صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خانومم رو طلاق بدم يا صبر كنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    حضور
    3 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27

    اشاره خانومم رو طلاق بدم يا صبر كنم؟




    سلام دوست هاي عزيز
    من 24 سال دارم مشكلي برام پيش امده كه نميتونم بيرون برم و نه ميتونم خارج بشم موندم تو سر دو راهي تنها اميدم به خدا و كمك هاي شما هست پس خواهشا با نظرات راهگشاي خودتون كمكم كنيد.
    ميرم سر اصل قضيه
    چون پدرم مريض هست و من تنها پسر خانواده هستم پدرم خيلي ارزو داشت كه من زود ازدواج كنم و دامادي منو ببينه به همين خاطر دنبال دختري خوب براي زندگي مشترك بنده بودن كه چندين مورد رو معرفي كردن ولي دلم نگرفت بعد از مدتي يكي از اشنايان خانومم رو بهم معرفي كردن كه بعد ديدن اشنايي خيلي به دلم نشست يك دل دادم صد دل عاشقش شدم با اجازه خانواده خانومم و خانواده من 3 ماه با هم ارتباط تلفني داشتم تا بهتر با هم اشنا بشيم در اين مدت 3 ماهه كه با هم بوديم هر روز عاشق تر از روز قبل به هم ميشديم بعد اين مدت مراسم خواستگاري عقدمون برگزار شد و 9 ماهي نامزد بوديم تا هم خانواده من و خانواده خانومم خودشون رو براي جشن عروسي اماده كنند الان 3 ماه هست كه جشن عروسيمون برگزار شده و امديم سر خونه بخت
    با خانومم هم توافق كرديم كه به واسطه بيماري پدرم همراه خانواده من زندگي كنيم تا عصاي دستشون باشم و هم در خرج مخارج زندگي من صرفه جوي بشه تا بتونم براي اينده خودم پس اندازي جمع كنم
    پدر و مادرم هم كمك هاي مالي و معنوي زيادي بهمون ميكنند به طوري كه پدرم دو منزل مسكوني داره يكيش رو اجاره داده هزينه اجاره خونه رو هم ميگيره به من ميده ميگه چون پيش من زندگي ميكني خونه اي كه اجاره دادم قرار بود تو بري اون خونه ولي پيش من موندي هزينه اجاره خونه مال تو هست بگير واسه خودت پس انداز كن واسه خودت
    خودم هم در يك شركتي مشغول به كار هستم شكر خدا از روزي كه متاهل شدم روزيم چندين برابر شده
    اما شروع اختلافم با خانومم
    چند روز پيش با پس اندازي كه كرده بودم ماشين خريدم و هر چي داشتم صرف خريد هزينه ماشين كردم
    از اين طرف هم روز مادر و روز زن رسيد به ولايت امام علي قسم 50 هزار تومن تا سر ماه پولم مونده بود به خانومم هم از جيبم اگاه بود و ميدونست چي دارم و چي ندارم بهش گفتم براي روز مادر ها واسه مامان هامون هر كدوم يه كادو بگيرم هديه روز زن تو هم بمونه واسه 4 روز ديگه حقوقم رو از شركت گرفتم واست بگيرم
    رفتيم واسه كادو گرفتن واسه مامان هامون بيرون كه خانومم پاش رو تو يه كفش كرد و گفت بايد از اين بخري واسه مادر من پول كه تو جيب من بود 50 تومن بود و خانومم چيزي كه واسه مادرش ميخواست بخره 150 تومن به هر حال به اجبار من براي مامان هامون هر كدوم دو شاخه گل خريدم گفتم حقوقم رو بگيرم جبران ميكنم 4 روز صبر كن
    وقتي امديم خونه شروع كرد به دعوا كردن لج بازي و فحاشي براي اولين بار بود همچين حرف هاي از خانومم ميشنيدم يه كلمه رك برگشت بهم گفت تو غيرت نداري پول تو جيبت نيست بي شرفي اين چيزا من شاخ در اورده بودم چون هميشه با متانت حرف ميزد كمي سر صدا راه انداخت منم ناراحت شدم يك سيلي زدم بهش كه پدر مادرم صدامون رو شنيدن ديدم مادرم داخل اتاقمون شد اولين كاري كه كرد منو هل داد كلي بهم حرف زد و منو مقصر خطاب كرد پدرم هم اين كار كرد ولي خانومم چشم هاش ور بست به پدر و مادرم خودم جدابادم رو به فش الفاظ ركيك هر چي از دهنش ميومد ميگفت به خدا وقتي دارم فكر ميكنم بهش به حرف هاي كه زده خجالت ميكشم و حيا ميكنم
    هم پدرم هم مادرم و هم خودم هنگ كرده بوديم به سمت پدرم توف پرت كرد به مادر همينطور فحاشي چشمتون روز بد نبينه
    پدرم زنگ زد به مادر برادرش بيان خونمون تا مشكلمون رو حل كنن مادرش امد به جاي اين كه مشكلمون رو حل كنه از دخترش حمايت كرد به خدا پدر مادر من من خواستم حرفي بزنم گفتن ساكت باش چون پدرم هم مريضه مراعات كردم و نميتونستم صدام رو بلند كنم چيزي بگم
    مادر خانومم يك كلمه برگشت بهم گفت ميبرمش خونم مهريش رو به اجرا ميزارم ميندازمت تو زندان دخترم هم طلاق ميگيره ميدمش به فلان كس منم از دست مادر وخانومم و برادرش رو گرفتم انداختمش بيرون حالا چند روزه خونه پدريش هست
    چون به پدرو مادرم توهين كرده نمستونم ببخشمش ودم هم دو دل موندم نميدونم چي كار كنم ديروز رفتم دادخواست طلاق دادم
    به نظرتون چي كار كنم


    ]چون حرف هي رو كه نبايد ميگفت گفت
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۶ در ساعت ۱۰:۴۶

  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    خانومم رو طلاق بدم يا صبر كنم؟








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت و نیز عرض خوش آمد محضر جنابعالی

    از وضعیت پیش آمده متاسفیم، اما امیدواریم که با لطف خدا و تدبیر شما موضوع به خوبی مدیریت شود ان شاء الله.

    هرچند در صدد تعیین سهم و یا مقصر نیستیم اما به منظور تحلیل موضوع لازم است به اشتباهات طرفین (بدون تعیین سهم) اشاره شود.
    طبعا رفتار همسر در قبال شما و بویژه والدین جنابعالی دور از انتظار و توجیه ناپذیر است و طبیعی است که شما چنین رفتاری را برنتابید و آزرده خاطر شوید، در عین حال باید توجه داشت این واکنش نمی تواند صرفا معلول اتفاقات همان روز و نوع کادو باشد، بلکه به نظر می رسد قطع نظر از این موضوع همسر شما، از قبل نیز دلخوریها و دغدغه هایی ( مانند زندگی در کنار والدین شما و..) داشته است که سرانجام در این زمان بروز پیدا کرده است. ( اینکه این دغدغه ها تا چه میزان منطقی یا غیر منطقی بوده است فعلا موضوع گفتگو نیست)
    از طرفی انتظار می رفت تا جنابعالی از قبل خود را مهیای مناسبت مذکور می کردید و به گونه ای برنامه ریزی می کردید که با کمبود پول نقد مواجه نمی شدید، ضمن اینکه لازم است بپذیرید برخورد فیزیکی شما با ایشان نیز رفتاری نسنجیده و غیر قابل قبول است.
    در کنار کم توجهی طرفین ورود خانواده ها به مسئله نیز آن را پیچیده تر نموده است و...

    به هر حال باید قبول کرد که متاسفانه برخی حرمت ها شکسته شده و عواطف شما جریحه دار، اما شتاب و عجله و تصمیم مبتنی بر عصبانیت و هیجان، اقدام نسنجیده دیگری است که به مراتب بزرگتر از اشتباهات گذشته است.
    بر این مبنا لازم است به جای اندیشیدن به طلاق به این بیندیشید که چگونه فاصله ایجاد شده عمیق تر نگردد.
    لازم است به اندازه کافی به خود و ایشان فرصت داده شود تا رای و نظر وی در ارتباط با گذشته و نیز رفتارهای صورت گرفته و همچنین نسبت به آینده مشخص شود و معلوم گردد در ذهن ایشان برای آینده چه افقی ترسیم شده است. آیا از عملکرد خود همچنان دفاع می کنند و یا به اشتباه خود واقف شده اند؟ ناگفته نماند که این امر زمانی مدیریت خواهد شد که هر دوی شما از خود انعطاف بیشتری نشان دهید و از تشدید فضای لجاجت بواسطه رفتارهای قهری و تلافی جویانه خودداری کنید.
    در عین حال ضرورت دارد تا از نزدیک با یک مشاور خانواده مشورت کنید.

    از خدای متعال موفقیت شما را مسئلت دارم

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    خانومم رو طلاق بدم يا صبر كنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 28


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    سلام


    کاش به جای درس های حساب و تاریخ و جغرافی

    کمی به ما درس زندگی یاد میدادن

    بهمون یاد میدادن زندگی رینگ مسابقه نیست که

    اگه طرف با حرفاش به غرورت ..به شخصیتت ..به خانواده ات توهین کرد و در یک حرکت انتحاری دلت و

    شکوند

    تو هم به تلافی کارش با یه برگه به اسم احظاریه دادگاه و مهری به اسم طلاق تو صفحه ی دوم

    شناسنامه اش ناگ اوت اش کنی

    بلکه بهمون یاد می دادن

    اینقدر تو زندگی ببخشش داشته باشیم که اگه کسی از روی خشم به صورتمون سیلی زد

    اروم سرت و بچرخونی و خودت و واسه سوختن طرف دیگه ی صورتت اماده کنی

    وقتی طرف مقابلت نفس های تندش که از فرط عصبانیت بود کم شد

    دستش و بگیری و بگی حالا که دلت خنک شد

    راست و حسینی بگو دردت چیه ؟

    کجاش و خراب کردم که زندگیمون اینجوری شد


    **************
    گفتنی ها رو استاد امیدوار فرمودند ..من دیگه حرفی ندارم


    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۳/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۰:۲۲

    خانومم رو طلاق بدم يا صبر كنم؟

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 20


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط 1369195 نمایش پست ها
    چون به پدرو مادرم توهين كرده نمستونم ببخشمش ودم هم دو دل موندم نميدونم چي كار كنم ديروز رفتم دادخواست طلاق دادم
    به نظرتون چي كار كنم
    مرد حسابی تنبیه این کاری که خانمت کرده طلاق نیست! درسته که به پدر مادرت توهین بزرگی کرده اما تنبیهش طلاق نیست! من جای تو بودم یکی دو ماه ازش دور زندگی میکردم و واسه خودم میرفتم با دوستام شمال و مجردی حال میکردم تا لجش در بیاد و آدم بشه و بعد میرفتم سر خونه زندگیم!
    با طلاق ضربه ی بزرگی بهش میزنید و به خودتون!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    15
    حضور
    9 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت و نیز عرض خوش آمد محضر جنابعالی

    از وضعیت پیش آمده متاسفیم، اما امیدواریم که با لطف خدا و تدبیر شما موضوع به خوبی مدیریت شود ان شاء الله.

    هرچند در صدد تعیین سهم و یا مقصر نیستیم اما به منظور تحلیل موضوع لازم است به اشتباهات طرفین (بدون تعیین سهم) اشاره شود.
    طبعا رفتار همسر در قبال شما و بویژه والدین جنابعالی دور از انتظار و توجیه ناپذیر است و طبیعی است که شما چنین رفتاری را برنتابید و آزرده خاطر شوید، در عین حال باید توجه داشت این واکنش نمی تواند صرفا معلول اتفاقات همان روز و نوع کادو باشد، بلکه به نظر می رسد قطع نظر از این موضوع همسر شما، از قبل نیز دلخوریها و دغدغه هایی ( مانند زندگی در کنار والدین شما و..) داشته است که سرانجام در این زمان بروز پیدا کرده است. ( اینکه این دغدغه ها تا چه میزان منطقی یا غیر منطقی بوده است فعلا موضوع گفتگو نیست)
    از طرفی انتظار می رفت تا جنابعالی از قبل خود را مهیای مناسبت مذکور می کردید و به گونه ای برنامه ریزی می کردید که با کمبود پول نقد مواجه نمی شدید، ضمن اینکه لازم است بپذیرید برخورد فیزیکی شما با ایشان نیز رفتاری نسنجیده و غیر قابل قبول است.
    در کنار کم توجهی طرفین ورود خانواده ها به مسئله نیز آن را پیچیده تر نموده است و...

    به هر حال باید قبول کرد که متاسفانه برخی حرمت ها شکسته شده و عواطف شما جریحه دار، اما شتاب و عجله و تصمیم مبتنی بر عصبانیت و هیجان، اقدام نسنجیده دیگری است که به مراتب بزرگتر از اشتباهات گذشته است.
    بر این مبنا لازم است به جای اندیشیدن به طلاق به این بیندیشید که چگونه فاصله ایجاد شده عمیق تر نگردد.
    لازم است به اندازه کافی به خود و ایشان فرصت داده شود تا رای و نظر وی در ارتباط با گذشته و نیز رفتارهای صورت گرفته و همچنین نسبت به آینده مشخص شود و معلوم گردد در ذهن ایشان برای آینده چه افقی ترسیم شده است. آیا از عملکرد خود همچنان دفاع می کنند و یا به اشتباه خود واقف شده اند؟ ناگفته نماند که این امر زمانی مدیریت خواهد شد که هر دوی شما از خود انعطاف بیشتری نشان دهید و از تشدید فضای لجاجت بواسطه رفتارهای قهری و تلافی جویانه خودداری کنید.
    در عین حال ضرورت دارد تا از نزدیک با یک مشاور خانواده مشورت کنید.

    از خدای متعال موفقیت شما را مسئلت دارم

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    با جواب شما موافقم این بهترین راهه که به دنبال ریشه اصلی این اختلاف و پرخاش بگردیم.
    اگه جریان واقعا اینطوری باشه واقعا رفتار بدی داشتن این خانوم که امیدوارم خود خانوم متوجه اشتباهشون بشن و مشکل برای همیشه حل بشه.
    ممنونم.
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۳/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۸:۵۹ دلیل: برداشتن لینک تبلیغاتی

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    17
    حضور
    1 روز 22 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    149



    دوست عزیز خانومتون همونطور که خودتون فرمودین بهتون علاقمند بودن و شما با عشق ازدواج کردین.طبق فرمایشات استاد امیدوار واکنش اون روز همسرتون فقط مربوط به اتفاقات اون روز نمیشه...شاید...البته عرض میکنم شاید تو زندگی که با والدینتون دارین...والدینتون ناخواسته همسرتون رو به دلایلی ناراحت کردن...بهرحال همسرتون حتما دلخوری قبلی داشته که حالا این دلخوری به نحو بدی بروز داده شده ولی درهرحال یه طرفه به قاضی نرین
    التماس دعا
    اگر شبانگاه شخصی را درحال ارتکاب گناهی دیدید صبح فردا با او برخورد بدی نداشته باشید...شاید نیمه شب توبه کرده باشد و شما ندانید...
    امیرالمومنین علیه السلام




  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    106
    حضور
    6 روز 2 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    378



    نقل قول نوشته اصلی توسط 1369195 نمایش پست ها
    وقتي امديم خونه شروع كرد به دعوا كردن لج بازي و فحاشي براي اولين بار بود همچين حرف هاي از خانومم ميشنيدم يه كلمه رك برگشت بهم گفت ... شاخ در اورده بودم چون هميشه با متانت حرف ميزد
    سلام و عرض تسلیت بابت این مصیبت وارده
    باتوجه به اینکه میفرمایید اولین بار بود این رفتار رو می دیدید، احتمالا فشار های زندگی (زندگی با خانواده همسر و شاید مشکلات مادی و ...) در ایشون جمع شده بوده(و باعث رنجش بوده) و ایشون با این رفتار تند میخواسته این مطلب رو به شما بفهمونه(که البته راه اشتباهیو انتخاب کرده بوده) و شما هم بجای پرسش از ایشون بابت این رفتار،بی موقع سیلی نثار ایشون فرمودین!

    ضمن اینکه پاراگراف آخر صحبت های کارشناس رو خیلی جدی بگیرید، به سناریو های محتمل در باب:
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1369195 نمایش پست ها
    دخترم هم طلاق ميگيره ميدمش به فلان كس
    هم گوشه چشمی داشته باشید.
    أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّ‌اءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّ‌سُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ‌ اللَّـهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ‌ اللَّـهِ قَرِ‌يبٌ

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    439
    حضور
    16 روز 2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2654



    این رسم و رسومات چه قد اهمیت دارن تو زندگی ..؟

    این روزها زیاد این جمله رو با خودم میگم ... واسه چه چیزهایی بقیه خودشونو به در و دیوار میزنن که من پشیزی بهش اهمیت نمیدم ...

    واقعا کارمون به کجا رسیده ...

    کاش هرچی رسم و رسوم بیخوده برداشته شه ...

    *****

    من نمیخوام بگم خانومتون مقصر نیست ....بقیه ی چیز هارو که درنظر نگیریم ... تنها بی احترامی به پدر و مادرتون برای مقصر بودنشون کافیه ...

    ولی چیزی که خیلی بهش معتقدم من اینه : هیچ وقت دنبال مقصر گشتن کار درستی نیست ... هرچند شما هم با سیلی که زدید بی تقصیر نیستید و ماهم یه طرفه به قاضی نمیریم...

    فک میکنم خانومتون مثه یه فنر بوده که فشرده شده تو این مدت و حالا منتظر یه اشاره واسه ازاد شدن ...

    فحاشی و بی احترامی به پدر و مادرتون ... ناشی از یه کینه قبلی باید باشه....

    بگردید دنبال عامل اصلی این رفتارها... اما نه الان!


    ببینید طلاق همیشه هست ... ولی بهتره باشه برای اخرین راه ...

    یه مدت بزارید خونه ی پدر و مادرشون بمونن .... تا کمی این اتیش سرد بشه ....

    بعدم یه روز که احساس کردین عصبانیتتون فروکش کرده و بیشتر از این که دنبال تلافی و سرجا نشوندن باشین دنبال حل مشکلتونین... با خانومتون تنهایی یه جا صحبت کنید...

    تاکید میکنم ... تنهایی.... چون بعضی پدر و مادر ها به اسم محبت بچه هاشونو بیچاره میکنن واقعا .... احتمالا پدر و مادر خانوم شما هم از اون دسته افرادن ...

    یه جا باهم صحبت کنین تو ارامش.... بپرسید دلیل این رفتارات واقعا کادو بوده ... ؟ همچین مساله بی ارزشی ...

    تا میتونین از دلش بکشید بیرون ببینید چه مساله ای ناراحتش کرده ...

    اما اگه دیدین ... واقعا به خاطر کادو این همه جنجال به پا کرده ... بگید دوست داری منم سر شور یا بی نمک بودن غذا ... حرمت پدر و مادرتو ببرم زیر سوال که چه عرض کنم ... زیر تراکتور ؟

    سعی کنید قبل از اینکه باهاش حرف بزنین ....

    یه جوری بهش بفهمونین که زندگی تون براتون ارزش داره و نمیخواین به خاطر یه سری مسائل کوچیک از هم بپاشه ....

    ..:: لاالهَ إلا الله ::..

    بدترین احساس زمانیست که خودت هم میفهمی از خدا دور شده ای ...





    خداحافظ همگی .... حلال کنید


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    484
    حضور
    15 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2018



    نقل قول نوشته اصلی توسط 1369195 نمایش پست ها
    سلام دوست هاي عزيز
    من 24 سال دارم مشكلي برام پيش امده كه نميتونم بيرون برم و نه ميتونم خارج بشم موندم تو سر دو راهي تنها اميدم به خدا و كمك هاي شما هست پس خواهشا با نظرات راهگشاي خودتون كمكم كنيد.
    ميرم سر اصل قضيه
    چون پدرم مريض هست و من تنها پسر خانواده هستم پدرم خيلي ارزو داشت كه من زود ازدواج كنم و دامادي منو ببينه به همين خاطر دنبال دختري خوب براي زندگي مشترك بنده بودن كه چندين مورد رو معرفي كردن ولي دلم نگرفت بعد از مدتي يكي از اشنايان خانومم رو بهم معرفي كردن كه بعد ديدن اشنايي خيلي به دلم نشست يك دل دادم صد دل عاشقش شدم با اجازه خانواده خانومم و خانواده من 3 ماه با هم ارتباط تلفني داشتم تا بهتر با هم اشنا بشيم در اين مدت 3 ماهه كه با هم بوديم هر روز عاشق تر از روز قبل به هم ميشديم بعد اين مدت مراسم خواستگاري عقدمون برگزار شد و 9 ماهي نامزد بوديم تا هم خانواده من و خانواده خانومم خودشون رو براي جشن عروسي اماده كنند الان 3 ماه هست كه جشن عروسيمون برگزار شده و امديم سر خونه بخت
    با خانومم هم توافق كرديم كه به واسطه بيماري پدرم همراه خانواده من زندگي كنيم تا عصاي دستشون باشم و هم در خرج مخارج زندگي من صرفه جوي بشه تا بتونم براي اينده خودم پس اندازي جمع كنم
    پدر و مادرم هم كمك هاي مالي و معنوي زيادي بهمون ميكنند به طوري كه پدرم دو منزل مسكوني داره يكيش رو اجاره داده هزينه اجاره خونه رو هم ميگيره به من ميده ميگه چون پيش من زندگي ميكني خونه اي كه اجاره دادم قرار بود تو بري اون خونه ولي پيش من موندي هزينه اجاره خونه مال تو هست بگير واسه خودت پس انداز كن واسه خودت
    خودم هم در يك شركتي مشغول به كار هستم شكر خدا از روزي كه متاهل شدم روزيم چندين برابر شده
    اما شروع اختلافم با خانومم
    چند روز پيش با پس اندازي كه كرده بودم ماشين خريدم و هر چي داشتم صرف خريد هزينه ماشين كردم
    از اين طرف هم روز مادر و روز زن رسيد به ولايت امام علي قسم 50 هزار تومن تا سر ماه پولم مونده بود به خانومم هم از جيبم اگاه بود و ميدونست چي دارم و چي ندارم بهش گفتم براي روز مادر ها واسه مامان هامون هر كدوم يه كادو بگيرم هديه روز زن تو هم بمونه واسه 4 روز ديگه حقوقم رو از شركت گرفتم واست بگيرم
    رفتيم واسه كادو گرفتن واسه مامان هامون بيرون كه خانومم پاش رو تو يه كفش كرد و گفت بايد از اين بخري واسه مادر من پول كه تو جيب من بود 50 تومن بود و خانومم چيزي كه واسه مادرش ميخواست بخره 150 تومن به هر حال به اجبار من براي مامان هامون هر كدوم دو شاخه گل خريدم گفتم حقوقم رو بگيرم جبران ميكنم 4 روز صبر كن
    وقتي امديم خونه شروع كرد به دعوا كردن لج بازي و فحاشي براي اولين بار بود همچين حرف هاي از خانومم ميشنيدم يه كلمه رك برگشت بهم گفت تو غيرت نداري پول تو جيبت نيست بي شرفي اين چيزا من شاخ در اورده بودم چون هميشه با متانت حرف ميزد كمي سر صدا راه انداخت منم ناراحت شدم يك سيلي زدم بهش كه پدر مادرم صدامون رو شنيدن ديدم مادرم داخل اتاقمون شد اولين كاري كه كرد منو هل داد كلي بهم حرف زد و منو مقصر خطاب كرد پدرم هم اين كار كرد ولي خانومم چشم هاش ور بست به پدر و مادرم خودم جدابادم رو به فش الفاظ ركيك هر چي از دهنش ميومد ميگفت به خدا وقتي دارم فكر ميكنم بهش به حرف هاي كه زده خجالت ميكشم و حيا ميكنم
    هم پدرم هم مادرم و هم خودم هنگ كرده بوديم به سمت پدرم توف پرت كرد به مادر همينطور فحاشي چشمتون روز بد نبينه
    پدرم زنگ زد به مادر برادرش بيان خونمون تا مشكلمون رو حل كنن مادرش امد به جاي اين كه مشكلمون رو حل كنه از دخترش حمايت كرد به خدا پدر مادر من من خواستم حرفي بزنم گفتن ساكت باش چون پدرم هم مريضه مراعات كردم و نميتونستم صدام رو بلند كنم چيزي بگم
    مادر خانومم يك كلمه برگشت بهم گفت ميبرمش خونم مهريش رو به اجرا ميزارم ميندازمت تو زندان دخترم هم طلاق ميگيره ميدمش به فلان كس منم از دست مادر وخانومم و برادرش رو گرفتم انداختمش بيرون حالا چند روزه خونه پدريش هست
    چون به پدرو مادرم توهين كرده نمستونم ببخشمش ودم هم دو دل موندم نميدونم چي كار كنم ديروز رفتم دادخواست طلاق دادم
    به نظرتون چي كار كنم
    ]چون حرف هي رو كه نبايد ميگفت گفت
    سلام دوست عزیز

    لطفا از کارشناس محترم چند کتاب برای درک رفتار زنان و توصیه های اسلامی برای توجه به زنان درخواست کنید و در این مدت جدایی آنها را بخوانید!
    البته این کتابهای شناخت همسر موارد توجه به مردان را هم بیان کرده است مثلا کتابهای زیر:
    1- همسر دوست داشنتی
    2- مردان مریخی زنان ونوسی
    3- چرا مردان ... چرا زنان ...

    بعد بنشین بررسی کن کجا کم گذاشته‌اید؟ ..

    البته می دانید که انتظارات زنان فقط مادی نیست شاید دفعات قبل هدیه مادرتان از مادر زن بهتر بوده است

    کاش می شد به جای هدیه‌های گران قیمت هدایای معنوی مثل کتاب را جایگزین کرد تا طرز فکرها و عملکردها خداپسندانه شود مثل کتاب مفتاح الحیاۀ آیت الله جوادی آملی (حفظه الله)

    بعد به خدا بگو خدایا من برای تو پا پیش می گذارم و از همسرم به خاطر کوتاهی ها معذرت می خواهم
    خدایا تو هم مرا برای خودت تربیت کن که هیچ حق الناسی هنگام مرگ بر گردنم نباشد ... و ندای فزت برب الکعبه را سردهم


    اگر ایشان هم کتابها را بخواند حتما بابت رفتارش عذر خواهی می‌کند.
    آقا شما نمی دانی چه قلب نوارنی پیدا خواهی کرد ... البته باید فحشهای اول درخواست را هم نادیده بگیری تا آنها ببینند که صادقانه برای خدا می‌خواهی بنای دیگری برپا کنی

    توجه داشته باش خانمهایی که راضی به زندگی کنار والدین همسر باشند کمند ولی زنان مومنه‌ای هم هستند که با اینکار می دانند که چه تجارت پرسودی می کنند که آنها را از تنهایی در می آورند

    این تعاریف را از همسرت بکن و بعد با نکاتی که از کتابها بدست آورده‌اید با والدین خودت به گونه‌ای صحبت کن که خداپسندانه باشد

    یا علی! منتظر اقدامات مبارزه با نفس شما هستیم

    توسل به امام زمان و نذر برای نرم کردن همه ذهنهای درگیر فراموش نشود

    در ادامه ی زندگی هم حتماً نفقه معنوی را برای خانواده تان تامین کنید و از محرومین هم غافل نباشید

    موفق باشید

    ویرایش توسط متعلم : ۱۳۹۳/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۹:۰۰
    باسمه تعالی

    هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست
    هیچ ذکرعملی بالاتر از ترک معصیت نیست

    (مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت
    )

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود