صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختلاف قرائات عاصم !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432

    اشاره اختلاف قرائات عاصم !




    با سلام

    اختلاف قرائت روایات عاصم چند عدد و در کدام آیات است ، یعنی اختلاف در قرائت عاصم بروایات مختلف ؟


    حتی در خود قرائت عاصم نیز وحدتی وجود ندارد مخصوصا روایات حفص و شعبه .

    آیا میتوان قرائت عاصم را متواتر شمرد یا اینکه سایر قرائات سبعه هم متواترند ؟

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۱:۲۰

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58308



    با نام و یاد دوست






    اختلاف قرائات عاصم  !








    کارشناس بحث: استاد میقات

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۲/۲۶ در ساعت ۰۹:۵۵ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    در ابتدا بابت تاخیر، عذرخواهی می کنم.

    1. عاصم راویان مختلفی داشته (اعمش، نعیم، ابوبکر و حفص)، و طبیعی است که اختلاف هم داشته باشند ولی قرائتی که بیشترین هماهنگی با قرآن کنونی ـ قرائت رایج بین مسلمانان ـ را دارد قرائت حفص از عاصم است.

    2. روایت حفص از عاصم، به جهت کمترین اختلافش با قرائت قرآن کنونی، از اعتبار بیشتری نسبت به سایر قرائت ها برخوردار است.

    3. بین قرائات و بین قرآن باید تفاوت قائل شد. باتفاق مسلمانان، قرآن به تواتر رسیده است، لذا در تواتر قرآن اختلافی نیست.

    اما در باره قرائات، اختلاف است و بنابر نظر مشهور عالمان شیعی، مشهور بودن داریم ولی متواتر بودن نداریم.

    البته عده ای می گویند بین تواتر قرآن و تواتر قرائت، ملازمه است و همان طور که قرآن به تواتر به ما رسیده است، همان قرائتی که مطابقت بیشتری با این قرآن دارد نیز متواتر محسوب می شود. ولی برخی دیگر این ملازمه را قبول ندارند و قرائات را متواتر نمی دانند.

    اختلاف قرائات عاصم  !

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام



    . رواية شعبة:
    من طريق يحيى بن آدم، من طريقي: شعيب، وأبي حمدون.
    ثم من طريق العليمي، من طريقي: ابن خليع، والرزاز.

    مقصود روایان مختلف حفص است یعنی :

    وأما حفص فمن طريقي عبيد بن الصباح وعمرو بن الصباح. فعبيد من طريقي أبي الحسن الهاشمي وأبي طاهر عن الأشناني عنه فعنه. وعمرو عن طريقي الفيل وزرعان عنه فعنه.

    که بعضی گفته اند ایندونفر برادر یا پسر عمو بوده اند .

    شما کدام روایت حفص را ترجیح میدهید و چرا ؟

    ترجمه حفص :
    الاسم : حفص بن سليمان الأسدى أبو عمر البزاز الكوفى القارىء و يقال له الغاضرى ، و يعرف بحفيص و هو حفص بن أبى داود ( صاحب عاصم )
    المولد : 90 هـ
    الطبقة : 8 : من الوسطى من أتباع التابعين
    الوفاة : 180 هـ
    روى له : ت عس ق ( الترمذي - النسائي في مسند علي - ابن ماجه )
    رتبته عند ابن حجر : متروك الحديث مع إمامته فى القراءة
    رتبته عند الذهبي : واهى الحديث ، ثبت فى القراءة ، قال البخارى : تركوه


    شاگردان حفص :

    قال المزي في تهذيب الكمال : روى عنه

    أحمد بن عبدة الضبى
    آدم بن أبى إياس
    أبو إبراهيم إسماعيل بن إبراهيم الترجمانى
    بكر بن بكار
    جعفر بن حميد الكوفى
    الحسن بن محمد بن أعين
    أبو عمر حفص بن عبد الله الحلوانى الضرير
    حفص بن غياث
    سعد بن محمد بن الحسن بن عطية والد محمد بن سعد العوفى
    سليمان بن داود أبو الربيع الزهرانى
    صالح بن مالك الأزدى الخوارزمى
    صالح بن محمد الترمذى
    أبو شعيب صالح بن محمد القواس ، و هو ممن روى عنه القراءة
    عبد الله بن السرى الأنطاكى
    عبد الرحمن بن حماد الطلحى
    عبد الغفار بن الحكم
    عبيد بن الصباح بن أبى سريج النهشلى الخزاز
    عثمان بن اليمان
    أبو منصور عصام بن الوضاح البصرى
    على بن حجر المروزى ( ت )
    على بن عياش الحمصى
    على بن يزيد الصدائى ( عس )
    عمرو بن حماد بن طلحة القناد
    عمرو بن الصباح بن صبيح الكوفى المقرىء
    عمرو بن عثمان الرقى
    عمرو بن عون الواسطى
    عمرو بن محمد الناقد
    محمد بن بكار بن الريان
    محمد بن حرب الخولانى ( ق )
    محمد بن الحسن ابن التل الأسدى
    محمد بن سليمان لوين
    أبو عمر هبيرة بن محمد التمار المقرىء
    هشام بن عمار الدمشقى ( ق )
    يحيى بن سعيد العطار الحمصى
    يسرة بن صفوان اللخمى الدمشقى .
    __________
    [ تكميل ] : هؤلاء ذكر المزيُّ صاحبَ الترجمة ضمنَ شيوخهم :
    1 - شيبان بن فروخ ، و هو شيبان بن أبى شيبة ، الحبطى مولاهم ، أبو محمد الأبلى
    2 - عثمان بن حصن بن علاق ، أو عثمان بن حصن بن عبيدة بن علاق ، وقيل غير ذلك الدمشقى ، أبو عبد الرحمن أو عبد الله ، مولى قريش
    3 - عيسى بن شعيب بن إبراهيم النحوى البصرى الضرير ، أبو الفضل
    4 - النضر بن عبد الله الأزدى ، أبو غالب الكوفى ( نزيل أصبهان )

    شیوخ حفص :

    قال المزي في تهذيب الكمال : روى عن

    إسماعيل بن عبد الرحمن السدى
    أيوب السختيانى
    ثابت البنانى
    حماد بن أبى سليمان
    حميد الخصاف
    سالم الأفطس
    سماك بن حرب
    طلحة بن يحيى بن طلحة بن عبيد الله
    عاصم بن أبى النجود ( عس )
    عاصم الأحول
    عبد الله بن يزيد النخعى
    عبد الملك بن عمير
    أبى حصين عثمان بن عاصم
    علقمة بن مرثد
    قيس بن مسلم
    كثير بن زاذان ( ت ق )
    كثير بن شنظير ( ق )
    ليث بن أبى سليم
    محارب بن دثار
    محمد بن سوقة
    محمد بن عبد الرحمن بن أبى ليلى
    موسى بن أبى كثير
    موسى الصغير
    الهيثم بن حبيب الصراف
    يزيد بن أبى زياد
    أبى إسحاق السبيعى
    أبى إسحاق الشيبانى .
    __________
    [ تكميل ] : هؤلاء ذكر المزيُّ صاحبَ الترجمة ضمنَ تلاميذهم :
    1 - منصور بن حيان بن حصين الأسدى ( والد إسحاق بن منصور بن أبى الهياج الأسدى )



  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    با سلام

    . رواية شعبة:
    من طريق يحيى بن آدم، من طريقي: شعيب، وأبي حمدون.
    ثم من طريق العليمي، من طريقي: ابن خليع، والرزاز.


    با سلام و درود

    در باره ابوبکر شعبه، باید گفت او برخلاف حفص، متهم به ضابط نبودن است. از طرفی او تمجید کننده امراء و سلاطین بوده؛، و نقل شده که در باره خلیفه عباسی (رشید) گفته بنی امیه نافع ترین برای مردم هستند و شمایید که بیش از دیگران اقامه کننده نماز هستید.
    برخی حتی او را مضطرب در حدیث دانسته و در باره اش گفته اند: در بین بزرگان کسی نیست بیش از او غلط داشته باشد. (التمهيد في علوم القرآن، ج ‏2، ص 201)

    در باره برتری حفص بر شعبه، لازم به ذکر است که بین شاگردان عاصم، حفص از دیگران دقیقتر و منضبط تر بوده است. حفص، ربیبه و پرورش یافته دامان عاصم است و عاصم قرائت قرآن را بطور ویژه به او آموخته است.

    عاصم اسناد طلايى و عالى قرائت خود را به حفص منتقل كرده و نه به هيچ‏ کس ديگر! و اين فضيلت بزرگى است كه تنها حفص در بين ديگر قرّاء، بدان ممتاز است. (التمهيد فی علوم القرآن، ج ‏2، ص 246)

    حفص مى ‏گويد: عاصم به من گفت: قرائتى را كه به تو آموختم، همان قرائتى است كه از ابو عبد الرحمان سلمى اخذ كرده ‏ام و او عينا از على عليه السلام فرا گرفته است؛ و قرائتى را كه به ابو بكر بن عياش آموختم، قرائتى است كه بر زر بن حبيش عرضه كرده‏ ام و او از ابن مسعود اخذ كرده بود. (ابن الجزرى، طبقات القرّاء، ج 1، ص 348)

    حفص از عاصم در باره جهت اختلاف قرائتش با ابوبکر (شعبه) می پرسد؛ و عاصم می گوید قرائتی که از عبد الرحمن سلمی (و او از علی علیه السلام) گرفته ام برای تو خوانده ام؛ و قرائتی که از زرّ بن حبیش (و او از عبد الله بن مسعود) گرفته ام را برای ابوبکر خوانده ام. (معرفة القراء الكبار على الطبقات و الأعصار، الذهبی، ج ‏1، ص 289)

    بنابر این، بطور خاص، طریق حفص است که به امیرمؤمنان علی علیه السلام می رسد. و این اهمیت زیادی دارد.

    حفص قرائت عاصم را دقيقتر و مضبوطتر مى‏ دانست و قرائت عاصم به وسيله او منتشر شده و تا امروز متداول و همين قرائتى است كه در اكثر كشورهاى اسلامى رايج است.

    اختلاف قرائات عاصم  !

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها


    مقصود روایان مختلف حفص است یعنی :

    وأما حفص فمن طريقي عبيد بن الصباح وعمرو بن الصباح. فعبيد من طريقي أبي الحسن الهاشمي وأبي طاهر عن الأشناني عنه فعنه. وعمرو عن طريقي الفيل وزرعان عنه فعنه.

    که بعضی گفته اند ایندونفر برادر یا پسر عمو بوده اند .

    شما کدام روایت حفص را ترجیح میدهید و چرا ؟


    هم عبید بن صباح و هم عمرو بن صباح به عنوان راویان حفص آورده شده و از هر دو با عنوان "صاحب حفص" (همراه حفص) یاد شده است.

    در باره عمرو بن صباح آمده که محقق حاذقی بوده و حلقه شاگردان زیادی داشته است.

    البته برخی گفته اند او فقط حروف را از حفص فراگرفته است.(تاريخ الإسلام، ذهبی، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، چاپ اول، دارالکتب العربی، ج 16، ص 302)

    اما عبید بن صباح به عنوان بارزترین و ضابط‏ترین شاگردان حفص شمرده شده است. کسی که بعد از حفص، جای او را پر کرده است.(همان، ج 17، ص 267)

    لذا به نظر می رسد طریق عبید، بهتر است.

    از ابو عمرو نقل شده که روایت حفص از عاصم به طریق «ابن غلبون» از «صالح الهاشمی» از «الأشنانی» از «عبید بن صباح» از «حفص» و او هم از «عاصم» نقل و به ما رسیده است. (تحبير التيسير في القراءات، ابن جزری، ص 156)

    اختلاف قرائات عاصم  !

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها


    ترجمه حفص :
    ....
    رتبته عند ابن حجر : متروك الحديث مع إمامته فى القراءة
    رتبته عند الذهبي : واهى الحديث ، ثبت فى القراءة ، قال البخارى : تركوه


    بله، برخی حفص را در نقل حدیث، ضعیف دانسته اند ولی حیث قرآنی حفص با حیث حدیثی او بسیار متفاوت است و کسی به قرائت حفص و نقل روایت قرآن از استادش عاصم، ایرادی وارد نکرده است. کما این که در همین مطلبی که شما اشاره فرموده اید، به حیث قرآنی حفص، ایرادی که وارد نشده هیچ، بلکه او را از بزرگان و افراد معتبر در قرائت می دانند.

    لذا حفص در امر قرائت فردى مورد اعتماد و شخصيتى مقبول است.

    شاطبى درباره حفص چنین مى‏ گويد: «وحفص وبالإتقان كان مفضّلا»؛ حفص به جهت دقت و اتقان در قرائت، برتر از ديگران شمرده مى ‏شد. («حرز الامانی و وجه التهانی فی القراءات السبع» شاطبی، قاسم بن فیره، مکتبه الازهرـ قاهره، ص 15)

    ابن معين نیز می گويد: تنها روايت صحيحى كه از قرائت عاصم باقى است، روايت حفص بن سليمان است. (النشر في القراءات، ج 1، ص 156)

    حفص، در میان یاران و شاگردان عاصم از همه به قرائت او داناتر بود؛ و حتى او را داناترین فرد روزگارش به علم قرائت دانسته ‌اند. (همان)

    هم چنین شیخ طوسی او را از اصحاب امام صادق علیه السلام شمرده است. (رجال الطوسی، طوسی، تحقیق: قیومی، چاپ اول، 1415 ق، نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، ص 150 و 189)

    حفص، آن قدر منزلتش در بین قراء بالا است که آنان ملتزم به قرائت او شده و در بیشتر امت اسلامی، قرآن ها بر اساس قرائت او است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۳/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۵:۱۰
    اختلاف قرائات عاصم  !

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام

    درصورت اختلاف بین شاگردان حفص بقول شما طریق عبید بهتر است به چه دلیل ؟

    ضمنا میگویند شیخ عاصم أبو عبد الرحمن
    السلمى عثمانی شد !

    در اینجا موارد اختلاف بین روایت شعبه و حفص را می آورم :


    وَ (الْأَنْفُسُ) فَاعِلُ تَلَذُّ وَحُذِفَ الْمَفْعُولُ لِظُهُورِهِ مِنَ الْمَقَامِ.
    وَقَرَأَ نَافِعٌ وَابْنُ عَامِرٍ وَحَفْصٌ عَنْ عَاصِمٍ وَأَبُو جَعْفَرٍ مَا تَشْتَهِيهِ بِهَاءِ ضَمِيرٍ عَائِدٍ إِلَى مَا الْمَوْصُولَةِ وَكَذَلِكَ هُوَ مَرْسُومٌ فِي مُصْحَفِ الْمَدِينَةِ وَمُصْحَفِ الشَّامِ، وَقَرَأَهُ الْبَاقُونَ مَا تَشْتَهِي
    بِحَذْفِ هَاءِ الضَّمِيرِ، وَكَذَلِكَ رُسِمَ فِي مُصْحَفِ مَكَّةَ وَمُصْحَفِ الْبَصْرَةِ وَمُصْحَفِ الْكُوفَةِ. وَالْمَرْوِيُّ عَنْ عَاصِمٍ قَارِئِ الْكُوفَةِ رِوَايَتَانِ: إِحْدَاهُمَا أَخَذَ بِهَا حَفْصٌ وَالْأُخْرَى أَخَذَ بِهَا أَبُو بَكْرٍ. وَحَذْفُ الْعَائِدِ الْمُتَّصِلِ الْمَنْصُوبِ بِفِعْلٍ أَوْ وَصْفٍ مِنْ صِلَةِ الْمَوْصُولِ كَثِيرٌ فِي الْكَلَامِ.



    ثم ذكر ما أوعد الكفار فقال عز وجل: وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ يعني: للكافرين، لبئس المرجع لهم في الآخرة.
    ثم بيّن مرجعهم فقال عز وجل: جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها يعني: يدخلونها فَبِئْسَ الْمِهادُ يعني: فبئس موضع القرار هذا فَلْيَذُوقُوهُ يعني: هذا العذاب لهم فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ وهو ماء حار قد انتهى حرّه. قرأ حمزة والكسائي، وحفص غَسَّاقٌ بتشديد السين وقرأ الباقون: بالتخفيف. وعن عاصم روايتان. رواية حفص بالتشديد، ورواية أبي بكر بالتخفيف.
    فمن قرأ بالتشديد فهو بمعنى سيال، وهو ما يسيل من جلود أهل النار. ومن قرأ بالتخفيف


    قوله تعالى: وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ قرأ ابن كثير، وأبو عمرو، وحمزة، وأبو بكر عن عاصم:
    بكسر اللام عطفاً على مسح الرأس، وقرأ نافع، وابن عامر، والكسائي، وحفص عن عاصم، ويعقوب:
    بفتح اللام عطفاً على الغَسل، فيكون من المقدم والمؤخّر.

    قوله تعالى: بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ قرأ ابن كثير، ونافع، وأبو عمرو، وحفص عن عاصم:
    «عقدتم» بغير ألف، مشددة القاف. قال أبو عمرو: معناها: وكدّتم، وقرأ أبو بكر، والمفضّل عن عاصم: «عقَدْتُم» خفيفة بغير ألف،

    قوله تعالى: وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ وقرأ أبو حنيفة وأبو المتوكل. وابن يعمر، والنخعي: «تكن» بالتاء. قوله تعالى: فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ قرأ ابن كثير، ونافع، وأبو عمرو، وابن عامر، وأبو بكر عن عاصم: «أربعَ» بفتح العين. وقرأ حمزة، والكسائي، وحفص عن عاصم: برفع العين.

    أَمَّنْ لا يَهِدِّي ..

    اختلف القراء في قراءتها: فقراءة نافع يهدّي وقرأ ابن كثير وأبو عمرو وابن عامر وورش بفتح الهاء وعن عاصم روايتان رواية أبي بكر: يهدّي: ثلاث كسرات. وفي رواية حفص: بفتح الياء وكسر الهاء والدال مشددة. وقرأ حمزة والكسائي: يهدي.


    و قرأ نافع و ابن عامر و حفص عن عاصم و أبو جعفر ما تَشْتَهِيهِ بهاء ضمير عائد إلى ما الموصولة و كذلك هو مرسوم في مصحف المدينة و مصحف الشام، و قرأه الباقون ما تَشْتَهِي
    بحذف هاء الضمير، و كذلك رسم في مصحف مكة و مصحف البصرة و مصحف الكوفة. و المروي عن عاصم قارئ الكوفة روايتان: إحداهما أخذ بها حفص و الأخرى أخذ بها أبو بكر


    فليذوقوه حميم وغساق " وهو ماء حار قد انتهى حره
    قرأ حمزة والكسائي وحفص " غساق " بتشديد السين وقرأ الباقون بالتخفيف وعن عاصم روايتان
    فمن قرا بالتشديد فهو بمعنى سيال وهو ما يسيل من جلود أهل النار
    ومن قرأ بالتخفيف جعله مصدر غسق يغسق غساقا أي سال
    وروي عن ابن عباس وابن مسعود أنهما قرآ " غساق " بالتشديد وفسراه بالزمهرير
    وقال مقاتل " الغساق " البارد الذي انتهى برده
    وقال الكلبي الحميم هو ماء حار قد انتهى حره وأما غساق فهو الزمهرير يعني برد يحرق كما تحرق النار
    وقال بعضهم الغساق المنتن بلفظ التخاوية



    قوله تعالى : { ولا تقربوهن حتى يطهرن } قال ابن العربي : سمعت الشاشي في مجلس النظر يقول : إذا قيل لا تقرب ( بفتح الراء ) كان معناه : لا تلبس بالفعل وإن كان بضم الراء كان معناه : لا تدن منه وقرأ نافع و أبو عمرو و ابن كثير و ابن عامر و عاصم في رواية حفص عنه ( يطهرن ) بتشديد الطاء والهاء وفتحهما وفي مصحف أبي وعبد الله ( يتطهرن ) وفي مصحف أنس بن مالك ( ولا تقربوا النساء في محيضهن واعتزلوهن حتى يتطهرن ) ورجع الطبري قراءة تشديد الطاء وقال : هي بمعنى يغتسلن لإجماع الجميع على أن حراما على الرجل أن يقرب امرأته بعد انقطاع الدم حتى تطهر قال : وإنما الخلاف في الطهر ما هو فقال قوم : هو الإغتسال بالماء وقال قوم : هو وضوء كوضوء الصلاة وقال قوم : هو غسل الفرج وذلك يحلها لزوجها وإن لم تغتسل من الحيضة ورجح أبو علي الفارسي قراءة تخفيف الطاء إذ هو ثلاثي مضاد لطمث وهو ثلاثي



    { آمن الرسول } قال الزجاج لما ذكر ما تشتمل عليه هذه السورة من القصص والأحكام ختمها بتصديق نبيه والمؤمنين وقرأ ابن ابن عباس / < وكتابه > / فقيل له في ذلك فقال كتاب أكثر من كتب ذهب به إلى اسم الجنس كما تقول كثر الدرهم في أيدي الناس وقد وافق ابن عباس وفي قراءته حمزة والكسائي وخلف وكذلك في التحريم وقرأ ابن كثير ونافع وعاصم في رواية أبي بكر وابن عامر وكتبه هاهنا بالجمع وفي التحريم بالتوحيد وقرأ أبو عمرو بالجمع في الموضعين


    قوله تعالى { فشهادة أحدهم أربع شهادات } قرأ ابن كثير ونافع وأبو عمرو وابن عامر وأبو بكر عن عاصم أربع بفتح العين وقرأ حمزة والكسائي وحفص عن عاصم برفع العين قال الزجاج من رفع اربع فالمعنى فشهادة احدهم التي تدرأ حد القذف أربع ومن نصب فالمعنى فعليهم ان يشهد أحدهم اربع
    < < النور : ( 7 ) والخامسة أن لعنة . . . . . > > قوله تعالى والخامسة قرأ حفص عن عاصم والخامسة نصبا حملا على نصب أربع شهادات


    وقرأه ابن عامر: {بِعَذَابٍ بئْسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ} كقراءة نافع إلا أن ابن عامر همز الياء فقال: {بعذابِ بِئْسٍ بما كانوا يفسقون}.
    أما أبو بكر -أعني شعبة عن عاصم - فله روايتان: أحدهما توافق قراءة الجمهور، وهي قوله: {بِعَذَابٍ بَئِيسٍ} وروى أبو بكر شعبةُ روايةً أخرى عن عاصم: {بعذاب بَيْئَس بما كانوا يفسقون} (بيْئس) على وزن (ضَيْغَم) والعذاب البيئَس: هو الشديد أيضًا، ورجل بَيْئَس: شديد البأس، ومنه قول امرئ القيس بن عابس الكندي


    قوله: «وجعلنا لمهلكهم موعداً» قرأ عاصم «مَهْلَك» بفتح الميم، والباقون بضمها، وحفص بكسر اللام، والباقون بفتحها، فتحصَّل من ذلك ثلاث قراءاتٍ، لعاصم قراءتان؛ فتح الميم مع فتح اللام، وهي رواية أبي بكرٍ عنه، والثانية فتح الميم، مع كسر اللام، وهي رواية حفص عنه، والثالثة: ضم الميم، وفتح اللام، وهي قراءة الباقين.


    وَهَذَا خَلَفُ بْنُ هِشَامٍ الْبَزَّارُ رَاوِي حَمْزَةَ، قَدِ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ قِرَاءَةً مِنْ بَيْنِ قِرَاءَاتِ الْكُوفِيِّينَ، وَمِنْهُمْ شَيْخُهُ حَمْزَةُ بْنُ حَبِيبٍ وَمَيَّزَهَا قِرَاءَةً خَاصَّةً فَعُدَّتْ عَاشِرَةَ الْقِرَاءَاتِ الْعَشْرِ وَمَا هِيَ إِلَّا اخْتِيَارٌ مِنْ قِرَاءَاتِ الْكُوفِيِّينَ، وَلَمْ يَخْرُجْ عَنْ قِرَاءَةِ حَمْزَةَ وَالْكِسَائِيِّ وَأَبِي بَكْرٍ عَنْ عَاصِمٍ إِلَّا فِي قِرَاءَةِ قَوْلِهِ تَعَالَى: وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ [الْأَنْبِيَاء: 95] قَرَأَهَا بِالْأَلِفِ بَعْدَ الرَّاءِ مِثْلَ حَفْصٍ وَالْجُمْهُورِ.
    فَإِنْ قُلْتَ: هَلْ يُفْضِي تَرْجِيحُ بَعْضِ الْقِرَاءَاتِ عَلَى بَعْضٍ إِلَى أَنْ تَكُونَ الرَّاجِحَةُ أَبْلَغَ مِنَ الْمَرْجُوحَةِ فَيُفْضِي إِلَى أَنَّ الْمَرْجُوحَةَ أَضْعَفُ فِي الْإِعْجَازِ؟
    قُلْتُ: حَدُّ الْإِعْجَازِ مُطَابَقَةُ الْكَلَامِ لِجَمِيعِ مُقْتَضَى الْحَالِ، وَهُوَ لَا يَقْبَلُ التَّفَاوُتَ، وَيَجُوزُ مَعَ ذَلِكَ أَنْ يَكُونَ بَعْضُ الْكَلَامِ الْمُعْجِزِ مُشْتَمِلًا عَلَى لَطَائِفَ وَخُصُوصِيَّاتٍ تَتَعَلَّقُ بِوُجُوهِ الْحُسْنِ كَالْجِنَاسِ وَالْمُبَالَغَةِ، أَوْ تَتَعَلَّقُ بِزِيَادَةِ الْفَصَاحَةِ، أَوْ بِالتَّفَنُّنِ مِثْلَ: أَمْ تَسْأَلُهُمْ
    خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ
    [الْمُؤْمِنُونَ: 72] . عَلَى أَنَّهُ يَجُوزُ أَنْ تَكُونَ إِحْدَى الْقِرَاءَاتِ نَشَأَتْ عَن ترخيص النبيء صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ للقارىء أَنْ يَقْرَأَ بِالْمُرَادِفِ تَيْسِيرًا عَلَى النَّاسِ كَمَا يُشْعِرُ بِهِ حَدِيثُ تَنَازُعِ عُمَرَ مَعَ هِشَامِ بْنِ حَكِيمٍ، فَتُرْوَى تِلْكَ الْقِرَاءَةُ لِلْخَلَفِ فَيَكُونُ تَمْيِيزُ غَيْرِهَا بِسَبَبِ أَنَّ الْمُتَمَيِّزَةَ هِيَ الْبَالِغَةُ الْبَلَاغَةِ وَأَنَّ الْأُخْرَى تَوْسِعَةٌ وَرُخْصَةٌ، وَلَا يُعَكِّرُ ذَلِكَ عَلَى كَوْنِهَا أَيْضًا بَالِغَةَ الطَّرَفِ الْأَعْلَى مِنَ الْبَلَاغَةِ وَهُوَ مَا يَقْرُبُ مِنْ حَدِّ الْإِعْجَازِ.
    الكتاب :التحرير والتنوير «تحرير المعنى السديد وتنوير العقل الجديد من تفسير الكتاب المجيد»
    المؤلف : محمد الطاهر بن محمد بن محمد الطاهر بن عاشور التونسي (المتوفى : 1393هـ)

    تجحدوا، بدل (يجحدوا). وقرأ بالتاء في (تكفروه): ابن كثير ونافع وعاصم في رواية أبي بكر وابن عامر، ينظر: معاني القراءات 1/ 269، والحجة للقراء السبعة 3/ 73، والموضح في وجوه القراءات وعللها 1/ 380.


    وقرأ نافعٌ وابن عامر وعاصمٌ في رواية أبي بَكْر:» رِسَالاَتِهِ «جَمْعاً، والباقون:» رِسَالَتَهُ «بالتوحيد، ووجهُ الجمْع: أنه عليه السَّلام بُعِثَ بأنْواعٍ شتَّى من الرسالة؛ كأصول التوحيد، والأحكام على اختلاف أنواعها، والإفرادُ واضحٌ؛ لأنَّ اسمَ الجنس المضافَ يَعُمُّ جميعَ ذلك، وقد قال بعض الرسُلِ: {أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي} [الأعراف: 62] ، وبعضُهم قال: {رِسَالَةَ رَبِّي} [الأعراف: 79] ؛ اعتباراً للمعنيين.


    ثم قال تعالى ! 2 < إن الله بالناس لرؤوف رحيم > 2 ! يعني بالمؤمنين رحيم حين قبلها منهم ولم يضيع إيمانهم قرأ أبو عمرو حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ لرؤف ^ بالهمزة على وزن رعف وقرأ الباقون ! 2 < رؤوف > 2 ! على وزن رؤف في جميع القرآن وهما لغتان ومعناهما واحد <

    وأما قوله ! 2 < خطوات الشيطان > 2 ! البقرة 168 وغيرها قرأ نافع وأبو عمرو وحمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < خطوات > 2 ! بجزم الطاء وقرأ الكسائي وابن كثير وعاصم في رواية حفص ! 2 < خطوات > 2 ! بضم الطاء وهما لغتان ومعناهما واحد <


    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < فمن خاف من موص جنفا > 2 ! بنصب الواو وتشديد الصاد وقرأ الباقون بسكون الواو وتخفيف الصاد فمن قرا بالنصب والتشديد فهو من وصى يوصي ومن قرأ بالتخفيف فهو من أوصى يوصي وهما لغتان ومعناهما واحد ! 2 < فإن الله غفور رحيم > 2 ! معناه ! 2 < غفور > 2 ! لمن جنف ! 2 < رحيم > 2 ! لمن أصلح <

    قرأ عاصم في رواية أبي بكر وأبو عمرو في رواية هارون ! 2 < ولتكملوا > 2 ! بنصب الكاف وتشديد الميم وقرأ الباقون بالتخفيف وسكون الكاف وهما لغتان يقال كملت الشيء وأكملته مثل وصيت وأوصيت ثم قال ! 2 < ولتكبروا الله على ما هداكم >


    ثم قال تعالى ! 2 < إن تبدوا الصدقات > 2 ! وذلك أن الله تعالى لما حثهم على الصدقة سألوا رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالوا يا رسول الله صدقة السر أفضل أم صدقة العلانية فنزل قوله ! 2 < إن تبدوا الصدقات > 2 ! يعني إن تعلنوا الصدقات المفروضة ! 2 < فنعما هي > 2 ! قرأ حمزة والكسائي وابن عامر ! 2 < فنعما هي > 2 ! بنصب النون وكسر العين وقرأ أبو عمرو وعاصم في رواية حفص ونافع في رواية ورش وابن كثير بكسر النون وكسر العين وقرأ أبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < فنعما > 2 ! بكسر النون وجزم العين وكل ذلك جائز وفيه ثلاث لغات نعم نعم ونعم وما زيدت فيها للصلة
    قوله تعالى ! 2 < ويكفر عنكم سيئاتكم > 2 ! وقرأ ابن عامر وعاصم في رواية حفص ! 2 < ويكفر > 2 ! بالياء وضم الراء وقرأ حمزة ونافع والكسائي ! 2 < ونكفر > 2 ! بالنون وجزم الراء وقرأ ابن كثير وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ونكفر > 2 ! بالنون وضم الراء فمن قرأ بالجزم فهو جزاء
    للصدقة ومن قرأ بالضم فهو على المستقبل يعني إن تعلنوا الصدقات فحسن ! 2 < وإن تخفوها وتؤتوها الفقراء فهو خير لكم > 2 ! من صدقة العلانية

    قرا حمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < فأذنوا > 2 ! بمد الألف وكسر الذال وقرأ أبو عمرو وورش عن نافع ! 2 < فأذنوا > 2 ! بترك الهمزة ونصب الذال وقرأ الباقون بجزم الألف ونصب الذال

    2 < ورضوان من الله > 2 ! يعني مع هذه النعم لهم رضوان من الله وهو من أعظم النعم كما قال في آية أخرى ! 2 < ورضوان من الله أكبر > 2 ! التوبة 72 قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ورضوان > 2 ! بضم الراء والباقون بالكسر وهما لغتان وتفسيرهما واحد

    والله أعلم بما وضعت > 2 ! قرأ ابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < والله أعلم بما وضعت > 2 ! بجزم العين وضم التاء يعني أن المرأة قالت والله أعلم بما وضعت والباقون بنصب العين وجزم التاء فيكون هذا قول الله إنه يعلم بما وضعت تلك المرأة


    2 < إن يمسسكم قرح > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر والكسائي وحمزة ! 2 < قرح > 2 ! بضم القاف والباقون بالنصب قال الفراء القرح والقرح واحد ويقال ! 2 < القرح > 2 ! بالنصب مصدر و ! 2 < القرح >

    < ولا تكتمونه > 2 ! عنهم قرأ ابن كثير وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ^ ليبيننه للناس ولا يكتمونه ^ كلاهما بالياء وقرأ الباقون بالتاء فمن قرأ بالياء فمعناه أخذ عليهم الميثاق لكي يبينوه ولا يكتموه وأما من قرأ بالتاء فمعناه أخذ عليهم الميثاق وقال لهم لتبيننه للناس ولا تكتمونه


    2 < وسيصلون سعيرا > 2 ! يعني سيدخلونها في الآخرة
    قرأ ابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر وسيصلون بضم الياء على فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون بنصب الياء وهذا كقوله ! 2 < سيدخلون جهنم > 2 ! وسيدخلون وقال القتبي في قوله ! 2 < وليخش الذين لو تركوا من خلفهم > 2 ! معناه وليخش الذين يكفلون اليتامى وليفعل بهم ما يحب أن يفعله بولده من بعده <

    2 < إلا أن يأتين بفاحشة مبينة > 2 ! وهي المعصية في النشوز على زوجها فيحل له ما أخذ منها ويقال إلا أن تزني فيحل له أن يفتدي منه يعني إذا كانت بطيبة نفسها قرأ ابن كثير وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < بفاحشة مبينة > 2 ! بنصب الياء وقرأ الباقون بكسر الياء فمن قرأ بالكسر يكون الفعل للفاحشة يعني فاحشة ظاهرة تبين منها نفسها ومن قرأ بالنصب يكون بمعنى المفعول قال مقاتل نزلت هذه الآية في محصن بن قيس وامرأته هند بنت المغيرة وفي جماعة وقال الكلبي نزلت في حصين بن أبي قيس وامرأته كبشة بنت معن


    2 < ولا يجرمنكم شنآن قوم > 2 ! يعني بغض قوم وعداوتهم ! 2 < أن تعتدوا > 2 ! يعني أن تجاوزوا الحد في المكافأة قرأ ابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < شنآن > 2 ! بجزم النون وقرأ الباقون ! 2 < شنآن > 2 ! بالنصب وقال القتبي لا يقال في المصادر فعلان وإنما يقال ذلك في الصفات مثل عطشان وسكران وفي المصادر يقال فعلان مثل طيران ولهفان وشنآن وقرأ ابن كثير وأبو عمرو ! 2 < أن صدوكم > 2 ! بكسر الألف على معنى الابتداء وقرأ الباقون ! 2 < أن صدوكم > 2 ! بالنصب على معنى البناء


    ثم قال ! 2 < إن الله لا يهدي القوم الكافرين > 2 ! يعني لا يرشدهم إلى دينه ويقال لما نزلت هذه الآية قال النبي صلى الله عليه وسلم لا أبالي من خذلني من اليهود ومن نصرني قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر وابن عامر ^ فما بلغت رسالاته ^ بلفظ الجماعة وقرأ الباقون بلفظ الوحدان لأن الواحد يغني عن الجماعة <

    ولكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمان > 2 ! قرأ ابن كثير ونافع وأبو عمرو وعاصم في رواية حفص ! 2 < عقدتم > 2 ! بالتشديد وقرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < عقدتم > 2 ! بالتخفيف وقرا ابن عامر ^ بما عاقدتم ^ فمن قرأ ^ عاقدتم ^ فهو من العقائد المعاقدة تجري بين الاثنين وهو أن يحلف الرجل لصاحبه بشيء ومن قرأ بالتشديد فهو للتأكيد ومن قرأ بالتخفيف لأن اليمين تكون مرة واحدة والتشديد يجري في التكرار والإعادة

    قرأ عاصم في رواية حفص ! 2 < استحق > 2 ! بنصب التاء وقرأ الباقون بضم التاء فمن قرأ بالنصب جعل ! 2 < الذين > 2 ! نعتا للمدعى عليه ومعناه فآخران من المستحقين الدين يقومان مقامهما ومن قرأ بالضم جعل ! 2 < الذين > 2 ! نعتا للمدعى عليهما ومعناه فآخران من المستحقين الدين يقومان مقامهما ومن قرأ بالضم جعل ! 2 < الذين > 2 ! نعتا للمدعى عليهما وقرأ حمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < الأولين > 2 ! وقرأ الباقون ! 2 < الأوليان > 2 ! فمن قرأ الأولين يجعله خفضا لأنه بدل من الذين فكأنه يقول من الأولين الذين استحق عليهم ومن قرأ ! 2 < الأوليان >

    فعل ما لم يسم فاعله وقرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < من يصرف > 2 ! بنصب الياء ومعناه من يصرف الله عنه ولأنه سبق ذكره قوله ! 2 < ربى > 2 ! فانصرف إليه


    قرأ ابن عامر وابن كثير وعاصم في رواية حفص ! 2 < ثم لم تكن فتنتهم > 2 ! بالتاء لأن الفتنة مؤنث و ! 2 < فتنتهم > 2 ! بضم التاء لأنه اسم تكن والخبر ! 2 < إلا أن قالوا > 2 ! وقرأ حمزة والكسائي ^ ثم لم يكن ^ بالياء لأن الفتنة مؤنثة إلا إن تأنيثه ليس بحقيقي ولأن الفتنة بمعنى الإفتان فانصرف إلى المعنى ! 2 < فتنتهم > 2 ! بالنصب فجعلاه خبر تكن والاسم ما بعده وقرأ أبو عمرو ونافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ثم لم تكن > 2 ! بالتاء والنصب وقرأ حمزة والكسائي ! 2 < والله ربنا > 2 ! بنصب الباء ومعناه يا ربنا وقرأ الباقون ! 2 < والله ربنا > 2 ! بكسر الباء على معنى النعت <

    < ولا نكذب بآيات ربنا ونكون من المؤمنين > 2 ! أي مصدقين قرأ حمزة وابن عامر وعاصم في رواية حفص ! 2 < ولا نكذب > 2 ! ! 2 < ونكون > 2 ! كلاهما بالنصب وقرأ ابن كثير وأبو عمرو ونافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ولا نكذب > 2 ! ! 2 < ونكون > 2 ! كلاهما بالضم على معنى الخبر ومن قرأ بالنصب فلأنه جواب التمني وجواب التمني إذا كان بالواو أو بالفاء يكون بالنصب كقولك ليتك تصير إلينا ونكرمك وقرأ بعضهم ! 2 < ولا نكذب > 2 ! بالضم و ! 2 < نكون > 2 ! بالنصب في رواية هشام بن عمار عن ابن عامر وقرأ عبد الله بن مسعود ^ فلا نكذب ^ بالفاء


    < < الأنعام : ( 55 - 56 ) وكذلك نفصل الآيات . . . . . > > ثم قال تعالى ! 2 < وكذلك نفصل الآيات > 2 ! قال القتبي يعني نأتي بها متفرقة شيئا بعد شيء ولا ننزلها جملة واحدة متصلة وقيل ! 2 < نفصل الآيات > 2 ! يعني نبين الآيات يعني القرآن ! 2 < ولتستبين سبيل المجرمين > 2 ! يعني طريق المشركين لماذا لا يؤمنون لأنهم إذا رأوا الضعفاء يسلمون قبلهم امتنعوا ويقال ! 2 < ولتستبين سبيل المجرمين > 2 ! يعني تعرفهم قرأ ابن كثير وأبو عامر وعاصم في رواية حفص ! 2 < ولتستبين > 2 ! بالتاء و ! 2 < سبيل > 2 ! بالضم لان السبيل مؤنث كقوله ^ قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله ^ يوسف 108 ومعناه ليظهر لكم طريق المشركين وقرا حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ وليستبين ^ بالياء ! 2 < سبيل المجرمين > 2 ! بالضم لأن السبيل هو الطريق والطريق يذكر ويؤنث وقرأ نافع ! 2 < ولتستبين > 2 ! بالتاء ! 2 < سبيل > 2 ! بالنصب يعني لتعرف يا محمد طريق المشركين


    قوله تعالى ! 2 < قل من ينجيكم من ظلمات البر والبحر > 2 ! يعني من أهوالهما وشدائدهما والظلمات كناية عن الأهوال والشدائد ! 2 < تدعونه تضرعا وخفية > 2 ! وقال الكلبي سرا وعلانية وقال مقاتل يعني في خفض وسكون قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < خفية > 2 ! بكسر الخاء والباقون بالضم وهما لغتان وكلاهما واحد ! 2 < لئن أنجانا من هذه > 2 ! يعني من غم هذه الاهوال والشدائد ! 2


    < ولينذر > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ولينذر > 2 ! بالياء يعني الكتاب يعني أنزلناه للإنذار والبركة وقرأ الباقون بالتاء يعني لتنذر به يا محمد ! 2 < أم القرى > 2 ! يعني أهل مكة وهي أصل القرى وإنما سميت أم القرى لأن الأرض كلها دحيت من تحت الكعبة ويقال لأنها مثلث قبلة للناس جميعا أي يؤمونها ويقال سميت أم القرى لأنها أعظم القرى شأنا ومنزلة ! 2 < ومن حولها > 2 ! يعني قرى الأرض كلها


    وما يشعركم أنها > 2 ! يقول وما يدريكم أنها ! 2 < إذا جاءت > 2 ! يعني الآية ! 2 < لا يؤمنون > 2 ! وقال مقاتل ! 2 < وما يشعركم > 2 ! يا أهل مكة أنها إذا جاءتكم لا تؤمنون وقال الكلبي يعني ! 2 < وما يشعركم > 2 ! أيها المؤمنون إنها إذا جاءت لا يؤمنون قرأ ابن كثير وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < أنها > 2 ! بالكسر على معنى الابتداء وإنما يتم الكلام عند قوله ! 2 < وما يشعركم > 2 ! ثم ابتدأ فقال ! 2 < أنها إذا جاءت لا يؤمنون > 2


    2 < ما حرم عليكم > 2 ! بضم الحاء على معنى فعل ما لم يسم فاعله وقرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وقد فصل > 2 ! بالنصب ^ وما حرم ^ بالضم وقرأ نافع وعاصم في رواية حفص كلاهما بالنصب يعني بين الله لكم ما حرم عليكم


    ثم قال تعالى ! 2 < ومن يرد أن يضله > 2 ! أي عن الإسلام ^ ويجعل صدره ضيقا ^ يعني غير موسع ! 2 < حرجا > 2 ! يعني شاكا وقال ابن عباس كالشجرة الملتفة بعضها في بعض لا يجد النور منفذا ومجازا قرأ ابن كثير ! 2 < ضيقا > 2 ! بتخفيف الياء وجزمها وقرأ الباقون بالتشديد ومعناهما واحد وقرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < حرجا > 2 ! بكسر الراء وقرأ الباقون بالنصب فمن قرأ بالنصب فهو المصدر ومن قرأ بالكسر فهو النعت

    2 < إنه لا يفلح الظالمون > 2 ! مخاطبا لرسول الله صلى الله عليه وسلم أي في الآخرة ولا يأمن المشركون قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ اعملوا على مكاناتكم ^ في جميع القرآن بلفظ الجماعة وقرأ الباقون ! 2 < مكانتكم > 2 ! وقرأ حمزة والكسائي ! 2 < من يكون > 2 ! بالياء لأنه انصرف إلى المعنى وهو الثواب والباقون قرؤوا بالتاء لأن لفظ العاقبة لفظ مؤنث <

    ثم قال ! 2 < ومحرم على أزواجنا > 2 ! ذكر بلفظ التذكير لأنه انصرف إلى قوله ! 2 < ما في بطون > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ وإن تكن ^ بالتاء على معنى التأنيث ! 2

    < قليلا ما تذكرون > 2 ! ^ ما ^ صلة في الكلام ومعناه قليلا تتعظون يعني أنهم لا يتعظون به شيئا قرأ ابن عامر ! 2 < يتذكرون > 2 ! على لفظ المغايبة بالياء وقرأ ابن كثير ونافع وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < تذكرون > 2 ! بالتاء على معنى المخاطبة بتشديد الذال والكاف لأن أصله تتذكرون فأدغم إحدى التائين في الذال وقرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية حفص ! 2 < تذكرون > 2 ! بتخفيف الذال وإسقاط التشديد للتخفيف <

    قال ^ الله تعالى ! 2 < لكل ضعف ولكن لا تعلمون > 2 ! يعني على القادة زيادة من العذاب ولكن لا تعلمون ما عليهم قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ولكن لا يعلمون > 2 ! بالياء يعني لا يعلم فريق منهم عذاب فريق آخر ! 2


    < يغشي الليل النهار > 2 ! يعني إن الليل يأتي على النهار فيغطيه ولم يقل يغشى النهار الليل لأن في الكلام دليلا عليه وقد بين في آية أخرى ^ يكور اليل على النهار ويكور النهار على اليل ^ الزمر 5 فكذلك هاهنا معناه يغشى النهار الليل ويغشى الليل النهار يعني إذا جاء النهار يذهب بظلمة الليل وإذا جاء الليل يذهب بنور النهار
    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يغشي الليل النهار > 2 ! بتشديد الشين ونصب الغين وقرأ الباقون بجزم الغين مع تخفيف الشين وهما لغتان غشى ويغشى وأغشى يغشى


    ثم قال ! 2 < ودمرنا ما كان يصنع فرعون وقومه > 2 ! يعني أهلكنا ما كان يصنع فرعون وقومه وأبطلنا كيده ومكره ! 2 < وما كانوا يعرشون > 2 ! يعني أهلكنا ما كانوا يبنون من البيوت والكروم وقرأ ابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يعرشون > 2 ! بضم الراء وقرأ الباقون بالكسر ومعناهما واحد <

    قرأ نافع ^ بعذاب بيس ^ بكسر الباء بلا همزة وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ بعذاب بيأس ^ بفتح الباء وسكون الياء وفتح الهمزة وقرأ الباقون ! 2 < بعذاب بئيس > 2 ! بنصب الباء وكسر الياء والهمزة وسكون الياء وهي اللغة المعروفة والأولى لغة لبعض العرب

    ويذرهم في طغيانهم يعمهون > 2 ! يعني يتركهم في ضلالتهم يترددون قرأ أبو عمرو ! 2 < ويذرهم > 2 ! بالياء وضم الراء على معنى الخبر وقرأ ابن كثير ونافع وابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ونذرهم > 2 ! بالنون وضم الراء وقرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية حفص ! 2 < ويذرهم > 2 ! بالياء وجزم الراء جعلوه جواب الشرط ومعناه من يضلل الله يذره


    < فلما آتاهما > 2 ! يعني أعطاهما ! 2 < صالحا > 2 ! خلقا آدميا سويا ^ جعلا له شركا فيما آتاهما ^ قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < جعلا له شركاء > 2 ! بكسر الشين وجزم الراء وقرأ الباقون ! 2 < شركاء > 2 ! بالضم ونصب الراء فمن قرأ بالكسر فهو على معنى التسمية وهو اسم يقوم مقام المصدر ومن قرأ بالضم فمعناه ! 2 < جعلا له شركاء > 2 ! يعني الشريك في الاسم وإنما ذكر الشركاء وأراد به الشريك يعني الشيطان فإن قيل من قرأ بالكسر كان من حق الكلام أن


    2 < فاستجاب لكم > 2 ! يعني فأجابكم ربكم ! 2 < أني ممدكم > 2 ! يعني أزيدكم ! 2 < بألف من الملائكة مردفين > 2 ! يعني متتابعين بعضهم على أثر بعض قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < مردفين > 2 ! بالنصب وقرأ الباقون بالكسر وكلاهما يرجع إلى معنى واحد وهو التتابع


    2 < ويحيى من حي > 2 ! بالإيمان ! 2 < عن بينة > 2 ! ويقال هذا وعيد من الله لأهل مكة يقول ليقم على كفره من أراد أن يقيم بعد ما بينت له الحق ببدر حين فرقت الحق من الباطل ! 2 < ويحيى > 2 ! يعني يقم على الإيمان من أراد أن يقيم بعد ما أرسلت إليه الرسول وأقمت عليه الحجة قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر وابن كثير في رواية شبل البزي ^ من حيي ^ بإظهار الياءين والباقون بياء واحدة وأصله بياءين إلا أن أحد الحرفين أدغم في الآخر لأنهما من جنس واحد ثم قال ! 2 < وإن الله لسميع عليم > 2 {


    < ولا يحسبن > 2 ! بالياء على وجه المغايبة ونصب السين وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ولا تحسبن > 2 ! بالتاء على وجه المخاطبة ونصب السين وقرأ الباقون على وجه المخاطبة وكسر السين وقرأ إبن عامر ! 2 < إنهم > 2 ! بالنصب على معنى البناء وقرأ الباقون بالكسر على معنى الإبتداء فمن قرأ بالنصب معناه لأنهم لا يعجزون يعني لا يفوتون وقرأ بعضهم بكسر النون ! 2 < لا يعجزون > 2 ! يعني لا يعجزونني وهي قراءة شاذة <


    قوله تعالى ! 2 < وإن جنحوا للسلم > 2 ! يقول إن أرادوا الصلح ومالوا إليه ! 2 < فاجنح لها > 2 ! يعني مل إليها وأرده يعني صالحهم قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وإن جنحوا للسلم > 2 ! بالكسر وقرأ الباقون بالنصب ! 2 < وتوكل على الله > 2 ! يعني ثق بالله وإن نقضوا العهد والصلح فإني أنصرك ولا أخذلك ! 2 < إنه هو السميع العليم > 2 ! يعني ! 2 < السميع > 2 ! بمقالتهم ! 2 < العليم > 2 ! بنقض العهد


    >>قل إن كان آباؤكم وأبناؤكم وإخوانكم وأزواجكم وعشيرتكم > 2 ! يعني قومكم قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ وعشيراتكم ^ بالألف بلفظ الجماعة وقرأ الباقون ! 2 < وعشيرتكم > 2 ! بغير ألف ! 2 < وأموال اقترفتموها > 2 ! يعني إكتسبتموها بمكة ! 2 < وتجارة تخشون كسادها >


    < إن صلاتك > 2 ! يعني دعاءك واستغفارك ! 2 < سكن لهم > 2 ! يعني طمأنينة لأن الله تعالى قد قبل منهم الصدقة ويقال إن الله قبل منهم التوبة ! 2 < والله سميع > 2 ! لقولهم ولصدقاتهم ! 2 < عليم > 2 ! بثوابهم قرأ نافع وإبن كثير وأبو عمرو وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ^ إن صلواتك ^ بلفظ الجماعة وقرأ الباقون ! 2 < صلاتك > 2 ! وقال أبو عبيدة وهذا أحب إلي لأن الصلاة أكثر من الصلوات ألا ترى إلى قول الله تعالى ! 2 < وأقيموا الصلاة > 2 ! [ الأنعام : 72 ] وإنما هي صلاة الأبد


    < < يونس : ( 1 - 2 ) الر تلك آيات . . . . . > > قال الله عز وجل ! 2 < الر > 2 ! قال إبن عباس معناه أنا الله أرى وهكذا عن الضحاك وقد ذكرنا تفسير الحروف في أول سورة البقرة قرأ حمزة والكسائي وأبو عمرو وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < الر > 2 ! بإمالة الراء وقرأ إبن كثير وحفص بنصب الراء وقرأ نافع بين ذلك


    < يهدي > 2 ! بنصب الهاء وتشديد الدال لأن حركة التاء وقعت على الهاء وقرأ عاصم في رواية حفص ! 2 < يهدي > 2 ! بفتح الياء وكسر الهاء وتشديد الدال لأنه لما إجتمع الساكنان حرك أحدهما بالكسر وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يهدي > 2 ! بكسر الياء والهاء وتشديد الدال فأتبع الكسرة الكسرة وقرأ حمزة والكسائي ! 2 < يهدي > 2 ! بجزم الهاء وتخفيف الدال ويكون معناه لا يهتدي قال الكسائي قوم من العرب يقول هديت الطريق بمعنى إهتديت فهذه خمس من القراءات في هذه الآية

    2 < الرجس > 2 ! يعني العذاب قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ ونجعل الرجس ^ بالنون وقرأ الباقون بالياء ثم أخبر أنه لا عذر لمن تخلف عن الإيمان لأنه قد بين العلامات <

    وإنهم لفي شك منه ^ يعني من القرآن ! 2 < مريب > 2 ! يعني ظاهر الشك
    قوله تعالى ^ وإن كلا ^ قرأ إبن كثير ونافع وعاصم في رواية أبي بكر ^ وإن كلا ^ بجزم النون وقرأ الباقون بالنصب والتشديد فمن قرأ بالجزم يكون معناه وما كل إلا ليوفينهم كقوله ! 2 < وإن كل لما جميع > 2 ! [ يس : 32 ] يعني ما كل جميع ومن قرأ بالتشديد يكون إن لتأكيد الكلام وقرأ حمزة وإبن عامر وعاصم في رواية حفص ! 2 < لما > 2 ! بتشديد الميم وقرأ الباقون بالتخفيف فمن قرأ بالتخفيف يكون لما لصلة الكلام ومعناه وإن كلا ليوفينهم فتكون ما صلة كقولهم عما قليل يعني عن قليل ومن قرأ بالتشديد يكون بمعنى إلا يعني وإن كلا إلا ليوفينهم كقوله ^ إن كل نفس لما عليها حافظ <

    ! 2 < يغشي الليل النهار > 2 ! يعني يعلو الليل على النهار ويعلو النهار على الليل واقتصر بذكر أحدهما إذا كان في الكلام دليل عليه قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يغشى > 2 ! بنصب الغين وتشديد الشين وقرأ الباقون بالجزم والتخفيف ثم بين أن ما ذكر من هذه الأشياء فيه برهان وعلامات لمن تفكر فيها فقال ! 2 < إن في ذلك > 2 ! يعني فيما ذكر من صنعه ! 2 < لآيات > 2 ! يعني لعبرات ! 2 < لقوم يتفكرون > 2 ! في إختلاف الليل والنهار فيوحدونه

    أم هل تستوي الظلمات والنور ^ أي كما لا تستوي الظلمات والنور فكذلك لا يستوي الإيمان والكفر قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يستوي > 2 ! بلفظ التذكير وقرأ الباقون بالتاء بلفظ التأنيث لأن تأنيثه ليس بحقيقي فيجوز أن يذكر ويؤنث ولأن الفعل مقدم على الاسم
    ثم قال


    قال الله تعالى ! 2 < ما ننزل الملائكة إلا بالحق > 2 ! أي بالوحي والعذاب وبقبض الأرواح ! 2 < وما كانوا إذا منظرين > 2 ! يعني إذا نزلت عليهم الملائكة لا يؤجلون بعد نزول الملائكة قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية حفص ما ! 2 < ننزل > 2 ! بالنون وتشديد الزاي ونصب ! 2 < الملائكة > 2 ! من قولك نزل ينزل وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ما تنزل > 2 ! بالتاء والضم ونصب الزاي مع التشديد على معنى فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون ! 2 < ما تنزل > 2 ! بنصب التاء وتشديد الزاي فجعل الفعل للملائكة


    قوم لوط قال إبراهيم أتهلكونهم وفيهم لوط فقالوا ! 2 < إلا آل لوط > 2 ! يعني ابنتيه زعورا وريثا ويقال امرأة له أخرى غير التي أهلكت ! 2 < إنا لمنجوهم أجمعين > 2 ! قرأ حمزة والكسائي ! 2 < إنا لمنجوهم > 2 ! بالتخفيف وقرأ الباقون بنصب النون وتشديد الجيم من أنجى ينجي ونجى ينجي بمعنى واحد ! 2 < إلا امرأته قدرنا > 2 ! عليها الهلاك ! 2 < إنها لمن الغابرين > 2 ! أي لمن المتخلفين للهلاك قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < قدرنا > 2 ! بالتخفيف وهو من القدر وقرأ الباقون بالتشديد وهو من التقدير

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    أي يختار للنبوة والرسالة وقال قتادة ينزل الملائكة بالرحمة والوحي ! 2 < على من يشاء من عباده > 2 ! من كان أهلا لذلك قرأ إبن كثير وأبو عمرو ! 2 < ينزل > 2 ! بجزم النون من قولك أنزل ينزل وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < تنزل > 2 ! بالتاء ونصب النون والزاي مع التشديد على معنى فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون ! 2 < ينزل > 2 ! بالياء وكسر الزاي مع التشديد من قولك ننزل


    2 < ومن كل الثمرات > 2 ! أي من ألوان الثمرات قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ ننبت لكم ^ بالنون وقرأ الباقون بالياء ومعناهما واحد ! 2 < إن في ذلك لآية > 2 ! يعني فيما ذكر من نزول المطر وخروج النبات لعبرة ! 2 < لقوم يتفكرون > 2 ! في آياته
    ثم قال عز وجل ! 2 < وسخر لكم الليل والنهار > 2 ! أي ذلل لكم الليل والنهار لمعايشكم

    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ تسرون وتعلنون ^ بالتاء على معنى المخاطبة ! 2 < ويدعون > 2 ! بالياء على معنى المغايبة وروي عنه حفص الثلاث كلها بالياء على معنى المغايبة وقرأ الباقون كلها بالتاء على معنى المخاطبة
    ثم وصف دار المتقين فقال ! 2 < جنات عدن > 2 !

    قوله عز وجل ! 2 < وإن لكم في الأنعام لعبرة نسقيكم مما في بطونه > 2 ! قرأ نافع وابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < نسقيكم > 2 ! بنصب النون وقرأ الباقون بضم النون ومعناهما واحد يقال سقيته وأسقيته بمعنى واحد ! 2 < مما في بطونه > 2 !

    ومما يعرشون > 2 ! قرأ إبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يعرشون > 2 ! بضم الراء والباقون بالكسر ومعناهما واحد أي ومما يبنون من سقوف البيت مسكنا ! 2 < ثم كلي من كل الثمرات > 2


    2 < فإذا جاء وعد الآخرة > 2 ! أي آخر الفسادين ^ ليسوءوا وجوهكم ^ أخذ من السوء أي بعثناكم إليكم ليقبحوا وجوهكم بالقتل والسبي قرأ حمزة وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ^ ليسوء ^ بالياء ونصب الواو معه وقرأ الكسائي ^ لنسوء ^ بالنون فيكون الفعل لله تعالى وقرأ الباقون ^ ليسوءوا ^


    < لينذر بأسا شديدا > 2 ! أي يخوفهم بالعذاب الشديد بما في القرآن ! 2 < من لدنه > 2 ! أي من عنده قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < من لدنه > 2 ! بجزم الدال وقرأ الباقون بالضم ومعناهما واحد ! 2 < ويبشر المؤمنين > 2 ! بالجنة

    التوحيد قرأ نافع وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < من أمركم مرفقا > 2 ! بنصب الميم وكسر الفاء والباقون بكسر الميم ونصب الفاء ومعناهما واحد وهو ما يرتفق به وقرأ إبن كثير ونافع وأبو عمرو ! 2 < تزاور > 2 ! بتشديد الزاي مع الألف لأن أصله تتزاور أي تميل فأدغم وشدد الزاي وقرأ إبن عامر ^ تزور ^ بجزم الزاي وتشديد الراء ومعنى ذلك كله واحد وهو الميل


    قوله عز وجل ! 2 < وتلك القرى > 2 ! أي أهلها يعني ! 2 < أهلكناهم لما ظلموا > 2 ! يعني القرون الماضية حين أقاموا وثبتوا على كفرهم ! 2 < وجعلنا لمهلكهم موعدا > 2 ! أي لهلاكهم أجلا يهلكون فيه قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < لمهلكهم > 2 ! بنصب الميم واللام وقرأ عاصم في رواية حفص بنصب الميم وكسر اللام وقرأ الباقون بضم الميم ونصب اللام ومعنى ذلك كله واحد قال الزجاج يكون للمصدر ويجوز للوقت وإن كان مصدرا فمعناه جعلنا لوقت هلاكهم أجلا وإن كان للوقت فمعناه جعلنا لوقت هلاكهم أجلا <


    < حتى إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب في عين حمئة > 2 ! قرأ إبن عامر وحمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ حامئة ^ بالألف وقرأ الباقون ! 2 < حمئة > 2 ! بغير ألف فمن قرأ ^ حامئة ^ يعني جائرة ومن قرأ بغير ألف يعني من طينة سوداء منتنة وروي أن معاوية قرأ ^ في عين حامة ^


    ثم قال ! 2 < حتى إذا بلغ بين السدين > 2 ! أي بين الجبلين قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < السدين > 2 ! بضم السين وكذلك الثاني والذي في سورة يس وروى حفص عن عاصم أنه نصب كله وإبن كثير وأبو عمرو نصبا ها هنا ورفعا في يس وحمزة والكسائي رفعا بين السدين ونصبا ما سوى ذلك وقال بعض أهل اللغة ما كان مسدودا خلقة فهو سد بالنصب وما كان بعمل الناس فهو سد بالضم وروي عن إبن عباس ومجاهد وقيل إن المراد ها هنا طرفا الجبل ! 2 < وجد من دونهما > 2 ! أي من قبل الجبلين ! 2 < قوما لا يكادون يفقهون قولا > 2 ! أي كلاما غير كلامهم ولسانا غير لسانهم قرأ حمزة والكسائي ! 2 < يفقهون > 2 ! بضم الياء وكسر القاف يعني أن كلامهم لا يفهمه أحد غيرهم وقرأ الباقون ! 2 < يفقهون > 2 ! بالنصب يعني أنهم لا يفقهون قول غيرهم <


    ! 2 < حتى إذا ساوى بين الصدفين > 2 ! قرأ إبن كثير وأبو عمرو وإبن عامر ! 2 < الصدفين > 2 ! بضم الصاد والدال وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < الصدفين > 2 ! بضم الصاد وجزم الدال وقرأ الباقون بنصب الصاد والدال وهما ناحيتا الجبل فأخذ قطع الحديد وجعل بينهما حطبا وفحما ووضع المنافخ وقال أنفخوا فنفخوه حتى صار كهيئة النار ثم أتى بالصفر ويقال بالنحاس فأذابه وأفرغ عليه حتى صار جبلا من حديد ونحاس فذلك قوله ! 2 < حتى إذا ساوى بين الصدفين > 2 ! أي بين الجبلين ! 2 < قال انفخوا > 2 ! فنفخوا ! 2 < حتى إذا جعله نارا > 2 ! أي صير الحديد نارا ! 2 < قال آتوني أفرغ عليه قطرا > 2 ! وهو الصفر المذاب أصبب عليه قرأ عاصم في رواية أبي بكر وحمزة ! 2 < قال ائتوني > 2 ! بجزم الألف والباقون بالمد ! 2 < فما اسطاعوا > 2 ! أي فما قدروا ! 2 < أن يظهروه > 2 ! يعني أن يعلوا فوق السد ! 2 < وما استطاعوا له نقبا > 2 ! أي ما قدروا على نقب السد ويقال ! 2 < ما استطاعوا له نقبا > 2 ! أي ما تحت السد في الأرض لأنه بناه في الأرض إلى السماء



    < < مريم : ( 1 - 6 ) كهيعص > > قوله سبحانه وتعالى ! 2 < كهيعص > 2 ! قرأ إبن كثير وعاصم في رواية حفص بنصب الهاء والياء وقرأ عاصم في رواية أبي بكر والكسائي بكسر الهاء والياء وقرأ أبو عمرو بكسر الهاء ونصب الياء وقرأ حمزة وإبن عامر بنصب الهاء وكسر الياء وقرأ نافع بين الكسر والفتح وهو إختيار أبي عبيدة ومعنى هذا كله واحد قال إبن عباس رضي الله عنه في تفسير قوله ! 2 < كهيعص > 2 ! قال الكاف فالله كاف لخلقه والهاء فالله الهادي لخلقه وأما الياء فيد الله مبسوطة على خلقه بالرزق لهم والعطف عليهم وأما العين فالله تعالى عالم بخلقه وأمورهم وأما الصاد فالله تعالى صادق بوعده وروي عن علي بن أبي طالب رضي الله عنه أنه قال هو اسم الله الأعظم وروي عنه أنه قال هو قسم أقسم الله تعالى بكهيعص ويقال هي حروف تدل على إبتداء السور نحو ! 2 < الر > 2 ! و ! 2 < المر > 2 ! وغيرهما



    < فقذفناها > 2 ! يعني فطرحناها في النار قرأ حمزة والكسائي وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < حملنا > 2 ! بالنصب والتخفيف وقرأ الباقون ! 2 < حملنا > 2 ! بضم الحاء وتشديد الميم على فعل ما لم يسم فاعله ! 2 < فكذلك ألقى السامري > 2 ! يعني ألقاها في النار كما ألقينا

    وصيتي ^ قال ^ له موسى ذلك بعدما أخذ بشعر رأسه ولحيته فقال هارون عليه السلام ! 2 < يا ابن أم > 2 ! قرأ حمزة والكسائي وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يا ابن أم > 2 ! بكسر الميم على معنى الإضافة وقرأ الباقون بالنصب بمنزلة إسم واحد ! 2 < لا تأخذ بلحيتي ولا > 2 ! بشعر ! 2 < برأسي > 2 ! ! 2 < إني خشيت أن تقول فرقت بين بني إسرائيل > 2 ! يعني جعلتهم فرقتين وألقيت بينهم الحرب ! 2 < ولم ترقب قولي > 2 ! يعني لم تنتظر قدومي <
    > سورة طه 95 - 97 <


    ثم قال عز وجل ^ إن لك أن لا تجوع فيها ولا تعرى ^ يعني أن حالك ما دمت في الجنة لا تجوع فيها ولا تعرى من الثياب ! 2 < وأنك لا تظمأ فيها > 2 ! يعني لا تعطش في الجنة ! 2 < ولا تضحى > 2 ! يعني لا يصيبك الضحى وهو حر الشمس قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وانك > 2 ! بالكسر على معنى الإبتداء وقرأ الباقون ! 2 < وانك > 2 ! بالنصب على معنى البناء


    ثم قال ! 2 < ومن آناء الليل > 2 ! يعني ساعات الليل ! 2 < فسبح > 2 ! يعني صلاة المغرب والعشاء ! 2 < وأطراف النهار > 2 ! يعني غدوة وعشية على معنى التأكيد للتكرار ! 2 < لعلك ترضى > 2 ! يعني لعلك تعطى من الشفاعة حتى ترضى قرأ الكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ترضى > 2 ! بضم التاء على فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون بالنصب يعني ترضى أنت وقال أبو عبيدة وبالقراءة الأولى نقرأ يعني بالضم لأن فيها معنيين أحدهما ترضى أي تعطى الرضا والأخرى ترضى أي يرضاك الله وتصديقه قوله تعالى ! 2 < وكان عند ربه مرضيا > 2 ! [ مريم : 55 ] وليس في الأخرى وهي القراءة بالنصب إلا وجه واحد


    >
    < < الأنبياء : ( 80 - 82 ) وعلمناه صنعة لبوس . . . . . > > قوله عز وجل ! 2 <وعلمناه صنعة لبوس لكم > 2 ! يعني دروع الحديد وذلك أن داود عليه السلام خرج يوما متنكرا ليسأل عن سيرته في مملكته فاستقبله جبريل عليه السلام على صورة آدمي فلم يعرفه داود فقال كيف ترى سيرة داود في مملكته فقال له جبريل عليه السلام نعم الرجل هو لولا أن فيه خصلة واحدة قال وما هي قال بلغني أنه يأكل من بيت المال وليس شيء أفضل من أن يأكل الرجل من كد يده فرجع داود عليه السلام وسأل الله عز وجل أن يجعل رزقه من كد يديه فألان له الحديد وكان يتخذ منها الدروع ويبيعها ويأكل من ذلك فذلك قوله ! 2 < وعلمناه > 2 ! يعني ألهمناه ويقال ! 2 < علمناه > 2 ! بالوحي ^ صفة لبوس لكم ^ ! 2 < لتحصنكم من بأسكم > 2 ! يعني يمنعكم قتال عدوكم قرأ إبن عامر وعاصم في رواية حفص بالتاء ! 2 < لتحصنكم > 2 ! وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ لنحصنكم ^ بالنون بدليل قوله وعلمناه وقرأ الباقون بالياء بلفظ التذكير يعني ليحصنكم الله عز وجل ويقال يعني اللبوس ومن قرأ بالتاء فهو كناية عن الصنعة واختار أبو عبيد بالتاء ! 2 < لتحصنكم > 2 ! لأن اللبوس أقرب إليه
    ثم قال ! 2 < فهل أنتم شاكرون > 2 ! اللفظ لفظ الإستفهام يعني أشكروا رب هذه النعم ووحدوه


    ثم قال ! 2 < وكذلك ننجي المؤمنين > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر وإبن عامر في إحدى الروايتين ! 2 < نجي المؤمنين > 2 ! بنون واحدة وتشديد الجيم وقال الزجاج هو لحن لأن فعل ما لم يسم فاعله لا يكون بغير فاعل وإنما كتب في المصحف بنون واحدة لأن الثانية تخفى مع الجيم وقال أبو عبيد والذي عندنا أنه ليس بلحن وله مخرجان في العربية أحدهما أنه يريد ! 2 < ننجي > 2 ! مشددة كقوله ! 2 < ونجيناه من الغم > 2 ! ثم يدغم النون الثانية في الجيم والآخر معناه نجي نجاة المؤمنين قال هذه القراءة أحب إلي لأن المصاحف كلها كتبت بنون واحدة وهكذا رأيت في مصحف الإمام عثمان رضي الله عنه وقرأ الباقون ! 2 < ننجي المؤمنين > 2 ! بنونين <
    > سورة الأنبياء 89 - 91 <



    < < الأنبياء : ( 95 - 99 ) وحرام على قرية . . . . . > > قوله عز وجل ! 2 < وحرام على قرية > 2 ! يعني على قرية فيما مضى ! 2 < أهلكناها > 2 ! بالعذاب في الدنيا ! 2 < أنهم لا يرجعون > 2 ! إلى الدنيا قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ وحرم على قرية ^ بكسر الحاء وبغير ألف وقرأ الباقون ! 2 < وحرام > 2 ! بنصب الحاء والألف وحرم وحرام بمعنى واحد كقوله حل وحلال وروي عن عكرمة عن إبن عباس أنه كان يقرأ ! 2 < وحرم > 2 ! وقال واجب عليهم أن لا يرجع منهم راجع ويقال معناه وحرام على أهل قرية أهلكناها أن يتقبل منهم عمل لأنهم ! 2 < لا يرجعون > 2 ! أي لا يتوبون ويقال ! 2 < لا يرجعون > 2 ! لا زيادة ومعناه حرام عليهم أن يرجعوا



    >
    < < الحج : ( 23 - 24 ) إن الله يدخل . . . . . > > ثم بين جزاء الخصم الآخر فقال عز وجل ! 2 < إن الله يدخل الذين آمنوا وعملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الأنهار يحلون فيها > 2 ! يعني يلبسون في الجنة ! 2 < من أساور > 2 ! يعني أقلبة ! 2 < من ذهب ولؤلؤا > 2 ! قرأ نافع وعاصم في رواية حفص ! 2 < ولؤلؤا > 2 ! بالهمز والنصب وقرأ عاصم في رواية أبي بكر هكذا إلا أنه لم يهمز الواو الأولى وقرأ الباقون بالهمز والكسر فمن قرأ بالكسر فلأجل من ومن قرأ بالنصب فمعناه يحلون لؤلؤا نصب لوقوع الفعل عليه وهو إختيار أبي عبيد
    ثم قال ! 2 < ولباسهم فيها حرير > 2 ! أي في الجنة



    حمزة والكسائي وعاصم ! 2 < ثم ليقضوا > 2 ! بجزم اللام وكذلك ! 2 < وليوفوا > 2 ! ! 2 < وليطوفوا > 2 ! وقرأ أبو عمرو الثلاثة كلها بالكسر بمعنى لام كي وقرأ إبن كثير بكسر اللام الأولى خاصة فمن قرأ بالجزم جعلها أمر الغائب ومن قرأ بالكسر جعله خبرا عطفا على قوله ! 2 < ليذكروا > 2 ! وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وليوفوا > 2 ! بنصب الواو وتشديد الفاء وقرأ الباقون بالتخفيف من أوفى يوفي والأول من وفى يوفي ومعناهما واحد <


    ظلموا ) يعني أذن لهم بالقتال بسبب أنهم ظلموا قرأ عاصم في رواية حفص ! 2 < إذن > 2 ! بضم الألف على معنى أذن الله للذين يقاتلون بنصب التاء وقرأ عاصم في رواية أبي بكر وأبو عمرو ! 2 < إذن > 2 ! بالضم ! 2 < يقاتلون > 2 ! بكسر التاء وقرأ الباقون بالنصب قرأ حمزة والكسائي وإبن كثير ! 2 < يقاتلون > 2 ! بالكسر
    ثم قال ! 2 < وإن الله على نصرهم لقدير > 2 ! يعني قادر وكان المشركون لا يزالون يؤذونهم باللسان وباليد فشكوا إلى النبي صلى الله عليه وسلم فلما هاجروا أمروا بالقتال

    2 < وأن الله هو العلي الكبير > 2 ! يعني هو أعلى وأكبر من أن يعدل به الباطل قرأ إبن عامر ! 2 < ثم قتلوا > 2 ! بالتشديد وقرأ الباقون بالتخفيف وقرأ أبو عمرو وحمزة والكسائي وعاصم في رواية حفص ! 2 < وأن ما يدعون > 2 ! بالياء بلفظ المغايبة وقرأ الباقون بالتاء وقرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ليدخلنهم مدخلا > 2 ! بنصب الميم وقرأ الباقون بالضم <
    > سورة الحج 63 - 66 <
    >

    وقال مقاتل والزجاج كان عمر رضي الله عنه عند رسول الله صلى الله عليه وسلم إذ أنزلت عليه هذه الآية فقال عمر ! 2 < فتبارك الله أحسن الخالقين > 2 ! فقال النبي صلى الله عليه وسلم هكذا أنزلت علي فكأنه أجرى على لسانه هذه الآية قبل قراءة النبي صلى الله عليه وسلم وقد قيل إن الحكاية الأولى غير صحيحة لأن إرتداد عبد الله بن أبي سرح كان بالمدينة وهذه الآية مكية قرأ إبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ^ فخلقنا المضغة عظما فكسونا العظم لحما ^ وقرأ الباقون ! 2 < عظاما > 2 ! بالألف ومعناهما واحد لأن الواحد يغني عن الجنس <

    < < المؤمنون : ( 21 - 22 ) وإن لكم في . . . . . > > ثم قال عز وجل ! 2 < وإن لكم في الأنعام لعبرة > 2 ! يعني في الإبل والبقر والغنم معتبر لمن يعتبر فيها يقال العبر بأوقار والمعتبر بمثقال ! 2 < نسقيكم مما في بطونها > 2 ! يعني من ألبانها وهي تخرج من بين فرث ودم قرأ نافع وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < نسقيكم > 2 ! بنصب النون وقرأ الباقون بالضم وهذا مثل ما في سورة النحل


    ثم قال عز وجل ! 2 < فإذا استويت أنت > 2 ! يعني ركبت السفينة ! 2 < أنت ومن معك على الفلك > 2 ! يعني في السفينة ! 2 < فقل الحمد لله > 2 ! يعني الشكر لله ! 2 < الذي نجانا من القوم الظالمين > 2 ! يعني المشركين
    قوله عز وجل ! 2 < وقل رب أنزلني > 2 ! يعني إذا نزلت من السفينة إلى البر فقل ! 2 < رب أنزلني منزلا مباركا > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < منزلا > 2 ! بنصب الميم وكسر الزاي يعني موضع النزول وقرأ الباقون ! 2 < منزلا > 2 ! بضم الميم ونصب الزاي وهو إختيار أبي عبيد وهو المصدر من أنزل ينزل فصار بمعنى أنزلني إنزالا مباركا ! 2 < وأنت خير المنزلين > 2 ! من غيرك وقد قرأ في الشاذ ! 2 < وأنت خير المنزلين > 2 ! بنصب الزاي يعني أن الله تعالى قال لنوح عليه السلام قل هذا القول حتى تكون خير المنزلين


    2 < غير أولي الإربة > 2 ! هو الأحمق وقال الضحاك هو الأبله ويقال هو الذي طبعه طبع النساء فلا يكون له شهوة الرجال وسئلت عائشة رضي الله عنها هل يرى الخصي حسن المرأة قالت لا ولا كرامة أليس هو رجل قرأ إبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < غير أولي الإربة > 2 ! بنصب الراء وقرأ الباقون بالكسر فمن قرأ بالكسر يكون على النعت للتابعين فيكون معناها التابعين الذين هذه حالهم ومن نصب أراد به الإستثناء والمعنى إلا أولي الإربة


    ! 2 < كأنها كوكب دري > 2 ! قرأ نافع وإبن كثير وعاصم في رواية حفص ! 2 < كوكب دري > 2 ! بضم الدال غير مهموز وقرأ أبو عمرو والكسائي بكسر الدال وبهمز الياء وقرأ حمزة وعاصم في رواية أبي بكر بالضم والهمز فمن قرأ بضم الدال فهو منسوب إلى الدر يعني يشبه في ضوئه الدر وممن قرأ بكسر الدال يعني الذي يدرأ عن نفسه يعني لا يكاد يقدر النظر إليه من شدة ضوئه
    ثم قال تعالى ! 2 < يوقد من شجرة مباركة > 2 ! يعني السراج يوقد بدهن من شجرة مباركة ! 2 < زيتونة > 2 ! قرأ أبو عمرو وإبن كثير ! 2 < توقد > 2 ! بنصب التاء والواو والقاف بلفظ التأنيث وأصله تتوقد فحذف إحدى التاءين وقرأ عاصم في رواية أبي بكر وحمزة والكسائي بضم التاء والتخفيف بلفظ التأنيث على فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون ^ يوقد ^ بالياء والضم بلفظ التذكير والتفسير على معنى فعل ما لم يسم فاعله فمن قرأ بالتأنيث إنصرف إلى الزجاجة ومن قرأ بالتذكير إنصرف إلى المصباح والسراج
    ثم وصف الشجرة المباركة فقال


    ! 2 < ويذكر فيها اسمه > 2 ! يعني توحيده ويقال بالأذان والإقامة ! 2 < يسبح له > 2 ! فيها يعني يصلي لله في المساجد ! 2 < بالغدو والآصال > 2 ! يعني عند الغداة والعشي قرأ إبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يسبح > 2 ! بنصب الباء على معنى فعل ما لم يسم فاعله


    ثم قال ! 2 < ومن كفر بعد ذلك > 2 ! يعني بعد الأمن والتمكين ! 2 < فأولئك هم الفاسقون > 2 ! يعني العاصين قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < كما استخلف > 2 ! بضم التاء وكسر اللام على فعل ما لم يسم فاعله وقرأ الباقون بنصب التاء واللام لأنه سبق ذكر الله تعالى وقرأ إبن كثير وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وليبدلنهم > 2 ! بالتخفيف وقرأ الباقون بتشديد الدال من بدل يبدل والأول من أبدل يبدل



    ذلك ) الآية قرأ إبن كثير وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ويجعل > 2 ! بضم اللام على معنى خبر الإبتداء وقرأ الباقون بالجزم لأنه جواب الشرط



    صاغرا يهان فيه قرأ عاصم ! 2 < يضاعف له > 2 ! بالألف وضم الفاء وقرأ إبن عامر وإبن كثير ^ يضعف ^ بغير ألف والتشديد وجزم الفاء وقرأ الباقون بالألف وجزم الفاء وقرأ عاصم في رواية أبي بكر وإبن عامر ! 2 < ويخلد > 2 ! بضم الدال
    وروى حفص عن عاصم وإبن كثير ! 2 < ويخلد > 2 ! بالإشباع وقرأ الباقون ! 2 < يخلد > 2 ! بجزم الدال فمن قرأ ! 2 < يضاعف > 2 ! و ! 2 < يخلد > 2 ! بالرفع فالوقف هنا على قوله ! 2 < أثاما > 2 ! ومن قرأهما بالجزم فلا يقف على ! 2 < أثاما > 2 ! لأنهما جوابا الشرط والشرط والجواب هما مجزومان



    ثم قال عز وجل ! 2 < والذين يقولون ربنا هب لنا من أزواجنا وذرياتنا قرة أعين > 2 ! يعني إجعل أزواجنا وذريتنا من الصالحين تقر أعيننا بذلك ويقال وفقهم للطاعة واعصمهم من المعصية ليكونوا معنا في الجنة فتقر بهم أعيننا قرأ حمزة والكسائي وأبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ^ وذريتنا ^ بلفظ الوحدان وقرأ الباقون ! 2 < وذرياتنا > 2 ! بلفظ الجماعة ثم قال ! 2 < واجعلنا للمتقين إماما > 2 ! يعني إجعلنا أئمة في الخير يقتدي بنا المؤمنون كما قال ! 2 < وجعلناهم أئمة يهدون بأمرنا > 2 ! [ الأنبياء : 73 ] أي قادة في الخير



    الله تعالى لهم قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر وإحدى الروايتين عن إبن عباس ! 2 < ويلقون فيها > 2 ! بنصب الياء وجزم اللام والتخفيف وقرأ الباقون ! 2 < ويلقون > 2 ! بضم الياء ونصب اللام وتشديد القاف فمن قرأ بالتخفيف يعني يلقي بعضهم بعضا بالسلام ومن قرأ بالتشديد يعني يجيء إليهم سلام الله تعالى يعني يلقى إليهم السلام من الله تعالى
    ثم قال عز وجل ! 2 < خالدين فيها > 2 ! يعني دائمين في الجنة ! 2 < حسنت مستقرا ومقاما > 2 ! يعني موضع القرار وموضع الخلود



    < < الشعراء : ( 1 ) طسم > > قول الله سبحانه وتعالى ! 2 < طسم > 2 ! قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر بإمالة الطاء وقرأ أبو عمرو وإبن كثير بالتفخيم وهما لغتان معروفتان عند العرب ويجوز كلاهما وقرأ نافع بين ذلك وقرأ حمزة بإظهار النون والباقون بالإدغام لتقارب مخرجهما ومن لم يدغم أراد التبيين وكلاهما جائز وأما التفسير فروى معمر عن قتادة أنه قال إسم من أسماء القرآن ويقال والطاء طوله والسين سناؤه والميم ملكه ومجده ويقال الطاء شجرة طوبى والسين سدرة المنتهى والميم محمد المصطفى صلى الله عليه وسلم وقال بعضهم عجزت العلماء عن تفسيرها ويقال هو قسم أقسم الله تعالى به



    < < النمل : ( 50 - 53 ) ومكروا مكرا ومكرنا . . . . . > > قال الله تعالى ! 2 < ومكروا مكرا > 2 ! يعني أرادوا قتل صالح عليه السلام ! 2 < ومكرنا مكرا > 2 ! يعني جثم عليهم الجبل فماتوا كلهم ويقال رجمتهم الملائكة عليهم السلام بالحجارة فماتوا فذلك قوله تعالى ! 2 < ومكروا مكرا > 2 ! أي أرادوا قتل صالح ! 2 < ومكرنا مكرا > 2 ! يعني أراد الله عز وجل قتلهم جزاء لأعمالهم ! 2 < وهم لا يشعرون > 2 ! بأن الملائكة يحرسون صالحا في داره قرأ عاصم في رواية أبي بكر ما شهدنا ! 2 < مهلك > 2 ! أهله بنصب الميم واللام وفي رواية حفص بنصب الميم وكسر اللام وقرأ الباقون بضم الميم ونصب اللام
    < < الشعراء : ( 192 ) وإنه لتنزيل رب . . . . . > > قوله عز وجل ! 2 < وإنه لتنزيل رب العالمين > 2 ! يعني القرآن ويقال إنه إشارة إلى ما ذكر في أول السورة ! 2 < تلك آيات الكتاب المبين > 2 ! وأنه يعني الكتاب لتنزيل رب العالمين ! 2 < نزل به الروح الأمين > 2 ! قرأ حمزة والكسائي وإبن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < نزل > 2 ! بالتشديد وقرأ الباقون بالتخفيف فمن قرأ بالتشديد فمعناه نزل الله تعالى بالقرآن الروح الأمين يعني جبريل عليه السلام نصب الروح لوقوع الفعل عليه يعني أنزل الله تعالى جبريل بالقرآن ومن قرأ بالتخفيف فمعناه نزل جبريل عليه السلام بالقرآن فجعل الروح رفعا لأنه فاعل ثم قال ! 2 < على قلبك > 2 ! أي نزله عليك ليثبت به قلبك ويقال أي لكي يحفظ به قلبك ويقال ! 2 < على قلبك > 2 ! أي نزل على قدر فهمك وحفظك ويقال أي نزله عليك فوعاه قلبك وثبت فيه فلا تنساه أبدا كما قال ! 2 < سنقرئك فلا تنسى > 2 ! [ الأعلى : 6 ] ويقال ! 2 < على قلبك > 2 ! يعني على موافقة قلبك ومرادك ! 2 < لتكون من المنذرين > 2 ! يعني من المخوفين بالقرآن للكفار من النار



    < < النمل : ( 50 - 53 ) ومكروا مكرا ومكرنا . . . . . > > قال الله تعالى ! 2 < ومكروا مكرا > 2 ! يعني أرادوا قتل صالح عليه السلام ! 2 < ومكرنا مكرا > 2 ! يعني جثم عليهم الجبل فماتوا كلهم ويقال رجمتهم الملائكة عليهم السلام بالحجارة فماتوا فذلك قوله تعالى ! 2 < ومكروا مكرا > 2 ! أي أرادوا قتل صالح ! 2 < ومكرنا مكرا > 2 ! يعني أراد الله عز وجل قتلهم جزاء لأعمالهم ! 2 < وهم لا يشعرون > 2 ! بأن الملائكة يحرسون صالحا في داره قرأ عاصم في رواية أبي بكر ما شهدنا ! 2 < مهلك > 2 ! أهله بنصب الميم واللام وفي رواية حفص بنصب الميم وكسر اللام وقرأ الباقون بضم الميم ونصب اللام

    < ما كان لكم أن تنبتوا شجرها > 2 ! يعني ما كان لمعبودكم قوة ويقال ما كان ينبغي لكم أن تنبتوا شجرها ويقال ما قدرتم عليه وقرأ أبو عمرو وإبن عامر ! 2 < أما يشركون > 2 ! بالياء على معنى الخبر وقرأ الباقون بالتاء على معنى المخاطبة وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < إلا امرأته قدرناها > 2 ! بتخفيف الدال وقرأ الباقون بالتشديد ثم قال ! 2 < أإله مع الله > 2 ! يعينه على صنعه اللفظ لفظ الإستفهام والمراد به الإنكار والزجر ! 2 < بل هم قوم يعدلون > 2 ! يعني يشركون الأصنام


    < < العنكبوت : ( 19 - 22 ) أو لم يروا . . . . . > > ثم قال الله عز وجل ^ أو لم يروا ^ قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ أو لم تروا ^ بالتاء على معنى المخاطبة يعني قل لهم يا محمد ^ أو لم تروا ^ وقرأ الباقون بالياء ومعناه يا محمد أو لم يروا هؤلاء الكفار ! 2 < كيف يبدئ الله الخلق ثم يعيده > 2 ! يعني يخلقهم في الإبتداء ولم يكونوا شيئا ثم يعيدهم كما خلقهم ! 2 < ان ذلك على الله يسير > 2 ! يعني إن الذي بدأ الخلق يقدر أن يعيده وهو عليه هين



    فقال لهم إبراهيم عليه الصلاة والسلام ^ وقال إنما إتخذتم من دون الله ^ يعني إنما عبدتم من دون الله ! 2 < أوثانا > 2 ! يعني أصناما ^ مودة بينكم ^ على عبادة أصنامكم قرأ نافع وإبن كثير وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < مودة > 2 ! بنصب الهاء مع التنوين ! 2 < بينكم > 2 ! بنصب النون يعني إتخذتم أوثانا آلهة مودة بينكم على عبادتها صار نصبا لوقوع الفعل عليها وقرأ حمزة وعاصم في رواية حفص ^ مودة بينكم ^ بنصب الهاء بغير تنوين ! 2



    < < العنكبوت : ( 57 - 59 ) كل نفس ذائقة . . . . . > > ثم خوفهم بالموت ليهاجروا فقال عز وجل ! 2 < كل نفس ذائقة الموت > 2 ! لأنهم كانوا يخافون على أنفسهم بالخروج فقال لهم لا تخافوا فإن ! 2 < كل نفس ذائقة الموت ثم إلينا ترجعون > 2 ! في الآخرة فيجازيكم بأعمالكم قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يرجعون > 2 ! بالياء بلفظ المغايبة على معنى الخبر عنهم وقرأ الباقون بالتاء على معنى الخطاب لهم


    ثم قال عز وجل ! 2 < الله يبدأ الخلق ثم يعيده > 2 ! يعني يحييهم بعد الموت ! 2 < ثم إليه ترجعون > 2 ! في الآخرة
    قرأ أبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يرجعون > 2 ! بالياء على معنى الإخبار عنهم وقرأ الباقون بالتاء على معنى المخاطبة <


    فأضلونا السبيلا ) [ الأحزاب 67 ] وقرأ نافع وابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر بالألف في حال الوصل والوقف
    وقرأ أبو عمرو وحمزة بغير ألف في الحالين جميعا
    فمن قرأ بالألف في الحالين فلاتباع الخط لأن في مصحف الإمام وفي سائر المصاحف بالألف
    ومن قرأ بغير ألف فلأن الألف غير أصلية وإنما يستعمل هذه الألف الشعراء في القوافي
    وقال أبو عبيدة أحب إلي في هذه الحروف أن يتعمد الوقف عليها بالألف ليكون متبعا للمصحف واللغة


    < < سبأ : ( 12 - 14 ) ولسليمان الريح غدوها . . . . . > > قوله عز وجل ! 2 < ولسليمان الريح > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < الريح > 2 ! بالضم وقرأ الباقون بالنصب


    وهي أنطاكية ! 2 < إذ جاءها المرسلون > 2 ! يعني رسل عيسى عليهم السلام ! 2 < إذ أرسلنا إليهم اثنين > 2 ! قال مقاتل هما تومان وطالوس ! 2 < فكذبوهما فعززنا بثالث > 2 ! يعني قويناهما بثالث وهو شمعون رضي الله عنه وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < فعززنا > 2 ! بالتخفيف ومعناهما غلبنا


    والثمر بالضم جمع الثمرات
    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < وما عملت > 2 ! بغير هاء وقرأ الباقون بالهاء ومعناهما واحد
    ثم قال ! 2 < أفلا يشكرون > 2 ! اللفظ لفظ الاستفهام والمراد به الأمر يعني اشكروا رب هذه النعم ووحدوه <
    > سورة يس 36 - 40 <
    >




    < < يس : ( 48 - 52 ) ويقولون متى هذا . . . . . > > ثم قال عز وجل ! 2 < ويقولون متى هذا الوعد إن كنتم صادقين > 2 ! يعني متى هذا الوعد الذي تعدنا به يوم القيامة ! 2 < إن كنتم صادقين > 2 ! بأنا نبعث بعد الموت فيقول الله تعالى ! 2 < ما ينظرون > 2 ! بالعذاب ! 2 < إلا صيحة واحدة > 2 ! يعني لا خطر لإهلاكهم فليس إلا صيحة واحدة ! 2 < تأخذهم وهم يخصمون > 2 ! قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يخصمون > 2 ! بكسر الياء والخاء وقرأ نافع ! 2 < يخصمون > 2 ! بنصب الياء وسكون الخاء




    قرأ حمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < ننكسه > 2 ! بضم النون الأولى ونصب الثانية وكسر الكاف مع التشديد
    وقرأ الباقون ( ننكسه ) بنصب النون الأولى وجزم الثانية وضم الكاف والتخفيف ومعناهما واحد
    يقال نكسه ونكسه وأنكسه بمعنى واحد
    ومعناه من أطلنا عمره نكسنا خلقه فصار بدل القوة ضعفا وبدل الشباب هرما
    وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ مكاناتهم ^ وقرأ الباقون ! 2 < مكانتهم > 2 ! والمكانة والمكان واحد مثل المنزل والمنزلة والمكانات جمع المكانة



    < < الصافات : ( 6 - 11 ) إنا زينا السماء . . . . . > > ثم قال ! 2 < إنا زينا السماء الدنيا > 2 ! يعني الأدنى
    وإنما سميت سماء الدنيا لأنها أقرب إلى الأرض ! 2 < بزينة الكواكب > 2 ! بضوء الكواكب
    قرأ حمزة وعاصم في رواية حفص ! 2 < بزينة > 2 ! بالتنوين ! 2 < الكواكب > 2 ! بكسر الباء
    وقرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < بزينة > 2 ! بالتنوين ! 2 < الكواكب > 2 ! بالنصب جعل الكواكب بدلا من الزينة والمعنى إنا زينا السماء الدنيا بالكواكب



    فنزل ! 2 < قل يا قوم اعملوا على مكانتكم > 2 ! إهلاكي في مكانتكم ! 2 < إني عامل > 2 ! ! 2 < فسوف تعلمون > 2 ! من نجا ومن هلك
    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ مكاناتكم ^ بلفظ الجماعة


    وقال القتبي يعني بمنجاتهم
    قرأ حمزة والكسائي ^ بمفازاتهم ^ بالألف وكذلك عاصم في رواية أبي بكر
    والباقون ! 2 < بمفازتهم > 2 ! بغير ألف والمفازة الفوز والسعادة والفلاح والمفازات جمع
    ! 2 < لا يمسهم السوء > 2 ! أي لا يصيبهم العذاب ! 2 < ولا هم يحزنون > 2 ! في الآخرة <
    > سورة الزمر 62 - 66 <




    وهكذا قرأ عاصم في رواية أبي بكر والباقون بنصب الألف وكسر الخاء
    فمن قرأ ! 2 < ادخلوا > 2 ! بالضم
    فمعناه ! 2 < أدخلوا آل فرعون > 2 ! يعني يا قوم فرعون ! 2 < أشد العذاب > 2 ! فصار الآل نصبا بالنداء




    وروى النعمان بن بشير عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال ( إن الدعاء هو العبادة ثم قرأ ! 2 < وقال ربكم ادعوني أستجب لكم إن الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين > 2 ! ) قرأ ابن كثير وعاصم في رواية أبي بكر وإحدى الروايتين عن أبي عمرو ! 2 < سيدخلون جهنم > 2 ! بضم الياء ونصب الخاء على معنى فعل ما لم يسم فاعله وتكون ! 2 <


    وابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < أرنا > 2 ! بجزم الراء والباقون بالكسر ومعناهما واحد <
    > سورة فصلت 30 - 32 <
    >



    ! 2 < أأعجمي وعربي > 2 ! ويقولون القرآن أعجمي والرسول عربي فكان ذلك أشد لتكذيبهم
    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر بهمزتين بغير مد والباقون بهمزة واحدة مع المد ومعناهما واحد ويكون على معنى الاستفهام




    وقرأ أبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < تكاد > 2 ! بالتاء بلفظ التأنيث ^ ينفطرن ^ بالنون وقرأ الباقون بالياء بلفظ التذكير ! 2 < يتفطرن > 2 ! بالياء
    ثم قال ! 2 < والملائكة يسبحون بحمد ربهم > 2 ! يعني يسبحونه ويذكرونه ! 2 < ويستغفرون لمن في الأرض > 2 ! يعني للمؤمنين

  19. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    ! 2 < حتى إذا جاءنا > 2 ! قرأ ابن كثير ونافع وابن عامر وعاصم في رواية أبي بكر ( جانآ ) بالمد بلفظ التثنية يعني الكافر وشيطانه الذي هو قرينه



    قرأ ابن عامر وحمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ وآياته تؤمنون ^ بالتاء على معنى المخاطبة والباقون بالياء على معنى الخبر عنهم



    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ وليبلوكم حتى يعلم ويبلوا ^ الثلاثة كلها بالياء
    يعني حتى يختبركم الله




    قرأ حمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < إلى السلم > 2 ! بكسر السين والباقون بالنصب
    قال بعضهم وهما لغتان وقال بعضهم أحدهما صلح والآخر استسلام




    قوله عز وجل ! 2 < يوم نقول لجهنم > 2 ! قرأ نافع وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يقول > 2 ! بالياء
    ____________________



    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < مثل ما أنكم تنطقون > 2 ! بضم اللام والباقون بالنصب
    فمن قرأ بالضم فهو نعت للحق وصفة له
    ومن قرأ بالنصب فهو على التوكيد على معنى أنه لحق حقا مثل نطقكم


    ويقال ! 2 < إنا لمغرمون > 2 ! يعني معذبون ! 2 < بل نحن محرومون > 2 ! يعني حرمنا منفعة زرعنا
    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ^ أئنالمغرمون ^ بهمزتين على الاستفهام وقرأ الباقون بهمزة واحدة على معنى الخبر <



    < < الحديد : ( 18 - 19 ) إن المصدقين والمصدقات . . . . . > > قوله تعالى ! 2 < إن المصدقين والمصدقات > 2 ! قرأ ابن كثير وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < إن المصدقين والمصدقات > 2 ! كليهما بالتخفيف والباقون بالتشديد


    ! 2 < والله خبير بما تعملون > 2 ! من الخير والشر فيجازيكم
    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ! 2 < يعلمون > 2 ! بالياء على معنى الخبر عنهم والباقون بالتاء للمخاطبة والله أعلم


    قرأ حمزة وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < أن كان ذا مال وبنين > 2 ! بهمزتين والباقون بهمزة واحدة إلا ابن عامر فإنه يقرأ ! 2 < إن كان > 2 ! بالمد


    16 ] ^ وأن المسجد ^ [ الجن 18 ] ! 2 < وأنه لما قام عبد الله يدعوه > 2 ! [ الجن 19 ]
    قرأ عاصم في رواية أبي بكر ونافع في إحدى الروايتين هكذا إلا في قوله ! 2 < وأنه لما قام عبد الله > 2 ! وإنما اختاروا الكسر لهذه الأحرف بناء على قوله ! 2 < إنا سمعنا > 2 ! وقال أبو عبيدة ما كان من قول الجن فهو كسر ويكون معناه وقالوا إنه تعالى وقالوا ! 2 < أنه كان يقول > 2 ! وما كان محمولا على قوله ! 2 < أوحي إلي > 2 ! فهو نصب على معنى أوحي إلي أنه



    >
    < < المزمل : ( 9 - 13 ) رب المشرق والمغرب . . . . . > > ثم قال عز وجل ! 2 < رب المشرق والمغرب > 2 ! قرأ حمزة وابن عامر والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < رب المشرق > 2 ! بالكسر والباقون ! 2 < رب > 2 ! بالضم فمن قرأ بالكسر اتباعا لقوله ! 2 < واذكر اسم ربك > 2 ! ! 2 < رب المشرق والمغرب > 2 ! ومن قرأ بالضم فهو على الابتداء ويقال معناه هو رب المشرق والمغرب



    ! 2 < أئذا كنا عظاما نخرة > 2 ! يعني بعد ما كنا عظاما بالية
    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ^ إذا كنا عظاما ناخرة ^ بالألف والباقون ! 2 < نخرة > 2 ! بغير ألف
    قال بعضهم معناهما واحد هما لغتان




    قوله تعالى ! 2 < تسقى من عين آنية > 2 ! أي من عين حارة قد انتهى حرها ! 2 < ليس لهم طعام > 2 ! وهذا في بضع دركها ! 2 < إلا من ضريع > 2 ! قرأ أبو عمرو وعاصم في رواية أبي بكر بضم التاء ! 2 < تصلى نارا > 2 ! وقرأ الباقون بالنصب



    وقال الضحاك ! 2 < مؤصدة > 2 ! يعني حائط لا باب فيه
    وروي عن الأعمش أنه كان يقرأها ! 2 < عليهم مؤصدة > 2 ! بعمد ممدودة يعني أطبقت الأبواب ثم شددت بالأوتاد من حديد من نار حتى يرجع إليهم غمها وحرها فلا يفتح لهم باب ولا يدخل عليهم روح ولا يخرج منها غم إلى الأبد
    قرأ حمزة والكسائي وعاصم في رواية أبي بكر ! 2 < في عمد > 2 ! ممدودة بضم العين وقرأ الباقون بالنصب ومعناهما واحد وهو جمع العماد

    تفسير السمرقندي المسمى بحر العلوم
    نصر بن محمد بن أحمد أبو الليث السمرقندي

    قوله: «لِمَهْلِكِهِمْ» قرأ عاصم «مَهْلَك» بفتح الميم، والباقون بضمها، وحفصٌ بكسر اللام. والباقون بفتحها. فتحصَّل مِنْ ذلك ثلاثُ قراءاتٍ، لعاصم قراءتان: فتحُ الميم/ مع فتحِ اللامِ، وهي روايةُ أبي بكرٍ عنه. والثانية فتح الميم مع كسر اللام وهي روايةُ حفصٍ عنه. والثالثةُ: ضمُّ الميمِ وفتحُ اللام، وهي قراءةُ الباقين.

    3- عاصم (3)
    هو عاصم بن أبى النجود الأسدى ، توفى سنة سبع وعشرين ومائة ، كان قارئاً متقناً ، آية فى التحرير والإتقان والفصاحة.
    قال عبدالله بن أحمد: سألت أبى عن عاصم فقال: رجل صالح خير ثقة ، فسألته: أى القراء أحب إليك؟ قال: قراءة أهل المدينة ، فإن لم تكن فقراءة عاصم.
    وقد أخذ عاصم قراءته عن ثلاثة من الصحابة هم على بن أبى طالب ، وعبدالله بن مسعود ، وأبى ين كعب. فقرأ عاصم على أبى عبدالرحمن عبدالله بن حبيب السلمىّ معلم الحسن والحسين وأبو عبدالرحمن قرأ على على بن أبى طالب عن النبى -صلى الله عليه وسلم .
    وقرأ كذلك على أبى عبدالرحمن السلمى وزر بن حبيش الأسدى على على أيضاً. وقرأ عليهما ومعهما أبو عمرو الشيبانى ثلاثتهم على عبدالله بن مسعود.
    وقرأ قراءة أبى بن كعب بطريق واحد هو طريق أبى عبدالرحمن السلمىّ وراوياه هما:
    أ- شعبة: وهو أبو بكر بن عياش الأسدى. ت سنة [ 193 هـ] (4)
    ب- حفص : وهو أبو عمرو حفص بن سليمان بن المغيرة البزار ، كان ربيب عاصم تربى فى حجره ، وتعلم منه ، لذا كان أدق إتقاناً من شعبة. ت [180هـ] (5)

    وقد قال صاحب الشاطبية فى عاصم وراوييه:

    وبالكوفة الغراء منهم ثلاثة ... أذاعوا فقد ضاعت شذى وقرنفلا
    فأما أبو بكر وعاصم اسمه ... فشعبة راويه المبرز أفضلا
    وذاك ابن عيّاش أبو بكر الرضا ... وحفص وبالإتقان كان مفضّلا


    189-118=71

    1- الإجازة بالقرآن الكريم بروايةِ حفصٍ عن عاصم من طريق الشاطبيَّة:
    و هي الرواية التي يقرأ بها جلّ العالم الإِسلامي اليوم، روايةُ الإمام حفص بن سليمان الكوفي، عن شيخه عاصمِ بن أبي النجود الأسدي، عن أبي عبد الرحمن السلمي، وقرأ السلمي على خمسة من ساداتنا الصحابة، رضوان الله تعالى عليهم أجمعين، وهم عبد الله بن مسعود، وعثمان بن عفان، وعلي بن أبي طالب، وأبي ابن كعب، وزيد بن ثابت الأنصاري، وهم قرأوا على سيدنا رسول الله، محمد بن عبد الله، صلى الله عليه وعلى آله وصحبه ومن والاه.


    ( الفصل الثالث: في بيان أوجهه في مواطنه المعروفة - تنبيهات عشرة جاء في ثالثها الكلام على سبب ورود التكبير. )

    تختلف أوجه التكبير باختلاف المواطن في القرآن الكريم وهذه المواطن ثلاثة وذلك بالنسبة لحفص عن عاصم ومن وافقه من القراء:
    أولها: الابتداء من أول سورة الفاتحة وما بعدها إلى الابتداء بسورة الناس باستثناء الابتداء بأول براءة.
    ثانيها: الجمع بين السورتين كالجمع بين آخر الفاتحة وأول البقرة إلى ما بين آخر الليل وأول الضحى باستثناء الجمع بين آخر الأنفال وأول براءة.
    ثالثها: الجمع بين السورتين من آخر الضحى خاصة إلى آخر ما بين الناس وأول الفاتحة. ولكل موطن من هذه المواطن الثلاثة كلام خاص نفصله فيما يلي:
    الكلام على الموطن الأول من مواطن التكبير وبيان الأوجه التي فيه
    وهذا الموطن هو الخاص بالابتداء من أول سورة الفاتحة وما بعدها إلى أول سورة الناس. فإذا ابتدئ من أول سورة الفاتحة أو من أول أي سورة بعدها من سور التنزيل باستثناء أول براءة جاز لحفص في هذا المكان ثمانية أوجه على القول بالتكبير. وأما على القول بتركه فيجوز له أربعة أوجه فقط وهي أوجه الاستعاذة الأربعة المقترنة بأول السورة التي تقدمت في بابها وحينئذ يكمل لحفص في هذا الموطن على كلا القولين -التكبير وعدمه- اثنا عشر وجهاً. وفيما يلي توضيح هذه الأوجه مع تقديم وجه عدم التكبير وفق مذهب الجمهور ووفقاً لترتيب الأداء الذي قرأنا به وبه نقرئ.
    الأول: قطع الجميع أي الوقف على الاستعاذة وعلى البسملة والابتداء بأول السورة.
    الثاني: قطع الأول ووصل الثاني بالثالث أي الوقف على الاستعاذة ووصل البسملة بأول السورة. وهذان الوجهان بدون تكبير.
    الثالث: قطع الجميع أيضاً لكن مع التكبير وكيفيته الوقف على الاستعاذة وعلى التكبير وعلى البسملة والابتداء بأول السورة.
    الرابع: مثل الثالث إلا أنه يوصل البسملة بأول السورة.
    الخامس: الوقف على الاستعاذة ووصل التكبير بالبسملة مع الوقف عليها والابتداء بأول السورة.
    السادس: الوقف على الاستعاذة ووصل التكبير بالبسملة بأول السورة.
    فهذه ستة أوجه أتت على قطع الاستعاذة والستة الباقية تأتي على وصلها كذلك وتوضيحها كالآتي:
    السابع: وصل الأول بالثاني وقطع الثالث أي وصل الاستعاذة بالبسملة مع الوقف عليها ثم الابتداء بأول السورة.
    الثامن: وصل الجميع أي وصل الاستعاذة بالبسملة بأول السورة جملة واحدة من غير تكبير في هذين الوجهين.
    التاسع: وصل الاستعاذة بالتكبير مع الوقف عليه وعلى البسملة والابتداء بأول السورة.
    العاشر: مثل التاسع إلا أنه يوصل البسملة بأول البسورة.
    الحادي عشر: وصل الاستعاذة بالتكبير بالبسملة مع الوقف عليها والابتداء بأول السورة.
    الثاني عشر: وصل الجميع أي وصل الاستعاذة بالتكبير بالبسملة بأول السورة جملة واحدة.
    وقد أشار إلى هذه الأوجه الاثني عشر العلامة الخليجي في تيسير الأمر بقوله:
    *ففي استعاذة إذاً بسورة * قرنتها اثنان أتت مع عشرة*
    *فاقطع وصل من غير تكبير وبه * وصلْه مع الوقف ووصل وانتبه*
    *وهذه الستةُ باستعاذة * في حال قطعها ووصلها اثبتِ اهـ*
    وهذه الأوجه الاثنا عشر تجوز لحفص عند الابتداء من أول سورة الفاتحة وما بعدها من السور إلى آخر القرآن الكريم باستثناء البدء من أول سورة براءة كما تقدم. وما ذكره العلامة الضباع في كتابيه "صريح النص" و "تذكرة الإخوان" من أن أوجه التكبير التي تجوز في الابتداء لحفص إنما تجوز من أول سورة الفاتحة وما بعدها إلى أول سورة الضحى فقط فهو سبق قلم منه رحمه الله تعالى ولم أر وجهاً لذلك لأن القارئ قد يبتدئ من أول أي سورة من سور الختم بعد الضحى فكيف يكون حاله فهل يكبر أو ينتهي تكبيره عند الضحى كما قال لم أر فيما وقفت عليه من قال بقوله بل أطلق كلهم تعميم التكبير في الابتداء بسور القرآن كلهم عدا الابتداء بسورة براءة كما مر آنفاً. ولعله أراد بانتهاء التكبير عند الضحى نظراً لجواز التهليل مع التكبير أو التهليل مع التكبير والتحميد ابتهاجاً بختم القرآن على رأي بعض المتأخرين كما تقدم وهنا سترتقي أوجه الابتداء في هذا المحل من ثمانية أوجه على القول بالتكبير إلى أربعين وجهاً على القول نفسه كما سنوضحه بعد ولكن هذا بعيد لأنه لو أراده لنبه عليه وربما أراده وسها عن أن يقيده رحمه الله رحمة واسعة ورحمنا معه بفضله وكرمه آمين.
    وأما الابتداء من أول سورة براءة فليس فيه تكبير لأحد وذلك لعدم وجود البسملة في أولها إذ من شرط التكبير اقترانه بالبسملة كما تقدم.


    ... (( أجمع القراء العشرة على الإتيان بالبسملة عند الابتداء بأول السورة إلا براءة فلا خلاف فى ترك البسملة عند الابتداء بها أما عن البسملة بين السورتين فقد ذهب قالون وابن كثير وعاصم والكسائى وأبوجعفر الى الفصل بين كل سورتين بالبسملة . وذهب حمزة وخلف العاشر الى وصل أخر السورة بأول التى تليها بدون بسملة .
    وذهب ورش وأبو عمرو وابن عامر ويعقوب الى البسملة كقالون أو السكت أو الوصل : والمراد بالسكت الوقف على أخر السورة الأولى وقفه لطيف من غير تنفس والمراد بالوصل وصل أخر السورة الأولى بأول التى تليها ولا بسملة مع السكت ولا مع الوصل . )) (4)


    12- قوله تعالى: { - - ( { - عليه السلام -(( - - } - - ( - - - رضي الله عنهم - - ( بسم الله الرحمن الرحيم ( - قرآن كريم ( - صدق الله العظيم - رضي الله عنه - تم بحمد الله (( - - - رضي الله عنه -( - - .. } [الأعراف: 128].
    قال ابن مجاهد رحمه الله: ... حفص عن عاصم { يُوَرِّثها } مشدّدة الراء، ولم يروها عن حفص عن عاصم غير هبيرة وهو غلط، *المعروف عن حفص التخفيف*. اهـ(2)
    هذه القراءة شاذّةٌ لا يقرأ بها، وقد ذكر ابن خالويه علّة هذه القراءة فقال: كأنَّ حفصاً ذهب إلى قوله في الحديث ((من عمل بما علم ورّثه الله علم ما لم يعلم)) هكذا لفظ الحديث. اهـ(3)
    إن صحّت هذه العلّة، فيكون هذا هو الموضع الثاني، الذي أجد فيه حفصاً يترك قراءة معينة، ويختار أخرى مستدلاًّ عليها بالحديث، كما في الكلمة : { ضعف } من سورة "الروم"(4).



    1 - عندما ينتفي الخلاف بين الراويين نقول : قرأ عاصم أو قرأ ابن كثير ( أو قرأ المكي )، ويقدم في القراءة شعبة على حفص ، كما يقدم البزي على قنبل . وإن كان لراوٍ واحد وجهان أحدهما يوافق قراءة الثاني نقرأ أولاً بالوجه المتفق عليه ثم نأتي بالوجه الآخر .
    الكتاب : الفوز الكبير في الجمع بين قراءتي عاصم وابن كثير
    فائز عبد القادر شيخ الزور


    الخلاف في عدد الحروف:
    أجمعوا على أن عدد الحروف في القرآن: ثلاثمائة ألف (300.000) حرف، واختلفوا في الكسر الزائد على ذلك، فابن مسعود يقول: الزائد أربعة آلاف وسبعمائة وأربعون حرفاً (4.740) وحمزة القارئ المعروف يقول: الزائد ثلاثة وسبعون ألفاً ومائتان وخمسون ألف حرفاً (73.250) وعاصم يقول: الزائد ثلاثة وستون ألفاً وثلاثمائة ونيف وهكذا.





    @@@@@@@@@@@@@@@@@@

    قصر یا توسط مد منفصل : الدوری - قالون - هشام - حفص (حفص از طریق عمرو بن صباح و از طریق زرعان و الفیل، مد منفصل را به قصر خوانده و از طرق دیگر (عبید بن صباح) و خصوصا از طریق شاطبیه به توسط ذکر شده است. قاریان محترمی که به روایت حفص تلاوت می کنند باید بدانند اگر مد منفصل را به قصر تلاوت کنند ملزم به رعایت برخی از قواعد تجویدی خاص برای حفص می باشند که ان شاء الله در همین تاپیک به طور تفصیلی آنرا بیان خواهیم کرد) ورش (از طریق اصبهانی)



    علامه كبير محمد بن الجزري (م 833 ق) در كتاب «النشر في القراءات العشر» و نيز در منظومه معروف «طيبه النشر»، روايت حفص از عاصم را از دو طريق عبيد بن صباح و عمرو بن صباح برگزيده است.
    وي طريق عبيد را از طريق هاشمي و ابوطاهر (از طريق اشناني) و طريق عمرو را از طريق فيل و زرعان نقل نموده است.
    بدين ترتيب:
    چهار طريق روايت حفص عبارت اند از: هاشمي ، ابوطاهر ،‌فيل و زرعان.
    لازم به ذكر است كه ابن الجزري، طرق چهارگانه فوق را نيز از ده‌ها طريق نقل نموده كه نهايتاً تعداد طرق حفص، آنگونه كه در برخي منابع همچون كتاب «رفع الالغاز» نوشته دانشمند معاصر مصري، حمدالله حافظ الفتي آمده است به 65 طريق بالغ مي‌شود.
    توجه به اين نكته ضروري است كه در طرق گوناگون حفص، تمام موارد اختلاف فقط به 21 مورد محدود مي‌شود كه از اين موارد 21 گانه به خلف حفص تعبير شده‌است.
    در ساير كلمات قرآن‌كريم به روايت حفص از عاصم، اتفاق نظر وجود دارد.



    أبو حفص بن الصباح الضرير:
    هو عمرو بن الصباح بن صبيح أبو حفص البغدادي الضرير مقريء حاذق ضابط. روى القراءة عرضاً وسماعاً عن حفص بن سليمان وهو من جلة أصحابه وقد روى أيضاً عن أبي عمرو سهل عنه حروفاً وروى أيضاً عن أبي يوسف الأعشى عن أبي بكر.
    قرأ عليه عرضاً جماعة منهم إبراهيم بن عبد الله السمسار والحسن بن المبارك وزرعان بن أحمد وعبد الصمد بن محمد العينوني وعلي بن سعيد البزار وعلي بن محصن وأبو جعفر أحمد بن محمد بن حميد الملقب بالفيل ومحمد بن عبيد القاضي وغيرهم. توفي رحمه الله سنة 221هـ إحدى وعشرين ومائتين من الهجرة. وقد أبعد من قال إنه وعبيد بن الصباح واحد، وقال الحافظ الداني إنهما أخوان، والله أعلم.
    انتهى ملخصاً من غاية النهاية، الجزء الأول ص 601 تحت رقم 2454، وانظر معرفة القراء الكبار الجزء الأول ص (203)


    وأما حفص:3 فمن طريقي عبيد الله بن الصباح وعمرو بن الصباح عنه, فعبيد من طريقي أبي الحسن الهاشمي وأبي طاهر بن أبي هاشم عن الأشناتي عنه فعنه, وعمر ومن طريقي الفيل وزرعان عنه فعنه.



    والخامس عشر: النون في الواو من "يّس، وَالْقُرْآنِ" [يس الآية: 1, 2] فأدغمه هشام والكسائي, وكذا يعقوب وخلف, وافقهم ابن محيصن, والأعمش, واختلف فيه عن نافع والبزي وابن ذكوان, وعاصم فأما نافع فقطع له بالإدغام من رواية قالون
    جمهور العراقيين, وغيرهم بالإظهار صاحب التيسير1، والشاطبية2، وجمهور المغاربة وفي الجامع للداني الإدغام من طريق الحلواني, والإظهار من طريق أبي نشيط قال في النشر: وكلاهما صحيح عن قالون من الطريقين, والإدغام لورش من طريق الأزرق رواية الجمهور, وقطع به في الشاطبية وغيرها, وبالإظهار له من الطريق المذكور قطع في التجريد, وقطع بالإدغام من طريق الإصبهاني ابن سوار, والأكثرون, وبالإظهار: ابن مهران والداني, وهما صحيحان عن ورش كما في النشر, وأما البزي فروى عنه الإظهار أبو ربيعة والإدغام ابن الحباب وهما صحيحان عنه, كما في النشر وأما ابن ذكوان فروى عنه الإدغام الأخفش والإظهار الصوري وهما صحيحان عنه أيضا, وأما عاصم فالوجهان صحيحان عنه من رواية أبي بكر من طريقته كما في النشر3 وروى عنه الإدغام من رواية حفص عمرو بن الصباح من طريق زرعان, والإظهار من طريق الفيل وهما صحيحان من طريق عمرو, ولم يختلف عن عبيد عنه أنه بالإظهار وبه قرأ الباقون وهم: قنبل وأبو عمرو وحمزة وكذا أبو جعفر وافقهم اليزيدي والحسن.


    طريق عمرو والعينوني عنه قرأت على ابن هاشم على ابن غلبون على نظيف بن عبد اللَّه على عبد الصمد بن محمد العينوني وقرأ على عمرو وعلى عبيد بهذه الرواية.
    طريق ابن اليتيم قال الشيخ ابن هاشم: أخبرني بهذه الرواية أبو الحسن الحليمي وأبو مسلم الكاتب قالا: أخبرنا ابن مجاهد حدثني وهب بن عبد اللَّه المروذي قال: حدثنا الحسن بن مبارك الأنماطي ويعرف بابن اليتيم حدثنا أبو حفص عمر بن صالح قال رويته: عن أبي عمر حفص بن سليمان الأسدي هذا طريق ابن اليتيم.
    طريق زرعان عنه قرأت على ابن هاشم عن ابن الْحَمَّامِيّ على علي بن الخليع القلانسي على أبي الحسن زرعان بن عبد اللَّه وأخبرني الْقُهُنْدَزِيّ عن أبي الحسين على القلانسي بالإسناد، وقرأت على ابن أحمد على بكر بن الحربي والرقي على القلانسي بالإسناد.
    طريق النقاس وقرأت على أبي الوفاء على ابن مهران على النَّقَّاش على الْأُشْنَانِيّ عليه، وقرأت على أبي الوفاء على ابن مهران على ابن الخياط الخليع على زرعان.
    طريق ابن الجهم قرأت على ابْن شَبِيبٍ على الْخُزَاعِيّ على أبي بكر على يَعْقُوب بن إسحاق الطيفوري على الحسن بن جهم على الحسن الأنماطي طريق أحمد بن حميد الفيل قرأت على ابْن شَبِيبٍ على الْخُزَاعِيّ على أبي أحمد البغدادي على أحمد بن حميد الفيل على

    عمرو وأخبرنا أبو نصر عن أبي الحسين قال: قرأت على الشَّذَائِيّ على ابن أبي أمية على الفيل، وقرأت على عبد الرحمن بن أحمد على علي بن أحمد، وقرأت عليه على أبي بكر أحمد بن عبد الرحمن الولي على الفيل.
    طريق ابن زروان قرأت على ابْن شَبِيبٍ على الْخُزَاعِيّ على أبي الطيب على أبي أمية وأخبرني الْقُهُنْدَزِيّ عن أبي الحسين على الشَّذَائِيّ على أبي أمية على عبد الرحمن بن زروان قال الشَّذَائِيّ: وقرأت على ابْن شَنَبُوذَ على زروان.
    طريق المغازلي أخبرنا الْقُهُنْدَزِيّ عن أبي الحسين على أبي بكر محمد بن عبد اللَّه المؤذن على عمر بن أحمد المغازلي على محمد بن الجهم السمري.
    طريق الصفار قرأت على ابْن شَبِيبٍ على الْخُزَاعِيّ على أبي أحمد على الصفار على حمدان الرفا.
    الكتاب: الكامل في القراءات والأربعين الزائدة عليها
    المؤلف: يوسف بن علي بن جبارة بن محمد بن عقيل بن سواده أبو القاسم الهُذَلي اليشكري المغربي (المتوفى: 465هـ)


    وَرَوَى الْوَلِيُّ عَنِ الْفِيلِ وَزَرْعَانَ كِلَاهُمَا عَنْ عَمْرٍو عَنْ حَفْصٍ بِالصَّادِ فِيهِمَا، وَهِيَ رِوَايَةُ أَبِي شُعَيْبٍ الْقَوَّاسِ وَابْنِ شَاهٍ وَهُبَيْرَةَ كُلُّهُمْ عَنْ حَفْصٍ، وَرَوَى عُبَيْدُ عَنْهُ وَالْحُضَيْنِيُّ عَنْ عَمْرٍو عَنْهُ بِالسِّينِ فِيهِمَا، وَهِيَ رِوَايَةُ أَكْثَرِ الْمَغَارِبَةِ وَالْمَشَارِقَةِ عَنْهُ وَبِالْوَجْهَيْنِ جَمِيعًا نَصَّ لَهُ أَبُو الْعَبَّاسِ الْمَهْدَوِيُّ وَأَبُو عَبْدِ اللَّهِ بْنُ شُرَيْحٍ، وَغَيْرُهُمَا أَلَّا أَنَّ أَحْمَدَ بْنَ جُبَيْرٍ الْأَنْطَاكِيِّ رَوَى عَنْ عَمْرٍو السِّينَ فِي الْبَقَرَةِ وَالصَّادِ فِي الْأَعْرَافِ، وَكَذَلِكَ أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ بُدْهُنٍ عَنِ الْأُشْنَانِيِّ عَنْ عُبَيْدٍ، وَرَوَى ابْنُ الْهَيْثَمِ


    5 - قراءة عاصم
    رواية شعبة:
    من طريق يحيى بن آدم، من طريقي: شعيب، وأبي حمدون.(24)
    ثم من طريق العليمي، من طريقي: ابن خليع، والرزاز.(25)
    رواية حفص:
    من طريق عبيد بن الصبَّاح، من طريقي: أبي الحسن الهاشمي، وأبي طاهر بن أبي هاشم.(26)
    ثم من طريق عمرو بن الصبَّاح، من طريقي: الفيل، وزرعان.(27)



    جواز قراءة: {ضِعْف } بالرُّوم في مواضعها الثلاثة بالفتح أو الضم إلا أنه يلاحظ إذا قرأنا بوجه الإظهار في {يَس} ، {ن} يتعين عليه الصاد فقط في : {مُصَيْطِر } والسين فقط في {يَبْصُط} ، {بَصْطَةً} والفتح فقط في ضاد {ضْعَف } بالرُّوم. وهذا ما رواه الفيل عن عمرو بن الصباح عن حفص وأما إذا قرأنا بوجه الإدغام في {يَس} ، {ن} فيتعين السين فقط في {مُصَيْطِر} والصاد فقط في {يَبْصُط} ، {بَصْطَةً} والضم فقط في ضاد ضعف بالرُّوم وهذا ما رواه زرعان عن عمرو بن الصباح عن حفص.


    وطريق روضة المعدل وتسمى: (الروضة في القراءات السبع) للإمام الشريف أبي إسماعيل موسى بن الحسين بن إسماعيل بن موسى بن المعدل المتوفى سنة 480هـ، وقد نقل لنا رواية حفص من طريقي الفيل وذرعان عن عَمْرٍو بن الصباح عن حفصٍ. وطريق روضة المعدل من طرق الطيِّبة، وتسمى: طيِّبة النشر في القراءات العشر، للإمام ابن الجزري (751 - 833هـ) رحمة الله على الجميع.
    طريق الشاطبية:
    أما طريق الشاطبيّة فهي المنظومة المسماة: حرز الأماني ووجه التهاني في القراءات السبع نظم الإمام أبي القاسم الرعيني الشاطبي الأندلسي المتوفى بالقاهرة سنة 590هـ رحمه الله. وقد نَقَلَ لنا رواية حفص من طريق: الهاشمي عن الأشناني عن عبيد عن حفص.
    هذا وقد ضُبِط مصحف المدينة النبوية برواية حفص عن عاصم بما يوافق طريق الشاطبية. وقد نَقَلْتُ النصوصَ القرآنيةِ في هذا البحث من مصحف شركة حرف للنشر المكتبي، وهو يوافق مصحف المدينة النبوية.
    وسأذكر في هذا البحث - إن شاء الله - ما يختلف به طريق روضة المعدل عن طريق الشاطبية، وما يتفقان عليه بالتفصيل، متبوعاً بجداول تلخص هذا التفصيل، وجدول ومنظومة تُبيِّنُ طريق الفيل من المصباح، وهناك أحكام لم أذكرها وهي التي لم تختلف فيها الطرق عن حفص مثل: أحكام المد اللازم، والمد العارض للسكون، ومثل ضم الهاء من قوله تعالى ? - - - رضي الله عنه - تم بحمد الله - عليه السلام -- صلى الله عليه وسلم - ( مقدمة - ( - - - - ( - - صلى الله عليه وسلم - - - صدق الله العظيم ( { ( صدق الله العظيم ( - (( - } ( - - - ? فكل هذا ليس فيه خلاف عن حفص؛ ولهذا لم أذكر إلا ما اختلفت فيه الطرق عن حفص.



    سند قرآن :

    الإسناد الذي أدّى إلَيَّ رواية حفص من طريق روضة المعدل
    قرأت - بفضل الله - القرآن الكريم برواية حفص عن عاصم بمضمون كتاب (روضة الحفاظ) أبي إسماعيل موسى بن الحسين المعدل من طريقي الفيل وذرعان على الشيخ: عبد الله المهيب بن محمد خير برغوث، وذلك سنة 1421هـ، وأخبرني أنه تلقَّى رواية حفص من الطريقين المذكورين وقرأ بِهما القرآن كاملاً على الشيخ: أحمد عبد العزيز الزيات في المدينة المنورة سنة 1412هـ، وقال أنه تلقى رواية حفص من الكتاب المذكور ضمن القراءات العشر من (طيبة النشر) عن الأستاذ العالم: عبد الفتاح هنيدي، وهو عن شيخ قراء مصر في وقته الشيخ: محمّد بن أحمد الْمُتولِّي، وهو عن الشيخ: أحمد الدُّرِّيِّ الشهير بالتِّهاميِّ، وهو عن الشيخ: أحمد بن محمد المعروف بسَلَمُونة، وهو عن الشيخ: إبراهيم العبيدي، وهو عن الشيخ: عبد الرحمن بن حسن الأُجْهُوريِّ، وهو عن العلامة: أبي السَّمَاح أحمد بن رجب البَقَرِيِّ، وهو عن الشيخ: محمد بن قاسمٍ البَقَرِيِّ، وهو عن الشيخ: عبد الرحمن اليَمَنِيّ وهو عن والده الشيخ: شحاذة اليَمَنِيّ، وهو عن الشيخ: ناصر الدين محمد بن سالم الطَّبْلاويِّ، وهو عن شيخ الإسلام: أبي يحيى زكريَّا الأنصاريِّ، وهو عن الشيخ: أبي النَّعيم رِضوانَ بن محمد العُقْبيّ، وهو عن الحافظ: أبي الخير محمد بن محمد بن محمّد بن الْجَزَرِيّ، وهو عن الشيخين: أبي محمد عبد الرحمن بن أحمد البغدادي، وأبي عبد الله محمد بن عبد الرحمن بن الصائغ، وهما عن الإمام: أبي عبد الله محمد بن أحمد بن عبد الخالق المصري المعروف بالصائغ، وهو عن الإمام: أبي الحسن علي بن شجاع المعروف بالكمال الضرير وبصهر الشاطبي، وهو عن: أبي الجود غياث بن فارس اللخمي، وهو عن: أبي يجيى اليسع بن عيسى بن حزم الأندلسي الغافقي، وهو عن: أبي علي منصور بن الخير بن يعقوب بن يملا المغراوي المعروف بالأحدب، وهو عن مؤلف (الروضة): أبي إسماعيل موسى بن
    الحسين المعدل، وهو عن الشيوخ: أبي العباس أحمد بن علي بن هاشم المصري وأبي عبد الله الحسين بن أحمد الصفار وأبي نصر عبد الملك بن علي بن شابور البغدادي، ثلاثتهم عن: أبي الحسن علي بن أحمد بن عمر الحمامي، وهو عن الشيخين: أبي بكر أحمد بن عبد الرحمن العجلي المعروف بالولي وأبي الحسن علي بن محمد بن جعفر القلانسي المعروف بابن خليع، وقرأ الولي على: أبي جعفر أحمد بن محمد بن حميد بالملقب بالفيل، وقرأ ابن خليع على: أبي الحسن زرعان بن أحمد بن عيسى الطحان، وقرأ كل من الفيل وزرعان على: عمرو بن الصباح، وهو على: حفص بن سليمان، وهو على: عاصم بن أبي النجود، وهو على: أبي عبد الرحمن عبد الله بن حبيب السلمي الضرير، وهو على: عبد الله بن مسعود وعثمان بن عفان وعلي بن أبي طالب وأبي بن كعب وزيد بن ثابت - رضي الله عنهم -، خمستهم عن: رسول الله - صلى الله عليه وسلم -. وهو عن الروح الأمين جبريل - عليه السلام - وهو عن رب العالمين - جل جلاله - وتقدّست أسماؤه.


    الإمام عاصم: هو عاصم بن أبي النجود بن بهدلة الأسدي, وكنيته أبو بكر, كان شيخًا للإقراء في الكوفة بعد أبي عبد الرحمن السلمي, وقد جمع من الفصاحة والإتقان والتجويد, وكان أحس الناس صوتًا بالقرآن, وهو من التابعين.
    وقد قرأ الإمام عاصم على عبد الله بن حبيب السلمي وعلى زر بن حبيش وعلى سعد الشيباني, وقرأ هؤلاء الثلاثة على عبد الله بن مسعود. وقرأ السلمي وزر على عثمان بن عفان وعلي بن أبي طالب على رسول الله ((). تُوُفِّيَ عام مائة وثمانية وعشرين من الهجرة.
    الراوي حفص



    رجال عاصم ورجال عاصم ابو عبد الرحمن عبد الله بن حبيب السلمى وابو مريم زر بن حبيش وأخذ ابو عبد الرحمن عن عثمان بن عفان وعلى بن ابى طالب وابى بن كعب وزيد بن ثابت وعبد الله بن مسعود رضى الله عنهم عن النبى ص واخذ زر عن عثمان وابن مسعود رضى الله عنهما عن النبى ص


    قال المزي في تهذيب الكمال :
    ( خ م د ت س ق ) : عبد الله بن حبيب بن ربيعة ـ بالتصغير ـ ، أبو عبد الرحمن
    السلمى الكوفى القارىء ، و لأبيه صحبة . اهـ .
    و قال المزى :
    و كان يقرىء القرآن بالكوفة من خلافة عثمان إلى إمرة الحجاج .
    قال أبو إسحاق السبيعى : أقرأ أبو عبد الرحمن السلمى القرآن فى المسجد أربعين
    سنة .
    و قال عطاء بن السائب : دخلنا على أبى عبد الرحمن السلمى فى مرضه الذى مات فيه
    فذهب بعض القوم يرجيه ، فقال : أنا أرجو ربى ، و قد صمت له ثمانين رمضانا .
    و قال العجلى : و أبو عبد الرحمن السلمى الضرير المقرىء كوفى تابعى ثقة .
    و قال أبو داود : كان أعمى .
    و قال النسائى : ثقة .
    و قال حجاج بن محمد ، عن شعبة : لم يسمع من ابن مسعود ، و لا من عثمان ، و لكن
    سمع من على .
    قال محمد بن سعد : توفى زمن بشر بن مروان .
    و كانت ولاية بشر على الكوفة سنة أربع و سبعين .
    و قيل : مات سنة اثنتين و سبعين . و قيل : سنة اثنتين و تسعين .
    و قال عبد الباقى بن قانع : مات سنة خمس و مئة ، و هو ابن تسعين سنة .
    روى له الجماعة . اهـ .
    ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ
    قال الحافظ في تهذيب التهذيب 5 / 184 :
    ذكره البخارى فى " الأوسط " فى فصل من مات بين السبعين إلى الثمانين ، و قال :
    روى عن أبيه .
    و قال ابن أبى حاتم ، عن أبيه : ليس تثبت روايته عن على ، فقيل له : سمع من
    عثمان ؟ قال : روى عنه ، و لم يذكر سماعا .
    و قال إسحاق بن منصور ، عن ابن معين : لم يسمع من عمر .
    و قال البخارى فى " تاريخه الكبير " : سمع عليا ، و عثمان ، و ابن مسعود .
    و قال ابن سعد : قال محمد بن عمر : كان ثقة كثير الحديث .
    و قال غيره ، عن الواقدى : شهد مع على صفين ثم صار عثمانيا ، و مات فى سلطان الوليد بن عبد الملك ، و كان من أصحاب ابن مسعود .
    و قال ابن عبد البر : هو عند جميعهم ثقة . اهـ .
    ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ ْ

    347 - عبد الله بن حبيب أبو عبد الرحمن السلمي قال شعبة لم يسمع من عثمان ولا من عبد الله بن مسعود ولكنه سمع من علي وقال أبو حاتم لا تثبت روايته عن علي رضي الله عنه فقيل له سمع من عثمان فقال روى عنه لا يذكر سماعا وقال بن معين لم يسمع من عمر رضي الله عنه وقال أحمد بن حنبل في قول شعبة لم يسمع من بن مسعود شيئا أراه وهما قلت أخرج له البخاري حديثين عن عثمان خيركم من تعلم القرآن وعلمه والآخر أن عثمان أشرف عليهم وهو محصور وقد علم أنه لا يكتفي بمجرد إمكان اللقاء وأخرج النسائي روايته عن عمر رضي الله عنه وقد ثبت في صحيح البخاري أنه جلس للإقراء في خلافة عثمان رضي الله عنه وروى حسين الجعفي عن محمد بن أبان عن علقمة بن مرثد قال تعلم أبو عبد الرحمن القرآن من عثمان وعرض على علي رضي الله عنهما وقال عاصم بن أبي النجود وهو ممن قرأ على أبي عبد الرحمن أنه قرأ على علي رضي الله عنه وقال أبو عمرو الداني أخذ أبو عبد الرحمن القراءة عرضا عن عثمان وعلي وابن مسعود وأبي بن كعب وزيد بن ثابت رضي الله عنهم وكل هذا مما يعارض الأقوال المتقدمة والله أعلم

    وقال يعقوب بن سفيان: قال أحمد: حدثنا حجاج. قال: قال شعبة: لم يسمع أبو عبد الرحمن من عثمان، ولا من عبد الله، ولكن قد سمع من علي، رضي الله عنه. «المعرفة والتاريخ» 3/207.



    وفي " الكنى " للدولابي: أخبرني محمد بن إبراهيم عن أبيه عن محمد بن عمر قال: أبو عبد الرحمن [السلمي] شهد مع علي صفين، ثم صار بعد ذلك عثمانيا يعب أمر علي، وهلك في سلطان الوليد بن [عبد البر] وكان من أصحاب عبد الله بن مسعود.




    @@@@@@@@@@@@@@@@

    275 - ع: أَبُو عَمْرٍو الشَّيْبَانِيُّ، سَعْد بْن إِيَاسٍ الْكُوفِيِّ، [الوفاة: 91 - 100 ه]
    مِنْ بَنِي شَيْبَانَ بْنِ ثَعْلَبَةَ بْنِ عُكَابَةَ
    رَوَى عَنْ: عَلِيٍّ، وَابْنِ مَسْعُودٍ، وَحُذَيْفَةَ، وَغَيْرِهِمْ.
    رَوَى عَنْهُ: مَنْصُورٌ، وَالأَعْمَشُ، وَسُلَيْمَانُ التَّيْمِيُّ، وَالْوَلِيدُ بْنُ الْعَيْزَارِ، وَإِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي خَالِدٍ، [ص:1208] وَأَبُو مُعَاوِيَةَ عَمْرُو بْنُ عَبْدِ اللَّهِ النَّخَعِيُّ، وَآخَرُونَ.
    وَعُمِّرَ مِائَةً وَعِشْرِينَ سَنَةً. قَالَ: بُعِثَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - وَأَنَا أَرْعَى إِبِلا بِكَاظِمَةَ. وَقَالَ: كُنْتُ يَوْمَ الْقَادِسِيَّةِ ابْنَ أَرْبَعِينَ سَنَةً.
    وَقَالَ عَاصِمُ بْنُ أَبِي النَّجُودِ: كَانَ أَبُو عَمْرٍو الشَّيْبَانِيُّ يُقْرِئُ الْقُرْآنَ فِي الْمَسْجِدِ الأَعْظَمِ، فَقَرَأْتُ عَلَيْهِ ثُمَّ سَأَلْتُهُ عَنْ آيَةٍ فَاتَّهَمَنِي بِهَوًى.
    وَقَالَ ابْنُ مَعِينٍ: كُوفِيٌّ ثِقَةٌ.

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود