صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منتظرش بمونم یا اینکه ازدواج کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    14

    منتظرش بمونم یا اینکه ازدواج کنم؟




    سلام.من21 سالمه و 2سال پیش با ی پسری اشنا شدم و خونواده هامونو در جریان گذاشتیم.بغیر از پدرم البته.قرار شدبعد از جور شدن شغلش با هم ازدواج کنیم.ولی هی ی مسئله پیش اومد و ازدواجمون عقب افتاد.مثلا ی بار به اسمشون مکه دراومد و درست ماهی که قرار بود بیان خواستگاری،رفتن مکه.و اینم ذکر کنم که پدر ایشون راضی به ازدواج نیست.چون معتقده پسرش باید توو سن30سالگی ازدواج کنه.با اینکه الان اسقلال مالی داره و درسشم میخونه بازم راضی نیستن پدرشون.ایشون هم22 سالشه.من خواستگارای خیلی خوبی رو بخاطر ایشون ر کردم.اما حس میکنم خود ایشون زیاد سعی نمیکنن برا ازدواجمون.واسه همینه تصمیم گرفتم دیگه به خواستگارای بعدی جواب رد ندمو روشون فک کنم.ولی عذاب وجدان دارم بخاطر اینکه2ساله باایشون حرف میزنمو رابطه احساسی دارم.ولی نیت من ازدواج بود.حالا کاملا سردگمم .نمیدونم بازم منتظرش بمونم یا نه!چون گفته تا3 -4 ماه اینده حتما میاد.ولی من خسته شدم دیگه از این وضع.لطفا بهم بگید چه کاری درسته؟؟؟؟

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست





    منتظرش بمونم یا اینکه ازدواج کنم؟








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط سولماز. نمایش پست ها
    سلام.من21 سالمه و 2سال پیش با ی پسری اشنا شدم و خونواده هامونو در جریان گذاشتیم.بغیر از پدرم البته.قرار شدبعد از جور شدن شغلش با هم ازدواج کنیم.ولی هی ی مسئله پیش اومد و ازدواجمون عقب افتاد.مثلا ی بار به اسمشون مکه دراومد و درست ماهی که قرار بود بیان خواستگاری،رفتن مکه.و اینم ذکر کنم که پدر ایشون راضی به ازدواج نیست.چون معتقده پسرش باید توو سن30سالگی ازدواج کنه.با اینکه الان اسقلال مالی داره و درسشم میخونه بازم راضی نیستن پدرشون.ایشون هم22 سالشه.من خواستگارای خیلی خوبی رو بخاطر ایشون ر کردم.اما حس میکنم خود ایشون زیاد سعی نمیکنن برا ازدواجمون.واسه همینه تصمیم گرفتم دیگه به خواستگارای بعدی جواب رد ندمو روشون فک کنم.ولی عذاب وجدان دارم بخاطر اینکه2ساله باایشون حرف میزنمو رابطه احساسی دارم.ولی نیت من ازدواج بود.حالا کاملا سردگمم .نمیدونم بازم منتظرش بمونم یا نه!چون گفته تا3 -4 ماه اینده حتما میاد.ولی من خسته شدم دیگه از این وضع.لطفا بهم بگید چه کاری درسته؟؟؟؟
    بسمه تعالی
    با تقدیم سلام و تحیت محضر جنابعالی و نیز عرض خوش آمد
    بلاتکلیفی از اموری است که باعث هدر رفت فرصت و انرژی روانی خواهد شد که به دنبال آن آشفتگی ذهنی و...شکل می گیرد.
    بنابر این نکته و هچنین تجربه شخصی حضرتعالی لازم است هر چه سریعتر از این سردرگمی خارج شوید و از تکرار اشتباه گذشته و نیز از دست دادن فرصتها اجتناب کنید. اما پیش از آن لازم است به فرد مورد علاقه خود به صورت منطقی و گفتگو (شخصی و یا از طریق خانواده ها) موضوع خسته شدن از این وضعیت و همچنین غلط بودن چنین شیوه ای را گوشزد کنید و برای تعیین تکلیف یک بازه زمانی را مشخص نمائید. در صورتی که ایشان در فرصت تعیین شده، اقدام عملی نمودند طبعا باید سراغ دیگر مراحل رفت اما اگر همچنان با امروز و فردای وی مواجه شدید، منتظر ماندن شما صحیح نیست.
    لازم است در این خصوص به گونه ای رفتار نکنید که وی حالت تدافعی به خود بگیرد، مثلا اینکه بگویید "من خواستگارای زیادی دارم و بخاطر شما اونا رو از دست دادم" درست نیست، بهتر است اینگونه بگویید؛ " من خواستگارایی داشتم که اونها رو رد کردم چون علاقمند ازدواج با شما هستم، ممکنه بعدا هم خواستگار برام بیاد و من بخاطر فشار خانواده نتونم تحمل کنم..."
    در مورد میزان ارتباط نیز لازم است تا روشن شدن تصمیم نهایی از سطح ارتباط خود کم کنید (چه بهتر که این ارتباط تا زمان مقرر قطع شود) تا در صورت تصمیم بر عدم ازدواج با وی راحتتر بتوانید وی را فراموش کنید.
    توجه نمایید اگر تصمیم ازدواج با دیگری را گرفتید لازم است پیش از ان فرد فعلی را فراموش کرده باشید و حداقل چند ماهی از قطع علقه عاطفی ( ونه ارتباط) با وی گذشته باشد.

    در پناه خدای متعال موفق باشید
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۱۲/۰۱ در ساعت ۱۳:۲۵
    منتظرش بمونم یا اینکه ازدواج کنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 20


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط سولماز. نمایش پست ها
    سلام.من21 سالمه و 2سال پیش با ی پسری اشنا شدم و خونواده هامونو در جریان گذاشتیم.بغیر از پدرم البته.قرار شدبعد از جور شدن شغلش با هم ازدواج کنیم.ولی هی ی مسئله پیش اومد و ازدواجمون عقب افتاد.مثلا ی بار به اسمشون مکه دراومد و درست ماهی که قرار بود بیان خواستگاری،رفتن مکه.و اینم ذکر کنم که پدر ایشون راضی به ازدواج نیست.چون معتقده پسرش باید توو سن30سالگی ازدواج کنه.با اینکه الان اسقلال مالی داره و درسشم میخونه بازم راضی نیستن پدرشون.ایشون هم22 سالشه.من خواستگارای خیلی خوبی رو بخاطر ایشون ر کردم.اما حس میکنم خود ایشون زیاد سعی نمیکنن برا ازدواجمون.واسه همینه تصمیم گرفتم دیگه به خواستگارای بعدی جواب رد ندمو روشون فک کنم.ولی عذاب وجدان دارم بخاطر اینکه2ساله باایشون حرف میزنمو رابطه احساسی دارم.ولی نیت من ازدواج بود.حالا کاملا سردگمم .نمیدونم بازم منتظرش بمونم یا نه!چون گفته تا3 -4 ماه اینده حتما میاد.ولی من خسته شدم دیگه از این وضع.لطفا بهم بگید چه کاری درسته؟؟؟؟
    سلام سلماز خانوم ...
    من نظره خودم رو میگم ...

    اینجور که متوجه شدم شما این آقا پسر رو دوست دارینش ... و تقریبا 2 سالی هم با هم بودین ... بنابراین به نظره من بهترین کار این هستش که بدستش بیاری ... به هر قیمتی که شده ... میتونم بهت قول بدم اگر از دست بدیش ... تا آخر عمرت بهش فکر میکنی و حسرتش رو میخوری ... پس بنابراین باید دنباله این باشی که هر جور شده باهاش ازدواج کنی ...

    پدر ایشون مطمئنا دارن اشتباه میکنن که میگن پسرشون باید تا 30 سالگی مجرد بمونه ... و اشتباه مهلکی رو داره در حق فرزندش میکنه ...

    من چند تا راهکار بهت میگم ...

    1- بزار خواستگارهات بیان ... و به ایشون هم بگو که من تو رو دوست دارم ولی قراره برایه من قراره خواستگار بیاد ... حتی روز ... و ساعتش رو هم بهش بگو ... ( تاکید میکنم ... روز و ساعتش رو هم بهش بگو ) در اینصورت اگر ایشون شما رو بخوان حتما عزمش رو جزم میکنه و ...

    2- معمولا ایرانی ها تابستون ها میرن شمال ... دریا و چمنزار و ... پیشنهادی که بهت میدم این هستش که قبل از مسافرت امساله ایشون حتما حتما دلش رو ببری ... وقتی ایشون برن شمال ... شما رو نداشته باشن ... دریا و جنگل رو ببینن ... هی فکر شما میاد تو سرشون ... احتمال از دست دادنتون رو میکنن و تو برگشتشون میان خواستگاریتون .... ( جواب میده)

    3- اگر با هم بیرون میرین از خوشبو کننده حتما حتما استفاده کن ... خوشبو کننده عشق رو به شدت تحریک میکنه ...

    4- اگر برادرت در جریان ازدواج شما هست ... یه بار بهش بگو زنگ بزنه به پسره و دقییقا این جمله رو بگه { بالاخره تو میخوای داماده ما بشی یا نه }

    5- ممکن هست آقا پسر مشگل مالی داشته باشه ( که صد در صد هم داره ) و نمیتونه پا پیش بزاره ... معمولا آقایون هم میخوان تو اینجور مسائل خودنمایی کنن و خودشون رو بالا نشون بدن ... پس باید یه جوری بهش بفهمونی که همینجوری دوسش داری و همینجوری میخوایش ... البته در انجام دادنه این کار نباید ارج و قرب خودت رو پائین بیاری ...

    و ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  9. صلوات


  10. #5
    سیده راضیه آنلاین نیست. همکارتدوین(کلام،تاریخ،ولایت وفرهنگی)

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    نعمتهای خدا
    نوشته
    5,411
    حضور
    205 روز 11 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    2
    گالری
    709
    صلوات
    11622



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    ینجور که متوجه شدم شما این آقا پسر رو دوست دارینش ... و تقریبا 2 سالی هم با هم بودین ... بنابراین به نظره من بهترین کار این هستش که بدستش بیاری ... به هر قیمتی که شده ... میتونم بهت قول بدم اگر از دست بدیش ... تا آخر عمرت بهش فکر میکنی و حسرتش رو میخوری ... پس بنابراین باید دنباله این باشی که هر جور شده باهاش ازدواج کنی ...

    پدر ایشون مطمئنا دارن اشتباه میکنن که میگن پسرشون باید تا 30 سالگی مجرد بمونه ... و اشتباه مهلکی رو داره در حق فرزندش میکنه ...

    من چند تا راهکار بهت میگم ...

    1- بزار خواستگارهات بیان ... و به ایشون هم بگو که من تو رو دوست دارم ولی قراره برایه من قراره خواستگار بیاد ... حتی روز ... و ساعتش رو هم بهش بگو ... ( تاکید میکنم ... روز و ساعتش رو هم بهش بگو ) در اینصورت اگر ایشون شما رو بخوان حتما عزمش رو جزم میکنه و ...

    2- معمولا ایرانی ها تابستون ها میرن شمال ... دریا و چمنزار و ... پیشنهادی که بهت میدم این هستش که قبل از مسافرت امساله ایشون حتما حتما دلش رو ببری ... وقتی ایشون برن شمال ... شما رو نداشته باشن ... دریا و جنگل رو ببینن ... هی فکر شما میاد تو سرشون ... احتمال از دست دادنتون رو میکنن و تو برگشتشون میان خواستگاریتون .... ( جواب میده)

    3- اگر با هم بیرون میرین از خوشبو کننده حتما حتما استفاده کن ... خوشبو کننده عشق رو به شدت تحریک میکنه ...

    4- اگر برادرت در جریان ازدواج شما هست ... یه بار بهش بگو زنگ بزنه به پسره و دقییقا این جمله رو بگه { بالاخره تو میخوای داماده ما بشی یا نه }

    5- ممکن هست آقا پسر مشگل مالی داشته باشه ( که صد در صد هم داره ) و نمیتونه پا پیش بزاره ... معمولا آقایون هم میخوان تو اینجور مسائل خودنمایی کنن و خودشون رو بالا نشون بدن ... پس باید یه جوری بهش بفهمونی که همینجوری دوسش داری و همینجوری میخوایش ... البته در انجام دادنه این کار نباید ارج و قرب خودت رو پائین بیاری ...

    و ...
    یادمه یکی از کاربران یک حرف خوبی به شما زدند:
    نویسنده کتاب چگونه 120 سال عمر کنیم؟ در سن 60 وچند سالگی فوت کرد.



    امام صادق(ع) :
    شیعه ما، کسی است که اگر از گرسنگی هم بمیرد، از مخالفان ما، چیزی نخواهد خواست.
    پسر کوچولوی بابا، علیرضا احمدی روشن

       
    با تیر، نشد تیغ، نشد چوب، نشد سنگ
    با هرچه به دستم برسد آمده ام جنگ
    من زاده ی ایرانم، آزاده و آزاد
    بیگانه پرستیدن ننگ است مرا ننگ
    گر دشمن این خاک شود گرگ، شود شیر
    دندان بکند تیز، نشانم بدهد چنگ
    گر یک وجب از خاک مرا چشم بدوزد
    تاوان بدهد خاکش فرسنگ به فرسنگ
    گیریم صبوری بکنم چند صباحی
    غیرت شمشیری است که حاشا بزند زنگ


  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    166
    حضور
    4 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    426



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    4- اگر برادرت در جریان ازدواج شما هست ... یه بار بهش بگو زنگ بزنه به پسره و دقییقا این جمله رو بگه { بالاخره تو میخوای داماده ما بشی یا نه }
    مطمئنین این گزینه نتیجه خوبی خواهد داشت؟!
    من مکرر در نوشته های خود نوشته ام؛ من هرگز از پیدایش افراد شکاک که در اجتماع علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند متأثر نمی شوم هیچ، از یک نظر خوشحال هم می شوم؛ چون می دانم پیدایش این ها سبب می شود چهره اسلام بیشتر نمایان بشود. وجود این افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی می کنند وقتی خطرناک است که حامیان دین آن قدر مرده و بی روح باشند که در مقام جواب بر نیایند. (شهید مطهری)


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    810
    حضور
    33 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    1
    گالری
    55
    صلوات
    3874



    به نام خدا
    سلام
    به شخصي كه به شما ابراز علاقه مي كنه بگيد پا پيش بگذاره و تا زماني كه به خاستگاري نيامد با او قطع رابطه كنيد.او اگر به شما واقعا علاقه و قصد ازدواج داشته باشه حتما به خاستگاري مياد.

    شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی***مردی از خویش برون آید و کاری بکند

    کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای***جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند

    یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب***بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584



    با سلام
    خواهر گلم با عرض معذرت کاش این اشتباه رو نمیکردی و باهاش همصحبت نمیشدی ولی خوب کاریه که شده اما منتظر موندن باید ببینی ارزششو داره یا نه؟
    در وهله اول این آقا با ایمان هستن یا نه؟
    ایمان در انتخاب همسر حرف اولو میزنه خیلییییی باید مراقب باشی.
    یکی از نزدیکترین فرد خانواده من به مدت 6 سال منتظر یه آقایی بودن و ایشون هر روز وعده خواستگاری میدادن اما تو این 6 سال وقت نشد تشریف بیارن
    چند وقت پیش شبکه سه روزای پنج شنبه آقای دهلوی می اومد و در مورد همین انتظار صحبت میکرد و قاطع میگفت عمرتونو پای قول و قرار دو طرفه نزارید.
    من چند مورد عینی دیدم که سن دختر بیچاره بالا رفته پسر هم پا پیش نزاشته و آخرش کسی که ضرر میکنه دختره چون موردهای خوبو از دست داده.
    و اینو باید بدونید یه دختر توی یه سنی خواستگار زیاد داره اما هر چی سنش بالاتر بره خواستگارا هم کم میشن و یه سنی دیگه اصلا خبری نیست.
    با قاطعیت بهش بگید اگه تا یه تاریخ مشخص نیاد دیگه بهش فکر نمیکنید و به خواستگاراتون به یکی جواب مثبت میدید.
    ان شاالله که مؤفق باشید.

    دلی که نشد خانه یاس نرگس
    خراب است و ویران صفایی ندارد


    (کاربر "به طاها به یاسین" هستم)

    وبلاگ من:
    من یک سرطانی هستم


  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط *ahmad* نمایش پست ها
    مطمئنین این گزینه نتیجه خوبی خواهد داشت؟!
    سلام آقا احمد ...

    قبل از خوندن این پیام اگر از خوندن متنم ناراحت شدین عذر خواهی میکنم ...

    اجازه بده برات یه داستان تعریف کنم ...
    راستش من واقعیته این داستان رو نمیدونم ولی برایه من که خیلی خیلی جالب بود ... در جمعی نشسته بودیم و آقایی شروع کردند به صحبت کردن ... موضوع صحبتشون در مورد هنر بود ... ایشون کارشناس برجسته هنر بودند ... و کارهای گرافیکال شرکت رو انجام میدادند ... کارشون طراحی قالب های صنعتی و پوسترهای گرافیکال شرکت بود ... ایشون گفتن میدونین برنده فلان مسابقه هنری تو دنیا کی بوده و اثرش چی بوده ؟؟؟

    ما که نمیدونستیم ... بعدش خودشون عنوان کردند ... برنده کسی بوده که یه عکس گرفته ... این عکس یه ظرف کریستالی بسیار شیک و قشنگ (شبیه به کنسرو سبزیجات و غذاهای گوناگون ) رو به تصویر کشیده بود که در درون آن مدفوع انسانی جلوه گری میکرد !!!!

    این اثر برنده اثر هنری سال شده بود ...چون ...

    1- بار عملی داشت .
    2- کسی که این اثر رو میدید دیگه سمته خوردن کنسرو جات نمیرفت .
    3- ساختار شکن بود .
    4- نو و جسورانه بود .
    5- حرفی برای گفتن داشت .
    6- تهاجمی بود .
    و ....

    برترین تعریفی که تا کنون از "هنر " و "فلسفه هنر" صورت گرفته ... روش ارائه مطلب هست ... شخصی رو هنرمند تعریف میکنند که بتونه مطلبی رو که میخواد عنوان کنه به زیباترین حالت ممکنه بیان کنه ... یک نقاش به فرمی ... یک نویسنده به فرمی ... یک عکاس به فرمی و یک کارگردان به فرمی دیگر ...

    این جمله { بالاخره تو میخوای داماده ما بشی یا نه } یه جمله طلایی هست ... اما باید شیوه ارائه و شیوه گفتن اون رعایت بشه ... گوینده این جمله باید یک ساختاره هنرمندانه ای رو برای ادای این جمله طی کنه ... تا بتونه به مقصودش برسه ...

    ما چیزی داریم بهنام هوش هیجانی ... و عنوان میشه انسانهایی موفق هستند که هیجانات . روحیه و اخلاق شخص مورد نظرشون رو محک میزنند و در یک گفتمان میتونند ساختارهای همدلی رو با مخاطبشون رعایت کنند ... مسلما گفتن این جمله بستگی به خیلی چیزها داره ... مثلا

    1- قبلش این خانوم باید یه جوابه نصفه و نیمه ازشون گرفته باشه ....
    2- اون روز آقا پسر باید حالشون خوب بوده باشه ....
    3- و چیزهای دیگری که جاش اینجا نیست .

    در اینصورت با یک رفتار هنرمندانه ... این سخن میتونه قضیه رو تموم کنه ...
    ویرایش توسط نفرنفر : ۱۳۹۲/۱۲/۰۱ در ساعت ۱۸:۴۸
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    166
    حضور
    4 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    426



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    مسلما گفتن این جمله بستگی به خیلی چیزها داره ... مثلا

    1- قبلش این خانوم باید یه جوابه نصفه و نیمه ازشون گرفته باشه ....
    2- اون روز آقا پسر باید حالشون خوب بوده باشه ....
    3- و چیزهای دیگری که جاش اینجا نیست .
    ریسکش بالاست. بیشتر شبیه قمار میمونه، اومدیم و حال آقا پسر اون روز خوب نبود!
    من با همون گزینه فکر کردن به خواستگارهای جدید بیشتر موافقم. اینجوری طرف ایشون هم متوجه میشه که باید زودتر تصمیم خودشو بگیره
    من مکرر در نوشته های خود نوشته ام؛ من هرگز از پیدایش افراد شکاک که در اجتماع علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند متأثر نمی شوم هیچ، از یک نظر خوشحال هم می شوم؛ چون می دانم پیدایش این ها سبب می شود چهره اسلام بیشتر نمایان بشود. وجود این افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی می کنند وقتی خطرناک است که حامیان دین آن قدر مرده و بی روح باشند که در مقام جواب بر نیایند. (شهید مطهری)


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود