صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کمک به یه دختر جوون

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    حضور
    8 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28

    اشاره کمک به یه دختر جوون




    سلام

    چند روز پیش یکی از دوستم ازم کمک خواست و منم دارم رو مشکلش فکر میکنم
    میخوام حالا از شما کمک بگیرم

    یه دختر جوونه که از باباش و ارتباطی که باهاش داره خسته شده
    این دختره هرچی که باباش میگه انجام میده و بهش احترام میذاره اما این بابا نمیدونم چرا اینجوریه
    نمیذاره این دختر یکم خوش باشه و خوشی کنه
    تا میبینه یکم خوشحاله سریع میزنه تو برجکش و حالشو میگیره طوریکه از شدت گریه چشماش یه کاسه خون میشه

    هر وقتم میشینه باهاش حرف میزنه بهش میگه که اگه بدت میاد میتونی از خونه ام بری بیرون

    اما چطور بره وسط یه مشت گرگ
    شب تو خیابون باید بخوابه که این بابا یکم بفهمه؟

    لطفا یه راهی بهم بگید که بهش بگم

    حالش خیلی بده میترسم کار دست خودش بده

    بخدا درست نیست یه دختره با حجاب و مذهبی خیابونی بشه
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۸:۳۶
    يه رفــــــــيق دارم;
    "اسمش خــــــــداس"
    بحثــــــــسش از همه جداس
    تــــــــا اون پشتـــــــمه
    بیخیال مخاطب خــــــــاص...!


  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست





    کمک به یه دختر جوون








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط ya fatemeh نمایش پست ها
    سلام

    چند روز پیش یکی از دوستم ازم کمک خواست و منم دارم رو مشکلش فکر میکنم
    میخوام حالا از شما کمک بگیرم

    یه دختر جوونه که از باباش و ارتباطی که باهاش داره خسته شده
    این دختره هرچی که باباش میگه انجام میده و بهش احترام میذاره اما این بابا نمیدونم چرا اینجوریه
    نمیذاره این دختر یکم خوش باشه و خوشی کنه
    تا میبینه یکم خوشحاله سریع میزنه تو برجکش و حالشو میگیره طوریکه از شدت گریه چشماش یه کاسه خون میشه

    هر وقتم میشینه باهاش حرف میزنه بهش میگه که اگه بدت میاد میتونی از خونه ام بری بیرون

    اما چطور بره وسط یه مشت گرگ
    شب تو خیابون باید بخوابه که این بابا یکم بفهمه؟

    لطفا یه راهی بهم بگید که بهش بگم

    حالش خیلی بده میترسم کار دست خودش بده

    بخدا درست نیست یه دختره با حجاب و مذهبی خیابونی بشه
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر جنابعالی

    در قدم اول لازم است چرایی این رفتار از سوی پدر تبیین شود. اینکه چنین رفتاری چه مدت آغاز شده است؟ آیا با دیگر اعضای خانواده نیز رفتار مشابهی دارد؟ آیا سوئ تفاهمی برای وی پیش آمده؟ مشکل یا مسئله ای شخصی دارد؟ با اصل شاد بودن مخالف است یا صورت خاصی از آن؟ و....

    اما به صورت کلی پیشنهاد می شود این خواهر محترم سعی کنند با تنظیم وقت و برنامه ریزی و توجه بیشتر به حساسیتهای پدر، شادی و نشاط خود را در مواقعی بروز دهند که ایشان حضور ندارند.
    ضمن اینکه لازم است با وساطت دیگر اعضاء خانواده مانند مادر چرایی این برخورد را کشف کنند و در صورت نیاز دغدغه های وی را جامه عمل بپوشانند.

    در پناه خداوند متعال موفق باشید

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    کمک به یه دختر جوون
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 16


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط ya fatemeh نمایش پست ها
    سلام

    چند روز پیش یکی از دوستم ازم کمک خواست و منم دارم رو مشکلش فکر میکنم
    میخوام حالا از شما کمک بگیرم

    یه دختر جوونه که از باباش و ارتباطی که باهاش داره خسته شده
    این دختره هرچی که باباش میگه انجام میده و بهش احترام میذاره اما این بابا نمیدونم چرا اینجوریه
    نمیذاره این دختر یکم خوش باشه و خوشی کنه
    تا میبینه یکم خوشحاله سریع میزنه تو برجکش و حالشو میگیره طوریکه از شدت گریه چشماش یه کاسه خون میشه

    هر وقتم میشینه باهاش حرف میزنه بهش میگه که اگه بدت میاد میتونی از خونه ام بری بیرون

    اما چطور بره وسط یه مشت گرگ
    شب تو خیابون باید بخوابه که این بابا یکم بفهمه؟

    لطفا یه راهی بهم بگید که بهش بگم

    حالش خیلی بده میترسم کار دست خودش بده

    بخدا درست نیست یه دختره با حجاب و مذهبی خیابونی بشه
    سلام
    شما خیلی خلاصه و کلی توضیح دادید
    لطفا سوالات جناب امیدوار و توضیح بدید
    و بعد بگید چرا تو خونه خواهریییییییییییی ..مادرییییییییییییییی..براد ریییییییییییییی از ایشون حمایت نمیکنن
    اخه این پدر گرامی چند سالشه ؟
    از بیماری خاصی رنج میبره؟

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۳/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۶:۲۱

    کمک به یه دختر جوون

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    هر چیزی که از خدا دورم نکنه
    نوشته
    20
    حضور
    1 روز 14 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    سلام و با اجازه از کارشناس محترم

    اگر رفتار این پدر یک عادت و یک شخصیت براش حساب میشه, یعنی همیشه رفتارش بر همین منوال هست (که بنده این احتمال رو میدم) و در منزل با محارم خودش اینچنین رفتار می کنه و سنشون هم از میانسال و به بالاتر هست,

    باید بگم که در درجه اول به فکر عوض کردن رفتار پدر نباید باشید! چون بخشی از شخصیت اوست و درافتادن با شخصیت او به منزله قبول نداشتن او محسوب میشه و براش سخته و برخورد بدتری رو از خودش نشان خواهد داد. بله , همه ما این قدرت رو داریم که تا آخر عمر تغییر کنیم اما در اینجا گام اول تغییر شخصیت پدر نیست.

    چند راه رو پیشنهاد میدم:

    اول اینکه این دختر خانم عکس العمل های خودشون رو (خوشحالی ها و..) متناسب با نظر پدر انجام بدهند. یعنی همونطور که فکر می کنن که ایشون در اون مشکلی نمی بینه. و طبق فرمایش کارشناس محترم در زمان عدم حضور پدر و در جمع های صمیمی تر می توانند رفتارشون رو راحت تر بروز بدهند.

    دوم با وجود اینکه عکس العمل پدر می تونه در روحیه این دختر تاثیر بگذاره, باید با این عکس العملها بصورت یک امر طبیعی رفتار کنه. مثلا: وقتی ما وارد خیابون میشیم به طور طبیعی یکسری ماشین ها و وسائل نقلیه هستند که بعضی شون صدای بیشتری دارند.. احیانا بوق هایی هم زده بشه.. و ترافیک هم به وجود میاد.. ما با همه این اتفاقات روز مره کنار اومدیم و اصلا نمی بینیمشون. یعنی خیلی راحت می پذیریم و از کنارش عبور می کنیم. در این مورد هم این دختر خانم که با رفتار خوبشون و با احترامی که می گذارند دارند طبق دستورات دینی و اخلاقی عمل می کنند, باید به این فکر کنند که این عکس العملها در زندگی ایشون و حداقل تا وقتی که ازدواج نکرده اند طبیعی است! یعنی نباید بهش خیلی فکر کرد. مخصوصا وقتی که این دختر خانم مطمئن هستند رفتاری که انجام می دهند کاملا درست است.

    سوم اینکه موجبات خوشحالی پدر رو بیش از پیش فراهم کنند. و مطمئن باشند که جای دوری نمیره. مثلا: اموری که پدر روی اونها تاکید دارند و درست هم هستند را با ادبیات خود پدر بازگو کنند و به عنوان یک امر مسلم بپذیرند. این موجب می شود که پدر احساس کند دخترش درون او را می فهمد. و در نتیجه با دختری که در نظرش دارای فهم و کمال است رفتار متناسب تری اتخاذ می کند.

    چهارم اینکه این دختر خانم طبق دستورات دینی یکی از بزرگترهایی که هم مورد احترام پدر هستند و هم اینکه دارای درک و فضل هستند و می توانند موثر واقع بشوند, با ایشان صحبت کنند تا بدون اینکه تنشی ایجاد بشود برای حل مسئله اقدام کنند. البته در این کار خیلی مراعات پدر مهم هست که اگر احتمال رفتار معکوس یا شدیدتر در این کار قوی باشد باید ترک کنید. و به جای آن از طریق مادر خانواده و با حضور ایشان با پدر صحبت شود که علت و هدف رفتارهای پدر مشخص بشود.

    پنجم با فکر نکردن مداوم به مسئله رفتار پدر, و با جایگزین کردن فکرها و ناراحتی ها با چیزی که ذهن این دختر خانم را مشغول به امر دیگری کند، موجب شود که از فضای ناراحتی و افسردگی و خدای ناخواسته رسیدن به نتایج نادرست جلوگیری به عمل آمده باشد.
    مثلا: با هر ناراحتی پدر و رفتار تندی که مشاهده می شود، بعد از ترک محل مشاجره، مشغول به مطالعه غیر درسی و در صورت کنترل بیشتر روی فکر ، مشغول به مطالعه درسی شوند.

    و از آنجایی که در کنار رفتار بد پدر در خانواده، عدم کنترل روی فکر و بزرگ کردن مسئله به حدی که تمام دنیای ما و خواسته های ما , اهداف و آینده ما را از ذهن ما خارج کند و موجب زمین گیر شدن روحی می تواند بشود، پس پیشنهاد میکنم بیش از پیش روی کنترل ذهن و فکر و مشغولیت به امور سازنده و مرتبط با اهداف و آینده، فضای ذهنی و روحی خودتون رو به دست بگیرید.

    همونطور که کارشناس محترم هم اشاره کردند شناخت علت ها و منشا رفتارها خیلی مهم است. اما در کنار این شناخت, گذشتن.. سکوت کردن.. مشغول به امور دیگری شدن.. عبادت کردن برای آرامش مثل قرائت قرآن و نماز خواندن می تواند تاثیر بسزائی در کنترل افکار و روان و روحیه داشته باشد.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    5
    حضور
    8 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    از همتون تشکر میکنم
    وقتی کسی بخواد پا در میونی کنه اون رو هم تهدید میکنه
    مثلا به مامانش میگه طلاقت میدم
    دختره بیچاره دقیقا داره طبق حرفای باباش زندگی میکنه اما بازم...
    شاید واقعا مریضه
    يه رفــــــــيق دارم;
    "اسمش خــــــــداس"
    بحثــــــــسش از همه جداس
    تــــــــا اون پشتـــــــمه
    بیخیال مخاطب خــــــــاص...!


  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    پرسپلیس
    نوشته
    100
    حضور
    1 روز 19 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    381



    سلام.
    باعرض پوزش باید بگم این پدرگرامی به روانپزشک
    نیازداره تابفهمید مشکلش چیه.برادرنداره؟
    احتمالا خاطره بد ازدوران جوانی اش داره.
    به برکت فرزندزهرا حل میشه مشکلش.
    یازهرا

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    هر چیزی که از خدا دورم نکنه
    نوشته
    20
    حضور
    1 روز 14 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط ya fatemeh نمایش پست ها
    از همتون تشکر میکنم
    وقتی کسی بخواد پا در میونی کنه اون رو هم تهدید میکنه
    مثلا به مامانش میگه طلاقت میدم
    دختره بیچاره دقیقا داره طبق حرفای باباش زندگی میکنه اما بازم...
    شاید واقعا مریضه
    خواهش می کنم

    یکی از بهترین راه ها هم اینه که زودتر ازدواج کنند. البته اگر شرایط سنی اش رو دارند.

    با توجه به اینکه درصد احتمال تغییر شخصیت و اخلاق در پدر ایشون با نشانه هایی که گفتید خیلی کمه, لذا باید به فکر ازدواج باشند.

    البته داماد باید خیلی محکم و مقتدر باشند. در غیر اینصورت از تنش ها بی نصیب نخواهند شد.

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    929
    حضور
    15 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    2409




    اعتیاد ؟
    یا بی اعتمادی ؟ در کار نیست ؟...
    همونطور که اساتید اشاره داشتن نمیشه یه طرفه به قاضی رفت
    به اصطلاح باید ریشه یابی بشه

    يا علی جان در بند دنیا نیستم ** بنده ی هر لبخند دنیا نیستم

    | با اذن خدای رحمان بشکن پیمان با شیط!ن
    برای دوری از زنا نه حمار را! عشق مرغ عشق و نجابت حیوان به ظاهر پست را مثال بزن که به حکم و حکمت خداوند خیانت به جفت نداشته و گاها در غم فراق یار دق می کنند.به حبشی ها بگو ! سحر نزدیک است وبانگ اذان عشق و بام مساجد دنیا برازنده شما!اگر امروز حرکت کنید!

    چشمي كه با طمع به خورشيد مي نگرد عاقبت كار كور مي شودحتي.دربرنورازودورميشود.

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا و ائمه معصومین
    نوشته
    22
    حضور
    13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    83



    بسم رب امیر المومنین
    سید اوصیا علی بن ابیطالب(ع)
    پیشنهاد بنده به ایشون این هستش که احترام به پدر را بیشتر کنند
    همینطور با یک شخصی که پدر ایشان ارتباط خوبی دارند موضوع را مطرح کنند تا ایشان از طرف خواهر محترم وارد و با پدرشان صحبت کنند و موضوع را ریشه یابی و حل نمایند .
    انشاالله با توکل به خداوند و امیر المومنین و صدقه و همینطور خواندن دعای فرج گره از کار ایشان با خواهد شد .
    توجه داشته باشید دعای فرج گره گشای کار شماست . انشاالله
    حضرت زهرا سلام الله علیها:

    همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود