جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حکمرانی امام علی (ع) از دیدگاه جناب عمر

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    حکمرانی امام علی (ع) از دیدگاه جناب عمر




    ابن عبد ربه با سند خود از هشام بن عروه، از پدرش عروه، روايت کرده است که: چون عمر بن خطاب خنجر خورد، به او گفتند: اي کاش براي خود خليفه‏اي معين مي‏کردي؟ پس گفتاري را از عمر نقل مي‏کند تا مي‏رسد به اينجا که دوباره به او گفتند: يا امير المؤمنين لو عهدت؟! فقال: لقد کنت اجمعت‏ بعد مقالتي لکم ان اولي رجلا امرکم ارجو ان يحملکم علي الحق - و اشار الي علي - ثم رايت ان لا - اتحملها حيا و ميتا [1] .
    «اي کاش براي خلافت وصيتي مي‏نمودي! عمر گفت: پس از آنکه آن سخنان را براي شما گفتم، تصميم داشتم که سزاوارترين مردي را که بر شما حکومت کند و اميدوار باشم که شما را بر طريق حق حمل کند که علي بن ابيطالب است‏ براي ولايت امر شما نصب کنم، و سپس ديدم که من تاب نمي‏آورم چه در زمان حياتم و چه در زمان مرگم که او را امير و رئيس بر شما ببينم‏».
    و بلاذري از عمرو بن ميمون روايت کرده است که: من در روزي که عمر خنجر خورد شاهد قضيه بودم. عمر فرستاد تا علي و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن بن عوف و سعد وقاص حاضر شدند، و پس از سخناني به آنها گفت صهيب را حاضر کردند و گفت: سه روز با مردم نماز بخوان و اين افراد را در خانه واحدي قرار ده تا بر يکي از ميان خودشان اتفاق کنند. و هر کس که پس از اتفاق، مخالفت کند گردن او را بزنيد!
    و چون اين جماعت از نزد عمر بيرون رفتند، قال: ان ولوها الاجلح سلک بهم الطريق. قال ابن عمر: فما يمنعک يا امير المؤمنين؟! قال: لا اتحملها حيا و ميتا [2] .
    «عمر گفت: اگر امارت و خلافت را به (علي) آن کسي که موي دو جانب سرش ريخته است‏ بدهند امت اسلام را در طريق مستقيم راه مي‏برد. ابن عمر گفت: اي امير مؤمنان! چه مانعي است که تو به او نمي‏سپاري؟ عمر گفت: من در حياتم و در مردنم طاقت امارت او را ندارم‏».
    و همين مضمون را ابن عبد البر از عمر روايت کرده است[3] .
    و محب الدين طبري بعد از آنکه آنچه را که عمرو بن ميمون از عمر راجع به علي بن ابيطالب روايت کرده، ذکر کرده است، گفته است: اين حديث را نسائي تخريج کرده است و در آنجا نيز آورده است که عمر گفته است: لله درهم ان ولوها الاصيلع کيف يحملهم علي الحق و ان کان السيف علي عنقه! قال محمد بن کعب: فقلت: اتعلم ذلک منه و لا توليه؟! فقال: ان ترکتهم فقد ترکهم من هو خير مني[4] .
    «خداوند به آنها از رحمت‏خود فرو ريزد، اگر امارت و خلافت را به علي :
    آن کسي که جلوي سر او مو ندارد بدهند، خواهند ديد که چگونه آنها را بر حق رهبري مي‏کند اگر چه شمشير بالاي گردنش باشد.
    محمد بن کعب گويد: من گفتم اين حقيقت را از علي مي‏داني، و خودت او را به خلافت معين نمي‏کني؟! عمر گفت: من اگر امت را بدون تعيين گذارم، قبل از من کسي که از من بهتر بود بدون تعيين گذارد».

    [1] - عقد الفرید ، طبع اول ، ج 3 ص 71

    [2] - انساب الاشراف ، ج 5 ص 18 . و در جلد امیر المومنین طبع جدید ص 103 ، : لئن ولوها لااجیلح وارد است . و « الریاض النضرة » ، ج 2 ص 182 و 183 به تخریج نسائی و حافظ کبیر عبدالرزاق بن همام صنعانی متوفی 211 هجری در کتاب « المصنف » ج 5 ص 446 و 447 ، از عمرو بن میمون بدین عبارت آورده است : قال : کنت عند عمر بن الخطاب حین ولی الشتة الامر فلما جاوزا اتبعهم بصره ، ثم قال لئن ولوها الاجلیح لیرکبن بهم الطریق – یرید علیا

    [3] - الاستیعاب ، ج 3 ص 1154، طبقات الکبری ، ج 3 ص 260 ، انساب الاشراف ، ج 5 ص 501 و ج 10 ص 419

    [4] - الریاض النضرة ، ج 2 ص 183

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۹/۰۱/۰۳ در ساعت ۰۹:۱۴
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود