صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510

    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟




    با عرض سلام خدمته کارشناس محترم سایت ....
    3 تا سوال به ذهنم رسید که خواستم ازتون بپرسم ... لطفا برادران اهل سنت اجازه بدن من جوابم رو از کارشناس سایت بگیرم ... بعدا هر چی خواستن عنوان کنن ...

    1- همه ما انسانها وقتی به مطلبی مهم برخورد میکنیم ... و نمیخوایم توش انحرافی بوجود بیاد اون رو مکتوب میکنیم ... این مساله باعث میشه فساد کمتری در بطن اون پیام بوجود بیاد ... ان مساله هم در زمان حضرت محمد عرف بوده ... چه در قضیه شعب ابی طالب که پیمان نامه رو مکتوب میکردند ... وچه در زمان حضرت محمد و خلفا ... که موالی شهر ها را توسط نامه ای کتبی منصوب میکردند ... مثلا مالک اشتر نامه ای مهمور به نام امیرالمومنین داشتند که ولایت ایشان را برای اهالی مصر اثبات مینمود ... سوال من این هست ... چرا حضرت محمد هیچ پیمان نامه مکتوبی رو بوجود نیاورد ... چرا پیمان نامه رو در درون شهر نصب نکرد ... چرا 3 رو نوشت از آن را تهیه نکرد ... چرا برای هر یک از شهرها و روستاها نسخه ای از آن را نفرستاد ...

    2- سوال دومم این هستش که وقتی کسی میخواهد کسی رو جانشین خودش قرار بده ... معمولا اینگونه رفتار نمیکنه که تا سرحد مرگ بی اعتنا باشه ... معمولا سیستمی رو اندیشه میکنه که در اون سیستم جانشین به مرور زمان قدرتمند تر بشه ... به طوری که پس از فوت ایشان ... جانشین به راحتی بتواند زمام امور را در دست بگیرد ... آنگونه که من در جریان هستم حضرت محمد سالیات سال بودش که مریض بودند ... چرا ایشان سیستمی را اندیشه نکردند که در آن سیستم حضرت علی (ع) به مرور زمان قدرت و زمام امور را به طوره کامل در اختیار بگیرن ...

    3- چرا مساله امامت را حضرت محمد (ع) فقط یک بار عنوان کردند ... به نظره من باید 10000 بار عنوان میکردند ... باید مهمانی ترتیب میدادند و روسای اقوام رو دعوت میکردند ... باید از ایشان پیمان میگرفتند ... باید پیمان رو مکتوب میکردند ... و ....


    خوب البته اینها راهکارهایی هست که به ذهن مغز ناقصه من میرسه ... خوب چرا حضرت محمد که در آن زمان در اوج کمال انسانیت قرار داشتند چنین کارهایی رو انجام ندادند ... چرا قبل از مرگشان ولایت امیر المومنین را مسجل نکردند ... چگونه بود که معاویه توانست ولایت یزید ( لعنت الله علیه) را مسجل کند ولی حضرت محمد (ص) نتوانست ...


    با تشکر از راهنمایی شما ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟








    کارشناس بحث: استاد مقداد


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمته کارشناس محترم سایت ....
    3 تا سوال به ذهنم رسید که خواستم ازتون بپرسم ... لطفا برادران اهل سنت اجازه بدن من جوابم رو از کارشناس سایت بگیرم ... بعدا هر چی خواستن عنوان کنن ...

    1- همه ما انسانها وقتی به مطلبی مهم برخورد میکنیم ... و نمیخوایم توش انحرافی بوجود بیاد اون رو مکتوب میکنیم ... این مساله باعث میشه فساد کمتری در بطن اون پیام بوجود بیاد ... ان مساله هم در زمان حضرت محمد عرف بوده ... چه در قضیه شعب ابی طالب که پیمان نامه رو مکتوب میکردند ... وچه در زمان حضرت محمد و خلفا ... که موالی شهر ها را توسط نامه ای کتبی منصوب میکردند ... مثلا مالک اشتر نامه ای مهمور به نام امیرالمومنین داشتند که ولایت ایشان را برای اهالی مصر اثبات مینمود ... سوال من این هست ... چرا حضرت محمد هیچ پیمان نامه مکتوبی رو بوجود نیاورد ... چرا پیمان نامه رو در درون شهر نصب نکرد ... چرا 3 رو نوشت از آن را تهیه نکرد ... چرا برای هر یک از شهرها و روستاها نسخه ای از آن را نفرستاد ...
    با عرض سلام و ادب

    پاسخ این سوالات شما در عبارت پایانی شما داده شده است.آنجا که فرمودید:«خوب البته اینها راهکارهایی هست که به ذهن مغز ناقصه من میرسه ... خوب چرا حضرت محمد که در آن زمان در اوج کمال انسانیت قرار داشتند چنین کارهایی رو انجام ندادند ...»البته شما بزرگوارید.اما آیا واقعاً به نظر شما حضرت محمد(ص) که بعنوان خاتم پیامبران و آورنده کاملترین دین الهی بوده است،به اندازه من و شما العیاذ بالله به فکرش نرسیده بود که برای بعد خودش تصمیمی بگیرد و جانشین خودش را بگونه ای معرفی کند که کسی نتواند آن را تغییر بدهد؟

    آیا واقعاً چنین چیزی قابل قبول است؟؟؟

    مطالعه تاریخ صدر اسلام از روز آغاز دعوت عمومی پیامبر اسلام تا لحظات پایانی عمر شریف آن حضرت حاکی از این واقعیت است که مهمترین موضوعی که آن حضرت بدان توجه داشته است همین موضوع تعیین و معرفی جانشین بوده است و در هر فرصتی به معرفی جانشین بعد خود اقدام می کردند.حتی در آخرین لحظات عمر شریفشان تصمیم داشتند تا این موضوع را مکتوب کنند،ولی آنان که کمر همت بسته بودند تا برای رسیدن به آمال و آرزوهایشان دست به هر کاری بزنند،مانع شدند.ماجرا اینگونه بود که:

    در صحيح بخاري هفت روايت با اندک تفاوتي نقل شده که: رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم در واپسین روزهای حیات مبارک خویش فرمودند: بياييد و کاغذي بياوريد تا چيزي براي شما بنويسم که بعد از آن هرگز گمراه نشويد، عمر بن خطاب گفت: درد بر رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم غلبه کرده است و کتاب خدا نزد ما موجود است و همان کتاب خدا ما را کفايت مي‏کند، بعد از سخنان عمر، بين حاضرين اختلاف افتاد و کار به نزاع و خصومت کشيد و هر کس چيزي مي‏گفت، برخي مي‏گفتند کاغذ بياوريم تا رسول اللَّه‏ صلي الله عليه وآله وسلم بنويسد و برخي حرف عمر را مي‏زدند. همهمه و سر و صدا بالا گرفت، در این هنگام حضرت فرمودند: «قُومُوا عَنّي» از نزد من برخيزيد و دور شويد، سزاوار نيست نزد من با هم نزاع کنيد.

    اين روايت در صحيح بخاري در هفت مورد با کمي تفاوت آمده است.

    1 - در کتاب «العلم»[1]با جمله: قال عمر: ان النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم غلبه الوجع و عندنا کتاب اللَّه‏ حسبنا، فاختلفوا... آمده است.
    «عمرگفت درد بر پيامبر غلبه‏ کرده و کتاب‏ خدا نزد ما موجود است و کفايت مي‏کند ما را پس بين حاضرين اختلاف افتاد.»

    2 - در کتاب «الجهاد و السير[2] آمده است. در اين روايت است که: «ابن عباس زياد گريه کرد به طوري که ريگها از اشک چشم او تَر شد» نيز در اين روايت است که حاضرين با هم نزاع کردند: «فتنازعوا».

    3 - در کتاب «الجزية و الموادعة»[3] آمده و اين روايت شبيه روايت قبل است.

    4 - در کتاب «المغازي»[4]آمده است اين روايت و روايت دوم با کمي اختلاف نقل شده است.

    5 - در کتاب «المغازي»[5] آمده و شبيه روايت دوم است.

    6 - در کتاب «المرض»[6]آمده و در اين روايت است که:
    «لمَّا حُضِرَ رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و في البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب، قال النبي‏ صلي الله عليه وآله وسلم «هَلُّمَ اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده» فقال عمر: ان النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم قد غلب عليه الوجع و عندکم القرآن حسبنا کتاب اللَّه فاختلف اهل البيت فاختصموا...».

    7. در کتاب «الاعتصام بالکتاب و السنة»[7]آمده است، اين روايت مانند روايت قبل است.


    نکاتی که در این روایات قابل توجه اند عبارتند از:

    اول اينکه: رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم کساني را که دور بسترش جمع بودند و همه مسلمانان را در معرض ضلالت و گمراهي مي‏ديد و به حاضرين خطاب کرد و فرمود: بنويسم تا شما هرگز گمراه نشويد. «لن تضلّوا ابداً».

    دوم اينکه: وقتي نامه رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم نوشته نشد، قهراً حاضرين از ضلالت و گمراهي مصون نماندند، چون آنچه طبق فرموده آن حضرت آنها را از گمراهي نجات مي‏داد همان نامه بود که نوشته نشد.

    سوم اينکه: اختلاف و نزاع و کشمکش و خصومت و دشمني از همان موقع و در همان جلسه شروع شد.

    چهارم اينکه: حرف عمر و سر و صداها پس از آن، چنان رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم را با آن حال بيماري، ناراحت کرد که فرمود: از نزد من برويد و آنان را طرد کرد، «قُومُوا عنّي».

    پنجم اينکه: ابن عباس که خود حاضر و ناظر ماجرا بود و از سويي اهميّت آن نوشته را مي‏دانست و مي‏فهميد شديداً از وضع پيش آمده گريه مي‏کند و از حوادث تلخ و تأسف باري که بعدها دامن گير اسلام و مسلمانان مي‏شود ناراحت است و تصريح مي‏کند که همه گرفتاريها، همه مصيبتها از حائل شدن بين رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و نوشتن آن نامه بوجود آمد.

    آنچه مسلم است و حوادث بعد از رحلت پیامبر(ص) هم آن را ثابت کرد،اگر آن حضرت نوشته مهر شده ای هم باقی می گذاشتند،این افراد کار خودشان را می کردند،یک دلیل واضح و روشن این است که این آقایونی که خودشان را از یاران و اصحاب نزدیک رسول الله(ص) می دانستند،صبر نکردند تا بدن مطهر آن حضرت غسل و کفن و دفن شود،بلکه درست زمانی که امام علی(ع) و عده ای دیگر از اصحاب مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر(ص) بودند،جمع شدند و خلافت را غصب کردند که در ادامه به موارد متعددی که پیامبر(ص) به جانشینی امام علی(ع) تصریح کرده بودند اشاره خواهیم کرد.

    پی نوشتها:
    [1] . باب کتابة العلم، ص 25، ح 114.

    [2] . باب جوائز الوفد، ص 504، ح 3053.

    [3] . باب اخراج اليهود، ص 527، ح 3168.

    [4] . باب مرض النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم و وفاته، ص 754، ح 4431.

    [5] . باب مرض النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم و وفاته، ص 754، ح 4432.

    [6] . باب قول المريض، قوموا عنّي ص 1004، ح 5669.

    [7] . باب کراهة الاختلاف، ص 1266، ح 7366.

    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    2- سوال دومم این هستش که وقتی کسی میخواهد کسی رو جانشین خودش قرار بده ... معمولا اینگونه رفتار نمیکنه که تا سرحد مرگ بی اعتنا باشه ... معمولا سیستمی رو اندیشه میکنه که در اون سیستم جانشین به مرور زمان قدرتمند تر بشه ... به طوری که پس از فوت ایشان ... جانشین به راحتی بتواند زمام امور را در دست بگیرد ... آنگونه که من در جریان هستم حضرت محمد سالیات سال بودش که مریض بودند ... چرا ایشان سیستمی را اندیشه نکردند که در آن سیستم حضرت علی (ع) به مرور زمان قدرت و زمام امور را به طوره کامل در اختیار بگیرن ...
    با عرض سلام.

    همه می دانیم که پیامبر اکرم (ص) ۲۳ سال دوره تبلیغ و بعثت شان طول کشید. مطالعه تاریخی این دوره زمانی این واقعیت را نشان می دهد که اقدامات پیامبر (ص) درخصوص رهبری امام علی (ع) تنها در جریان غدیر صورت نگرفت، بلكه رسول خدا(ص) در این مدت در مواقع مختلف به جانشینی حضرت علی (ع) پس از خودشان اشاراتی داشتند.در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم:

    اولین جایی که پیامبر(ص) به جانشینی امام علی(ع) اشاره کرده بودند،در مجلسی بود که هنگام شروع دعوت عمومی و برای دعوت خویشانش به اسلام برگزار کرده بودند.این جلسه به داستان «یوم الدار» معروف بوده و در همان روزهای نخستین آغاز تبلیغ عمومی پیامبر اکرم(ص) بود که مشروح آن در ذیل آمده است:
    «در آن هنگام که آیه مبارکه: «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ‏»[1] نازل گردید، رسول اکرم(ص) فرزندان عبد المطلب را که جمعاً چهل تن بودند، در خانه ابوطالب جمع کرد. ... پس از صرف غذا، رسول خدا(ص) رو به جمع حاضر نمود و مأموریت خویش را ابلاغ و انذار الهى را آغاز کرد و فرمود: بدانید که خداى متعال، مرا به سوى شما فرزندان عبدالمطلب خصوصاً و به سایر مردم، عموماً مبعوث نموده، ... هم اکنون شما را به‏ دو کلمه‌اى که بر زبان سبک‌بار، امّا در میزان عمل سنگین و پُربار است دعوت می‏کنم، شما به وسیله این دو کلمه، زمام امور عرب و عجم را به دست گرفته و امت‌هاى مختلف در اطاعت و انقیاد شما در خواهند آمد، از آتش دوزخ نجات یافته و به بهشت وارد خواهید شد آن دو کلمه یکى شهادت به وحدانیّت خداى متعال و دیگرى گواهى به رسالت و پیامبرى من است. هر کدام از شما که در این امر خطیر، مرا اجابت نماید و در پیشرفت برنامه‏هاى آن وزیر و همگام با من باشد؛ او برادر، وصى، وزیر، وارث و جانشین بعد از من خواهد بود، از آن جماعت حتى یک نفر به وى جواب مثبت نداد. على(ع) فرمود: من که از همه، عمرم کمتر بود، از جاى برخاسته عرض کردم یا رسول اللَّه! افتخار این فرمان را به من واگذار کنید، رسول خدا(ص) فرمود: بنشین، ببینم دیگران چه مى‏گویند؛ براى نوبت دوّم سخن را تکرار نموده، باز هم همگى خاموش بودند و جوابى ندادند، بار دیگر از جاى برخاستم و فرمان وى را اجابت نمودم، باز مرا به نشستن امر نمود براى سوّمین بار سخن را اعاده نمود در این مرحله نیز همگى مُهر خاموشى بر لب زده و جواب ندادند، این بار نیز فقط من از جا برخاستم و آمادگى خود را اعلام کردم، رسول خدا(ص) فرمود: یا على! در جاى خود باش همانا تو وصى، برادر، وزیر، وارث و جانشین منى همین که سخن رسول خدا(ص) به پایان رسید، آن جماعت در حالى که خنده تمسخر آمیزى بر لب داشتند، از جاى برخاسته رو به ابوطالب نموده و گفتند: بر تو گوارا باد که اگر به آیین فرزند برادرت درآیى، فرزندت على بر تو امیر خواهد شد [یعنى سیادت و بزرگى قبیله‏ات از دست تو بیرون مى‏رود و به صورت یک مأمور فرمان‌بردار فرزندت در خواهى آمد]».[2]
    این روایت با کمی اختلاف در الفاظ و در حدود همین محتوا در منابع دیگر نیز نقل شده است.[3] برخی از منابع اهل سنت نیز در نقل این داستان کوتاهی کرده و آنجا که به بیان خلافت و وصایت علی(ع) می‌پردازد با عبارت «کذا و کذا» از نقل آن خودداری کرده‌اند. [4] و برخی دیگر نیز روایت را ناقص بیان کرده‌اند.[5]



    پی نوشتها:
    [3] شعرا؛ 214: «نزدیک‌ترین خویشاوندانت را [از عذاب الهى‏] بیم ده».
    [4]. علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، محقق و مصحح: درگاهی، حسین، ص 40 - 42، وزارت ارشاد، تهران، چاپ اول، 1411ق.
    [5]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج ‏2، ص 124، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 2، ص 319 – 321، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.
    [6]. ابن کثیر الدمشقى، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 39 - 40، بیروت، دار الفکر، 1407ق.
    [7]. مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق: نمیسی، محمد عبد الحمید، ج‏ 5، ص 176 – 177، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1420ق.

    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  9. صلوات ها 17


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    حدیث منزلت:
    دلیل دیگری برای اثبات امات وجانشینشی امام علی(ع) حدیث شریف منزلت است که شیعه و سنی به تواتر آن را از پیامبر نقل کرده اند،و حدیث این است که حضرت(ص) فرمود: أنتَ مِنِّی بمنزلَه هارون مِن موسَی إِلَّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدِی.(1)
    چگونگی استدلال: کلمه منزلت خود اسم جنس است و مفید عموم است؛ یعتی جمیع منازلی که هارون نسبت به موسی داشت تو یا علی نسبت به من داری وانگهی به ما بعد هم اضافه شده و به قول اصولیین مفرد مضاف یا اسم جنس مضاف مفید عمومیت است؛ یعنی جمیع منازل و دلیل بر عمومیت هم صحت استثناست که در حدیث آمده: الّا انه لا نبی بعدی؛ یعنی تنها منزلتی را که تو نداری این است که پس از من پیامبری نیست. اینجا چند مورد متصور است:
    1.منظور حدیث یک منزلت از منازل هارون نسبت به موسی باشد این باطل است چون که استثنا دلیل برکثرت و عمومیت است و از منزلت واحده استثنا معقول نیست.
    2.منظور حدیث چندین منزلت باشد، ولی به صورت مجمل و مبهم که آن بعضی منازل کدام اند بیان نکرده است این هم باطل است، چون با کلام حکیم سازگار نیست که به گوید بعضی منازل ثابت است مگر نبوت و آن بعض را بیان نکند و مبهم بگذارد بلکه خطاب حکیم باید راهگشا باشد.
    3.منظور حدیث همة منازل هارون نسبت به موسی باشد و هذا هو الحق و الاستثناء دلیله؛ زیرا استثنا همیشه از عموم و کلیت است مثل این که بگوید صد نفر آمدند مگر دو نفر وقتی این معنا صحیح شد می گوییم: از جمله منازل هارون نسبت به موسی خلافت بود که این منزلت هم برای علی(ع) ثابت است منتهی هارون قبل از موسی مُرد و خلافت بعد از موسی برای او فعلیت نیافت بر خلاف علی(ع) نسبت به رسول اکرم (ص)(2)

    پی نوشتها:
    (1). بدایه المعارف الالهیه ج2سید محسن خرازی ص105
    (2). شرح کشف المراد ص352

    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 16


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    آیه ولایت:
    دلیل دیگر بر امامت علی(ع)، این آیه است:
    « إنَّما وَلیُّکم الله وَ رسوله و الَّذین ءَامَنوا الَّذین یُقیمُونَ الصَّلَوه وُیُؤتُون الزکوه وهم رَاکِعون(1) ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند: همان کسانی که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند. کلمه «انما» در صدر آیه مفید حصر است و معنایش آن است که منحصراً خدا و رسول خدا و مؤمنینی که دارای صفاتی مذکوره در آیه هستند ولیّ شما هستند و دلیل بر افاده حصراست.

    مراد این آیة شریفه، وجود مبارک علی(ع) است، به سه دلیل:

    1.بالاجماع و بالاتفاق هر کسی که گفته مراد آیه، بعضی از مؤمنین است، گفته منظور حضرت علی است. پس اگر ما آیه را بر غیر علی(ع) حمل کنیم خرق اجماع کرده ایم و خرق اجماع بالاجماع جایز نیست.

    2.علی(ع) هم جزء مؤمنین است. آن گاه از دو حال خارج نیست: یا علی(ع) تمام مقصود از آیه است و یا بعضی از مقصودین به آیه است. احتمال دوم باطل است که علی(ع) بعض المراد باشد ودیگران هم مقصود به آیه باشند؛ زیرا در آیه اوصافی ذکر شده که تعمیم ندارد؛ پس احتمال اول معین می شود که مراد این است که علی(ع) کل المراد به آیه است.
    3.شأن نزول آیه دلیل بر این است که مراد علی(ع) است؛ زیرا مفسران اجماع کرده اند بر این که مراد حضرت علی(ع) است که وقتی در حال رکوع انگشتری را به سائل داد این آیه در حق او نازل شد و در این امر میان مفسرین اختلافی نیست(2)

    این مسأله بقدری شایع و معروف بوده و هست که حسان بن ثابت (شاعر معروف عصر پیامبر(ص) ) مضمون جریان را در اشعار خود سروده و خطاب به علی(ع) می گوید:
    فانت الذی اعطیت اذکنت راکعاً
    زکاتاً فدتک النفس یا خیر راکع
    فانزل فیک الله خیر و لایه
    و بیّنها فی محکمات الشرایع
    «یا علی تو بودی که در حال رکوع زکات بخشیدی جان فدای تو ای بهترین رکوع کنندگان و خداوند بهترین ولایت را دربارة تو نازل کرده و در قرآن بیان نمود». بنابراین: امیرالمؤمنین بودند (ع) ولایت کلیه بر جمیع طبقات مؤمنین دارد و به حکم عقل چنین کسی نمی شود تابع امر ابوبکر و عمر و عثمان باشد بلکه اگر آنها جزء مؤمنین بودند باید تحت امر امیرالمؤمنین(ع) می بودند.

    پی نوشتها:
    (1). مائده / 55.
    (2). شرح کشف المراد ص349.

    چرا شیعه سندی کتبی مبنی بر ولایت امام علی (ع) ندارد؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  13. صلوات ها 15


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    3- چرا مساله امامت را حضرت محمد (ع) فقط یک بار عنوان کردند ... به نظره من باید 10000 بار عنوان میکردند ... باید مهمانی ترتیب میدادند و روسای اقوام رو دعوت میکردند ... باید از ایشان پیمان میگرفتند ... باید پیمان رو مکتوب میکردند ... و ....
    10000بار عنوان کرده است!
    بابا پیامبر چه شکلی بگه همه روایت از کتب اهل سنت :
    انت خلیفتی فی کل مومن من بعدی مستدر ج3ص133حاکم میگوید روایت صحیح است و ذهبی هم تصحیح می کند این هم در جنگ تبوک فرمودند و هم به صورت عام
    انت ولی کل مومن من بعدی مستدر ج3ص110
    علی امام المتقینپ
    مستدرک ج3ص138
    من کنت مولا فهذا علی مولا این حدیث متواتر است
    گویا حدیث قرطاس بگوشتان نرسیده است پیامبر می خواسته وصیتی بنویسد اما عمر می گوید ان الرجل لیهجر این مرد هذیان می گوید سرالعالمین غزالی و بالای 6 بار این حدیث در کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم امده است علما در این زمینه گفته اند پیامبر می خواسته خلافت حضرت علی ع را بنویسد
    تعبيري را از استاد عبد الفتاح عبد المقصود – از علماء بلند آوازه و شجاع اهل سنت مصر - در كتاب الإمام علي بن أبي طالب ديده ام كه وقتي به حديث دوات و قلم مي رسد، تعبير زيبا و ظريفي دارد كه مي گويد:
    أنا لا أستبعد حدوث الاتفاق علي الخلافة بين أبي بكر و عمر في مرض الرسول و أن الخلافة من حق الإمام علي و أنها بهذا النحو انتزعت منه و إنه أحق بها منهما و من كافة المسلمين.
    من بعيد نمي دانم كه اتفاق و هماهنگي بوده بين ابوبكر و عمر در رابطه با خلافت در زمان بيماري رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و اينها مي دانستند كه خلافت حق، از آن اميرالمؤمنين است و اين گونه جلوگيري كردند از كتابت وصيت تا جائي كه نسبت هذيان به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) دادند و ... .
    منبع سایت ولی عصر بهره گیری از سخنان استاد در شبکه سلام

    و لقد أراد في مرضه أن يصرح باسمه فمنعت من ذلك، إشفاقا و حيطة علي الاسلام.
    مي خواست نام علي را به عنوان خليفه، مكتوب بنويسد و من جلوگيري كردم، به خاطر شفقت و خيرخواهي بر اسلام و صلاح را در اين ديدم.
    شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج12، ص21
    منبع همان
    --------------
    سفیان عیینه متوفی 100وخرده ای است باز همین عبارت را دارد پس پیامبر می خواسته است بنویسد اما عمر نگذاشت پس مکتوب می خواسته است پیامبر بکند

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    243
    حضور
    1 روز 18 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    811



    ammarshia گفته ی شما هم درست است ولی کارشناسان بهتراند.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    با عرض سلام و ادب

    پاسخ این سوالات شما در عبارت پایانی شما داده شده است.آنجا که فرمودید:«خوب البته اینها راهکارهایی هست که به ذهن مغز ناقصه من میرسه ... خوب چرا حضرت محمد که در آن زمان در اوج کمال انسانیت قرار داشتند چنین کارهایی رو انجام ندادند ...»البته شما بزرگوارید.اما آیا واقعاً به نظر شما حضرت محمد(ص) که بعنوان خاتم پیامبران و آورنده کاملترین دین الهی بوده است،به اندازه من و شما العیاذ بالله به فکرش نرسیده بود که برای بعد خودش تصمیمی بگیرد و جانشین خودش را بگونه ای معرفی کند که کسی نتواند آن را تغییر بدهد؟

    آیا واقعاً چنین چیزی قابل قبول است؟؟؟

    مطالعه تاریخ صدر اسلام از روز آغاز دعوت عمومی پیامبر اسلام تا لحظات پایانی عمر شریف آن حضرت حاکی از این واقعیت است که مهمترین موضوعی که آن حضرت بدان توجه داشته است همین موضوع تعیین و معرفی جانشین بوده است و در هر فرصتی به معرفی جانشین بعد خود اقدام می کردند.حتی در آخرین لحظات عمر شریفشان تصمیم داشتند تا این موضوع را مکتوب کنند،ولی آنان که کمر همت بسته بودند تا برای رسیدن به آمال و آرزوهایشان دست به هر کاری بزنند،مانع شدند.ماجرا اینگونه بود که:

    در صحيح بخاري هفت روايت با اندک تفاوتي نقل شده که: رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم در واپسین روزهای حیات مبارک خویش فرمودند: بياييد و کاغذي بياوريد تا چيزي براي شما بنويسم که بعد از آن هرگز گمراه نشويد، عمر بن خطاب گفت: درد بر رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم غلبه کرده است و کتاب خدا نزد ما موجود است و همان کتاب خدا ما را کفايت مي‏کند، بعد از سخنان عمر، بين حاضرين اختلاف افتاد و کار به نزاع و خصومت کشيد و هر کس چيزي مي‏گفت، برخي مي‏گفتند کاغذ بياوريم تا رسول اللَّه‏ صلي الله عليه وآله وسلم بنويسد و برخي حرف عمر را مي‏زدند. همهمه و سر و صدا بالا گرفت، در این هنگام حضرت فرمودند: «قُومُوا عَنّي» از نزد من برخيزيد و دور شويد، سزاوار نيست نزد من با هم نزاع کنيد.

    اين روايت در صحيح بخاري در هفت مورد با کمي تفاوت آمده است.

    1 - در کتاب «العلم»[1]با جمله: قال عمر: ان النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم غلبه الوجع و عندنا کتاب اللَّه‏ حسبنا، فاختلفوا... آمده است.
    «عمرگفت درد بر پيامبر غلبه‏ کرده و کتاب‏ خدا نزد ما موجود است و کفايت مي‏کند ما را پس بين حاضرين اختلاف افتاد.»

    2 - در کتاب «الجهاد و السير[2] آمده است. در اين روايت است که: «ابن عباس زياد گريه کرد به طوري که ريگها از اشک چشم او تَر شد» نيز در اين روايت است که حاضرين با هم نزاع کردند: «فتنازعوا».

    3 - در کتاب «الجزية و الموادعة»[3] آمده و اين روايت شبيه روايت قبل است.

    4 - در کتاب «المغازي»[4]آمده است اين روايت و روايت دوم با کمي اختلاف نقل شده است.

    5 - در کتاب «المغازي»[5] آمده و شبيه روايت دوم است.

    6 - در کتاب «المرض»[6]آمده و در اين روايت است که:
    «لمَّا حُضِرَ رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و في البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب، قال النبي‏ صلي الله عليه وآله وسلم «هَلُّمَ اکتب لکم کتاباً لاتضلّوا بعده» فقال عمر: ان النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم قد غلب عليه الوجع و عندکم القرآن حسبنا کتاب اللَّه فاختلف اهل البيت فاختصموا...».

    7. در کتاب «الاعتصام بالکتاب و السنة»[7]آمده است، اين روايت مانند روايت قبل است.


    نکاتی که در این روایات قابل توجه اند عبارتند از:

    اول اينکه: رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم کساني را که دور بسترش جمع بودند و همه مسلمانان را در معرض ضلالت و گمراهي مي‏ديد و به حاضرين خطاب کرد و فرمود: بنويسم تا شما هرگز گمراه نشويد. «لن تضلّوا ابداً».

    دوم اينکه: وقتي نامه رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم نوشته نشد، قهراً حاضرين از ضلالت و گمراهي مصون نماندند، چون آنچه طبق فرموده آن حضرت آنها را از گمراهي نجات مي‏داد همان نامه بود که نوشته نشد.

    سوم اينکه: اختلاف و نزاع و کشمکش و خصومت و دشمني از همان موقع و در همان جلسه شروع شد.

    چهارم اينکه: حرف عمر و سر و صداها پس از آن، چنان رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم را با آن حال بيماري، ناراحت کرد که فرمود: از نزد من برويد و آنان را طرد کرد، «قُومُوا عنّي».

    پنجم اينکه: ابن عباس که خود حاضر و ناظر ماجرا بود و از سويي اهميّت آن نوشته را مي‏دانست و مي‏فهميد شديداً از وضع پيش آمده گريه مي‏کند و از حوادث تلخ و تأسف باري که بعدها دامن گير اسلام و مسلمانان مي‏شود ناراحت است و تصريح مي‏کند که همه گرفتاريها، همه مصيبتها از حائل شدن بين رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و نوشتن آن نامه بوجود آمد.

    آنچه مسلم است و حوادث بعد از رحلت پیامبر(ص) هم آن را ثابت کرد،اگر آن حضرت نوشته مهر شده ای هم باقی می گذاشتند،این افراد کار خودشان را می کردند،یک دلیل واضح و روشن این است که این آقایونی که خودشان را از یاران و اصحاب نزدیک رسول الله(ص) می دانستند،صبر نکردند تا بدن مطهر آن حضرت غسل و کفن و دفن شود،بلکه درست زمانی که امام علی(ع) و عده ای دیگر از اصحاب مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر(ص) بودند،جمع شدند و خلافت را غصب کردند که در ادامه به موارد متعددی که پیامبر(ص) به جانشینی امام علی(ع) تصریح کرده بودند اشاره خواهیم کرد.

    پی نوشتها:
    [1] . باب کتابة العلم، ص 25، ح 114.

    [2] . باب جوائز الوفد، ص 504، ح 3053.

    [3] . باب اخراج اليهود، ص 527، ح 3168.

    [4] . باب مرض النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم و وفاته، ص 754، ح 4431.

    [5] . باب مرض النبي ‏صلي الله عليه وآله وسلم و وفاته، ص 754، ح 4432.

    [6] . باب قول المريض، قوموا عنّي ص 1004، ح 5669.

    [7] . باب کراهة الاختلاف، ص 1266، ح 7366.

    سلام ...
    یعنی چی !!! من که اصلا نفهمیدم منظورتون چی هست ...
    جناب میقات ... میدونین ما داریم در مورده چه کسی صحبت میکنیم ... در مورده حضرت محمد (ص) ... بالاترین و کاملترین اوج انسانیت و بشریت ... بعدش شما به من میگین حضرت محمد مریض احوال بودن ... نتونستن مساله امامت رو مکتوبش کنن !!!
    یعنی چی ؟؟؟

    مثلا یکی بیاد و سوال کنه و بپرسه چرا تو قرآن آیاتی در مورده برده داری وجود داره ... شما هم بیاین و استدلال کنین حضرت محمد(ص) نعوذ بالله اون زمانها خوش احوال نبودند اشتباهاتی اینجوری هم داشتن !!!

    حضرت محمد بالاترین ومحکم ترین و کاملترین کائنات بودند و هستند و مطمئنا مدیریت بسیار قوی هم داشتند که تونستن اعراب جاهل را به چنین درجه معرفتی برسونن ... اینی که شما میفرمائید مکتوب کردن مساله امامت امام علی (ع) به چنین دورانی موکول شد ... و حضرت میخواستن مکتوبش کنند ولی نتونستن ... یعنی شما دارین به من میگین که حضرت محمد (ص) نعوذ بالله ضعف مدیریتی داشتند ... شما به من دارین میگین حضرت محمد قوم خودش رو نمیشناخت ... و توانایی اینو نداشت که جانشین خودش رو کاملا به مردم بشناسونه و ازشون بیعت بگیره ...

    مگه پادشاهان دنیا چی کار میکردن ... یک پادشاه سیاستی رو اندیشه میکنه تا قبل از اینکه فوت بشه ... تمام زمام امور در دستان ولیعهد قرار بگیره ... تا ولیعهد مشگل جانشینی نداشته باشه ... یک پادشاه آنچنان نیروها و توان نظامی خودش رو مطیع ولیعهد میکنه که نیروها و بزرگان کشور کوچکترین تردیدی نسبت به جانشینی ولیعهد پیدا نمیکنند ... هنوز سوال من سره جاش هست ... چرا حضرت محمد (ص) چنین کاری رو انجام ندادند ؟؟؟

    به نظره من امامت به حدیث و حرف و سخن نیست ... حتی اگر شما 10 تا حدیث اینجوری هم بیارین ... وقتی عملی در کار نباشه ... زیاد قابل اعتنا نیست ... آنچنانکه منم خیلی موقع ها تو جمع گفتم فلانی دوست و یاور و نزدیک ترین کسه من هست ...

    به نظره من حضرت محمد باید آنچنان امامت حضرت علی (ع) رو در جامعه جا میانداختن ... آنچنان نیروهای نظامی و سران حکومتی و اقوام را مطیع ایشان میساختن که کوچکترین شکی در مورده امامت ایشان باقی نمیماند ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    جناب میقات ... میدونین ما داریم در مورده چه کسی صحبت میکنیم ... در مورده حضرت محمد (ص) ... بالاترین و کاملترین اوج انسانیت و بشریت ... بعدش شما به من میگین حضرت محمد مریض احوال بودن ... نتونستن مساله امامت رو مکتوبش کنن !!!
    زیاد جالب نیست طرف سخن گفتن
    جناب استاد چه موقع چنین چیزی فرمودند ؟؟!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    به نظره من حضرت محمد باید آنچنان امامت حضرت علی (ع) رو در جامعه جا میانداختن ... آنچنان نیروهای نظامی و سران حکومتی و اقوام را مطیع ایشان میساختن که کوچکترین شکی در مورده امامت ایشان باقی نمیماند ...
    نمی دانم حضرت به چه زبانی باید بگویند شما بگید با چه زبانی من همان را برای شما می اورم
    و اینکه ان اشخاص به سخن پیامبر اعتنا نکردند این اولین بارشان نیست نمونه های زیر فقط مقدار اندکی از تخلفات صحابه است :
    ایا صحابه نبودند که وقتی پیامبر خطبه می خواند رفتند به لعب و لعبشون پرداختند و از فرمان پیامبر سرپیچی کردند : سئل : أكان رسول الله ( يخطب قائماً أو قاعداً ؟ قالَ : إما تقرأ ( تَرَكُوكَ قَائِماً ( [ الجمعة : 11 ] ؟ وهذا إسنادٌ جيد فتح الباری ج5ص473
    یا در کتاب صحیح بخاری امده است :
    1953 حدثنا طَلْقُ بن غَنَّامٍ حدثنا زَائِدَةُ عن حُصَيْنٍ عن سَالِمٍ قال حدثني جَابِرٌ رضي الله عنه قال بَيْنَمَا نَحْنُ نُصَلِّي مع النبي e إِذْ أَقْبَلَتْ من الشام عِيرٌ تَحْمِلُ طَعَامًا فَالْتَفَتُوا إِلَيْهَا حتى ما بَقِيَ مع النبي إلا اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا فَنَزَلَتْ ) وإذا رَأَوْا تِجَارَةً أو لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا صحیح بخاری ج2ص726
    شما انتظار دارید که این صحابه با این سوابق وقتی که پیامبر بگه علی خیلفه است بگند چشم اره و چنین و چنان؟
    صحیح بخاری امده است که در جنگ احد فرمودند : وَكَانُوا خَمْسِينَ رَجُلًا عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جُبَيْرٍ، فَقَالَ: «إِنْ رَأَيْتُمُونَا تَخْطَفُنَا الطَّيْرُ فَلاَ تَبْرَحُوا مَكَانَكُمْ، هَذَا حَتَّى أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ، وَإِنْ رَأَيْتُمُونَا هَزَمْنَا القَوْمَ وَأَوْطَأْنَاهُمْ، فَلاَ تَبْرَحُوا حَتَّى أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ ما را کشتند جنازه ا را کلاغ ها بردند از جاتون تکان نخورید.
    صحیح بخاری ج4ص65ح3039
    در صلح حدیبیه پیامبر فرمود ما که نمی توینم وارد مکه شیم هرکس قربانی دارد بکشد برود به مدینه، یک نفر به حرف پیمبر هم گوش نداد من اغصبک اغصبه الله ام سلمه فرمود چه کسی شما را غصبناک شده است من چگونه غصبناک نشوم من دستور می دهم صحابه دستور مرا اجرا نمی کنند

    و اینکه حضرت نوح هم صدها سال تبلیغ کرد و فقط عده اندکی همراه او شدند ملاک این نیست که عده زیادی بپذیرند الحمدلله الان 400میلیون شیعه داریم پس این ها بوق هستند اینها چطور فهیمده اند مساله امامتی که پیامبر جا انداخته است ؟؟!!!شانسی که نیست
    --------------------
    هم چنین قضیه امامت نزد شیعه با احادیث یک چیز متواتر و ثابت شده است
    و هم چنین مگر هر چیزی باید کتبی باشد ؟؟!مثلا یک مساله فوق العاده ساده کتبی کجا هست که ما انسان هستیم؟؟!!روی پیشانی انسان ها که ننوشته است انسان و مسائل دیگر که زمین این شکلی مبهوت می شود
    ویرایش توسط ammarshia : ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۹:۴۷
    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  21. صلوات ها 12


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود