صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه همکارم را فراموش کنم؟ کمک کنید.

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    98
    حضور
    4 روز 15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354

    پرسش چگونه همکارم را فراموش کنم؟ کمک کنید.




    سلام مومن
    احتیاج به کمک دارم دلم پیش دختری گیر کرده که در محل کارم با من همکار هست. این دختر زیبا ، خوش اندام و خوش صدا و اخلاقش هم نزدیک به خوب است. در شروع استخدامش من و او به هم نزدیک نمی شدیم اما بعد از مدتی رابطه گرمی داشتیم البته هیچوقت به خودم اجازه ناراحت کردن خدا را ندادم و از این بابت که اسباب پشیمانی خودم را جور نکردم بسیار خوشحالم و عرف و حیا را رعایت کردیم اما ایشان نامزدی داشت و در آغازین مراحل برخوردش با من این نکته را به من گوشزد کرد اما بخاطر ابراز علاقه ای که به من می کرد یعنی نگاه کردن ها و شوخی کردن هایش و آمدن های مکررش پیش من باعث شک من شد که ایشان نامزد ندارد و باعث این شد تا بنده فکر کنم این دروغ را گفته تا کسی در محیط کار به او چشم نداشته باشد. خلاصه از این بابت همیشه در دوراهی به سر می بردم تا اینکه دیروز رفتارش با من بسیار بسیار سرد شد و دیگر من را تحویل نمی گرفت و اصلا به من نگاه هم نمی کند. البته امروز هم گذشت و همان رفتار دیروز ادامه داشت تا اینکه از همکار دیگرم شنیدم نامزدش در روز ولنتاین برای او کادویی 100 هزار تومنی خریده و بعد از عید هم قرار است عقد کنند اما متاسفانه من تمام فکر و حواسم مشغول او شده و در این دو روز بی اراده کارم فکر کردن به او شده به گونه ای که خودم را در حین از دست دادن گنجی می بینم اینگار دارم چیز مهمی را از کف می دهم و نابود می شوم . بارها به خودم گفتم خدایا من چه کار اشتباهی کردم که اینگونه باید عذاب بکشم. کارم به جایی رسید که همکار مرد خودم را صدا زدم و او با تعجب نزدیک من شد و گفت چیه؟ و من او را بغل کردم تا آغوش او لحظه ای از خورد شدن و شکستن من کمتر کند و واقعا هم موثر بود . احتیاج به کمک دارم احتیاج به آگاهی دارم . آیا من بازی خوردم یا چیز دیگری ؟ لطفا کمکم کنید . می خواهم فراموشش کنم اما دو روز زمان طولانی برای عذاب کشیدن من بود نمی دانم چقدر دیگر می توانم طاقت بیاورم اما می دانم هر چقدر ابراز علاقه من به او بیشتر شود خودم را بدبخت تر می کنم چون او سنگدل تر از این حرفاست.من می خواهم او را فراموش کنم . فراموش اما نمی شود که نمی شود . چه کار کنم ؟ ممنون

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 14 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58282



    با نام و یاد دوست





    چگونه همکارم را فراموش کنم؟ کمک کنید.








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط complexcoding نمایش پست ها
    سلام مومن
    احتیاج به کمک دارم دلم پیش دختری گیر کرده که در محل کارم با من همکار هست. این دختر زیبا ، خوش اندام و خوش صدا و اخلاقش هم نزدیک به خوب است. در شروع استخدامش من و او به هم نزدیک نمی شدیم اما بعد از مدتی رابطه گرمی داشتیم البته هیچوقت به خودم اجازه ناراحت کردن خدا را ندادم و از این بابت که اسباب پشیمانی خودم را جور نکردم بسیار خوشحالم و عرف و حیا را رعایت کردیم اما ایشان نامزدی داشت و در آغازین مراحل برخوردش با من این نکته را به من گوشزد کرد اما بخاطر ابراز علاقه ای که به من می کرد یعنی نگاه کردن ها و شوخی کردن هایش و آمدن های مکررش پیش من باعث شک من شد که ایشان نامزد ندارد و باعث این شد تا بنده فکر کنم این دروغ را گفته تا کسی در محیط کار به او چشم نداشته باشد. خلاصه از این بابت همیشه در دوراهی به سر می بردم تا اینکه دیروز رفتارش با من بسیار بسیار سرد شد و دیگر من را تحویل نمی گرفت و اصلا به من نگاه هم نمی کند. البته امروز هم گذشت و همان رفتار دیروز ادامه داشت تا اینکه از همکار دیگرم شنیدم نامزدش در روز ولنتاین برای او کادویی 100 هزار تومنی خریده و بعد از عید هم قرار است عقد کنند اما متاسفانه من تمام فکر و حواسم مشغول او شده و در این دو روز بی اراده کارم فکر کردن به او شده به گونه ای که خودم را در حین از دست دادن گنجی می بینم اینگار دارم چیز مهمی را از کف می دهم و نابود می شوم . بارها به خودم گفتم خدایا من چه کار اشتباهی کردم که اینگونه باید عذاب بکشم. کارم به جایی رسید که همکار مرد خودم را صدا زدم و او با تعجب نزدیک من شد و گفت چیه؟ و من او را بغل کردم تا آغوش او لحظه ای از خورد شدن و شکستن من کمتر کند و واقعا هم موثر بود . احتیاج به کمک دارم احتیاج به آگاهی دارم . آیا من بازی خوردم یا چیز دیگری ؟ لطفا کمکم کنید . می خواهم فراموشش کنم اما دو روز زمان طولانی برای عذاب کشیدن من بود نمی دانم چقدر دیگر می توانم طاقت بیاورم اما می دانم هر چقدر ابراز علاقه من به او بیشتر شود خودم را بدبخت تر می کنم چون او سنگدل تر از این حرفاست.من می خواهم او را فراموش کنم . فراموش اما نمی شود که نمی شود . چه کار کنم ؟ ممنون
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر حضرتعالی
    غلبه بر چنین فضایی نیاز به گذشت زمان دارد از اینرو شتاب نکنید و بجای ورق زدن گذشته به اینده امیدوار باشید.
    از توضیحات ارائه شده جنابعالی بر می آید که فردی منطقی و دوراندیش هستید و هرچند متاثر از عواطف هستید اما اداره و رهبری را به منطق و عقل واگذار کرده اید، این سرمایه ایست که مبتنی بر آن می توان وضعیت موجود را مدیریت کنید.( اینکه نسبت به آینده این کار و نیز شخصیت ایشان واقفید، بیانگر شناخت کافی شما از موضوع است).
    طبیعتا با شناخت جدیدی که شما از ایشان به دست آورده اید ( هم از احساسات ایشان و هم از میزان اخلاق و تعهد وی)، انتظار می رود رفته رفته از میزان علاقمندی شما به ایشان کاسته شود، برای تسریع در این امر پیشنهاد می شود؛

    _ از خدای متعال استعانت بجویید و به حضرتش توکل نمائید.

    _ شخصیت و رفتار ایشان را دقیقتر مورد ارزیابی قرار دهید و تحلیل خود از او را بر صفحه کاغذ منعکس نمائید، اجازه ندهید هیجان بر این تحلیل سایه بیندازد. اگر همچنان منطقی به موضوع نگاه کنید درخواهید یافت که حتی اگر وی به شما علاقمند شود نقاط ضعفش قابل اغماض نیست.

    _ برای مدتی از مواجهه شدن حضوری با وی خودداری کنید و اگر به خاطر موقعیت شغلی گریزی از آن نیست، از تماس چشمی حتما اجتناب نمایید.

    _ چند روزی را برای خود استراحت در نظر بگیرید و یک مسافرت زیارتی و یا تفریحی را در برنامه بگنجانید. در طول مدت مسافرت از اندیشیدن به وی خودداری کنید و خود را مهیای دنیای ذهنی جدیدی نسبت به وی نمایید.

    در پناه خدای متعال موفق باشید.
    چگونه همکارم را فراموش کنم؟ کمک کنید.
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 28


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    نقل قول نوشته اصلی توسط complexcoding نمایش پست ها
    احتیاج به کمک دارم دلم پیش دختری گیر کرده که در محل کارم با من همکار هست.
    سلام
    راهنمائیهای جناب امیدوار خیلی مفیدند.
    با اجازه استاد.
    چند سوال :
    دلیل ناراحتیتون دقیقا کرام گزینه است:
    1-حیف که اون نامزد داره و کاشکی من زودتر می دیدمش!
    2-عجب نامردیه با صد هزارتا ما رو فراموش کرد!
    3-کاشکی حرفشو(من نامزد دارم) جدی می گرفتم و اینقدر بهش نزدیک نمی شدم و حالا که شدم الف) قلباً آرزو می کنم کاشکی تا حالا نمی دیدمش و حالا یه راهی میخوام از یادش ببرم ب) قلبا آرزو می کنم رابطش با نامزدش به هم بخوره و با من ازدواج کنه
    4-مورد دیگه اگر هست توضیح دهید.
    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    98
    حضور
    4 روز 15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    1-حیف که اون نامزد داره و کاشکی من زودتر می دیدمش!
    افسوس من بود.
    2-عجب نامردیه با صد هزارتا ما رو فراموش کرد!
    دلداری خواهرم به من بود که واسه 100 هزارتا تو رو فروخت به درد نمی خوره.
    3-کاشکی حرفشو(من نامزد دارم) جدی می گرفتم و اینقدر بهش نزدیک نمی شدم و حالا که شدم
    فرصتی که دیر شده و به عقب نمی شه برگشت. نمی شه با قاطعیت حرف های آدمارو باور کرد.
    قلباً آرزو می کنم کاشکی تا حالا نمی دیدمش و حالا یه راهی میخوام از یادش ببرم
    دلیل ناراحتیم و کمک خواستنم.
    قلبا آرزو می کنم رابطش با نامزدش به هم بخوره و با من ازدواج کنه
    آرزویی که داشتم و از خدا می خواستم هیچوقت برآورده نشه چون اون طرفم مثل من آدمه و قلب داره.
    مورد دیگه اگر هست توضیح دهید.
    چرا!؟ می خواستم بگم چقدر خوب مسئله رو درک کردین از وجود انسان هایی مثل شما خدارو هزار بار شکر می کنم.
    .
    .
    .
    اما خودم تا مقداری به میزان 98 % امروز آرامشم رو به دست آوردم چون دیشب دو رکعت نماز حاجت حضرت زهرا(س) خوندم و 2 رکعت نماز استغاثه به امام زمان(عج) و بعد امروز این خانم به من جلوی همکار دیگرم پرید و گفت فکر من رو از سرت بیرون کن ولی من سنگ روی یخ نشدم و اصلا ناراحت نشدم و الانم خیلی خونسردم و هیچ دلیل منطقی واسه این خونسردیم ندارم ، در صورتی که باید با توجه به این اتفاقات حالم 100 برابر دیروز خرابتر می شد؟ ولی نمی دونم چرا. ولی یه چیزی رو برای خودم اینجا می نویسم تا زمانی که هر موقع زخم این روزها یادم رفت و دوباره هوای همچین اشتباهاتی به سرم زد این نوشته به کمکم بیاد:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سپاس خدایی را که همچین دخترایی را بلکه 1000 برابر زیباتر می آفریند، پس از خود او گزینه های بهترش را طلب می کنم.
    خدایی که به میلیاردها عاشقش بخل نمی فروشد و الگویی قابل تامل برای انسان های فخر فروش هست.
    خدایی را که سبحان است.
    خدایی را که صمد است. این قسمت همیشه من رو به تحسین وادار می کنه . ما هر چه می کشیم از نیازمون هست. خدای بی نیاز "الله اکبر" خدایی بی نیاز .
    خدایا این روزهای قبل، من برای خودم نبود فکرم پیش دیگری بود. نمازم نماز نبود ، خوابم خواب نبود و غذا به جای شکمم به درون قلبم می رفت اما خداجون خواهش می کنم حالا که عطشم فروکش کرده دیگر همچین اشتباهی رو تکرار نکنم. 100 سال تنهایی برای حقیر بهتر از 2 روز اینطوری سپری شدن است که به انتظار یک نفر گریه کنی.
    خدایا دلهره ها و احساس حقارت های این روزهایم را فراموش نکنم.
    مبادا دوباره دلم پیش کسی گیر کند.
    خدایا شکرت که باز این بنده ات را تنها نگذاشتی ... هزاران بار شکرت.
    "این نوشته رو باید در آینده که دوباره درد این روزها فراموشم شد بخونم"

  11. صلوات ها 21


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط complexcoding نمایش پست ها
    افسوس من بود.

    دلداری خواهرم به من بود که واسه 100 هزارتا تو رو فروخت به درد نمی خوره.

    فرصتی که دیر شده و به عقب نمی شه برگشت. نمی شه با قاطعیت حرف های آدمارو باور کرد.

    دلیل ناراحتیم و کمک خواستنم.

    آرزویی که داشتم و از خدا می خواستم هیچوقت برآورده نشه چون اون طرفم مثل من آدمه و قلب داره.

    چرا!؟ می خواستم بگم چقدر خوب مسئله رو درک کردین از وجود انسان هایی مثل شما خدارو هزار بار شکر می کنم.
    .
    .
    .
    اما خودم تا مقداری به میزان 98 % امروز آرامشم رو به دست آوردم چون دیشب دو رکعت نماز حاجت حضرت زهرا(س) خوندم و 2 رکعت نماز استغاثه به امام زمان(عج) و بعد امروز این خانم به من جلوی همکار دیگرم پرید و گفت فکر من رو از سرت بیرون کن ولی من سنگ روی یخ نشدم و اصلا ناراحت نشدم و الانم خیلی خونسردم و هیچ دلیل منطقی واسه این خونسردیم ندارم ، در صورتی که باید با توجه به این اتفاقات حالم 100 برابر دیروز خرابتر می شد؟ ولی نمی دونم چرا. ولی یه چیزی رو برای خودم اینجا می نویسم تا زمانی که هر موقع زخم این روزها یادم رفت و دوباره هوای همچین اشتباهاتی به سرم زد این نوشته به کمکم بیاد:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سپاس خدایی را که همچین دخترایی را بلکه 1000 برابر زیباتر می آفریند، پس از خود او گزینه های بهترش را طلب می کنم.
    خدایی که به میلیاردها عاشقش بخل نمی فروشد و الگویی قابل تامل برای انسان های فخر فروش هست.
    خدایی را که سبحان است.
    خدایی را که صمد است. این قسمت همیشه من رو به تحسین وادار می کنه . ما هر چه می کشیم از نیازمون هست. خدای بی نیاز "الله اکبر" خدایی بی نیاز .
    خدایا این روزهای قبل، من برای خودم نبود فکرم پیش دیگری بود. نمازم نماز نبود ، خوابم خواب نبود و غذا به جای شکمم به درون قلبم می رفت اما خداجون خواهش می کنم حالا که عطشم فروکش کرده دیگر همچین اشتباهی رو تکرار نکنم. 100 سال تنهایی برای حقیر بهتر از 2 روز اینطوری سپری شدن است که به انتظار یک نفر گریه کنی.
    خدایا دلهره ها و احساس حقارت های این روزهایم را فراموش نکنم.
    مبادا دوباره دلم پیش کسی گیر کند.
    خدایا شکرت که باز این بنده ات را تنها نگذاشتی ... هزاران بار شکرت.
    "این نوشته رو باید در آینده که دوباره درد این روزها فراموشم شد بخونم"
    سلام ...
    فکر میکنی آرامشت رو بدست آوردی و 99 درصد اون رو فراموش کردی ... این لحظات و این تفکرات خواهند برگشت ...
    میتونم بهت قول بدم تا لحظه ای که داری چشمات رو میبندی و از این دنیا میری بهش فکر میکنی ...
    گریه کردنات ... جیغ زدنات ... دیوونه شدنات ... سر به دیوار کوبوندنات ... مونده ...

    پیشنهاده من به شما ...
    دارم مکتوبش میکنم که نگی کسی به من نگفت ... سالیان بعد میای و میخونیش ... و با خودت میگی ....

    یک بار تو خیابون ببینش ... التماسش کن ... گریه کن براش و ازش بخواه که باهات ازدواج کنه و اگر جوابش نه بود ... اگر میتونی تندی از شرکت بیا بیرون و برو تو شرکت دیگری استخدام شو ... اون دختر خانوم هم به شما دل بسته ... اگر میخواهی بدستش بیاری ... بهترین راه حل این هستش که ازش دور بشی ... این مساله باعث میشه عشق تو وجودش بوجود بیاد ... الان هر روز شما رو تو شرکت میبینه ... اما اگر شما رو نبینه ... احساس میکنه دیگه کسی بهش نگاه نمیکنه ... کسی نیست که براش ارزش قائل بشه ... و احتمال داره رو گزینه شما بیشتر فکر کنه ...

    میدونم که به حرفم عمل نمیکنی و خجالت میکشی ... تو عشق هم هیچ عذر خواهی وجود نداره ... عشق یعنی خودخواهی ... تو اون رو فقط برای خودت میخوای ... و اون هم تو رو سره کار گذاشته ... عشق هیچ قاعده و قانونی نداره ... همینیه که هست ... میتونی بازی کن ... نمیتونی هم بشین و های های گریه کن ... تا اینکه مامانت یکی رو برایت انتخاب کنه ....
    ویرایش توسط نفرنفر : ۱۳۹۲/۱۱/۲۸ در ساعت ۰۰:۴۸
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    جناب ComplexCoding این قضیه رو با خدا و پیغمبر حل و فصلش نکن ...
    بعدا پشیمون میشی ...
    نشستم دعا کردم و آروم شدم یعنی چی ...

    بدستش بیار ....
    جنگ گاو میش های نر رو دیدی ؟؟؟
    جنگ شتر مرغ ها رو دیدی ؟؟؟

    عشق همینه ... خودت رو با دین و مذهب آروم نکن ...

    چو فردار برآید آفتاب ....
    من و گرز و میدان و افراسیاب ...

    ببینم چی کار میکنی ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    3
    حضور
    6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27



    ببخشید من با نظر شما مخالفم ،یعنی چی که هر طور هست بدستش بیار !به چه قیمتی؟کسی که اینقدر مغرور و از خود متشکر هست که جلوی یک نفر دیگه به ایشون توهین کرده و با بیرحمی طردش کرده وبه عشقی که نسبت به اون خانم داشته بی تفاوت بوده به نظر شما ارزش دوباره منت کشیدن رو داره؟اصلا چه ضمانتی هست که بعد از ازدواج این خانم به ایشون علاقه مند شود؟

  17. صلوات ها 13


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط sarayas313 نمایش پست ها
    ببخشید من با نظر شما مخالفم ،یعنی چی که هر طور هست بدستش بیار !به چه قیمتی؟کسی که اینقدر مغرور و از خود متشکر هست که جلوی یک نفر دیگه به ایشون توهین کرده و با بیرحمی طردش کرده وبه عشقی که نسبت به اون خانم داشته بی تفاوت بوده به نظر شما ارزش دوباره منت کشیدن رو داره؟اصلا چه ضمانتی هست که بعد از ازدواج این خانم به ایشون علاقه مند شود؟
    شما عشق رو نمیشناسی ...
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    98
    حضور
    4 روز 15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفرنفر نمایش پست ها
    جناب ComplexCoding این قضیه رو با خدا و پیغمبر حل و فصلش نکن ...
    بعدا پشیمون میشی ...
    نشستم دعا کردم و آروم شدم یعنی چی ...

    بدستش بیار ....
    جنگ گاو میش های نر رو دیدی ؟؟؟
    جنگ شتر مرغ ها رو دیدی ؟؟؟

    عشق همینه ... خودت رو با دین و مذهب آروم نکن ...

    چو فردار برآید آفتاب ....
    من و گرز و میدان و افراسیاب ...

    ببینم چی کار میکنی ...
    داداش هدفت چیه ؟ منو بدبخت کنی؟

  21. صلوات ها 17


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود