صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صلح و آشتی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    صلح و آشتی




    اصلاح

    اصلاح از ماده صلاح است و صلاح در لغت ضد فساد و تباهی است.[1]، صلح اسم مصدر باب مفاعله از این ماده[2] و به معنی حاصل مصالحه انسانها با یکدیگر است.[3]

    و به طور اختصاص در مورد رفع کدورت و کینه و دشمنی از میان مردم به کار می رود.[4]معادل فارسی صلاح، درست شدن[5] و معادل فارسی صلح، سازش و آشتی است[6]، بنابراین اصلاح در مقابل فساد[7] به معنی درست کردن و آشتی دادن است.

    پی نوشت:

    [1].جوهری، صحاح اللغة، ج1، ص383
    [2].همان
    [3].خلیل بن احمد فراهیدی، ج3، ص117
    [4].راغب اصفهانی؛ مفردات الفاظ القرآن؛ ص 489
    [5].فرهنگ فارسی، ج2، ص2159
    [6].همان، ص2160
    [7].ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص517

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۰:۵۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    به همین دلیل در قرآن کریم در مقابل افساد به معنی تباه کردن و خراب کردن به کار رفته است.[1]


    1-بین: بین از مصدر بینونت به دو معنی متضاد قطع و وصل به معنی جدایی و ارتباط به کار می رود.[2] افزون بر این معنی ظرف و بیشتر ظرف مکان نیز استعمال می شود. در این صورت مفهوم حد فاصل بین دو چیز را افاده می کند[3] بنابراین کلمه بین در عنوان این بحث (اصلاح ذات البین) به معنی رابطه یا میانه است.

    ذات مونث ذا در اصل به معنی دارا و صاحب است.[4] «امراة ذات ولد» به معنی زن بچه دار و «رجل ذو علم» به معنی مرد صاحب دانش است از آنجا که ترکیب اضافی ذات در همه موارد چنین مفهوم روشنی ندارد اهل لغت ناچار به تحلیل مفهومی شده و به دو صورت رابطه این واژه با مضاف الیه خود را تقریر کرده اند.


    نخست آنکه ذات به معنی صاحب و مفید مصاحبت و همراهی است بنابراین ترکیب ذات یوم برای نمونه به معنی وقتی است که روزی دارد یعنی مصاحبت و همراه یک روز است و در نهایت وقتی که یک روز است را افاده می کند. و ما در ترجمه فارسی آن را به یک روز بر می گردانیم به همین دلیل به دارایی انسان ذات الید گفته می شود چون دارایی مصاحب دست و در اختیار انسان است.


    دیگر ذات معمولا به یک اسم جنس اضافه می شود مثل ذات ولد از آنجا که اسم جنس صفت نمی شود و نمی توان چیزی را با آن توصیف کرد ذات در این گونه ترکیبات واسطه در توصیف است برای نمونه در ترکیب امراة ذات ولد، ذات شرایطی را فراهم می کند که بتوانیم امراة را با ولد توصیف کنیم و مفهوم زن بچه دار را برسانیم طبق این تحلیل وقتی می گوییم ذات صباح منظور وقتی است که صفت صبح دارد یعنی وقتی که صبح است و در نهایت مفهوم یک صبح را افاده می کند.[6]

    پی نوشت:
    [1].اعراف، 56
    [2].خلیل بن احمد فراهیدی، ج8، ص308
    [3].ابن منظور، لسان العرب، ج13، ص62
    [4].خلیل بن احمد فراهیدی، ج8، ص207
    [5]. ر.ک. خلیل بن احمد فراهیدی، ج8، ص
    [6].ابن منظور، لسان العرب، ج15، ص457

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۱:۰۱

  5. صلوات ها 3


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    اصلاح ذات البین




    بنابر آنچه گذشت منظور از ذات البین ممکن است یکی از مفاهیم ذیل باشد:




    آنچه همراه رابطه شماسن که منظور از آن حالت هایی است که بر روابط انسان ها عارض می شود آنچه صفت ارتباطی شماست که منظور از آن همان روابط و ارتباطات است آنچه در فاصله میان شما قرار دارد حالتی که بر فاصله میان شما عارض شده است منظور از همه این وجوه تحلیلی روابط بین انسان هاست.

    ابن منظور[1] و فیروز آبادی[2] ذات الیمین را به حالت اجتماع مسلمانان تفسیر کرده اند نتیجه آنکه منظور از اصلاح ذات البین درست کردن و به سامان آوردن روابط است. طریحی نوشته است: منظور از ذات البین حالاتی است که بین گروهی وجود دارد و منظور از اصلاح ذات البین آن است که با تلاش و رسیدگی آتش فتنه ای را که بین آنها روشن شده خاموش کنی تا الفت و محبت حاکم شود.[3]




    پی نوشت:

    [1].لسان العرب، ج15، ص457

    [2].قیروز آبادی، القاموس المحیط، ج4، ص409
    [3].طریحی، مجمع البحرین، ص 153
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۱:۵۵

  7. صلوات ها 3


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    ستایش و نکوهش


    اصلاح ذات البین حرکتی است الهی انسانی که به قصد ایجاد صلح و سازش بین اهل ایمان صورت می گیرد. از آنجا که ارزش هر حرکتی به ارزش هدف آن حرکت بستگی دارد پیش از آنکه ستایش ها و سفارش های ناظر به اصلاح ذات البین را بخوانیم اندکی درباره فضیلت صلح و سازش و آشتی و نکوهش قهر و جدایی سخن می گوییم.


    ستایش صلح و آشتی


    از منظر قرآن کریم امت اسلامی به منزله یک خانواده و یک واحد حقیقی مثل یک ساختمان و مثل یک بدن است به همین دلیل سازش و آشتی و اتحاد و انسجام مسلمانان پدیده ای مطلوب و پسندیده و قهر و جدایی یک ناهنجاری است. در منطق دین مبین اسلام جدایی، تفرقه ، اختلاف و دشمنی مسلمانان چه در مقیاس فردی و چه در مقیاس طایفه ای و گروهی ، قومی و اجتماعی به منزله اختلاف بین اعضای خانواده و جدا شدن اعضای یک پیکر است. به همین دلیل رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:


    هر گاه جبرئیل به دیدن من می آمد می گفت: ای محمد از کینه و دشمنی دیگران پرهیز کن[1]


    و فرمود: جبرئیل درباره هیچ موضوعی به اندازه دشمنی با مردمان به من سفارش نکرد.[2]


    به همین دلیل قهر و جدایی مسلمان با مسلمان تحریم و صلح و سازش و آشتی برایشان واجب شده است
    امام صادق علیه السلام می فرماید: هر گاه دو نفر با قهر از هم جدا شوند حتما یکی از آنها مستحق بیزاری دین و دوری از رحمت خدا می شود و شاید هر دو مستحق چنین کیفری شوند.[3]


    و از رسول خدا صلی اللله علیه و اله و سلم نقل می کند: هر گاه دو مسلمان با هم قهر کنند و سه روز قهر بمانند و صلح نکنند از اسلام خارج می شوند و بین آنها هیچ پیوندی باقی نمی ماند و هر یک از انها زودتر با دیگری سخن بگوید در روز قیامت بهشت می رود.[4]

    پی نوشت:

    [1].کافی، ج2، ص301
    [2].همان
    [3].همان، ص344
    [4].همان، ص345

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۱:۵۷

  9. صلوات ها 3


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: تا زمانی که دو مسلمان با هم قهرند شیطان شادمان است و چون با هم دیدار کنند زانوانش می لرزد و مفاصلش می گسلد و می گوید: ای وای که هلاک نشد.[1]




    حضرت علی علیه السلام پس از انکه به ضربت ابن املجم پلید مجروح شده در بستر شهادت افتاده بود به دو فرزند گرامی اش امام حسن و امام حسین علیهم السلام وصیت فرمود: شما را و همه فرزندان و خاندانم را و هر کسی که این نوشته مرا بخواند سفارش می کنم به پروای از خدا و مراعات نظم در کارها و صلح و سازش در روابط زیرا شنیدم که جد شما رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: سازش در روابط از همه نمازها و روزه ها برتر است.[2]



    نتیجه سخن آنکه جدایی و قهر مسلمانان حتی اگر با درگیری و خونریزی و مفاسد دیگر همراه نباشد برخلاف نظر شارع مقدس است بنابراین تلاش برای حل منازعات بین اهل دین حرکتی است ارزشمند که خداوند متعال آن را می پسندد و دوست می دارد و بر عکس قدم نهادن در راهی که منازعات را می افزاید و آتش اختلاف را شعله ور می کند هر چند که به مفاسد بزرگتر منتهی نشود بر خلاف شریعت و ناپسند حضرت پروردگار است.

    ادامه دارد...

    پی نوشت:

    [1].وسائل الشیعه، ج12، ص262
    [2].نهج البلاغه، 57/3،نامه 46



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۲۲:۰۸

  11. صلوات ها 2


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    تلاش برای اصلاح روابط مسلمانان به بیان های مختلف سفارش و ستایش شده است. ما برخی از این سفارش ها و ستایش ها را نام می بریم.

    1- اصلاح، واجب شرعی
    قرآن کریم در سه آیه مسلمانان را مخاطب ساخته و تلاش برای اصلاح روابط را به عنوان تکلیفی واجب بر عهده ایشان نهاده است. می فرماید: از خدا پروا کنید و روابط بین خود را به سامان آورید.[1]

    و می فرماید: همانا اهل ایمان برادرند، پس برادرانتان را آشتی دهید.[2]

    در این آیه کریمه به جا ی آنکه بفرمایدبین دو برادر آشتی دهید فرمود بین دو برادرتان آشتی دهید به کارگیری این اسلوب لطیف باعث شده که جمله «اصلحوا بین اخویکم» در عین اختصار و کوتاهی لفظ معنی بلند و عمیقی را افاده کند، چون مستفاد از این جمله این است که دو طرف منازعه چون با هم برادرند سزاوار است دست از جنگ بردارند و با هم آشتی کنند و چون هر دو برادران شما هستند بر شما لازم است برای صلح و سازش آنها تلاش و کوشش کنید همان طور که در داخل خانواده خود برای آشتی دو برادر نسبی و خونی خود تلاش می کنید.[3]

    و می فرماید: اگر دو گروه از مومنین با هم جنگیدند ، آنها را آشتی دهید.[4]

    چنان که ملاحظه می شود در این آیه سه آیه به طور یکسان با صیغه امر که طبق قواعد اصولی ظهور در وجوب دارد به مسلمانان فرمان اصلاح داده شده است بنابراین حتی با صرف نظر کردن از سایر ادله می توان گفت تلاش برای اصلاح بین مسلمانان از نظر شرع مقدس تکلیفی واجب است.

    2- اهمیت تکلیف
    این تکلیف الهی چنان محکم و مبرم و حائز اهمیت است که انسان حق دارد و بلکه مکلف است برای انجام آن دروغ بگوید و اگر تشخیص دهد که گفتن یک سخن راست صلح و آشتی را با مشکل مواجه می کند گفتن آن جمله راست بر او حرام می شود ، برای نمونه اگر یکی از طرفین منازعه درباره طرف دیگر سخنی درشت بگوید نقل آن سخن برای طرف دیگر حرام و اظهار ضد آن واجب می شود.

    پی نوشت:
    [1].انفال، 1
    [2].حجرات، 10
    [3].المیزان، ج18، ص315
    [4].حجرات، 9

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۲:۳۷

  13. صلوات ها 3


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    3-فراگیری تکلیف:

    فرمان اصلاح در قرآن کریم هم طراز فرمان تقوا و فرمان اطاعت خدا و پیروی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است و التزام به ان شرط ایمان استمی فرماید: از خدا پروا کنید و روابط بین خود را اصلاح کنیدو از خدا و رسولش پیروی کنید اگر مومن هستید.[1]


    و می فرماید: همانا اهل ایمان برادرند پس برادرانتان را آشتی دهید و از خدا پروا کنید.[2]


    بنابراین فرمان اصلاح متوجه همه مکلفان است و به همین دلیل طبق قاعده عمومی نذر و عهد و قسم که در امور مرجوع و ناپسند منعقد نمی شوند، اگر کسی سوگند یاد کند که در امور دیگران مداخله نکند و برای میانجیگیری و اصلاح قدم بر ندارد سوگندش لغو و بی اثر است و نمی تواند به این بهانه از انجام این تکلیف مهم شانه خالی کند. همان طور که اگر کسی سوگند یاد کند که نماز نخواند، نذر و سوگندش لغو و بی اثر است و نمی تواند به این بهانه ترک تکلیف کند.


    قرآن کریم می فرماید:وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ[3]


    خدا را وسیله ای نسازید که با آن سوگند بخورید که کار نیک نکنید، تقوا را مراعات نکنید و بین مردم اصلاح نکنید که خداوند شنوا و داناست.[4]


    زیرا خدا راضی نیست که نامش وسیله و ترک تکالیف شود.[5]


    امام صادق علیه السلام در تفسیر این ایه کریمه می فرماید: «هو اذا دعیت لصلح بین اثنین لا تقل علی یمین ان لا افعل[6] منظور این است که اگر برای آشتی دادن دو نفر دعوت شدی، نگو من سوگند خورده ام که این کار را نکنم

    پی نوشت:

    [1].انفال، 1
    [2].حجرات، 10
    [3].بقره، 224
    [4].ر.ک. محمدبن حسن طوسی، التبیان، ج2، ص225
    [5].المیزان، ج2، ص221
    [6].کافی، ج2، ص210

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۷:۵۸

  15. صلوات ها 2


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    اصلاح، عمل الهی


    انس بن مالک روایت کرده است روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اصحاب نشسته بود دیدیم چنان خندید که دندان های مبارکش هویدا شد عمر گفت:
    پدر و مادرم فدایت به چه می خندی؟

    فرمود: دو نفر از امت من در پیشگاه پروردگار زانو زده یکی از آنها می گوید پروردگارا حق مرا از این برادرم بگیر. خداوند متعال به آن یکی می فرماید: حق برادرت را بده. او می گوید: پروردگارا از حسناتم چیزی باقی نمانده است که به او دهم. اولی می گوید پروردگارا از گناهانم به عهده بگیرد.

    چون سخن به اینجا رسید اشک از چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سرازیر شد و فرمود: آن روز روز بزرگی است روزی است که هر کس نیاز دارد کسی از بارهایش را بردارد و ادامه داد خداوند متعال به نفر اول می فرماید: سرت را بلند کن و بهشت را بنگر او سر بر می دارد و می گوید: پروردگارا شهرهایی از نقره و کاخ هایی از طلا می بینم که با مروارید مرصع شده اند اینها برای کدام پیامبر یا کدام صدیق یا شهید است؟

    می فرماید: اینها برای کسی است که بهایش را به من بپردازد عرض می کند پروردگارا کیست که این همه دارایی داشته باشد که بتواند بهای آن را بدهد می فرماید: تو داری و می توانی بهای آن را بدهی می گوید: چگونه می توانم بهای آن را بدهم می فرماید: برخیز دست برادرت را بگیر و باهم به بهشت در آیید.

    آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاتقوالله و اصلحوا ذات بینکم فان الله عز و جل یصلح بین المومنین یوم القیامه[1] از خدا پروا کنید و روابط بین خود را اصلاح کنید (یعنی در صدد رفع اختلاف های مسلمانان برآیید.) زیرا خداوند متعال در روز قیامت مومنان را با هم آشتی می دهد.


    پی نوشت:

    [1].ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص297

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۸:۰۰

  17. صلوات ها 2


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    اصلاح برترین عبادت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: پس از انجام واجبات کسی بهتر از اصلاح بین مردم عملی انجام نداده است.[1]


    اصلاح صدقه برتر: امام صادق علیه السلام می فرماید: آشتی دادن بین دو نفر ارا از صدقه دادن دو درهم دوست تر دارم.[2]


    و می فرماید: صدقه ای که خدا دوستش می دارد این است که چون رابطه مردم تباه شد اصلاحش کنی و چون از هم دور شدند نزدیکشان سازی.[3]


    پی نوشت:
    [1].وسائل الشیعه، ج18، ص241
    [2].کافی، ج2، ص209
    [3].همان

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۸:۰۱

  19. صلوات ها 2


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    علمای اخلاق با الهام از کلمات معصومین علیهم السلام صدقه را به پنج قسم تقسیم کرده اند: صدقه مال که بذل و بخشش مالی است ، صدقه علم که نشر و تعلیم دانش است، صدقه عقل و تجربه که مشورت دادن است، صدقه جاه و مقام که شفاعت و وساطت است و صدقه زبان که نیز شفاعت و وساطت است.[1]


    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    برترین صدقه ، صدقه زبان است گفتند یا رسول الله صدقه زبان چیست؟ فرمود شفاعت و وساطت است که با آن اسیری را آزاد می کنی، خونی را از ریختن حفظ می کنی، خیری به برادرت می رسانی، و شری را از او دور می کنی.[2]


    اصلاح ذات البین صدقه زبان است.[3]


    قرآن کریم می فرماید: در بسیاری از رازگویی های ایشان خیری نیست مگر کسی با این کار به صدقه ای یا کار پسندیده ای یا سازشی بین مردم فرمان دهد.[4]


    کسی که با استفاده از زبان تلاش می کند آتش کینه و عداوت را خاموش کند بی شک مصداق این آیه کریمه قرآن کریم است که می فرماید: هر کس برای کار نیکی وساطت کند از آن کار نیک بهره ای خواهد داشت.[5]


    امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند کسی که برای کار نیکی وساطت می کند یا به کار نیکی امر می کند یا از کار بدی نهی می کند یا به کار خیری راهنمایی می کند یا در مشورت کار خیری را پیشنهاد می کند در آن شریک است.[6]


    بدون شک کسی که برای اصلاح بین مردم سخن می گوید مصداق همه این عناوین است او هم وساطت می کند، هم امر به معروف و نهی از منکر می کند هم خیری را نشان می دهد و هم به آن راهنمایی می کند.


    گفتنی است که این تکلیف بر کسانی اکیدتر است که در جامعه موقعیتی دارند و گفتارشان نافذتر است.


    امام علی علیه السلام می فرماید:خداوند بر شما واجب کرده است زکات مقام خود را بپردازید همان طور که واجب کرده است زکات مالتان را بپردازید.[7]


    پی نوشت:

    [1].ر.ک. ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص62
    [2].بحارالانوار، ج73، ص44
    [3].ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص63
    [4].نساء، 114
    [5].نساء ، 85
    [6].خصال، ص138
    [7].وسائل الشیعه، ج16، ص381

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۲/۱۴ در ساعت ۱۸:۰۳

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود