صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23

    اشاره سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟




    سلام
    میدونیم که در زمان عمر و عثمان کشور گشایی به کرات صورت گرقته بود این کشور گشایی ها به کشور هایی نبود که کافر بودند بلکه بسیاری ازن انان یکتا پرست بودند .حالا سوال میشود که حکمای اسلام با چه استدلالی وارد کشوری مسیحی شده و انان را وادار به جزیه دادن میکنند اصلا با چه حقی مالک ان کشور میشوند و حکومت میکنند ؟
    خب این عمل کرد از نگاه امای علی رد میشود اما فقط در عمل .زمانی که علی به خلافت میرسد اگر این نوع کشور گشاهیی و ترویج اسلام با زور رد میشد چرا مرز های مسیحی نشین یا همین ایران رو به ساکنان اصلیش پس نداد؟با اینکه در کرمان فارس وووو شورش علیه حاکمان عرب صورت میگرفت چرا علی بجای اینکه اراضی رو با ساکنین پس بدهد با انها برخورد میکرد و سرکوب میکرد؟
    ایا این عمل مانند عمل سران کنونیه اسرائیل نیست؟که پدرانشون منطقه ای به اسم فلسطین رو به زور گرفتند و اینان هر شورسی رئ سرکوب میکنند؟
    ایا عمل علی مبتی بر اینکه اراضیی رو که با زور خلافی پیشین گرفته بودن رو به صاحبان پس نداد و سرکوب میکرد کاری درست بود؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۹/۱۰ در ساعت ۱۰:۱۹

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,565
    حضور
    175 روز 14 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58351



    با نام و یاد دوست





    سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟








    کارشناس بحث: استاد کریم


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۵:۲۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    میدونیم که در زمان عمر و عثمان کشور گشایی به کرات صورت گرقته بود این کشور گشایی ها به کشور هایی نبود که کافر بودند بلکه بسیاری ازن انان یکتا پرست بودند .حالا سوال میشود که حکمای اسلام با چه استدلالی وارد کشوری مسیحی شده و انان را وادار به جزیه دادن میکنند اصلا با چه حقی مالک ان کشور میشوند و حکومت میکنند ؟
    خب این عمل کرد از نگاه امای علی رد میشود اما فقط در عمل .زمانی که علی به خلافت میرسد اگر این نوع کشور گشاهیی و ترویج اسلام با زور رد میشد چرا مرز های مسیحی نشین یا همین ایران رو به ساکنان اصلیش پس نداد؟با اینکه در کرمان فارس وووو شورش علیه حاکمان عرب صورت میگرفت چرا علی بجای اینکه اراضی رو با ساکنین پس بدهد با انها برخورد میکرد و سرکوب میکرد؟
    ایا این عمل مانند عمل سران کنونیه اسرائیل نیست؟که پدرانشون منطقه ای به اسم فلسطین رو به زور گرفتند و اینان هر شورسی رئ سرکوب میکنند؟
    ایا عمل علی مبتی بر اینکه اراضیی رو که با زور خلافی پیشین گرفته بودن رو به صاحبان پس نداد و سرکوب میکرد کاری درست بود؟
    با سلام
    دین اسلام که تازه تشکیل نیافته بود وداعیه جهانی هم داشت از طرف دول وقدرتهای مختلف مورد تهدید بود وآنها موجودیت اسلام را برای آینده خود خطرناک می دانستند ولذا هر لحظه احتمال داشت برای نابودی اسلام وارد کرا شوند که از باب نمو.نه می توان گفت ایران از جانب روم همیشه مورد تهدید بود که در جنگ موته هم شکست خورده بودیم وحتی رسول خدا در سال نه هجری برای دفع خطر غزوه تبوک را آغاز کرد هرچند جنگی صورت نگرفت.
    از طرف دیگر ایران آنروز هم برای اسلام خطر بود بطوری که خسرو پرویز در اواخر عمرش چند نفر را مامور کرده بود تا روسل خدا(ص) را بکشند ویا علی الظاهر دستگیر کرده ونزذ او ببرند. وبعد او هم خطرهمچنان باقی بود. حال این مسلمانها که زا نظر تعداد وامکانات جنگی ودفاعی وضع بدتری داشتند وهمیشه با حمله مشرکان در حال جنگ بوده اند یا باید می نشتند که در این صورت آنها حمله می کردند ونابود می کردند ویا اینکه رد حال آماده باش بوده وپیش دستی می کردند تا اسلام از بین نرود ودر عین حال مردم ستمدیده وزیر دست حکام ودیکتاتورها را در مثل ایران وروم نجات می دادند. که خلفاء اسلامی همین راه دوم را انتخاب کردند. البته با نقدهایی که چه بسا وجود دارد وقتی منبع علم وتدبیر وشجاعتی مثل امیرالمومنین کنار گذاشته شود تبعات منفی هم زیاد خواهد بود ولی اصل عمل را نمی شود گفت خطا واشتباه بوده است.
    مسلمانها به قصد دفاع یا ابلاغ رسالت دینی کشور گشایی می کنند وهدف صرفا کشورگشایی صرف نیست ونوعا هم بعد از کشور گشایی امور مردم ومدیران جامعه از بین خود آن مردم بوده ومردم آن مناطق رشد یافته اند.
    با این توضیحات اولا کدام کشور یکتاپرست بوده ومسلمانها فتحش کرده اند ومردم از حضو رآنها ناراضی بودند تا تحویل داده شود؟ یا اینکه آنها بدون اینکه متعرض مسلمانها شده باشند به آنها حمله شود ومسلمانها با خرید خانه آنها نقل مکان کنند وخود آن بیچاره ها را از وطنشان بیرون کنند تا مثل اسرائیل شده باشند؟
    علی الظاهر این مقایسه درست به نظر نمی رسد چون روش مسلمانها مثل یهودی ها نبوده وکشوری را که فتح می کردند مردم را نمی کشتند وآنها را بیرون نمی کردند.
    به هر حال اگر مصادیق را مطرح کنید بهتر می شود روی آن بحث کرد.
    سوای اینکه مگر مردم این کشورها ناراضی بودند که حضرت باید کشور را پس می داد، ومسلمانها مال ودارایی آنها را غصب کرده بودند.
    ویرایش توسط کریم : ۱۳۹۳/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۱:۴۵
    سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23



    سلام
    دین اسلام که تازه تشکیل نیافته بود وداعیه جهانی هم داشت از طرف دول وقدرتهای مختلف مورد تهدید بود وآنها موجودیت اسلام را برای آینده خود خطرناک می دانستند ولذا هر لحظه احتمال داشت برای نابودی اسلام وارد کرا شوند که از باب نمو.نه می توان گفت ایران از جانب روم همیشه مورد تهدید بود که در جنگ موته هم شکست خورده بودیم وحتی رسول خدا در سال نه هجری برای دفع خطر غزوه تبوک را آغاز کرد هرچند جنگی صورت نگرفت
    این حرف شما که ااسلام دشمن داشت مثل ایران یا روم و نباید منتظر میشست تا حمله از طرف دشمنان شکل بگیره مثل این هست که فردا اسرائیل اعلام کنه چون ایران گفته دشمن من هست و گقته باید از صقحه محو بشه و چون قدرتش هم داره پس من اول شروع به جنگ میکنم.ایا در نظر دادگاه عدلی این دلیل قابل قبوله که چون کسی منو تهدید کرده من اون رو بکشم؟یعنی پیشگیری کنم.و حقم هم با منه که اول دعوا رو شروع کردم؟
    دوما اگر حمله ابتدا به ساکن برای پیشگیری کار درستی از نظر قران بوده چرا پیامبر یک همچین جنگی نداشته؟
    در مورد جنگ تبوک که جنگی در کار نبوده که بگیم کی شروع کرده هم پیامبر یرای دفاع از لشگر اماده در مرز روم به راه افتاد نه اینکه که پیامبر بگه چون دشمن م روم هست حالا که همه چی ارومه ما یه جنگی بزنیم تا خطر احتمالی رو دفع کنیم .که اگر این جور بود چرا پیامبر وقتی دید در تبوک بر خلاف ان چه به گوشش رسیده بود کسی نیست به خانه برگشت؟
    پس پیامبر به قصد دفاع راه افتاده بود .اما خلافای راشدین بی انکه جنگی در ان زمان خاص متوجه ان ها باشد از طرف ایران یا روم یا مصر حمله کردن .که این کار را پیامبر هیچ گاه نکرد.

    البته با نقدهایی که چه بسا وجود دارد وقتی منبع علم وتدبیر وشجاعتی مثل امیرالمومنین کنار گذاشته شود تبعات منفی هم زیاد خواهد بود ولی اصل عمل را نمی شود گفت خطا واشتباه بوده است.
    دوما بر خلاف حرف شما انطور که تاریخ میگه علی هم با این طرز کار مخالف بوده و مگر نظر علی با پیامبر فرقی میکند؟

    اتفاقا اصل عمل از نظز امام علی اشتباه بوده همانطور که امده علی با این کشور گشایی ها مخالف بوده و اتفاقا بر خلاف حرف شما که گفتید علمی مثل علی کنار گذاشته شده بود .علی مثل یک مشاوره جنگی به خلفا مشاوره میداد البته این به منظور موافقت علی با کشور گشایی نیست.


    اما تمام حرف من سنت پیامبر است که پیامبر کی در سنت خود ابتدا به ساکن جنگ کرده به هر منظور؟پیامبر حتی جنگ ابتدا به ساکن در برابر کافران رو نیز جایز نمیدونه بعد شما چجور میگید برای گسترش اسلام این کشور گشایی ها جایز بوده؟
    تا اسلام از بین نرود ودر عین حال مردم ستمدیده وزیر دست حکام ودیکتاتورها را در مثل ایران وروم نجات می دادند
    مگه پیامبر نگفت در دین اجباری نیست بر فرض که همسایه های اسلام همه کافر باز هم اسلام نمیشه حمله کنن به روز تا اسلام قالب بشه
    فقط یک مورد نام ببرید که پیامبر گفته باشه چون کافران در اینده با ا میجنگند ما الان حمله میکنیم تا خطر رو از بین ببریم
    دوما شما جوری میگید دیکتاتور گویی عمر و عثمان با رای گیری مردمی و طبق اصول دمکراسی انتخاب شدن .
    سوما اینکه هر حاکمی برای جامعه خودش خوب بوده مثلا ایرانیا همه توو زندان نبودن که اعراب بیان نجاتشون بدن.جدا از از این اگر حکمای اسلام به منظور کسترش عدل کشور میگرفتن چرا مردمان مثلا کرمان شیراز استخر وووو شورش میکردن در زمان خلافت اسلام؟مگه دیکتاتور بودن؟یا جبار بودن؟
    مسلمانها به قصد دفاع یا ابلاغ رسالت دینی کشور گشایی می کنند وهدف صرفا کشورگشایی صرف نیست ونوعا هم بعد از کشور گشایی امور مردم ومدیران جامعه از بین خود آن مردم بوده ومردم آن مناطق رشد یافته اند.
    میشه چند مورد از حاکمان ایرانی در شیراز کرمان ری مشهد در زمان عمر یا عثمان نام ببرید .به جز سلمان.کنجکاوم بدونم
    با این توضیحات اولا کدام کشور یکتاپرست بوده ومسلمانها فتحش کرده اند ومردم از حضو رآنها ناراضی بودند تا تحویل داده شود؟
    بکتا پرست؟ایران از 10 هزار سال پیش یکتا پرست بوده با اینکه مهر پرست بوده اما یک خدا داشته.البته حقیقتی بود که به عنواع مزاح گفتم
    اما اگر منظور شما از یکتا پرستی خدا پرستی هست هم ایران هم روم و هم مصر در ان زمان دست حاکمان رومی بوده خدا پرست بودن.با فرض اینکه پیامبر حتی به کافران حمله ابتدایی نداشته خلفا به چه توجیهی این کار رو کردن و اگر بد بوده علی چرا کار ان ها را ادامه داده

    کجا از حظور اعراب ناراضی بودن؟خب
    در دوران خلافت عثمان، فتوحات در شرق و غرب ادامه یافت. و به سرکوب شورشها نیز اقداماتی می شد. مردم ری (25 ق) و آذربایجان صلح را نادیده گرفتند و مسلمانان دوباره آنجاها را گشودند. در 29 ق مردم فارس و اصطخر شورش کرده و مسلمین را مجبور به فتح دوباره این منطقه کردند
    در 31 ق بعضی خراسانیان و کرمانیان و سیستانیان (سیستان در عهد عمر فتح شده بود) شورش کردند و مجدداً گشوده گردیدند
    در مصر، شورش‌هایی به سرکردگی محمد بن ابی حذیفه (پسر خواندهٔ عثمان) که در سنین جوانی بود صورت گرفت و عبدالله ابن ابی سرح که والی مصر بود، در مقابل این شورش‌ها تسلیم گردید. به نظر می‌رسد که عمروعاص پس از اینکه از امارت مصر عزل شده بود و به فلسطین رفته بود،
    بعد از کشته شدن عثمان باز اهل استخر سر به شورش برآوردند و عبدالله بن عباس به فرمان علی عصیان آنها را در خون فرونشاند. ماهوی سوری مرزبان مرو به کوفه آمد و علی به دهقانان و اسواران و دهسالاران نامه نوشت و دستور داد تا جزیه خویش را به او پرداخت کنند. اما چندی بعد اوضاع خراسان آشفته. اهل نیشابور پیمان شکستند و از پرداخت جزیه و خراج امتناع کردند. علی لشکری به خراسان فرستاد و نیشابور را گرفت و مرو را نیز به صلح بازگشود با اینهمه، در پایان دوران خلافت وی خراسان همچنان آشفته بود و آشوب‌ها و جنگ‌های عراق و شام آن ولایت را نیز آشفته می‌داشت. اهل هر ناحیه عامل خویش را برکنار نمودند و علی ناچار شد برای رفع این آشوب زیاد بن ابیه را به ولایت فارس و کرمان منصوب کند. زیاد به هوشیاری، آن دو ولایت را امن کرد و به آشوب و شورش پایان داد.



    شما انگار زدین زیر همه چی و میگید این کشور گشایی ها جایز بوده و هیچ شورشی هم نبوده
    در حالی که بر عکس زمانی که این کشور گشایی ها از نگاه علی رد بشه یعنی اسلام مخالف هست پس جایز نیست
    اما زمانی که خود علی به خلافت میرسه گویی نگاهش عوض میشه ته تنها کشور هارو به صاحبان پس نمیده بلکه شورش هارو سرکوب میکنه
    حالا یهودیان نه با جنگ بلکه عادی وارد کشوری شدن اراضی خریدن و سعی کردن اکثریت جمعیتی رو یهودی کنن قانون حکومت و قرهنگ اون اراضی رو عوض کنن با این فرض که اینجا قبلا دست ما بوده (با اینکه این عمل رد میشه و غیر انسانیه)
    اما هرچی باشه از جنگی که خلفا ابتدا به ساکن و خلاف سنت پیامبر کردن بهتر هست
    در اسلام هدف وسیله یا مسیر رو توجیه نمیکند .شما نمیتواند به قیمت هر چیزی اسلام گسترش بدین وگرنه پیامبر بهتر بلد بود
    حالا سران کنونی اسرائیل از اراضی در برابر حمله یا شورش دفاع میکنند که به ناحق سران فبلی گرفتن
    علی هم از اراضی در برابر شورش مردمی دفاع میکرد و سرکوب مینمود که سران قبلی با نا حق گرفتن
    این دو چه فرقی دارن؟



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    این حرف شما که ااسلام دشمن داشت مثل ایران یا روم و نباید منتظر میشست تا حمله از طرف دشمنان شکل بگیره مثل این هست که فردا اسرائیل اعلام کنه چون ایران گفته دشمن من هست و گقته باید از صقحه محو بشه و چون قدرتش هم داره پس من اول شروع به جنگ میکنم.ایا در نظر دادگاه عدلی این دلیل قابل قبوله که چون کسی منو تهدید کرده من اون رو بکشم؟یعنی پیشگیری کنم.و حقم هم با منه که اول دعوا رو شروع کردم؟
    دوما اگر حمله ابتدا به ساکن برای پیشگیری کار درستی از نظر قران بوده چرا پیامبر یک همچین جنگی نداشته؟
    در مورد جنگ تبوک که جنگی در کار نبوده که بگیم کی شروع کرده هم پیامبر یرای دفاع از لشگر اماده در مرز روم به راه افتاد نه اینکه که پیامبر بگه چون دشمن م روم هست حالا که همه چی ارومه ما یه جنگی بزنیم تا خطر احتمالی رو دفع کنیم .که اگر این جور بود چرا پیامبر وقتی دید در تبوک بر خلاف ان چه به گوشش رسیده بود کسی نیست به خانه برگشت؟
    پس پیامبر به قصد دفاع راه افتاده بود .اما خلافای راشدین بی انکه جنگی در ان زمان خاص متوجه ان ها باشد از طرف ایران یا روم یا مصر حمله کردن .که این کار را پیامبر هیچ گاه نکرد.
    اگر تمام عرایض بنده را در نظر می گرفتید فکر کنم این سوالات پیش نمی آمد. اولا این روم تهدید صرف نبود بلکه سابق جنگ موته وجود داشت که در آن جنگ هم مسلمانان تلفات سنگینی داده بودند وخود آنها هم در مرز همیشه حاضر بودند. پیامبر اسلام قبل از وفات خود لشگر اسامه را تشکیل دادند واز همه خواستند به این لشگر ملحق شوند وحتی کسانی که ملحق نشده بودند را نفرین کردند واین لشگر برای مقابله وجنگ با رومیان بود وچون حضرت از دنیا رفتند این لشگر در دوران ابوبکر حمله کردند وپیروز هم شدند. لذا مساله جنگ با رومیان از زمان خود پیامبر بوده است.
    گفتیم یکی دیگر ار فلسفه های لشگر کشی اسلامی ابلاغ رسالت برای مردم تحت ظلم است واین واضح است در تاریخ که ایران آنروز دارای طبقات اجتماعی بوده وفقط شاهزادگان ودرباریان بودند که حق علم آموزی وپیشرفت داشتند وبقیه باید رد شغل پدر باقی می ماندند وآزادی لازم برای مردم نبوده است ومسلمانان با حمله به ایران این زمینه را فراهم کرده اند وشما می بینید که اکثر مردم ایران بعد از آشنایی با اسلام با رغبت تمام رو به اسلامی می آورند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    دوما بر خلاف حرف شما انطور که تاریخ میگه علی هم با این طرز کار مخالف بوده و مگر نظر علی با پیامبر فرقی میکند؟

    اتفاقا اصل عمل از نظز امام علی اشتباه بوده همانطور که امده علی با این کشور گشایی ها مخالف بوده و اتفاقا بر خلاف حرف شما که گفتید علمی مثل علی کنار گذاشته شده بود .علی مثل یک مشاوره جنگی به خلفا مشاوره میداد البته این به منظور موافقت علی با کشور گشایی نیست.


    اما تمام حرف من سنت پیامبر است که پیامبر کی در سنت خود ابتدا به ساکن جنگ کرده به هر منظور؟پیامبر حتی جنگ ابتدا به ساکن در برابر کافران رو نیز جایز نمیدونه بعد شما چجور میگید برای گسترش اسلام این کشور گشایی ها جایز بوده؟
    ما تمام جنگ ها خلفاء را تایید نمی کینم مخصوصا جنگهایی که در دوران ابوبکر بنام مبارزه با مرتدین راه انداختند وخیلی از مسلمانها هم در این جنگ ها مثل مالک بن نویره کشته شدند اما در مورد جنگ های ایران وروم واین کشورگشایی ها حضرت علی کجا مخالف بوده است؟ اگر مخالف بوده پس چرا مشورت داده؟
    ما نگفتیم برای کشور گشایی جایز بوده بلکه گفتیم برای ابلاغ رسالت وخارج کردن مردم از تحت ستم مستبدین تا آزادانه بتوانند فکر کنند وخود مسیر را حیاتشان را انتخاب کنند چون دینداری وپذیرش آن با اجبار نمی شود. وسخن ما با برداشت شما تفاوت دارد.
    با کدام دلیل می فرمایید پیامبر جنگ ابتدایی با کفار را جایز نمی داند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    مگه پیامبر نگفت در دین اجباری نیست بر فرض که همسایه های اسلام همه کافر باز هم اسلام نمیشه حمله کنن به روز تا اسلام قالب بشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    فقط یک مورد نام ببرید که پیامبر گفته باشه چون کافران در اینده با ا میجنگند ما الان حمله میکنیم تا خطر رو از بین ببریم
    قرار نیست اسلام قالب بشه بلکه برای اینکه مردم از تحت ستم واستبداد حکام خود خارج شوند.
    در مورد پیامبر (ص) غزوه تبوک پیشگیرانه نبوده پس برای چه بوده؟ که حضرت تا مرزهای روم رفته اند. یا در مورد دستور به تشکیل لشگر اسامه که از طرف پیامبر برای جنگ با رومیان بوده است واین مسجل است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط sorush نمایش پست ها
    در حالی که بر عکس زمانی که این کشور گشایی ها از نگاه علی رد بشه یعنی اسلام مخالف هست پس جایز نیست
    اما زمانی که خود علی به خلافت میرسه گویی نگاهش عوض میشه ته تنها کشور هارو به صاحبان پس نمیده بلکه شورش هارو سرکوب میکنه
    حالا یهودیان نه با جنگ بلکه عادی وارد کشوری شدن اراضی خریدن و سعی کردن اکثریت جمعیتی رو یهودی کنن قانون حکومت و قرهنگ اون اراضی رو عوض کنن با این فرض که اینجا قبلا دست ما بوده (با اینکه این عمل رد میشه و غیر انسانیه)
    اما هرچی باشه از جنگی که خلفا ابتدا به ساکن و خلاف سنت پیامبر کردن بهتر هست
    در اسلام هدف وسیله یا مسیر رو توجیه نمیکند .شما نمیتواند به قیمت هر چیزی اسلام گسترش بدین وگرنه پیامبر بهتر بلد بود
    حالا سران کنونی اسرائیل از اراضی در برابر حمله یا شورش دفاع میکنند که به ناحق سران فبلی گرفتن
    علی هم از اراضی در برابر شورش مردمی دفاع میکرد و سرکوب مینمود که سران قبلی با نا حق گرفتن
    حالا فرض می گیریم حضرت علی تحویل می داد به چه کسی تحویل می داد؟ مگر اکثر مردم ایران در زمان حضرت علی (ع) مسلمان نشده بودند؟ یعنی حضرت اداره مسلمانها را به مانوی ها وساسانیان دوباره پس می داد؟ در مورد شورش هم این شورشها فقط در ایران نبوده ومنحصر به آن عصر هم نبوده است، د رخود ممالک اسلامی هم شورش زیاد بوده است که جنگ جمل وصفین ونهروان نمونه های بارز آن هستند که تقریبا حضرت علی (ع) هم تمام این پنج سالی که حاکم بودند در جنگ بودند.
    اولا ملت فلسطین یهدی نشده اند که شما ایندو را باهم مقایسه می کنید در حالی که مردم ایران مسلمان شده بودند. ثانیا هر شورشی حق نیست که چون ایرانی ها شورش کردند پس باید حق شان که تسلیم کشور بود به آنها داده می شد. با کدام منطق ودلیل؟ وبه کدام ایرانی؟
    سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    مسلمانها به قصد دفاع یا ابلاغ رسالت دینی کشور گشایی می کنند وهدف صرفا کشورگشایی صرف نیست ونوعا هم بعد از کشور گشایی امور مردم ومدیران جامعه از بین خود آن مردم بوده ومردم آن مناطق رشد یافته اند.
    همچون، سلطان محمود غزنوی!
    با این توضیحات اولا کدام کشور یکتاپرست بوده ومسلمانها فتحش کرده اند ومردم از حضو رآنها ناراضی بودند تا تحویل داده شود؟ یا اینکه آنها بدون اینکه متعرض مسلمانها شده باشند به آنها حمله شود ومسلمانها با خرید خانه آنها نقل مکان کنند وخود آن بیچاره ها را از وطنشان بیرون کنند تا مثل اسرائیل شده باشند؟
    آیا مسلمانان، ایرانیان را برای بردگی، از میهنشان بیرون نبردند؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    گفتیم یکی دیگر ار فلسفه های لشگر کشی اسلامی ابلاغ رسالت برای مردم تحت ظلم است واین واضح است در تاریخ که ایران آنروز دارای طبقات اجتماعی بوده وفقط شاهزادگان ودرباریان بودند که حق علم آموزی وپیشرفت داشتند وبقیه باید رد شغل پدر باقی می ماندند وآزادی لازم برای مردم نبوده است
    تازیان، ایرانیان را موالی یا برده می‌خواندند و آن‌قدر نژاد ایرانی را پست می‌دانستند و آن‌قدر حدیث در کوچک‌کردن نژاد ایرانی جعل کردند که حتی مردم ایران، کم‌کم باورشان شد که به راستی زبان و نژاد پست را دارند. تازیان، ایرانیان را جز به بردگی نمی‌پذیرفتند. به همین‌منظور، ایرانیان شعوبیه را ایجاد کردند که بر پایه‌ی آیه‌ی قرآن است که می‌گوید: «شما را از قوم‌های متفاوت آفریدیم و تنها میزان ایمان و تقوایتان مهم است» شعوبیه (که البته منحرف شد) این آیه از قرآن را شعار کرده بودند که بگویند، ایرانی و تازی، یکی هستند.
    از دیدگاه شما، آیا نظام طبقاتی در ایران پس از تازش تازیان، برداشته شد؟

    فـــارغ ز امـیـد رحمـت و بــــیم امـــیـد
    آزاد ز خـاک و بــــــــاد و از آتـــش و آب

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    آیا مسلمانان، ایرانیان را برای بردگی، از میهنشان بیرون نبردند؟
    با سلام وعرض ادب
    البته نه همه ایرانیان ولی برخی از آنها جزء برده ها شدند به این دلیل که وقتی کشوری فتح می شود کسانی که مسلمان می شوند آزاد هستند ولی غیر مسلمان به بردگی در می آید. والبته ایرانی هایی هم که برده شدند بعدها به مرور در ارتباط با مسلمانان اسلام آورده وبا توجه به احکام اسلام که زمینه آزادی بردگان را فراهم آورده بود آزاد شدند وشما بعدها می بینید که چه بزرگاین از ایران بیرون آمده اند که در صورت وجود نظامی مانند نظام ساسانیان این افراد امکان چنین رشد ی نداشتند.
    در میان ایرانیان ومسلمانان وصلت هایی صورت گرفت وهمین وصلت ها باعث شد بررگی کم کم جای خود را به خویشاوندی بدهد که در راس آنها می توان ازدواج دو تن از دختران یزدجرد را با امام حسین(ع) ومحمد بن ابی بکر نام برد که ثمره ازدواج اول امام سجاد علیه السام وازدواج دوم قاسم بن محمد بن ابی بکر بود که خود از بزرگان محدثان تابعین ودخترش مادر امام صادق علیه اسلام است. اگر آخر داستان را نگاه کنیم خیلی نسبت به ایرانیان ورشد علمی وفکری آنان مفید بوده است حتی بزرگان نویسندگان صحاح اهل سنت که صحیح بخاری ومسلم هستند ایرانی می باشند وهمچنین ترمذی که سنن ترمذی را نگاشته است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    تازیان، ایرانیان را موالی یا برده می‌خواندند و آن‌قدر نژاد ایرانی را پست می‌دانستند و آن‌قدر حدیث در کوچک‌کردن نژاد ایرانی جعل کردند که حتی مردم ایران، کم‌کم باورشان شد که به راستی زبان و نژاد پست را دارند. تازیان، ایرانیان را جز به بردگی نمی‌پذیرفتند. به همین‌منظور، ایرانیان شعوبیه را ایجاد کردند که بر پایه‌ی آیه‌ی قرآن است که می‌گوید: «شما را از قوم‌های متفاوت آفریدیم و تنها میزان ایمان و تقوایتان مهم است» شعوبیه (که البته منحرف شد) این آیه از قرآن را شعار کرده بودند که بگویند، ایرانی و تازی، یکی هستند.
    از دیدگاه شما، آیا نظام طبقاتی در ایران پس از تازش تازیان، برداشته شد؟
    متاسفانه بعد از نبی مکرم اسلام(ص) وخانه نشین شدن امیرالمومنین (ع) انحرافات وبدعت های زیادی در بین مسلمانان بوجود آمد که عمدتا هم ر زمان عمر بوده است که از جمله انها برتری دادن عربها بر عجم یعنی غیر عرب بوده است بطوری که سهم عربها زا بیت المال بیشتر از عجم ها بود. واین بر خلاف نص صریح قرآن در سوره حجرات است که إن أکرمکم عندالله اتقاکم، گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.
    سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    فکر کردن
    نوشته
    91
    حضور
    1 روز 19 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    103



    شما انگار زدین زیر همه چی و میگید این کشور گشایی ها جایز بوده و هیچ شورشی هم نبوده و...

    حالا یهودیان نه با جنگ بلکه عادی وارد کشوری شدن اراضی خریدن و سعی کردن اکثریت جمعیتی رو یهودی کنن قانون حکومت و قرهنگ اون اراضی رو عوض کنن


    عزیز این دو نکته که میگی درست نیس اولا که وقتی یه اشغال یا فتح یا جنگ صورت میگره اینطوری نیس که مثلا بری یه نون از نون وایی بخری دوس نداشتی پس بدی!!!!!!!!!! مساله این نیس که حضرت مخالف یا موافق یوده (اون خودش قابل بررسه البته) حضرت علی تو مدت خلافتش فقط تونست تا یه حد کوچیکی سعی کنه روش کشور داری رو یاد بده اونم با همه ی مخالفت ها شما میگی کشور رو به صاحبای اصلی اش پس میداد مگه شوخیه؟؟؟؟؟؟ میتونی تصور کنی چه حجم بالایی از حکومت داری باید تو کشوری مثل ایران میبود تا بتونه حکومت رو تحویل بگیره؟؟ درضمت حکومت رو به کی میداد؟ آیا این شورشیا نماینده ی واقعیه ی تمام ایرانیا بودن یا یه گروه بودن که در پی قدرت بودن؟ همین گروه شورشی اگه نطام مناسب حکومت داری رو داشت و بر اساس طرح و برنامه داشت قعالیت میکرد که شورشش موفق میشد!!! باقی مونده های حکومت ساسانی هم که خدایی قابل اعتماد نبودن که اگه قابلیت داشتن به راحتی شکست نمیخوردن(بماند که فرمانده های ایرانی دوراز میدون جنگ منتظر جونفشانیه سرباز های عادی بودن) حالا این مسائل رو به نظر بیار بعد این رو در کنار حکومت کوتاه مدت امام بزار. تنها کاری که امام میتونست بکنه با این شرایط این بود که حکام خوبی برای این کشور ها در نطر بگیره کسایی مثل سلمان فارسی. اگه مشکلات جنگ های امام نبود ایشون میتونستن بابرنامه هاشون برای تشکیل یه جامعه ی اسلامی فضای خوبی رو به این کشور ها هدیه کنن. فضای رشد و توسعه ی همگانی نه فقط یه طبقه ی اشراف.



    درمورد یهودی ها هم باز نظرتون غلطه شما فک میکنی چه درصد از اراضی فلسطین رو یهودی ها خریدن؟ فقط 2 درصد و باقی رو اشغال کردن اونم با این ادعا که قوم برترن با این ادعا چون نازی ها اونا رو اذیت میکنن( اگه حتی هولوکاست ادعایی اشون رو قبول کنیم)اونا اومدن به سرزمین اجدادی اشون.
    شیعه ی حضرت علی وقت تلف نمیکند
    از لحظات عمر خود صرف نظر نمیکند






  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    98
    حضور
    4 روز 15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    به نظر من هر زمانی دستورات خاصی رو حکم می کنه. اون زمان ها نه ماهواره ای بود نه اینترنت و تلویزیون و رادیو و موبایل و کامپیوتر و ... و لازم بود برای پیام رسانی و نجات مردم از جهل این کارها صورت بگیره.
    مگه تلفات مبارزه با شاه دیکتاتور کم بود ؟ که در اون زمان هیچکسی ناجی ایران نبود؟ و اسلامی که پیامبر برای ما آورد به روزنه نور کوچکی تبدیل شده بود. اما مانند بذری در دلها کاشته شد و عقل سلیم نمی تونست ردش کنه. چه زمان خسرو پرویز و چه زمان هر فرد قدرت طلب دیگه ای زیر دست صفر و هیچ بود مانند سگ آمریکایی که از یک ایرانی با ارزش تر بود . چه این زمان که ایده خلیج ع-ر-ب را به زبان اونا انداختن و بعد در شبکه های خودمون اعراب رو مسخره می کنند . لر و عرب و ترک و رشتی رو مسخره می کنند و شیعه و سنی رو به جون هم میندازن و بهایی و وهابی می سازن و مسلمون ها رو نقاط مختلف دنیا می کشن. ایناست که دلسوزی داره نه کسی که با پیامبر سر جهلش دست به شمشیر می شه.
    الان سایپا و ایرانخودرو با اینکه محصولات بی کیفیتشون چند برابر قیمت اصلی به مردم میندازن باز از طرف دولت برای نجات از برشکستگی کمک مالی دریافت می کنند چه فرقی با کافرایی اونور دنیا داره که هزینه ساخت ورزشگاه فوتبالشون بخاطر فساد مالی از 300 میلیارد تومان به 900 میلیارد تومان می رسه! پس معلومه ما هنوز مسلمان نشدیم و گرنه پیامبر برای نجات ما بود نه برای کشتن کشورگشایی.
    حضرت علی (ع) مرد با ایمانی را مخاطب ساخت و فرمود : علم و ادب ارزش وجود تو است . در تحصیل علم کوشش نما ، چه به هر مقداری که بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و قیمتت افزایش می یابد.

    منبع : مشکوة الانوار ، ص 135

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    228
    حضور
    5 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    711



    بهتر هست فقط به منابع تاریخی اعراب و مسلمانان اشاره نشه و بقیه منابع هم مطالعه بشه :
    ------------------------------------------
    اصلی ترین منبع تاریخی برای فتوحات پس از نهاوند در ایران البلاذری است که اصلیتش ایرانی است. نوشته‌های دیگری که در دست است در تکمیل مشاهدات بلاذری مفید هستند.[۱۳]



    • جنگ نهاوند مقاومت دولت مرکزی را در هم شکست، و از این زمان به بعد پیشروی اعراب مقاومت‌های محلی بود که در برخی موارد شدید بودند.[۱۳] اعراب پس از فتح هر شهری قراردادی با سران آن شهر می‌بستند که در آن میزان مالیاتی که قرار است که از شهر اخذ شود را مشخص می‌کرد. ریچارد فرای با اشاره به پیمانی که میان اعراب و مرزبان آذربایجان بسته شده بود می‌نویسد که این پیمان علاقه اصلی اعراب به اخذ غنیمت را نشان می‌دهد. پس از یک جنگ سخت میان اعراب و مرزبان آذربایجان که در آن اعراب پیروز بودند، مالیات زیادی بر ساکنان شهر تحمیل شد. در ازای آن اعراب تضمین دادند که کسی از مردم آذربایجان را نکشته و یا برده نگیرند، آتشکده‌ها را خراب نکنند، از اهالی آذربایجان در مقابل حمله کردها حفاظت کنند، و به مراسم مذهبی مردم کاری نداشته باشند.[۱۵]
    • به زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان اهل ذمه گفته شده و به آنها این امکان داده می‌شد که به اسلام بگروند، و یا دین خود را حفظ کرده و جزیه بپردازند.[۶۲]
    • زرین‌کوب می‌نویسد:[۶۳]

    ... استیلای عرب بدون غارت و انهدام و کشتار انجام نیافت.[...]دختران و زنان ایرانی را در بازار مدینه فروختند و سبایا و اسرا خواندند. از پیشه وران و برزگران که دین مسلمانی را نپذیرفتند باج و ساوگران بزور گرفتند و جزیه نام نهادند. همه این کارها را نیز عربان در سایه شمشیر و تازیانه انجام می‌دادند.[...] حد و رجم و قتل و حرق، تنها جوابی بود که عرب خاصه در عهد امویان به هرگونه اعتراضی می‌داد.[...]خشونت و قصاوت عرب نسبت به مغلوب شدگان بی اندازه بود.[...] بیداد و فشار دستگاه حکومت سخت مایه نگرانی و نارضایی مردم بود. مولی نمی‌توانست بهیچ کار آبرومند بپردازد. حق نداشت سلاح بسازد و بر اسب بنشیند. اگر یک مولی نژاده ایرانی، دختری از بیابان نشینان بی نام و نشان عرب را به زن می‌کرد، یک سخن چین فتنه انگیز کافی بود که با تحریک و سعایت، طلاق و فراق را بر زن و تازیانه و زندان را بر مرد تحمیل نماید. حکومت و قضا نیز همه جا مخصوص عرب بود و هیچ مولی ای باینگونه مناصب و مقامات نمی‌رسید. حجاج بن یوسف بر سعید بن جبیر که از پارساترین و آگاه ترین مسلمانان عصر خود بود منت می‌نهاد که او را با اینکه از موالی است، چندی به قضا کوفه گمارده‌است. نزد آنها اشتغال به مقامات و مناصب حکومت در خور موالی نبود؛ زیرا که با اصل سیادت فطری نژاد عرب منافات داشت.

    • به گفته تورج دریایی در هنگام فتح، مسلمانان به مرزبانان یا حاکمان محلی چند گزینه ارائه می‌کردند: یا مسلمان شوند و جز امّت اسلامی محسوب گردند؛ یا فرمانروایی مسلمانان را بپذیرند و با پرداخت جزیه آزاد بمانند و بر مذهب خود باقی باشند؛ و یا اینکه به عنوان آخرین گزینه مقاومت کنند و بجنگند که در آن صورت خطر کشته شدن یا به بردگی گرفته شدن وجود می‌داشت. [۶۴]
    • اعراب معمولاً در امور داخلی مردمان محلی که مالیات خود را می‌پرداختند دخالت نمی‌کردند.[۱۸]
    • دلیل اینکه عمر علاقه‌مند به مخلوط شدن اعراب با ایرانیان نبود بخشی از دو سیاست اصلی حکومتی او پس از فتح بود: (۱) بادیه نشینان از آسیب رساندن به جامعه کشاورزی بازداشته شوند (۲) حاکمان مسلمان با روسا و نامداران نواحی فتح شده همکاری کنند و مردمان محلی تا جای ممکن پریشان نشوند. به همین دلیل اعراب تلاشی برای گرواندن ایرانیان به اسلام نکرده (بگفته لاپداس در زمان فتح اعراب اسلام را دینی عربی و برای خودشان در نظر می‌گرفتند)، و علاقه‌ای بر به هم زدن نظم اجتماعی و اداری نداشتند. اما با گذشت زمان اعراب کنترل خود را بر شهرها بیشتر کردند.[۶۵]
    • نویسندگان مسلمان مکرراً در مورد مقررات مربوط به اهل کتاب به متنی به نام عهد عمر (العهدة العمریة) اشاره می‌کنند که به عمر نسبت داده می‌شود. بر اساس آن محدودیت‌های بر پوشش، حیواناتی که بر آنها سوار می‌شوند، و ساختمان و محل‌های پرستش آنها اعمال می‌کند. عموم مورخین غربی به دلایل مختلف این انتساب را جعلی می‌دانند.[۶۶][۶۷]
    • به گفته برنارد لوئیس این متن در هر حال نحوه تکامل سیاست مربوط به جدا سازی گروه غالب از گروه‌های تحت سلطه را مشخص می‌کند. لوئیس معتقد است که در ابتدای فتوحات اعراب اقلیت کوچکی بودند و نیاز به تضمین امنیت خودشان را داشتند. به همین دلیل قوانینی را در این جهت وضع می‌کردند. اما مسلمانان بعدی این محدودیت‌های امنیتی را به محدودیت‌های اجتماعی و حقوقی تفسیر کردند.[۶۶]
    • لاپدس می‌نویسد که با گذشت زمان مالیات‌ها فشار زیادی بر ساکنان شهرها وارد می‌کرد چنانچه مالیات کشاورزان حالت استعماری پیدا کرده و تا پنجاه درصد محصولشان می‌رسید.[۶۸]
    • بعقیده فرای اگر چه بلاذری و دیگران مقادیری برای مالیات شهرهای مختلف ذکر کرده‌است، اما میزان واقعی آن مشخص نیست و حداکثر اعتمادی که به این گزارش‌ها می‌توانیم به آن بکنیم تشخیص میزان نسبی آبادی و ثروت بخش‌های مختلف نسبت به همدیگر است.[۶۹]
    • به گفته مکدونالد، سرعت فتح ایران به حدی بود که از قدرت مرکزی سقوطی واقعی نداشت، و مسلمانان اخذ مالیات‌های شخصی و زمین را به دست گرفتند. به عقیده مکدونالد مسلمانان احتمالاً مالیات‌ها را نیز اضافه کردند. مکدونالد به نقل قولی از یک کشیش در مصر رجوع می‌کند که می‌گوید مسلمانان در مصر مالیات را سه برابر کردند.[۷۰]
    • از طرف دیگر ادوارد لوتاک معتقد است که در زمان فتوحات، مالیات‌ها کاهش یافتند هر چند سامانه مالیات تبعیض آمیز بود چون فقط مالیات (کمتر از گذشته) را از غیرمسلمانان می‌گرفتند.[۷۱]
    • مارک کوئن می‌نویسد که محافظت از اهل ذمه (زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان) وظیفه‌ای مذهبی بوده و احادیث خیلی زیادی در این مورد وجود دارد که یک نمونه معمولی آن جملاتی است که به عمر در هنگام مرگ نسبت داده شده که به جانشینش گفته که به پیمان‌های با اهل کتاب وفادار بوده، مالیات بیش از توان آنها از آنها نگیرد و با کسانی که به آنها حمله می‌کند بجنگد.[۷۲]

    روال کلی این بود که شهرها پس از عقد قرارداد صلح شهرها قیام می‌کردند. این مورد خصوصاً در مورد فارس درست بود که مکرراً در آن قیام صورت می‌گرفت. در این میان آذربایجان با بقیه استان‌ها تفاوت داشت که بصورت کلی آرام بود و تنها چند شورش کوچک در آن اتفاق افتاد.[۱۵] قیام‌ها مخصوصا تا زمانی که یزدگرد زنده بود بیشتر رایج بود و مقاومت‌های محلی قوی و مکرر بود. برخی از نواحی چند بار شورش کردند. در برخی موارد مخالفان نیروی بزرگی نیز فراهم کرده بودند.[۱۴] تا زمان قتل عثمان، فتح ایران کامل شده بود و پادگان‌های اعراب در چند منطقه جهت اطمینان از اخذ مالیات برقرار شده بود.[۷۳] در زمان خلافت عثمان و علی قیام‌های محلی و یا امتناع از پرداخت مالیات سریعاً تلافی می‌شد.[۱۴]

    • تغییری که علی در زمان خلافتش انجام داد این بود که جنگجویان مسلمان را از غارت و اخذ غنیمت و تقسیم آن میان خود پس از فتوحات منع کرد. بجای آن مالیات اخذ شده از شهرها را به عنوان حقوق و نه غنیمت جنگی و به میزان ثابتی میان جنگجویان پخش می‌کرد. بر اساس گزارشی این اولین مورد اختلافی بود که میان علی و خوارج پیش آمد.[۷۴] در میان گفته‌های منسوب به علی، نامه او در مورد حکومت صالحانه به مالک اشتر مورد توجه زیادی قرار گرفته‌است.[۷۵]
    • ریچارد فرای عقیده دارد که بدلیل تعداد افراد محلی که به اسلام گرویده بودند مقاومت‌ها عموماً جنبه مذهبی در مخالفت با اسلام نداشته، بلکه بیشتر عوامل اقتصادی و اجتماعی محرک آن بوده‌اند. از آنجایی که اعراب عموماً امور مالی و اداره سیاسی محلی را به دهقانان محلی ایرانی واگزار کرده بودند، بسیاری از قیام‌های کوچک علیه حکومت مسلمانان در واقع قیام علیه حاکمان ستمگر غیرعرب بود، تا علیه اعراب.[۱۴]
    • زرینکوب معتقد است که شورش‌ها و قیام‌ها برای بازگشت به دوره ساسانی نبوده، بلکه برای سر فرود نیاوردن در مقابل اعراب و قبول نکردن مالیات سنگین آنها بود. زرین‌کوب همچنین معتقد است که بجز کسانی که بشدت تحت تاثیر تعالیم اسلامی قرار گرفته بودند، بقیه نسبت به اعراب احساس کینه و نفرت داشتند. سربازان و جنگجویان ایران حس تحقیر نسبت به اعراب نیز داشتند و آنها را پست ترین مردم می‌دانستند.[۱۶]
    • کلود کائن می‌نویسد که تحت تاثیر جنبش‌های ملی گرایانه دوران مدرن، تمایل به سمت نمایش ایرانیان و اعراب به عنوان دو گروه متخاصم رفته‌است. به عقیده ایشان، اگر چه خطوط تمایز میان ایرانیان و اعراب مشخص بود و ایرانیان حاملان یک سنت بزرگ تاریخی و فرهنگی بودند که آن را نسل به نسل منتقل می‌کردند، اما قیام‌هایی که توسط گروه‌هایی خاص از ایرانیان و مکان‌هایی خاص اتفاق می‌افتاد بیشتر مذهبی بوده و هیچگاه ماهیت جنبش ملی گرایانه گسترده را نداشتند. همچنین ظهور حکومت‌های نیمه ملی پذیرای اسلام محدوده مخالفت‌ها را مشخص می‌کند. کائن همچنین این گفته را که ایرانیان در مقابله با اعراب مذهب شیعه را برگزیدند را رد کرده و آن را مغایر با شواهد تاریخی می‌داند که در دوران قرون وسطی ایران اکثریت سنی داشت.[۱۷]
    • فرهنگ رجایی معتقد است که پاسخ ایرانیان در پذیرش حکومت اعراب یکنواخت و یکسان نبود.[۷۶]
    • به عقیده هورانی و روتون پذیرش حکومت اعراب توسط ایرانیان وجود داشته و به این دلیل بود که اکثر آنها به اینکه حاکمشان ایرانی یا یونانی و یا عرب باشد اهمیت نمی‌دادند؛ از میان ساکنان شهرها تنها به این اهمیت می‌دادند که امنیت و آرامش داشته باشند و میزان معقولی مالیات از آنها اخذ شود؛ تنها روسا و طبقه‌ای که منافعشان با آنها پیوند خورده بود و همچنین برخی از طبقات برخی جوامع مذهبی بودند که در این میان استثنا بودند. روستانشینان هم تحت رهبری سران خود زندگی می‌کردند و خیلی از حکومت تاثیر نمی‌پذیرفتند. نهایتاً برخی از ساکنان (مانند اقلیت‌های مذهبی) به استقبال تغییر حکومت رفتند.[۴]
    • مورخان اسلامی به موارد بسیار از کشتار و خونریزی عربان مهاجم اشاره کرده‌اند.[۷۸]
    • بگفته ستپنینت، دو قرائت متضاد از اولین برخورد اعراب با زرتشتیان ساکن ایران وجود دارد. یکی از آنها صحبت از چپاول مادی و معنوی ایرانیان توسط اعراب می‌کند و دیگری صحبت از تاثیر گذاری اسلام و برخورد ملایم اعراب می‌کند. ستپنینت معتقد است که امکان دارد حقیقت چیزی میان این دو باشد. اگر چه بسیاری از بخش‌های ایران تخریب شده و ساکنان آنها غارت یا کشته شدند، آن دسته از زرتشتیانی که حکومت اعراب را پذیرفتند و به آنها مالیات پرداختند از امنیت برخوردار بودند. بدون شک موارد زیادی از خشونت و اجبار به پذیرش اسلام وجود داشت - این پدیده مشترک در تمام جنگ‌ها است - اما بگفته ستپنینت موارد خشن نباید اغراق شده تا حدی که ملایمت نسبی اعراب نادیده گرفته شود. ملایمت در برخورد هم ریشه در تعلیمات اسلامی و هم توجیه اقتصادی داشته‌است. در زمانی که مرزهای خلافت عرب گسترش یافته و تعداد زیادی غیرمسلمان تحت پوشش آن در آمده بودند، همراهی ساکنان غیرمسلمان آن اهمیت داشت.[۲۱]

    اعراب مسلمان و کتاب‌سوزی در ایران

    تورج دریایی استاد کرسی ایران باستان در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین می‌نویسد: اعراب مسلمان در خوارزم کتاب‌های مغان را سوزاندند که کار عجیب و نامعمولی بود و واقعه‌ایی معمول در تاریخ فتوحات اعراب مسلمان در ایران زمین به شمار نمی‌آید. فقدان کتاب‌های باستانی به زبان پهلوی به دلیل تغییر زبان علمی رایج در ایران پس از حمله اعراب و بلا استفاده ماندن کتاب‌های نوشته شده به زبان پهلوی است.[۸۷]
    نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین[۸۸] و عبدالحسین زرین کوب (در دو قرن سکوت، منتشره در سال ۱۳۳۶)[۸۹] در مورد کتاب‌سوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن رانده‌اند. از جمله منابع اولیه تاریخی مورد اشاره همه این نویسندگان، کتاب مقدمه ابن خلدون است. زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام (۱۳۴۸) کتاب‌سوزی اعراب در تیسفون را نفی می‌کند: «روایتی هم که گفته‌اند کتابخانه مدائن را اعراب نابود کردند ظاهراً هیچ اساس ندارد و مآخذ آن تازه‌است.»[۹۰] او نهایتاً در کتاب روزگاران (منتشره در سال ۱۳۷۳) با باز تأیید این امر که روایت کتاب‌سوزی در تیسفون چندان قدمت ندارد، با اشاره به روحیات هیجانی فاتحان، احتمال رخ دادن این مساله را منتفی نمی‌داند.[۹۱] دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات درباره کتاب‌سوزی کتابخانه‌ها در ایران طی حملهٔ عرب‌ها می‌نویسد که عرب‌ها به دلیل تعصب و اعتقادبه این‌که قرآن برترین کتاب است هر کتاب غیر قرآنی را نابود کردند.[۹۲]
    فرانز رزنتال استاد پیشین زبانهای سامی و زبان عربی[۹۳] در دانشگاه ییل، اسلام شناس[۹۴] و مترجم کتاب مقدمه، در پانوشت این گفته ابن خلدون می‌نویسد «این روایت دیگری از یک افسانه معروف است که بر طبق آن عمر دستور ویرانی کتابخانه اسکندریه را داد»[۹۵]. برنارد لوئیس در مقاله‌ای ضمن بی اعتبار خواندن کتاب‌سوزی اعراب در اسکندریه با اشاره به تشابه این روایت ابن خلدون با روایتی که در آن نقل شده عمر فرمان به تخریب کتابخانه اسکندریه داده‌است، می‌گوید: «تاریخنگار قرن چهاردهم، ابن خلدون، داستان تقریباً یکسانی را راجع به ویران کردن یک کتابخانه در ایران به دستور خلیفه عمر مطرح کرده که نشان از ویژگی عامیانه آن دارد»[۹۶]. دکتر سیلمز در تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ در ژورنال آمریکایی علوم اجتماعی اسلامی چاپ شد با اشاره به سالم ماندن دانشگاه گندی شاپور در حمله اعراب به ایران می‌نویسد اعراب به اهمیت موسسهٔ آموزشی گندی‌شاپور پی بردند و شکوه آن را و کتابخانه و دیگر سازمان‌های شهر را باقی نگاه داشتند.[۹۷]
    بـزن بـاران بهــاران فصـلِ خـون اسـت
    بـزن بـاران که صحـرا لالـه گـون است
    بـــزن بـــاران کـــه دیــن را دام کردنــد
    شـــکار خـلـــق و صیــدِ خــام کردنــد
    بـــــزن بــــاران خــــدا بازیچـه ای شد
    که بـــا آن کســـب ننــگ و نـام کردند



  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود