صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی ▐

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    حضور
    1 روز 6 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    1634

    اشاره ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی ▐





    به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد.


    در این حادثه جوان ۱۹ ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از ۱۵ دقیقه در خون خود می‌غلتید.در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ ۶ میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد. سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.

    علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.

    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام امروز عصر و در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.

    تقریبا ده روز پیش نیز صدا و سیما در گزارشی به وضعیت وخیم او پرداخته بود.

    دانلود کلیپ خبری صدا و سیما:

    http://mobarezclip.com/Mobarez/Clip/...zClip.com).mp4

    گفتنی است پیش از این اعلام شده بود که ضارب وی تنها به سه سال زندان محکوم شده است که این حکم در اردیبهشت ماه سال 91 مورد اعتراض وکیل مدافع علی خلیلی قرار گرفته بود.





    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۸ در ساعت ۰۱:۳۵


  2. صلوات ها 37


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    حضور
    1 روز 6 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    1634





    پیکر شهید علی خلیلی فردا تشییع می‌شود

    خبرگزاری بسیج: پیکر شهید ناهی از منکر حجت الاسلام علی خلیلی سه‌شنبه ۵ فروردین تشییع می‌شود.

    به گزارش خبرگزاری بسیج، پیکر شهید ناهی از منکر حجت الاسلام علی خلیلی فردا سه شنبه 5 فروردین ساعت 11 از مقابل مسجد النبی(ص) نارمک پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله صدیقی به سمت قطعه شهدای بهشت زهرا تشییع می شود. 25 تیر ماه سال 1390 حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد. در این حادثه جوان 19 ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

    خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید.در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ 6 میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد.سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام عصر دیروز(یکشنبه) در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.



  5. صلوات ها 22


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم و رحمه الله

    خداوند روح ایشان را قرین رحمتش نماید و با شهداء محشورش گرداند.
    امر به معروف دعوت به نیکی است و نهی از منکر دعوت به دوری از پلیدی . کسانی که با این مساله مشکل دارند یا مفاهیم را نشنیده و درست درک نکرده اند و یا دل شان گره خورده بر مسائلی که خودشان بهتر میدانند.

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 21


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    حضور
    1 روز 6 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    1634




    شهید خلیلی:به عشق لبخند"حضرت آقا" جلو رفتم


    مشرق- "هیچ کس پشت آدم نیست! من به عشق لبخند حضرت آقا رفتم و این کار را کردم." این را جوانی 21 ساله، با دردی سرشار از بی مهری برخی مسئولین و جامعه از عمق قلبش میگفت. جوانی که طعم گس آهن آب دیده قمه را تا شاهرگ گردن و تارهای صوتی اش احساس کرده بود. همان جوانی که می‌گفت من اسم این کارم را دفاع از ناموس میگذارم!


    جهت نمایش تصویر با اندازه اصلی 723x406 پیکسل کلیک کنید
    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐


    علی خلیلی طلبه جوانی که برای دفاع از چند زن به کمکشان رفته بود و مضروب شده بود. همانی که 19بیمارستان او را برای درمان قبول نکردند و بعد از سکته مغزی و در کما رفتن خداوند به او جانی دوباره داد تا 2 سال دیگر چشم در چشم مردم شهر راه برود تا شاید کسی خجالت بکشد! اما....
    ضاربان یا الان دیگر باید گفت قاتلانش آزاد اند و او بعد از 2سال گرفتاری به فیض شهادت نایل شد.حدود یک سال پیش در مسجد جامع ازگل بعد از نماز ظهر و عصر؛ خبرنگار ما گپ و گفتی با علی خلیلی انجام داد که در ادامه سخنان این شهید بزرگوار را می خوانید؛

    بسم الله الرحمن الرحیم
    علی خلیلی هستم طلبه پایه چهار حوزه علمیه امام خمینی مشغول تحصیل هستم.متولد سال هفتاد و یکنیمه شعبان دو سال پیش بود به نظرم ساعت دوازده شب بود که قرار بود دو سه تا از بچه ها را به خانه هایشان برسانیم .

    خانه آنها خاک سفید بود و هیئت ما هم در نارمک بود. با موتور یکی از دوستان راهی خاک سفید شدیم بعد فلکه اول نه چهار راه سید الشهدا بود به نظرم، من شرح ماوقع یادم نیست. چیزی که دوستان تعریف کردند را خدمتتان تعریف می‌کنم. دیدیم که پنج الی شش نفر دارند دو تا خانوم را اذیت میکنند.
    شرح ماجرا یادم نیست بچه ها می گویند که داشتند به زور سوار ماشین شان می کردند, که ما رسیدیم. بچه هایی که همراه من بودند کوچک بودند و آن موقع سوم راهنمایی بودند. آنها ایستادند و من از موتور پیاده شدم و رفتم به آنها تذکر دادم ولی گلاویز شدیم و آن دو سه نفر که همراه من بودند آنها هم کتک خوردند و در این حین یه چاقو نمیدونم از پشت بود یا از جلو! نثار ما شد.




    جهت نمایش تصویر با اندازه اصلی 723x502 پیکسل کلیک کنید
    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐


    من همان جا افتادم. چاقو تو ناحیه گردن و نزدیک شاهرگم خورد. من همان جاافتادم.
    آنهایی که چاقو زده بودند همگی فرار کردند. یکی از این دانش آموزهایی که همراه من بود موتور سواری بلد بود و دنبال آنها رفت. شماره پلاک آنها را برداشت.

    من حدود نیم ساعتی تو خیابان افتاده بودم. بعداز نیم ساعت دو نفر از بچه های شمال شهر داشتند رد می‌شدند از آنجا ما را دیدند و سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند.من حدود ساعت دوازده و نیم به آنجا رسیدم. دکترها به دوستان ما گفتند، اگر تا نیم ساعت دیگه او را به یک بیمارستان مجهز نرسانید "جان به جان آفرین تسلیم می‌کند".

    من را ساعت پنج عمل کردند. یعنی از ساعت دوازده و نیم تا پنج دنبال بیمارستان مجهز بودیم. بیست و شش تا بیمارستان پیگیری کردند. ولی هیچ کدام از بیمارستان ها ما را قبول نکردند به خاطر اینکه حالم وخیم بود. آخر ساعت پنج صبح بود که موفق شدیم در بیمارستان عرفان عمل کنیم. آنجا بود که زنده ماندیم. بعداز عمل هم تو کما بودم و بعد از یک هفته به هوش آمدم و به خاطر اینکه تمام خون بدنم خالی شده بود سکته مغزی کرده بودم. ضارب هم به خاطر اینکه شماره پلاک را برداشته بودند فردا ظهرش دستگیر شدند و به زندان رفتند.

    خیلی وقت گذشت تا ما رفتیم دادگاه؛حدود چهار پنج ماهی شد فکر می کنم. بعد از آن هم سردار نقدی تشریف اوردند و یک وکیل گرفتند و خود ایشان بعضی از کارهای مارا پیگیری کردند.
    در ادامه به دادگاه رفتیم و حدود سه سالی برای ضارب بریدند. ولی برای بقیه دوستان ضارب شصت - هفتاد ضربه شلاق بریدند. الان همه آنها به قید وثیقه آزادند.

    از مسئولین دکتر دستجردی تشریف اوردند و هزینه بیمارستان را حساب کردند. از جانبازی ما هم دو سال گذشته ولی هنوز خبری از جانبازی نیست.
    اگر بخواهید حقیقت را برای تان بگویم من این کار را "امر به معروف" نمی‌گذارم بلکه اسمش را دفاع از ناموس می گذارم. دفاع از ناموس مسلمان ها هم برای هر مسلمانی واجب است. من امر به معروف نکردم, دفاع از ناموس مسلمان‌ها کردم. در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد. هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم.

    ویرایش توسط .:MOBAREZ:. : ۱۳۹۳/۰۱/۰۴ در ساعت ۲۱:۲۷


  9. صلوات ها 21


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا-قرآن-امامين حسن (ع)-حسين(ع)
    نوشته
    363
    حضور
    4 روز 4 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1421



    سلام!!!
    اگر شب زنده ماندیم صبح می روم.
    گمنامي تنها براي شهرت پرست ها درد آور است وگرنه همه اجر ها در گمنامي است(سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني)

  11. صلوات ها 15


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    سلام
    علی خلیلی رو سفید شد.. خوش به حالش که اگر یه مادر پهلو شکسته رو دید روش میشه سرشو بالا بیاره..نشون به اون نشونه که توی ایام شهادت مادر آسمونی شد..
    اما ماچی??اگر همه متدین ها اهل نهی از منکر بودند آیا کسی جرات می کرد مزاحم ناموس کسی بشه ??علی خلیلی فدا شد,فدای بی تعصب بودن بعضی مسولین و ما...
    سکوت ما و مسولین باعث شده امثال قاتلین علی خلیلی که کم هم نیستن فضا رو برای هرگونه منکر مساعد ببینن..اگر جلوش گرفته نشه , اگر سکوت ما ادامه پیدا کنه بدون شک این آتیش دامن همه ما رو خواهد گرفت...رفقا ویترین مغازه ها رو دیدید جدیدا??ساپورت طوری هم اومد...نذارید خون خلیلی ها پایمال بشه..

    ویرایش توسط تنهاترین سردار : ۱۳۹۳/۰۱/۰۴ در ساعت ۲۲:۴۲

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  13. صلوات ها 16


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    چقدر خدا دوستت داشت داداش علی... از یه طرف از بین ۷میلیارد جمعیت جهان شدی جزو ۲۰۰۰ میلیون شیعه!بعد از بین این شیعه ها شدی طلبه شیعه.. و از بین طلبه ها شدی طلبه ی شهید.. اونم چه شهادتی!شهید شدی توی میدونی که کمتر کسی جرات داره واردش بشه.. میدان خالی واجب فراموش شده..میدان عمل..امر به معروف و نهی از منکر...
    مارو هم شفاعت کن مرد!
    کاش اسم عنوان رو میذاشتید بعد از دو سال عشق بازی با خدا... درد علی خلیلی که اسمش بیماری نبود..بیشتر از درد جسم درد دل داشت..

    ویرایش توسط تنهاترین سردار : ۱۳۹۳/۰۱/۰۴ در ساعت ۲۲:۵۵

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  15. صلوات ها 17


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    810
    حضور
    33 روز 5 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874



    به نام خدا
    سلام
    گفته بود اگه امر به معروف و نهي از منكر نكنيد اشرار مسلط ميشن،نفهميدند و نفهميديم.

    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    339
    حضور
    24 روز 12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    59
    صلوات
    2009



    واقعا که خوشا به حالشون، به حالشون باید غبظه خورد..
    ان شاالله که شفاعتشون شامل حال ما بشه
    خدایا من چیزی نمیبینم آینده پنهان است ولی آسوده ام، چون تو را می بینم و تو همه چیز را . . .

  19. صلوات ها 11


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    حضور
    1 روز 6 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    1634



    قصه جوان ریشو و عینکی خیلی ساده تمام شد


    خبرگزاری تسنیم: جوان عینکی و ریشوی ما دفتری تاسیس نکرده است، از نهاد یا موسسه‌ای فرهنگی هم بودجه نمی‌گیرد، اصلا در خیلی از این نهادها و موسسه‌ها راهش هم نمی‌دهند،معلوم است. عادت دارد پیراهنش را روی شلوارش می‌اندازد، ریش‌هایش را هم بلد نیست آنکادر کند



    1. این‌ها تصاویر آشنایی برای همه ماست.


    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐
    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    جوان حزب‌اللهی‌ای که عده‌ای نوجوان را دور خودش جمع کرده است، اردوی مشهد می‌بردشان. کتاب‌های شهید مطهری دستشان می‌دهد، با هم به اعتکاف می‌روند، هیئت می‌روند و حلقه وصل آنها به انقلاب و مذهب شده است. عکس‌ها چیز زیادتری به ما نمی‌گویند، جر این‌که احتمال در کارش هم وارد است. این را دست‌های حلقه زده به دور گردن این آدم و آرایش موها و نوع لباس‌های بچه‌ها به ما می‌گوید. جوان عینکی و ریشوی قصه ما، مثل همه جوان‌های عینکی و غیرعینکی و ریشو و بی‌ریش همه این سالها بعد از انقلاب، کار فرهنگی خودجوش می‌کند. رشته‌ای که سر درازش به بچه‌های جنگ و سالهای جنگ برمی‌گردد... رنگ و بوی آرمانگرایی آن دوره در آدم‌هایی که برای این دوره نیستند.


    جوان عینکی و ریشوی ما احتمالا مجوز خاصی ندارد، دفتری هم تاسیس نکرده است، از نهاد یا موسسه‌ای هم بودجه نمی‌گیرد، اصلا از در خیلی از این نهادها و موسسه‌ها راهش نمی‌دهند،معلوم است عادت دارد پیراهنش را روی شلوارش می‌اندازد، ریش‌های را هم بلد نیست آنکادر کند. به راحتی قابل‌حدس است که کار می‌کند پول درمی‌آورد و خرج این بچه‌ها می‌کند، شاید هم در مدرسه‌ای معلم تربیتی است، اگر چیزی به نام دفتر تربیتی هنوز مانده باشد. فرقی هم نمی‌کند، این بچه‌ها را دور خودش جمع کرده است و با هم مسیری را جلو می‌روند. آن شب هم شب نیمه شعبان بوده است. جوانک عینکی و ریشوی ما بچه‌ها را هیئت برده بوده است، جشن میلاد امام زمان(عج). تا دیروقت بوده است و جوان قصه ما قصد می‌کند که دو تا از بچه‌ها را به خانه‌شان برساند. چند سالی است که شب نیمه شعبان کمی در خیابان‌ها تهران ناامن شده است. برای منتظرانش ناامن‌تر.چند نفر مست مزاحم دخترانی شده‌اند، جوان و نوجوانانش با آنها درگیر می‌شوند و آنها هم با چاقو ضربه‌ای به شاهرگ جوان می‌زنند و فرار می‌کنند.
    2. چیز دیگری در جستجوهای اینترنتی در مورد جوانک قصه ما پیدا نمی‌شود . دو روز بعد از ماجرا 27 تیر 1390 امیرعلی مصفا، وبلاگ‌نویس در وبلاگش این‌چنین می‌نویسد، شاید باارزش‌ترین نگاشته مساله، همین حرف‌ها با زبان صریح‌تر:
    "ارزش خبری نداری طلبه جان. خودت و رگ دستت و یک چشمت که اصلاً، کارهای اُمُلانه‌ات که ابداً ! حالا اگر پرورش اندامی، پاورلیفتینگی چیزی کار می‌کردی شاید اما نهی از منکر می‌کنی؟!؟ مگر ما و گشت ارشادمان بوقیم که تو وارد معرکه می‌شوی ؟ حیف که ضعیف‌کش نیستیم واِ‌لا …
    حالا این به کنار، یک مشت بچه جمع کرده‌‌ای دور خودت که چه ؟ مثلا می‌خواهی ما را مسخره کنی؟ ما با اینهمه دستگاه عریض و طویل فرهنگی‌مان کشک! توی یک لاقبا می‌خواهی کار فرهنگی کنی؟ ها؟ اساس‌نامه‌ات کجاست؟ مجوزت کو؟



    راستی بگو ببینم این موقع سال وسط شهر چه می‌کنی؟ تو الان باید در ده‌کوره‌ها مشغول تبلیغ اسلام باشی، نه وسط شهر، بیخ گوش ما. اینجوری برای خودت هم بهتر است. از مُخاطرات شهرنشینی (!) هم در امانی.



    مگر نمی‌گویی سرباز امام زمانی، خوب آفرین ! مثل همان امام زمان برو یک جایی تا جلوی چشمان ما نباشی و ما از اسمت، استفاده خودمان را ببریم. برو عزیزم، برو؛ اینجا نمون. شَر میشه …"
    3. چهار روز قبل رهبر انقلاب مهمترین سخنرانی سالانه‌شان را ایراد می‌کنند، در حرم مطهر امام رضا(ع). همان جایی که دومین عکس از بالا، عکس یادگاری بچه‌ها با جوانک قصه ماست. بخش مهمی از سخنرانی به این شرح است : "امّا آنچه نقطه‌ی مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است."


    ▐یادمان شهید امر بمعروف ::: شهید علی خلیلی  ▐

    4. جوان ریشو و عینکی ما حالا دیگر در فضای ایران تنفس نمی‌کند، درست چهار روز بعد از اینکه سخنرانی رهبرش، سند تاییدی بر درستی راهی که رفته است را می‌شنود شهید می‌شود. سخنرانی‌ای که پیام تسلیت شهادت او هم همانست.


    خبر شهادت علی خلیلی امروز در حالی در رسانه‌های معدود ایرانی می‌پیچد که سند به موقعی برای شرایط بوروکراتیک و آرمان‌زده اداری ایرانی است. شرایطی که دقیقا همین نیرو‌های خودجوش فرهنگی باید به دادش برسند تا از سقوط قریب‌الوقوع نجات پیدا کند.


    فقط تکه‌های گذرایی از ماجرا در ادامه می‌آید تا متوجه شویم که وقتی از مدیریت میانی و بدنه اداری در ایران، از شبیه شدن به یک سازمان بزرگ بی‌آرمان، تبدیل شدن به ماشین‌هایی که فرهنگ مرجع آنها، تن‌آسایی و بطالت است حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم. جوان قصه ما، نوجوان‌هایش را جمع کرده بود، با آنها بود تا جلوی همین اتفاقاتی را بگیرد که گریبانگیر خودش شد.


    فارس می‌نویسد: در پی این حادثه همراهان وی برای پذیرش این بیمار اورژانسی از طریق بیمارستان تهرانپارس یا به صورت مستقیم با 14 بیمارستان شامل بیمارستان‌های رسول اکرم(ص)، امام حسین(ع)، شهدای تجریش، امام سجاد(ع) ناجا، بقیه‌الله، تهران کلینیک، سینا، میلاد، الغدیر، طالقانی، لاله، امام خمینی(ره)، جماران و پارسیان تماس گرفتند که همه این بیمارستان‌ها از پذیرش این طلبه جوان خودداری کردند و به گفته همراهان وی علت این کار را حال وخیم وی عنوان کردند که در نهایت همراهان خلیلی، او را به بیمارستان خصوصی عرفان بردند که مسئولان این بیمارستان نیز پذیرش وی را منوط به واریز مبلغ 6 میلیون تومان وجه نقد کرده و سرانجام با واریز 5 میلیون تومان او را پذیرش کردند.


    نسیم می‌نویسد: رسولی( یکی از نوجوانان همراه شهید خلیلی در حادثه) با انتقاد از رفتار نیروی انتظامی در مواجه حضوری وی و دوستانش با ضاربان، گفت: در اداره پلیس امنیت ما را با این 6 نفر مواجهه حضوری کرده و آنها نیز ما را تهدید کردند که چرا شهادت داده‌ایم. که البته دوستانم نیز ترسیده اند و حتی جرأت خروج از منزل را ندارند.


    فردا می‌نویسد: همراهان شهید خلیلی شکایت‌نامه‌ای طرح کرده‌اند و در آن نحوه عمل اورژانس تهران را این‌گونه شرح داده‌اند: با شماره ثابت پذیرش اورژانس تهران تماس گرفته شد که برای ما پذیرش بگیرند، اما متاسفانه انجام نگرفت. دوستان این طلبه بسیجی امور پذیرش را انجام داده، ماشینهای اورژانس پس از مراجعه خدمت رسانی نمی‌کردند.
    گروه اعزامی اول اورژانس سلامت بدلیل نبود امکانات کافی برگشت.


    گروه اعزامی دوم اورژانس امور ایثار خصوصی بوده و بدلیل اجازه نداشتن خدمه‌اش از مسئولشان در اینگونه امور که بیمار وضعیت وخیم دارد قبول نکردند و برگشت.
    گروه اعزامی سوم اورژانس تهران اعلام کرد بنده مأموریت ندارم و نمی‌برم.
    گروه اعزامی چهارم اورژانس سلامت پس از 45 دقیقه تأخیر با دکتر آمدند مجروح را به بیمارستان عرفان انتقال دادند.


    دکتر مرضیه وحید دستجردی وزیر وقت بهداشت در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا، مبنی بر اینکه آیا بیمارستانی می‌تواند از پذیرش بیمار به هر دلیلی خودداری کند، خاطرنشان کرد: ستاد هدایت در بیمارستان‌ها به همین دلیل تشکیل شده است تا اگر بیمارستان مربوطه جا برای پذیرش نداشت فورا در بیمارستان دیگری پذیرش برای بیمار گرفته شود هیچ بیمارستانی نمی‌تواند به هیچ‌وجه از پذیرش بیمار خودداری کند. در مورد موضوع مربوط به طلبه جوان نیز ستاد هدایت این قضیه را جدی نگرفته که تخلف است و باید بررسی شود.

    فارس می‌نویسد:آخرین جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ 17 اسفند سال گذشته در شعبه 1033 مجتمع قضایی شهید قدوسی برگزار شد و قاضی دادگاه «الف.ق» متهم ردیف اول پرونده را به 3 سال حبس و همچنین پرداخت 35 میلیون تومان دیه محکوم کرده است.


    5. "پیکر شهید ناهی از منکر حجت الاسلام علی خلیلی فردا سه شنبه5 فروردین ساعت 11 از مقابل مسجد النبی نارمک پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله صدیقی به سمت قطعه شهدای بهشت زهراتشییع می شود.علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام دیروز عصر و در بیمارستان بعثت به شهادت رسید. "
    این احتمالا آخرین خبری است که از جوانک ریشو و عینکی قصه می‌شنویم. قصه‌اش خیلی ساده به سر رسید. ساده‌تر از همه تصورات ما. اما ماجرا هنوز ادامه دارد، تازه شروع شده است.

    ویرایش توسط .:MOBAREZ:. : ۱۳۹۳/۰۱/۰۵ در ساعت ۱۰:۰۰


  21. صلوات ها 19


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود