صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه استادم را فراموش کنم؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    خواندن ، نوشتن ...
    نوشته
    82
    حضور
    3 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    282

    چگونه استادم را فراموش کنم؟




    سلام
    بی مقدمه شروع میکنم به گفتن حرف دلم : مدتی هست که به استاد یکی از درسام به شدت علاقه مند شده ام. خانمی که شاید نزدیک ده سال از من بزرگتره و هیچ سنخیتی چه از لحاظ میزان تحصیلات و چه از لحاظ سایر جنبه ها باهاش ندارم . (ایشون مدرک دکتری دارن ومن هنوز کارشناسی ام رو هم تموم نکردم). من اسم این علاقه را نه عشق میگذارم و نه هوس چون هیچ کدامشان نیست. برا همین دارم دیوونه میشم. شب و روز تو فکرشم. بعضی شبا خوابش رو میبینم و بعضی وقتا هم از خواب میپرم. تو روزا هم که همیشه و هر لحظه تو فکرمه . یک لحظه هم نمیتونم خاطرش رو از ذهنم دور کنم. دیگه شب و روز برام نموده . از کار و زندگی افتادم. درس خوندنم بی معنی شده یعنی اصلا دیگه درس نمیخونم . سر کلاسای درسم به زور میرم. ترم دیگه کنکور ارشد دارم و هیچ انگیزه ای برام نمونده که واسش تلاش کنم با اینکه خیلی دلم میخواد درسم رو ادامه بدم ولی چه فایده؟(تو پرانتز باید بگم که از لحاظ درسی خدا رو شکر اگه این در گیری ذهنی نباشه وضعیت خیلی خوبی دارم و البته الان باید بگم میتونم داشته باشم چون الان که اوضاع فکریم داغونه چندان ازش راضی نیستم)
    الان میخوام ببینم راه حلی هست که از این وضعیت نجات پیدا کنم ؟ چطوری میتونم از این فکرا خلاص بشم؟ لازمه بگم من تو خوابگاه زندگی میکنم و از خانواده ام خیلی دور هستم و هر دو سه ماه یکبار میرم خونه. اینم بگم که این مشکلم حتی یه ذره هم به دوری از خوانواده برنمیگرده و همین جوری گفتم که ازشون دورم.

    در پایان هم باید بگم شاید بیشتره حرفایی که شما میخواید برام بگین رو میدونم! و یا شاید شنیده ام. من بیشتر از این که به جواب نیاز داشته باشم نیاز به یه درد دل دارم تا راه حل !! البته اگه راه حلی داشته باشین از اونم استفاده میکنم.

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست





    چگونه استادم را فراموش کنم؟








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط alabd نمایش پست ها
    سلام
    بی مقدمه شروع میکنم به گفتن حرف دلم : مدتی هست که به استاد یکی از درسام به شدت علاقه مند شده ام. خانمی که شاید نزدیک ده سال از من بزرگتره و هیچ سنخیتی چه از لحاظ میزان تحصیلات و چه از لحاظ سایر جنبه ها باهاش ندارم . (ایشون مدرک دکتری دارن ومن هنوز کارشناسی ام رو هم تموم نکردم). من اسم این علاقه را نه عشق میگذارم و نه هوس چون هیچ کدامشان نیست. برا همین دارم دیوونه میشم. شب و روز تو فکرشم. بعضی شبا خوابش رو میبینم و بعضی وقتا هم از خواب میپرم. تو روزا هم که همیشه و هر لحظه تو فکرمه . یک لحظه هم نمیتونم خاطرش رو از ذهنم دور کنم. دیگه شب و روز برام نموده . از کار و زندگی افتادم. درس خوندنم بی معنی شده یعنی اصلا دیگه درس نمیخونم . سر کلاسای درسم به زور میرم. ترم دیگه کنکور ارشد دارم و هیچ انگیزه ای برام نمونده که واسش تلاش کنم با اینکه خیلی دلم میخواد درسم رو ادامه بدم ولی چه فایده؟(تو پرانتز باید بگم که از لحاظ درسی خدا رو شکر اگه این در گیری ذهنی نباشه وضعیت خیلی خوبی دارم و البته الان باید بگم میتونم داشته باشم چون الان که اوضاع فکریم داغونه چندان ازش راضی نیستم)
    الان میخوام ببینم راه حلی هست که از این وضعیت نجات پیدا کنم ؟ چطوری میتونم از این فکرا خلاص بشم؟ لازمه بگم من تو خوابگاه زندگی میکنم و از خانواده ام خیلی دور هستم و هر دو سه ماه یکبار میرم خونه. اینم بگم که این مشکلم حتی یه ذره هم به دوری از خوانواده برنمیگرده و همین جوری گفتم که ازشون دورم.

    در پایان هم باید بگم شاید بیشتره حرفایی که شما میخواید برام بگین رو میدونم! و یا شاید شنیده ام. من بیشتر از این که به جواب نیاز داشته باشم نیاز به یه درد دل دارم تا راه حل !! البته اگه راه حلی داشته باشین از اونم استفاده میکنم.
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت و عرض خوش آمد.
    ضمن اینکه بابت تاخیر پیش آمده عذرخواهی میکنم، اعتماد شما را برای درد دل و..ارج می گذاریم.
    تحلیل دقیق این موضوع مستلزم اطلاعات و تاریخچه دقیق زندگی جنابعالی است که این امر میسر نیست مگر با مشاوره حضوری، لذا پیشنهاد می شود جهت تحلیل دقیقتر موضوع با یک روانشناس بالینی به صورت حضوری مشورت نمایید.
    اما به صورت کلی اینکه چنین وضعیتی را عشق بدانیم یا هوس و...چندان تفاوتی در موضوع ایجاد نمی کند..آنچه به نظر می رسد این است که حضرتعالی در شرایط فعلی دچار خلاءهای عاطفی ناشی از احساس تنهایی و...هستید، و این امر سبب تشدید مهرطلب بودن و در ادامه وابستگی شما شده است. اما اینکه چرا این وابستگی نسبت به این استاد رقم خورده است می تواند به صورت ناهشیار و برگرفته از این احساس باشد که ایشان دارای خصوصیاتی هستند که شما دوست دارید آن ویژگیها را دارا باشید و یا با بدست آوردن آنها کامل شوید.

    بر این مبنا پیشنهاد می شود که
    _ سطح ارتباطی خود با ایشان را کاهش و حتی المقدور قطع کنید
    _ داشته ها و احساسات خود را با دیگر افراد چه در فضای حقیقی و چه مجازی به اشتراک بگذارید (مانند همین درد دل کردنی که اشاره فرمودید و..)
    _ از سرکوب و سانسور عواطف و احساسات پرهیز نمایید.
    _تعامل خود را با دیگر افراد و نیز فعالیتهای متنوع افزایش دهید.
    _ از تکنیک توقف فکر استفاده کنید به این معنا که اگر ناخودآگاه ذهن شما با این موضوع مشغول شد به هنگامی که متوجه شدید با گفتن لفظ " بس کن" فکر خود را به سایر موضوعات هدایت کنید
    _ از خدای متعال استعانت بجویید.

    http://www.soalcity.ir/node/318
    http://www.soalcity.ir/node/1700

    در پناه خدای متعال موفق باشید
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۱۲/۰۷ در ساعت ۲۳:۴۲
    چگونه استادم را فراموش کنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    سلام ...

    من نمیدونم که شرایط استادتون با شما چجوری هست ... اگر استادتون هم از شما خوشش میاد ... و مطمئن هستی که ایشون ازدواج نکردن ... خوب از ایشون خواستگاری کن ... چرا که نه ...

    جایه اون هم تصمیم نگیر ... ممکن هست استاد شما 31 یا 32 سالش باشه ... دیگه نتونه شوهری که دوست داره را بدست بیاره ... هر پیشنهاده ازدواجی هم که داره مربوط به مردهای 40 تا 50 ساله باشن ... و اون دوست داشته باشه با یه پسر جوون که تا حالا با هیچ کس نبوده ازدواج کنه ... شما نمیتونین جایه اون تصمیم بگیرین ... اگر ایشون 32 سالش باشه ... تنها 5 سال وقت داره که بتونه بچه دار بشه و ممکن هست رو هر درخواسته ازدواجی فکر کنه ... پس جایه ایشون تصمیم نگیرین ...

    البته به خوده شما هم برمیگرده ... که شما کدوم حالت رو دارین .. حالات شما میتونه خیلی متفاوت باشه ....

    1- دوستش دارین ... میخواین باهاش ازدواج کنین ... پول ندارین ... از خانواده میترسین .
    2- دوسش دارین ... ولی نمیخواین باهاش ازدواج کنیین .
    و ...

    اگر استادتون رو دوست دارین ... میخواین باهاش ازدواج کنین ... ولی ترس از جواب اون دارین ... یا ترس از خانواده دارین ... یا ترس از پول دارین .... اینها چیزهایی نیستن که بتونن جلویه عشق وایسن ... کافی هست شما بخواین و اراده کنین ... ولی اگر صد در دصد مطمئن هستید که باید ایشون رو فراموش کنین ... چون دوسش ندارین ... خوب این صحبتی دیگر هست ...

    سوال من از شما این هستش .... اگر از استادتون خوشتون میاد ... و ایشون هم از شما بدش نمیاد ... چرا از ایشون خواستگاری نمیکنین ؟؟؟ مطمئنا جواب ایشون میتونه خیلی براتون مفید باشه ... شاید اصلا ایشون اونقدر پولدار باشن ... و تنها نیاز دارن تا با یک پسری که پاک باشه و تا حالا با کسی نبوده باشه ازدواج کنن ...

    به هر حال نظره من این هستش که فکراتون رو بکنین ... مساله عشق رو کنار بزارین ... و ببینین به نظره خودتون فارغ از عشق میتونی باهاش احساس خوشبختی بکنی یا نه ...

    و نظره من در مورده این ازدواج....

    چرا که نه ... مگه میتونی از ایشون همسری بهتر پیدا کنی؟؟؟
    میتونین تو درسها با هم همفکری کنین ... با هم رو موضوعات فکر کنین ... با هم ادامه تحصیل بدین ... و ....
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط alabd نمایش پست ها
    سلام
    بی مقدمه شروع میکنم به گفتن حرف دلم : مدتی هست که به استاد یکی از درسام به شدت علاقه مند شده ام. خانمی که شاید نزدیک ده سال از من بزرگتره و هیچ سنخیتی چه از لحاظ میزان تحصیلات و چه از لحاظ سایر جنبه ها باهاش ندارم . (ایشون مدرک دکتری دارن ومن هنوز کارشناسی ام رو هم تموم نکردم). من اسم این علاقه را نه عشق میگذارم و نه هوس چون هیچ کدامشان نیست. برا همین دارم دیوونه میشم. شب و روز تو فکرشم. بعضی شبا خوابش رو میبینم و بعضی وقتا هم از خواب میپرم. تو روزا هم که همیشه و هر لحظه تو فکرمه . یک لحظه هم نمیتونم خاطرش رو از ذهنم دور کنم. دیگه شب و روز برام نموده . از کار و زندگی افتادم. درس خوندنم بی معنی شده یعنی اصلا دیگه درس نمیخونم . سر کلاسای درسم به زور میرم. ترم دیگه کنکور ارشد دارم و هیچ انگیزه ای برام نمونده که واسش تلاش کنم با اینکه خیلی دلم میخواد درسم رو ادامه بدم ولی چه فایده؟(تو پرانتز باید بگم که از لحاظ درسی خدا رو شکر اگه این در گیری ذهنی نباشه وضعیت خیلی خوبی دارم و البته الان باید بگم میتونم داشته باشم چون الان که اوضاع فکریم داغونه چندان ازش راضی نیستم)
    الان میخوام ببینم راه حلی هست که از این وضعیت نجات پیدا کنم ؟ چطوری میتونم از این فکرا خلاص بشم؟ لازمه بگم من تو خوابگاه زندگی میکنم و از خانواده ام خیلی دور هستم و هر دو سه ماه یکبار میرم خونه. اینم بگم که این مشکلم حتی یه ذره هم به دوری از خوانواده برنمیگرده و همین جوری گفتم که ازشون دورم.
    در پایان هم باید بگم شاید بیشتره حرفایی که شما میخواید برام بگین رو میدونم! و یا شاید شنیده ام. من بیشتر از این که به جواب نیاز داشته باشم نیاز به یه درد دل دارم تا راه حل !! البته اگه راه حلی داشته باشین از اونم استفاده میکنم.
    به نظر من برو از استادت خواستگاری کن
    ایشونم احتمالا بر می گرده یک کشیده محکم می زنه تو گوشت
    ان وقت عشق این خانم مثل برق از سرت می پره بیرون

  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط دل ارام نمایش پست ها
    به نظر من برو از استادت خواستگاری کن
    ایشونم احتمالا بر می گرده یک کشیده محکم می زنه تو گوشت
    ان وقت عشق این خانم مثل برق از سرت می پره بیرون
    مرد هست ... چرا که نه ...
    از کشیده هم نترس ... بعدها به این کشیده افتخار هم میکنی ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    مرد هست ... چرا که نه ...
    از کشیده هم نترس ... بعدها به این کشیده افتخار هم میکنی ...
    من که فکر می کنم بهترین راه برای خلاصی از یک عشق ناخواسته است

    و راه حل دیگه اینکه بره محترمانه احساسشو با استادش مطرح کنه
    ایشون هم احتمالا با راهکارهایی کم کم باعث از بین رفتن این عشق میشه

  15. صلوات ها 5


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    خواندن ، نوشتن ...
    نوشته
    82
    حضور
    3 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    282



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    سلام ...

    من نمیدونم که شرایط استادتون با شما چجوری هست ... اگر استادتون هم از شما خوشش میاد ... و مطمئن هستی که ایشون ازدواج نکردن ... خوب از ایشون خواستگاری کن ... چرا که نه ...

    جایه اون هم تصمیم نگیر ... ممکن هست استاد شما 31 یا 32 سالش باشه ... دیگه نتونه شوهری که دوست داره را بدست بیاره ... هر پیشنهاده ازدواجی هم که داره مربوط به مردهای 40 تا 50 ساله باشن ... و اون دوست داشته باشه با یه پسر جوون که تا حالا با هیچ کس نبوده ازدواج کنه ... شما نمیتونین جایه اون تصمیم بگیرین ... اگر ایشون 32 سالش باشه ... تنها 5 سال وقت داره که بتونه بچه دار بشه و ممکن هست رو هر درخواسته ازدواجی فکر کنه ... پس جایه ایشون تصمیم نگیرین ...

    البته به خوده شما هم برمیگرده ... که شما کدوم حالت رو دارین .. حالات شما میتونه خیلی متفاوت باشه ....

    1- دوستش دارین ... میخواین باهاش ازدواج کنین ... پول ندارین ... از خانواده میترسین .
    2- دوسش دارین ... ولی نمیخواین باهاش ازدواج کنیین .
    و ...

    اگر استادتون رو دوست دارین ... میخواین باهاش ازدواج کنین ... ولی ترس از جواب اون دارین ... یا ترس از خانواده دارین ... یا ترس از پول دارین .... اینها چیزهایی نیستن که بتونن جلویه عشق وایسن ... کافی هست شما بخواین و اراده کنین ... ولی اگر صد در دصد مطمئن هستید که باید ایشون رو فراموش کنین ... چون دوسش ندارین ... خوب این صحبتی دیگر هست ...

    سوال من از شما این هستش .... اگر از استادتون خوشتون میاد ... و ایشون هم از شما بدش نمیاد ... چرا از ایشون خواستگاری نمیکنین ؟؟؟ مطمئنا جواب ایشون میتونه خیلی براتون مفید باشه ... شاید اصلا ایشون اونقدر پولدار باشن ... و تنها نیاز دارن تا با یک پسری که پاک باشه و تا حالا با کسی نبوده باشه ازدواج کنن ...

    به هر حال نظره من این هستش که فکراتون رو بکنین ... مساله عشق رو کنار بزارین ... و ببینین به نظره خودتون فارغ از عشق میتونی باهاش احساس خوشبختی بکنی یا نه ...

    و نظره من در مورده این ازدواج....

    چرا که نه ... مگه میتونی از ایشون همسری بهتر پیدا کنی؟؟؟
    میتونین تو درسها با هم همفکری کنین ... با هم رو موضوعات فکر کنین ... با هم ادامه تحصیل بدین ... و ....
    برا شما که خیلی از چیزا رو توضیح دادم.... ولی خب باید بگم دوسش دارم .... و میدانم که جواب خانواده قطعا نه خیلی قرص و محکم است... بنابراین راهی نیست.... تنها راه سرکوب احساسم هستش ... برا دل ارام هم باید بگم که ایشون اهل تو گوشی زدن نیستن....

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    چرا جواب خانواده ات "نه" هست ...

    چقدر زحمت کشیدی که راضیشون کنی ؟؟؟
    چقدر قهر کردی ؟؟؟ چقدر التماسشون کردی ؟؟؟

    مشگل عشق برای خیلی از انسانها این هستش که زحمت میکشن بابتش ... ولی تو ذهن و مغزشون ... و در حیطه عمل هیچ کاری نمیکنن ...

    خوب ... عشق چیزی هست که باید براش مبارزه کنی ... سرخورده نشی ... فرهاد کوه کن بشی و یه تیشه برداری و باهاش کوه رو تکه تکه کنی ...

    خوب بابته این علاقت تا حالا چه کارهایی کردی که شرایط رو مساعد کنی ... امکانش هست یه توضیحی بدی ؟؟؟
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    اگر عاشقانه هوادار یاری
    اگر مخلصانه گرفتار یاری
    اگر آبرو میگذاری به پایش
    یقینا یقینا خریدار یاری

    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  21. صلوات


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود