جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاریخ كعبه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    314
    حضور
    2 روز 19 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    330

    تاریخ كعبه




    1- كعبه را حضرت آدم ابتدا بنا نهاد
    2- حضرت اباهيم آنرا تجديد بنا كرد
    3- كعبه مقدس ترين مكان از طرف خداوند است
    4- كعبه خانه خداست
    5- .....


    اگر اينمكان چنين سابقه مذهبي و تاريخي دارد چرا هيچ نامي از آن در متون يهود و نصارا نميبينيم؟
    ما مانند يهود نصارا يكي از اديان ابراهيمي هستيم چرا در مورد اين مكان مذهبي پيوند تاريخي نداريم؟

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    تاریخ كعبه







    کارشناس بحث: استاد مقداد



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  4. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست ها
    1- كعبه را حضرت آدم ابتدا بنا نهاد
    2- حضرت اباهيم آنرا تجديد بنا كرد
    3- كعبه مقدس ترين مكان از طرف خداوند است
    4- كعبه خانه خداست
    5- .....


    اگر اينمكان چنين سابقه مذهبي و تاريخي دارد چرا هيچ نامي از آن در متون يهود و نصارا نميبينيم؟
    ما مانند يهود نصارا يكي از اديان ابراهيمي هستيم چرا در مورد اين مكان مذهبي پيوند تاريخي نداريم؟
    با عرض سلام و ادب
    در این رابطه به دو نكته توجه فرمائيد :
    1-در روايتي آمده است : « أن الله تعالى أمر آدم أن‏ يصلي إلى المغرب و نوحا يصلي إلى المشرق و إبراهيم أن يجمعهما و هي الكعبة فلما بعث موسى أمره أن يحيي دين آدم و لما بعث عيسى أمره بأن يحيي دين نوح و لما بعث محمدا أمره أن يحيي دين إبراهيم‏.» ، " خداي متعال امر كرد به آدم كه به سمت مغرب نماز بگذارد و به نوح امر كرد كه به سمت مشرق نماز بگذارد و به ابراهيم امر كرد كه بين اين دو جمع كند كه همان نماز گذاردن به سمت كعبه است ، سپس وقتي موسي عليه السلام را براي نبوت مبعوث كرد امر كرد كه روش آدم را احيا كند و زماني كه عيسي را مبعوث فرمود امر كرد كه روش نوح را احيا كند و وقتي محمد صلي الله عليه و آله و سلم را مبعوث فرمود امر كرد كه روش ابراهيم را احيا كند."(1)

    در شريعت هاي مختلفي كه براي انبياء نازل شده است لزومي بر ذكر و اشاره به همه مواردي كه در شريعت هاي ديگر مورد توجه و اهميت است ، وجود ندارد. به اين معنا كه از آن جهت كه قبله در شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام مكاني بوده است غير از كعبه ، و در انجام فرائض ديني خود به سمتي غير از سمت كعبه مي ايستادند و قبله چند سال بعد از بعثت پيامبر خاتم ،‌ و در مدينه به سمت كعبه تغيير مسير يافت ، لزوم چنداني وجود نداشته است كه در باره آن توضيحي هم در اين شريعتها و كتاب هاي آسماني آنها آورده شود.

    هر كدام از انبياء عظام ماموريتي در زمان نبوت خود داشته اند و قوم آن ها نيازهائي داشته اند كه براساس آن ماموريت و نيازها ، مساله اي را پررنگ تر از مسائل ديگر و مساله اي ديگر را كم رنگتر بيان مي كردند و اين به معني كم رنگ بودن و بي اهميت بودن آن مساله در ديگر شريعتها نمي باشد.


    2- همانگونه كه گفتيم لزومي بر ذكر كعبه در دو شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام وجود ندارد ، دليلي هم بر عدم ذكر آن از طرف اين دو بزرگوار در دست نيست بلكه احتمال ذكر با توجه به اهميت كعبه ،‌مي رود. حال به بررسي اين احتمال و دليل عدم ذكر آن از طرف ايشان ، مي پردازيم.

    نخست:
    پس از مطالعه داستان ابراهيم در قرآن و مراجعه به تورات و انجيل پيرامون داستان حضرت و مقايسه قرآن کريم و عهدين روشن مي‌شود که برخي از قسمت‌هاي اصلي و مهم داستان در تورات و انجيل ذکر نشده یا ناقص است، در حالي که قرآن کريم به عنوان بخش‌هاي مهم زندگي خليل خدا از آن ياد مي‌کند؛ از جمله: مناظره با قوم بت پرست و «لااحبّ الافلين»(2) گفتنِ ابراهيم، به آتش افکندن او، بناي کعبه :
    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (3) نيز چگونگي زنده شدن مردگان .

    در قسمت‌هايي که در قرآن کريم و عهد قديم بازتاب يافته است، گاه تفاوت‌هاي چشمگيري در نوع روايت و جزئيات داستان به چشم مي‌خورد. در روايت تورات، ابراهيم تنها منزلت يک شخصيت تاريخي را دارد که گاه متوسل به دروغ مي‌شود (در ماجراي ساره و حاکم حرّان)، گاه در رفتارش نسبت به همسر و فرزندش نوعي ظلم و بي عدالتي روا مي‌دارد (در ماجراي هجرت هاجر که پس از خواسته ساره مبني بر اخراج هاجر و پسرش از خانه. خداوند ابراهيم را تنها به دليل اين که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد» (4) به شنيدن سخن ساره فرا مي‌خواند.
    از سوي ديگر، در تورات از بناي کعبه هيچ ذکري به ميان نيامده است .هجرت هاجر بدون در نظر گرفتنِ بناي کعبه کاري بيهوده است، در صورتي که خداوند هرگز بنده‌اش را به کار عبث فرمان نمي‌دهد.

    اما شخصيت ابراهيم در قرآن کريم از هر گونه عيب و نقصي مبرّاست . در همه بخش‌هاي داستان حکمت الهي به چشم مي‌خورد. نگاه قرآن بسيار لطيف‌تر و دقيق‌تر از عهدين است . در هيچ کجاي داستان خليل الله متهم به هيچ گناهي نيست؛ بلکه سراسر زندگي او پوشيده از آزمايش‌هاي الهي است که اين پيامبر از همه آن ها سربلند بيرون آمده و هر بار خود را به پروردگارش نزديک تر يافته ‌است.

    دوم :
    کعبه که مسجدي براي عبادت همه‌ انسان‌ها بود، وقتي قبله شد که دين اسلام محمدي (ص) که آخرين دين و براي جهانيان است، ظهور يافت. دليلي نداشت که کعبه براي حضرات موسي و عيسي (ع) که هر دو فقط براي قوم «بني‌اسرائيل» و گستره‌ آن ارسال شده بودند ، قبله باشد و حج آن واجب شده باشد. هر چند که «حج» در اديان گذشته نيز بوده است، اما مكان حج ممكن است متفاوت باشد.
    پس مي توان گفت شايد ضرورتي بر ذكر داستان آن نبوده است.

    سوم :
    با وجود لجاجت و بغض و تحريفات صورت گرفته در اديان يهودي و مسيحي، که حتي کتاب آسماني را تغيير دادند، اسناد تاريخي صحيح و بسياري از آنان به جا نمانده است.
    يهودي‌ها و نصراني چنان تعصب و رقابتي در دين خود داشتند که حتي يهودي ها مي‌گفتند: ابراهيم يهودي بود و مسيحي‌ها مي‌گفتند، نصراني بود! هيچ توجه نداشتند که حضرت ابراهيم (ع) قبل از اين دو بوده است.
    با چنين وضعيتي ،نيز عناد و دشمني با اسلام و مسلمانان، چگونه بايد انتظار داشت، در صورت نقل عهدين از ماجراي ساخت كعبه- كه قبله مسلمانان است- توسط ابراهيم ، از تحريف بماند؟

    به هر روي با نظري به آيات و روايات اين باب در مي يابيم كه نه تنها ابراهيم كه بازسازنده كعبه است و بر گرد آن طواف نموده، انبياي ديگري مانند حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام طواف كعبه نموده اند. (5)

    جهت آگاهي بيش تر به منابع زير مراجعه فرماييد:
    - عباس اشرافي عبادات در اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام).
    - محمد تقي رهبر، حج در رهگذر تمدن ها.
    - مجله ميقات حج، سال شانزدهم، شماره شصت و يکم، پاييز 1386.
    - حج در تمدن ها و اديان ديگر،ماهنامه زائر ،شماره 98 .


    پي نوشتها :
    1. سيد بن طاوس ، فلاح السائل و نجاح المسائل ، قم ،‌ بوستان كتاب ، بيتا ، صص 128-129.
    2. انعام(6)آيه 76 .
    3. بقره(2)آيه127 .
    4.سفر پيدايش،21:12و13.
    5. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت ج 99، ص 64، روايت ،41؛
    ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.


    تاریخ كعبه
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  5. صلوات ها 3


  6. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896



    سایرین هم پیش از اسلام برای کعبه احترام قایل بودند، مثلا

    برخى در وجه تسميه زمزم گويند: شاپور پادشاه (ايران) وقتى حج گزارد بالاى چاه آمد و زمزمه اى كرد و زمزمه خواندن مجوس است هنگام نماز و (نيايش) و غذا خوردن.

    شاعر در اين باره گويد:

    زمزمت الفرس على زمزم و ذاك في سالفها الأقدم

    «فارسيان بر زمزم زمزمه كردند و اين سنّت ديرين آنها بوده است.» مسعودى گويد: از آن جهت زمزم ناميده شد كه ايرانيان در گذشته هاى دور به حج مى آمدند و آنجا زمزمه مى كردند و زمزمه صدايى است كه فارسيان هنگام نوشيدنآب از خيشوم (بينى) خارج مى كنند.


    ياقوت از قول مسعودى، مورّخ مشهور آورده: فارسيان عقيده دارند كه از فرزندان و نسل ابراهيم خليل(عليه السلام) هستند، پيشينيان آنها آهنگ بيت الله الحرام مى كردند و به عنوان بزرگداشت مقام ابراهيم و پيروى از راه او و پاسدارى نژادش، به طواف خانه مى پرداختند و آخرين كسى كه از شاهان ايران به كعبه آمد و به طواف پرداخت، ساسان پسر بابك بود. او هر گاه به خانه كعبه مى آمد طواف بيت مى كرد و بر سر آن چاه زمزمه مى نمود. از اينرو شاعر در عهد قديم گفته است:

    زمزمت الفرس على زمزم
    و ذاك في سالفهاالأقدم

    شاعرى فارس، پس از اسلام، در اين خصوص شعرى سروده است كه با اشاره به سابقه فارسيان، با مباهات و فخر مى گويد:

    و مازلنا نحج البيت قدما و نُلقي بالأباطح آمنين

    أتى الْبيْت العتيق باصيدين
    و ساسان بن بابك سار حتّى

    و طاف به و زمزم عند بئر
    لإسمعيل تروي الشاربين

    «ما از دير زمان همواره حج خانه مى كرديم و در سرزمين مكه در نهايت امن و امان ديدار مى نموديم.
    وساسان پسر بابك با سر بلندى آهنگ بيت عتيق كرد.
    و آن را طواف نموده، بر سر چاه آمد و زمزمه كرد (ذكر گفت) چاهى كه از آنِ اسماعيل است و تشنه كامان را سيراب مى كند.»


    منبع: فاکهی، اخبار مکه، ج 2، ص 63.
    ویرایش توسط Anoushiravan : ۱۳۹۲/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۵:۵۱
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    314
    حضور
    2 روز 19 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    330



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    با عرض سلام و ادب
    در این رابطه به دو نكته توجه فرمائيد :
    1-در روايتي آمده است : « أن الله تعالى أمر آدم أن‏ يصلي إلى المغرب و نوحا يصلي إلى المشرق و إبراهيم أن يجمعهما و هي الكعبة فلما بعث موسى أمره أن يحيي دين آدم و لما بعث عيسى أمره بأن يحيي دين نوح و لما بعث محمدا أمره أن يحيي دين إبراهيم‏.» ، " خداي متعال امر كرد به آدم كه به سمت مغرب نماز بگذارد و به نوح امر كرد كه به سمت مشرق نماز بگذارد و به ابراهيم امر كرد كه بين اين دو جمع كند كه همان نماز گذاردن به سمت كعبه است ، سپس وقتي موسي عليه السلام را براي نبوت مبعوث كرد امر كرد كه روش آدم را احيا كند و زماني كه عيسي را مبعوث فرمود امر كرد كه روش نوح را احيا كند و وقتي محمد صلي الله عليه و آله و سلم را مبعوث فرمود امر كرد كه روش ابراهيم را احيا كند."(1)

    در شريعت هاي مختلفي كه براي انبياء نازل شده است لزومي بر ذكر و اشاره به همه مواردي كه در شريعت هاي ديگر مورد توجه و اهميت است ، وجود ندارد. به اين معنا كه از آن جهت كه قبله در شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام مكاني بوده است غير از كعبه ، و در انجام فرائض ديني خود به سمتي غير از سمت كعبه مي ايستادند و قبله چند سال بعد از بعثت پيامبر خاتم ،‌ و در مدينه به سمت كعبه تغيير مسير يافت ، لزوم چنداني وجود نداشته است كه در باره آن توضيحي هم در اين شريعتها و كتاب هاي آسماني آنها آورده شود.

    هر كدام از انبياء عظام ماموريتي در زمان نبوت خود داشته اند و قوم آن ها نيازهائي داشته اند كه براساس آن ماموريت و نيازها ، مساله اي را پررنگ تر از مسائل ديگر و مساله اي ديگر را كم رنگتر بيان مي كردند و اين به معني كم رنگ بودن و بي اهميت بودن آن مساله در ديگر شريعتها نمي باشد.


    2- همانگونه كه گفتيم لزومي بر ذكر كعبه در دو شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام وجود ندارد ، دليلي هم بر عدم ذكر آن از طرف اين دو بزرگوار در دست نيست بلكه احتمال ذكر با توجه به اهميت كعبه ،‌مي رود. حال به بررسي اين احتمال و دليل عدم ذكر آن از طرف ايشان ، مي پردازيم.

    نخست:
    پس از مطالعه داستان ابراهيم در قرآن و مراجعه به تورات و انجيل پيرامون داستان حضرت و مقايسه قرآن کريم و عهدين روشن مي‌شود که برخي از قسمت‌هاي اصلي و مهم داستان در تورات و انجيل ذکر نشده یا ناقص است، در حالي که قرآن کريم به عنوان بخش‌هاي مهم زندگي خليل خدا از آن ياد مي‌کند؛ از جمله: مناظره با قوم بت پرست و «لااحبّ الافلين»(2) گفتنِ ابراهيم، به آتش افکندن او، بناي کعبه :
    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (3) نيز چگونگي زنده شدن مردگان .

    در قسمت‌هايي که در قرآن کريم و عهد قديم بازتاب يافته است، گاه تفاوت‌هاي چشمگيري در نوع روايت و جزئيات داستان به چشم مي‌خورد. در روايت تورات، ابراهيم تنها منزلت يک شخصيت تاريخي را دارد که گاه متوسل به دروغ مي‌شود (در ماجراي ساره و حاکم حرّان)، گاه در رفتارش نسبت به همسر و فرزندش نوعي ظلم و بي عدالتي روا مي‌دارد (در ماجراي هجرت هاجر که پس از خواسته ساره مبني بر اخراج هاجر و پسرش از خانه. خداوند ابراهيم را تنها به دليل اين که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد» (4) به شنيدن سخن ساره فرا مي‌خواند.
    از سوي ديگر، در تورات از بناي کعبه هيچ ذکري به ميان نيامده است .هجرت هاجر بدون در نظر گرفتنِ بناي کعبه کاري بيهوده است، در صورتي که خداوند هرگز بنده‌اش را به کار عبث فرمان نمي‌دهد.

    اما شخصيت ابراهيم در قرآن کريم از هر گونه عيب و نقصي مبرّاست . در همه بخش‌هاي داستان حکمت الهي به چشم مي‌خورد. نگاه قرآن بسيار لطيف‌تر و دقيق‌تر از عهدين است . در هيچ کجاي داستان خليل الله متهم به هيچ گناهي نيست؛ بلکه سراسر زندگي او پوشيده از آزمايش‌هاي الهي است که اين پيامبر از همه آن ها سربلند بيرون آمده و هر بار خود را به پروردگارش نزديک تر يافته ‌است.

    دوم :
    کعبه که مسجدي براي عبادت همه‌ انسان‌ها بود، وقتي قبله شد که دين اسلام محمدي (ص) که آخرين دين و براي جهانيان است، ظهور يافت. دليلي نداشت که کعبه براي حضرات موسي و عيسي (ع) که هر دو فقط براي قوم «بني‌اسرائيل» و گستره‌ آن ارسال شده بودند ، قبله باشد و حج آن واجب شده باشد. هر چند که «حج» در اديان گذشته نيز بوده است، اما مكان حج ممكن است متفاوت باشد.
    پس مي توان گفت شايد ضرورتي بر ذكر داستان آن نبوده است.

    سوم :
    با وجود لجاجت و بغض و تحريفات صورت گرفته در اديان يهودي و مسيحي، که حتي کتاب آسماني را تغيير دادند، اسناد تاريخي صحيح و بسياري از آنان به جا نمانده است.
    يهودي‌ها و نصراني چنان تعصب و رقابتي در دين خود داشتند که حتي يهودي ها مي‌گفتند: ابراهيم يهودي بود و مسيحي‌ها مي‌گفتند، نصراني بود! هيچ توجه نداشتند که حضرت ابراهيم (ع) قبل از اين دو بوده است.
    با چنين وضعيتي ،نيز عناد و دشمني با اسلام و مسلمانان، چگونه بايد انتظار داشت، در صورت نقل عهدين از ماجراي ساخت كعبه- كه قبله مسلمانان است- توسط ابراهيم ، از تحريف بماند؟

    به هر روي با نظري به آيات و روايات اين باب در مي يابيم كه نه تنها ابراهيم كه بازسازنده كعبه است و بر گرد آن طواف نموده، انبياي ديگري مانند حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام طواف كعبه نموده اند. (5)

    جهت آگاهي بيش تر به منابع زير مراجعه فرماييد:
    - عباس اشرافي عبادات در اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام).
    - محمد تقي رهبر، حج در رهگذر تمدن ها.
    - مجله ميقات حج، سال شانزدهم، شماره شصت و يکم، پاييز 1386.
    - حج در تمدن ها و اديان ديگر،ماهنامه زائر ،شماره 98 .


    پي نوشتها :
    1. سيد بن طاوس ، فلاح السائل و نجاح المسائل ، قم ،‌ بوستان كتاب ، بيتا ، صص 128-129.
    2. انعام(6)آيه 76 .
    3. بقره(2)آيه127 .
    4.سفر پيدايش،21:12و13.
    5. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت ج 99، ص 64، روايت ،41؛
    ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.





    ذكر دو نكته خيلي مهم است كه فكر كنم بايد بر اساس اين دو نكته پاسختان را اصلاح كنيد

    1- از كجاي مطالب من برداشت كرديد كه قبله بودن كعبه براي من سوال بوده نه مهم بودنش ؟
    2- ذكر چند روايت و آيه قران ، پاسخ سوال من نميشود ، چون اگر قرار به تبعيت بود كه اصلا" ديگر سوال را مطرح نميكردم و بخاطر همان چند روايت و چند آيه ، خودم را قانع ميكردم كه خوب خدا و معصومين گفته اند ديگر ، دليل ميخواهي چكار ؟


    پس مجددا" استدعا ميكنم پاسخ منطقي قابل قبول و كارشناسانه محبت بفرمائيد نه نقل قولهاي مصرف داخلي ، بنده در زندگيم با اشخاص زيادي از اديان مختلف بحث ميكنم ، به نظر شما من براي يك شمنيست ميتوان قال الباقر و قال الصادق و آيه قران دليل بياورم؟




    توجه ساير دوستان رو به اين لينك جلب ميكنم

    http://www.askquran.ir/thread42035.html#post637411

  9. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896



    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست ها
    تو مباحث قبلي شما خيلي منطقي تر بحث ميكرديد و اينجا خيلي متعصبانه

    واقعا" 4 تا بيت شعر شد مدرك ؟ اگر اينطوري باشه منم 2 بيت شعر در مورد خلقت حضرت آدم و تغييرات ژنتيك براتون ميارم ببينم مورد قبول واقع ميشه يا نه ، پس خواهشا" مطالبي با مصرف داخلي نفرمائيد


    من از يهود و نصارا و اديان آسماني صحبت ميكنم و شما از زرتشتيان صحبت ميكنيد كه مورخان مسلمان كلا" منكر ارتباط ديني با آنها هستند و اصلا" زرتشت رو پيامبر آسماني نميدونند ( بازم تكرار ميكنم از شما با اون بحث شيوا در مورد خلقت حضرت آدم ( ع ) چنين متني غافلگير كننده بود ) شايد من نتونستم مطلب رو خوب برسونم كه سعي كردم با اين توضيحات كاملش كنم
    دوست عزیز

    مطالب من با رفرنس هست و شما میتونید به اصل تاریخ ها رجوع کنید

    در مورد اشعار... ظاهرا شما جامعه عرب رو با دنیای متمدن اشتباه گرفتید. در زمانی که در میان اعراب افراد باسواد جزو نوادر بودند، این شعر بود که فرهنگ اعراب رو زنده نگه میداشت

    اما در مورد آنچه که پیرامون مجوس اورده اید

    خداوند در قران میفرماید "إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ "

    حال مشتی گمراه سخن خداوند را قبول ندارند، دلیلی بر عدم سخن گفتن من نیست

    طبرسی 1000 سال پیشئدر تفسیرش، مجوس رو جزو ایمان داران به پروردگار میدونه، حالا مشتی نادان سلفی که با شیعه و ایران مشکل دارن هر چی میخوان بگن. چه اهمیتی داره؟

    "هم الیهود و النصاری و قال اصحابنا ان المجوس حکمهم حکم الیهود و النصاری"

    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست ها
    شما هم مثل اينكه ميخواهي مثل آقاي مشايي بهت عنوان انحراف رو بچسبونن كه ميگي ايرانيان از نسل ابراهيم ( ع ) بوده اند
    سخن من نیست! من تاریخ رو نقل کردم. حالا اگر کسی خوشش نمیاد مشکل اونه!

    من به مسعودی ارجاع دادم که 1000 سال پیش میزیسته و به سخن مردمان آن روزگار آشنا بوده
    ویرایش توسط Anoushiravan : ۱۳۹۲/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۸:۰۷
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  10. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    314
    حضور
    2 روز 19 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    330



    مطالب شيوايي فرموديد

    اما عرض كنم يكسر اين موضوع ، غير اعراب هستند و فقط به اسناد اعراب نميشه اكتفا كرد پس اشعار اعراب كه براشون سند هست و در رجزها هم از آن مثل اسناد محكم تاريخي استفاده ميكنند ، در حال حاضر بايد با اسناد هم عصر خودشون مطابقت داده شوند

    در مورد مجوسها هم ، تنها به زمانه كنوني ختم نميشه ، از زمان خليفه دوم با موالي برخورد خاص ديني ميشد


    در مورد مشابهت دادن شما با آقاي مشايي هم ، به طنز عرض كردم
    چون يكي از دوستان كه استاد تاريخ دانشگاه بغداد بود ، محكم از نظر ايشون در مورد ايراني بودن پيامبر حمايت ميكرد و اسنادي رو ارائه مينمود كه اگر دوستان علاقمند بودند ، بعنوان يك بحث در تاپيكي جداگانه اونو مطرح كنيم

  11. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711

    جمع بندی




    پرسش:
    با توجه به اهمیت کعبه چرا هيچ نامي از آن در متون يهود و نصارا نميبينيم؟

    پاسخ:
    در این رابطه به دو نكته توجه فرمائيد :
    1-در روايتي آمده است : « أن الله تعالى أمر آدم أن‏ يصلي إلى المغرب و نوحا يصلي إلى المشرق و إبراهيم أن يجمعهما و هي الكعبة فلما بعث موسى أمره أن يحيي دين آدم و لما بعث عيسى أمره بأن يحيي دين نوح و لما بعث محمدا أمره أن يحيي دين إبراهيم‏.» ، " خداي متعال امر كرد به آدم كه به سمت مغرب نماز بگذارد و به نوح امر كرد كه به سمت مشرق نماز بگذارد و به ابراهيم امر كرد كه بين اين دو جمع كند كه همان نماز گذاردن به سمت كعبه است ، سپس وقتي موسي عليه السلام را براي نبوت مبعوث كرد امر كرد كه روش آدم را احيا كند و زماني كه عيسي را مبعوث فرمود امر كرد كه روش نوح را احيا كند و وقتي محمد (صلي الله عليه و آله) را مبعوث فرمود امر كرد كه روش ابراهيم را احيا كند."(1)

    در شريعت هاي مختلفي كه براي انبياء نازل شده است لزومي بر ذكر و اشاره به همه مواردي كه در شريعت هاي ديگر مورد توجه و اهميت است ، وجود ندارد. به اين معنا كه از آن جهت كه قبله در شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام مكاني بوده است غير از كعبه ، و در انجام فرائض ديني خود به سمتي غير از سمت كعبه مي ايستادند و قبله چند سال بعد از بعثت پيامبر خاتم ،‌ و در مدينه به سمت كعبه تغيير مسير يافت ، لزوم چنداني وجود نداشته است كه در باره آن توضيحي هم در اين شريعتها و كتاب هاي آسماني آنها آورده شود.

    هر كدام از انبياء عظام ماموريتي در زمان نبوت خود داشته اند و قوم آن ها نيازهائي داشته اند كه براساس آن ماموريت و نيازها ، مساله اي را پررنگ تر از مسائل ديگر و مساله اي ديگر را كم رنگتر بيان مي كردند و اين به معني كم رنگ بودن و بي اهميت بودن آن مساله در ديگر شريعتها نمي باشد.

    2- همانگونه كه گفتيم لزومي بر ذكر كعبه در دو شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام وجود ندارد ، دليلي هم بر عدم ذكر آن از طرف اين دو بزرگوار در دست نيست بلكه احتمال ذكر با توجه به اهميت كعبه ،‌مي رود. حال به بررسي اين احتمال و دليل عدم ذكر آن از طرف ايشان ، مي پردازيم.

    نخست:
    پس از مطالعه داستان ابراهيم در قرآن و مراجعه به تورات و انجيل پيرامون داستان حضرت و مقايسه قرآن کريم و عهدين روشن مي‌شود که برخي از قسمت‌هاي اصلي و مهم داستان در تورات و انجيل ذکر نشده یا ناقص است، در حالي که قرآن کريم به عنوان بخش‌هاي مهم زندگي خليل خدا از آن ياد مي‌کند؛ از جمله: مناظره با قوم بت پرست و «لااحبّ الافلين»(2) گفتنِ ابراهيم، به آتش افکندن او، بناي کعبه :
    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (3) نيز چگونگي زنده شدن مردگان .

    در قسمت‌هايي که در قرآن کريم و عهد قديم بازتاب يافته است، گاه تفاوت‌هاي چشمگيري در نوع روايت و جزئيات داستان به چشم مي‌خورد. در روايت تورات، ابراهيم تنها منزلت يک شخصيت تاريخي را دارد که گاه متوسل به دروغ مي‌شود (در ماجراي ساره و حاکم حرّان)، گاه در رفتارش نسبت به همسر و فرزندش نوعي ظلم و بي عدالتي روا مي‌دارد (در ماجراي هجرت هاجر که پس از خواسته ساره مبني بر اخراج هاجر و پسرش از خانه. خداوند ابراهيم را تنها به دليل اين که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد» (4) به شنيدن سخن ساره فرا مي‌خواند.
    از سوي ديگر، در تورات از بناي کعبه هيچ ذکري به ميان نيامده است .هجرت هاجر بدون در نظر گرفتنِ بناي کعبه کاري بيهوده است، در صورتي که خداوند هرگز بنده‌اش را به کار عبث فرمان نمي‌دهد.

    اما شخصيت ابراهيم در قرآن کريم از هر گونه عيب و نقصي مبرّاست . در همه بخش‌هاي داستان حکمت الهي به چشم مي‌خورد. نگاه قرآن بسيار لطيف‌تر و دقيق‌تر از عهدين است . در هيچ کجاي داستان خليل الله متهم به هيچ گناهي نيست؛ بلکه سراسر زندگي او پوشيده از آزمايش‌هاي الهي است که اين پيامبر از همه آن ها سربلند بيرون آمده و هر بار خود را به پروردگارش نزديک تر يافته ‌است.

    دوم :
    کعبه که مسجدي براي عبادت همه‌ انسان‌ها بود، وقتي قبله شد که دين اسلام محمدي (ص) که آخرين دين و براي جهانيان است، ظهور يافت. دليلي نداشت که کعبه براي حضرات موسي و عيسي (ع) که هر دو فقط براي قوم «بني‌اسرائيل» و گستره‌ آن ارسال شده بودند ، قبله باشد و حج آن واجب شده باشد. هر چند که «حج» در اديان گذشته نيز بوده است، اما مكان حج ممكن است متفاوت باشد.
    پس مي توان گفت شايد ضرورتي بر ذكر داستان آن نبوده است.

    سوم :
    با وجود لجاجت و بغض و تحريفات صورت گرفته در اديان يهودي و مسيحي، که حتي کتاب آسماني را تغيير دادند، اسناد تاريخي صحيح و بسياري از آنان به جا نمانده است.
    يهودي‌ها و نصراني چنان تعصب و رقابتي در دين خود داشتند که حتي يهودي ها مي‌گفتند: ابراهيم يهودي بود و مسيحي‌ها مي‌گفتند، نصراني بود! هيچ توجه نداشتند که حضرت ابراهيم (ع) قبل از اين دو بوده است.
    با چنين وضعيتي ،نيز عناد و دشمني با اسلام و مسلمانان، چگونه بايد انتظار داشت، در صورت نقل عهدين از ماجراي ساخت كعبه- كه قبله مسلمانان است- توسط ابراهيم ، از تحريف بماند؟

    به هر روي با نظري به آيات و روايات اين باب در مي يابيم كه نه تنها ابراهيم كه بازسازنده كعبه است و بر گرد آن طواف نموده، انبياي ديگري مانند حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام طواف كعبه نموده اند. (5)

    جهت آگاهي بيش تر به منابع زير مراجعه فرماييد:
    - عباس اشرافي عبادات در اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام).
    - محمد تقي رهبر، حج در رهگذر تمدن ها.
    - مجله ميقات حج، سال شانزدهم، شماره شصت و يکم، پاييز 1386.
    - حج در تمدن ها و اديان ديگر،ماهنامه زائر ،شماره 98 .


    پي نوشتها :
    1. سيد بن طاوس ، فلاح السائل و نجاح المسائل ، قم ،‌ بوستان كتاب ، بيتا ، صص 128-129.
    2. انعام(6)آيه 76 .
    3. بقره(2)آيه127 .
    4.سفر پيدايش،21:12و13.
    5. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت ج 99، ص 64، روايت ،41؛
    ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۲:۵۵
    تاریخ كعبه
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود