صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    حضور
    5 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41

    کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)




    با سلام.
    لطفا کمکم کنید.احساس ناراحتی دارم.بدون دلیل.انگار انسان آسایش ندارد یا راحت نیست.
    کمک کنید راهنماییم کنید چگونه این ها را از خودم دور کنم
    نمیدانم چه کنم

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali007 نمایش پست ها
    با سلام.
    لطفا کمکم کنید.احساس ناراحتی دارم.بدون دلیل.انگار انسان آسایش ندارد یا راحت نیست.
    کمک کنید راهنماییم کنید چگونه این ها را از خودم دور کنم
    نمیدانم چه کنم
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت و نیز عرض خوش آمد محضر حضرتعالی

    در ابتدا توجه داشته باشید؛ برای هر احساسی چه مثبت و چه منفی حتما دلیلی وجود دارد هر چند که آن دلیل مخفی باشد و یا مربوط به دوره های گذشته زندگی ما باشد.
    اگر احساس ناراحتی جنابعالی پایدار و دائمی باشد، می توان ان را از علائم افسردگی دانست که طبعا نیازمند مشاوره حضوری و یا مراجعه به متخصص اعصاب خواهید بودف اما اگر این احساس مقطعی و متاثر از برخی رخدادهاست، جای نگرانی نیست و انش اء الله برطرف خواهد شد.

    در هر تقدیر به نظر می رسد این وضعیت متاثر از سبک زندگی جنابعالی، دچار روزمره گی و یکنواختی شدن، برخی از ناکامیها، سختگیریهای خود و یا اطرافیان و...باشد. بر این مبنا پیشنهاد می شود؛
    _ از خلوت و تنهایی فاصله بگیرید
    _ نه در آبنده و نه در گذشته زندگی نکنید
    _ بجای اینکه مشکلات گذشته را در یخچال ذهنتان فریز کنید و هر از چندگاهی از انها استفاده کنید، آنها را دور بریزید...
    _ از تفریح، ورزش و مسافرت غفلت نکنید
    _ لبخند و شوخی را فراموش نکنید
    _ به خواب سالم و تغذیه مناسب اهتمام داشته باشید.
    _ تصمیم بگیرید که به صورت روزانه به فرد یا افرادی کمک کنید ( مادی یا معنوی)
    _ روز خود را با وضو و توکل به خدای متعال آغاز کنید و از حضرتش استمداد بجوئید.

    در پناه خدای متعال موفق باشید
    کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 21


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    349
    حضور
    11 روز 9 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1021



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali007 نمایش پست ها
    با سلام.
    لطفا کمکم کنید.احساس ناراحتی دارم.بدون دلیل.انگار انسان آسایش ندارد یا راحت نیست.
    کمک کنید راهنماییم کنید چگونه این ها را از خودم دور کنم
    نمیدانم چه کنم
    دوست عزیز یکم جزئی تر مشکلتونو بگین.مثلا از کی اینطوری شدین و چند وقته؟ و اینکه چند سالتونه؟

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    7
    حضور
    5 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41

    کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)




    14 ساله هستم و اول دبیرستانی. حدود دو تا سه هفته پیش این اتفاق افتاد البته از خیلی وقته پیش اینجوری بودم ولی با کمک روانشناس درمان شدم ولی باز به وجود امده البته پیش مشاور هم میروم.

    انگار در دل ادم شور میزند نمیدونم چجوری بگم ولی حس خیلی ناجوریه

    مثلا با کوچک ترین موضوع اعصابم خرد میشه.مثلا چرا به فلانی دروغ گفتم:ساعت ها فکرم رو واسه این موضوع میذارم و یه راهی پیدا میکنم تا راستشو بگم

    مثلا چرا یکیرو ناراحت کردم یا چرا تهمت زدم و تا ساعت ها فکرم رو مشغول میکنه.

    تو کلاس ما یک نفر هست که تیک عصبی داره و بعضی اوقات ناراحت میشم و بعضی موقع یه فکر هایی میزنه به سرم که منم مثله اون اینجوری نشم.

    کلا رو کوچک ترین مسئله مغزم درگیر میشه و اعصابم خرد میشه.

    یا مثلا کور شدن:با خودم در ذهنم فکر میکردم که نکند خدای نکرده اتفاقی بیفتد و اینطوری شوم و یا هزار بار این کلمه در مغزم رژه میرفت.

    بعضی موقع تصاویر زشت و زننده ای از هرکس جلوی چشمم می امد و ناراحت بودم و با خودم کلنجار میرفتم که من انگونه نیستم البته امروز صبح هم این مشکل رو داشتم.

    امروز صبح داشتم بیرون میرفتم که به خدا گفتم:خدایا اگه تو منو خوب کنی و دیگه این مشکلو نداشته باشم و دیگه وسواسی فکری نداشته باشم قول میدم که تا جایی که میتونم به خیریه کمک کنم.

    نمی دونم چرا یه چیزی انگار از ته دل گفت اگه نکنم کور شم. تا اخر صبح این فکر منو بیچاره کرد - ممکنه چیزهای دیگه ای هم تو مغزم بیاد.

    ببخشید زیاد بود و ممنون از اینکه خوندین.

    لطفا کمکم کنید.
    باتشکر

  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    نویسندگی. شعر.
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 16 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    194



    سلام دوست عزیز
    با توجه با نشانه هایی که گفتید شما وسواس فکری دچار شدید بهتر است از یک روانشناس حاذق که در زمینه درمان وسواس کار می کند کمک بگیرید.
    تو نت نمیشه کمک خاصی به شما کرد.
    حتماً پیش یک روانشناس برید تا بتونه به شما کمک کنه. نگران نباشید قابل حل است. سعی کنید از روش توقف فکر استفاده کنید. اجازه ورود به این افکار ندهید به محض ورود استوپ بزنید. و سر خود رو به کاری مشغول کنید. و به این افکار به هیچ عنوان توجه نکنید هر چه بیشتر توجه کنید این نوع افکار بیشتر میشه. به خودتون بگید این قسمت ذهنم توش یه سری آشغال هست که نباید بهش توجه کنم بگذار بیان و برا خودشون برن.
    امیدوارم هر چه زودتر خوب شید.
    با تشکر

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مهدی فاطمه
    نوشته
    736
    حضور
    14 روز 5 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    3331



    سلام اول این یه حسن خیلی بزرگه که شما انقد حواست به اعمالت هست.ولی این نوع نگرانی بده.دررابطه با فکرای وسواسی میگم.اصلا لزومی نداره شما به هچین موضوعاتی فکر کنید(مثل خدای نکرده کورشدن)بله آدم باید مواظب باشه نه انقد دلشوره.شما مراقب خودت باش خودتم بسپار دست خدا.وقتی خالصانه خودتو بسپاری بخدا وخودتم مراقب باشی همه چی حله.درتمام امور زندگی.خدا خیلی مهربونتر ازاین حرفاست که شما دلشورشو دارید.به چیزای خوب فکر کنید.چرا فکر نمیکنیدتا آخرروز یه اتفاق خوب براتون می افته؟وقتی ایمان داشته باشی به نکاتمثبت خدا هم تمام کائنات رو دراختیار رسیدن امواج مثبت بشماقرار میده.بعد یچیز دیگه وقتی دلشوره دارید ازشیطون بخدا پناه ببریدودستتون بذارید روقلبتون وبگید الا بذکرالله تطمئن القلوب.وقتی هم صبح هااز خواب بیدارمیشید4بارسوره توحیدو1ایــت الکرسی بخونیدمطمئن باشیدخدا بهترین چیزا رو سر راهتون قرار میده چون به خودش پناه بردید وخدام عند مرام ومعرفته تازه ازهمه هم قدرتمندتره.فکرنکنم دیگه جای نگرانی باقی باشه .از روزهای قشنگی که خدا بهمون هدیه داده خوب استفاده کنیم!
    اَینَ الطّالــــِبُ بِدَمِ المَقــــتُولِ بِکَــــربَلا

    گروه رایحۀ بهشتی



    [SIGPIC][/SIGPIC]

  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    349
    حضور
    11 روز 9 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1021



    دوست عزیز چرا به یه مشاور مذهبی مراجعه نمیکنین؟ شاید دوست ندارین خونوادتون بفهمن!نمیدونم ولی پیش یه مشاور خوب برین.توی سایت شما نمیتونی کامل خودتو اخلاقیاتو اعتقاداتتو برای دیگران توصیف کنی.برای همین شاید جواب دلخواهتو نگیری.
    سعی کن با منطق و دلیل به هر اتفاقی نگا کنی.خیلی داری خودتو اذیت میکنی یا این ووسواس فکریت.سعی کن هر چه زودتر درمانش کنی.واقعا بخواه که خوب شی!من تجربه ی چنین چیزی رو نداشتم و نشنیدم.ولی اگ پیش مشاور بری اونا ممکنه از این نوع وسواس ها رو دیده باشن و بتونن کمکت کنن.
    ببین ادمای دوروبرت چه طور زندگی میکنن .دغدغه هاشون چیه .چرا تو باید متفاوت با اونا فکر کنی؟
    از زندگیت لذت ببر.با دوستات وقت بیشتری بذار.تفریحاتو عوض کن...
    از فضایی که الان توش هستی باید دربیای!

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali007 نمایش پست ها
    14 ساله هستم و اول دبیرستانی. حدود دو تا سه هفته پیش این اتفاق افتاد البته از خیلی وقته پیش اینجوری بودم ولی با کمک روانشناس درمان شدم ولی باز به وجود امده البته پیش مشاور هم میروم.

    انگار در دل ادم شور میزند نمیدونم چجوری بگم ولی حس خیلی ناجوریه

    مثلا با کوچک ترین موضوع اعصابم خرد میشه.مثلا چرا به فلانی دروغ گفتم:ساعت ها فکرم رو واسه این موضوع میذارم و یه راهی پیدا میکنم تا راستشو بگم

    مثلا چرا یکیرو ناراحت کردم یا چرا تهمت زدم و تا ساعت ها فکرم رو مشغول میکنه.

    تو کلاس ما یک نفر هست که تیک عصبی داره و بعضی اوقات ناراحت میشم و بعضی موقع یه فکر هایی میزنه به سرم که منم مثله اون اینجوری نشم.

    کلا رو کوچک ترین مسئله مغزم درگیر میشه و اعصابم خرد میشه.

    یا مثلا کور شدن:با خودم در ذهنم فکر میکردم که نکند خدای نکرده اتفاقی بیفتد و اینطوری شوم و یا هزار بار این کلمه در مغزم رژه میرفت.

    بعضی موقع تصاویر زشت و زننده ای از هرکس جلوی چشمم می امد و ناراحت بودم و با خودم کلنجار میرفتم که من انگونه نیستم البته امروز صبح هم این مشکل رو داشتم.

    امروز صبح داشتم بیرون میرفتم که به خدا گفتم:خدایا اگه تو منو خوب کنی و دیگه این مشکلو نداشته باشم و دیگه وسواسی فکری نداشته باشم قول میدم که تا جایی که میتونم به خیریه کمک کنم.

    نمی دونم چرا یه چیزی انگار از ته دل گفت اگه نکنم کور شم. تا اخر صبح این فکر منو بیچاره کرد - ممکنه چیزهای دیگه ای هم تو مغزم بیاد.

    ببخشید زیاد بود و ممنون از اینکه خوندین.

    لطفا کمکم کنید.
    باتشکر
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر حضرتعالی
    نشانگان فوق بیانگر این است که شما به وسواس فکری مبتلا هستید.
    وسواس علاوه بر زمینه ژنتیک ریشه در اضطراب دارد. از این رو سعی کنید با فرا گیری فنون کاهش اضطراب نسبت به این افکار بی اعتنا باشید.
    پیشنهاد می کنم از نزدیک با یک روانشناس مشورت نمائید و یا با 09640 تماس حاصل فرمائید.

    http://www.askdin.com/thread34173.html

    در صورتی که ابهامی وجود داشت در خدمت شما هستم.

    در پناه خداوند متعال موفق باشید.
    کمکم کنید لطفا (احساس ناراحتی دارم)
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  19. صلوات ها 11


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    11
    حضور
    7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16



    سلام دوست عزیز. منم مثل شما هستم. لطفا برای اینکه زودتر بهبود پیدا کنید این کارا رو بکنید:دیر نخوابید,فیلم های اکشن و هیجانی نبینید. با کامپیوتر بازی نکنید, منفی فکر نکنید,به شدت از انحرافات جنسی دوری کنید,سعی کنید خودتون و فکرتون رو با کاری یا کسی مشغول کنید,ورزش کنید,.....
    اما مهمترین کار و اصلیترین کار این هست ک از صبر و نماز و خدا کمک بگیرید. به طرز غیر قابل وصفی تاثیر گذاره,البته نماز همار با تفکر و معرفت ک کاملا متوجه باشید چی میگید به خدا و کاملا جنبه ی راز و نیاز و بندگی داشته باشه,حتما حتما حتما قران رچ بخونید با.معنی ک تاثیر زیادی در بهبودی داره, ایه الکرسی خیلی تاثیر داره حتما کتاب دعای صحیفه سجادیه رو بخونید. کلا سعی کنید به طرف دین و خدا حرکت کنید, ولی باید در نظر داشته باشید ک زیاده روی نکنید و به قول معروف از اونطرف بوم نیوفتید. والسلام

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۰/۲۶, ۰۹:۴۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود