صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: افکار شرم آور و وسواس فکری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    1
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    13

    اشاره افکار شرم آور و وسواس فکری




    با عرض سلام و خسته نباشید .
    دختر 18 ساله ای هستم و به مدت تقریبا سه ماه هست که وسواس فکری دارم...اوایل افکار شرم آوری توی ذهن من میومد که خیلی ازش رنج می بردم.مدتی با دبیر روانشناسیمون صحبت کردم و ایشون حرف هایی به من زدند که خیلی باعث آرامشم شدن و من ازون موقع کمی بهتر شدم.اما الان در مورد مسائل دیگه ای وسواس فکری شدید گرفتم.به طوری که باید توی ذهنم همه ی اتفاقات رو مرتب کنم تا به نتیجه ی دلخواهم برسم!...نمی دونم منظور من رو متوجه می شین یا نه اما مدت ها پیش خواستگاری داشتم که اصلا از ایشون خوشم نمیومد و ردشون کردم ولی ازون به بعد این فکر توی ذهن من شروع شد که من فکر میکردم با این آقا ازدواج کردم!!...میدونستم که فکرم بیهوده است و خیلی با خودم کلنجار رفتم اما باور کنید این فکر مثل خوره به ذهن من افتاده بود و بی رحمانه داشت اون رو می خورد...مدتی بعد خوشبختانه این موضوع رو فراموش کردم اما باز این دفعه این فکر به صورت دبگه ای به ذهن من اومده و من فکر میکنم مجرد نیستم و با کسی در گذشته ازدواج کردم!...هرچی با خودم حرف میزنم و به خودم میگم که این اتفاق هرگز نیفتاده فایده ای نداره و این فکر به ذهن من چسبیده.هروقت در موردش فکر نمیکنم و به کار دیگه ای مشغول میشم،اصلا ذهن من نامرتب میشه و تمرکزم به هم می ریزه! قبل از هرکاری باید این فکرها رو توی ذهنم منسجم کنم تا خیالم راحت شه وگرنه نمیتونم اون کارو انجام بدم!
    خواهش می کنم کمکم کنین من خیلی توی فشارم..سال دیگه هم کنکور دارم و میترسم این افکار روی درس خوندنم تاثیر بذاره و آیندم رو خراب کنه...خیلی خسته و ناراحتم...نه دلم میاد از خدا ناشکری کنم چون خیلی به من محبت داشته و هرچی خواستم به من داده و از طرف دیگه واقعا به ته خط رسیدم و زندگی برام معنا و مفهومی نداره...
    امیدوارم بتونم با راهنمایی های خوب شما بهتر بشم...اگر کمکم کنین تا آخر عمر دعاتون می کنم.متشکرم
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۰:۰۳

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    افکار شرم آور و وسواس فکری








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahsa-m نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید .
    دختر 18 ساله ای هستم و به مدت تقریبا سه ماه هست که وسواس فکری دارم...اوایل افکار شرم آوری توی ذهن من میومد که خیلی ازش رنج می بردم.مدتی با دبیر روانشناسیمون صحبت کردم و ایشون حرف هایی به من زدند که خیلی باعث آرامشم شدن و من ازون موقع کمی بهتر شدم.اما الان در مورد مسائل دیگه ای وسواس فکری شدید گرفتم.به طوری که باید توی ذهنم همه ی اتفاقات رو مرتب کنم تا به نتیجه ی دلخواهم برسم!...نمی دونم منظور من رو متوجه می شین یا نه اما مدت ها پیش خواستگاری داشتم که اصلا از ایشون خوشم نمیومد و ردشون کردم ولی ازون به بعد این فکر توی ذهن من شروع شد که من فکر میکردم با این آقا ازدواج کردم!!...میدونستم که فکرم بیهوده است و خیلی با خودم کلنجار رفتم اما باور کنید این فکر مثل خوره به ذهن من افتاده بود و بی رحمانه داشت اون رو می خورد...مدتی بعد خوشبختانه این موضوع رو فراموش کردم اما باز این دفعه این فکر به صورت دبگه ای به ذهن من اومده و من فکر میکنم مجرد نیستم و با کسی در گذشته ازدواج کردم!...هرچی با خودم حرف میزنم و به خودم میگم که این اتفاق هرگز نیفتاده فایده ای نداره و این فکر به ذهن من چسبیده.هروقت در موردش فکر نمیکنم و به کار دیگه ای مشغول میشم،اصلا ذهن من نامرتب میشه و تمرکزم به هم می ریزه! قبل از هرکاری باید این فکرها رو توی ذهنم منسجم کنم تا خیالم راحت شه وگرنه نمیتونم اون کارو انجام بدم!
    خواهش می کنم کمکم کنین من خیلی توی فشارم..سال دیگه هم کنکور دارم و میترسم این افکار روی درس خوندنم تاثیر بذاره و آیندم رو خراب کنه...خیلی خسته و ناراحتم...نه دلم میاد از خدا ناشکری کنم چون خیلی به من محبت داشته و هرچی خواستم به من داده و از طرف دیگه واقعا به ته خط رسیدم و زندگی برام معنا و مفهومی نداره...
    امیدوارم بتونم با راهنمایی های خوب شما بهتر بشم...اگر کمکم کنین تا آخر عمر دعاتون می کنم.متشکرم
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت و نیز عرض خوش آمد محضر شما خواهر گرامی
    بابت تاخیر عذرخواهی می کنم و توجه شما را به مطالب زیر جلب می نمایم؛

    پایه و اساس وسواس را اضطراب تشکیل می دهد لذا در قدم اول لازم است با فراگیری فنون کاهش اضطراب، سطح اضطراب خود را پایین بیاورید، به این منظور به تاپیکهای مربوطه مراجعه بفرمایید.
    اما به صورت کلی تفریح، گردش، مسافرت، ورزش، خواب و تغذیه مناسب، اجتناب از سختگیری در کارها و پرهیز از ملامت و سرزنش افراطی خود از جمله مواردی هستند که باعث کاهش سطح اضطراب خواهند شد.

    در رابطه با افکار وسواسی هم توجه داشته باشید که این افکار بار ارزشی ندارند و لذا نباید خود را به خاطر این افکار سرنش کنید. خودسرزنشگری بخاطر این افکار نه تنها کار درستی نیست که بسیار مخرب است چرا که سبب تشدید وسواس شما می شود. پس با خود بیشتر مهربان باشید.
    در عین حال از این افکار فرار نکنید، هرچقدر که بیشتر فرار کنید بیشتر گرفتار می شوید، بر این اساس در ساعات شبانه روز وقت خاصی را تعیین کنید و در این وقت خاص به تنها چیزی که فکر می کنید همین محتوای افکار وسواسی باشد. سعی نمایید در دیگر ساعات به این افکار نپردازید اما در ساعتی که مقرر کرده اید تا جایی به این افکار دامن بزنید که خسته شوید. لازم است این تکنیک را برای مدتی به صورت روزانه تمرین کنید.

    به هر حال نگران نباشید ان شاء الله وسواس شما با بی اعتنایی و خونسردی ( ونه فرار و سرزنش) و پرهیز از سختگیری برطرف خواهد شد.
    در عین حال اگر این وضعیت ادامه داشت، یا به صورت حضوری به یک روانشناس مراجعه نمایید و یا با 09640 تماس حاصل فرمایید.

    در پناه خدایمتعال موفق باشید

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    افکار شرم آور و وسواس فکری
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    35
    حضور
    1 روز 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    127



    بسم الله الرحمن الرحيم

    سلام بر شما خواهر گرامي

    خدمتتون عرض كنم كه اينجور افكار امروزه مبتلا به جوانان زيادي هست. بخصوص خيالپردازي براي اكثر جواناني كه در موقعيت ازدواج قرار دارند پيش مياد. پس لزومي نداره خيلي خودتون رو سرزنش كنيد.
    البته من اين افكار رو تاييد نمي كنم ولي لزومي هم نداره كه شما اينقدر خودتون رو تحت فشار قرار بدين .
    فرمايشات جناب اميدوار فرمودند در مورد ورزش و مسافرت و تفريح كاملا درسته و كمك مي كنه.

    فراموش نكنيد كه "الا بذكر الله تطمئن القلوب" ، تنها با ياد خداست كه دلها آرام مي گيرد. سعي كنيد كه رابطه معنوي خود را با پروردگار مهربان تقويت كنيد. خداوند دلهاي بندگان جوانش رو بهتر مي پسنده و بهتر خريداره !!!!!

    سعي كنيد براي فكرتون برنامه ريزي كنيد كه به چيزهاي مشخص و مفيدي مشغولش كنيد. هرچي كه بيشتر بهش علاقه داريد بهتر مي تونه مفيد باشه.
    مثلا بافتني ، دوخت و دوز ، ورزش ، مطالعه ، تحقيقات علمي و يا هر چيز ديگه كه بهش علاقه داريد رو پيدا كنيد و اوقات بيكاريتون رو با اون كار پر كنيد.

    بيكاري يكي از چيزهايي هست كه خيال پردازي رو بد تر مي كنه پس ازش اجتناب كنيد.

    البته اينها كه گفتم ، گفتنش ساده اس ولي عملي كردنش شايد به اين راحتي نباشه. مهم اينه كه شما در اين راه قدم برداريد و به خدا توكل كنيد.

    اين چند حديث هم هديه به شما

    افتخار خداوند به عبادت جوان

    ۱۲۲.پيامبر صلى الله عليه و آله :خداوند بزرگ ، به جوان عبادت پيشه ، نزد فرشتگان افتخار مى كند ، در حالى كه مى فرمايد : «بنده ام را بنگريد . براى من ، خواسته هاى نفْس خود را كنار نهاده است» .

    ۱۲۳.پيامبر صلى الله عليه و آله :هيچ جوانى خوشى هاى دنيا و سرگرمى هاى آن را كنار ننهاد و در جوانى به استقبال بندگى خدا نرفت ، مگر آن كه خداوند به وى ، پاداش ۷۲ صدّيق ۱ بخشيد . آن گاه فرمود : «خداوند بزرگ [خطاب به وى] مى فرمايد : «اى جوان رها كننده شهوت به خاطر من ، و سپرى كننده جوانى اش براى من! تو در پيشگاه من ، مانند برخى فرشتگانى» .

    ۱۲۴.امام صادق عليه السلام :به راستى كه دوست داشتنى ترينِ آفريدگان نزد خداوند ، جوانِ كم سال و خوش سيمايى است كه جوانى و زيبايى اش را در راه فرمانبرى از خداوند بزرگ ، قرار داده است؛ آن كه خداوند بزرگ به وى نزد فرشتگان افتخار مى كند و مى فرمايد : «اين ، بنده حقيقى من است» .

    بركات عبادت در جوانى

    ۱۲۵.پيامبر صلى الله عليه و آله :آن كه در جوانى نيكْ بندگى خدا كند ، خداوند ، در پيرى به وى حكمت آموزد . خداى متعال مى فرمايد : (و چون به رشد و كمال خويش رسيد ، به او حكمت و دانش عطا كرديم) و در ادامه آيه مى فرمايد : (و نيكوكاران را چنين پاداش مى دهيم) .

    1.صِدّيق به كسى گفته مى شود كه همواره پايبند به حق است و يا كسى است كه عادت و خويش راستى است (مجمع البيان ، ج ۳ ، ص ۱۱۰ ، ذيل آيه ۶۹ از سوره نساء)

    منبع : http://www.hadith.net/n144-e1200-p101.html

    التماس دعا
    يا علي ع


    ویرایش توسط Qaher313 : ۱۳۹۳/۰۱/۲۰ در ساعت ۲۳:۱۴

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    نویسندگی. شعر.
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 16 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    194



    سلام خدمت دوست عزیز مهسا خانم.
    همان طوری که خودتون متوجه شدید شما از افکار وسواسی رنج می برید و همان طوری که جناب امیدوار فرمودن پایه و اساس وسواس اضطراب است که منبع اضطراب باید شناسایی و حذف شود. ولی فعلا برای کاهش استرستون ریلکسیشن مناسب است. هر شب موقع خواب اندام های بدنتون رو به مدت 15 یا 30 ثانیه منقبض و بعد منبسط کنید این سفت کردن و رها کردن عضلات باعث آرامش می شود. و در کنارش هر وقت این افکار به ذهن شما اومد سعی زیاد نکنید که بهش فک نکنید چون این سعی یه زنجیره باطل رو ایجاد می کنه که باعث افزایش این نوع افکار می شه . ولی با آرامش به این نوع افکار توجه نکنید این افکار رو به عنوان جزیی از خودتون بپزهیرید و هر وقت به سراغتون اومد به خودتون بگید که این افکار آشغالهای ذهنی است که باید در فلان قسمت ذهنم که سطلل آشغال داره بره. و همین طور از راهکارهایی مثل شمارش معکوس و کم کردن مثلا 3 تایی یا 4 تایی مثل 100، 97، 94 و ................... این شمارش باعث تمرکز شما روی خود شمارش میشه و باعث میشه که شما اون افکار رو فراموش کنید. به این افکار به هیچ عنوان بها ندهید که توجه بیش از حد شما و رعایت اونها باعث افزایش این نوع افکار میشه. در واقع مواقع هجوم این نوع افکار سر خودتون رو به کارهایی که نیاز به تمرکز دارن گرم کنید تا این افکار کم کم کمرنگ بشه. میتونید برای کمک بیشتر به یک روانشناس مراجعه کنید. چون شاید در سایت شما نتونید خیلی از مسائل رو بازگو کنید با مشاوره حضوری صد در صد کمک بیشتری عائد شما میگردد.
    امیدوارم مشکل مشا زود زود حل شود به یاری خدا.

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    استغفر الله و صلوات صد بار صبح و عصر

    در نمازها همیشه در رکعت دوم بعد حمد، سوره ناس را بخوانید. هر وقت چنین خیالات و وساوسی سراغتان آمد هم سوره ناس و فلق را بخوانید.



  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    11
    حضور
    8 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    55

    خونسرد




    سلام
    دقیقا من هم مثل شما وسواس فکری دچار شدم حدودا 4-5 ماه
    من یک سری کارهارو روزانه انجام می دم که تا الان خداروشکر باعث شده از این افکار وسواسی رها شم.

    اول از همه ارتباط با خدا،واقعا بزرگترین لطفی که خدا به من کرده همینه
    نماز هارو به موقع و سر وقت همراه با نشاط کامل بخونین در ضمن در حین وضو گرفتن این تلقین های مثبت رو انجام بدین:

    شیر آب رو باز کنین بعدش بسم الله الرحمن الرحیم بگین
    بعد در حین شستن صورت با خودتون بگین: من با کمک خدا تمامی افکار خنده دار و بیهوده رو با این آب مقدس میشویم و به لوله های آب میسپارم
    بعد در حین دست راست بگین:خدایا به حق اهل بیت نامه اعمال همه ما رو به دست راستمون بده
    دست چپ :خدایا به حق اهل بیت نامه اعمال هیچ کدوممون رو به دست چپ نده
    مسح سر:خدایا تمامی افکار منفی رو از ذهن من و بقیه پاک کن
    مسح پا:خدایا با این پاها به جایی که تو دوست داری واردم کن

    توجه:این تلقین ها و دعا ها واقعا معجزه می کنن حتما جدی بگیرین

    بعد نماز رو که خوندید برای همه دعا کنید و بگید:خدایا به حق اهل بیت هرکسی هر بیماری،علل الخصوص بیماری های روحی روانی ،علل الخصوص وسواس فکری همرو از بین ببر
    --------------------------------------------------
    شب ها که به رخت یا تخت خواب میرین وضو بگیرین و آیه الکرسی رو بخونین و دوباره همین دعا بالا رو تکرار کنین
    صبح ها با لبخند از خواب بیدار شین و به خدا و اهل بیت سلام کنید
    بعد با آب سرد به شستو شو بپردازین
    سعی کنید هر از چند گاهی صدقه ای کنار بذارین مخصوصا برای سرطانی های محک
    بعد در راه مدرسه آیه الکرسی و سوره ی ناس رو با ارامش تمام بخونین و به خودتون تلقین کنید:
    من با کمک خدا قادرم تمامی افکار خودم را کنترل کنم

    بعد به خودتون بگین:
    ای ضمیر باطن آرام بگیر این منم که به تو دستور می دم و این تویی که فرمان من رو اجرا می کنی.من به تو دستور می دم ذهنم را از افکار بیهوده پاک کنی

    دوست عزیز توجه کنید که مهم ترین چیز اینه که خودتون رو تنها نبینید یعنی هرموقع احساس عدم اعتماد بنفس کردین بگین
    فقط من نیستم که به این بیماری دچارشدم.اون پسره هم هم سن منه شرایطه من رو داره کنکور باید بده و به این بیماری دچارشده و تونسته این افکار رو کمتر کنه پس باکمک خدا می تونم منم این افکار رو کنار بذارم

    این خود تلقینی ها واقعا معجزه میکنه در ضمن دعای توسل و زیارت عاشورا فوق العاده است.


    یک دعای هم من چند روز پیش در مفاتیح دیدم حتما هر روز 10 مرتبه صبح و شب بخونین این دعا واقعا حالتون رو دگرگون میکنه

    توکلت علی الحی الذی لا یموت و الحمد لله الذی لم یتخد ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا


    هم چنین سعی کن از چیزهایی که این افکارت رو به یادت میاره مثلا تصویر زمینه موبایل یا هر چییزی از اون فاصله بگیر

    یه سری راه کار های دیگری هم هست اگر این ها کافی نبودن پیام بدین تا من کلا کارهایی رو که انجام می دم رو بهتون بگم انشاءالله از این بیماری راحت بشین


    در ضمن برای منم دعا کنین انشاءالله کنکور رتبه ی 1 ریاضی شم و تا آخرین لحظه عمرم سلامت و تندرست از لحاظ جسم و حان،روح و روان خدا بهم بده


    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    من به خودم ایمان دارم

    شما هم باید به خودتون ایمان داشته باشید و دارید
    من شاد و اینده نگر معقولم و شما هم باید باشید و هستید.
    باید آینده بهتر و درست را برای خودمان تصور کنیم.یادمان باشد این دنیایی رو که خدای مهربون آفریده و مارو درش قرار داده پر از انرژی مثبت +

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    تصفیه آنچه به عنوان دین و مذهب به ما معرفی شده است.
    نوشته
    309
    حضور
    14 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    664



    سلام
    ان‌شاالله مشکل این خواهر گرامی با دستورالعمل‌های استاد امیدوار و دیگردوستان به زودی حل خواهد شد؛ به ویژه پیش از آنکه اجازه دهند علف‌های هرز این افکار به درختی تناور تبدیل شود.
    اما نکته‌ای که پیرامون مراجعه به مشاور به ذهن من می‌رسد و لزوماً ارتباطی به نوشتهٔ خواهرمان ندارد، این است که برخی از مشاوران و روان‌شناسان به محض برخورد با مراجعی که وسواس و اضطراب دارد ــ شاید با این گمان که وی ایگوی قدرتمندی یافته ــ بلافاصله از میزان فعالیت‌های جنسی وی می‌پرسند و از وی می‌خواهند که خود را در این زمینه‌ها زیر محدودیت و فشار نگذارد؛ اگر مذهبی باشند این سخن را در لوای اقدام برای ازدواج مطرح می‌کنند، غافل از آنکه آن کسی که زندگی روزمره‌اش درگیر وسواس و اضطراب است امکان یا موقعیت ایجاد ارتباط عاطفی جدی با کسی ندارد. و این سخن مشاور غیر از آنکه نظام ارزشی وی را به هم بریزد و مشکل وی را مصاعف کند ثمر دیگری نمی‌بخشد.

    ویرایش توسط فرهنگ : ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۲:۰۳

    مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ.
    الروم: ۳۱ و ۳۲

    به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد: از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آن‌هاست دلخوش شدند.

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام خدمت خواهر محترم

    و کسب اجازه از استاد بزرگوار در کنار فرمایشات استاد بنده نکاتی رو میگم ان شائالله در کنار فرمایشات استاد و مطالب جالب توجه کاربران گرانقدر مفید واقع بشن.

    اگه این افکار تکرار شونده از قبل بوده اند یعنی قبل از خواستگارتان ، میشود گفت شما زمینه اضطراب و بعد از ان وسواس فکری داشته اید اما اگر صرفا بعد از بحث ان خواستگار شروع شده اند

    شما دچار پی تی اس دی شده اید که اصطلاح فارسی اش استرس پس از سانحه می باشد ، استرس پس از سانحه غالبا منجر به اضطراب بی دلیل می شود و در مواردی مثل شما فرد دجار

    نشخوار فکری می شود که در صورت زیاد شدن حالت وسواس به خود می گیرد ....

    که الحمد الله قابل درمان می باشد منتها بستگی به خودتان و همتتان هم دارد .

    بنده یه راهکار در تاپیک ذیل داده ام که سعی کنید روزانه آن را انجام دهید بخصوص زمانی که این افکار به سراغتان می آینده :

    http://www.askdin.com/thread31902.html
    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۳/۰۱/۲۶ در ساعت ۰۱:۲۵
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    در حال بارگزاری ...
    نوشته
    52
    حضور
    13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    115



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahsa-m نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید .
    دختر 18 ساله ای هستم و به مدت تقریبا سه ماه هست که وسواس فکری دارم...اوایل افکار شرم آوری توی ذهن من میومد که خیلی ازش رنج می بردم.مدتی با دبیر روانشناسیمون صحبت کردم و ایشون حرف هایی به من زدند که خیلی باعث آرامشم شدن و من ازون موقع کمی بهتر شدم.اما الان در مورد مسائل دیگه ای وسواس فکری شدید گرفتم.به طوری که باید توی ذهنم همه ی اتفاقات رو مرتب کنم تا به نتیجه ی دلخواهم برسم!...نمی دونم منظور من رو متوجه می شین یا نه اما مدت ها پیش خواستگاری داشتم که اصلا از ایشون خوشم نمیومد و ردشون کردم ولی ازون به بعد این فکر توی ذهن من شروع شد که من فکر میکردم با این آقا ازدواج کردم!!...میدونستم که فکرم بیهوده است و خیلی با خودم کلنجار رفتم اما باور کنید این فکر مثل خوره به ذهن من افتاده بود و بی رحمانه داشت اون رو می خورد...مدتی بعد خوشبختانه این موضوع رو فراموش کردم اما باز این دفعه این فکر به صورت دبگه ای به ذهن من اومده و من فکر میکنم مجرد نیستم و با کسی در گذشته ازدواج کردم!...هرچی با خودم حرف میزنم و به خودم میگم که این اتفاق هرگز نیفتاده فایده ای نداره و این فکر به ذهن من چسبیده.هروقت در موردش فکر نمیکنم و به کار دیگه ای مشغول میشم،اصلا ذهن من نامرتب میشه و تمرکزم به هم می ریزه! قبل از هرکاری باید این فکرها رو توی ذهنم منسجم کنم تا خیالم راحت شه وگرنه نمیتونم اون کارو انجام بدم!
    خواهش می کنم کمکم کنین من خیلی توی فشارم..سال دیگه هم کنکور دارم و میترسم این افکار روی درس خوندنم تاثیر بذاره و آیندم رو خراب کنه...خیلی خسته و ناراحتم...نه دلم میاد از خدا ناشکری کنم چون خیلی به من محبت داشته و هرچی خواستم به من داده و از طرف دیگه واقعا به ته خط رسیدم و زندگی برام معنا و مفهومی نداره...
    امیدوارم بتونم با راهنمایی های خوب شما بهتر بشم...اگر کمکم کنین تا آخر عمر دعاتون می کنم.متشکرم
    سلام

    موارد زیر رو دقت کنید :

    زیاد فکر نکنید . انقدر زیاد فکر میکنید که ذهنتان خسته میشود . کم خوابی نداشته باشید . در انتخاب غذا دقت کنید .

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود