عرب بزرگ شده باشد و آگاهي از ادبيات عرب داشته باشد، معناي آن را مي‌فهمد.


    یا در صحیح مسلم می خوانیم که:


    "حدثني عبدالله بن هاشم العبدي. حدثنا يحيى (يعني ابن سعيد القطان) عن شعبة. قال: حدثني الحكم عن ذر، عن سعيد بن عبدالرحمن بن أبزي، عن أبيه؛ أن رجلا أتى عمر فقال:
    إني أجنبت فلم أجد ماء. فقال: لا تصل. فقال عمار: أما تذكر، يا أمير المؤمنين! إذ أنا وأنت في سرية فأجنبنا. فلم نجد ماء. فأما أنت فلم تصل. وأما أنا فتمعكت في التراب وصليت. فقال النبي صلى الله عليه وسلم "إنما كان يكفيك أن تضرب بيديك الأرض. ثم تنفخ. ثم تمسح بهما وجهك وكفيك" فقال عمر: اتق الله. يا عمار! قال: إن شئت لم أحدث به. قال الحكم: وحدثنيه ابن عبدالرحمن بن أبزي عن أبيه، مثل حديث ذر. قال: وحدثني سلمة عن ذر، في هذا الإسناد الذي ذكر الحكم. فقال عمر: نوليك ما توليت."


    صحیح مسلم جلد اول صفحه 193در حدیث 706 امده است


    این آیه قران است و خود مسلم نقل کرده است
    اگر مریض بودید ...در مسافرت بودید یا دستشویی رفتید یا با همسرانتان نزدیکی کردید ابی پیدا نکردید تیمم کنید..و تیممش رو هم خدا دستور می دهد دست بزنید به خاک و صورتتون و دست ها را بکشید
    اینو قران می گه
    منطق قران است
    قران روکه همه قبول دارند
    در صحیح ترین کتاب اهل سند
    صحیح مسلم
    مردی امد خدمت خلیفه دوم گفت من جنب شدم و آبی پیدا نکردم!!!!
    عمر می گه (فقال لا تصل)..تو اصلا نباید نماز بخوانی!
    خود مسلم نقل می کند!!
    عمار گفت ای خلیفه یادت نیست ما در جنگی بودیم و دوتایی محتلم شدیم و آبی نیافتیم ..اما تو اصلا نماز نخوانید..اما من خودم را به خاک غلتداندم و نماز خواندم..وقتی به خدمت پیامبر(ص) رسیدیم فرمود بله اگر جنب شدید آب پیدا نکردید تیمم کنید!!!
    عمر این جا دید وضع خیلی خراب شد..از اون طرف گفت لا تصل..از این طرف جواب عمار!!

    دید از اون طرف گفته نماز نخوان....از این طرف به یاد حرف عمار افتاد..امد گفت

    اتق الله!!!!!از خدا بترس!!!(یعنی ابرو ریزی نکن!)


    بنده خدا گفت بدت می ا..من دیگه نمی گم!!!


    این متن صریح قرآن است که قران می گوید((
    فَتَيَمَّمُوا )) اما یک فرد که ادعای خلافت دارد ، خلیفه مسلمین خود را می نامد از قران اطلاع ندارد:



    اعوذبالله من الشیطان الرجیم


    بسم الله الرحمن الرحیم


    َیا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 6 )


    اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، چون به [ عزم ] نماز برخيزيد ، صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين [ هر دو پا ] مسح كنيد و اگر جُنُبايد خود را پاك كنيد [ غسل نماييد ] و اگر بيمار يا در سفر بوديد ، يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد ، يا با زنان نزديكى كرده‌ايد و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم كنيد ، و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد . خدا نمىخواهد بر شما تنگ بگيرد ، ليكن مىخواهد شما را پاك ، و نعمتش را بر شما تمام گرداند ، باشد كه سپاس [ او ] بداريد . ( 6 )


    سوره مبارکه المائده آیه ششم





    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۳/۰۷/۲۳ در ساعت ۰۰:۰۴

  18. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود