جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا یک سالک نباید مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    سکوت
    نوشته
    965
    حضور
    11 روز 7 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    142
    آپلود
    43
    گالری
    0
    صلوات
    3947

    چرا یک سالک نباید مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد؟




    با سلام
    چرا یک سالک درباره مکاشفات و روحیاتش نباید با کسی درمیان بگذارد ؟

    با چه کسانی مجاز هست در میان بگذارد ؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله





    چرا یک سالک نباید مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد؟








    کارشناس بحث: استاد نسیم رحمت



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,728
    حضور
    48 روز 20 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    چرا یک سالک درباره مکاشفات و روحیاتش نباید با کسی درمیان بگذارد ؟ با چه کسانی مجاز هست در میان بگذارد ؟
    سلام و عرض ادب؛
    قبل از پاسخ به نکته ای در خصوص اصل مکاشفه توجه فرمائید :
    مکاشفه، از مقدمات مشاهده و شهود باطن و ملکوت یا بُعد غیر مادی است و بر اساس برخی آیات و روایات، امری ممکن و شدنی است.
    هنگامی که انسان بر هوای نفس خود مسلط شود و از غفلت بیدار و هشیا رگردد و با شناخت و معرفت نفس خویش، حجاب ها و موانع تقرّب به خدا را کنار زند و با تمسک به حقیقت «إنّی مهاجر إلی ربّی»،(1) از خود به سوی مولا و ربّ مهاجرت کند، می تواند ماورای حجاب عالم را کشف نماید و بُعد باطنی و ملکوتی را مشاهده کند.
    از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که خداوند فرمود:
    بنده من به چیزی محبوب تر از انجام واجبات و ترک گناهان و محرمات، نسبت به من اظهار دوستی نکرد. با نمازهای نافله به محبت من دست می یابد. در آن صورت من نیز او را دوست می دارم. پس هنگامی که او را دوست خود برگزیدم، قدرت شنوایی او می شوم، آن گاه که می شنود؛ بینایی او می گردم، آن گاه که می بیند؛ زبان او می شوم، آن گاه که سخن می گوید؛ دست او می گردم، آن گاه که ضربه می زند. پای او می شوم، آن گاه که راه می رود. هنگامی که به درگاه من دعا کند، اجابت می کنم. اگر از من درخواست کند، به او می دهم. (2)
    روشن است که رسیدن به این مقصود، نيازمند تلاش پيگير و مجاهده و جهاد مداوم با نفس است.
    افزون بر آن، داشتن مکاشفه، امر مهمّي نيست. آنچه مهم و توصیه پيشوايان شيعي است، مبارزه با شيطان دروني و بيروني و نيل به قله رفيع تزكيه نفس جهت رسيدن به رضوان الهي است.
    علاوه بر آن که در بسیاری از موارد ما گمان می کنیم به مقامی رسیده ایم و مثلا مکاشفه ای رخ داده، در حالی که چنین نیست.
    حال د رمقام پاسخ به این سوال که :
    چرا نباید سالک مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد ؟، می گوییم:
    آن چه منع شده طرح و نقل مباحث برای افراد غیر متخصص است و دلیل آن هم این است که :
    هر که را اسرار حق آموختند / مُهر کردند و دهانش دوختند
    البته برای تشخیص این که آیا واقعا مکاشفه ای هست یا نه ، فقط مجاز است با اساتید فن موضوع را طرح کرده و درستی آن را آزمود.


    پی نوشت ها:
    1. عنکبوت (29) آیه 26.
    2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هجرى شمسى، ج 2، ص 352. ‌




    ویرایش توسط نسیم رحمت : ۱۳۹۲/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۱:۲۷

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    611
    حضور
    6 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1951



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    با سلام چرا یک سالک درباره مکاشفات و روحیاتش نباید با کسی درمیان بگذارد ؟ با چه کسانی مجاز هست در میان بگذارد ؟
    ببینید با یک مثال سعی میکنم روشن بکنم این قضیه را. شما وقتی که وضوء ندارید میتوانید بگویید "الله" و اشکالی هم ندارد ولی وقتی بنویسید " الله" دیگر نمیتوانید بدون وضوء به آن دست بزنید وقتی لفظ جلاله "الله" از حالت صوت به صورت مکتوب درامد اثر عوض میشود و وقتی اثر عوض شد حکم هم عوض میشود.وقتی مکاشفه سالک درون سینه خودش باقی بماند اثرش قوی تر خواهد بود.وقتی که از سینه او خارج شد و در سینه نااهل قرار گرفت اثرش و حکمش عوض میشود.برای اطلاعات بیشتر به تفسیر سوره یس آیت الله وحید خراسانی مراجعه کنید

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    کسب روزی حلال
    نوشته
    458
    حضور
    7 روز 4 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    1768



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    با سلام
    چرا یک سالک درباره مکاشفات و روحیاتش نباید با کسی درمیان بگذارد ؟
    خواجه حافظ شیرازی درباره ایراد کار حلّاج این بیت را گفته:


    گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

    جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد


    خیلی ها به آن مقام نرسیده اند و نمیفهمند. دانشمندان زیادی بر دار رفته اند دلیلش همین بود.

    اصلاً چه دلیلی برای گفتن این مکاشفات وجود داره؟
    ویرایش توسط اشک قلم : ۱۳۹۲/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۴:۲۱
    به گرد دروغ آنکه گردد بسی
    از او راست باور ندارد کسی

    فردوسی پاکزاد

    پروردگارا صبر ما را بیشتر از طاقت مسئولین سازمان سنجش قرار بده

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    151
    حضور
    10 روز 15 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    254



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    چرا یک سالک درباره مکاشفات و روحیاتش نباید با کسی درمیان بگذارد ؟
    به نام الله
    علتش این میتونه باشه که خدایی نکرده با افشای این اسرار سالک احساس غرور نکند...یا احساس این که بتری داره...البته بقیه میتونند حس و اتفاقاتی که واسه سالک میوفته رو بازگو کنند ولی خودش نمیتونه

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,728
    حضور
    48 روز 20 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485

    جمع بندي




    پرسش :
    چرا نباید سالک مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد ؟


    پاسخ :
    قبل از پاسخ به نکته ای در خصوص اصل مکاشفه توجه فرمائید :
    مکاشفه، از مقدمات مشاهده و شهود باطن و ملکوت یا بُعد غیر مادی است و بر اساس برخی آیات و روایات، امری ممکن و شدنی است.
    هنگامی که انسان بر هوای نفس خود مسلط شود و از غفلت بیدار و هشیا رگردد و با شناخت و معرفت نفس خویش، حجاب ها و موانع تقرّب به خدا را کنار زند و با تمسک به حقیقت «إنّی مهاجر إلی ربّی»،(1) از خود به سوی مولا و ربّ مهاجرت کند، می تواند ماورای حجاب عالم را کشف نماید و بُعد باطنی و ملکوتی را مشاهده کند.

    از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که خداوند فرمود:
    بنده من به چیزی محبوب تر از انجام واجبات و ترک گناهان و محرمات، نسبت به من اظهار دوستی نکرد. با نمازهای نافله به محبت من دست می یابد. در آن صورت من نیز او را دوست می دارم. پس هنگامی که او را دوست خود برگزیدم، قدرت شنوایی او می شوم، آن گاه که می شنود؛ بینایی او می گردم، آن گاه که می بیند؛ زبان او می شوم، آن گاه که سخن می گوید؛ دست او می گردم، آن گاه که ضربه می زند. پای او می شوم، آن گاه که راه می رود. هنگامی که به درگاه من دعا کند، اجابت می کنم. اگر از من درخواست کند، به او می دهم. (2)

    روشن است که رسیدن به این مقصود، نيازمند تلاش پيگير و مجاهده و جهاد مداوم با نفس است.
    افزون بر آن، داشتن مکاشفه، امر مهمّي نيست. آنچه مهم و توصیه پيشوايان شيعي است، مبارزه با شيطان دروني و بيروني و نيل به قله رفيع تزكيه نفس جهت رسيدن به رضوان الهي است.
    علاوه بر آن که در بسیاری از موارد ما گمان می کنیم به مقامی رسیده ایم و مثلا مکاشفه ای رخ داده، در حالی که چنین نیست.
    حال در مقام پاسخ به این سوال که :
    چرا نباید سالک مکاشفات و روحیاتش را با کسی درمیان بگذارد ؟، می گوییم:
    آن چه منع شده طرح و نقل مباحث برای افراد غیر متخصص است و دلیل آن هم این است که :
    هر که را اسرار حق آموختند / مُهر کردند و دهانش دوختند
    البته برای تشخیص این که آیا واقعا مکاشفه ای هست یا نه ، فقط مجاز است با اساتید فن موضوع را طرح کرده و درستی آن را آزمود.


    پی نوشت ها:
    1. عنکبوت (29) آیه 26.
    2. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هجرى شمسى، ج 2، ص 352. ‌

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۵:۱۹

  15. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود