صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خانواده دختر به خاطر اختلاف طبقاتی، مخالف ازدواج ما هستند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16

    خانواده دختر به خاطر اختلاف طبقاتی، مخالف ازدواج ما هستند




    سلام به همه عزیزان،
    عذر میخوام که عنوان مناسبی برای تاپیک انتخاب نکردم،
    بنده 28 ساله هستم و 4 سال قبل با خانمی آشنا شدم که الان 26 سالشونه، و هردو تحصیلات عالیه داریم، ابتدا احساسی نسبت به ایشان نداشتم اما رفتار و سکنات و متانت ایشان بسیار بنده را جذب نمود،
    در آن مقطع خانواده بنده هم در جریان بودند و تصمیم گرفتم ارتباطی تقریبا دوستانه با ایشان برقرار کنم که البته بسیار هم سخت راضی به این موضوع شدند، ما علیرغم شناختی که از هم داشتیم سال گذشته چندین جلسه مشاوره ازدواج رفتیم و نتیجتا مشخص شد که میتوانیم زندگی خوب و سالمی داشته باشیم البته با مشخص شدن نقاط ضعف و قوت هر دومان که توصیه میکنم اگر کسی شرایط مشابه را دارد آنرا از دست ندهد.
    مشکلی که سر راه ما وجود دارد بحث اختلاف طبقاتی خانواده هاست و متاسفانه خانواده دختر مخالف چنین وصلتی هستند (آنها در طبقه اجتماعی بهتری هستنداما بلحاظ فرهنگی تقریبا هردو خانواده مذهبی هستیم)، جدای از علاقه ای که بین ما وجود دارد، دلایل عقلانی بسیار زیادی هست که ما میتوانیم زندگی همراه با خوشبختی داشته باشیم به همین دلیل تقریبا تمام امید به آینده من تشکیل این زندگی شده است، اما با توجه به مخالفت پدر و مادر دختر واقعا راه بجایی نداریم،
    ضمنا خواهر و برادر دختر که متاهل هستند هم نظر مثبتی به این وصلت دارند اما به قدری پدر نقش تعیین کننده دارد که همه چیز رو به نا امیدی رفته،
    دوستان شما چه نظری دارید؟

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست





    خانواده دختر به خاطر اختلاف طبقاتی، مخالف ازدواج ما هستند








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما
    سطح، عميق و زوايه ديد در اين مخالفت مهم است. به هرحال مخالف ها عللي منطقي يا غير منطقي و...دارد به طور دقيق با گفتگو با والدين، فرزندان، معرف ها مي توان اين علل را شناخت ولي برخي از علل رائج عبارتند از:
    داريي و امكانات ملاك برتري: اگر خانواده اي ملاك برتري را به پول و رفاه اجتماعي ببينند و بر همين مبنا تربيت شده باشند به اين راحتي نگرششان تغيير نمي كند و در ارتباط با خانواده ها دردسر ساز و گاهي توهين كننده مي شود.
    داماد شكار چي: گاهي هم ممكن است احساس كنند كه پسر به مال و امتيازات خانواده دختر چشم طمع دارد.
    اذيت شدن دختر: گاهي هم خانواده از اين جهت مخالفت مي كنند كه احساس مي كنند دخترشان در زندگي جديد به دليل امكانات پايين تر اذيت شود و همين امر سبب مشاجرات و حتي جدايي شود.
    اختلافات فرهنگي: بي ترديد امكانات و شأن اجتماعي در فرهنگ، آداب و رسومات اثر گذار است اين اختلاف طبقاتي و در نتيجه اختلاف فرهنگي مشكل ساز خواهد بود.
    و...

    بهتر است دلائل ايشان را با دقت بشنويد و اگر جواب منطقي و آرام بخش داريد ايشان را قانع كنيد. البته بهتر است از فردي با نفوذ، با تجريه، سخن شناس و مردم شناس (مانند مشاور و..) كمك بگيريد چه بسا دلائل قانع كننده شما به خاطر سن شما رد شود.
    باتوجه به هم عقيده بودن فرزندان تلاش كنيد با گفتگوي منطقي و تدريجي نظر خانواده را جلب كنيد. و از داخل خانواده هم براي خود حامي و مؤيد پيدا كنيد.

    البته اگر ايشان تعصبات سفت شده و متحجرانه دارند و به هيچ وجه شما را نمي پذيرند بهتر است از وصلت با اين خانواده چشم بپوشيد كه وصلت اجباري و زوري نمي تواند ديد و نگرش و تربيت را تغيير دهد و سبب تحقيرها و توهين ها و اختلافات در زندگي زناشويي خواهد شد.



    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۲۲:۵۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    امام حسین - مقام معظم رهبری - کودکان - علم و تکنولوژی
    نوشته
    58
    حضور
    2 روز 2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    143



    سلام
    انشالله که همه ی جوون ها خوشبخت و عاقبت بخیر بشند بخصوص این دهه شصتی ها...
    خدمتتون عرض کنم چند نکته رو:
    1- حضور اصل دین و مذهب باعث بیساری از تفاهم ها در زندگی و اخلاق ورفتار میشه ولی چون این دین و مذهب در انسان ها درونی نیست وکمی در همه ی افراد جنبه ی ظاهری پیدا کرده نمی توان تنها به معیارهای مذهبی بودن توجه نمود . اگر مذهب در شکل واقعیش در خانواده ی اونها بود به شما به این دلیل مالی به استناد هزار آیه و حدیثی که داریم سخت نمی گرفتند

    خیلی وقت ها مذهب در درون جامعه ما حالت تشریفاتی و پوسته به خودش گرفته و نمیشه بهش دل خوش کرد

    من می خواهم بهتون بگم (( محتاط باشید)) و ایده ال به وجود سطح اعتقادات مشترک بسنده نکنید

    موارد زیادی رو سراغ دارم که این جوری ازدواج صورت گرفته و بعد مرد توسط همسر و خانواده ی اون سرکوفت شده و بهش توهین شده بخاطر همین سطح مالی پایین تر

    اطراف خودم هستند زوج هایی که طرف پسر وضع مالیش ضعیف تر بوده ولی از همون اول خانواده دختر گیر ندادند و مزیت های عمده ی پسر مثلا سالم بودنش چششون رو گرفته و هیچ وقت به روی اون هم نیاوردند و تازه متشکرشون هم بودند که دختراشون رو خوشبختند کردند

    خانومی رو می شناسم دانشجوی دکتری بود که ازدواج کرد و همسرشون هم دانشجو دکتری بود. شاید برای این خانوم بیش از یک عدد النگوی نازک و حلقه و انگشتر ارزون قیمت طلای دیگه نخریدند. اون هم اصلا هیچ وقت طرز تفکرش این نبود که باید بگیرند و باید طلبکار باشه و سرکوفت بزنه همسرشو و از این حرف ها. عروسی ساده و بی گناه والبته قشنگی گرفتند و یک سال و نیم هم خوابگاه متاهلین بودند .
    ااین خانوم هم تو رفاه و یک خانواده ای که 2 تا دختر داشتند بزررگ شده بود ولی واقعا نه خودش و نه خانوادش خانواده پسر رو به خاطر سطح پایین ترشون شماتت نکرده بودند و اصلا نگاهشون این نبود تازه خیلی هم خوشحال بودند . بنده شخصا هم که اون آقا رو شناختم موافق بودم باهاشون که پاکی حلال خوری دین و دغدغه های دینی صاف و روراست بودنش می ارزید به صدتا از اون جوونی که می شناختم که ماشینای آنچنانی هم دارند

    من فکر می کنم با مجموعه ی موارد و تجربیاتی که دارم شکستن غرور یک مرد و کوچک کردن و کوپک نگریستنش به خاطر مسائل مالی کمر شکن و زندگی نابودکنه! چیزی گمان میره درطول چنین نگاه هایی که شما بیان کردید می تونه باشه اگه بیم این موارد رو می دید بی خیال شید . اگر به طرفتون مطمئنید و می دونید تو زندگی مشترک هوای شما رو خواهد داشت و قضیه در این حد جدی نیست که انشالله با ایشون خوشبخت شید ولی واقعا رو راست باشید . دیدم مواردی که به خاطر راضی نگه داشتن طرفشون خودشون رو در چه مضیغه هایی می گذارند وام و قرض و خرج بیهوده...
    یک کتاب های خوبی هست که به درد شما می خوره یادم باشه فردا می نویسم براتون
    التماس دعا

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16



    با تشکر فراوان از پاسخ شما، بله تکیه گاه مخالفت ایشان بیشتر بر روی میزان دارایی پسر و خانواده پسر است و جالب اینجاست شباهت های فرهنگی برایشان اهمیتی ندارد، ضمنا در رابطه با ازدواج سایر فرزندانشان نیز چنین برخوردی داشته اند، متاسفانه راهی که بشود متقاعدشان کرد پیدا نمی شود و عبور کردن و پذیرش این مخالفت برای بنده بسیار سخت است، آیا ازدواج با مخالفت پدر دختر می تواند منجر به خوشبختی شود؟ آیا در بین اینهمه زندگی که تشکیل شده است افرادی که با وجود مخالفت پدر دختر وصلت کرده اند و خوشبخت شده اند تنها یک استثنا تلقی می شود؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط Sa-Ka نمایش پست ها
    یک کتاب های خوبی هست که به درد شما می خوره یادم باشه فردا می نویسم براتون
    ممنون از شما دوست خوبم، ببینید در واقع بعد از 4 سال شناختی که دختر خانم دارم اینست که اهل تحقیر کردن نیست و اصلا چنین چیزی در رفتارش وجود نداره، اما خودش اذعان میکنه که توانایی مقابله با خانواده برای گرفتن جواب مثبت رو نداره، این نگرانی از سوی هر دوی ما وجود داره که اگر بنده نتوانم در زندگی مشترک نیازهای رفاهی ایشان را تامین کنم (که البته خیلی هم با انتظارات عمومی دختران جامعه ما تفاوتی نداره) ممکن است عشق در بین ما رنگ ببازد، این موضوعی است که باعث تردید من شده اما واقعیتی که وجود دارد اینست مگر سایر دخترها چنین اتنظاراتی ندارند، بنظرم این مشکلی هست که الان اکثر دختر خانم های مجرد جامعه ما حتی بدون در نظر گرفتن وضع مالی خانواده شان بسیار متوقع هستند. بنابراین ممکن است فردی را که علاقه زیادی به او دارم و تناسبات فکری رفتاری بسیاری با هم داریم از دست بدهم بخاطر مسئله ای که برای ازدواج با هر کس دیگه ای ممکن است پیش بیاید.
    البته همه اینها سرشار از تردیدهایی است که واقعا گاهی بنده را به این نتیجه میرساند پذیرفتن ریسک ازدواج اگر عشقی در بین نباشد اشتباه بزرگی است!

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    امام حسین - مقام معظم رهبری - کودکان - علم و تکنولوژی
    نوشته
    58
    حضور
    2 روز 2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    143



    نقل قول نوشته اصلی توسط aebrahim نمایش پست ها
    ممنون از شما دوست خوبم، ببینید در واقع بعد از 4 سال شناختی که دختر خانم دارم اینست که اهل تحقیر کردن نیست و اصلا چنین چیزی در رفتارش وجود نداره، اما خودش اذعان میکنه که توانایی مقابله با خانواده برای گرفتن جواب مثبت رو نداره، این نگرانی از سوی هر دوی ما وجود داره که اگر بنده نتوانم در زندگی مشترک نیازهای رفاهی ایشان را تامین کنم (که البته خیلی هم با انتظارات عمومی دختران جامعه ما تفاوتی نداره) ممکن است عشق در بین ما رنگ ببازد، این موضوعی است که باعث تردید من شده اما واقعیتی که وجود دارد اینست مگر سایر دخترها چنین اتنظاراتی ندارند، بنظرم این مشکلی هست که الان اکثر دختر خانم های مجرد جامعه ما حتی بدون در نظر گرفتن وضع مالی خانواده شان بسیار متوقع هستند. بنابراین ممکن است فردی را که علاقه زیادی به او دارم و تناسبات فکری رفتاری بسیاری با هم داریم از دست بدهم بخاطر مسئله ای که برای ازدواج با هر کس دیگه ای ممکن است پیش بیاید.
    البته همه اینها سرشار از تردیدهایی است که واقعا گاهی بنده را به این نتیجه میرساند پذیرفتن ریسک ازدواج اگر عشقی در بین نباشد اشتباه بزرگی است!
    من در یک موسسه خوب فرهنگی کار می کنم . یک سری کتاب خوب بود برای انتخاب همسر . فردا اسمشون رو نگاه می کنم براتون می فرستم

    4 سال شناخت : بستگی داره چطور و در چه سطح شناختی باشه ؟ خوب شما حتما با تجربه و تحصیل و شناختی که دارید تفاوش رو درک می کنید . دوران آشنایی واقعی و یا اینکه هر نفر بدی های خودش رو پنهان می کنه . من این رو دیدم که وی مدلای شما, چه خانوم چه آقا وقتی طرفش رو بخاد خانوادش رو هم راضی می کنه .

    اگر بنده نتوانم در زندگی مشترک نیازهای رفاهی ایشان را تامین کنم (که البته خیلی هم با انتظارات عمومی دختران جامعه ما تفاوتی نداره) ممکن است عشق در بین ما رنگ ببازد، این موضوعی است که باعث تردید من شده اما واقعیتی که وجود دارد اینست مگر سایر دخترها چنین اتنظاراتی ندارند، بنظرم این مشکلی هست که الان اکثر دختر خانم های مجرد جامعه ما حتی بدون در نظر گرفتن وضع مالی خانواده شان بسیار متوقع هستند. بنابراین ممکن است فردی را که علاقه زیادی به او دارم و تناسبات فکری رفتاری بسیاری با هم داریم از دست بدهم بخاطر مسئله ای که برای ازدواج با هر کس دیگه ای ممکن است پیش بیاید:

    بنده خودم یک خانم هستم و توی محیط های اجتماعی . فوق لیسانس رشته های فنی رو هم دارم ( منظورم اینه که درک می کنم و همه تیپ دختری دیدم)
    من افردای رو می شناسم بسیار پولدار ... و بسیار متواضع و مهربان . اصلا در برخورد باهاش مهذب نیستید. یکی از همین ها فقط شهریه ی دانشگاه خصوصی که می رفت خارج از کشور یک میلیارد در میومد (300-400 هزاردلار) . یکی رو می شناسم دو تا لب تاب داشت. همیشه این کهنه قدیمیه رو با خودش اینور و اون ور می برد تا کسی نبینه و غصه بخوره (1 سال پیش بود) /به قول شما عده ی زیادی هستند که اها تاحقیرکردن نیستند.البته این رو هم اضافه کنم که همه ی دخترها پرتوقع نیستند . جامعه ی اماری می تونم خدمتتون ارائه بدم . اون مثال دانشجوی دکتری از بهرین دوستانم هستند و از نزدیک می شناسمشون .غیر قابل انکاره که دخترایی هم هستند که از همسرشون فقط پولدار بودنش و نه هیچ چیزه دیگه ملاکشونه ...
    یک مورد تو دوران دانشجوییم بود که من خودم اذیت شدم ... یکی از دوستانم بودند که طی یک پروژه من باهاشون آشناشدم . با وجود اینکه خیلی هم پولدار نبودند پدرشون وحشتناک اینها رو لذت جو و مصرف گرا بار آورده بود.واقعا حرص دربیار بودند. توی ایامی که دانشجو بودیم و اغلب همه می خواستیم با کم ترین هزینه زندگیمون رو بچرخونیم این بنده خدا فقط دنبال این بود که فلان غذای فلان رستوران رو بره امتخان کنه !!! چند وقته پیتزای فلان جا رو نخورده... سینما بره.. کلاس هنری فلان رو به قیمت گزاف بره . واقعا بدون درک دوستاش که باهاشند فقط دنبال این مدل رفتاراش بود. توزندگی دانشجویی هیچ وقت راضی نمی شد که کم تر از 3 نوع میوه بخریم . برای خریدهاش همیشه پاساژهای شیک و گرون قیمت رو ترجیح میداد( در حالی که همون کالا توی یه خورده مغازه های تو وسط شهر (نه بالا شهر و یا پایین شهر) اختلاف قیمیت نداشت . یه شب آزانس گرفت که بره از اون طرف شهر آب انار و لوشک بگیره ... برای من شخصا اگر چه بروز نمی دادم ولی خیلی حرص دربیار بود ... مشکل من مالی نبود . این که می دیدم دختری تو این سن و سال اینطوری تربیت شده و مسائل جدی مناسب سنشو نمی فهمه سخت بود... چون اون موقع تو جمع ما کسی بود که واقعا سختش بود حتی هزینه های یک هفتش 10 هزارتومان بشه! چقدر من فشارتحمل کردم که نه اون که نداره بهش برنخوره... شخصیتی داشت که من مطمئنم اصلا نمی تونه کوچکترین مشکل اقتصادی رو تحمل کنه. مثلا بخاد قناعت و صبر کنه عمرا اهل این حرف ها نبود .اینو به عنوان مثالی از فردی که درک نمی کنه نوشتم. همین خانوم 26 سالش بود و معیارپدرشون واسه اجازه دادن به خواستگارها همین قضیه ی مالی بود...خودشم ادعا داشت وحشتناک. می گفت من تو خانواده ای بودم که فلان جور بوده و فلان جور نبوده و ... پاش که میفتاد یک فخری می فروخ برای این سطح زندگیش . با اینکه واقعا چیز خاصی نبود
    این خانومی که شما می فرمایید اینطور به نظر نمی رسند
    در مورد عشق ...
    حرف زیاده فقط اینکه عشقی که بخاد اینطوری از بین بره از اول آیا عشق واقعی بوده؟
    من شخصا به سختی و تلاش فراوان تلاش کردم تا زمانی که قطعیتی ایجاد نشده و حتی رابطه رسمی ایجاد نشده به خودم اجازه ندم علاقه مندشم و یا احساساتی ... خطرناکه
    آخرین پیشنهادم:1- چندماه بزارید بگذره دوباره برید خواستگاری
    2- توسل به ائمه اطهار و توکل بر خدایی که : «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها...» (روم، 21)
    انشالله خوشبخت شوید و عاقبت بخیر
    انشالله اعضاء دیگه بتونند بهتر از من راهنماییتون کنند و بهتون کامنت بدن
    ویرایش توسط Sa-Ka : ۱۳۹۳/۰۱/۲۰ در ساعت ۰۱:۲۹

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    439
    حضور
    16 روز 2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2654



    نقل قول نوشته اصلی توسط aebrahim نمایش پست ها
    دوستان شما چه نظری دارید؟

    فرضا اگه راضی به ازدواجتون هم بشن ... فک کنم شما باید بعد ها انتظار توهین و اخم و تخم داشته باشی از جانبشون...

    پس امادگی لازم و برای این مسئله داشته باشین....

    در مورد راضی شدن هم علاوه بر صحبت کردن خواهر برادرایی که رای موافق دارن....باید خود دختره بره رو مخ باباش... اونم نه با لوس بازی و تهدید و این چیزا.... بگه بشین بابا میخوام دو کلوم باهات بحرفم...

    یه ایراد درست و حسابی از این پسره ( که شما باشی ) بگیر اونوقت باشه من به حرف شما گوش میدم و باهاش ازدواج نمیکنم ...

    ( البته امیدوارم ایرادی نداشته باشین که با این راه حل دیگه هیچ امیدی به سر گرفتن ازدواجتون نباشه...)

    ولی جدا دختر خانوم نشون نده خیلی تعصب داره رو شما که بابا فک کنه عقل و دینشو دزدیدی....

    به باباش بگه از نظر من این اقا معقوله ... شرایطشم خوبه....

    شما علاوه بر این اختلاف طبقاتی که دلیل قانع کننده به حساب نمیاد ... یه دلیل خوب و منطقی بیار.... من رو حرف شما که پدرمی حرف نمیزنم ...

    ..:: لاالهَ إلا الله ::..

    بدترین احساس زمانیست که خودت هم میفهمی از خدا دور شده ای ...





    خداحافظ همگی .... حلال کنید


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    8
    حضور
    3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16



    خب مشکل اینجاست که طبق منطق ایشان وضعیت مالی بنده ایراد منطقی محسوب میشه و البته خود شخص پدر هم فرد تحصیل کرده ای هستن! و وقتی چنین طرز فکری دارن بعیده که بشه با چنین دیالوگی نتیجه گیری کرد. معمولا چنین پدرهایی به حکم با تجربه بودن منطق خودشون رو بالاتر می دونن و فرزندشون رو خام، مخصوص اینکه طرف تحصیل کرده هم باشه سخت بشه تغییر عقیده دادش....

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    نویسندگی. شعر.
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 16 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    194



    دوست عزیز سلام
    اگه دختر خانم راضی به این ازدواج هستن و تریدی برای این ازدواج ندارن و شما هم مطمئن هستید که بعداً این خانم انتظاراتش خیلی زیاد از شما نمیشه. مطمئین باشد اگه ایشون بخواد با کمک خواهر و بردارهاش میتونه چدرش رو راضی کنه. ظاهرا تنها مشکل شما مشکل طبقاتی است بعدش مگه فاصله طبقاتی شما چقدر است؟ که پدر ایشون راضی نمیشن. سعی کنن با خواهر و برادرشون و مادرشون صحبت کنن که اونها دوستانه و بدون تعصب با پدر صحبت کنن و سعی کنن ایشون رو راضی کنن. یا از یزرگان فامیل که دختر خانم میدونه پدر ایشون خیلی اون فرد رو قبول داره استفاده کنید شاید حرف دوستش رو قبول کنه. امیدوارم موفق بشید و مسیر درست رو انتخاب کرده باشید و به هدفتون برسید.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۱۸, ۰۹:۰۱
  2. آیا رابطه با نامحرم به صورت دورادور و مجازی، مشکلی داره؟
    توسط فرهاد در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۰, ۱۹:۴۳
  3. برهان سینوی، اثباتی کاملاً عقلی در وجود خدا
    توسط علی.ا در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 156
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۷, ۲۰:۱۱
  4. شخصیت امام خمینی، سرفصلهای عمده خط امام
    توسط دايي حسن در انجمن امام خمینی رحمة الله علیه
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۷/۱۲, ۱۷:۵۲
  5. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۳۰, ۲۲:۲۷

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود