صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431

    اشاره آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟!





    با سلام

    با توجه به آیات 52 و53 سوره حج و آیه 7 سوره آل عمران آیا میتوان گفت که متشابهات یا منسوخات همان القائات شیطان هستند که بعلت عجله پیامبر (ص) در سخن گفتن ، قبل از نزول وحی در قران وارد شده اند ؟!


    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ {الحج/52} لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {الحج/53}

    هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ {آل عمران/7}

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۰:۱۵

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله





    آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟!








    کارشناس بحث: استاد میقات



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها

    با سلام

    با توجه به آیات 52 و53 سوره حج و آیه 7 سوره آل عمران آیا میتوان گفت که متشابهات یا منسوخات همان القائات شیطان هستند که بعلت عجله پیامبر (ص) در سخن گفتن ، قبل از نزول وحی در قران وارد شده اند ؟!


    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ {الحج/52} لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {الحج/53}

    هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ {آل عمران/7}



    «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ»
    هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى‏ كرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مى ‏ريخت)، شيطان القائاتى در آن مى ‏كرد امّا خداوند القائات شيطان را از ميان مى ‏برد، سپس آيات خود را استحكام مى ‏بخشيد و خداوند عليم و حكيم است.(حج، 52)

    «لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمينَ لَفي‏ شِقاقٍ بَعيدٍ»

    هدف اين بود كه خداوند القاى شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و آنها كه سنگدلند و ظالمان در عداوت شديد دور از حقّ قرار گرفته ‏اند. (حج، 53)


    با سلام و درود

    برای واژه «تَمَنَّى» چند معنا، احتمال داده شده است:

    1. اصل در معناى اين كلمه به معناى فرض و تقدير است، یعنی آن چه را دوست دارد و آرزو می کند، محقق و موجود فرض کند.

    با این بیان، معنای آیه چنین می شود:
    ما هيچ پيغمبر و رسولى را قبل از تو نفرستاديم مگر اين كه هر وقت در پيشرفت دين و يا ايمان آوردن مردم به او، آرزویی می کرد، شيطان در آرزوی او القاء مى ‏كرد به اين صورت كه مردم را نسبت به دين او وسوسه مى ‏كرد و ستمكاران را عليه او و دين او تحريک مى ‏نمود و بدين وسيله آرزوى او را فاسد و سعى او را بى ‏نتيجه مى‏ساخت.
    ولى سرانجام خداوند آن دخل و تصرفات شيطانى را نسخ و زايل نموده آيات خودش را حاكم مى ‏نمود و كوشش پيغمبر و رسولش را به نتيجه مى ‏رساند و حق را اظهار مى‏ نمود.


    2. گاهی اين كلمه به معناى قرائت و تلاوت مى ‏آيد.

    با این بیان، معناى آيه چنين مى ‏شود:
    ما قبل از تو هيچ پيغمبر و رسولى نفرستاديم مگر آن كه وقتى چيزى از آيات خدا را مى ‏خوانده شيطان شبهه‏ هايى گمراه كننده به دل هاى مردم مى ‏افكند و ايشان را وسوسه مى ‏كرد تا با آن آيات مجادله نموده، ايمان مؤمنين را فاسد سازد.
    ولى خداوند آن چه از شبهات كه شيطان به كار مى ‏برد باطل مى‏ كرد و پيغمبرش را موفق به رد آن ها مى ‏فرمود و يا آيه‏ اى نازل مى ‏كرد تا آن را رد كند.


    3. احتمال سوم این که اشاره به پاره‏اى از خطورات و وسوسه ‏هاى شيطانى است كه گاه در يک لحظه زودگذر در ميان افكار پاک و نورانى انبياء افكنده مى ‏شد؛ اما چون آن ها داراى مقام عصمت بودند و با نيروى غيبى و امداد الهى تقويت مى‏ شدند، خدا اين خطورات زودگذر و القائات شيطانى را از صفحه افكارشان محو مى‏ كرد و آن ها را در همان صراط مستقيم پيش مى‏ برد.


    نکته:

    "تمنى" كمتر به معنى تلاوت آمده تا آن جا كه در آيات قرآن در هيچ موردى در اين معنا به كار نرفته است.

    از طرفی قرآن القائات شيطانى را وسيله آزمايش كافران و آگاهى مؤمنان مى ‏شمرد در حالى كه خطورات قلبى پيامبران كه بزودى محو مى ‏شود چنين اثرى نمى‏ تواند داشته باشد.

    لذا احتمال دوم و سوم، ضعیف هستند.


    بنابر این:

    مراد از ظاهر آيات چنین است که هر پیامبر و رسولی كه می خواهد برنامه خدا پرستى را پياده كند، شيطان با فریب دادن گمراهان، تزلزل و آشوبى در عملی شدن نقشه ‏هاى ایشان القاء می كند؛ آنگاه خداوند با یاری و کمک به پيامبرش، آن آشفتگى را از بين می برد و هدف پيامبرش را به نتیجه می رساند.

    لذا این آيات، هشدار مى ‏دهد كه اين توطئه هاى مخالفان، برنامه تازه ‏اى نيست، هميشه اين القائات شيطانى در برابر انبياء بوده و هست.

    ______________
    (ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏14، ص 552؛ تفسير نمونه، ج ‏14، ص 139؛ قاموس قرآن، ج ‏6، ص 296)

    آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟!

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با توجه به آیات 52 و53 سوره حج و آیه 7 سوره آل عمران آیا میتوان گفت که متشابهات یا منسوخات همان القائات شیطان هستند که بعلت عجله پیامبر (ص) در سخن گفتن ، قبل از نزول وحی در قران وارد شده اند ؟!




    ادله ای بر باطل و بی اساس بودن چنین ادعایی:



    1. قرآن کریم به صراحت چنین ادعایی را باطل و مردود می داند:

    «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏»؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى ‏گويد. آنچه مى ‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست. (نجم، 3و4)


    2. خداوند تصریح دارد که محافظ کتاب آسمانی اش است:

    «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم‏. (حجر، 9)


    3. بنابر نظر مشهور عالمان شیعه و سنی، از بین اقسام نسخ، فقط نسخ در حكم، نه تلاوت، صحیح است؛ بدين معنا كه آياتى از قرآن مجيد كه نسخ گرديده اند، نسخ فقط در ناحيه حكم آنها واقع شده است؛ اما لفظ آيه و تلاوت هم چنان در قرآن محفوظ مانده است.

    بنابر این، در نسخ، باز هم الفاظ آیه و تلاوت آن باقی است و از کلام الهی بودن آن، ذره ای کاسته نمی شود.

    از طرفی تعداد آیات منسوخ، نسبت به سایر آیات، بسیار کم است. دكتر صبحى صالح آن را کمتر از ده آيه (مباحث فى علوم القرآن، ص 273 و 274)، آية الله معرفت تنها هشت آيه (ر.ك: التمهيد، ج 2، ص 300 – 316) و آية الله خویى فقط يک آیه را مصداق نسخ می دانند.(البيان، ص 373 – 380)


    4. اما در مورد متشابهات:

    متشابهات که در اصل متشابه نیستند بلکه در نظر ما متشابه هستند. از طرفی خود خداوند فرموده که قرآن متشابهات دارد (آل عمران، 7)

    افزون بر این که آيات محكم به خودى خود محكم است، و آيات متشابه به وسيله آيات محكم، محكم مى ‏شود. (ر.ک: ترجمه الميزان، ج ‏3، ص 29 و 31)

    مطلب دیگر این که نسبت آیات متشابه به کل آیات قرآن، بسیار کم و در حدود 200 آیه است. (ر.ک: التمهيد، ج 3، ص 14)

    علاوه بر این که بیشترین تشابه، تشابه عرضی (در مقابل تشابه اصلی) است که ارتباطی با اصل قرآن ندارد بلکه توسط گروه ها و فرقه های اسلامی و بعد از نزول قرآن، واقع شده و هر کدام نظرات و عقائد خود را بر قرآن تحمیل کرده و موجب وقوع تشابه شده اند. (علوم قرآنى، ص 277 و 286 و 295)

    نکته مهم این که، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.
    زیرا انتقال مفاهيم عالى و معنوى قرآن به انسان ‏ها جز از طريق الفاظ و عبارات امكان‏ پذير نمى ‏باشد، اين الفاظ مادى نمى ‏توانند در بر گيرنده همه آن محتوا و معنا باشد؛ به همين جهت، تشابه پديد مى‏ آيد و دليل آن همان است كه معانى در قالب اين الفاظ نمى‏ گنجند.(ر.ک: الميزان، ج ‏3، ص‏60 ـ 63)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۲/۱۲/۰۵ در ساعت ۲۱:۲۸
    آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟!

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    با سلام وتشکر

    دو نتیجه از آیات وروایات در این زمینه بدست میآید اولی این است که القائات شیطان را در سخنان نبی (ص) بدانیم دوم اینکه القائات شیطانی را در سخنان منافقین مریض دل حول پیامبر (ص) بدانیم که هردو این نتایج مستدل به آیات وروایات هستند اما کدام ارجحند در آخر میگویم :


    همانطور که دیدید این آیات سوره حج هیچ راه حلی ندارند مگر قبول ناسخ ومنسوخ زیرا چگونه ممکن است که خدای متعال اجازه القاء وساوس شیطان را در کلام رسولش بدهد ؟! وبعد هم بفرماید که این آیات شیطانی را وسیله فتنه وامتحان منافقین قرار دادیم ؟!

    نظر من اینست که چون رسول الله آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! گاهی اوقات عجله میکردند جهت هدایت مردم حتی منافقین بنص :

    فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا {طه/114}

    لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ {القيامة/16} إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ {القيامة/17} فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ {القيامة/18} ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ {القيامة/19}

    خدای متعال هم فرمود که تو نگران نباش که جمع وقرانش (تحکیم قران) بعهده ماست .

    حال مشکل اساسی اینجاست که این شبهاتی که شیطان وارد قرآن کرده چگونه نسخ وباطل میگردد ؟ شکی نسیت که خدای متعال این القائات وشبهات شیطان را نسخ وباطل کرده اما مهم علم به این ناسخ ومنسوخ و محکم ومتشابه است زیرا منسوخات بنص حدیث اصول کافی از متشابهات هستند و این خطر فوق العاده مهلک و مخرب است همچنانکه شاهدیم و اختلاف امت گواه آنست ، بهمین جهت علم به قرآن و ناسخ ومنسوخش ، بالاترین علوم و در سینه علم داده شدگان و ثقل ثایست .

    ودر این جا سخن بسیار و دقیق است واینکه چه آیاتی منسوخ یا متشابه هستند وناسخش از قرآن است یا سنت ؟

    قال العلامة المجلسي: روي عن أبي عبد الله عليه السلام أن رسول الله صلى الله عليه
    وآله أصابه خصاصة فجاء إلى رجل من الانصار فقال له: هل عندك من طعام ؟، فقال: نعم
    يا رسول الله، وذبح له عناقا وشواه، فلما أدناه منه تمنى رسول الله صلى الله عليه
    وآله أن يكون معه علي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام، فجاء أبو بكر وعمر، ثم
    جاء علي عليه السلام بعدهما، فأنزل الله في ذلك: [وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي]
    ولا محدث [إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته]، يعني أبا بكر وعمر [فينسخ الله ما
    يلقي الشيطان] (الحج: 52 - 53)، يعني لما جاء علي عليه السلام بعدهما [ثم يحكم الله
    آياته] للناس، يعني ينصر الله أمير المؤمنين عليه السلام، ثم قال: [ليجعل ما يلقي
    الشيطان فتنة] يعني فلانا وفلانا [للذين في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم] يعني إلى
    الامام المستقيم، ثم قال: [ولا يزال الذين كفروا في مرية منه] أي في شك من أمير
    المؤمنين [حتى تأتيهم الساعة بغتة أو يأتيهم عذاب يوم عقيم]، قال: العقيم: الذي لا
    مثل له في الايام، ثم قال: [الملك يومئذ لله يحكم بينهم فالذين آمنوا وعملوا
    الصالحات في جنات النعيم * والذين كفروا وكذبوا بآياتنا] قال: ولم يؤمنوا بولاية
    أمير المؤمنين والائمة عليهم السلام [فأولئك لهم عذاب مهين] (الحج: 55 - 57). [بحار
    الانوار: 17 / 86].


    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۷:۲۴

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    قال سبحانه :


    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ {الحج/52} لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ {الحج/53}

    ما هيچ رسول و نبیی را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى كرد (و طرحى براى آینده اهداف الهى خود مى ريخت ) شيطان القائاتى در آن مى كرد، اما خداوند القائات شيطان را از ميان مى برد سپس آيات خود را استحكام مى بخشيد و خداوند عليم و حكيم است .

    تا آنچه را كه شيطان القاء مى كند براى كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و براى سنگدلان مايه ابتلاء كند كه ستمگران در خلافى بى نهايتند (53).


    موضوع بسیار قابل توجه قرائت زیر است :
    وروي عن سفيان بن عيينة وعن عمرو بن دينار أن إبن عباس كان يقرأ وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي و لا محدث .قرطبی وسیوطی وابن تیمیه و...

    این آیه نزد سنی وشیعه بقرائت فوق هم خوانده شده است وچون ینسخ مضارع است یعنی در زمانهای بعد از رحلت پیامبر هم نیاز است تا خداوند محدَّثین را حفظ کند والقائات شیطانی را باطل گرداند واگر ائمه مضلین که طبق صحاح آثار بعد از رسول الله آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! زمام امور اسلام را غصب کردند چون عصمت نداشتند وبقول ابوبکر : إن لي شيطانا يعتريني : بر مسند قدرت قرار گیرند چون ایشان موید به هدایت الله متعال نیستند ، دین اسلام واحکام قرآن را تحریف میکنند همچنانکه با قرائات وتفسیر های مختلف وعدم شناخت آیات متشابه و منسوخ ، تفرقه واختلافی در دین اسلام تا قیامت ایجاد کردند و این از شیطان است چون شیطان از آتش است و همه جهان را آتش میزند .

    نکته دیگر اینکه سنت نیز همپایه قرآن ، آیه نامیده شده ونشان از وحی معجز وغیر معجز دارد که مجموعا در صدر اسلام به قرآن مشهور بوده که در آن بنص صحاح ، آیات قران بهمراه تبیین رسول الله آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! در مصاحف اصحاب نوشته میشده است .

    { وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً }[ الأنعام : الآية 112]
    ويقول الله تعالى :
    { وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً }[ الفرقان:31].

    كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ (5غافر)
    قبل از ايشان هم قوم نوح و احزابى كه بعد از ايشان بودند آيات خدا را تكذيب كردند و هر امتى قصد جان پـيامبر خود كرد تا او را بـگـيرند و با حربه باطل عليه حق مجادله كردند تا حق را از بين ببرند و من ايشان را گرفتم و چه عجيب است عذاب .

    ودر اواخر عمر حضرت رسول آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! و در آخرین سوره نازله یعنی سوره توبه یا فاضحه المنافقین هم در آیه 74 فرمود :

    وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا ....ترور نبی اکرم آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! ورماندن شترش در عقبه ....

    وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (112) وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ (113 انعام)

    شاطین انسی چکار میکنند :

    أخرج أحمد وابن أبي حاتم والطبراني عن أبي أمامة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم « يا أبا ذر تعوذ بالله من شر شياطين الجن والإِنس . قال : يا نبي الله وهل للإِنس شياطين؟ قال : نعم { شياطين الإنس والجن يوحي بعضهم إلى بعض زخرف القول غروراً } ؟ » .
    وأخرج أحمد وابن مردويه والبيهقي في الشعب عن أبي ذر قال : قال لي النبي صلى الله عليه وسلم « تعوذ شياطين الانس والجن . قلت : يا رسول الله وللانس شياطين؟ قال : نعم » .

    قرانا عربيا غير ذى عوج لعلهم يتقون .... قرآنى عربى و بدون انحراف شايد كه بپرهيزند .
    وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا ... وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ....
    مگر خدای متعال نفرموده بود که قرآن غیر ذی عوج وروشن وروشنگر وبیان وتفصیل همه چیز وآشکار وبرای همگان نور وهدایت است چطور آیات متشابه و منسوخ را در قرانش آورد تا وسیله فتنه باشند ؟!

    حتی بالاتر از این ، چرا شیطان را نابود نمیکند تا بشربه فتنه نیفتد ؟!



    بنابراین بشر همواره نیازمند قرآن وعترت است .


    وأخرج عبد الرزاق وعبد بن حميد عن قتادة رضي الله عنه في قوله { فلا يغررك تقلبهم في البلاد } قال : إقبالهم ، وإدبارهم ، وتقلبهم في أسفارهم . وفي قوله { والأحزاب من بعدهم } قال : من بعد قوم نوح ، عاد ، وثمود ، وتلك القرون . كانوا أحزاباً على الكفار { وهمت كل أمة برسولهم } ليأخذوه فيقتلوه { وكذلك حقت كلمة ربك على الذين كفروا } قال : حق عليهم العذاب بأعمالهم .


    وأخرج الفريابي وعبد بن حميد وابن المنذر وأبو نصر السجزي في الابانة وأبو الشيخ عن مجاهد في الآية قال : شياطين الجن يوحون إلى شياطين الانس كفار الإِنس { زخرف القول غروراً } قال : تزيين الباطل بالألسنة .




    مقاتل میگوید شیطانی بنام ابیض وجود دارد که صاحب انبیاء است و وظیفه اش تحریف سخنان انبیاء است !

    همچنین :


    وقد قال ابن عباس : إن شيطانا يقال له الأبيض كان قد أتى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - في صورة جبريل - عليه السلام - وألقى في قراءة النبي - صلى الله عليه وسلم - : تلك الغرانيق العلا ، وأن شفاعتهن لترتجى .قرطبی

    از ابن عباس هم روایت است که شیطانی بنام ابیض در صورت جبرئیل نازل شد و در قرائت نبی اکرم آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! داخل کرد : این بتان بزرگ که شفاعتشان امید میرود !

    ودر موارد متعددی میشنویم که فلان شخص قاتل در دادگاه اقرار میکند که کسی در گوشم گفت فلانی را بکش یا فلان کار را بکن !


    هل سُحرَ النبي ؟
    الحديث في البخاري ـ وهذا نصّه عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ : ( سُحِرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى كَانَ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ أَنَّهُ يَفْعَلُ الشَّيْءَ وَمَا يَفْعَلُهُ (فکر میکرد با زنانش کاری کرده اما نکرده بود !)حَتَّى كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ دَعَا وَدَعَا ثُمَّ قَالَ أَشَعَرْتِ أَنَّ اللَّهَ أَفْتَانِي فِيمَا فِيهِ شِفَائِي أَتَانِي رَجُلَانِ فَقَعَدَ أَحَدُهُمَا عِنْدَ رَأْسِي وَالْآخَرُ عِنْدَ رِجْلَيَّ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِلْآخَرِ مَا وَجَعُ الرَّجُلِ قَالَ مَطْبُوبٌ قَالَ وَمَنْ طَبَّهُ قَالَ لَبِيدُ بْنُ الْأَعْصَمِ قَالَ فِيمَا ذَا قَالَ فِي مُشُطٍ وَمُشَاقَةٍ وَجُفِّ طَلْعَةٍ ذَكَرٍ قَالَ فَأَيْنَ هُوَ قَالَ فِي بِئْرِ ذَرْوَانَ فَخَرَجَ إِلَيْهَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَ لِعَائِشَةَ حِينَ رَجَعَ نَخْلُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ فَقُلْتُ اسْتَخْرَجْتَهُ فَقَالَ لَا أَمَّا أَنَا فَقَدْ شَفَانِي اللَّهُ وَخَشِيتُ أَنْ يُثِيرَ ذَلِكَ عَلَى النَّاسِ شَرًّا ثُمَّ دُفِنَتْ الْبِئْرُ )

    نصوص الشريعة بعضها مُحكم ، يعرف معناه دون الرجوع لغيره ، وهو الكثير الغالب في القرآن الكريم ، قال الله تعالى : هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ [ آل عمران : من الآية 7 ]

    این آیات متشابه را چه کسی وارد قرآن کرده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    : ( ذي قوة ) ثم منهم من حمله على الشدة ، روي أنه - عليه الصلاة والسلام - قال لجبريل : " ذكر الله قوتك ، فماذا بلغت ؟ قال رفعت قريات قوم لوط الأربع على قوادم جناحي حتى إذا سمع أهل السماء نباح الكلاب وأصوات الدجاج قلبتها "وذكر مقاتل أن شيطانا يقال له الأبيض صاحب الأنبياء قصد أن يفتن النبي - صلى الله عليه وسلم - فدفعه جبريل دفعة رقيقة وقع بها من مكة إلى أقصى الهند ، ومنهم من حمله على القوة في أداء طاعة الله وترك الإخلال بها من أول الخلق إلى آخر زمان التكليف ، وعلى القوة في معرفة الله وفي مطالعة جلال الله .


    اما سرانجام :

    بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ (49عنکبوت)

    یعنی این قرآن کتاب فوق العاده مفید وهدایتگروفوق العاده خطرناک وخسارت آور است بستگی دارد که بدست چه کسی بیفتد اگر بدست معاویه ویزید واشیاخشان بیفتد که سر امام حسین آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! قرآن ناطق را میبرند وروزگار اسلام ومسلمین را تباه میسازند و اگر دست حضرت مهدی آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! بیفتد عدالت ومعنویت را در کل جهان حاکم میکند .

    کسیکه علم کتاب نزد اوست هادی قوم است و ثقل ثانی وشریک قرآن در همه زمانها چون راسخ در علم است ، عالم به متشابهات ومنسوخات ومجری محکمات ومستنبط احکام از قرآن است .

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    با سلام

    شیاطین انسی چه کسانی بودند وچکار میکردند :



    در صحیح بخاری آمده که :



    حدثنا أصبغ أخبرنا ابن وهب أخبرني يونس عن ابن شهاب عن أبي سلمة عن أبي سعيد الخدري

    : عن النبي صلى الله عليه و سلم قال ( ما بعث الله من نبي ولا استخلف من خليفة إلا كانت له بطانتان بطانة تأمره بالمعروف وتحضه عليه وبطانة تأمره بالشر وتحضه عليه فالمعصوم من عصم الله تعالى ) بخاری



    و در مشکل الاثار هم آمده :

    حدثنا بكار بن قتيبة قال : حدثنا مؤمل قال : حدثنا حماد بن سلمة قال : حدثنا برد بن سنان ، عن الزهري ، عن أبي سلمة ، عن أبي هريرة ، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : « ما من نبي ولا من خليفة ، أو قال إمام ، إلا وله بطانتان : بطانة تأمره بالمعروف ، وبطانة أخرى لا تألوه خبالا ، فمن وقي شر بطانته الثانية فقد وقي ، وهو من التي تغلب عليه منهما » . قال أبو جعفر : هذا آخر ما حدث به بكار



    حدثنا سليمان بن شعيب الكيساني قال : حدثنا بشر بن بكر قال : حدثني الأوزاعي قال : حدثنا الزهري قال : حدثني أبو سلمة بن عبد الرحمن قال : حدثني أبو هريرة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « ما من وال إلا له بطانتان : بطانة تأمره بالمعروف وتنهاه عن المنكر ، وبطانة لا تألوه خبالا ، فمن وقي شرها فقد وقي ، وهو من التي تغلب عليه منهما » . قال أبو جعفر : فتأملنا هذه الآثار لنقف على ما أريد بها إن شاء الله ، فكان قوله صلى الله عليه وسلم : « ما بعث الله من نبي ، ولا استخلف من خليفة إلا له بطانتان » على ما ذكرت كل واحدة من تينك البطانتين بما ذكرهما به فيهما من حمد وغيره . فوجدنا الأنبياء صلوات الله عليهم يدعون الناس إلى ما أرسلوا به إليهم ، فيكون ذلك سببا لإتيانهم إياهم ، وخلطتهم بهم حتى يكونوا بذلك بطائن لهم ، وتستعمل الأنبياء في ذلك في أمورهم ما يقفون عليه منها ، فيحمدون في ذلك من يقفون على من يجب حمده بظاهره ، فيقربونه منهم ، ويعدونه من أوليائهم ، ويباعدون منهم من يقفون منه على ما لا يحمدونه منهم ، ويعدونه من أعدائهم ، والله أعلم بما يبطن ممن يعرفونه من حمد ومن ذم ، ثم يوقف الله عز وجل أنبياءه على ما يوقفهم عليه من باطنهم ، كما قال عز وجل لنبينا صلى الله عليه وسلم : وممن حولكم من الأعراب منافقون ومن أهل المدينة مردوا على النفاق لا تعلمهم . . . (1) الآية . فهذه البطانة المذمومة التي لا تألو من هي معه خبالا . والبطانة الأخرى هي التي يوقفهم الله تعالى على ضدها ، وعلى ما هي عليه لنبيها ، كما أوقف الله عز وجل نبينا عليه الصلاة والسلام على ما أوقفه عليه من أحوال المؤمنين به من تعزيرهم إياه ، ونصرتهم له ، واتباعهم لما يجب أن يتبع به ، كما قال تعالى : فالذين آمنوا به وعزروه ونصروه واتبعوا النور الذي أنزل معه أولئك هم المفلحون (2) وكما قال عز وجل في صفاتهم : محمد رسول الله والذين معه أشداء على الكفار رحماء بينهم (3) ثم وصفهم رضوان الله عليهم بما وصفهم حتى ختم السورة التي أنزل ذلك فيها . فهاتان البطانتان هما البطانتان اللتان كانتا مع نبينا صلى الله عليه وسلم ، وكذلك البطائن اللاتي كن مع الأنبياء صلوات الله عليهم قبله . ثم تأملنا قوله صلى الله عليه وسلم : « وهو من الغالبة عليه منهما » فكان ذلك عندنا ، والله أعلم ، مما يرجع إلى غير الأنبياء ممن ذكر في هذه الآثار ، لا إلى الأنبياء ؛ لأن الأنبياء صلوات الله عليهم معصومون ، لا يكونون مع من لا تحمد خلائقه ولا مذاهبه . فقال قائل : وكيف يجوز أن يكون ذلك كما ذكرت وإنما في هذه الآثار رجوع الكلام على من ذكر فيها من الأنبياء عليهم السلام وممن سواهم ؟ فكان جوابنا له في ذلك بتوفيق الله عز وجل وعونه : أن هذا الكلام كلام عربي ، خوطب به قوم عرب يعقلون ما أراد به مخاطبهم ، والعرب قد تخاطب بمثل هذا على جماعة ثم ترده إلى بعضهم دون بقيتهم ، فمن ذلك قوله عز وجل : يا معشر الجن والإنس ألم يأتكم رسل منكم (4) فكان الخطاب في ذلك بذكر الجن والإنس ، ومعقول أن الرسل من الإنس لا من الجن ، ومثل ذلك قول رسول الله صلى الله عليه وسلم في حديث عبادة بن الصامت : « بايعوني على أن لا تشركوا بالله شيئا » وقرأ آية الممتحنة وفيها الشرك ، والسرقة ، والزنا ، وهي قوله تعالى : يبايعنك على أن لا يشركن بالله شيئا ولا يسرقن ولا يزنين (5) وسنذكر ذلك الحديث فيما بعد من كتابنا هذا ، إن شاء الله تعالى . وفيه : « فمن أصاب من ذلك شيئا فعوقب به فهو كفارة له » ونحن نعلم أن من عوقب بالشرك فليس ذلك له كفارة . وعقلنا بذلك أن قوله صلى الله عليه وسلم : « فمن أصاب من ذلك شيئا » إنما هو على شيء من بعض تلك الأشياء التي في الآية لا على كل شيء من تلك الأشياء التي فيها . فمثل ذلك قوله صلى الله عليه وسلم في الآثار التي رويناها : « وهو من التي تغلب عليه منهما » يرجع ذلك على من قد يجوز أن يكون منه مثل ذلك ، لا على الأنبياء ، صلوات الله عليهم ، الذين لا يكون منهم مثل ذلك . فبان بما ذكرناه جميع ما في هذه الآثار من المعاني المشكلات فيها بحمد الله ونعمته ، وإياه نسأله التوفيق



    ودقت کنید در جمله : « وهو من الغالبة عليه منهما » یعنی یکی از این دو بطانه یا اصحاب و یاران بر دیگری غلبه میکند مثل دو حزبی که بخاری در صحیحش از قول عائشه آورده که ما زنان پیامبر دو حزب بودیم ....



    البطانة : الأولياء والأصدقاء والأصفياء الذين يطلعهم الإنسان على أسراره



    البِطَانَةُ: منه حديث علي رضي الله عنه:" أقَرَّ بالبَيْعَة وادَّعَى الوَلِيجَةَ" ولِيجَةُ الرَّجُل: بِطانَتُه، ودُخَلاؤُه، وخاصَّتُه.



    وعن أَبي هريرة - رضي الله عنه - قَالَ : كَانَ رسولُ الله - صلى الله عليه وسلم - يقول : « اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الجُوعِ ، فَإنَّهُ بِئْسَ الضَّجِيعُ ، وأعوذُ بِكَ منَ الخِيَانَةِ ، فَإنَّهَا بِئْسَتِ البِطَانَةُ » . رواه أَبُو داود بإسناد صحيح .



    ودر احادیث صحیح هم آمده که خیانت علامت منافقین است :





    أربعٌ مَنْ كُنَّ فيه كان منافقًا خالصًا ومن كان فيه خصلةٌ منهن كانتْ فيه خصلةٌ من النفاقِ حتى يدعَها إذا ائتمن خان وإذا حدَّث كَذَبَ وإذا عاهد غَدَرَ وإذا خاصم فَجَرَ (البخارى ، ومسلم عن ابن عمر . الخرائطى فى مساوئ الأخلاق عن مسروق . ابن عساكر عن ابن مسعود)



    قوله : (البطانة) وهم : المطلعون على السرائر ، اهـ شيخ الإسلام.

    7238 - حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا الوليد ثنا الأوزاعي حدثني الزهري عن أبي سلمة عن أبي هريرة قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : ما من نبي ولا وال الا وله بطانتان بطانة تأمره بالمعروف وبطانة لا تألوه خبالا ومن وقى شرهما فقد وقى وهو مع التي تغلب عليه منهما

    تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده صحيح على شرط الشيخين





    خلاصه اینکه در اواخر عمر مبارک رسول الله آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! حوادث تلخی رقم خورد که اکثریت مردم از آن غافلند اما با دقت وتدبر در آخرین سور وآیات نازله بر رسول الله آیا متشابهات یا منسوخات قرآن، القائات شیطان هستند؟! مخصوصا سوره تحریم وسوره فاضحه المنافقین (توبه) ، پرده از حقایقی وحشتناک برداشته میشود . همت بر ترور رسول الله .... انقلبتم علی اعقابکم ... غربت اسلام ... تحریف دین ... ضایع کردن نماز و روزه وحج و... شهوترانی مفرط و ....







    وأما ما أنزل بالمدينة سورة البقرة ثم الأنفال ثم آل عمران ثم الأحزاب ثم الممتحنة ثم النساء ثم إذا زلزلت ثم الحديد ثم القتال (محمد) ثم الرعد ثم الرحمن ثم الإنسان ثم الطلاق ثم لم يكن ثم الحشر ثم إذا جاء نصر الله ثم النور ثم الحج ثم المنافقون ثم المجادلة ثم الحجرات ثم التحريم ثم الجمعة ثم التغابن ثم الصف ثم الفتح ثم المائدة ثم براءة .اتقان سیوطی



    6959 - أخبرني الشيخ أبو بكر بن إسحاق فيما قرأته عليه من أصل كتابه أنبأ محمد بن أحمد بن الوليد الكرابيسي ببغداد ثنا إسحاق بن سعيد بن الأركون الدمشقي ثنا خليد بن دعلج عن عطاء بن أبي رباح عن ابن عباس رضي الله عنهما قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : أمان أهل الأرض من الإختلاف الموالاة لقريش و قريش أهل الله فإذا خالفتها قبيلة من العرب صارت حزب إبليس

    هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه

    تعليق الذهبي قي التلخيص : واه وفي إسناده ضعيفان



    4715 - حدثنا مكرم بن أحمد القاضي ثنا أحمد بن علي الأبار ثنا إسحاق بن سعيد بن أركون الدمشقي ثنا خليد بن دعلج أبو عمرو السدوسي أظنه عن قتادة عن عطاء عن ابن عباس رضي الله عنهما قال :

    : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بيتي أمان لأمتي من الاختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس

    هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه

    حدثنا سليمان بن أحمد ثنا أحمد بن علي الأبار ثنا إسحاق بن سعيد ابن الأدلون أبو سلمة الجمحي الدمشقي ثنا خليد بن دعلج أبو عمر السدوسي عن عطاء بن أبي رباح عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم أمان أهل الأرض من الاختلاف الموالاة لقريش قريش أهل الله ثلاث مرات فاذا خالفها قبيلة من العرب صاروا حزب إبليس .حلیه الاولیاء



    وثنا أبو عبدالله محمد بن إبراهيم بن عبد الرحمن القرشي من لفظه ثنا الحسن بن علي بن خلف الصيدلاني ثنا إسحاق بن سعيد بن الأركون ثنا خليد ابن دعلج عن عطاء بن أبي رباح عن أبن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم امان الارض من الغرق القوس وأمان الإختلاف الموالاة لقريش قريش أهل الله قريش أهل الله فإذا خالفتها قبيلة من العرب صاروا حزب إبليس .فوائد تمام

    وبطریق دیگر :

    ثنا محمد بن أحمد بن الحسن ، ثنا أحمد بن عبد الله بن زيد الختلي ، ثنا طاهر بن أبي أحمد ، ثنا أبو بكر بن عياش ، ثنا موسى بن عبيدة الربذي ، عن عبد الله بن دينار ، عن ابن عمر ، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « ما اختلفت أمة بعد نبيها إلا ظهر أهل باطلها على أهل حقها »



    البته که این اهل باطل بود بر اهلبیت غالب شد وایشان وشیعیانشان را قتل عام نمود .



    حدثنا محمد بن احمد ثنا احمد بن موسى ثنا إسماعيل بن سعيد ثنا جرير عن عطاء بن السائب عن الشعبي قال ما اختلفت أمة بعد نبيها إلا ظهر أهل باطلها على أهل حقها .حلیه الاولیاء

    موسى بن عبيدة بن نشيط بن عمرو بن الحارث الربذى ، أبو عبد العزيز المدنى ( أخو عبد الله بن عبيدة ، و محمد بن عبيدة ) :

    قال محمد بن سعد : كان ثقة ، كثير الحديث ، و ليس بحجة .

    و قال يعقوب بن شيبة : صدوق ، ضعيف الحديث جدا ، و من الناس من لا يكتب حديثه لوهائه ، و ضعفه ، و كثرة اختلاطه ، و كان من أهل الصدق .

    روى له الترمذى ، و ابن ماجة



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 13 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37596



    جناب خیر البریه خیلی ممنون از مطالب مفیدی که ارائه دادید

    اما کاش ترجمه تمام روابات رو می نوشید

    همچنین روایت این قسمت هم اگه ذکر می کردید خالی از لطف نبود:


    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    زیرا منسوخات بنص حدیث اصول کافی از متشابهات هستند


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    همچنین روایت این قسمت هم اگه ذکر می کردید خالی از لطف نبود:
    با سلام

    علي بن محمد، عن بعض أصحابه، عن آدم بن إسحاق، عن عبدالرزاق بن مهران، عن الحسين بن ميمون، عن محمد بن سالم، عن أبي جعفر عليه السلام قال: إن [ا] ناسا تكلموا في هذا القرآن بغير علم وذلك أن الله تبارك وتعالى يقول: " هو الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب واخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تأويله وما يعلم تأويله إلا الله(2) " الآية فالمنسوخات من المتشابهات ; والمحكمات من الناسخات، إن الله عز وجل بعث نوحا إلى قومه " أن اعبدوا الله واتقوه وأطيعون(3) " ثم دعاهم إلى الله .........الكتاب : الكافي الكليني




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    با توجه به آیات 52 و53 سوره حج و آیه 7 سوره آل عمران آیا میتوان گفت که متشابهات یا منسوخات همان القائات شیطان هستند که بعلت عجله پیامبر (ص) در سخن گفتن ، قبل از نزول وحی در قران وارد شده اند ؟!
    جناب خیرالبریه

    حقیر که فکر می کنم متشابهات حداقل نمی تونند ازالقائات شیطان باشند
    چون در ایه ای خداوند می فرماید ایات قران بر دونوعند
    محکمات و متشابهات و متشابهات با توجه به محکمات روشن می شوند

    چطور ممکنه ایات شیطانی با توجه به محکمات معنیشان مشخص شود



    در مورد منسوخات هم خداوند می فرماید هرگاه ایه ای منسوخ کنیم مانند ان یا بهتر از ان را نازل می کنیم
    چطور ممکن است خداوند ایه ای مثل ایه شیطان بیاورد ؟

    از طرفی اگر این ایات القا شیطان بود حتما خداوند می فرمود به خاطر القا شیطان انها را منسوخ کرده

    از طرفی اگر شیطان قدرت القا ایات بر حضرت را داشته باشه به کل قران باید به دیده شک نگریست ؟

    و سوال دیگر از شما کجای ایه فرموده که شیطان القا در ایات قران کرده ؟ من که ندیدم
    لطف می کنید نشان دهید

    با تشکر


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۰۵:۱۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود