صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تثلیث و حکما

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    اشاره تثلیث و حکما




    با سلام. همانطور از سؤال من مشخص است، این سؤال کلامی و استدلالی نیست و تنها بررسی نظرات عرفاست:

    «لطفاً بفرمایید عرفای اسلامی مانند صدرالمتألهین، ابن عربی، علامه حسن زاده در رد یا تأیید تثلیث مسیحی چه فرمایشی می کنند.»

    با تشکر
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۵:۳۲

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست





    تثلیث و حکما








    کارشناس بحث: استاد سمیع

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۵:۰۳ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با سلام. همانطور از سؤال من مشخص است، این سؤال کلامی و استدلالی نیست و تنها بررسی نظرات عرفاست:

    «لطفاً بفرمایید عرفای اسلامی مانند صدرالمتألهین، ابن عربی، علامه حسن زاده در رد یا تأیید تثلیث مسیحی چه فرمایشی می کنند.»

    با تشکر
    باسمه تعالی

    با عرض سلام و خسته نباشید:

    نظر عرفای اسلامی در رابطه با تثلیث،همان امری است که در قرآن کریم،آیه 73 سوره مائده بیان شده است:

    مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان، ص102 در ذیل این آیه شریفه می فرمایند:

    «" إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ" ي
    عنى يكى از سه چيزى كه بترتيب عبارتند از: 1- پدر 2- پسر 3- روح، يعنى كلمه اللَّه بر هر يك از اين سه چيز منطبق است، چون در ابواب مختلف انجيل‏ها زياد به چشم مى‏ خورد اينكه: اب، اله است، ابن، اله است و روح، اله است. و در همين انجيل‏ها است كه: اله در عين اينكه يكى است سه چيز است، و مثال مى ‏زنند به اينكه كسى بگويد: زيد فرزند عمرو، انسان است، كه در اينجا نيز يك چيز سه چيز است، زيرا در مثال بيش از يك حقيقت چيزى نيست، و در عين حال هم زيد است و هم پسر عمرو و هم انسان، و غفلت كرده‏ اند از اينكه اين كثرت و تعددى كه در وصف است اگر حقيقى و واقعى باشد لا بد موصوف هم متعدد خواهد بود، كما اينكه اگر موصوف حقيقتا واحد باشد قهرا كثرت و تعدد اوصاف اعتبارى خواهد بود، و محال است كه يك چيز در عين اينكه يكى است سه چيز باشد، عقل سليم اين معنا را نمى‏پذيرد.

    عجيب اينجا است كه بسيارى از مبلغين مسيحى به اين حقيقت اعتراف كرده و در باره اين عقيده كه جزو اوليات دين مسيح است مى‏ گويند: اين مطلب از مسائل لا ينحلى است كه از مذاهب پيشينيان به يادگار مانده، و گرنه بحسب موازين علمى درست در نمى ‏آيد.



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۸

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    ما با كمال تعجب از آنها مى‏پرسيم با اين اعتراف پس چرا دست از آن بر نمى‏داريد؟

    مگر در صحت و بطلان يك مطلب، گذشته و آينده دخالت دارند؟! كه اگر از سلف و نياكان به يادگار مانده باشد بدون دليل صحيح و لازم الاتباع باشد، و اگر خلف و نسل جوان آن را گفت نبايد پذيرفت؟!" وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ" اين جمله گفتار آنهايى را كه مى‏ گفتند:" إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ" بدين صورت رد مى‏ كند كه ذات پروردگار متعال ذاتى است كه به هيچ وجه پذيراى كثرت نيست، احدى الذات است، و در حالى هم كه متصف به صفات كريمه عليا و اسماى حسنا مى ‏شود در آن لحاظ هم متكثر نيست، و آن صفات چيزى را بر ذات او نمى ‏افزايند، خود صفات هم كه روشن است اگر به يكديگر اضافه شوند موجب تعدد و تكثر در ذات نمى‏گردند،

    پس وقتى نه از ناحيه اضافه صفت به ذات و نه از ناحيه اضافه صفت به صفت تكثر نمى‏يابد، پس بايد گفت خداى تعالى احدى الذات است، نه در عقل و نه در وهم و نه در خارج قابل انقسام و تكثر نيست، و نيز بايد گفت خداى تعالى در ذات مقدسش چنان نيست كه از دو چيز تركيب يافته باشد، و هرگز نمى‏توان آن حقيقت را به چيزى و چيزى تجزيه كرد، و نيز نمى‏توان با نسبت دادن وصفى به آن جناب او را به دو چيز يا بيشتر تجزيه نمود، چگونه چنين امرى ممكن است؟! و حال آنكه هر چيزى را بخواهيم در عالم فرض و يا در عالم وهم و يا در عالم خارج به آن حقيقت بيفزائيم، او خود با آن چيز همراه است، و از آن جدا نيست.

    البته اين را هم بايد دانست اينكه گفتيم خداى تعالى، واحد و هم احدى الذات است، مراد وحدت عددى كه در ساير موجودات عالم داراى كثرتند بكار مى‏رود، نيست، خداوند متعال نه در ذات و نه در اسم و صفت به كثرت و نه به وحدت عددى متصف نمى‏شود، و چطور بشود؟ و حال آنكه اين كثرت و اين سنخ وحدت هر دو از آثار و احكام صنع مخلوقات خدايند و اين جمله كه فرمود" وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ" تاكيد بليغى است در توحيد، بطورى كه هيچ عبارت ديگرى بهتر از اين تاكيد را نمى‏رساند، چون كه كلام بطور نفى و استثنا ريخته شده است، علاوه بر اين، حرف" من" را بر سر نفى در آورده تا استغراق را تاكيد كند، علاوه بر همه اينها، مستثنا را كه" اله واحد" باشد بطور نكره آورده تا افاده تنويع نمايد.



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۹:۳۸

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    زيرا اگر مى ‏فرمود:

    " ما من اله الا اللَّه الواحد" يعنى واحد را با الف و لام مى‏ آورد، حقيقت توحيدى را كه در نظر بود نمى ‏رسانيد، بنا بر اين معناى آيه اينطور است:

    در عالم وجود اصلا و بطور كلى از جنس معبود" اله" يافت نمى‏شود، مگر معبود يكتايى كه يكتائيش يكتايى مخصوصى است كه اصلا قبول تعدد نمى‏ كند، نه در ذات و نه در صفات، نه در خارج و نه بحسب فرض، و اگر مى‏فرمود" و ما من اله الا اللَّه الواحد" اعتقاد باطل مسيحيت را در باره خدايان سه‏گانه دفع نمى‏ نمود، چون آنها هم اين قسم توحيد را منكر نيستند،

    چيزى كه هست مى ‏گويند: آن ذات يكتا كه در يكتائيش ما هم حرف نداريم، از نظر صفات سه‏گانه به سه تعين متعين مى‏شود، و لذا مى گوييم در عين اينكه يكى است سه چيز است، و اين حرف جواب داده و دفع نمى ‏شود مگر به اينكه توحيدى اثبات شود كه از هيچ نظر قابل تكثر نباشد، و اين همان توحيد قرآنست، چه قرآن در اين آيه:" وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ" و آيات ديگر خود، تنها اين توحيد را خالص و صحيح مى ‏داند و توحيد ساير اديان را مخدوش و غير خالص مى ‏داند،

    و اين از معانى لطيف و دقيقى است كه قرآن مجيد در باره حقيقت معناى توحيد به آن اشاره فرموده، و ما ان شاء اللَّه تعالى، بزودى در بحثى كه راجع به توحيد مى ‏كنيم چه در بحث قرآنى توحيد و چه در بحث عقلى آن و چه در بحث نقليش در باره اين معناى لطيف غور و دقت بيشترى خواهيم نمود، بلكه بتوانيم حق آن را ادا كرده باشيم.





  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    [چگونگى اعتقاد به تثليث در ميان عوام نصارا]


    " وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ" اين آيه اهل كتاب را تهديد مى‏كند به عذاب دردناكى كه ظاهرا مراد از آن عذاب اخروى است، و بايد دانست كه چون قول به تثليث كه جمله:" إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ" متضمن آنست مطلبى نيست كه عامه مردم بتوانند صحت و بطلان آن را درك كنند، از اين رو اغلب آن را بطور تعبد و طوطى ‏وار بعنوان يك عقيده مسلم مذهبى تلقى كرده‏اند، نه اينكه معنايش را فهميده و يا در پى تحقيق آن بر آمده باشند، اگر هم در صدد بر مى ‏آمدند، چيزى نمى‏ فهميدند، زيرا عقل سليم هم آن وسع و طاقت را ندارد كه بتواند بطور صحيح آن را تعقل كند، و اگر هم تعقل كند امر باطلى را تعقل كرده، نظير تعقل فرض‏هاى محال، مثل فرض اينكه يك چيز هم انسان باشد و هم غير انسان، و يا عددى نه واحد باشد و نه بيشتر از واحد، نه تك باشد و نه جفت و عقل اينگونه فرض‏ها را كه محال عقليند مى‏تواند تصور كند، تثليث نصارا هم اگر عقل تصور كند از اين باب است، يعنى امر محالى را تصور كرده است.

    خواهيد گفت اگر چنين است پس ميليونها مسيحى چگونه آن را پذيرفته ‏اند؟

    جواب اينست كه تثليث در ذهن عامه مردم جنبه تعارف و تشريف را دارد، يعنى اگر از يك نفر مسيحى عامى بپرسيد معناى پدرى خدا و فرزندى مسيح چيست؟

    مى‏ گويد معنايش اينست كه مسيح از عظمت و بزرگى به پايه‏ايست كه اگر ممكن بود براى خداوند پسرى قائل شد بايد گفت او مسيح است، چون در بشر كسى كه مسيح را در عظمت به او تشبيه كنيم نيست،

    از اين رو مى‏گوييم مسيح پسر خدا و خداوند پدر اوست، در حقيقت عامه مسيحى‏ ها معناى واقعى تثليث را در نظر ندارند، و آن را جويده و بصورت چيز ديگرى در آورده‏اند، و بظاهر نسبت تثليث به خود مى ‏دهند، و ليكن علماى آنها معناى واقعى تثليث را قائلند، آرى همه اين اختلافات و خونريزيها از دانشمندانشان مى ‏باشد، از كسانى است كه خداى سبحان در جنايتكارى و ظلم و ستم شان مى‏فرمايد:" أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ" تا آنجا كه مى‏فرمايد:" وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ" .



  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بنا بر اين نمى‏توان در خصوص اين مساله نسبت به عموم ملت مسيح حكم يك جا و كلى كرد، براى اينكه بين مردم عامى آنها و علمايشان فرق است، همه‏ شان داراى كفر حقيقى كه برگشتن آن به استضعاف نباشد نيستند، و كفرى كه عبارت باشد از انكار توحيد و تكذيب آيات خدا، مخصوص است به علماى آنها، و ما بقى مستضعف و عوامند، و خداوند در بسيارى از آيات كسانى را كه كفر بورزند و آيات خداى را تكذيب كنند به خلود در آتش تهديد كرده، از آن جمله مى‏فرمايد:" وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ" ...

    چنان كه تاريخ نشان داده كه مسيحى‏هاى حبشه و نقاطى ديگر، اعتقاد به تثليث نداشتند.»

    بنابراین عرفای اسلامی مانند محیی الدین در فتوحات، ملاصدرا در الشواهد الربوبیه ص48، علامه حسن زاده آملی، در هزار و یک کلمه ج2 ص 135، به این آیه اشاره فرموده‌اند و تثلیث را رد نموده اند.

    موفق باشید


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    بنابراین عرفای اسلامی مانند محیی الدین در فتوحات، ملاصدرا در الشواهد الربوبیه ص48، علامه حسن زاده آملی، در هزار و یک کلمه ج2 ص 135، به این آیه اشاره فرموده‌اند و تثلیث را رد نموده اند.

    با عرض سلام. نظر به اینکه بنده به این منابع دسترسی ندارم، لطفاً عین فرمایش این عارفان را ذکر بفرمایید تا در موردش بررسی شود.

    با تشکر

  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با عرض سلام. نظر به اینکه بنده به این منابع دسترسی ندارم، لطفاً عین فرمایش این عارفان را ذکر بفرمایید تا در موردش بررسی شود.

    با تشکر
    باسمه تعالی

    1-ملاصدرا در الشواهد الربوبیه ص48،:لأن وحدته ليست عددية من جنس وحدات الموجودات حتى يحصل من تكررها الأعداد بل وحدة حقيقية لا مكافئ لها في الوجود و لهذا كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ

    2-حضرت علامه حسن زاده آملی در هزار و يك كلمه،
    ج‏5، ص: 196به همان بیان جناب ملاصدرا اشاره می فرمایند. بعلاوه که در هزار و یک کلمه ج2 ص 135، به حدیثی از حضرت امیر علیه السلام در این زمینه اشاره می فرمایند:
    «
    شيخ صدوق در كتاب توحيد روايت مى‏كند كه اعرابى در جنگ جمل برخاسته گفت يا امير المؤمنين مى‏گويى خدا يكى است؟ و مردم حمله بر او كرده گفتند: أما ترى ما فيه امير المؤمنين من تقسّم القلب؟ حضرت فرمود: دعوه فان الذى يريده الأعرابى هو الذى نريده من القوم، ثم قال: اى اعرابى قول الله واحد بر چهار قسم است دو قسم آن بر خدا جائز نيست و دو قسم بر خدا جائز است أما آن دو كه جائز نيست فقول القائل واحد يقصد به باب الأعداد فهذا ما لا يجوز لأن ما لا ثانى له لا يدخل فى باب الأعداد أما ترى انه تعالى كفّر من قال ثالث‏ ثلاثة، و قول القائل هو واحد من الناس يريد به النوع من الجنس فهذا ما لا يجوز عليه لأنه تشبيه و جلّ ربّنا عن ذلك و تعالى.
    اما آن دو وجهى كه در خداى تعالى ثابت است فقول القائل انه عز و جل واحد يعنى ليس له فى الاشياء شبه، كذلك ربنا؛ و قول القائل انه عز و جل واحد بمعنى انه أحدىّ المعنى يعنى به انه لا ينقسم فى وجود و لا عقل و لا و هم كذلك ربنا عز و جل.»

    3-جناب محیی الدین هم به همین آیه اشاره می فرماید:
    و قال (تعالى): (لقد كفر الذين قالوا إن اللَّه ثالث‏ ثلاثة)- ..". و ذلك أنه لو كان ثالث‏ ثلاثة، أو رابع أربعة، على ما تواطأ عليه أهل هذا اللسان، لكان من جنس الممكنات. و هو- سبحانه و تعالى- ليس من جنس الممكنات، »





  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با سلام. همانطور از سؤال من مشخص است، این سؤال کلامی و استدلالی نیست و تنها بررسی نظرات عرفاست:

    «لطفاً بفرمایید عرفای اسلامی مانند صدرالمتألهین، ابن عربی، علامه حسن زاده در رد یا تأیید تثلیث مسیحی چه فرمایشی می کنند.»

    با تشکر
    سلام
    برخی حکمای مسلمان قائلند به اینکه تثلیث بیانی عرفی و در نتیجه گمراهی آفرین است وگرنه اصل تثلیث به این معنا که برای تحقق پدیده ها در جهان باید دخالت امر مجرد و وجود امر مادی لازم است (مانند صغری و کبری و نتیجه در برهان ) قابل انکار نیست اما بیان رابطه این سه در قالب تثلیت پدر و پسری ووو امثال آن برای رساندن این معنا رسا نیست و ذهن عادت کرده بشر به امور عادی را به سمت ایجاد ارتباطهای اینسویی برای حقایق جهان و در نتیجه کفر و شرک می کشاند کما اینکه این بیان باعث شد در جهان مسیحیت حکم به خدایی مسیح علیه السلام کنند
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود