جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حاج آقا درماني

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469

    حاج آقا درماني




    حاج آقا درماني

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    حاج آقا درماني

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469




    معنادرماني

    قسمت دوم شب چهارم ماه عسل ۹۴


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۴/۰۵ در ساعت ۱۴:۴۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37598



    حاج آقا آروم و با لبخند بهش گفت: سلام پسرم!
    جوون یه نگاه حق به جانب و تلخ بهش انداخت و گفت: سلام ... و سرش رو برگردوند
    سلامش بوی خداحافظی میداد و داد میزد که ساکت
    حاج آقا هم دیگه چیزی نگفت ...
    ... هواپیما حرکت کرد و بعد از چند دقیقه مهماندار اعلام کرد که از آسمان ایران خارج شدیم
    اما انگار این خبر برای بعضی ها حکم آزادی از زندان رو داشت.
    کم کم عده ای روسری ها رو در آوردند
    عده ای هم جای مانتوهاشون رو به لباسای کوتاه و راحتی دادند.
    عده ای هم از نگاهشون میشد فهمید که اگه حاج آقا نبود ، بدشون نمی اومد یه تغییراتی توی ظاهرشون ایجاد بشه
    حاج اقا سرش رو انداخت پایین و شروع کرد به ذکر گفتن
    همه چی آروم بود تا اینکه هواپیما به لندن رسید
    فرودگاه دیده میشد و خلبان اعلام کرد: تا لحظاتی دیگه فرود میایم
    اما انگار مشکلی پیش اومده بود... هواپیما چند بار توی آسمون لندن چرخید و فرود نیومد
    کم کم همه نگران شدند و همهمه ها بلند شد
    تا اینکه خلبان اعلام کرد: چرخای هواپیما باز نمیشه
    واویلا شده بود .... بعضی ها نزدیک بود از ترس سکته کنن
    عده ای روسری هاشون رو سرشون کردند و اومدند پیش حاج آقا!

    - حاج آقا تو رو خدا دعا کن ...
    - حاج آقا من خیلی گناه کردم ، چیکار کنم خدا منو می بخشه؟

    - حاج آقا نماز هایی که نخوندیم ، روزه هایی که نگرفتیم چی میشه؟ بدبخت شدیم ...
    - حاج اقا یه ذکر بگو که همه تکرار کنیم و خدا به دادمون برسه

    - حاج آقا تو پیش خدا آبرو داری ، بهش بگو غلط کردیم ، دیگه گناه نمی کنیم...
    حاج آقا بهشون گفت: آروم باشین ... خدا بزرگه ... دعا کنین

    حجابا برگشته بود سر جای اولش ... حتی از اولش هم بهتر ... خیلی بهتر
    دیگه جای موسیقی ، صدای دعا و صلواتشون بلند شده بود ...

    تا اینکه چند دقیقه بعد خلبان گفت: مشکل حل شده و داریم فرود میایم
    اما فرود اومدن هواپیما همانا و فرود اومدن حجابها همان
    باز مانتوها در اومد ... آرایش ها تنظیم شد
    باز خدا رفت توی طاقچه برای روز مبادا...

    دیگه کسی به فکر گناهاش نبود... دیگه بدهی هاش یادش نبود و...

    حاج آقا با دیدن این صحنه ها آهی کشید و آیه 8 سوره زمر رو زمزمه کرد که خدا می فرماید:

    "چون به آدمی گزندی برسد ، به پروردگارش روی می آورد و او را می خواند، آنگاه چون خدا به او نعمتی بخشید ، همه آن دعاها را که پیش از این کرده بود از یاد می برد و برای خدا همتایانی قرار می دهد تا خود و دیگران را از طریق او گمراه کنند. بگو : اندکی از کفرت بهره مند شو ، که تو از دوزخیان خواهی بود..."





    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  9. صلوات ها 6


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود