صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعویض روح!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    257
    حضور
    7 روز 1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    520

    تعویض روح!




    اگر 2 نفر مغزشان را با یکدیگر عوض کنند آیا روحشان هم عوض میشود؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58283



    با نام و یاد دوست





    تعویض روح!








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28745



    نقل قول نوشته اصلی توسط mir@ نمایش پست ها
    اگر 2 نفر مغزشان را با یکدیگر عوض کنند آیا روحشان هم عوض میشود؟
    هر کلامی است آغاز ش سلام چون که اسم حق سلام است در کلام
    باسلام و تبریک سال نو و آرزوی موفقیت برای شما امید است در امسال که بهار طبعیت با خزان عمر بانو گرامی اسلام حضرت فاطمه زهرا همزمان شده است بهترین خیر وبرکات الهی برای شما گرامی رقم زده شود . در باره پرسش شما باید گفت ؛
    مغز و همه اعضای بدن انسان در واقع جز ابزار کار روح انسان است ولی خود روح حقیقتی فرا مادی وپدیده ی مجرد است . در نتیجه همان طور که با تعویض سایر اعضای بدنی انسان حقیقت او که همان روح اوست تغییر نمی کند با تعویض روح نیز چیزی تغییر نمی کند


  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    611
    حضور
    6 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1951



    نقل قول نوشته اصلی توسط mir@ نمایش پست ها
    اگر 2 نفر مغزشان را با یکدیگر عوض کنند آیا روحشان هم عوض میشود؟
    مغز ابزاری است برای روح و با تعویض مغز روح عوض نمیشود

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    حضور
    4 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    هر کلامی است آغاز ش سلام چون که اسم حق سلام است در کلام
    باسلام و تبریک سال نو و آرزوی موفقیت برای شما امید است در امسال که بهار طبعیت با خزان عمر بانو گرامی اسلام حضرت فاطمه زهرا همزمان شده است بهترین خیر وبرکات الهی برای شما گرامی رقم زده شود . در باره پرسش شما باید گفت ؛
    مغز و همه اعضای بدن انسان در واقع جز ابزار کار روح انسان است ولی خود روح حقیقتی فرا مادی وپدیده ی مجرد است . در نتیجه همان طور که با تعویض سایر اعضای بدنی انسان حقیقت او که همان روح اوست تغییر نمی کند با تعویض روح نیز چیزی تغییر نمی کند
    روح چه ویژگی داره و از روی چه خصوصیاتی به وجود روح پی میبریم ؟

    روح چه تعریفی داره ؟

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28745



    نقل قول نوشته اصلی توسط New Member نمایش پست ها
    روح چه ویژگی داره و از روی چه خصوصیاتی به وجود روح پی میبریم ؟

    روح چه تعریفی داره ؟
    باسلام . همواره سخن را تان با سلام آغاز نماید .
    اما در باره سوال شما باید گفت : روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تكرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلكه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مباركه: "...فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا"1. "..مریم میان خود و آنان حجابی افكند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم".
    و آیه مباركه: "وَ كَذلِكَ أَوْحَینا اِلَیكَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا"2. "همان‏گونه(كه بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی كردیم". و آیات دیگر. پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر. این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی كه به صراحت دلالت بر این دارد كه مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مباركه زیر است:
    "یسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی"3. "از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از كار خدا است و به شما جز اندكی از علم داده نشده است". در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لكن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود كه مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است كه به امر خدا انجام گردیده است. بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏كار رفته است4. مفسّر بزرگ اهل سنت "شیخ ابوالفتوح رازی" در تفسیر "روح‏الجنان"5. در ضمن بیان اقوالمختلف در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید: "آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است كه قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند".


    مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان می‏كند: "تفسیر روح با این مفهوم درست‏تر به نظر می‏آید كه سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصّه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان كه با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجّب بشر درباره روح از آن است كه می‏بیند قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند زود پوسیده و متعفّن و پراكنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه می‏دارد و به حركت و سخن می‏آورد و تعقّل و ادراك می‏كند و اینها هیچ‏یك، كار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند.
    "حال پس خود روح از چه مبدأ و منشأ است؟ خداوند جواب داد كه مبدأ آن از فرمان خدا است و مانند نور خورشید بر ابدان تابیده و اگر فرمان الهی نبود و از ورای عالم طبیعت، دستوری نرسیده و فروغی نتافته بود، همه چیز جامد بود و صامت".
    تفسیر آیه "وَ ما اُوتِیتُمْ مِنَ العِلْمِ اِلاّقَلِیلاً". "شما آدمیان جز اندكی كه از علم، نصیب ندارند". این است كه روح از دیدگاه قرآن، موقعیتی در عالمِ وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم، بروز می‏دهد كه بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن بی‏خبرید!
    مرحوم "بحرانی" مؤلف تفسیر "برهان" در تفسیر آیه فوق از حضرت امام باقر علیه‏السلام نقل می‏كند كه فرمود: "معنای آیه، این است كه جز تعداد كمی از بشر؛ از روح، آگاهی ندارند".
    استاد معظّم علامه فقید، سید محمد حسین طباطبائی قدس‏سره در تفسیر "المیزان"6 می‏نویسد: "كلمه روح به طوری كه در لغت معرفی شده، به معنای مبدأ حیات است كه جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حركت ارادی می‏شود ولی مراد از روح در این آیات همان روح و نفس به نام "نفس ناطقه" می‏باشد كه در كالبد همه افراد انسانهای موجود، وجود دارد. و وجود آن از ناحیه خدا و وابسته به او است". چنانكه در آیه دیگر می‏فرماید: "..اِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ"7. "فرمان او چنین است كه هرگاه چیزی را اراده كند، تنها به آن می‏گوید: موجود باش! آن نیز بی‏درنگ موجود می‏شود". از این آیه معلوم می‏شود كه:
    1. امر خدا یعنی ایجاد هستی و وجودی است كه از ناحیه خداوند به روح متعلّق شده و این موجود، وابسته به خداست و به امر او پیدا شده نه علل و اسباب دیگری.
    2. موجودی به نام روح، وجود دارد و به همین مناسبت حضرت مسیح علیه‏السلام به عنوان كلمه خدا و روح او شمرده شده، آنجا كه می‏فرماید: "إِنَّما المَسِیحُ عِیسی بْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللّهِ وَ كَلِمَةٌ أَلْقاها إِلی مَرْیمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ"8. "مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و كلمه اوست كه آن را به مریم القاء كرده است و روحی از جانب او است".
    خداوند در برخی از آیات روح و جان موجود در انسان‏ها را متعلّق به خود دانسته یعنی تنها از ناحیه او به انسان، عطاء شده است چنانكه در مورد خلقت حضرت آدم علیه‏السلام می‏فرماید: "فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی"9. "هنگامی كه كار انسان را به پایان رساندم و در او از روح خود (یعنی یك روح شایسته و بزرگ) دمیدم". و در آیه مباركه دیگر چنین وارد شده است: "ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ"10 "سپس اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید".

    در این دو آیه روح، متعلّق به انسان ذكر شده و با كلمه "مِن" آورده شده یعنی مبدأ پیدایش او از ناحیه خداست. و نام این ایجاد را "نفخ" یعنی دمیدن نهاده است11 هم‏چنانكه این كلمه در سایر آیات وارده در این باب نشان دهنده همین واقعیت است: "یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ"12. "وحی را به هر یك از بندگان خویش كه بخواهد القاء می‏نماید". و آیه "ینَزِّلُ المَلائِكَةُ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ"13. "فرشتگان را با وحی به هر یك از بندگان خویش كه بخواهد می‏فرستد تا دلهای مرده را به وسیله آن زنده نماید".
    و آیه "تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ"14. "فرود آیند فرشتگان و روح(مراد جبرئیل است) در آن شب به اذن خدا با هر كاری كه تقدیر خدا در امور مختلف است". چنانكه خوانندگان ملاحظه می‏كنند، كلمه "من" در همه این آیات می‏فهماند كه روح از جنس و سنخ امر است و آنگاه امر را بیان می‏كند و می‏فرماید:
    "إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ"15. "فَسُبْحانَ الَّذِی بِیدِهِ مَلَكُوتُ كُلّ شَی‏ءٍ"، "جز این نیست كه هرگاه خداوند اراده كند چیزی را، امر كند به او و بگوید باش، پس به وجود می‏آید".

    عالم خلق و عالم امر
    به طور كلی در مطالعه آیات قرآنی در جهان آفرینش دو پدیده، جلب توجه می‏نماید: یكی پدیده "خلق" كه در مسیر سلسله علل و اسباب، قرار داشته و بر زمان و مكان، منطبق می‏گردد و مسیر تكامل را تدریجا می‏پیماید. دیگری پدیده "امر" كه نشان دهنده ارتباط موجودات با خداوند می‏باشد، در این پدیده، تدریج وجود ندارد و تنها با اراده خداوند به‏طور آنی، موجود می‏گردد و اسباب و وسائل مادّی در آن راه ندارد و در حقیقت پدیده و عالم امر كه روح از آن عالم است، عالم موجودات غیر مادی است16.

    مرحوم علامه طباطبائی قدس‏سره در معنای امر در ذیل آیاتی كه از تفسیر "المیزان" نقل كردیم، می‏گوید: امر هر چیز عبارت است از ملكوت آن چیز و برای هر موجودی، ملكوتی و امری است كه در آیات 185 و آیه 75 سوره انعام و آیه 4 سوره قدر به آن اشاره شده است. مطابق آیات قرآن هر دو پدیده یعنی پدیده مادی و قابل لمس یعنی "عالم خلق" و پدیده‏های امری و مجرد غیر مادی یعنی "امر و خلق" هر دو از جانب خداوند می‏باشد چنانكه در سوره اعراف آیه 54 می‏فرماید: "اَلا لَهُ الخَلْقُ وَ الأَمْرُ". "آگاه باشید كه آفرینش و تدبیر جهان از آنِ اوست یعنی به فرمان او است".
    خداوند این معنی را در آیات دیگر از جمله آیه 59 سوره آل عمران، نیز متذكّر می‏گردد به این صورت كه ابتدا خلقت آدم را ذكر و ارتباط آن را با خاك كه یكی از اسباب آن است، بیان، سپس وجود آن را بدون ارتباط به چیزی با تعبیر "كُنْ" یعنی "باش" خاطرنشان می‏سازد پس كیفیت خلقت آدم به صورت تدریج، انجام پذیرفته ولی نفخ روح به صورت غیر تدریجی و یا پدیده امر به وجود آمده پس روح انسان به امر خداوند موجود گشته است و نظیر این آیه را خوانندگان می‏توانند در آیات 12 تا 14 سوره "مؤمنون" مطالعه نمایند.
    چنانكه در آیه 59 سوره آل عمران ملاحظه می‏گردد، قرآن پیدایش پدیده روح را به عنوان كیفیتی متفاوت با مراحل قبلی، معرفی كرده است یعنی جنین در ماه‏های اول دوره جنینی، دارای حیات و در حال رشد و نموّ می‏باشد و موقعی كه رشد به حدّی رسید كه ساختمان قلب، كامل گردید و شروع به طپش نمود و اعضای بدن كامل شد، حیات نباتی جنین تبدیل به حیات عالی‏تری گردیده، پدیده دیگری به نام روح و نفس، به وجود می‏آید و از آن تعبیر به كیفیت امری شده است. در روایت وارد از امام سجاد علیه‏السلام در تفسیر نورالثقلین17 به این حقیقت اشاره شده كه حیات ابتدائی كه بیشتر، جنبه نباتی دارد به كیفیت بالاتری كه برای تعقّل و زندگی مستقل آماده گردیده، تبدیل می‏گردد18.
    پس؛ از آیات فوق استفاده می‏شود كه روح موجودی محقق و مجرّد از ناحیه پروردگار بوده، جسم نیست زیرا به تعبیر مؤلّف كتاب "رسالة‏النفسیة"19 "جسم قسمت‏پذیر بوده و روح، قسمت‏پذیر نیست، و روح عَرَض هم نیست زیرا كه عَرَض را به خود، قیام نبود و جان، اصل آدمی است و همه اعضاء، تبع وی است، عَرَض چگونه بود...؟"
    جالب این است كه مؤلّف كتاب "رسالة‏النفسیة"، "فضل الله بن حامد حسینی" متوفّای 921هـ.ق. بعد از ذكر مطالب یاد شده، دو بیت شعر فارسی نیز در زمینه مورد بحث چنین سروده است:

    سرّی است كه جز نهفتنش نیست روان *** دُرّی است نفیس و سفتنش نیست روا
    رازی كه میان جانِ جانان منست *** دانسته نیست و گفتنش نیست روا

    پاورقیها:
    1. مریم، 17.
    2. شوری: 52.
    3. اسراء، 85.
    4. بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، جلد اول، تألیف دكتر سید ابوالقاسم حسینی، سال 1364، ص 21 و 20.
    5. تألیف: شیخ ابوالفتوح رازی، با حواشی مرحوم حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، كتابفروشی اسلامی، سال 1385هـ ق.
    6. ترجمه آقای موسوی، ج25، ص 340 و 341.
    7. سوره یس، آیه 89.
    8. سوره نساء، آیه 171.
    9. حجر، 29.
    10. سجده، 9.
    11. كتاب بررسی مقدماتی روانشناسی اسلامی، ص 23.
    12. مؤمن، 15.
    13. نحل: 2.
    14. قدر، 4.
    15. یس، 82.
    16. رساله نفسیه، تألیف: فضل الله بن حامد الحسینی، متوفای 921هـ، ص 27.
    17. ج1، ص 540.
    18. بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، ج1، ص 24 - 25.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    680
    حضور
    7 روز 12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1499



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام . همواره سخن را تان با سلام آغاز نماید .
    اما در باره سوال شما باید گفت : روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است.

    آیا مدرک و منبع غیرمذهبی برای این ادعا دارید؟
    ویرایش توسط وایسلی گوجا : ۱۳۹۳/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۸:۵۱
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    چرا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    حضور
    4 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها

    روح موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متكی است.

    موجودی است كه مبدأ حیات و زندگی است،در غیر انسان و حیوان نیز اثبات شده است. روح به معنای روان و عامل حیات به‏كار رفته است. قوام حیات آدمی به روح به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند. قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند زود پوسیده و متعفّن و پراكنده می‏گردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه می‏دارد و به حركت و سخن می‏آورد و تعقّل و ادراك می‏كند و اینها هیچ‏یك، كار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر می‏جهد و جسم را می‏جهاند.
    روح از دیدگاه قرآن، موقعیتی در عالمِ وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم، بروز می‏دهد كه بسیار بدیع و عجیب است وشما از آن بی‏خبرید! جز تعداد كمی از بشر؛ از روح، آگاهی ندارند".
    به معنای مبدأ حیات است كه جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حركت ارادی می‏شود ولی مراد از روح در این آیات همان روح و نفس به نام "نفس ناطقه" می‏باشد كه در كالبد همه افراد انسانهای موجود، وجود دارد.

    قرآن پیدایش پدیده روح را به عنوان كیفیتی متفاوت با مراحل قبلی، معرفی كرده است یعنی جنین در ماه‏های اول دوره جنینی، دارای حیات و در حال رشد و نموّ می‏باشد و موقعی كه رشد به حدّی رسید كه ساختمان قلب، كامل گردید و شروع به طپش نمود و اعضای بدن كامل شد، حیات نباتی جنین تبدیل به حیات عالی‏تری گردیده، پدیده دیگری به نام روح و نفس، به وجود می‏آید و از آن تعبیر به كیفیت امری شده است.
    درود

    این خلاصه تعاریف و ویژگی هایی بود که به روح نسبت داده شده اگر به نظرتون کاملا درست هست سوالاتم رو از این تعاریف بپرسم ؟

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28745



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    آیا مدرک و منبع غیرمذهبی برای این ادعا دارید؟
    در مورد دلایل وجود و تجرد روح (نفس) به نکات ذیل توجه فرمایید: 1 ـ همین که انسان هنگام رؤیای صادقه با وجودی که جسمش در رخت­خواب است، خود را در مکان دیگری می­بیند و پس از مدتی در بیداری با آن صحنه مواجه می­شود، دلیل بر این است که بدون این بدن، باز خودش، خودش است و بدنش در حقیقت او دخالت ندارد، بلکه تنها ابزاری در خدمت نفس می­باشد. 2 ـ همین که شما بدن خود را درک می­کنید دلیل بر آن است که شما غیر بدنتان هستید؛ زیرا هموراه مُدرِک (درک کننده) غیر از مُدرَک (درک شونده) است. علاوه بر این چون بدن خود را درک می­کنید نشان می­دهد که روح شما مجرد است. چون علم و درک، مربوط به مادّه نیست و روی همین اساس است که بدن شما، شما را درک نمی­کند. 3 ـ یکی از ویژگی­های که بر ما انسان­ها عارض می­شود، حالاتی چون خوشحالی و غضب است. وقتی در این دو ویژگی دقیق می­شویم متوجه می­شویم که از سنخ ماده نبوده و مجرد هستند. علت آن هم این است که مادّه دارای بُعد و وزن است و این دو این­گونه نیستند. جایگاه بروز این عوارض روح (نفس) ما انسان­هاست و با توجه به قاعده­ی هم سنخی بین عرض و معروض، ناچار به پذیرفتن این واقعیت هستیم که نفس (روح) ما مادی نبوده و مجرد است. حاصل همه­ ی براهین یاد شده این است که آن­چه حافظ شخصیت و عامل وحدت شخصیت «منِ» هر انسانی است، همان «روح مجرد» اوست، نه جسم او. زیرا بدن انسان در طول عمرش مدام در حال تغییر است ولی «منِ» او ثابت است و حتی حرکت­های تکاملی روح هم تغییری در «منِ» انسان ایجاد نمی­کند. تا جایی که می­گوید: من این تکامل را بدست آوردم؛ لذا این روح ثابت انسان پس از جدا شدن از بدن، باز به حیات خود ادامه می­دهد.
    وقتی متوجه شدیم که نفس مجرّد است، متوجه می­شویم که مجرد ـ که از حالات مادی و استهلاکات آن به دور است ـ از بین رفتنی نیست و لذا همواره خواهد بود و با خودش و اعمالش برای همیشه زندگی خواهد کرد. این مطلب همان واقعیت اعتقاد به معاد است

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    حضور
    26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    0



    روح به جسم وابستگی داره ؟ چه ارتباطی بین روح و جسم وجود داره ؟

    اگر حیات وابسته به روح هست چرا جنین تا قبل از ورود روح از نظر بیولوژیکی زنده هست و حیات داره ؟

    وجود روح در افرادی که دچار مرگ مغزی شدن و فقط با کمک دستگاه زنده هستن چه طور توجیه میشه ؟

    درباره قابلیت احساس و حرکت ارادی که به وسیله روح هست لطفا بیشتر توضیح بدین

    بین مغز و روح چه ارتباطی وجود داره ؟

    بقیه سوالاتم رو اگر دوباره بن نشدم پست بعدی میپرسم.

    ممنون

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود