صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    76
    حضور
    3 روز 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    180

    پرسش مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟




    سلام،
    در مقابله با هوای نفس، دقیقا باید با چه هواهای نفسانی مقابله کرد، در بعضی از کتب مشاهده کردم که در مراحل پیشرفته تهذیب نفس حتی باید از مباهات هم دوری کرد. اگر اینطور باشد که کلا نمیشه زندگی کرد!، مثلا الان خسته شدم دلم می خواد بشینم، نشینم؟ الان می خوام فلان چیز رو بخرم، چون دلم میخواد نخرم؟! حال سوال بنده این هست که آیا این مراحل تهذیب نفس در طول یکدیگر هستند یا در عرض، یعنی مثلا فردی که هنوز نتونسته فلان گناه کبیره اش را ترک کند آیا جلوگیری از برخی تمایلات مباح مثلا کم خوری یا نخوردن چیزهایی که دوست دارد و ... تاثیر مثبتی در تهذیب نفسش دارد و یا نه تا زمانی که هنوز در مرحله پرهیز از محرمات و انجام واجبات مانده ایم این اعمال فایده ای ندارد؟ اصول درست تهذیب نفس در این رابطه دقیقا چیست؟ لطفا کتاب/های مناسبی هم در این زمینه معرفی بفرمایید.

    البته من این سوال رو در همین لحظه از اندیشه قم هم کردم ولی خب انعکاس پاسخ در این سایت هم برای بنده جالب هست.
    ممنون از راهنمایی شما.

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله





    مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟







    کارشناس بحث: استاد بصیر



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    در مقابله با هوای نفس، دقیقا باید با چه هواهای نفسانی مقابله کرد
    باسلام و عرض ادب
    منظور از مقابله با نفس، این نیست که هر آنچه که میل ما هم به سمت آن است، مخالفت بکنیم، بلکه منظور این است که امیال خود را جهت دار بکنیم، یعنی نیت فقط این نباشد که مثلا خوردن غذا را برای لذت آن صرف کرده باشیم، بلکه غذای لذیذ را (که خداوند به آن مزه داده) می خوریم تا زنده و سرپا باشیم و قوت بگیریم تا بتوانیم عبادت خدا را بکنیم. هر عمل لذت آوری را باید با این هدف و انگیزه دنبال نمود. اگر هدف چنین شد، وقتی امری لذت بخش را فقط و فقط به خاطر لذتش قصد کردیم، آن موقع متوجه می شویم که این امر مباح، مقرب نخواهد بود، بلکه دور کننده از خداست و میل و انگیزه ی ما را به سمت دنیا و مادیات شدت می دهد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    گر اینطور باشد که کلا نمیشه زندگی کرد!، مثلا الان خسته شدم دلم می خواد بشینم، نشینم؟ الان می خوام فلان چیز رو بخرم، چون دلم میخواد نخرم؟!
    با توجه به توضیحی که در بالا ذکر شد، به این می رسیم که اموری که بیان نمودید، همه و همه اگر در مسیر الهی استفاده شود و نیت و انگیزه الهی به آن بدهیم، نه تنها مخالفت با امر خدا نیست، بلکه موافقت با امر پروردگار خواهد بود. یعنی این نعمتها را در مسیر رضای او خرج کرده ایم. ما در دنیا زندگی می کنیم و خیلی از امور دنیا یا موافق طبع ماست یا مخالف. خیلی از آنها که موافق طبع ماست، موافق فرامین الهی هم هست و خیلی از آنها که مخالف طبع ماست، مخالف فرامین الهی هم هست، پس نمی توان به طور مطلق و کلی بیان کرد که هر امری موافق طبع ماست مورد رضایت الهی نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    تا زمانی که هنوز در مرحله پرهیز از محرمات و انجام واجبات مانده ایم این اعمال فایده ای ندارد؟ اصول درست تهذیب نفس در این رابطه دقیقا چیست؟
    کسی که در پله های اول تهذیب نفس قرار دارد، طبق فرمایش شما، ابتدا باید از محرمات مسلم، اجتناب کرده و واجبات الهی را انجام دهد، و سعی نماید سایر امور را هم مکروه یا مستحب است، طبق موازین شرع انجام دهد و امور مباحش را هم هدف دار کند، تا همه ی عرصه های زندگی او در مسیر حقیقت و هدایت قرار بگیرد.
    پس مخالفت کلی با امور مباح، سفارش نشده و موضوعیت ندارد بلکه جهت دار کردن آن مورد اهیمت است.
    ویرایش توسط بصیر : ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ در ساعت ۲۱:۰۲
    مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    76
    حضور
    3 روز 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    180



    ممنونم بابت پاسخی که فرمودید
    اما در مورد هدف دار کردن امور مباح ابهامی دارم اگر اینطور هست پس چرا امام علی ع آنچنان سخت زندگی می گردند و یا در نهج البلاغه خوانده ام که امام علی ع می فرماید حضرت موسی گیاهان طبیعت را می خوردند و از شدت کم خوری رنگ سبزی از پشت پرده شکم دیده میشد و یا به همین صورت پیامبر ص که پرده با نقش و نگار را در خانه شان فرمودند بردارید چون من را یاد دنیا و زیورهای آن می اندازد، با این چیزی که شما فرمودید به جز رعایت واجبات و ترک محرمات و نهایتش رعایت مستحبات و دوری از مکنونات وظیفه دیگری بر سالک حق نیست، هر امر مصباحی را هم اینطور می شود انگیزه الهی داد، چیزی که می فرمائید با زندگی ساده عرفا و بزرگان دین جور در نمی آد چون اونها هم میتوانستند به مباحات انگیزه الهی بدهند و زندگی دنیوی به ظاهر بهتری داشته باشند.
    گذشته از این واقعا این هدف دار کردن کارها به چه معنی است? یادم می آد حاج آقا دولابی می گفتند چای هم میخوری برای خدا بخور، حقیقتش کمی گیج کننده است مثلا بنده که تشنه ام میشه فورا می رم آب می خورم حالا دلیل اصلی آب خوردن تشنگی بنده است انگیزه الهی اینجا به چه معنی است؟ یعنی ریا کنم و آب را به نیتی غیر از تشنگی بخورم؟
    متشکرم.

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    کسب روزی حلال
    نوشته
    458
    حضور
    7 روز 4 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    1768



    یعنی ریا کنم و آب را به نیتی غیر از تشنگی بخورم؟
    لازم نیست که به همه بگید که اونوقت ریا بشه.
    تازه ریا همیشه هم بد نیست. نمیدونم آیت الله بهجت بودند یا شیخ رجبعلی خیاط که فرمود: میخواهید ریا کنید؟ برای خود خدا ریا کنید. ریا برای جلب توجه مردم بد است ولی برای جلب توجه خدا خیلی هم خوب است.
    فقط کافی است موقع نوشیدن آب بدانید که سیراب کننده واقعی خداست. یکی از دلایل گفتن "لعنت بر یزید" موقع نوشیدن آب به نظر من این است که یادمان باشد یزید چه مرضی گرفت!!!

       
    یه برنامه نویس باید هر کلیدی رو فشار میده برای خدا باشه ---> ترجمه عبارت رجبعلی خیاط که فرمود: من هر سوزنی که میزنم برای رضای خدا بوده و هست


    اما یک نکته:

    اول ترک فعل حرام، انجام واجبات (کامل)
    دوم ترک مکروهات (کامل) و انجام مستحبات(هرجا حال معنوی داشتیم)
    سوم ترک مباهات(غیر ضروری مثل زیاد حرف زدن، زیاد راه رفتن) و انجام تمامی کارها به قصد قربت
    چهارم ......

    شما باید این مراحل را به ترتیب بپیمایید دلیل هم برایتان روشن خواهد شد.
    ویرایش توسط اشک قلم : ۱۳۹۲/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۹:۰۴
    به گرد دروغ آنکه گردد بسی
    از او راست باور ندارد کسی

    فردوسی پاکزاد

    پروردگارا صبر ما را بیشتر از طاقت مسئولین سازمان سنجش قرار بده

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    اما در مورد هدف دار کردن امور مباح ابهامی دارم اگر اینطور هست پس چرا امام علی ع آنچنان سخت زندگی می گردند و یا در نهج البلاغه خوانده ام که امام علی ع می فرماید حضرت موسی گیاهان طبیعت را می خوردند و از شدت کم خوری رنگ سبزی از پشت پرده شکم دیده میشد و یا به همین صورت پیامبر ص که پرده با نقش و نگار را در خانه شان فرمودند بردارید چون من را یاد دنیا و زیورهای آن می اندازد، با این چیزی که شما فرمودید به جز رعایت واجبات و ترک محرمات و نهایتش رعایت مستحبات و دوری از مکنونات وظیفه دیگری بر سالک حق نیست، هر امر مصباحی را هم اینطور می شود انگیزه الهی داد، چیزی که می فرمائید با زندگی ساده عرفا و بزرگان دین جور در نمی آد چون اونها هم میتوانستند به مباحات انگیزه الهی بدهند و زندگی دنیوی به ظاهر بهتری داشته باشند.
    ببینید، اولا باید دانست که طی مراحل سلوک و عرفانی، مراتب دارد و وظایف انسانها در مراتب بالاتر فرق می کند از این رو گفته اند حسنات الابرار سیئات المقربین. یعنی اموری که برای انسانهای نیکوکار، حسنه حساب می شود، برای مقربیت الهی معصیت محسوب می شود. با این وجود هر کسی نمی تواند مثل امیرالمومین و سائر معصومین زندگی کند و خود را در بعضی از سختیها و مشقتها بیندازد. اولین پله برای سالک، انجام واجبات و ترک محرمات است.
    مطلب دوم این که در الهی کردن نیت ها، انسان نمی تواند خود را گول بزند و فقط به زبان بگوید که من نیتم الهی است، و با این حربه، میل خود را به مباحات بیفزاید. بنده باید ببیند آیا استعمال این مباح، می تواند برای او تقرب آفرین باشد یا نه. آیا راه توجیهی برای استفاده از آن وجود دارد یا نه. اما اگر بخواهیم مطلق مباحات را ترک کنیم و صبغه الهی و معنوی هم برای بعضی از آنها ایجاد نکنیم، پس باید کلیه ی تفریحات را کنار بگذاریم. در حالیکه اگر شما به حدیث امام کاظم که در امضای بنده هم هست ملاحظه بفرمایید، تفریح را بخشی از امور زندگانی قرار داده اند که با آن سایر امور انسان سامان می یابد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    گذشته از این واقعا این هدف دار کردن کارها به چه معنی است? یادم می آد حاج آقا دولابی می گفتند چای هم میخوری برای خدا بخور، حقیقتش کمی گیج کننده است مثلا بنده که تشنه ام میشه فورا می رم آب می خورم حالا دلیل اصلی آب خوردن تشنگی بنده است انگیزه الهی اینجا به چه معنی است؟ یعنی ریا کنم و آب را به نیتی غیر از تشنگی بخورم؟
    در مثال مرحوم دولابی، این مطلب را می شود گفت که مثلا به هنگام تشنگی، همین که به یاد لب تشنه امام حسین بیفتید و سلام بدهید، این می شود کار الهی، یا وقتی آب رامی بینید و گواریی آن را در نظر می گیرید خدا را حمد و سپاس کنید و آن را نعمتی از جانب خالق بدانید یا نیت کنید که خدایا این آب را می خورم که قوت بگیرم و بتوانم عبادت و بندگی تورا بیشتر انجام دهم.
    اینجا بحث ریا نیست. ریا عملی است که در مقابل جمع و برای نشان داد به دیگران انجام بگیرد. نیت نفسانی داشتن، عمل را ریا نمی کند، بلکه به این عمل، شرک می گویند، یعنی غیر از خدا نیت نفسانی را هم شریک کرده ایم.
    مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    76
    حضور
    3 روز 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    180



    تازه ریا همیشه هم بد نیست. نمیدونم آیت الله بهجت بودند یا شیخ رجبعلی خیاط که فرمود:
    میخواهید ریا کنید؟ برای خود خدا ریا کنید.
    پس تکلیف اخلاص چی میشه این وسط؟ می دونید که اخلاص غایت دین هست و خدا به همین خاطر هم گفته کسی که دو رکعت نماز برای خدا بخونه از جهنم نجات پیدا میکنه، یا یه جایی هم شنیده بودم کسی که حتی یک کار خوب انجام بده کفایت میکنه.

    اما یک نکته:

    اول ترک فعل حرام، انجام واجبات (کامل)
    دوم ترک مکروهات (کامل) و انجام مستحبات(هرجا حال معنوی داشتیم)
    سوم ترک مباهات(غیر ضروری مثل زیاد حرف زدن، زیاد راه رفتن) و انجام تمامی کارها به قصد قربت
    چهارم ...
    ...

    شما باید این مراحل را به ترتیب بپیمایید دلیل هم برایتان روشن خواهد شد.
    ممنون خیلی فشرده و خوب بیان کردید، اما یک سوال، اگر به قول شما و آقای بصیر سیر سلوک الی الله مراحلی داره، پس تکلیف از هیچی بهترهای ما چی میشه؟! منظورم این هست که بالفرض فردی که فلان گناه کبیره رو تا آخر عمرش هم باهاش سر و کله میزنه، ولی طی همین مدت میتونه که فلان غذایی که خیلی دوست نداره رو نخوره؟ (که خوردن و نخوردنش امری مباح است) پس این مقابله با نفس محسوب نمیشه و برای ترک گناههان بزرگتر حصول نتیجه نمیکنه. منظورم این هست که مثلا حدیث داریم از ائمه اطهار که فرموده اند گناهان کوچک به صورت لکه های کوچکی کم کم دل رو سیاه میکنند، یعنی اینکه کم کم نفس ما ضعیف میشه. حالا با وجود گناهان بزرگ، کارهای خوب و هر چند کوچک شبیه همین انجام مستحبات و ترک مباحات تاثیری در ترک اون گناهان بزرگ نداره؟ در واقع باعث نمیشه که نفسمون قویتر بشه؟ به همین خاطر هم طولی یا عرضی بودن مراحل سلوک رو سوال کردم.

    ببینید، اولا باید دانست که طی مراحل سلوک و عرفانی، مراتب دارد و وظایف انسانها در مراتب بالاتر فرق می کند از این رو گفته اند حسنات الابرار سیئات المقربین. یعنی اموری که برای انسانهای نیکوکار، حسنه حساب می شود، برای مقربیت الهی معصیت محسوب می شود. با این وجود هر کسی نمی تواند مثل امیرالمومین و سائر معصومین زندگی کند و خود را در بعضی از سختیها و مشقتها بیندازد. اولین پله برای سالک، انجام واجبات و ترک محرمات است.
    هر کسی نمی تواند شبیه امیرالمونین و یا سایر معصومین زندگی کند ولی آیا میشه به عنوان الگویی به اونها نگاه کرد؟ یعنی غایتی رو تعیین کنیم که هیچ وقت احساس غرور و عجب از داشته هایمان نکنیم؟!

    باید ببیند آیا استعمال این مباح، می تواند برای او تقرب آفرین باشد یا نه. آیا راه توجیهی برای استفاده از آن وجود دارد یا نه.
    میشه در این رابطه کمی بیشتر توضیح بدید و ترجیحا با مثال.

    ضمنا ممنونم بابت حدیثی که از امام موسی کاظم ع فرمودید، واقعا زیبا و آرامش دهنده بود.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    کسب روزی حلال
    نوشته
    458
    حضور
    7 روز 4 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    1768



    یه جایی هم شنیده بودم کسی که حتی یک کار خوب انجام بده کفایت میکنه.
    تازه برعکس!
    من از آیت الله جوادی آملی شنیدم که اگر کسی هیچ گناهی نکند ولی مثلاً نماز صبح را عمداً بلند نخواند مستحق جهنم و عذاب می شود.
    پس تکلیف اخلاص چی میشه این وسط؟
    بله اخلاص ضد ریاست ولی به این جمله توجه کنید:

    ريا در اسلام يعنى اين كه انگيزه اصلى فرد در عبادت و يا هر عمل نيكى, نشان دادن به مردم باشد نه تقرب و رضاى حق تعالى. آن چه براى رياكار مطرح است, به دست آوردن تحسين بينندگان (مردم) است.

    حالا به نظر شما اگر اخلاص را اینگونه تعریف کنیم اشکال دارد:

    اخلاص در اسلام يعنى اين كه انگيزه اصلى فرد در عبادت و يا هر عمل نيكى, نشان دادن به خدا باشد نه تقرب و رضاى مردم. آن چه براى مخلص مطرح است, به دست آوردن تحسين خدا است.

    تفاوت اخلاص و ریا همین انگیزه عمل است. حالا اگر بگوییم اخلاص همان ریا برای خداست نه مردم چه اشکالی دارد؟ منظور آن بزرگوار هم همین بوده که اگر با عمل خود دنبال جلب رضایت کسی می گردید چرا مردم؟ خود خدا هست و همیشه ما را می بیند چرا برای دیده شدن توسط ایشان عمل نکنیم؟
    اگر به قول شما و آقای بصیر سیر سلوک الی الله مراحلی داره، پس تکلیف از هیچی بهترهای ما چی میشه؟! منظورم این هست که بالفرض فردی که فلان گناه کبیره رو تا آخر عمرش هم باهاش سر و کله میزنه
    من ترجیح میدهم مشغول به برطرف کردن گناهان باشم تا قصد قربت در مباهات و اینکه "نمی توانم گناه را ترک کنم" را چیزی جز حربه شیطان برای فریبکاری نمیبینم.
    تقرب موقعی معنی داره که ما در جهنم نباشیم. وقتی گناه می کنیم جهنمی هستیم پس آیا نخوردن غذایی که دوستش داریم ما را از جهنم بیرون می آورد؟ داستان طوطی و مرد طاس و قیاسی که طوطی کرد همین قضیه رو بیان می کنه: کار نیکان را قیاس از خود مگیر
    ویرایش توسط اشک قلم : ۱۳۹۲/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۷:۲۴
    به گرد دروغ آنکه گردد بسی
    از او راست باور ندارد کسی

    فردوسی پاکزاد

    پروردگارا صبر ما را بیشتر از طاقت مسئولین سازمان سنجش قرار بده

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    76
    حضور
    3 روز 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    180



    من ترجیح میدهم مشغول به برطرف کردن گناهان باشم تا قصد قربت در مباهات و اینکه "نمی توانم گناه را ترک کنم" را چیزی جز حربه شیطان برای فریبکاری نمیبینم.
    ممنونم ولی بنده دنبال اصول این کار هستم نه اینکه این کار کم تاثیره، آیا برای این گفته هاتون منبع و دلیلی دارید یا صرفا یک عقیده شخصی است؟
    درست می فرمایید "نمی توانم گناه را ترک کنم" طرز تفکری شیطانی است ولی "انجام ندادن و بی ارزش بودن کارهای خوب ناچیز و ریاضت های کوچک به دلیل اینکه هنوز گناهان جهنمی خود را بر طرف نکرده ایم" نیز شیطانی است، اصلا بالفرض که جهنمی باشیم، شاید برای این ریاضت های کوچک عذاب کمتری بکشیم!
    ضمنا مستحضر هستید که برخی از گناهان فوق العاده پیچیده و دشوار هستند شبیه عجب که فکر کنم آخرین گناهی هست که از یک مومن خارج میشه! استاد پناهیان میگفت) لذا نمیشه این رو بهانه ای کرد برای فرار از ریاضت های کوچک (البته به نظر من)

    تقرب موقعی معنی داره که ما در جهنم نباشیم. وقتی گناه می کنیم جهنمی هستیم پس آیا نخوردن غذایی که دوستش داریم ما را از جهنم بیرون می آورد؟
    این مورد واقعا بی انصافیه. حالا اینکه استعدادمون ضعیفه و نمی تونیم فلان درس رو نمره قبولی بگیریم فکر کنم دلیل نمیشه نخونیم! به هر حال حتی اگه قبول نشیم، فرق هست بین کسی که صفر گرفته با کسی که 9.9 گرفته باشه. شما باشید فرق قائل نمیشید؟
    ضمنا این به نظرم یک سخن کاملا وسوسه انگیز هست که به راحتی میشه ازش سو استفاده کرد، یعنی حالا که نمیشه ولش کن، مصداق همون ضرب المثل معروف (و به نظر بنده کاملا اشتباه) آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب!
    نه این یکی رو اصلا قبول ندارم مگه اینکه دلیل و مدرکی براش وجود داشته باشه.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    حالا با وجود گناهان بزرگ، کارهای خوب و هر چند کوچک شبیه همین انجام مستحبات و ترک مباحات تاثیری در ترک اون گناهان بزرگ نداره؟ در واقع باعث نمیشه که نفسمون قویتر بشه؟
    باسلام و احترام
    ببینید، هیچ عمل خیری بی تاثیر نیست و ما نباید از انجام هیچ علم نیکی کوتاهی کنیم، شاید رضای الهی در آن نهفته باشد و ما با انجام آن توفیقات خوبی بدست آوریم. مثلا در مورد صفت سخاوت، روایت داریم که خداوند به حضرت موسی فرمودند که یا موسی، سامری (کسی که گوساله ای درست کرد و مردم را دعوت به بت پرستی نمود. داستان آن در قرآن آمده است) را نکش، زیرا او آدم سخاوتمندی است. ببینید خدا اینقدر به صفت سخاوت، حساس است که دستور می دهد این انسان کافر را فعلا به خاطر این صفت زیبایش نکش. پس پیداست که کارها و صفات نیک بی تاثیر نیستند، اما از این نکته هم نباید غافل شد که اصل، ترک گناهان بزرگ و انجام واجبات است، تا این محرمات، ترک نشود، و واجبات انجام نگیرد، کارهای کوچک آنچنان تاثیری ندارد. کارهای کوچک هم نباید اغماض کرد ولی باید بدانیم آنقدر که واجبات و محرمات موثر هستند، مستحبات و مکروهات موثر نیستند. اینقدر که انجام واجبات و آن دستوراتی که خداوند به آنها امرِ واجب کرده، موثر هستند، مستحابتی که خدا فرموده به آن اندازه تقرب ایجاد نمی کنند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط programmer1 نمایش پست ها
    هر کسی نمی تواند شبیه امیرالمونین و یا سایر معصومین زندگی کند ولی آیا میشه به عنوان الگویی به اونها نگاه کرد؟ یعنی غایتی رو تعیین کنیم که هیچ وقت احساس غرور و عجب از داشته هایمان نکنیم؟!
    بله حتما همینطور است، حتما باید این نگاه را داشت، آنها الگوی ما هستند هر چند نتوانیم واقعا مثل آنها باشیم ولی می توانیم در مسیر آنها باشیم.
    مبارزه با نفس چگونه و تا کجا؟

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود