صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برهان نظم و اثبات خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    4
    حضور
    2 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2

    برهان نظم و اثبات خدا




    سلام

    چه جوری میشه خدا رو اثبات کرد ؟

    میگن از طریق برهان نظم
    میگن نمیبینی که این دنیا چه نظمی بر اون حاکمه کوچکترین کمی و زیادی در اون باعث میشه که همه چی به هم بخوره خب تا اینجا قبول خب پس کسی باید اینجا رو ساخته باشه که قدرتمند دانا و توانا باشه بعدش میگیم چندی قدرتمند میگن تا اون جا که این دنیا رو بتونه بیافرینه
    خب الان سوالم اینه آخه ادم باور کنه که کسی این دنیا رو آفریده عاقلانه تره یا اینکه این دنیا از اول وجود داشته چطور عاقلانست این دنیا به این بزرگی رو کسی به وجود بیاره ولی عاقلانه نیست که این دنیا از اول همین جوری بوده باشه اینم که این اثباتم که جواب نداد اگه میشه یه مقدار برام این برهان رو توضیح بدین

    (لطفا جوابا در حد سوالم باشه توضیح اضافه ندین تکراری هم نیست چون فهمش باید ساده تر از بقیه باشه)


    توضیح
    : این سوال از تاپیک:

    http://www.askdin.com/thread36296.html

    جدا شده و در این تاپیک قرار گرفت
    .
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۴:۳۷

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط javadamiri541 نمایش پست ها
    سلام
    من تازه عضو شدم
    یه سوال داشتم :
    چه جوری میشه خدا رو اثبات کرد ؟
    میگن از طریق برهان علیت
    میگن هر چیزی علتی داره پس همه موجودات عالم علتی دارند پس یک چیز هست که علت همه ی موجودات عالم باشه و اون چیز خداست خب بعد میپرسیم علت خدا چیه؟
    میگن چون خدا هست ، هیچ علتی نداره پس خدا در این قانون یه استثنا میشه خب ببخشین با این حرف که خود برهان علیت میره زیر سوال پس کلا اشتباه برای اثبات خداوند از برهان علیت استفاده کرد چون مارو که به خدا نمیرسونه به یه زنجیره میرسونه که آخرم نداره یا شاید اینجوری باشه که میشه گفت چند تا خدا هستن که موجودات عالم رو خلق کردن و هر کدوم هم علت یکی از پدیده هاست هر کدوم هم هیچ علتی ندارن این که اثبات نشد که کلا هیچ کاری نشد فقط موضوع پیچیده تر شد لطفا برهان علیت رو کامل برام توضیح بدین جوری که قابل فهم باشه
    میگن از طریق برهان نظم
    میگن نمیبینی که این دنیا چه نظمی بر اون حاکمه کوچکترین کمی و زیادی در اون باعث میشه که همه چی به هم بخوره خب تا اینجا قبول خب پس کسی باید اینجا رو ساخته باشه که قدرتمند دانا و توانا باشه بعدش میگیم چندی قدرتمند میگن تا اون جا که این دنیا رو بتونه بیافرینه خب الان سوالم اینه آخه ادم باور کنه که کسی این دنیا رو آفریده عاقلانه تره یا اینکه این دنیا از اول وجود داشته چطور عاقلانست این دنیا به این بزرگی رو کسی به وجود بیاره ولی عاقلانه نیست که این دنیا از اول همین جوری بوده باشه اینم که این اثباتم که جواب نداد اگه میشه یه مقدار برام این دو برهان رو برام توضیح بدین
    (لطفا جوابا در حد سوالم باشه توضیح اضافه ندین تکراری هم نیست چون فهمش باید ساده تر از بقیه باشه)
    سلام
    در برهان علیت نگفتن هرچیزی علت داره بلکه گفتن هرپدیده ای علت داره و خدای تعالی پدیده نیست
    در برهان نظم هم ما از نظم به ناظم میرسیم و اشکال شما با بحث علیت قاطی شده چون بحث بودن از ابتدا رو مطرح کردید که به پدیده بودن ربط داره اگر منظورتان این است که از اول منظم بوده بازهم نافی ناظم نیست چون نظم به هر حال ناظم میخواد
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    در برهان نظم هم ما از نظم به ناظم میرسیم و اشکال شما با بحث علیت قاطی شده چون بحث بودن از ابتدا رو مطرح کردید که به پدیده بودن ربط داره اگر منظورتان این است که از اول منظم بوده بازهم نافی ناظم نیست چون نظم به هر حال ناظم میخواد
    با سلام.
    ایرادی که به برهان نظم می توان گرفت این است که عالم هستی هر طور دیگری هم که بود ما می گفتیم منظم. در واقع ما نمی آییم از پیش نظمی برای جهان تصور می کنیم و می گوییم حالا چون اینجوری شد پس منظم است پس ناظم می خواهد. در واقع دو حالت داریم :
    یا در طول تاریخ پیدایش عالم هستی جهان به گونه ای می بود که ما انسان ها بوجود می آمدیم یا بوجود نمی آمدیم. اگر بوجود نمی آمدیم دیگر انسانی نبود که دم از برهان نظم بزند و اگر بوجود می آمدیم جهان هر طور دیگری هم که بود چون منجر به بوجود آمدن انسان شده می گفتیم منظم.
    سوال اصلی این است : عالم هستی باید چگونه می بود که ثابت شود بی نظم است؟ در واقع وقتی وجود نظم برهانی برای اثبات خدا محسوب می شود که نقیض آن امکان تحقق داشته باشد. بنده معتقدم بی نظمی با این تصوری که ما انسانها داریم قابل تحقق نیست.
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  6. صلوات ها 5


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    با سلام.
    ایرادی که به برهان نظم می توان گرفت این است که عالم هستی هر طور دیگری هم که بود ما می گفتیم منظم. در واقع ما نمی آییم از پیش نظمی برای جهان تصور می کنیم و می گوییم حالا چون اینجوری شد پس منظم است پس ناظم می خواهد. در واقع دو حالت داریم :
    یا در طول تاریخ پیدایش عالم هستی جهان به گونه ای می بود که ما انسان ها بوجود می آمدیم یا بوجود نمی آمدیم. اگر بوجود نمی آمدیم دیگر انسانی نبود که دم از برهان نظم بزند و اگر بوجود می آمدیم جهان هر طور دیگری هم که بود چون منجر به بوجود آمدن انسان شده می گفتیم منظم.
    سوال اصلی این است : عالم هستی باید چگونه می بود که ثابت شود بی نظم است؟ در واقع وقتی وجود نظم برهانی برای اثبات خدا محسوب می شود که نقیض آن امکان تحقق داشته باشد. بنده معتقدم بی نظمی با این تصوری که ما انسانها داریم قابل تحقق نیست.
    و من الله توفیق
    سلام
    نظم یعنی تناسب امور به نحوی که به نتیجه مطلوبی منجر شود
    مثل نظم موجود عالم برای تحقق موجودی به نام انسان
    یا نظم موجود در بدن انسان برای امکان دستیابی به کارکردهای وجودی او
    وووو
    و اما اشکال دیگر نظم صرفا یک احتمالند و کسی بر اساس احتمال و گمان امر یقینی ( وضعیت فعلی ) را نفی نمی کند
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    با سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    نظم یعنی تناسب امور به نحوی که به نتیجه مطلوبی منجر شود
    مطلوب برای چه کسی؟ چه چیزی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    مثل نظم موجود عالم برای تحقق موجودی به نام انسان
    چرا بوجود آمدن موجودی به نام انسان نتیجه مطلوب است؟
    مثلا قبل آیا انسان همیشه بوده؟ مسلما خیر. قبل از پیدایش انسان مطلوب چه بوده است؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    یا نظم موجود در بدن انسان برای امکان دستیابی به کارکردهای وجودی او
    کارکردهای وجودی انسان را بدون نظم موجود در بدن او چگونه مشخص می کنید؟ نظم حاصل در بدن انسان نتیجه یک روند تکاملی بوده و از طریق همین روند تکاملی کارکردهای او مشخص می شود. و این داستان همچنان ادامه دارد ....
    و من الله توفیق

    ویرایش توسط شریعت عقلانی : ۱۳۹۲/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۴:۱۳
    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  10. صلوات ها 4


  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    و اما اشکال دیگر نظم صرفا یک احتمالند و کسی بر اساس احتمال و گمان امر یقینی ( وضعیت فعلی ) را نفی نمی کند
    نفی وضعیت فعلی؟ یعنی چه؟ بنده عرض کردم هر حالت دیگری هم در عالم هستی می بود و ما انسانها در آن می توانستیم زندگی کنیم باز می گفتیم منظم! چون منجر به ادامه زندگی ما شده است.
    در واقع عرض بنده این است نظم زمانی معنا دار است که بی نظمی تعریفی داشته باشد.
    و من الله توفیق
    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    نفی وضعیت فعلی؟ یعنی چه؟ بنده عرض کردم هر حالت دیگری هم در عالم هستی می بود و ما انسانها در آن می توانستیم زندگی کنیم باز می گفتیم منظم! چون منجر به ادامه زندگی ما شده است.
    در واقع عرض بنده این است نظم زمانی معنا دار است که بی نظمی تعریفی داشته باشد.
    و من الله توفیق
    سلام
    اغلب کسانی که احتمال وضعیتهای منظم دیگر را برای عالم مطرح می کنند بدنبال بی مفهوم سازی نظم در این عالم اند اما مقصودشان حاصل نمیشود
    بنده نظم را تعریف کردم و بر اساس آن میتوان بی نظمی را هم تعریف کرد
    بر اساس این تعریف وجود عوالم مختلف با نظمهای متفاوت بلا اشکال است اما مطمئنا در هر عالمی و هر ساختار وجودی منظمی یک معیارهایی برای وضعیت مطلوب هست که نبودش بی نظمی محسوب میشود مثلا در بدن انسان دهها وضعیت نامنظم قابل تصور است . مثلا اگر دهان انسان بجای اندازه فعلی خیلی کوچک بود مجبور به صرف وقت زیادی برای خوردن غذا می بود یا اگر خیلی بزرگ بود کنترل اجزاء آن برایش مشکل ساز میشد و چهره نامطلوبی پیدا می کرد یا اینکه اگر اندازه اجزاء بدن انسان نامتناسب بود مثل اینکه دستهایش خیلی کوچک یا پاهایش بیش از حد بلند بود . همه این وضعیتهای نامنظم و نامتناسب قابل تصور است لذا ادعای نامعلوم بودن وضعیت بی نظمی درست نیست
    به عبارت دیگر در هر موجودی با توجه به مقاصد آفرینش آن یک سری ویژگیهای مشخصی وجود دارد که قابل فهم برای افراد است و بر آن اساس میتوان وضعیتهای بی نظمی را در او تصور کرد و از آنجا وضعیتهای بی نظم امر محتمل و ممکن الوقوعی هستند اما در عین حال مشاهده نمیشوند نشانگر وجود نظم بخش متعالی است که عالم را می پرورد
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۲/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۵:۰۵
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    با سلام.

    مطلوب برای چه کسی؟ چه چیزی؟

    چرا بوجود آمدن موجودی به نام انسان نتیجه مطلوب است؟
    مثلا قبل آیا انسان همیشه بوده؟ مسلما خیر. قبل از پیدایش انسان مطلوب چه بوده است؟

    کارکردهای وجودی انسان را بدون نظم موجود در بدن او چگونه مشخص می کنید؟ نظم حاصل در بدن انسان نتیجه یک روند تکاملی بوده و از طریق همین روند تکاملی کارکردهای او مشخص می شود. و این داستان همچنان ادامه دارد ....
    و من الله توفیق
    سلام
    تعریف وضعیت مطلوب با توجه به اهداف و مقاصد آفرینش آن موجود و شرایط موجودش قابل تعیین است مثلا برای انسان یک معیارهای (سخت یابی) هست که چرا بدن او چنین وضعیتی دارد چرا دستش پنج انگشت دارد و چرا نسبت اندازه دست و پایش این اندازه است ووووو

    و اما انسان
    وجود انسان در یک وضعیت خاص با شرایط خاص لازمه احسن بودن نظام هستی است که پیش از آن موجود نبوده است مطمئنا پیش از انسان اقتضای احسن بودن عالم وجود موجود دیگری بعنوان مقصد نسبی عالم بوده است

    روند تکاملی در بدن انسان منافاتی با کارکرد وجودی او ندارد . هر موجودی میتواند مقصد راه آمده و مبدا راه طی نشده باشد
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    با سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    مثلا در بدن انسان دهها وضعیت نامنظم قابل تصور است . مثلا اگر دهان انسان بجای اندازه فعلی خیلی کوچک بود مجبور به صرف وقت زیادی برای خوردن غذا می بود
    بگذارید قبلش برای مزاح یک شوخی بکنیم :
    چند وقت مطلبی در یک سایت سرگرمی می خواندم که یارو می گفت من اگر جای خدا بودم دماغ رو بالای چشم قرار می دادم تا موقع خواب چشم رو ببریم زیر پتو و با دماغ بیرون پتو نفس بکشیم.
    با این مثال ظنز خواستم این را عرض کنم که فکر نکنید انسان هر طوری دیگری بود نمی توانستیم بگوییم منظم.
    بیایید فرض کنیم دهان همه انسان ها از این لحظه یک دفعه کوچک شود. چه اتفاقی می افتد؟ ممکن است عده ای از کمی غذا خوردن لاغر شوند عده ای بمیرند و بی نظمی ای موقتی در عالم حکمفرما شود. ولی به مرور زمان انسان خودش را با محیط وفق می دهد و مثلا سعی می کند غذا کمتر بخورد و بعد از صدها یا هزاران سال ممکن است نسل انسان به دلیل کم غذا خوردن از این حالت کوچک تر شود و یا هر اتفاق دیگری بیافتد. به هر حال مهم این است که انسان ها خودشان را به مرور زمان با شرایط وفق می دهند و انسان های آن آن زمان مثل ماها می نشینند و می گویند عجب جهان منظمی ، پس خدا وجود دارد.
    ببینید در روند تکامل موجودات بی نظمی های ظاهری زیادی اتفاق افتاد که یا منجر به وفق دادن بدن موجود با شرایط می شود یا منجر به قطع نسل. نسل دایناسورها بوسیله همین بی نظمی ها از بین رفتند. و ما هم بوسیله خیلی از بی نظمی ها به این شکل درآمدیم. مثلا زرافه ک یک هو گردنش دراز نشد. در زمانی مواد غذایی مورد نیاز برخی موجودات روی زمین و در ارتفاع کم یافت نمی شود که این خود یک نوع بی نظمی است و به همین دلیل گردن برخی موجودات به مرور زمان و در طی سالیان دراز، بلند شد که زرافه هم از همین نوع است.
    فکر می کنم شما نظم را با مفید بودن خلط کردید. مثلا اندازه دو دست و دو پا با هم مساوی است ولی انگشتان با هم مساوی نیست. حال ملاک نظم چیست؟ مساوی بودن یا مساوی نبودن؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    اگر خیلی بزرگ بود کنترل اجزاء آن برایش مشکل ساز میشد و چهره نامطلوبی پیدا می کرد
    دهان برخی میمون ها از ما انسان ها بزرگتر است و البته زیبایی هم نسبی است. مثلا در برخی کشورهای آفریقایی زنان وزنه به لب هایشان آویزان می کنند تا بزرگتر شود و خیلی از کارهای عجیب و غریب دیگه و از لحاظ مردان آن قبایل اینجوری زیباترند. در صورتی که بیشتر شبیه میمونها می شوند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    یا اینکه اگر اندازه اجزاء بدن انسان نامتناسب بود مثل اینکه دستهایش خیلی کوچک یا پاهایش بیش از حد بلند بود . همه این وضعیتهای نامنظم و نامتناسب قابل تصور است لذا ادعای نامعلوم بودن وضعیت بی نظمی درست نیست
    همه این حالات در همین جهان منظمی که شما ادعا می کنید در برخی موجودات وجود دارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    به عبارت دیگر در هر موجودی با توجه به مقاصد آفرینش آن یک سری ویژگیهای مشخصی وجود دارد که قابل فهم برای افراد است و بر آن اساس میتوان وضعیتهای بی نظمی را در او تصور کرد و از آنجا وضعیتهای بی نظم امر محتمل و ممکن الوقوعی هستند اما در عین حال مشاهده نمیشوند نشانگر وجود نظم بخش متعالی است که عالم را می پرورد
    نه تنها می توان تصور کرد که اگر در تاریخ پیدایش جهان بنگریم بسیاری از این حالات را می توانیم مشاهده کنیم. حال آیا در آن زمان نظم بخش وجود نداشت؟
    مطمئن باشید شکل و شمایل انسان ها به مرور زمان دست خوش تغییر خواهد شد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    تعریف وضعیت مطلوب با توجه به اهداف و مقاصد آفرینش آن موجود و شرایط موجودش قابل تعیین است
    مرور می کنیم :
    چون نظم وجود دارد پس ناظم هست. پس خدا وجود دارد.
    نظم چیست؟
    نظم یعنی تناسب امور به نحوی که به نتیجه مطلوبی منجر شود
    مطلوب چیست؟
    طبق نقل قول :
    تعریف وضعیت مطلوب با توجه به اهداف و مقاصد آفرینش آن موجود و شرایط موجودش قابل تعیین است
    حال سوال بعدی : اهداف و مقاصد آفرینش قبل از اینکه خدا را اثبات کنید چگونه قابل تشخیص است؟
    در واقع شما می فرمایید اهداف و مقاصد آفرینش همانی است که بوجود آمده پس مطلوب است پس نظم است پس خدا وجود دارد.
    کمی تامل کنید دور را مشاهده خواهید کرد.
    خلاصه:
    خدا وجود دارد چون نظم هست.
    چرا این چیزی که هست منظم است؟ چون مطلوب است.
    چرا مطلوب است؟ چون بر اساس اهداف آفرینش است.
    اهداف آفرینش کدام است؟ لابد همانی است که خدا خواسته است.
    ببینید اهداف آفرینش معلوم نیست. در واقع طی مسیر تکامل مشخص می شود. مسیر تکامل هم بر اساس اختیار انسان رقم می خورد. لذا معلوم نیست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    برای انسان یک معیارهای (سخت یابی) هست که چرا بدن او چنین وضعیتی دارد چرا دستش پنج انگشت دارد و چرا نسبت اندازه دست و پایش این اندازه است
    اگر تعداد انگشتان چیز دیگری بود باز هم منظم بود. چرا با 5 انگشت منظم است ولی با 4 انگشت منظم نیست؟ یا چرا اگر نسبت دست ها و پاها چیز دیگری بود بی نظمی بود؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    وجود انسان در یک وضعیت خاص با شرایط خاص لازمه احسن بودن نظام هستی است که پیش از آن موجود نبوده است مطمئنا پیش از انسان اقتضای احسن بودن عالم وجود موجود دیگری بعنوان مقصد نسبی عالم بوده است
    ادعای خود را باید ثابت کنید. شما باید ابتدا نظمی را که لازمه احسن بودن عالم هستی است مشخص کنید بعد اگر آن نظم مورد نظر شما اتفاق افتاد ما هم قبول می کنیم که ناظمی بوده که این عالم ره به سمت همان احسنی که شما می فر مایید رهنمود می کند. مشکل این است که شما معتقدید همان احسن بودن را هم ناظم تشخیص می دهد و این به اعتقاد بنده دور است.
    و من الله توفیق

    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,560
    حضور
    38 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    با سلام.

    بگذارید قبلش برای مزاح یک شوخی بکنیم :
    چند وقت مطلبی در یک سایت سرگرمی می خواندم که یارو می گفت من اگر جای خدا بودم دماغ رو بالای چشم قرار می دادم تا موقع خواب چشم رو ببریم زیر پتو و با دماغ بیرون پتو نفس بکشیم.
    با این مثال ظنز خواستم این را عرض کنم که فکر نکنید انسان هر طوری دیگری بود نمی توانستیم بگوییم منظم.
    بیایید فرض کنیم دهان همه انسان ها از این لحظه یک دفعه کوچک شود. چه اتفاقی می افتد؟ ممکن است عده ای از کمی غذا خوردن لاغر شوند عده ای بمیرند و بی نظمی ای موقتی در عالم حکمفرما شود. ولی به مرور زمان انسان خودش را با محیط وفق می دهد و مثلا سعی می کند غذا کمتر بخورد و بعد از صدها یا هزاران سال ممکن است نسل انسان به دلیل کم غذا خوردن از این حالت کوچک تر شود و یا هر اتفاق دیگری بیافتد. به هر حال مهم این است که انسان ها خودشان را به مرور زمان با شرایط وفق می دهند و انسان های آن آن زمان مثل ماها می نشینند و می گویند عجب جهان منظمی ، پس خدا وجود دارد.
    ببینید در روند تکامل موجودات بی نظمی های ظاهری زیادی اتفاق افتاد که یا منجر به وفق دادن بدن موجود با شرایط می شود یا منجر به قطع نسل. نسل دایناسورها بوسیله همین بی نظمی ها از بین رفتند. و ما هم بوسیله خیلی از بی نظمی ها به این شکل درآمدیم. مثلا زرافه ک یک هو گردنش دراز نشد. در زمانی مواد غذایی مورد نیاز برخی موجودات روی زمین و در ارتفاع کم یافت نمی شود که این خود یک نوع بی نظمی است و به همین دلیل گردن برخی موجودات به مرور زمان و در طی سالیان دراز، بلند شد که زرافه هم از همین نوع است.
    فکر می کنم شما نظم را با مفید بودن خلط کردید. مثلا اندازه دو دست و دو پا با هم مساوی است ولی انگشتان با هم مساوی نیست. حال ملاک نظم چیست؟ مساوی بودن یا مساوی نبودن؟

    دهان برخی میمون ها از ما انسان ها بزرگتر است و البته زیبایی هم نسبی است. مثلا در برخی کشورهای آفریقایی زنان وزنه به لب هایشان آویزان می کنند تا بزرگتر شود و خیلی از کارهای عجیب و غریب دیگه و از لحاظ مردان آن قبایل اینجوری زیباترند. در صورتی که بیشتر شبیه میمونها می شوند.

    همه این حالات در همین جهان منظمی که شما ادعا می کنید در برخی موجودات وجود دارد.

    نه تنها می توان تصور کرد که اگر در تاریخ پیدایش جهان بنگریم بسیاری از این حالات را می توانیم مشاهده کنیم. حال آیا در آن زمان نظم بخش وجود نداشت؟
    مطمئن باشید شکل و شمایل انسان ها به مرور زمان دست خوش تغییر خواهد شد.

    مرور می کنیم :
    چون نظم وجود دارد پس ناظم هست. پس خدا وجود دارد.
    نظم چیست؟
    نظم یعنی تناسب امور به نحوی که به نتیجه مطلوبی منجر شود
    مطلوب چیست؟
    طبق نقل قول :
    تعریف وضعیت مطلوب با توجه به اهداف و مقاصد آفرینش آن موجود و شرایط موجودش قابل تعیین است
    حال سوال بعدی : اهداف و مقاصد آفرینش قبل از اینکه خدا را اثبات کنید چگونه قابل تشخیص است؟
    در واقع شما می فرمایید اهداف و مقاصد آفرینش همانی است که بوجود آمده پس مطلوب است پس نظم است پس خدا وجود دارد.
    کمی تامل کنید دور را مشاهده خواهید کرد.
    خلاصه:
    خدا وجود دارد چون نظم هست.
    چرا این چیزی که هست منظم است؟ چون مطلوب است.
    چرا مطلوب است؟ چون بر اساس اهداف آفرینش است.
    اهداف آفرینش کدام است؟ لابد همانی است که خدا خواسته است.
    ببینید اهداف آفرینش معلوم نیست. در واقع طی مسیر تکامل مشخص می شود. مسیر تکامل هم بر اساس اختیار انسان رقم می خورد. لذا معلوم نیست.

    اگر تعداد انگشتان چیز دیگری بود باز هم منظم بود. چرا با 5 انگشت منظم است ولی با 4 انگشت منظم نیست؟ یا چرا اگر نسبت دست ها و پاها چیز دیگری بود بی نظمی بود؟

    ادعای خود را باید ثابت کنید. شما باید ابتدا نظمی را که لازمه احسن بودن عالم هستی است مشخص کنید بعد اگر آن نظم مورد نظر شما اتفاق افتاد ما هم قبول می کنیم که ناظمی بوده که این عالم ره به سمت همان احسنی که شما می فر مایید رهنمود می کند. مشکل این است که شما معتقدید همان احسن بودن را هم ناظم تشخیص می دهد و این به اعتقاد بنده دور است.
    و من الله توفیق
    سلام
    1- واقع امر این است که دانش بشری در این زمینه زیاد نیست و خودش دارد از طبیعت می آموزد . واقعا تعیین معیارهای دقیق نظم بسیار مشکل است اما تعریفی که ما ارائه کردیم یک تعریف کلی است که در هرمورد باید باشناخت کامل تطبیق گردد . خوب است برای درک این مساله به یک مهندس ساختمان یا یک طراح اتومبیل مراجعه کنیم و اصول طراحی را از آنها بپرسیم که آیا اصول لازم التوجهی این میان هست یا نه مطمئنا می گویند هست . یعنی انسان طی سالها تجربه به اصولی برای طراحی ساختمان یا یک اتومبیل رسیده و آنرا اجرا نموده است . اگر شما از یک طراح اتومبیل بپرسید آیا امکان دارد یک اتومبیل با این نظم و تناسب بطور اتفاقی و بدون طراحی هوشمندانه در خارج تحقق یابد مطمئنا از سوالتان خنده اش می گیرد .
    خوب چطور می توان پذیرفت این نظم شگفت انگیزی که دانشمندان در ابعاد مختلف به کشف آن نائل شده اند نتیجه یک یا حتی میلیارها اتفاق باشد ؟ خیر. این نتیجه نظم ناظمی هوشمند است و برهان نظم همین را می خواهد بگوید .
    2- بله زیبایی و حتی حس زیبایی به نوعی به ساختار وجودی خود آدمها هم ربط می یابد هرچند فرهنگ در این موضوع موثرتر است اما به هر حال آن نوع زیبایی که یک آفریقایی بدنبالش هست هم به نوعی تابع ویژگیهای جسمی و روحی خود اوست لذا آنجا متناسب است و خود نظمی محسوب میشود
    3- بله وجود دارد اما نه در انسان بنده نگفتم نظم وجودی انسان باید در یک شامپانزه جنگلی هم وجود داشته باشد
    4- تغییر به معنای نبود نظم نیست بلکه در وضعیتی متناسب با شرایط کلی حاکم بر خود موجود و محیط اطراف اوست
    5- دوری وجود ندارد . هدف و مقصد موجودات بدون لحاظ ارتباط آن با خدای متعال هم قابل بیان است مثلا مقصد وجود یک گلبول سفید چیست ؟ مقصد وجود مغز استخوان در بدن انسان چیست ؟ مقصد و هدف سیستم عصبی چیست ؟ خوب می بینید که موجودات با مقاصد وجودی و نقشی که در عالم دارند متناسبند و این تناسب نتیجه بخش را ما می توانیم درک کنیم چه آنرا به خالق هستی ربط بدهیم چه ندهیم لذا دوری وجود ندارد
    6- اگر به چهار انگشتی ها نگاه کنید یا شش انگشتی ها نتایج فاصله گرفتن از وضعیت احسن را درک می کنید . مطمئنا این افراد با مشکلاتی مواجهند که عموم با آن مواجه نیستند
    7- قبلا هم گفتم که ما در حال آموختن از جهان هستیم ولی همین اندازه که جهان را فهمیده ایم نظم و تناسب ویژه ای را در آن می بینیم و این نشانگر وجود یک ناظم هوشمند است همانطور که برای ساخت یک اتومبیل با آن نظم و تناسبی که در اجزائش وجود دارد فطرت انسان بدنبال سازنده هوشمندش می گردد
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  20. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود