صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی؛ درست یا غلط؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    353

    اشاره بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی؛ درست یا غلط؟




    بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی؛ درست یا غلط؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام مطالب ذیل حقیقت دارد یا مراد چیز دیگری است که ما و عقلمان نمیرسد و به همین دلایل اسرار میگویند و آشکار نمیکنند تا در نظر عقلانیت عوام مورد اتهام کفر قرار نگیرند؟الله اعلم
    اصل مطلب ا:
    بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی

    در عرفان ابن عربی و تابعان وی دو چیز سبب شده که بگویند: پرستش هر چیز پرستش خداوند است:

    2- عقیده به اینکه: قضای الهی این گونه رقم خورده شده که جز او پرستش نشود
    طبق این عقیده – همان گونه که در فصل گذشته مطرح شد – انسان هر چه را پرستش کند با خواست و اراده الهی بوده و خود خدا خواسته که در صورت ها و قالب های گوناگون پرستش شود.
    ابن عربی در فصّ هارونیه در بیان داستان موسی و هارون ادعا دارد: زمانی که موسی به سوی قوم خود برگشت و قوم خویش را گوساله پرست دید و برادر خود را مورد مؤاخذه قرار داد، به این علت بود که وی انکار عبادت گوساله (بت) را می کرد و قلب او مانند موسی وسعت نداشت تا بداند که گوساله پرستی هم خدا پرستی است زیرا خدا حکم کرده که جز او پرستش نشود. متن:
    «و کان موسی اعلم بالأمر من هارون لأنّه علم ما عبده أصحاب العجل، لعلمه بأنّ الله قد قضی ألاّ یعبد إلاّ إیّاه، و ما حکم الله بشیء إلاّ وقع. فکان عتب موسی أخاه هارون لما وقع الأمر فی إنکاره و عدم إتّساعه فإنّ العارف من یر الحق فی کلّ شیء، بل یراه عین کلّ شیء».
    استاد حسن زاده آملی در ترجمه و شرح سخن ابن عربی می نویسد:
    «موسی(ع) به واقع و نفس الأمر و به امر توحید اعلم از هارون بود. چه اینکه می دانست اصحاب عجل(گوساله) چه کسی را پرستش می کردند (یعنی موسی«ع» می دانست که گوساله پرستان در واقع خدا را می پرستیدند) زیرا او عالم بود که خداوند حکم فرموده که جز او پرستش نشود و آنچه را حکم فرموده، غیر آن نخواهد شد. پس جمیع عبادت ها (حتی گوساله پرستی) عبادت حق تعالی است و لکن «ای بسا کس را که صورت راه زد». بنابر این عتاب موسی به برادرش هارون از این جهت بود که هارون انکار عبادت عجل می نمود و قلب او چون موسی اتساع نداشت. چه اینکه عارف، حق را در هر چیزی می بیند بلکه او را عین هر چیزی می بیند[1].
    و سپس می افزاید: غرض شیخ در این گونه مسائل در فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلشان بیان اسرار ولایت و باطن است برای کسانی که اهل سرّند. هر چند به حسب نبوت تشریع مقر است که باید توده مردم را از عبادت اصنام(بتها) باز داشت. چنانکه انبیاء عبادت اصنام را انکار و می فرمودند.
    جناب شیخ محمد حسن وکیلی یکی از نویسندگان عرصه عرفان و تصوف در توجیه سخنان ابن عربی درباره بت(گوساله) پرستی می نویسد:
    «یکی از مشکلات آیات کریمه قرآن، داستان حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام و اختلاف نظر بین این دو پیامبر الهی در جریان گوساله پرستی بنی اسرائیل است»[2].
    جواب: مشکلی در تفسیر این آیه نیست و معنا کاملاً مشخص و واضح است. آقایان عرفای اصطلاحی و صوفیه با تفسیر به رأی، برای خود و دیگران مشکل ساز شدند.
    در ادامه نویسنده می نویسد:
    «اینجاست که جناب محی الدین می فرماید: در حقیقت خود خداوند می خواست که عده ای در مسیر عبادت تکوینی وی گوساله را به عبادت تشریعی عبادت کنند و چون هر خواست و اراده ای از خداوند حکمتی دارد، حتماً در این امر نیز حکمتی بوده است و خداوند بر اساس علم لا یتناهی خود حکمت آن را دانسته و آن را اراده فرموده است. یعنی اراده تکوینی وی تعلق گرفته بود که در پرستش گوساله نیز سیر عبودی تکوینی عده ای طی شود و خداوند را به عبادت تکوینی در این قالب بپرستند»[3].
    جواب: با توجه به آیات قرآن کریم پیرامون این داستان هرگز نمی توان گفت که خواست و اراده خداوند متعال بر این تعلق گرفته بود که گوساله پرستیده شود تا در آن صورت هم سیر عبودی تکوینی عده ای طی شود.
    خداوند گوساله پرستان را ظالم نام می برد:
    «وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسىَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتخَذْتمُ‏ُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظَالِمُون‏»[4]
    : «و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد.»
    «وَ اتخَذَ قَوْمُ مُوسىَ‏ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لَا يُكلَمُهُمْ وَ لَا يهَدِيهِمْ سَبِيلاً اتخَذُوهُ وَ كَانُواْ ظَلِمِين‏»[5]
    : «قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد، و به راه (راست) هدايتشان نمى‏كند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند!»
    خداوند گوساله پرستان را گمراه نام می برد:
    «وَ لمَا سُقِطَ فىِ أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئنِ لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَ يَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين‏»[6]
    : «و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، بطور قطع از زيانكاران خواهيم بود!»
    خداوند غضب خود را شامل حال آنان می کند:
    «إِنَّ الَّذِينَ اتخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فىِ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُفْترَين‏»[7]
    : «كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم!»
    خداوند شرط پذیرفتن توبه گوساله پرستان را کشتن یکدیگر بیان می کند:
    «وَ إِذْ قَالَ مُوسىَ‏ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلىَ‏ بَارِئكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَالِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم‏»[8]
    : «و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است.»
    آیا با توجه به این محکمات قرآنی باز هم می توان گفت که در پس گوساله پرستی حکمتی بوده و اراده تکوینی خداوند بر این تعلق گرفته بود که در قالب گوساله پرستی پرستش شود؟
    آیا از آنجا که جریمه گوساله پرستان کشتن یکدیگر شد، می توان گفت عده ای در آن قالب پرستش، جهت سیر و تکامل را طی کردند؟
    اگر اراده خداوند بر پرستش گوساله تعلق گرفته بود آیا آن ظلم نیست که بنی اسرائیل چنین جریمه سنگینی تحمل کنند؟
    هیچ عقل سلیم و وجدان بیداری این تفسیر صوفیانه را نمی پذیرد. بنی اسرائیل جریمه سختی شد، زیرا آنان آنچه را که مورد رضای الهی نبود و ظلالت و گمراهی مطلق را در بر داشت مرتکب شدند.
    یکی دیگر از تابعان ابن عربی، ملا محسن گنابادی – مؤسس فرقه صوفیه گنابادیه – جسورتر از استاد خود ابن عربی ادعا دارد: چون عالم مظهر تجلی ذات خداوند است، انسان زمانی که از روی اختیار شیطان را می پرستد یا جن یا هر چیز دیگر مثل ماه و ستاره یا ملائکه یا حتی آلت تناسلی، مثل برخی از هندی ها که آلت تناسلی زن و مرد را پرستش می کنند، در حقیقت خدا را پرستش کرده و خود نمی دانند. متن جمله فوق چنین است:
    «لما کان أجزاء العالم مظاهر لله الواحد الأحد القهار بحسب أسمائه اللطفیة و القهریّة کان عبادة الإنسان لأیّ معبود کانت عبادة الله إختیاراً.... فالإنسان فی عبادتها إختیاراً للشیطان کالإبلیسیه و للجن کالکهنه و تابعی الجن و للعناصر کالزردشتیه و عابدی الماء و الهواء و الأرض و للموالید کالوثنیة و عابدی الأحجار و الأشجار و النباتات کالسامریّه و بعض الهنود الذین یعبدون سائر الحیوانات،و کالجمشیدیة و الفرعونیه الذین یعبدون الإنسان و یقرون بآلهته و للکواکب کالصائبه و للملائکة کأکثر الهنود و للذکر و الفرج کبعض الهنود القائلین بعبادة ذکر الإنسان و فرجه و کالبعض الآخر القائلین بعبادة ذکر مها دیو ملکاً عظیماً من الملائکة و فرج إمرأته کلهم عابدون لله من حیث لا یشعرون»[9].
    سپس این بیت شیخ محمود شبستری را می آورد:
    مسلمان گر بدانستی که بت چیست یقین کردی که دین در بت پرستی است
    «... به نظر من این انتقاد وارد است، یعنی او گفته است که: حق تعالی هارون را بر گوساله پرستان مسلط نگردانید، آنچنان که موسی را گردانید، تا آن که در جمیع صور پرستیده شود. و لهذا هیچ نوعی از انواع عالم نماند که معبود نشده باشد، خواه عبادت تألّه، یعنی که او را اله دانسته و عبادتش نمایند، چنان که بت پرستان و ستاره پرستان به عبادت اصنام و کواکب می پردازند، و خواه به عبادت تسخیر، یعنی به سبب جاه و مال گراییده اند. و بزرگترین مجلایی که حق در آن پرستیده شده هواست که فرمود: «أفرأیت من اتّخذ إلهه هواه»[10] البته این گونه سخنان گرچه با وحدت وجود ابن عربی سازگار است، ولی با ظواهر دین مبین و عقاید عامه مسلمانان هرگز سازگار نیست.»[11]

    1] ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ص514
    [2] کتابچه تحریف تفکیکیان، پیرامون حکمت و عرفان، دفتر اول گوساله پرستی در کلام استاد حسن زاده آملی ص56

    [3] همان ص59
    [4] بقره/51
    [5] اعراف/148
    [6] اعراف/149

    [7] اعراف/152
    [8] بقره/54

    [9] تفسیر بیان السعاده ج2 ص437
    [10] جاثیه/23
    [11] محی الدین ابن عربی، چهره برجسته عرفان اسلامی ص568 و569

    منبع:orafaa.com
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ در ساعت ۲۱:۱۲
    جوانمردی
    بینش واندیشه
    بهترین اعتماد به نفس
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد



  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط aAa71 نمایش پست ها

    استاد حسن زاده آملی در ترجمه و شرح سخن ابن عربی می نویسد:
    «موسی(ع) به واقع و نفس الأمر و به امر توحید اعلم از هارون بود. چه اینکه می دانست اصحاب عجل(گوساله) چه کسی را پرستش می کردند (یعنی موسی«ع» می دانست که گوساله پرستان در واقع خدا را می پرستیدند) زیرا او عالم بود که خداوند حکم فرموده که جز او پرستش نشود و آنچه را حکم فرموده، غیر آن نخواهد شد. پس جمیع عبادت ها (حتی گوساله پرستی) عبادت حق تعالی است و لکن «ای بسا کس را که صورت راه زد». بنابر این عتاب موسی به برادرش هارون از این جهت بود که هارون انکار عبادت عجل می نمود و قلب او چون موسی اتساع نداشت. چه اینکه عارف، حق را در هر چیزی می بیند بلکه او را عین هر چیزی می بیند[1].
    و سپس می افزاید: غرض شیخ در این گونه مسائل در فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلشان بیان اسرار ولایت و باطن است برای کسانی که اهل سرّند. هر چند به حسب نبوت تشریع مقر است که باید توده مردم را از عبادت اصنام(بتها) باز داشت. چنانکه انبیاء عبادت اصنام را انکار و می فرمودند.

    «وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسىَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتخَذْتمُ‏ُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظَالِمُون‏»[4]
    : «و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد.»
    «وَ اتخَذَ قَوْمُ مُوسىَ‏ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لَا يُكلَمُهُمْ وَ لَا يهَدِيهِمْ سَبِيلاً اتخَذُوهُ وَ كَانُواْ ظَلِمِين‏»[5]
    : «قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد، و به راه (راست) هدايتشان نمى‏كند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند!»
    خداوند گوساله پرستان را گمراه نام می برد:
    «وَ لمَا سُقِطَ فىِ أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئنِ لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَ يَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين‏»[6]
    : «و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شده ‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، بطور قطع از زيانكاران خواهيم بود!»
    «إِنَّ الَّذِينَ اتخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فىِ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُفْترَين‏»[7]
    : «كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم!»
    خداوند شرط پذیرفتن توبه گوساله پرستان را کشتن یکدیگر بیان می کند:
    «وَ إِذْ قَالَ مُوسىَ‏ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلىَ‏ بَارِئكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَالِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم‏»[8]
    : «و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است.»

    منبع:orafaa.com


    يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
    خدا را تسبيح می گويند هر چه در آسمانها، و هر چه در زمين است فرمانروايی از آن اوست و حمد سزاوار اوست و او بر هر چيزی تواناست


    گوساله پرستان جزو آنچه در زمین هستند نیستند؟


    حرفهای تکراری امثال شما در لینک زیر قبلا پاسخ داده شده!


    http://www.askdin.com/thread29382.html



  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست





    بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی؛ درست یا غلط؟








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط aAa71 نمایش پست ها
    بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی؛ درست یا غلط؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام مطالب ذیل حقیقت دارد یا مراد چیز دیگری است که ما و عقلمان نمیرسد و به همین دلایل اسرار میگویند و آشکار نمیکنند تا در نظر عقلانیت عوام مورد اتهام کفر قرار نگیرند؟الله اعلم
    اصل مطلب ا:
    بت پرستی در کلام ابن عربی و تابعان وی

    در عرفان ابن عربی و تابعان وی دو چیز سبب شده که بگویند: پرستش هر چیز پرستش خداوند است:

    2- عقیده به اینکه: قضای الهی این گونه رقم خورده شده که جز او پرستش نشود
    طبق این عقیده – همان گونه که در فصل گذشته مطرح شد – انسان هر چه را پرستش کند با خواست و اراده الهی بوده و خود خدا خواسته که در صورت ها و قالب های گوناگون پرستش شود.
    ابن عربی در فصّ هارونیه در بیان داستان موسی و هارون ادعا دارد: زمانی که موسی به سوی قوم خود برگشت و قوم خویش را گوساله پرست دید و برادر خود را مورد مؤاخذه قرار داد، به این علت بود که وی انکار عبادت گوساله (بت) را می کرد و قلب او مانند موسی وسعت نداشت تا بداند که گوساله پرستی هم خدا پرستی است زیرا خدا حکم کرده که جز او پرستش نشود. متن:
    «و کان موسی اعلم بالأمر من هارون لأنّه علم ما عبده أصحاب العجل، لعلمه بأنّ الله قد قضی ألاّ یعبد إلاّ إیّاه، و ما حکم الله بشیء إلاّ وقع. فکان عتب موسی أخاه هارون لما وقع الأمر فی إنکاره و عدم إتّساعه فإنّ العارف من یر الحق فی کلّ شیء، بل یراه عین کلّ شیء».
    استاد حسن زاده آملی در ترجمه و شرح سخن ابن عربی می نویسد:
    «موسی(ع) به واقع و نفس الأمر و به امر توحید اعلم از هارون بود. چه اینکه می دانست اصحاب عجل(گوساله) چه کسی را پرستش می کردند (یعنی موسی«ع» می دانست که گوساله پرستان در واقع خدا را می پرستیدند) زیرا او عالم بود که خداوند حکم فرموده که جز او پرستش نشود و آنچه را حکم فرموده، غیر آن نخواهد شد. پس جمیع عبادت ها (حتی گوساله پرستی) عبادت حق تعالی است و لکن «ای بسا کس را که صورت راه زد». بنابر این عتاب موسی به برادرش هارون از این جهت بود که هارون انکار عبادت عجل می نمود و قلب او چون موسی اتساع نداشت. چه اینکه عارف، حق را در هر چیزی می بیند بلکه او را عین هر چیزی می بیند[1].
    و سپس می افزاید: غرض شیخ در این گونه مسائل در فصوص و فتوحات و دیگر زبر و رسائلشان بیان اسرار ولایت و باطن است برای کسانی که اهل سرّند. هر چند به حسب نبوت تشریع مقر است که باید توده مردم را از عبادت اصنام(بتها) باز داشت. چنانکه انبیاء عبادت اصنام را انکار و می فرمودند.
    جناب شیخ محمد حسن وکیلی یکی از نویسندگان عرصه عرفان و تصوف در توجیه سخنان ابن عربی درباره بت(گوساله) پرستی می نویسد:
    «یکی از مشکلات آیات کریمه قرآن، داستان حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام و اختلاف نظر بین این دو پیامبر الهی در جریان گوساله پرستی بنی اسرائیل است»[2].
    جواب: مشکلی در تفسیر این آیه نیست و معنا کاملاً مشخص و واضح است. آقایان عرفای اصطلاحی و صوفیه با تفسیر به رأی، برای خود و دیگران مشکل ساز شدند.
    در ادامه نویسنده می نویسد:
    «اینجاست که جناب محی الدین می فرماید: در حقیقت خود خداوند می خواست که عده ای در مسیر عبادت تکوینی وی گوساله را به عبادت تشریعی عبادت کنند و چون هر خواست و اراده ای از خداوند حکمتی دارد، حتماً در این امر نیز حکمتی بوده است و خداوند بر اساس علم لا یتناهی خود حکمت آن را دانسته و آن را اراده فرموده است. یعنی اراده تکوینی وی تعلق گرفته بود که در پرستش گوساله نیز سیر عبودی تکوینی عده ای طی شود و خداوند را به عبادت تکوینی در این قالب بپرستند»[3].
    جواب: با توجه به آیات قرآن کریم پیرامون این داستان هرگز نمی توان گفت که خواست و اراده خداوند متعال بر این تعلق گرفته بود که گوساله پرستیده شود تا در آن صورت هم سیر عبودی تکوینی عده ای طی شود.
    خداوند گوساله پرستان را ظالم نام می برد:
    «وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسىَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتخَذْتمُ‏ُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظَالِمُون‏»[4]
    : «و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد.»
    «وَ اتخَذَ قَوْمُ مُوسىَ‏ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَ لَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لَا يُكلَمُهُمْ وَ لَا يهَدِيهِمْ سَبِيلاً اتخَذُوهُ وَ كَانُواْ ظَلِمِين‏»[5]
    : «قوم موسى بعد (از رفتن) او (به ميعادگاه خدا)، از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت! آيا آنها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد، و به راه (راست) هدايتشان نمى‏كند؟! آن را (خداى خود) انتخاب كردند، و ظالم بودند!»
    خداوند گوساله پرستان را گمراه نام می برد:
    «وَ لمَا سُقِطَ فىِ أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئنِ لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَ يَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين‏»[6]
    : «و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، بطور قطع از زيانكاران خواهيم بود!»
    خداوند غضب خود را شامل حال آنان می کند:
    «إِنَّ الَّذِينَ اتخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فىِ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ كَذَالِكَ نجَزِى الْمُفْترَين‏»[7]
    : «كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم!»
    خداوند شرط پذیرفتن توبه گوساله پرستان را کشتن یکدیگر بیان می کند:
    «وَ إِذْ قَالَ مُوسىَ‏ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلىَ‏ بَارِئكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَالِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم‏»[8]
    : «و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است.»
    آیا با توجه به این محکمات قرآنی باز هم می توان گفت که در پس گوساله پرستی حکمتی بوده و اراده تکوینی خداوند بر این تعلق گرفته بود که در قالب گوساله پرستی پرستش شود؟
    آیا از آنجا که جریمه گوساله پرستان کشتن یکدیگر شد، می توان گفت عده ای در آن قالب پرستش، جهت سیر و تکامل را طی کردند؟
    اگر اراده خداوند بر پرستش گوساله تعلق گرفته بود آیا آن ظلم نیست که بنی اسرائیل چنین جریمه سنگینی تحمل کنند؟
    هیچ عقل سلیم و وجدان بیداری این تفسیر صوفیانه را نمی پذیرد. بنی اسرائیل جریمه سختی شد، زیرا آنان آنچه را که مورد رضای الهی نبود و ظلالت و گمراهی مطلق را در بر داشت مرتکب شدند.
    یکی دیگر از تابعان ابن عربی، ملا محسن گنابادی – مؤسس فرقه صوفیه گنابادیه – جسورتر از استاد خود ابن عربی ادعا دارد: چون عالم مظهر تجلی ذات خداوند است، انسان زمانی که از روی اختیار شیطان را می پرستد یا جن یا هر چیز دیگر مثل ماه و ستاره یا ملائکه یا حتی آلت تناسلی، مثل برخی از هندی ها که آلت تناسلی زن و مرد را پرستش می کنند، در حقیقت خدا را پرستش کرده و خود نمی دانند. متن جمله فوق چنین است:
    «لما کان أجزاء العالم مظاهر لله الواحد الأحد القهار بحسب أسمائه اللطفیة و القهریّة کان عبادة الإنسان لأیّ معبود کانت عبادة الله إختیاراً.... فالإنسان فی عبادتها إختیاراً للشیطان کالإبلیسیه و للجن کالکهنه و تابعی الجن و للعناصر کالزردشتیه و عابدی الماء و الهواء و الأرض و للموالید کالوثنیة و عابدی الأحجار و الأشجار و النباتات کالسامریّه و بعض الهنود الذین یعبدون سائر الحیوانات،و کالجمشیدیة و الفرعونیه الذین یعبدون الإنسان و یقرون بآلهته و للکواکب کالصائبه و للملائکة کأکثر الهنود و للذکر و الفرج کبعض الهنود القائلین بعبادة ذکر الإنسان و فرجه و کالبعض الآخر القائلین بعبادة ذکر مها دیو ملکاً عظیماً من الملائکة و فرج إمرأته کلهم عابدون لله من حیث لا یشعرون»[9].
    سپس این بیت شیخ محمود شبستری را می آورد:
    مسلمان گر بدانستی که بت چیست یقین کردی که دین در بت پرستی است
    «... به نظر من این انتقاد وارد است، یعنی او گفته است که: حق تعالی هارون را بر گوساله پرستان مسلط نگردانید، آنچنان که موسی را گردانید، تا آن که در جمیع صور پرستیده شود. و لهذا هیچ نوعی از انواع عالم نماند که معبود نشده باشد، خواه عبادت تألّه، یعنی که او را اله دانسته و عبادتش نمایند، چنان که بت پرستان و ستاره پرستان به عبادت اصنام و کواکب می پردازند، و خواه به عبادت تسخیر، یعنی به سبب جاه و مال گراییده اند. و بزرگترین مجلایی که حق در آن پرستیده شده هواست که فرمود: «أفرأیت من اتّخذ إلهه هواه»[10] البته این گونه سخنان گرچه با وحدت وجود ابن عربی سازگار است، ولی با ظواهر دین مبین و عقاید عامه مسلمانان هرگز سازگار نیست.»[11]

    1] ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ص514
    [2] کتابچه تحریف تفکیکیان، پیرامون حکمت و عرفان، دفتر اول گوساله پرستی در کلام استاد حسن زاده آملی ص56

    [3] همان ص59
    [4] بقره/51
    [5] اعراف/148
    [6] اعراف/149

    [7] اعراف/152
    [8] بقره/54

    [9] تفسیر بیان السعاده ج2 ص437
    [10] جاثیه/23
    [11] محی الدین ابن عربی، چهره برجسته عرفان اسلامی ص568 و569

    منبع:orafaa.com

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    چنین تفسیری که از کلام ابن عربی مطرح شد بر اساس برداشتی است که شارحان کلام وی مانند «جَندی»،«کاشانی»،«قیصری» در توضیح کلام وی داده اند.

    در حالیکه اتفاقا ابن عربی در فص هارونی علیه السلام، حرفش این است که:

    عارفان بالله اگر چه چنین شهودی دارند و خدا را در دل اشیا می بینند و چنین تجلی ای را می بینند ولی در عین حال باید
    عبادت بت ها را انکار کنند چون «امر» و «دستور الهی» بر انکار عبادت بت ها قرار گرفته است

    در واقع سلطان بحث ابن عربی در فص هارونی علیه السلام روی حول همین محور می چرخد و می خواهد این مساله را حل کند که عارف بالله در عین دیدن حق تعالی در دل اشیا ، باید عبادت بت ها را منکر شود و علت آن چیزی نیست جز اینکه
    امر الهی بر انکار عبادت اصنام و بتها تعلق گرفته است.

    ابن عربی در فص هارونی علیه السلام مطرح می کند که حضرت موسی علیه السلام گمان می کرد که حضرت هارون علیه السلام در انکار قومش از بت پرستی کوتاهی کرده و قوم را به حال خود واگذاشته ولذا نسبت به او غضب کرد. در حالیکه حضرت هارون علیه السلام از چنین نسبتی مبرا بود «
    ...الذی اغضبه ، مما هارون بری منه...»[1] یعنی حضرت هارون علیه السلام قوم خود را در غیاب موسی علیه السلام بعد از اینکه حرف سامری را گوش دادند، از بت پرستی بر حذر داشت ولی، قوم موسی علیه السلام سخن هارون علیه السلام را گوش ندادند و بر همان پرستیدن بت، ادامه دادند. و حضرت موسی علیه السلام که وقتی برگشتند و آن وضعیت را دیدند و گمان کردند که حضرت هارون علیه السلام انکار نکرده پرستیدن بت ها را، لذا بر او غضبناک شدند و علت غضبشان هم این بود که عارف بالله با اینکه حق تعالی را در دل اشیا می بیند و چنین شهودی دارد ولی باز هم باید عبادت بتها را منکر شود چون دستور الهی است.

    و اصلا سیاق فص هارونی علیه السلام برای حل کردن همین مساله است که عارف بالله چرا باید عبادت بت ها را منکر شود؟
    جوابی که ابن عربی می دهد اینست که چون امر و دستور الهی بر انکار عبادت بت هاست لذا هیچ کس حق ندارد بتی را بپرستد
    لذا ابن عربی در همان فص هارونی علیه السلام در جهت توجیه انکار عبادت اصنام و بتها می گوید.
    ....لما وقع الامر فی انکاره و عدم اتساعه...» یعنی چون امر الهی بر انکار عبادت عجل (گوساله) و عدم جواز عبادت گوساله تعلق گرفته است
    و به قرینه همین سیاق بحث است که در اواخر فص هارونی علیه السلام می فرماید :
    «..
    .و اما العارفون بالامر علی ما هو علیه فیظهرون بصورة الانکار لما عبد من الصور

    بنابراین با توجه به سیاق بحث، ابن عربی نه تنها در فص هارونی علیه السلام بث پرستی را تجویز نمی‌کند بلکه به شدت با آن
    مخالفت می کند و علت آن را هم امر و دستور الهی می داند.


    پی‌نوشت:
    [1]. فصوص الحکم، فص هارونی ص1230
    [2].همان، 1243

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۷:۴۵

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    353



    بسم حق
    تشکر از پاسخ خوبتان و عرض ارادت

    حالا چرا اسرار(به منزله شناخت خواص) را فاش میکنن مگر همه شارح هستند یا عارف ;چون برداشتها متفاوت میشود و در ضمن آیا آثار ابن عربی به تحریف رفته اند یا تقیه باعث بعضی خطابه ها شده است؟

    اصلا چرا می گویند اشخاصی مثل ابن عربی و غیر برای حل مشکلاتی که ناشی از نشر اسرار الهی بوده دست به کتابت وشرح اسرار کرده اند؟

    یا این حرفها را از چه کسی اجازه گرفته اند که فاش بکنند؟
    آیا عقل بشریت رشد کرده که تاب قبول وظرفیت این حرفها را داشته باشد و در عین حال منحرف نشود؟

    جوانمردی
    بینش واندیشه
    بهترین اعتماد به نفس
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد



  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    353



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس قرنی نمایش پست ها
    حرفهای تکراری امثال شما در لینک زیر قبلا پاسخ داده شده!
    سلام
    حرفهای من اگر در نظر شما تکراری بود اما برای من واقعآ سوال شده بود و از اینجا سوال کردم که این پست اتفاقآ اولین پستم در این سایت بود .
    امثال من یعنی کسانی که از روی غرض وآوردن دشمنی وایراد گیری از سخنان ابن عربی و امثالهم ;که من از اوناش نیستم.
    ممنون که بهم ظن بردید و منم از جوابتون فیض بردم!
    جوانمردی
    بینش واندیشه
    بهترین اعتماد به نفس
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد



  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط aAa71 نمایش پست ها
    بسم حق
    تشکر از پاسخ خوبتان و عرض ارادت

    حالا چرا اسرار(به منزله شناخت خواص) را فاش میکنن مگر همه شارح هستند یا عارف ;چون برداشتها متفاوت میشود و در ضمن آیا آثار ابن عربی به تحریف رفته اند یا تقیه باعث بعضی خطابه ها شده است؟

    اصلا چرا می گویند اشخاصی مثل ابن عربی و غیر برای حل مشکلاتی که ناشی از نشر اسرار الهی بوده دست به کتابت وشرح اسرار کرده اند؟

    یا این حرفها را از چه کسی اجازه گرفته اند که فاش بکنند؟
    آیا عقل بشریت رشد کرده که تاب قبول وظرفیت این حرفها را داشته باشد و در عین حال منحرف نشود؟
    باسمه تعالی
    1-بله اگر منظورتان از اسرار، مباحث مربوط به بحث های عرفانی است که به هیچ عنوان نباید در محافل عمومی مطرح شود. مانند کسانی که به عنوان انتقاد، قلم را برداشته اند و در مجلات و سایتهای متعدد، به نحو گزینشی کلمات عرفا را می آورند و بر آنها خدشه می کنند. و ذهن خواننده را بر علیه عرفای حقیقی و واقعی می شورانند
    این مباحث نیاز به طی مقدمات و خواندن کتابهای زیر بنایی دارد. و اگر کسی این مراحل را گذرانده باشد هیچگاه نسبت به این مباحث جبهه نمی گیرد. چون می داند که اگر مباحثی مانند تجلی، وحدت وجود، شهود،...مطرح می شود با توجه به چه پشت صحنه ای است. و الّا اگر در محافل عمومی مطرح شود و برای کسی که خالی الذهن نسبت به این مطالب، طبیعی است که نسبت کفر و الحاد داده شود.

    2-بله بحث تقیه یکی از احتمالات بسیار قوی در این زمینه است مخصوصا در عصر گذشته که حکومت رسمی مذهب اهل تسنن بوده ولی در عین حال این بزرگان در بین اینکه این همه معارف ناب توحیدی را (که به تعبیر حضرت امام(ره): « «از امور مهمه ‏اى كه تنبه به آن لازم است ... آن است كه اگر كلامى از بعض علماى نفس و اهل معرفت ديدند ... بدون حجت شرعى رمى به فساد ... نكنند. و گمان نكنند هر كس اسم از ... مقامات اوليا ... برد، صوفى است يا مروّج دعاوى صوفيه است ... به جان دوست قسم كلمات نوع آنها شرح بيانات قرآن و حديث است.»[1]) در سینه خود نگه دارند و با خود به عالم دیگر ببرند و هیچ نگویند و یا اینکه از باب تقیه چند جمله مدح مخالفین را بگویند و در عوض معارف بلند و آثار متعددی را به یادگار بگذارند (مثلا ابن عربی بیش از 800کتاب و رساله نوشته است) به نظر شما کدام راه عاقلانه تر است؟؟؟؟
    تازه خود ابن عربی در همین فصوص الحکم و در آثار دیگر خود با نیش قلم حرف خود را در رابطه با مذهبش زده است. مثلا در فصوص الحکم که 27 فصّ است و هر فصی راجع به یکی از انبیاء الهی است و هر فصی را با یک عنوانی انتخاب کرده وقتی به فصّ هارونی می رسد عنوان فص این است: «فص حکمة امامیه فی کلمة هارونیة» خواننده زیرک می داند که انتخاب این اسم حساب شده است و در واقع اشاره به این روایتی دارد که هم شیعه و هم اهل تسنن در آثارشان( از زبان مبارک پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به حضرت علی علیه اسلام آورده اند) که «انت منّی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» و اتفاقا همین روایت اثبات خلافت و امامت بلافصل حضرت علی علیه السلام می کند. لذا ابن عربی با زیرکی هر چه تمام عنوان «فص حکمة امامیة فی کلمة هارونیة » را انتخاب می کند.
    والبته بحث تحریف هم در آثار ابن عربی ، یک بحث جدی است و در این زمینه شواهدی و جود دارد مثلا عبد الوهاب شعرانی که فتوحات ابن عربی را خلاصه کرده و نام آن را گذاشته« مختصر الفتوحات» اذعان می کند که نسخه هایی که الان در مصر از فتوحات موجود است همگی از نسخه ای نوشته شده که تحریف گشته است.

    3- عرفا با استناد به آیات و روایات و شواهد دینی این بیانات را داشته اند و عقل بشری اگر از مسیر صحیح خود وارد این مباحث شود و جان و باطن خود را پاک و طاهر نگه دارد می تواند این مباحث را درک و حتی شهود کند.

    پی‌نوشت:
    [1].سر الصلوة معراج السالكين و صلوة العارفين، مقدمه، ص: 23


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط aAa71 نمایش پست ها
    سلام
    حرفهای من اگر در نظر شما تکراری بود اما برای من واقعآ سوال شده بود و از اینجا سوال کردم که این پست اتفاقآ اولین پستم در این سایت بود .
    امثال من یعنی کسانی که از روی غرض وآوردن دشمنی وایراد گیری از سخنان ابن عربی و امثالهم ;که من از اوناش نیستم.
    ممنون که بهم ظن بردید و منم از جوابتون فیض بردم!
    باسلام

    خوب پس خدا رو شکر کنید که از اون جماعت نیستید! همیشه آنها این مسائل را در سایت مطرح میکنند نه افراد جویای حقیقت مثل شما!

    بنده اگر تند حرف زدم ازتون معذرت میخوام. از بس شایعه و دروغ درباره عرفا میگن که نسبت به این جماعت تندخو شدم!


    آیت الله جوادی آملی میفرمایند : منش استاد علاّمه طباطبائی رحمةالله‌علیه ارزنده بود که با اینان(مخالفان عرفان و فلسفه) رابطه‌ای دوستانه داشت و می‌فرمود: «اینها قابل ترحّمند زیرا هر ذهن و مغزی مطالب عمیق فلسفه و عرفان را نمی فهمد

    ویرایش توسط اویس قرنی : ۱۳۹۳/۰۲/۳۱ در ساعت ۲۰:۱۶

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    353



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس قرنی نمایش پست ها
    خوب پس خدا رو شکر کنید که از اون جماعت نیستید! همیشه آنها این مسائل را در سایت مطرح میکنند نه افراد جویای حقیقت مثل شما!
    هم سؤال از علم خیزد هم جواب همچو خار و گل که از خاک است و آب

    سلام خواهش میکنم . قضیه ما قضیه یاران عیسی نبی(ع) همون حواریون است که گفتند:
    ما مى‌خواهیم از آن غذا بخوریم تا قلبمان سرشار از اطمینان و یقین گردد...

    قضیه بالاتر از این حرفهاست.زیرا این حرفها را (عرفانی)را کسانی زده اند که مقام درکشان بیشتر بود و ما در نقطه ای ایستاده ایم و در حد اون نقطه نظر میدهیم حال آنکه باید در خط حرکت کرد و از بعد بالاتر (ارتفاع) نگاه کرد

    با آرزوی توفیق





    جوانمردی
    بینش واندیشه
    بهترین اعتماد به نفس
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    84
    حضور
    5 روز 8 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    353



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    عارفان بالله اگر چه چنین شهودی دارند و خدا را در دل اشیا می بینند و چنین تجلی ای را می بینند ولی در عین حال باید عبادت بت ها را انکار کنند چون «امر» و «دستور الهی» بر انکار عبادت بت ها قرار گرفته است
    بسم رب

    با سلام و عرض احترام
    چند تا سوال:
    چرا این همه اشکال از طرف بعضی ها بر برخی سخنان ابن عربی وارد شده است؟
    آیا اومعصوم بوده یا قابل خطا؟

    ابن عربی تا چه حدودی توانسته در باب معرفت توضیح دهد البته در مقایسه با معرفت امامان که عام را درنظر داشتند ؟
    آیا نمی شود بالاتر از این پایه معرفتی رفت؟

    آیا اندیشه ای که داشتند قابل بسط هست؟ وقتش نرسیده که کاملتر شود؟
    آیا شهود باطنی هم خطا میکند؟ یعنی همه معرفت آن چیزی نیست که می بیند؟
    جوانمردی
    بینش واندیشه
    بهترین اعتماد به نفس
    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود