|
|
1
|
||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
از جمله سرشناسترين افرادي كه امروزه در آثار خود در پي ارائه و صورتبندي نوعي آراء و عقايد معنوي و عرفاني است، پائولو كوئيلو نام دارد. به طوريكه آراي وي را ميتوان به عنوان شبهمكتبي جديد در نظر گرفت.در بررسي آراء و آثار او دانستن شرححال و زندگينامهي او ضرورت دارد. در آراي كوئيلو نمادها هستند كه ايفاي نقش ميكنند؛ از جمله سحر و جادو كه به نحوي نمادين مطرح شده است. به عنوان مثال سحر و جادو و اكسيري كه قهرمان داستان رمان كيمياگر به دنبال آن است نه يك مادهي آزمايشگاهي بلكه يك امر غيرمادي يعني «عشق» است و ميتواند زندگي را معنا بخشد. لذا ادبيات او كاملاً نمادين است و ميتوان نوشتار او را در ژانر پستمدرن جاي داد. كوئيلو با تركيبي از معاني و ادبيات مكاتب مختلف به آميزهاي جديد دست مييابد. قهرمانان رمانهاي او نيز هر بار از يكي از كشورهاي جهان انتخاب ميشوند. لذا او با آشنايي و بيان فضاهاي خاص فرهنگي كشورها در آثار خود، دستكم هر بار با يك فرهنگ (جهان اسلام، روسيه، برزيل، آفريقا و ... همدلي كرده و فضاي آن را تصوير ميكند. وي حتي از آموزههاي مثنوي معنوي مولانا جلالالدين بلخي نيز بهره ميگيرد. همين امر در جذب مخاطب در سراسر جهان كارگر افتاده است. او از خوارق عادات به نحوي نمادين سخن ميگويد. خارقالعاده از نظر او يعني اينكه بتوان اثري شگفتانگيز در خود ايجاد نمود. اين تغيير نگرش در خود و به صورت ذهني است. بنابراين بر خلاف نگرش سنتي خارقالعاده معطوف به عينيت، جهان بيرون و عالم واقع نيست. لذا جادوگري ما را به خرد اعظم و سرچشمهي آگاهي نزديك ميكند. كوئيلو در آثار خود از « روح كيهاني » سخن ميگويد. روح كيهاني بخشي از خداست. ارتباط او با خدا نزديك و تنگاتنگ است و تمام چيزهايي كه در دنياست بخشي از روح كيهانياند. با روح كيهاني كه بعد نامرئي جهان است ميتوان جهان واقعي را درك كرد. به زعم او وظيفهي انسان ايستادن در جايي است كه بتواند امور نامرئي را به جهان مرئي انتقال دهد و با قرار گرفتن در پل ميان دو جهان ترجمان جهان نامرئي براي اين جهان باشد. به نظر ميرسد كوئيلو تا حدودي با فرقهي اكنكار و آموزههاي آن نيز آشنا است. به نظر ميرسد مفاهيمي چون «شنيدن صدا» و «نور خدا» در آراي او از اين فرقه و آموزههاي ساير اديان و فرق جهان وام گرفته شده است. به طور كلي در آثار كوئيلو ميتوان برخي دستگاه مفهومي را كه شالودهي انديشه او را بيان ميدارند از هم تفكيك كرد. تأكيد كوئيلو بر: 1 - روح كيهاني كه پيشتر از آن سخن گفته شد. به نظر ميرسد ناخودآگاه جمعي يونگ با روح كيهاني كوئيلو خيلي نزديك است و او اين مفهوم را از يونگ وام گرفته باشد. 2 - افسانه شخصي؛ همان دنبال كردن يك آرزو، خواب يا رؤيا است كه از سوي روح كيهاني و عالم ماوراء در اختيار ما نهاده شده است و اگر آن را دنبال كنيم به روح كيهاني نزديك خواهيم شد. افسانهي شخصي مانند يك الهام است و براي كودكان متجلّيتر است و براي آنها كه خود را تسليم زندگي كردهاند، فروغ خود را از دست ميدهد و اثري بر آنان نخواهد داشت. افسانهي شخصي ميتواند مايهي شور و هيجان براي زندگي فرد باشد. البته آن شيء، رؤيا و يا خواب كه الهامبخش افسانهي شخصي است مهم نيست، بلكه اثر انفسي كه در درون فرد دارد، اهميت دارد. شمشير، كيميا و ... براي افراد داستان مهم نيست بلكه آن شور زندگي كه به واسطهي آن در زندگي اين افراد ايجاد شده و تحول نهايي اهميت دارد. 3- عشق بيتملك يكي از مهمترين مفاهيم موجود در داستانهاي اوست. عشق نبايد به نحو ملكيت يافته درآيد. عشق آزاد زمينهي وصل به روح كيهاني است. 4- « نداي درون»؛ يكي ديگر از مفاهيم مهمي است كه در آثار كوئيلو مطرح ميشود. او معتقد است كه بايد در همه حال به نداي درون گوش داد و نبايد از شنيدن پيام آن غافل شد. نداي درون در برخي از آثار او با نام «فرشتهي درون» و در جايي ديگر همان «غريزه» آمده است. غريزه يا نداي درون تكميلكنندهي عشق است. به همين خاطر بايد به آن گوش داد. 5- «خدا» در دستگاه مفهومي كوئيلو خدايي خطاكار، ضعيف، خسته و بعضاً حيلهگر است. چنين خدايي به خداي يهودي شبيه است. فيالمثل خشمگين ميشود و هنگاميكه ميخواهد قوم بنياسرائيل را مجازات كند حضرت موسي او را آرامش ميبخشد و او را از اين كار منصرف ميكند. در بحث از نداي درون و خيانت قلب، كوئيلو به يك پارادوكس مفهومي رسيده است. گاهي قلب به تو ميگويد كه راه نداي درون را دنبال نكن. برخلاف آموزههاي اسلام و قرآن كه تحت تأثير الهامات شيطاني و رحماني است، در آراي او معلوم نيست چه وقت بايد به نداي درون گوش داد و كِي به آن توجه نكرد. اما كوئيلو معتقد است كه بايد به نداي درون و قلب گوش فرا داد تا به نحوي بر آن مسلط شد(؟!) و آن را شناخت و بعد فهميد كه كدام راه درست است و بايد بدان تن در داد. لذا بعضاً رفتار خلاف عقل و اخلاق را نيز تأييد ميكند. به نظر ميرسد در اين مكاتب توصيهها به آموزههاي اخلاقي به نحوي ناقص و نيمهتمام مطرح ميشود. اصولاً نسبيت و پذيرش هر آنچه كه هست و در دست نداشتن معيار مانع از افقمندي افراد و سنجش امور با محك عقل و ارزشهاي راستين ميگردد. « ظلمپذيري »نيز يكي ديگر از پيامدهاي نگرش پسامدرن است كه در آراي كوئيلو و بسياري از مكاتب ديگر مطرح است. در اين نظرگاه مهم اين است كه شما براي هدف خود مبارزه كني. هر چه كه باشد. لذا به دليل بيمبنايي و نبود معيار، ظلمپذيري پذيرفته ميشود و ظلمستيزي اهميت ندارد. در اين دستگاه مفهومي همهي اعمال به يك اندازه داراي بار ارزشي هستند. فضايل و رذايل داراي مرزبندي مشخصي نيستند. لذا همه چيز درست است. همچنانكه چالمرز معتقد است: «همه چيز ممكن است (درست است) به همه چيز پايدار است، خواهد انجاميد». لذا محافظهكاري سياسي نيز يكي از پيامدهاي اصلي اين نوع طرز تلقي است. از ديگر آسيبهاي موجود در آثار كوئيلو قابل جمع بودن معنويت و عرفان از يكسو و مجاز بودن براي تن دادن به همه نوع عمل انحرافي است (اباحيگري معنوي) .همچنين وي از عرفان يهودي استفاده زيادي ميكند(عرفان كاباليستي) .لذا در مطالعه آثار وي خطر تن دادن به عرفان يهودي در خوانندگان و رفتن در آستانه شيطانپرستي وجود دارد کاری از : دکتر مظاهری، با تلخیص
|
||||||||||||
|
|
| تشكر |
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | نوشته |
| آثار اهل سنت درباره زندگانی و فضائل اهل بیت علیهم السلام | کمیل | منابع | 0 | ۱۳۸۸/۱۱/۳۰ ۱۱:۳۶ قبل از ظهر |
| آثار و بركات زياررت سيد الشهدا (عليه السلام | celia13 | مناسبت مذهبي | 0 | ۱۳۸۸/۰۹/۲۹ ۱۲:۴۹ قبل از ظهر |
| حقيقت بهشت و جهنم چيست؟ | گمنام | بهشت و جهنم | 0 | ۱۳۸۸/۰۸/۳ ۰۸:۳۹ بعد از ظهر |
| هولو کاست چیست ؟ افسانه است یا واقعیت؟ | صدر | حكومتها | 0 | ۱۳۸۸/۰۸/۱ ۰۵:۳۶ بعد از ظهر |