جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با پسر دو ساله ام چگونه رفتار کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    با پسر دو ساله ام چگونه رفتار کنم؟




    با سلام
    من مادر آقا سپهر دو ساله هستم.کارمند . همسرم هم کارمند هستش.اما کار ایشون به صورت شیفتی هست ( سه روز، روزکار-سه روز شبکار و سه روز هم استراحت )خونمون دیوار به دیوار خونه پدر شوهرمه.و از حیاط خلوت خونه هامون یه در ورودی داریم ( در ورودی تو اتاق سپهر هست )
    سپهر از هر دو طرف هم خانواده من هم خانواه شوهرم نوه اول محسوب میشه ....تقریبا از 6 ماهگی تا یک سالگی پیش مادر شوهرم بود.صبح ها که من میرفتم سر کار ، سپهر رو میبردم اونجا تا ساعت 2:30 که از سر کار بر میگشتم.ولی از یک سالگی به بعد سپهر فقط اون سه روزی که شوهرم هم صبح ها سر کار بود میبردیمش پیش مادر شوهرم و باقی روزها پیش پدرش بود .و در صورتی که حالا صبح کاری پیش میومد یک ساعتی یا دوساعتی میزاشتیمش پیش مادرشوهرم.گاهی وقتا هم که مادرشوهرم نبودن و یا مریض بودن میبردمش پیش مادرم !! تا الان روال کار همینطوره...ترجیح دادیم بیشتر پیش پدرش باشه .هم بدلیل اینکه مادرشوهرم توانایی اینکه سپهر رو نگهداره نداره هم اینکه خب به پدر و مادر وابسته بشه بهتره.
    اما چون سپهر چند تربیتی شده و بدلیل نزدیک بودن به خونه پدرشوهر ، به شدت حرف گوش نکن شده ! تو خونه پدر شوهرم ، پدرشوهرم و مادر شوهرم و یه برادر شوهر 20 ساله هست.که پسرم به عموش وابسته شده . چون صبح ها عموش خونه است و با اون سرگرمه ! اما متاسفانه عموی سپهر شیطونه و دلش میخواد سپهر دو ساله هم شیطون و بد دهن بار بیاد که من به شدت مخالفم...اما انگار تاثیر بقیه روی سپهر بیشتر از تاثیر من روش شده.با اینکه از وقتی از سرکار میام تمام وقتم مال سپهره.خیلی باهاش حرف میزنم باهاش بازی میکنم براش کتاب میخونم و داستان میگم.بهم وابسته هست و از اینکه ازش صبح ها دورم ناراحته اما ازم حرف شنوی نداره !
    توی خونه وقتی من و پدرش و خودش هستیم خیلی خوبه ... بازی میکنه و بهم گوش میده و اصلا شیطنت آنچنانی نمیکنه ...اما کافیه پای نفر سومی پیدا بشه ... حالا هرکی میخواد باشه از مادرم یا برادرم یا مادر شوهرم گرفته تا عمه و عموش ...دیگه سپهر غیر قابل کنترل میشه...بخصوص وقتی داییش رو میبینه...خودش رو میزنه به در و دیوار( از خوشحالی ) و هرکاری که دلتون بخواد انجام میده...حتی کارهایی که نباید انجام بده. و دیگه طرف من نمیاد.اگه هم من برم سمتش حالا به هر دلیلی مثلا بردنش به دستشویی یا گفتن اینکه این کار رو نکن !! شروع میکنه به گریه کردن و مقاومت کردن...طوری شده دلم نمیخواد نه مهمونی برم نه مهمون بیاد خونمون
    خیلی خیلی خیلی ذهنم درگیره این موضوع شده...طوری که خیلی از شب ها با همسرم در مورد تربیت سپهر حرف میزنیم حتی گریه میکنیم که چرا مثلا امروز سرش داد زدیم یا تنبیهش کردیم.سپهر پسر خیلی خوبیه...به هر حال هنوز دو سالشه و نا گفته نماند سپهر شش ماهه بدنیا اومده و دو ماه توی دستگاه ان آی سی یو بوده...اما خب منم مثل همه ی مادرا دلم میخواد پسرم مودب بار بیاد.شیطنت کنه اما به موقع و به جا...طوری نباشه که نتونم بخاطر بد رفتاریش برم مهمونی یا از بودن توی جمع عصبی بشم !
    خواهش میکنم بهم کمک کنید...نمی دونم خوب بیان کردم یا نه اما منتظر جواب شما هستم

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست






    با پسر دو ساله ام چگونه رفتار کنم؟








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط سپهرزیتون نمایش پست ها
    با سلام
    من مادر آقا سپهر دو ساله هستم.کارمند . همسرم هم کارمند هستش.اما کار ایشون به صورت شیفتی هست ( سه روز، روزکار-سه روز شبکار و سه روز هم استراحت )خونمون دیوار به دیوار خونه پدر شوهرمه.و از حیاط خلوت خونه هامون یه در ورودی داریم ( در ورودی تو اتاق سپهر هست )
    سپهر از هر دو طرف هم خانواده من هم خانواه شوهرم نوه اول محسوب میشه ....تقریبا از 6 ماهگی تا یک سالگی پیش مادر شوهرم بود.صبح ها که من میرفتم سر کار ، سپهر رو میبردم اونجا تا ساعت 2:30 که از سر کار بر میگشتم.ولی از یک سالگی به بعد سپهر فقط اون سه روزی که شوهرم هم صبح ها سر کار بود میبردیمش پیش مادر شوهرم و باقی روزها پیش پدرش بود .و در صورتی که حالا صبح کاری پیش میومد یک ساعتی یا دوساعتی میزاشتیمش پیش مادرشوهرم.گاهی وقتا هم که مادرشوهرم نبودن و یا مریض بودن میبردمش پیش مادرم !! تا الان روال کار همینطوره...ترجیح دادیم بیشتر پیش پدرش باشه .هم بدلیل اینکه مادرشوهرم توانایی اینکه سپهر رو نگهداره نداره هم اینکه خب به پدر و مادر وابسته بشه بهتره.
    اما چون سپهر چند تربیتی شده و بدلیل نزدیک بودن به خونه پدرشوهر ، به شدت حرف گوش نکن شده ! تو خونه پدر شوهرم ، پدرشوهرم و مادر شوهرم و یه برادر شوهر 20 ساله هست.که پسرم به عموش وابسته شده . چون صبح ها عموش خونه است و با اون سرگرمه ! اما متاسفانه عموی سپهر شیطونه و دلش میخواد سپهر دو ساله هم شیطون و بد دهن بار بیاد که من به شدت مخالفم...اما انگار تاثیر بقیه روی سپهر بیشتر از تاثیر من روش شده.با اینکه از وقتی از سرکار میام تمام وقتم مال سپهره.خیلی باهاش حرف میزنم باهاش بازی میکنم براش کتاب میخونم و داستان میگم.بهم وابسته هست و از اینکه ازش صبح ها دورم ناراحته اما ازم حرف شنوی نداره !
    توی خونه وقتی من و پدرش و خودش هستیم خیلی خوبه ... بازی میکنه و بهم گوش میده و اصلا شیطنت آنچنانی نمیکنه ...اما کافیه پای نفر سومی پیدا بشه ... حالا هرکی میخواد باشه از مادرم یا برادرم یا مادر شوهرم گرفته تا عمه و عموش ...دیگه سپهر غیر قابل کنترل میشه...بخصوص وقتی داییش رو میبینه...خودش رو میزنه به در و دیوار( از خوشحالی ) و هرکاری که دلتون بخواد انجام میده...حتی کارهایی که نباید انجام بده. و دیگه طرف من نمیاد.اگه هم من برم سمتش حالا به هر دلیلی مثلا بردنش به دستشویی یا گفتن اینکه این کار رو نکن !! شروع میکنه به گریه کردن و مقاومت کردن...طوری شده دلم نمیخواد نه مهمونی برم نه مهمون بیاد خونمون
    خیلی خیلی خیلی ذهنم درگیره این موضوع شده...طوری که خیلی از شب ها با همسرم در مورد تربیت سپهر حرف میزنیم حتی گریه میکنیم که چرا مثلا امروز سرش داد زدیم یا تنبیهش کردیم.سپهر پسر خیلی خوبیه...به هر حال هنوز دو سالشه و نا گفته نماند سپهر شش ماهه بدنیا اومده و دو ماه توی دستگاه ان آی سی یو بوده...اما خب منم مثل همه ی مادرا دلم میخواد پسرم مودب بار بیاد.شیطنت کنه اما به موقع و به جا...طوری نباشه که نتونم بخاطر بد رفتاریش برم مهمونی یا از بودن توی جمع عصبی بشم !
    خواهش میکنم بهم کمک کنید...نمی دونم خوب بیان کردم یا نه اما منتظر جواب شما هستم
    بسمه تعالی
    با سلام و تحیت محضر شما خواهر گرامی

    دغدغه مبارک حضرتعالی قابل در ک و تحسین است، در عین حال توجه داشته باشید که با سختگیری و نگاه آرمانی نقش والدگری شما دچار آسیب نگردد.
    شاغل بودن شما و الگوی چند وجهی تربیت آقا سپهر از جمله عواملی هستند که می تواند آسیبهایی را در پی داشته باشد، اما با توجه به اینکه آقا سپهر اولین فرزند شما هستند بپذیرید که بخشی از حساسیتهای شما ناشی از این امر است.
    فرزند شما به اقتضای سن تمایلی به محدودیت و حصر ندارد لذا ممکن است در کنار دیگران بودن را به دلیل انعطافی که انها در برخورد و بازی از خود نشان می دهند به در کنار شما بودن، ترجیح دهد.
    سعی کنید در برخورد با آقا سپهر توانمندی و نیز علاقمندیهای وی را مراعات کنید و از خطاهای او فاجعه نسازید. او باید به این اطمینان برسد که شما او را به صورت نامشروط ( همیشه و همه جا، و نه به شرط تبعیت از شما) دوست دارید.
    در بازی کردن میل و سلیقه او را بیشتر لحاظ کنید و تدبیری اتخاذ کنید تا فرصت بیشتری را برای بازی کردن با همالان تجربه کند.
    تنبیه و پرخاش شما نسبت به آقا سپهر بیش از انکه معلول اشتباهات او باشد می تواند معلول احساس گناه و سختگیری شما باشد. تصمیم بگیرید با اختصاص فرصت بیشتر برای ایشان احساس گناه خود را کاهش دهید و تنبیه وی را برای همیشه کنار بگذارید.
    به یاد داشته باشید که نباید به خاطر یک خطای کوچک و طبیعی از سوی کودکی خردسال ( که البته باید خطا، شیطنت و ...داشته باشد تا به حس کنجکاوی پاسخ داده شود و سطح اعتماد به نفس و نیز تجربه اش ارتقاء یابد) گرفتار خطایی بزرگ چون تنبیه و پرخاش شوید.
    برای آقا سپهر و والدین ارجمندش سلامتی و بالندگی را مسئلت دارم.
    سپهر زندگی تان همواره پر فروغ، ان شآءالله

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    با پسر دو ساله ام چگونه رفتار کنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مهدی فاطمه
    نوشته
    736
    حضور
    14 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    3331



    سلام جسارت نباشه ولی یسوال همیشه توذهن منه.مگه پدرمادرابرای زندگی شون وبیشتربچشون کارنمیکنن؟مادرابهترنیست بجای کارکدن بیرون خونه توخونه بالای سربچه اشون باشن وغذای گرم به شوهرشون بدن؟ وکارروبذارن برای پسرای بیکاری که آیندشون درگرو این کاراست؟وبجای اینکه بدوبدو حقوقشون سربرج بدن سرویس ومهدکودک و...خودشون اینکاراروانجام بدم بچشونم بهشون نزدیکتربشه باتربیت موردعلاقه خودشون بزرگ شن؟من واقعا توش موندم....من که بشدت باکارکردن زنابیرون خونه مخالفم.
    اَینَ الطّالــــِبُ بِدَمِ المَقــــتُولِ بِکَــــربَلا

    گروه رایحۀ بهشتی



    [SIGPIC][/SIGPIC]

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    حضور
    17 روز 1 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    868



    سلام.

    به نظرم شما باید با عموش صحبت کنید و ایشون رو شیرفهم کنید که یک کودک باید چطور تربیت بشه . یکی دو تا هندونه هم بذارید زیر بغلش که:" عموجان که شما که فهمیده ای در تربیتش کمک کن و ..."؛ همه چی حل میشه.

    شاد باشید
    قوّت و استحکامِ روحِ هر انسان احتمالاً بايد با اين اندازه گرفته شود که او قادر به تحمّلِ چقدر «حقيقت» است يا به‌بيانِ دقيق‌تر او تا چه حدنياز دارد حقيقت برايش رقيق شده، مبدّل، تلطيف‌شده، ملايم و دروغ‌آميز شود.
    قوت روح شما چقدر است؟؟

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    رمان ترسناک.نت.پریا جوونم
    نوشته
    30
    حضور
    14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    153



    اخه کی بچه شو میذاره خونه مادر شوهررررررررررررررررر
    میبردیش خونه مامانت اینا

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    439
    حضور
    16 روز 2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2654



       
    حالا در حد دو سه تا فحش کوچیک که عیب نداره ... داره ؟ اصا کیف بچه ی دوساله به اینه دوسه تا فحش یاد داشته باشه که ناقص بگه برات حال کنی..

    پسر دایی منم داییش دوسه تا فحش یادش داده ... هیشکی ام نمیفهمه چی میگه ، ولی خداییش فحش میده کیف میکنم ...


    بالاخره بزرگ که شد ... وارد مهد کودکم که بشه ... برخورد میکنه با فحش و رفتارای نا درست ... خیلی بچه رو تیتیش بار نیارید ...

    شاید هر جا که بره همه بگن .. چه پسر ناز و مودب و معقولی ... اما تو اجتماع که پا بزاره ، اول از همه سختی برا خودشه ...

    اگرم تیتیش بارش میارید ... اراده رو هم یادش بدید ...

    **

    در مورد رفتارش ، طفلک چون از این خونه به اون خونه بوده ... یه مقدار گیج شده ...

    اول به داییش بگید که تو رفتارش تجدید نظر کنه ...

    بعد هم با داد کشیدن سربچه و اینا نمیتونید مجبورش کنید که تو جمع ازتون حساب ببره ... ( با این کارا فقط جذبه ی خودتون برا بچه میاد پایین )

    بچه باید یه چشم غره بری بهش بشینه سر جاش بلند نشه ... اما نه تو این سن !

    به هر حال دوسالگی اصلا سنی نیست که شما بخوای اینقدر نگران باشی یا سخت بگیری که مودب بار میاد یا نه ...

    مهلت بدید تا بزرگتر بشه بعد اینقدر نگران باشید ... بالاخره بچه باید سنش اونقدری بشه که معنی تنبیه و تشویق رو بفهمه ... بعد ما رو روش های تربیتیش کار کنیم ...

    وقتی بزرگتر شد ... یه بار وقتی جلوی مهمون ها که شلوغ کرد ... تو اتاق زندونی شد تا شب ... دیگه یادش میمونه فضولی نکنه ...

    فقط یه چیزی یادتون باشه ... نزارید از گریه کردن ، لجبازی ، نخوردن غذا هیچوقت و تو هیچ سنی به عنوان سلاحی برای به کرسی نشوندن حرفش استفاده کنه ...

    زیاد دیدم از این موردها ... تو مقابله با این رفتارها باید یه ذره بی رحم باشین ...

    ما مامانمون نازمون و میکشید ... چپ و راست قهر میکردیم و غذا نمیخوردیم ...

    ولی یه بار برا بابامون ناز کردیم گفتیم غذا نمیخوایم ... بابامونم گفت به درک ... بعدم ظرف غذا رو خودش برداشت خورد ...

    دیگه ما تا این سن شدیم برا بابامون ناز نکردیم ...

    تربیت فقط به روش سنتی ...

    ..:: لاالهَ إلا الله ::..

    بدترین احساس زمانیست که خودت هم میفهمی از خدا دور شده ای ...





    خداحافظ همگی .... حلال کنید


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مهدی فاطمه
    نوشته
    736
    حضور
    14 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    3331



    نقل قول نوشته اصلی توسط ღ پریسا ღ نمایش پست ها
    اخه کی بچه شو میذاره خونه مادر شوهررررررررررررررررر
    اشتباه نکنیدخیلی ازمادرشوهراهستن مثل مامان خود ادمن بچه بایدمادرخودش بالای سرش باشه کاری به این چیزانداره.بنده خدامادراقدخودشون زحمت داشتن حالا دیگه ظلمه بخوان نوه داری هم بکنن برای تربیت بچه فقط بایدازتجربیاتشون استفاده کرد.این بهترین راهه.این خانم بایدبدونن تاحدی اختیاربچشونم ازدستشون رفته امیدوارم زودترراه درستوپیداکنن وعمل کنن
    اَینَ الطّالــــِبُ بِدَمِ المَقــــتُولِ بِکَــــربَلا

    گروه رایحۀ بهشتی



    [SIGPIC][/SIGPIC]

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    تنبیه و پرخاش شما نسبت به آقا سپهر بیش از انکه معلول اشتباهات او باشد می تواند معلول احساس گناه و سختگیری شما باشد. تصمیم بگیرید با اختصاص فرصت بیشتر برای ایشان احساس گناه خود را کاهش دهید و تنبیه وی را برای همیشه کنار بگذارید.
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب و با اجازه استاد امیدوار

    مامان سپهر بزرگوار ، حقیقتش رو بخواهید تو سن دو سالگی بچه شروع میکنه به مستقل شدن و اگه حرف گوش کن باشه یا غیر طبیعیه یا جز استثنائات هست.

    تو احادیث هم دیدیم که زیر پنج سال بچه فرمانرواست یا شیطنت بچه نشونه عاقل شدن در آینده اش هست ، پس با آنچه در ذهن دارید مانع رشد موفق بچه نشید.

    اگه احساس کردید یک رفتار ناپسند اجتماعی در اون داره صورت میگیره ، از موارد زیر کمک بگیرید:

    1- شکل گیری رفتار؛ یعنی اگه کوچکترین رفتار مبنی بر رفتار مورد دلخواه انجام داد مورد توجه و تشویق قرار دهید ولو کوچک یا مشابه حتی کوچک.

    2- تذکر و تغفل : باید در ترک رفتارش قاطع باشید یعنی بصورتی نباشد که یک بار به رفتارش بی تفاوت باشید و یکبار ناراحت شوید تا رفع کامل رفتار تذکر و تغفل سرلوحه کارتان باشد.

    یعنی در موقع انجام ان رفتار یا تذکر دهید یا حالت تغفل داشته باشید "یعنی انگار وی را ندیدیه اید"

    3- معمولا تغییر یک رفتار سخت هست بنابراین انرا به مراحل کوچکتر تقسیم کنید و هر چند وقت رو یک مرحله کار کنید ، مثلا سلام نمی کند اول به شما بعد به عمو وبعد به غریبه ها .

    ***بازی درمانی یا قصه درمانی یا نمایش نامه از جمله تمرینات رفتاری مناسب برای دنیای ئاقی هستن از انها غافل نشوید. گاهی خودتان نقش بچه را بازی کنید و او کودک گاهی دوتاتون کودک

    شوید

    ***بچه ها انچه میخواهیم نمی شوند آنچه هستیم می شوند پس تنبیه نکنید و داد نزنید بلکه قاطع باشید.

    ***یادتون باشه نیمی از عقل تغفل هست یعنی بجای زیاد گفتن خودتون رو به اون راه بزنید که تو اصلا ندیدم و یعنی اون دور از چشم شما اشتباه کرده و سعی کنید زیاد هم تذکر ندهید چون

    ممکن هست برای بچه بی تفاوت شوید ...
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  19. صلوات ها 8


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود