صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا میشود دو موجود وجود داشته باشند و یکی بینهایت باشد ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    ورزش و تفکر
    نوشته
    60
    حضور
    1 روز 1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54

    آیا میشود دو موجود وجود داشته باشند و یکی بینهایت باشد ؟




    سلام

    عقل میگوید امکان ندارد دو موجود وجود داشته باشند و یکی بی نهایت باشد . من هستم و خدا هم هست و بینهایت است . چگونه ممکن است دو موجود وجود داشته باشند و یکی بینهایت باشد ؟

    ممنون

    میوه ممنوعه علم اهل بیت بود و ابلیس آدم را بسوی علم اهل بیت دعوت کرد پس لبیک یا ابلیس لبیک

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست ها
    سلام

    عقل میگوید امکان ندارد دو موجود وجود داشته باشند و یکی بی نهایت باشد . من هستم و خدا هم هست و بینهایت است . چگونه ممکن است دو موجود وجود داشته باشند و یکی بینهایت باشد ؟
    ممنون
    باسلام گرچه سوال شما مبهم است ومعلوم نیست چه نکته ی مورد نظرشریف تان بوده است ولی در مجموع باید در باب بی نهایت چند نکته مطرح شود :
    اولاً باید دید که معنا و مفهوم بی نهایت چیست؟
    بی نهایت وصف موجود واجب الوجود است که از نظر هستی و همه کمالات هستی خویش نامحدود و تمام و فوق تمام است، به گفته امیرمؤمنان(ع) اگر وجود نامحدود حق تعالى محدود تصور شود معدود و قابل شمارش گمان شده است: «من حدّه فقد عدّه».(1)
    دوم: وجود نامتناهی وصف وجود واجبی است و عالم خلقت ممکن الوجود است و نه واجب الوجود و موجود ممکن الوجود هر اندازه کامل باشد نسبت به موجود واجب الوجود محدود و متناهی است چون لازمه وجود ممکن تناهی و محدودیت است به خصوص آن که هر موجود ممکن الوجود مرکب از دو حیثیت به نام وجود و ماهیت است و ماهیت همان حد وجود است .بنابر این فرض وجود نامتناهی در موجود ممکن الوجود یعنی جهان و عالم خلقت عقلاً فرض محال است چون باعث تناقض می گردد چون ماهیت داشتن به مفهوم محدود بودن است و عدم تناهی به معنای سلب ماهیت از اوست در حالی هر ممکن الوجود ماهیت دارد و بدون ماهیت نیست.
    سوم: وصف عدم تناهی وصف وجود صرف است، و وجود صرف تکرر پذیر نیست .از این رو فلاسفه می گویند «صِرف الشیء لا یتثنى ولا یتکرر».(2)
    بنابر این فرض دو صرف الوجود نامتناهی در واقع به معنای نفی صرف الوجود بدون آن دو است و از اثبات آن سلبش لازم می‌آید. از این جهت دو وجود نامتناهی قابل تصور و اثبات نیست.
    چهارم: در خیال انسان جهان بدون حد و مرز گمان می شود، در حالی که جهان دارای حدو مرز است و حدودی عدمی آن را احاطه کرده به خصوص آن که جهان طبیعی و مادی محدود است و بعد از پایان آن نوبت به موجودات مجرد می رسد، از این گذشته از نحوه بیان پرسشگر محترم پیدا است که ایشان غایت ناپذیری را در بزرگی مادی و مکانی تصور کرده در حالی که خداوند منزّه از مکان است.
    پنجم: جهان با تمام بزرگی و گستردگی که دارد بالاخره جلوه‌ای از جلوه‌های نور وجود خداوند و معلول و مخلوق اوست و در رتبه وجودی متأخیر از اوست. نمی‌تواند مثل علت و خالق خود نامتناهی باشد و گرنه باعث سلب معلولیت از آن می شود، بنابر این چون فرض عدم تناهی درباره جهان با معلول و مخلوق بودن آن تنافی دارد ، هرگز نمی‌توان جهان نامتناهی پنداشت.
    ششم: به بیان بسیار ساده با توجه به مفهوم نامحدود ، خارج از وجود نامحدود ، دومی اصلاً فرض نمی شود تا آن را نیز نامحدود بدانیم. زیرا اگر دومی یا چیزی فرض کنیم که به طور کامل جدای از آن باشد ، دیگر آن اولی نامحدود نخواهد بود ، بلکه محدود به این وجود دومی خواهد بود.
    به تعبیر دیگر آن وجود اول را به مرحله این وجود دوم محدود کرده ایم. یعنی دومی چیزی از هستی دارد که آن اولی ندارد ، پس آن اولی تا مرز این وجود دوم وجود دارد ؛ پس محدود شده است ؛ بنابراین نامحدود بودن او معنا ندارد.
    پس اگر چیزی را خارج از وجود خدا فرض کنیم که هستی داشته باشد که خدا ندارد ، پس هستی خدا را محدود فرض کردیم. بنابراین هیچ چیزی در عالم هستی نیست که خارج از وجود خداوند باشد تا چه رسد به اینکه آن را نامحدود فرض کنیم.
    اصلاً نا محدود دو تا نمی شود ، چه دومی محدود باشد یا نامحدود.
    مثال ساده: اگر فرض کنیم که یک دریا وجود داشته باشد که تمام کره زمین را فراگرفته باشد ، در اینجا نمی توانیم یک دریای دیگر یا رودخانه آب در کره زمین جدای از آن اولی فرض کنیم. چون اگر جدای از آن دریای فراگیر فرض کنیم، پس آن دریا دیگر فراگیر نیست ، بلکه تا مرز این رودخانه یا دریای دوم است.
    بنابراین روشن است که فرض دومی با وجود نامحدود اصلاً محال است.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. هر کس به سوی او اشاره کند او را محدود پنداشته و هر کس او را محدود پندارد او را به شمارش آورده است. نهج البلاغه، خطبه 1.
    2. مطهری، مجموعه آثار،نشر صدرا 1375ش. ج 6، ص 1017،

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در خیال انسان جهان بدون حد و مرز گمان می شود، در حالی که جهان دارای حدو مرز است و حدودی عدمی آن را احاطه کرده
    با سلام عدم هیچی نیست که بخواد احاطه کنه عالم وجود رو...پس عالم وجود بی نهایت است که همان خود خداست

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    مثال ساده: اگر فرض کنیم که یک دریا وجود داشته باشد که تمام کره زمین را فراگرفته باشد ، در اینجا نمی توانیم یک دریای دیگر یا رودخانه آب در کره زمین جدای از آن اولی فرض کنیم. چون اگر جدای از آن دریای فراگیر فرض کنیم، پس آن دریا دیگر فراگیر نیست ، بلکه تا مرز این رودخانه یا دریای دوم است.
    مثال پیچیده: اگر یک لایه ی شیشه ای برا روی این دریای فراگیر کره زمین در مثال شما قرار دهیم آنگاه یک دریای فراگیر هم روی آن می ریریزیم...یعنی دو دریای فراگیر

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    با سلام عدم هیچی نیست که بخواد احاطه کنه عالم وجود رو...پس عالم وجود بی نهایت است که همان خود خداست
    باسلام وتقدیر از شما .
    عدم مطلق هیچ است گرچه مضاف در سایه وجود ممکن است .
    باید توجه داشته باشید که در تعبیر بنده سخن از محدودیت جهان است ونه وجود .
    آنچه در گفته شما آمده مبنای عرفانی است که وجود را یک هستی نامحدود ومساوی با وجود حق تعالی می دانند . ولی در نگاه فلسفی وجود به واجب و ممکن تقسیم می شود که واجب نا محدود و وممکن محدود است .

    مثال پیچیده: اگر یک لایه ی شیشه ای برا روی این دریای فراگیر کره زمین در مثال شما قرار دهیم آنگاه یک دریای فراگیر هم روی آن می ریریزیم...یعنی دو دریای فراگیر
    این در تصور ذهنی شما ممکن است وجود داشته باشد ولی سخن ما در حقیقت عینی وخارجی است ونه تخیل ذهن انسان . شما چنین مفهومی را می توانید تصور نماید اما تحقیق عینی ندارد . در فلسفه مثال : ((بحر از ذیبق = جیوه)) دقت نماید که در ذهن وجود دارد ولی محال عینی است .


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    این در تصور ذهنی شما ممکن است وجود داشته باشد ولی سخن ما در حقیقت عینی وخارجی است ونه تخیل ذهن انسان . شما چنین مفهومی را می توانید تصور نماید اما تحقیق عینی ندارد . در فلسفه مثال : ((بحر از ذیبق = جیوه)) دقت نماید که در ذهن وجود دارد ولی محال عینی است .
    این مثالی که زدم تخیل نیست بلکه قدرت شدنی خدا رو مثال زدم...که می تواند بر روی یک دریای فراگیر کره زمین یک لایه آهنی یا هر جور لایه ای بکشد و دریایی فراگیر دیگر بر روی آن بریزد....پس کاملا با قدرت خدا قابل دیدن و واقعی است....حتما یک چیز نباید وجود داشته باشه که بگیم حقیقت داره....یک چیز می تونه وجود نداشته باشه ولی حقیقت باشه....یعنی دریای فراگیر مثال من می شود باشد...از طرفی خداوند طبق آیات قرآن و اثبات عقلی و منطقی آّ دو دریای شور و شیرین رو طوری قرار داده که بدون اینکه حصاری بین آن باشد ذره ای با هم ترکیب نمی شوند....پس می تواند حتی بدون هیچ گونه لایه ای در مثال من دریای فراگیر دیگری روی کره ی زمین قرار دهد و روی آن نیز دریای دیگری و هرگز دریاها با هم ترکیب نشوند و کاملا با ویژگی های منحصر بفرد سوا سوا باشند....

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    این مثالی که زدم تخیل نیست بلکه قدرت شدنی خدا رو مثال زدم...که می تواند بر روی یک دریای فراگیر کره زمین یک لایه آهنی یا هر جور لایه ای بکشد و دریایی فراگیر دیگر بر روی آن بریزد....پس کاملا با قدرت خدا قابل دیدن و واقعی است....حتما یک چیز نباید وجود داشته باشه که بگیم حقیقت داره....یک چیز می تونه وجود نداشته باشه ولی حقیقت باشه....یعنی دریای فراگیر مثال من می شود باشد...از طرفی خداوند طبق آیات قرآن و اثبات عقلی و منطقی آّ دو دریای شور و شیرین رو طوری قرار داده که بدون اینکه حصاری بین آن باشد ذره ای با هم ترکیب نمی شوند....پس می تواند حتی بدون هیچ گونه لایه ای در مثال من دریای فراگیر دیگری روی کره ی زمین قرار دهد و روی آن نیز دریای دیگری و هرگز دریاها با هم ترکیب نشوند و کاملا با ویژگی های منحصر بفرد سوا سوا باشند....
    باسلام وتشکر .
    توجه داشته باشید که سوال اصلی شما از وجود چنین چیز بود ونه این که خدا می تواند چنین چیز را خلق کند . به تعبیر دیگر سوال شما از هست بو د ونه می تواند باشد .
    نکته دیگر این که گرچه خداوند قادر مطلق است ولی باید توجه داشت که قابلیت قابل هم شرط است


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    ورزش و تفکر
    نوشته
    60
    حضور
    1 روز 1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    وجود نامتناهی وصف وجود واجبی است و عالم خلقت ممکن الوجود است و نه واجب الوجود و موجود ممکن الوجود هر اندازه کامل باشد نسبت به موجود واجب الوجود محدود و متناهی است
    سلام شما قائل به دو نوع وجود هستید یکی واجب الوجود و دیگری ممکن الوجود . شما واجب را نامتناهی میدانید و ممکن را متناهی . اگر واجب نامتناهی باشد فرض ممکن در مقابل واجب اشتباه است مگر اینکه واجب را عین ممکن بدانید . شما چطور معتقد هستید که نامتناهی یعنی واجب ، وجود دارد و در مقابل هم به امر متناهی یعنی ممکن حکم میکنید ؟ اگر من نوعی وجود دارم و واجب هم وجود دارد و در ضمن وجود من از وجود واجب مستقل و جداست پس تنها این فرض معتبر است که هم من و هم واجب هر دو محدود هستیم .
    میوه ممنوعه علم اهل بیت بود و ابلیس آدم را بسوی علم اهل بیت دعوت کرد پس لبیک یا ابلیس لبیک

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست ها
    سلام شما قائل به دو نوع وجود هستید یکی واجب الوجود و دیگری ممکن الوجود . شما واجب را نامتناهی میدانید و ممکن را متناهی . اگر واجب نامتناهی باشد فرض ممکن در مقابل واجب اشتباه است مگر اینکه واجب را عین ممکن بدانید . شما چطور معتقد هستید که نامتناهی یعنی واجب ، وجود دارد و در مقابل هم به امر متناهی یعنی ممکن حکم میکنید ؟ اگر من نوعی وجود دارم و واجب هم وجود دارد و در ضمن وجود من از وجود واجب مستقل و جداست پس تنها این فرض معتبر است که هم من و هم واجب هر دو محدود هستیم .
    باسلام وتشکر از شما .
    با توجه به پاسخ قبل این مسله درکش بسیار آسان است تعجب است ذهن شریف شما در این باره چرا دچا ر مشکل شده است !!!!!!!!
    اولاً: عقل به آسانی عدم و نابودی موجودات ممکن الوجود ( که در واقع به معنای محدودیت آنها ست ) را تصور می‌کند و می‌فهمد این همه انسان که هر روز از راه‌های گوناگون به کام مرگ و نابودی می‌روند آیا برای عقل قابل تصور نیست بفهمد آنها از هستی دنیایی محو شده و دیگر هرگز قابل برگشت دوباره به زندگی دنیایی نیستند؟!
    این همه جنگل‌های تخریب می‌شود و در آتش می‌سوزد و ساختمان‌ها تخریب می‌شود، کوه‌های سر به فلک کشیده بر اثر زلزله و مانند آن فرو می‌ریزد. آیا عقل نابودی‌ها را تصور نمی‌تواند بکند؟
    بر اساس تحقیقاتی علمی امروزه ثابت شده که حیواناتی نظیر دایناسورها قبلاً روی زمین زندگی می‌کرده‌اند و اکنون از آنها خبری نیست. آیا این امور برای عقل قابل درک و تصور نیست؟!
    بنابر این عقل به آسانی می‌تواند نابودی و عدم هستی موجودات امکانی را درک نماید.
    دوم: این گونه تحلیل ‌های فلسفی برخاسته از مشاهدات حسّی آدمی است که در تحلیل عقلی مطرح می‌شود . عقل با تنظیم برهان امکان و وجوب، وجوب ذاتی را برای خدا ثابت می‌کند و مخلوقات را به عنوان ممکن الوجود که وجوب بالغیر دارند و وجودشان از خدا گرفته می‌شود مطرح می‌نماید. بنابر این اگر مسئله امکان و وجوب را به عنوان یکی از دقیق‌ترین براهین عقلی بر وجوب ذاتی خدا و امکان ذاتی مخلوقات درک نموده و آن تحلیل و اثبات می‌کند، می‌تواند عدم پذیری مخلوقات و اینکه وجودشان را از خداوند می‌گیرند، درک و تحلیل کند.
    سوم: بر اساس دیدگاه فلسقی هستی به دوقسم واجب وممکن الوجود تقسیم می شود و آن دو هر یکی نوعی از وجودخاص است .
    چهارم : بلی شما وواجب تعالی دو نوع خاص از وجود هستید ولی شما وهمه ممکنات فقر مطلق ومحدود . و وجود حق تعالی غنی مطلق و نامحدود است .
    پنجم : اما این که چگونه از وجودهای محدود می‌توان به درک وجود نامتناهی که حقیقت و مبدا هستی همه موجودات است پی برد، به اختصار باید اشاره شود که با توجه به اصالت وجود و تشکیکی بودن آن به آسانی می‌توان فهمید که مراتب وجود، به استثنای عالی ترین مرتبه آن که دارای کمال نامتناهی و بی‌نیازی و استقلال مطلق می‌باشد، عین ربط و وابستگی است، اگر مرتبه اعلی تحقق نمی‌داشت، سایر مراتب هم تحقق نمی‌یافت، زیرا لازمه فرض تحقق سایر مراتب بدون تحقق عالی‌ترین وجود این است که مراتب مزبور، مستقل و بی‌نیاز از آن باشند، در حالی که حیثیت وجودی آن ها عین ربط و فقر و نیازمندی است. (1) بنابراین از رهگذر درک عین فقر و نیاز بودن وجود محدود می‌توان به شناخت و ضرورت وجود نامحدود به آسانی رسید، چون اگر وجود نامتناهی نباشد ،وجود محدود قابل تحقق نیست.
    باید توجه داشت: در خارج و هستی تنها وجودهای محدود تحقق ندارند، بلکه وجود نامحدود که مبدء همه وجودهای محدود است، در عالم عینی تحقق دارد، وجودهای محدود ظهور و جلوه فعلی آن وجود نامحدود است که از آن در اصطلاح فلسفی به وجود واجب تعبیر می‌شود.
    صدر المتاهلین معتقد است کسانی که در مسیر شناخت حق تعالی حرکت می‌کنند، در ابتدا به هستی می‌نگرند و از این رهگذر در می‌یابند که وجود اصیل است . همه اشیا به وسیله هستی تحقق و تاصل پیدا می‌کند، وقتی که حقیقت هستی را با این دقت شناختند، آن گاه می‌بینند که حقیقت هستی ذاتا ضروری و واجب الوجود است .تنها در صورتی که هستی تنزل نماید، امکان، نیاز، معلول بودن و امثال آن به هستی ملحق می‌شود و گرنه حقیقت هستی محض، بدون نقص و واجب الوجود است، در مرحله بعد ..... به لازمه وجوب که فوق تمام بودن و غنای ذاتی است، و لازمه امکان که نقصان و فقر وجودی است، به این نتیجه می‌رسند که واجب تعالی در ذات و صفات شریک ندارد و از این طریق به شناخت توحید ذاتی و صفاتی می‌رسند . آن گاه با چگونگی آثار و افعال حق تعالی آشنا می‌شوند. (2)
    از سوی دیگر، حقیقت هستی در ذات خود و در موجودیت و واقعیت داشتن خود به هیچ شرط و قیدی وابسته نیست، بدین معنا که هستی چون هستی است موجود است و هیچ ملاک و مناطه بیرون از هستی و فرض و وجود شی‌ای دیگر نقش و دخالتی در موجود بودن هستی ندارد، از طرف دیگر کمال، عظمت، جلال، غنای ذاتی، استقلال، نامتناهی بودن، وجوب و امثال آن که در مقابل نقص، محدودیت، نیاز، امکان و مانند آن است، همه از خود هستی بر می‌خیزد و حقیقتی فراتر از هستی ندارد، بلکه عین هستی است، بنابراین چون هستی در ذات خود مشروط و مقید به چیزی نیست و مساوی با استقلال و کمال است ، ضرورت ذاتی و ازلی دارد، و این همان حقیقتی است که برهان صدیقین در صدد ارائه آن است، (3)

    پی نوشت‌ها
    1-آموزش فلسفه، ج 2، ص 342
    2-اسفار، ج 6، ص 14
    3-مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 11، ص 1379

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    ورزش و تفکر
    نوشته
    60
    حضور
    1 روز 1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    بلی شما وواجب تعالی دو نوع خاص از وجود هستید ولی شما وهمه ممکنات فقر مطلق ومحدود . و وجود حق تعالی غنی مطلق و نامحدود است
    شما میفرمایید واجب وجودی نامحدود است . وجود نا محدود جایی برای وجود دیگر نمیگزارد . من هستم و واجب هم نیستم پس وجودی غیر از وجود نامحدود هست که این تناقض است و نتیجه این میشود که یا من نیستم و یا واجب محدود است .


    میوه ممنوعه علم اهل بیت بود و ابلیس آدم را بسوی علم اهل بیت دعوت کرد پس لبیک یا ابلیس لبیک

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط غنی از فقر نمایش پست ها
    نتیجه این میشود که یا من نیستم و یا واجب محدود است .
    با سلام.
    بله شما نیستید و هر چه هست واجب نامحدود است.
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۲:۳۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود