صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج با دوشیزه مطلقه و مخالفت خانواده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    49
    حضور
    18 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    190

    اشاره ازدواج با دوشیزه مطلقه و مخالفت خانواده




    با سلام

    با توجه به اینکه بر این اصل معتقد هستم که در ابتدا خانواده ها با هم ازدواج می کنند سپس پسر و دختر، شروع حرکت ازدواج رابه مادرم سپردم

    مادرم پس از زحمات زیاد از حوزه تعدادی دختر را پسند کرده و پس از رفتن به منزل آنها و مشاهده دختر و صحبت با خانواده ایشان، موری را پسنیدند و به خواستگاری رفتیم

    در ابتدای جلسه دوم در صحبت های دو نفره دختر و پسر، دختر گفت که سه سال پیش پسری به خواستگاریش اومده که خانواده و سابقه خوبی داشتند و بعد از عقد دائم مشخص شده که پسر معتاد هست و مشکلات عدیده اخلاقی داره و پسر اعلام کرده که اگر دروغ نمیگفته، دختر و خانوادش جوابشون منفی بوده


    دختر گفت اگر نظر شما منفی هست لطفا این مورد رو مخفی نگه دارید و به خانوادتون بگید که جوابتون منفی هست و اگر مشکلی ندارید بعد از مشورت شما با خانودتون، جلسه بعدی خواستگاری(سوم) پدرم به صورت کلی مطرح کنند


    به علت اینکه دختر به صورت زیادی با بنده کف هستند و من هم مشکلی با این مورد ندارم و عقد اون دو در سه سال پیش حدود یک ماه به طول انجامیده و شناسنامه دختر سفید هست و دوشیزه، قبول کردم و با پدر و مادرم در میون گذاشتم

    پدر و مادرم به شدت مخالفند


    جلسه سوم رو به علت پا فشاری بنده به صورت سه نفره(پدر پسر، پدر دختر و بنده) در محل کار پدر دختر بودیم و پدر دختر در مورد کوتاهیش پیرامون تحقیق نکردن و منوط کردن موارد به گفته ها و سابقه خوب پدر داماد قبلی گفت


    مادرم علتش رو برای مخالفت، کلاه برداری میدونه و میگه باید در جلوی دفتر ازدواج ها در حوزه می نوشتند مطلقه!
    و چون مادر دختر در جلسه اولیه که جلسه زنونه ای بوده این مساله مهم رو عنوان نکرده رو مقصر میدونه
    و میگه من دل چرکین هستم و اصلا به این ازدواج رضایت ندارم
    ----
    چند مورد برای خودم در این بین مهم میومد
    1) عقده گشایی کردن داماد قبلی بعد از ازدواج ما
    2) مقایسه کردن بنده با داماد قبلی در مشکلات زندگی توسط خانم
    3) حرف های مردم در آینده که ممکنه در زندگی تلخی ایجاد کنه


    ناگفته نمونه که دختر و خانوادش هیچ گونه مشکلی ندارند و بنده هم با توجه به این که مادرم بعد از یک سال جستجو، برای اولین بار بنده رو در سن 28 سالگی به خواستگاری بردند، کمی روی این مساله اصرار دارم و می ترسم چند سال دیگه بگذره و جای دیگه بریم خواستگاری :)
    برای همین هم خودم هم ته دلم دوست ندارم بریم جای دیگه و در کل هم با این مورد دختر که چند روز عقد بسته فردی لاابالی بوده مشکلی ندارم


    باتشکر
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۲ در ساعت ۰۹:۰۹

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    ازدواج با دوشیزه مطلقه و مخالفت خانواده








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط debugger نمایش پست ها
    با سلام

    با توجه به اینکه بر این اصل معتقد هستم که در ابتدا خانواده ها با هم ازدواج می کنند سپس پسر و دختر، شروع حرکت ازدواج رابه مادرم سپردم

    مادرم پس از زحمات زیاد از حوزه تعدادی دختر را پسند کرده و پس از رفتن به منزل آنها و مشاهده دختر و صحبت با خانواده ایشان، موری را پسنیدند و به خواستگاری رفتیم

    در ابتدای جلسه دوم در صحبت های دو نفره دختر و پسر، دختر گفت که سه سال پیش پسری به خواستگاریش اومده که خانواده و سابقه خوبی داشتند و بعد از عقد دائم مشخص شده که پسر معتاد هست و مشکلات عدیده اخلاقی داره و پسر اعلام کرده که اگر دروغ نمیگفته، دختر و خانوادش جوابشون منفی بوده


    دختر گفت اگر نظر شما منفی هست لطفا این مورد رو مخفی نگه دارید و به خانوادتون بگید که جوابتون منفی هست و اگر مشکلی ندارید بعد از مشورت شما با خانودتون، جلسه بعدی خواستگاری(سوم) پدرم به صورت کلی مطرح کنند


    به علت اینکه دختر به صورت زیادی با بنده کف هستند و من هم مشکلی با این مورد ندارم و عقد اون دو در سه سال پیش حدود یک ماه به طول انجامیده و شناسنامه دختر سفید هست و دوشیزه، قبول کردم و با پدر و مادرم در میون گذاشتم

    پدر و مادرم به شدت مخالفند


    جلسه سوم رو به علت پا فشاری بنده به صورت سه نفره(پدر پسر، پدر دختر و بنده) در محل کار پدر دختر بودیم و پدر دختر در مورد کوتاهیش پیرامون تحقیق نکردن و منوط کردن موارد به گفته ها و سابقه خوب پدر داماد قبلی گفت


    مادرم علتش رو برای مخالفت، کلاه برداری میدونه و میگه باید در جلوی دفتر ازدواج ها در حوزه می نوشتند مطلقه!
    و چون مادر دختر در جلسه اولیه که جلسه زنونه ای بوده این مساله مهم رو عنوان نکرده رو مقصر میدونه
    و میگه من دل چرکین هستم و اصلا به این ازدواج رضایت ندارم
    ----
    چند مورد برای خودم در این بین مهم میومد
    1) عقده گشایی کردن داماد قبلی بعد از ازدواج ما
    2) مقایسه کردن بنده با داماد قبلی در مشکلات زندگی توسط خانم
    3) حرف های مردم در آینده که ممکنه در زندگی تلخی ایجاد کنه


    ناگفته نمونه که دختر و خانوادش هیچ گونه مشکلی ندارند و بنده هم با توجه به این که مادرم بعد از یک سال جستجو، برای اولین بار بنده رو در سن 28 سالگی به خواستگاری بردند، کمی روی این مساله اصرار دارم و می ترسم چند سال دیگه بگذره و جای دیگه بریم خواستگاری :)
    برای همین هم خودم هم ته دلم دوست ندارم بریم جای دیگه و در کل هم با این مورد دختر که چند روز عقد بسته فردی لاابالی بوده مشکلی ندارم


    باتشکر
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و عرض تحیت محضر جنابعالی

    همانگونه که اشاره فرمودید همراهی و رضایت خانواده و بویژه مادر در موفقیت ازدواج نقش مهمی دارد، لذا شایسته است در صورت تصمیم به ازدواج با این خانم، رضایت مادر را با گفتگو و کمک از اطرافیان و نیز مشاورین بدست آورید.

    قطع نظر از این نکته، دلیل مادر محترم شما منطقی به نظر نمی رسد چرا که مهم کفویت است، اما اینکه این موضوع در چه جلسه و زمانی مطرح شود، موضوعی است که تشخیص آن بر عهده فرد است و مطرح کردن آن در ابتدای خواستگاری ضرورتی نداشته و ندارد.

    در ارتباط با سوالات مطرح شده نیز توجه بفرمایید؛

    1- در این خصوص نسبت به وضعیت و شخصیت داماد قبلی اطلاعات بیشتری به دست آورید و فرضهای محتمل عقده گشایی را بررسی کنید که آیا واقعا می تواند چالش خاصی ایجاد کند یا خیر؟

    2- سطح شناخت متقابل از یکدیگر را پیش از ازدواج و پس از آن افزایش دهید و مبتنی بر حساسیتها و توقعات شخص مقابل، انتخاب کنید. در صورتی که شما از معیارهای لازم از دید ایشان برخوردار باشید و در ادامه نیز این معیارها حفظ و تثبیت شود، مقایسه شما با فرد قبلی آسیب زا نخواهد بود.

    3- نه طلاق گرفتن جرم است و نه قرار است دیگران از وضعیت شما و همسر آینده تان مطلع باشند. در صورتی که انتخاب شما صحیح باشد و از منطق قوی برخوردار باشد، علاقه و صمیمیت حاکم مانع از تلخی زندگی خواهد شد. تلخکامی زمانی ایجاد خواهد شد که تصمیم و انتخاب ما از ابتدا همراه با تردید و دودلی باشد.

    در مجموع مشاوره حضوری پیش از ازدواج را به اتفاق این خانم فراموش نفرمایید

    در پناه خدای متعال موفق باشید

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۳/۰۱/۱۸ در ساعت ۲۳:۴۰
    ازدواج با دوشیزه مطلقه و مخالفت خانواده
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    49
    حضور
    18 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    190



    با تشکر از پاسخ شما

    پس از به دست آوردن دل پدر و مادر(البته با توجه به نگرش نسل های قبل و تفکرات ناپسندشون که باعث شده زنا در جامعه بالا بره اما عقد نمودن حتی به صورت موقت نه! و بد تر از دوستی با نامحرم و ... می دونند، مطمئنا هیچ وقت از ته دل راضی نخواهند شد)پیش مشاور نیز رفتیم

    بعد از شنیدن صحبت های منطقی مشاور، بالاخره قبول کردند که تماس بگیرند برای جلسه سوم خواستگاری

    بعد از تماس پدرم با پدر دختر، ایشون گفتند که جوابشون منفی هست و این ازدواج به صلاح نیست!

    مثالی هم گفتند که پسر(بنده) از ایشون(پدر دختر) در جلسه مردونه ای که در محل کارشون داشتیم، از پدر دختر بعد از اینکه گفته ما برای عقد کنون تالار گرفتیم و ... پرسیدم که آیا از اسناد عقدکنون(فیلم و عکس) دست کسی هست و یا معدومش کردید؟

    هدف من از طرح چنین سوالی این بود که نکنه شاید در آینده اون داماد قبلی مشکلاتی رو به هر عنوانی به وجود بیاره
    اما پدر دختر میگه شما تا وقتی ته ذهنت چیزی از این موارد مونده و نتونستی با خودت کنار بیایی و این مورد شده دغدغه ذهنیت، پس نباید با چنین کسی ازدواج کنی تا در آینده هم برات از این سوالات پیش نیاد

    البته میدونم به در گفته تا دیوار بشنوه، چون اول جلسه مردونه، پدرم مثال زشتی رو زد؛
    "بهتره در یک سفر طولانی، راننده، یک ماشین صفر رو بگیره تا دلهره ای نداشته باشه نه اینکه بره یه ماشین دست دو رو که قبلا زیر پای یکی دیگه بوده رو بگیره که ندونه نفر قبلی باهاش چکار کرده"

    خوب نظرتون چیه در مورد زیر

    آیا بعد از چند وقت دوباره درخواست خواستگاری بدیم؟
    وقتی که پدر دختر گفت نه، انگار خدا به پدر و مادرم دوباره من رو داده بود و بال در آورده بودند از خوشحالی

    البته یه شرط برای مادرم قراردادم که اگر تا قبل از نیمه شعبان، که سه ماه میشه نره برای من کسی دیگه رو پیدا کنه، میریم خواستگاری همین شخص دوباره

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    439
    حضور
    16 روز 2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2654



    فک کنم بهتر بود اصلا به مادرتون چیزی نمی گفتید...

    با خودتون دو دوتا چهارتا میکردین ... میدیدین اگه نمیتونین با یه " دوشیزه " که قبلا عقد کرده زندگی کنین میگفتین ازش خوشتون نیومده...

    اگرم از این ترسی داشتید که داماد قبلی مشکلی براتون ایجاد کنه.... با 28 سال سن میرفتین و تحقیق میکردین خودتون...

    در کل این دلایلی که واسه شک و تردیدتون گفتین :


    نقل قول نوشته اصلی توسط debugger نمایش پست ها
    چند مورد برای خودم در این بین مهم میومد
    1) عقده گشایی کردن داماد قبلی بعد از ازدواج ما
    2) مقایسه کردن بنده با داماد قبلی در مشکلات زندگی توسط خانم
    3) حرف های مردم در آینده که ممکنه در زندگی تلخی ایجاد کنه

    هیچ کدومشون فک نکنم به دست پدر و مادرتون حل بشه که اونا رو درگیر کردید....

    الان این مورد رو هم باید به موردای قبلی تون اضافه کنید...

    حتی اگه خانواده تون راضی هم بشن.... اون عروس دیگه براشون عروس نمیشه.... بیشتر به چشم یه کلاه بردار نگاش میکنن... در صورتی که به نظرم دختر خانم و خانواده اش بهترین کارو کردن...

    ..:: لاالهَ إلا الله ::..

    بدترین احساس زمانیست که خودت هم میفهمی از خدا دور شده ای ...





    خداحافظ همگی .... حلال کنید


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    49
    حضور
    18 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    190



    نقل قول نوشته اصلی توسط SH!SH-GoOoSHe* نمایش پست ها
    فک کنم بهتر بود اصلا به مادرتون چیزی نمی گفتید...
    امام صادق(عليه السلام):
    «مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ؛ هيچ بنده با ايمانى از خداوند طلب خير نكرد، مگر آن كه پروردگار سعادت او را فراهم ساخت»

    من استخاره کردم و گفته شد بگو

    ضمن اینکه پدرم از مادرم بد تر بود در این زمینه متاسفانه
    ---
    به هر حال اطرافیان رفتاری انجام میدن که وقتی پشت سرت رو نگاه میکنی و گذشته طی شده رو می بینی، شاید افسوس بخوری که چرا این راه رو طی کردی
    به گفته شما بهتر بود اصلا چیزی نمیگفتم

    به این نتیجه رسیدم که به جای مشورت با خانواده زین پس فقط حرف های مشاور رو در زندگی به کار ببندم، چون اگر به حرف های خانواده گوش بدم، نهایت پیشرفتم همین جاییست که پدر و مادرم ایستادن

    به قول فرانسوی ها؛پسری که زیاد گوش به حرف مادرش میده نباید زن بگیره

    البته من خواستم احترامشون رو نگه دارم، وگر نه من یه عمر میخوام کنار همسرم باشم نه پدر مادرم
    الان بیشتر کسانی که تو عکس عروسی پدر مادرم هستند، فاتحه لازم شدند، و این پدر مادرم هستند که عمری با هم بودند نه سایرین
    ویرایش توسط debugger : ۱۳۹۳/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۱:۱۶

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    نویسندگی. شعر.
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 16 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    194



    با سلام خدمت دوست عزیز
    با توجه به مسائلی که نوشتید به نظرم بهتر است که این خانم رو فراموش کنید. تا خانواده شما راضی نباشن مطمئن باشید که حتی به اجبار هم راضی شوند توی رفتارهای خود نشون میدن و اون خانم و حتی خودتون اذیت می شید. بهترین کار رو خانواده دختر کردن که جواب رد دادن. و در ضمن دوست عزیز بدانید برای این طور مسائل که آیا یه حرفی رو بگم یا نه نباید استخاره کرد زمانی که در انجام یه کار واقعا موندید استخاره کنید زمانی که نه عقل و نه دیگران جوابگو باشن البته این برای شما تجربه شد تا دفعه های بعد با اینطور مسائل چطور برخورد کنید. خوشحال باشید که خانواده دختر قبول نکردن چون اصرار زیاد شما برای ازدواج و انجام این ازدواج باعث میشد که مطمئناً حتی خود خانم رفتارهاش با اون قبلش متفاوت بشه و اونی نباشه که شما میخواهید بالاخره پدرتون حرفهایی زدن که نباید می زدن.
    امیدوارم موفق باشید. و همسر بسیار مناسب نصیبتان شود که هم شما و هم ایشون لیاقت همدیگه رو داشته باشید و باعث ارامش همدیگه بشید.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    49
    حضور
    18 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    190



    البته من عزم رو جزم کردم که برم با پدر دختر صحبت کنم و باز دوباره بریم خواستگاری

    از مادرم هم خواستم که با مادر دختر صحبت کنه که هفته دیگه بریم خواستگاری

    کوتاه هم نمیام

    من نمیتونم همه رو تغییر بدم، اما خودم رو میتونم تغییر بدم

    کلید شکست اینه که همه رو راضی نگه داری
    اگر الان من تصمیم نگیرم هر روز یه بازی جدیدی به وجود میاد

    به فرموده حضرت علی(ع) اگر حاکم نباشم محکوم دیگران خواهم شد و دیگران مدام در حال تصمیم گرفتن برای من هستند

    پدر و مادر به جای اینکه دست بچشون رو بگیرن که حرکت کنه، دارن پاشو میگیرن که متوقف بشه (از توقفش هم فوق العاده مسرورند)

    تا اینجا من به خواسته پدر و مادرم پیش اومدم و بعد از 28 سال مثل یک بچه ننه باید صبر کنم تا دیگران برام بپسندند و بگن خوبه یا بده، مگه کفش یا لباس میخوام بخرم که دیگران نظر میدند؟

    تا اونجایی که مربوط به اونها بوده انجام شده و بقیش مربوط به خودمه

    مطمئن هم هستم منظور پدر دختر از اینکه اون مورد رو گفته فقط به خاطر اینه که منو بسنجه ببینه چطوریم، کسی که با یه مشکل کوچولو همین اول زندگی جا بزنه چطور میتونه در مشکلات بزرگ تر زندگی تکیه گاه هم باشه

    نقل قول نوشته اصلی توسط roshandell نمایش پست ها
    خوشحال باشید که خانواده دختر قبول نکردن چون اصرار زیاد شما برای ازدواج و انجام این ازدواج باعث میشد که مطمئناً حتی خود خانم رفتارهاش با اون قبلش متفاوت بشه و اونی نباشه که شما میخواهید بالاخره پدرتون حرفهایی زدن که نباید می زدن.
    خوشحال باشم !؟؟
    پدرم در جلسه مردونه صحبت کرده نه در محیط عمومی خانواده ها
    خانم هم منو پسندیده و بله رو در حرف هاش داد
    من تا کی کجا رو بگردم که چنین همسانی برای خودم پیدا کنم

    من میخوام با عقل خودم تصمیم بگیرم و با تصمیم خودم زندگیم رو بسازم نه با عقل نیم قرن پیش دو نفر که شاید بعد از ازدواج هر دو ماه یک بار ببینمشون
    امام صادق(ع) :
    شیعه ما، کسی است که اگر از گرسنگی هم بمیرد، از مخالفان ما، چیزی نخواهد خواست.

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت

    1- پدر این خانم به نکته دقیق و مورد تاییدی اشاره کرده اند. اگر ازدواج شما در آغاز همراه با تردید و عدم اطمینان باشد، پیش بینی می شود که در ادامه نیز چنین باشد.

    2- ازدواج موفق نیازمند منطق و پشتوانه قوی است. مشروط کردن خواستگاری مجدد شما از این خانم به عدم همراهی والدین در معرفی فردی جدید بیانگر منطق اشتباه شما در انتخاب همسر است. از این فرمایش شما نوعی احساس اجبار و ناچاری فهمیده می شود که در ازدواج جایگاهی ندارد.

    3- هرچند ایرادی متوجه این خانم و خانواده وی نیست، اما بر حسب نگرش خانواده شما به این موضوع و نیز پاسخ منفی خانواده وی، خواستگاری مجدد شما توصیه نمی شود.

    در پناه خدای متعال موفق باشید.
    ازدواج با دوشیزه مطلقه و مخالفت خانواده
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    49
    حضور
    18 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    190



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    2- ازدواج موفق نیازمند منطق و پشتوانه قوی است. مشروط کردن خواستگاری مجدد شما از این خانم به عدم همراهی والدین در معرفی فردی جدید بیانگر منطق اشتباه شما در انتخاب همسر است. از این فرمایش شما نوعی احساس اجبار و ناچاری فهمیده می شود که در ازدواج جایگاهی ندارد.
    جناب امیدوار، این مورد رو کاملا قبول دارم ولی منطق من از اول هم اشتباه بود که همه کارها رو منوط کردم به مادرم از چند سال پیش تا به حال
    بعد از شش سال مادرم تازه یک نفر رو پیدا کرده و میگه اصلا دختری نیست که به درد تو بخوره
    حالا چه بهونه ای بهتر از این مورد که این هم رد بشه

    به هر حال این بار میخوام خودم انتخاب کنم، اصل دختر و پسر هستند و بقیه حاشیه، وقتی مادرم این دختر رو انتخاب کرده، یعنی خانواده و ... این دختر به ما میخورده و در این زمینه هم، هم طبقه و همسان بودیم

    این موارد جزئی هم بعدا با نزدیک شدن عروس به مادر شوهر و به دست آوردن دلش حل خواهد شد انشالله
    امام صادق(ع) :
    شیعه ما، کسی است که اگر از گرسنگی هم بمیرد، از مخالفان ما، چیزی نخواهد خواست.

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود