صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از ظاهر زنم بعد از یک سال و نیم هنوز خوشم نیومده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    مهدی
    نوشته
    5
    حضور
    10 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    48

    از ظاهر زنم بعد از یک سال و نیم هنوز خوشم نیومده




    با سلام
    بدبختی های من دقیقا از ابان ماه سال 91 شروع شد :
    من بالاخره بعد از مدت 29 سال از مجردی تصمیم گرفتم ازدواج کنم و لذا با توجه به روحیه مذهبی که داشتم وارزوهای معنوی که از ازدواج داشتم تصمیم گرفتم یک زن طلبه انتخاب کنم و هرچقدر هم روحیاتم را بررسی میکردم به هیچ وجه راضی نمیشدم با غیر طلبه ازدواج کنم
    خلاصه از طریق چند نفر واسطه سفارش پیدا کردن یک گزینه مناسب با روحیاتم کردم و دقیقا انچه لازم بود به واسطه ها سپردم وگزینه های مختلفی رو هم پیشنهاد دادند که با شرایط من سازگار نبودند ومن رد میکردم تا اینکه زن یکی از دوستام که خودش هم طلبه بود یک دختر طلبه رو برام معرفی کردن و توضیحاتی هم درباره با ویزگی های خوب ظاهری وباطنیش برام گفتن ولی از انجایی که من خیلی ادم حساس ودقیقی بودم با مراجعه به متون دینی و سفارش بزرگان دین تصمیم گرفتم مراحل اشنایی روم دقیقا متناسب با شرع و شرط عقل جلو ببرم و حتی در این راه مدام دعا ونماز استخاره میخواندم و از خدا طلب خیر میکردم و مدام ذکر توکلت علی الله و حسبنا الله ونعم الوکیل و افوض امری الی الله میخواندم و با دوستم واز طریق هماهنگی با خانمش تصمیم گرفتیم دختره رو به صورت نامحسوس در یک جایی مشاهده کنم طوری که طرف متوجه نشه و بالاخره همین کار رو هم کردیم ولی من خوب ندیدمش البته قد و اندازه و ظاهرش تقریبا همان چیزی بود که من میخواستم و حجابش هم خیلی متین و خوب بود ولی صورتش رو درست ندیدم و لذا تصمیم گرفتم طی یک ملاقات نیم ساعته و با هماهنگی واسطه دختره رو ببینم و هم دختره من روببینه که فقط برای دیدن ظاهر همدیگه بود و خلاصه روز موعود فرا رسید ومن و دختره همدیگه رو دیدیم دو سه سوال هم ازهم پرسیدیم و من دختره رو پسندیدنم ولی دختره که هنوز نپسندیده بود قرار یک ملاقات دیگه و پرسیدن سوالاتش ازمن کرد و بعد از قرار ملاقات دوم دختره هم پسندید و قرار شد ما به خواستگاری بریم و ما هم به خواستگاری رفتیم و بعد از هماهنگی های لازم قرار شد ما 15 روز جهت اشنایی بیشتر صیغه محرمیت بخونیم و بعد عقد کنیم

    خلاصه همه چیز به خوبی پیش میرفت تا اینکه روز هفتم از محرمیت که ما تا قبلش فقط از طریق تلفن با هم در تماس بودیم بالاخره همدیگه رو در خانه دختره از نزدیک و بدون حجاب دیدیم و دقیقا همین لحظه شروع غصه ها و بدبختی های من بود چون من دقیقا خودم رو در چاهی میدیدم که دیگه دیگه امیدی به نجات از اون نبود چون اصلا و به هیچ وجه ظاهر دختر بدون حجاب با حجاب مساوی نبود و با حجاب در حقیقت دختری دیگه بود و حجاب کلیه معایبش رو پوشش داده بود و بدون حجاب یک دختر لاغر و استخوانی و صورتش هم اصلا مناسب نبود ومن اون روز تا مرز سکته پیش رفتم ولی با توجه به احساسات شدید و مهربانیهای دختر وخانواده اش و ویزگی های شخصی و محیطی خانواده خودم که من ادم بسیار عاطفی هستم و حاضر نیستم به هیچ وجه قلب پدر ومادرم و دختره و خانواده اش رو بشکنم ناخواسته وبا اکراه تمام دختره رو عقد کردم
    این درحالی بود که من 30 سال بود که دخترهای زیادی رو رد کرده بودم که خیلی زیباتر از این بودند و زندگی برای من و دختر روز بروز داره سیاه تر میشه و من به هزار جور گناه و خیانت کشیده شدم و دیگه بخاطر اینکه از خدا طلب خیر کرده بودم و خدا کمکم نکرد ازش بسار شاکی هستم و حو صله نماز هم ندارم چون ظاهر برام مهم بود حداقل میخواستم مهر طرف تو دلم بشینه
    دختره از لحاظ عاطفی بسیار مهربون و با تقواست و هیچ کاری رو هم بدون اجازه من انجام نمیده و دعا وعبادتش هم ول نمیشه و بسار خوش رو وخوش اخلاقه تا جایی که در این مدت همه اقوام به من غیطه میخورن ولی خوب من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و الان یک سال ونیمه دارم فیلم بازی میکنم و دیگه دارم خسته میشم و من معنی عشق و ازدواج و ماه عسل و دوران زیبای نامزدی رو نفهمیدم و دختره رو هم از داشتن یک دوران نامزدی خاطره انگیز با بی تفاوتی هام نسبت بهش محروم کردم و خودش هم الان داره کم کم میفهمه وزندگی در کنار من براش زهر شده چون من تا الان حتی کنار یک پارک هم باهاش نرفتم ولی دختره با اینکه قلبا در عذابه ولی همیشه بخاطر رضای خدا با من و خانوادم مهربونه و احتراممم میذاره ولی با ابن وجود من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و مدام دارم جهت ارضای نیاز جنسیم به ناموس مردم نگاه میکنم و این مسئله هم برای من اصلا مفهمومی نداره که اگه طرف اخلاقش خوب باشه ظاهرش هم برات قشنگ میشه

    حالا من با این شرایط چطور باید زندگی کنم ؟




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۸:۳۹ دلیل: تغییر سایز فونت ، لطفا کمی درشت تر بنویسید!

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    از ظاهر زنم بعد از یک سال و نیم هنوز خوشم نیومده








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما
    ممنونم كه خوب و با دقت توضيحات كافي و كاملي را نوشتيد.
    بله واقعا اگر قلب كسي را نپذيرد زندگي با او سخت است ولي مي توان كارهايي كه كرد كه قلب رو به تدريج راضي كرد. من نمونه هايي را براتون توضيح مي دهم.
    اول:‌عشق ليلي و مجنون:‌به مجنون ايراد گرفتند بابا ليلي اينه كه خودت براش مي كشتي. اين كه زيبا نيست و سيه چرده است و....مجنون گفت:‌ شما به ظاهر كوزه نگاه مي كنيد من به شراب مست كننده داخلش، صورت را مي بينيد من سيرت را مي بينم. اگر بر ديده مجنون نشيني به غير از خوبي ليلي نبيني.
    واقعا سيرت اين قدرت را دارد و اگر غير از اين بود مردان زيادي نمي توانستند با بيماري و پيري همسرشان با آنها كنار بيايند. در واقع عشق حقيقي از «شناخت عميق» متولد مي شود.
    دوم:‌ مال و جمال: به اين سخن مقام معظم رهبري به عنوان يك اسلام شناس دقت كنيد: «اگر چنانچه كسي بخاطر مال و جمال ازدواج كند مطابق روايت ممكن است خداي متعال مال و جمال را به او بدهد و ممكن هم هست كه ندهد. اما اگر چنانچه براي «تقوا و عفاف» قدم بگذارد و ازدواج كند خداي متعال به او مال هم خواهد داد جمال هم خواهد داد. ممكن است كسي بگويد جمال كه اعطا كردني نيست، يك كسي يا جمال دارد يا ندارد! معنايش اين است كه چون جمال در چشم شما و دل شما و در نگاه شماست، اگر انسان كسي را كه خيلي هم جميل نباشد دوست داشت او را جميل مي بيند وقتي كسي را دوست نداشت هر چقدر هم جميل باشد به نظر او جميل نمي آيد.»

    سوم: از قدرت تلقين: تلقين و خودگويي مثبت و منفي نقش سازنده و يا مخرب بسيار بالايي دارند. وقتي ما مثلا به عنوان كاسب كه خيلي تكرار كنيم كه اوضاع بد است مشتري نيست، اين كار عاقبت خوبي ندارد، همه وضعشان بهتر است و...طبيعي است كه به تدريج دل و دماغ كار را نخواهيم داشت. برخوردمان با مشتري مناسب نخواهد بود چون درونمون آشفته است. ولي وقتي روي نكات مثبت دقت و تمركز مي كنيم و آنها را به زبان مي آوريم اين امر مانند اين است كه ما به نهالي آب دهيم و روز به روز شاهد رشدش باشيم به تدريج همين نهال تبديل به درخت تنومندي خواهد شد.
    اگر صفات مثبت را براي اطرافيان مانند مادر و خواهر خود همسرتان هم به زبان بياوريد بعد از مدتي احساس تان هم تغيير خواهد كرد. (خيلي دقت كنيد)

    تلقين --------------- احساس-------------------باور--------------------رفتار
    باز يك اصل روان شناختي هم داريم كه رفتار احساس توليد متناسب با آن توليد مي كند. يعني مثلا اگر شما حالت خوشحالي به خود بگيريد يا خوش اخلاقي اين احساس در شما رشد مي كند كه شما از زندگي راضي هستد و برعكس. بنابراين مديريت ظاهر و رفتارتان را به دست بگيريد ولي اگر ظاهر را كنترل نكنيد به تدريج احساس شما هم تغيير مي كند هم ظاهر خراب مي شود و هم حس دروني.
    رفتار------------------- توليد كننده --------------احساس ( و برعكس)
    از نظر روان شناختي پذيرفته شده است كه اگر ما خودمان را به حالت وادار كنيم به آن حالت مي رسيم.
    نيز قدرت تجسم ذهني هم همين گونه است يعني در حالم ذهن و تصورات و تجسمات ذهن بايد مهندسي آن را به عهده بگيريد. تجسم كنيد كه از بيرون مي آييد برايش گل مي گيريد. به او لبخند مي زنيد. ديگران از خوبي هاي او مي گويند و.......(خب طبيعي است اگر اين تجسمات ذهني را ذهن ناهشيار شما در جهت عكس به كار بگيريد و پيوسته تكرار كند كه اين آن كسي نيست كه شما مي خواستي و.................بعد از مدتي شما قلبا نمي توانيد با چهره و زيبايي هاي او كنار بياييد.)
    البته انسان موجود عجيبي است اغلب افراد چنين تجاربي دارند كه مثلا در كلاس از قيافه همكلاسي يا هم اتاقي خودشان خوششان نمي آيد ولي وقتي با او زمان بيشتري را مي گذرانند با خلقيات و خوشمزگي و لطائف روحي او آشنا مي شوند غرق در سجايا و صفات او مي شوند و ظاهر را توجه نمي كنند و اصل برايشان صفات اوست.
    چهارم:‌ذهن تحريف گر: گاهي ذهن ما تحريف گر است يعني زيبايي از نظر ذهن ناهشيار ما به دلايئل مختلف (آرزوها، گذشته، وابستگان، گره خوردن خاطرات به چهره اي خاص و....) معناي خاصي پيدا مي كند به همين دليل زيبايي امري نسبي است فردي دوست دارد همسرش سفيد و ديگري تمايل دارد او سبزه باشد.
    گاهي ما به خاطر دلايل خاصي عاشق رنگ خاصي مي شويم و حاضر نيستيم لباس به رنگ ديگر را امتحان كنيم ولي وقتي مي پوشيم مي بينيم كه اين رنگ هم به ما مي آيد و ما بي جهت آن را نمي پذيرفتم. گاهي اين امر در يك شامپوي ساده هم مي تواند اتفاف افتد يعني جهتي (گاهي شرطي سازي رسانه ها يا خاطرات يا ....) از شامپوي خاصي خوشمان مي آيد و نمي خواهيم شامپوي جديد را تجربه كنيم چون اين گونه پذيرفته ايم كه اصلا شامپو در فرهنگ من يعني مثلا شامپو صدر صحت يا....اما وقتي با مديريت ذهن را به دست مي گيريم مي بينيم كه ساختار ذهني قلبي متعصبانه بوده است.
    پنجم: تكنيك هاي معنوي:‌در دعاهاي مخصوص زفاف داريم كه خداي مهر او را به دل ما بينداز. دعا و توسل و صدقه دادن مي تواند گره هاي زيادي را باز كند.
    گاهي واقعا ذائقا معنوي ما خراب شده وگرنه مشكلي وجود ندارد. برخي از عرفا واقعا زيبايي ظاهري ندارند ولي مريدان او كه عاشق اخلاق و سجاياي او شده اند او را در ديوانه وار دوست دارند در حالي كه افرادي كه از سجاياي عرفاني او بي خبرند يا با گناه ذائقه عرفاني خود را از بين برده اند متوجه نيستند و حتي بدشان هم مي آيد.
    وعده قرآن است كه اگر كسي ايمان و عمل صالح داشته باشد ما مهرش را در دل ديگران مي اندازيم ولي اگر دل ديگري با گناه انس گرفته باشد مانند ويروسي است كه اجازه نمي دهد ايمان و عمل صالح كار خودش را بكند مانند كسي كه به حضرت علي يا ائمه ناسزا مي گويد.
    ششم: زيبايي دردسر ساز: موارد زيادي در مشاوره ها داريم كه افراد از زيبايي دردسرساز همسرشان ناراحت هستند كه با اين كه او خودش را مي پوشاند چشماني حتي برادر شوهر و پدر شوهر و... به او بد نگاه مي كنند. و خود اين امر مي تواند آرامش شوهر را به هم بزند و گاهي بدون اين كه زن مشكلي داشته باشد سبب بدبيني مرد به همسرش شود. به همين دليل توصيه مي شود كه زيبايي نسبي خوب است.
    هفتم:‌ زيبا شدن:‌برخي از خانم ها در زندگي زناشويي به دلائلي حتي روابط زناشويي رنگ و لعاب عوض مي كنند و از نظر ظاهري و پوستي و چاقي تغييراتي مي كنند. به بنابراين برخي موارد ممكن است به تدريج مورد پسند شما شود و برخي از موارد را هم مي توانيد با نوع پوشش و نوع آرايش و....تا حدي مورد پسند كنيد. به عنوان نمونه زني كه ورزش مي كند تغذيه خوبي دارد با نشاط تر و سالم تر و بدني متناسب تر خواهد داشت.
    هشتم:‌ عايق زدايي:‌ گاهي موانعي است كه اجازه نمي دهد ما خوب بينديشيم‌ببينيم و حس كنيم. اضطراب، وسواس و افسردگي از اين عايق ها هستند. اگر ما به عنوان مثال اضطراب داشته باشيم گرفتار تحريف شناختي مي شويم و مشكلات زيادي برايمان به بار مي آورد منفي باف مي شويم و افكار منفي به صورت خودكار از ذهن مي جوشد و ما قدرت كنترل و مديريت آنها را نخواهيم داشت. بنابراين براي رفع اين عايق توصيه مي شود از روان شناس باليني و روان پزشك كمك بگيريم:
    برخي از نشانه هاي اضطراب كه مي تواند بروز كنند:‌دلشوره، فكرارهاي تكراري، رفتار وسواسي، به هم خوردن نظم خواب(
    كم خوابي يا پرخوابي) و خوراك( كم خوري يا پرخوري)، تعريق،‌تكرر ادرار، گوش به زنگ بودن و احتمال رخ دادن حادثه تلخ و...




    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۰:۱۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 23


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    هیچی
    نوشته
    261
    حضور
    8 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    786



    نقل قول نوشته اصلی توسط shahneshin نمایش پست ها
    از ظاهر زنم بعد از یک سال و نیم هنوز خوشم نیومده



    با سلام
    بدبختی های من دقیقا از ابان ماه سال 91 شروع شد :
    من بالاخره بعد از مدت 29 سال از مجردی تصمیم گرفتم ازدواج کنم و لذا با توجه به روحیه مذهبی که داشتم وارزوهای معنوی که از ازدواج داشتم تصمیم گرفتم یک زن طلبه انتخاب کنم و هرچقدر هم روحیاتم را بررسی میکردم به هیچ وجه راضی نمیشدم با غیر طلبه ازدواج کنم
    خلاصه از طریق چند نفر واسطه سفارش پیدا کردن یک گزینه مناسب با روحیاتم کردم و دقیقا انچه لازم بود به واسطه ها سپردم وگزینه های مختلفی رو هم پیشنهاد دادند که با شرایط من سازگار نبودند ومن رد میکردم تا اینکه زن یکی از دوستام که خودش هم طلبه بود یک دختر طلبه رو برام معرفی کردن و توضیحاتی هم درباره با ویزگی های خوب ظاهری وباطنیش برام گفتن ولی از انجایی که من خیلی ادم حساس ودقیقی بودم با مراجعه به متون دینی و سفارش بزرگان دین تصمیم گرفتم مراحل اشنایی روم دقیقا متناسب با شرع و شرط عقل جلو ببرم و حتی در این راه مدام دعا ونماز استخاره میخواندم و از خدا طلب خیر میکردم و مدام ذکر توکلت علی الله و حسبنا الله ونعم الوکیل و افوض امری الی الله میخواندم و با دوستم واز طریق هماهنگی با خانمش تصمیم گرفتیم دختره رو به صورت نامحسوس در یک جایی مشاهده کنم طوری که طرف متوجه نشه و بالاخره همین کار رو هم کردیم ولی من خوب ندیدمش البته قد و اندازه و ظاهرش تقریبا همان چیزی بود که من میخواستم و حجابش هم خیلی متین و خوب بود ولی صورتش رو درست ندیدم و لذا تصمیم گرفتم طی یک ملاقات نیم ساعته و با هماهنگی واسطه دختره رو ببینم و هم دختره من روببینه که فقط برای دیدن ظاهر همدیگه بود و خلاصه روز موعود فرا رسید ومن و دختره همدیگه رو دیدیم دو سه سوال هم ازهم پرسیدیم و من دختره رو پسندیدنم ولی دختره که هنوز نپسندیده بود قرار یک ملاقات دیگه و پرسیدن سوالاتش ازمن کرد و بعد از قرار ملاقات دوم دختره هم پسندید و قرار شد ما به خواستگاری بریم و ما هم به خواستگاری رفتیم و بعد از هماهنگی های لازم قرار شد ما 15 روز جهت اشنایی بیشتر صیغه محرمیت بخونیم و بعد عقد کنیم

    خلاصه همه چیز به خوبی پیش میرفت تا اینکه روز هفتم از محرمیت که ما تا قبلش فقط از طریق تلفن با هم در تماس بودیم بالاخره همدیگه رو در خانه دختره از نزدیک و بدون حجاب دیدیم و دقیقا همین لحظه شروع غصه ها و بدبختی های من بود چون من دقیقا خودم رو در چاهی میدیدم که دیگه دیگه امیدی به نجات از اون نبود چون اصلا و به هیچ وجه ظاهر دختر بدون حجاب با حجاب مساوی نبود و با حجاب در حقیقت دختری دیگه بود و حجاب کلیه معایبش رو پوشش داده بود و بدون حجاب یک دختر لاغر و استخوانی و صورتش هم اصلا مناسب نبود ومن اون روز تا مرز سکته پیش رفتم ولی با توجه به احساسات شدید و مهربانیهای دختر وخانواده اش و ویزگی های شخصی و محیطی خانواده خودم که من ادم بسیار عاطفی هستم و حاضر نیستم به هیچ وجه قلب پدر ومادرم و دختره و خانواده اش رو بشکنم ناخواسته وبا اکراه تمام دختره رو عقد کردم
    این درحالی بود که من 30 سال بود که دخترهای زیادی رو رد کرده بودم که خیلی زیباتر از این بودند و زندگی برای من و دختر روز بروز داره سیاه تر میشه و من به هزار جور گناه و خیانت کشیده شدم و دیگه بخاطر اینکه از خدا طلب خیر کرده بودم و خدا کمکم نکرد ازش بسار شاکی هستم و حو صله نماز هم ندارم چون ظاهر برام مهم بود حداقل میخواستم مهر طرف تو دلم بشینه
    دختره از لحاظ عاطفی بسیار مهربون و با تقواست و هیچ کاری رو هم بدون اجازه من انجام نمیده و دعا وعبادتش هم ول نمیشه و بسار خوش رو وخوش اخلاقه تا جایی که در این مدت همه اقوام به من غیطه میخورن ولی خوب من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و الان یک سال ونیمه دارم فیلم بازی میکنم و دیگه دارم خسته میشم و من معنی عشق و ازدواج و ماه عسل و دوران زیبای نامزدی رو نفهمیدم و دختره رو هم از داشتن یک دوران نامزدی خاطره انگیز با بی تفاوتی هام نسبت بهش محروم کردم و خودش هم الان داره کم کم میفهمه وزندگی در کنار من براش زهر شده چون من تا الان حتی کنار یک پارک هم باهاش نرفتم ولی دختره با اینکه قلبا در عذابه ولی همیشه بخاطر رضای خدا با من و خانوادم مهربونه و احتراممم میذاره ولی با ابن وجود من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و مدام دارم جهت ارضای نیاز جنسیم به ناموس مردم نگاه میکنم و این مسئله هم برای من اصلا مفهمومی نداره که اگه طرف اخلاقش خوب باشه ظاهرش هم برات قشنگ میشه

    حالا من با این شرایط چطور باید زندگی کنم ؟
    متاسفم مشکل ناخوش داری
    امروزه زنهایی وجود داره از شوهرش قدرت پیدا میکنه و کنترل همه جانبه به دست خودش میگیره حتی کنترل شوهر در خانواده اش میگیره و زن ها ممکن است کنترل بدی داشته باشد نظیر ولخرجی و اعصاب خورد کن و شوهر نمیتونه برخورد کنه نظم و اسایش خانواده بهم میریزه تاسفش اندازه دوجهان ه و همه این نکته قبل از ازدواج توجه کنند و بهم شرط ببندید و آمادگی پیدا کنید و اگر میدونی زورگیره اصلا ازدواج نکن و.... لستخاره کن

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    50
    حضور
    2 روز 14 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    226



    کارشناسان بزرگوار عذرخواهی بنده رو بپذیرید بابت جسارتی که میکنم و پستی که میذارم ..


    آقای shahneshin درک میکنم، گاهی وقتی دل همراهی نکنه، چقدر موانع بزرگتر و چاله ها عمیق تر میشن .. اما ... علاوه بر راهنماییهای استاد حامی و پیداکردن عیوب خودمون، " گاهی نیاز هست دیگران در حق ما دعا و طلب خیر از خداوند کنند .... که واقعاً راه گشاست "
    ویرایش توسط raahaa : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۱:۲۲

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    سلام
    میخوام ببرمتون آخر خط ، بر فرض که شما از همسرتون جدا بشید و با یه خانم زیبا ازدواج کنید، از کجا معلوم این همسر جدید به اندازه همسر قبلیتون با تقوا و خوش رو و خوش اخلاق باشه؟ و از کجا معلوم همه این شرایط رو داشته باشه و مهرش تو دل شما بشینه؟ از کجا معلوم با جدا شدن از همسرتون تا آخر عمر دچار عذاب وجدان نشید؟ اونوقت اگر زیباترین همسر دنیا رو هم داشته باشید از زندگی تون لذت نمی برید .جدا از همه اینها مگر زیبایی یک زن چقدر دوام داره؟ زیباترین زنها هم بعد از چند سال گذشت از جوانیشان زیبایی خودشون رو از دست میدن و ظاهرشون برای شوهر عادی میشه.
    قدر اخلاق تقوا و مهربونی همسرتون رو بدونید که خیلی ها آرزو دارن همسرشون اقل زیبایی ها رو می داشت اما در عوض از زیبایی های واقعی (همونایی که الان در وجود همسر شما هست) برخوردار می بود.
    اگر قدر نعمت هامون رو ندونیم چه بسا خداوند اونها رو از ما بگیره....

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  13. صلوات ها 30


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم ,هنر,معارف,عشق,بهشت
    نوشته
    645
    حضور
    17 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1579



    سلام
    قدردون باش..
    دنيا خيلي بي وفا تر از اين حرفاست

  15. صلوات ها 17


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط shahneshin نمایش پست ها
    با سلام
    بدبختی های من دقیقا از ابان ماه سال 91 شروع شد :
    من بالاخره بعد از مدت 29 سال از مجردی تصمیم گرفتم ازدواج کنم و لذا با توجه به روحیه مذهبی که داشتم وارزوهای معنوی که از ازدواج داشتم تصمیم گرفتم یک زن طلبه انتخاب کنم و هرچقدر هم روحیاتم را بررسی میکردم به هیچ وجه راضی نمیشدم با غیر طلبه ازدواج کنم
    خلاصه از طریق چند نفر واسطه سفارش پیدا کردن یک گزینه مناسب با روحیاتم کردم و دقیقا انچه لازم بود به واسطه ها سپردم وگزینه های مختلفی رو هم پیشنهاد دادند که با شرایط من سازگار نبودند ومن رد میکردم تا اینکه زن یکی از دوستام که خودش هم طلبه بود یک دختر طلبه رو برام معرفی کردن و توضیحاتی هم درباره با ویزگی های خوب ظاهری وباطنیش برام گفتن ولی از انجایی که من خیلی ادم حساس ودقیقی بودم با مراجعه به متون دینی و سفارش بزرگان دین تصمیم گرفتم مراحل اشنایی روم دقیقا متناسب با شرع و شرط عقل جلو ببرم و حتی در این راه مدام دعا ونماز استخاره میخواندم و از خدا طلب خیر میکردم و مدام ذکر توکلت علی الله و حسبنا الله ونعم الوکیل و افوض امری الی الله میخواندم و با دوستم واز طریق هماهنگی با خانمش تصمیم گرفتیم دختره رو به صورت نامحسوس در یک جایی مشاهده کنم طوری که طرف متوجه نشه و بالاخره همین کار رو هم کردیم ولی من خوب ندیدمش البته قد و اندازه و ظاهرش تقریبا همان چیزی بود که من میخواستم و حجابش هم خیلی متین و خوب بود ولی صورتش رو درست ندیدم و لذا تصمیم گرفتم طی یک ملاقات نیم ساعته و با هماهنگی واسطه دختره رو ببینم و هم دختره من روببینه که فقط برای دیدن ظاهر همدیگه بود و خلاصه روز موعود فرا رسید ومن و دختره همدیگه رو دیدیم دو سه سوال هم ازهم پرسیدیم و من دختره رو پسندیدنم ولی دختره که هنوز نپسندیده بود قرار یک ملاقات دیگه و پرسیدن سوالاتش ازمن کرد و بعد از قرار ملاقات دوم دختره هم پسندید و قرار شد ما به خواستگاری بریم و ما هم به خواستگاری رفتیم و بعد از هماهنگی های لازم قرار شد ما 15 روز جهت اشنایی بیشتر صیغه محرمیت بخونیم و بعد عقد کنیم

    خلاصه همه چیز به خوبی پیش میرفت تا اینکه روز هفتم از محرمیت که ما تا قبلش فقط از طریق تلفن با هم در تماس بودیم بالاخره همدیگه رو در خانه دختره از نزدیک و بدون حجاب دیدیم و دقیقا همین لحظه شروع غصه ها و بدبختی های من بود چون من دقیقا خودم رو در چاهی میدیدم که دیگه دیگه امیدی به نجات از اون نبود چون اصلا و به هیچ وجه ظاهر دختر بدون حجاب با حجاب مساوی نبود و با حجاب در حقیقت دختری دیگه بود و حجاب کلیه معایبش رو پوشش داده بود و بدون حجاب یک دختر لاغر و استخوانی و صورتش هم اصلا مناسب نبود ومن اون روز تا مرز سکته پیش رفتم ولی با توجه به احساسات شدید و مهربانیهای دختر وخانواده اش و ویزگی های شخصی و محیطی خانواده خودم که من ادم بسیار عاطفی هستم و حاضر نیستم به هیچ وجه قلب پدر ومادرم و دختره و خانواده اش رو بشکنم ناخواسته وبا اکراه تمام دختره رو عقد کردم
    این درحالی بود که من 30 سال بود که دخترهای زیادی رو رد کرده بودم که خیلی زیباتر از این بودند و زندگی برای من و دختر روز بروز داره سیاه تر میشه و من به هزار جور گناه و خیانت کشیده شدم و دیگه بخاطر اینکه از خدا طلب خیر کرده بودم و خدا کمکم نکرد ازش بسار شاکی هستم و حو صله نماز هم ندارم چون ظاهر برام مهم بود حداقل میخواستم مهر طرف تو دلم بشینه
    دختره از لحاظ عاطفی بسیار مهربون و با تقواست و هیچ کاری رو هم بدون اجازه من انجام نمیده و دعا وعبادتش هم ول نمیشه و بسار خوش رو وخوش اخلاقه تا جایی که در این مدت همه اقوام به من غیطه میخورن ولی خوب من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و الان یک سال ونیمه دارم فیلم بازی میکنم و دیگه دارم خسته میشم و من معنی عشق و ازدواج و ماه عسل و دوران زیبای نامزدی رو نفهمیدم و دختره رو هم از داشتن یک دوران نامزدی خاطره انگیز با بی تفاوتی هام نسبت بهش محروم کردم و خودش هم الان داره کم کم میفهمه وزندگی در کنار من براش زهر شده چون من تا الان حتی کنار یک پارک هم باهاش نرفتم ولی دختره با اینکه قلبا در عذابه ولی همیشه بخاطر رضای خدا با من و خانوادم مهربونه و احتراممم میذاره ولی با ابن وجود من اصلا از ظاهرش خوشم نمیاد و مدام دارم جهت ارضای نیاز جنسیم به ناموس مردم نگاه میکنم و این مسئله هم برای من اصلا مفهمومی نداره که اگه طرف اخلاقش خوب باشه ظاهرش هم برات قشنگ میشه

    حالا من با این شرایط چطور باید زندگی کنم ؟



    سلام ...
    ببخشیدا این کاری که شما کردین ازدواج نبوده ...
    ازدواج یعنی بگردی و بگردی با یکی ازدواج کنی که بیشترین شباهت رو با تو داشته باشه ... 2 بال برای پرواز ... یک شکل و یک اندازه و هم هدف ...
    این چه وضع انتخاب بوده ...

    علما و فضلا میگن که هم دیگه رو اینجوری ببین و انتخاب کنین ... من میگم انتخابی که به این صورت شکل میگیره اصلا اسمش ازدواج نیست ... اسمش تجاوزه ... کسی که بهش علاقه نداری و شب ازدواج باید ...
    ازدواج یه روندی داره ... که حتما حتما باید طی بشه ... تا دو نفر بتونن درونش خوشبخت بشن و خوشبخت بمونن ...

    ازدواج تنها بر اساس زیبایی اشتباه هست و جدا شدن بابته اینکه همسرتون زیبا نیست از اون اشتباه تر ...
    ببینید آیا همسرتون چیزهای زیبایی دارند که میتونه خوشحالتون کنه ....و
    مثلا یه دوست خوب باشه ... مثلا همفکره خوبی باشه ...مثلا همکاره خوبی باشه ...

    و اگر هیچ کدوم از اینها نیست ...
    من بهتون پیشنهاد میدم که جدا بشین ( اینجور که متوجه شدم بچه ندارین ) ...
    این دختر خانوم رو کاملا کاملا به این امر راضی کنین و بعدش جدا بشین .
    مثلا یه خونه براش بخرین و سره یه کاره درست و حسابی هم بفرستینش و بعد ازش جدا بشین... یا چیزی کمتر یا بیشتر ...
    و تا قبل از اینکه رضایت ایشون رو به این امر جلب کنین ... ازش جدا نشین ...

    اشتباه ... اشتباه هست .
    و ضرر رو از هرجایی جلوش رو بگیری منفعت .

    خدا هم همه کارهاش حکمت داره ... خدا هم کاری شبیه به این عمل با من کرده ... و حکمت خدا این بوده که من بیام و تو این سایت در خیلی از مسائل اطلاع رسانی کنم و بگم اینجوری تصمیم نگیرین ... اینجوری تصمیم گرفتن ها چیزی جز خریت نیست ... حتی اگر شریک ازدواجتون بهترین آدم رویه زمین هم باشه ... چون انتخابتون شانسی بوده ....
    ویرایش توسط نفرنفر : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۵:۳۸
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    2,558
    حضور
    65 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    6
    گالری
    100
    صلوات
    9248




    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام



    شکر نعمت ، نعمتت افزون کند
    کفر نعمت ، نعمت از کفت بیرون کند


    قدر آن شیشه بدانید که هست.
    نه در آن موقع که افتاد شکست.


    البته در بعضی مواقع یک هفته دوری باعث دلتنگی میشود و دلتنگی باعث بیشتر شدن علاقه.
    خیلی از افرادی که طلاق میگیرند بعد از مدتی دچار افسردگی میشوند و حسرت گذشته را میخورند و احساس میکنند که عشقشان را خیلی دوست داشتند و طلاقشان یک اشتباه بود.

    برای ظهور حضرت مهدی(عج) چه کردیم!؟

    به این تاپیک حتما سر بزنید :
    طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن از دیدگاه امام خامنه ای (حفظه الله )
    تاپیک : شهید سید محمد حسین میر دوستی
    تاپیک های دیگر :
    شهید سید میثم تراهی ***** شهید محسن حججی
    هدفم قدس و آرزویم شهادت!

  19. صلوات ها 12


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام خیلی ناراحت شدم بابت مسئله ای که پیش رو دارین.

    علاوه بر صحبت های کارشناس محترم و دیگر دوستان ، این موضوع رو فراموش نکنین که در این جریان فقط و فقط شما مقصرین. شما قبل ازدواج فهمیدین که ایشون ملاک شمارو ندارند اما با زندگی این خانم بازی کردین . پس این نکته رو در نظر بگیرین که هر بی توجهی شما گناهیه که دارین انجام میدین و خودتون مقصرش هستین و یک روزی باید در پیشگاه خدا بابت رفتارهای کم مهرتون به همسرتون جواب بدین.

    مطلب دیگه اینکه من نمیدونم دقیقا چه چیز ظاهر این خانم براتون خوشایند نیست اما الان که عمل های زیبایی خیلی باب شده و فکر نکنم این دیگه مشکل باشه!

    من یکی از دوستانم به شدت لاغر بود (یعنی خیلی ناجور)، از طریف دکتر تغذیه تونست افزایش وزن پیدا کنه و الان خیلی زیاد خوشگلتر و خوشتیپ تر شده.
    علاوه بر عمل های زیبایی کارهای مثل رنگ مو، آرایش... خیلی در خانم ها تاثیر گذاره و خوشگلترشون میکنه فقط باید درست متوجه بشن که چه جور تغییری باعث افزایش زیبایی میشه، کلاس های خودآرایی خیلی خوب میتونه کمک کنه تا برای افزایش زیبایی چه جوری آرایش کرد، همچنین شما میتونین لباس هایی که دوست دارین همسرتون در منزل بپوشن خودتون تهیه کنین یا ازشون بخواین در این زمینه شمارو سورپریز کنن و لباس های جذاب بپوشن که در زیبا نشون دادن هم خیلی تاثیر گذاره.

    اینکه فرمودین با حجاب زیباترن پس این قابلیتو دارن که زیباتر باشن، مثلا شاید چون در حجاب موها جلوی صورت نیست ایشون زیباترن، یعنی اگه موهاشو بالا ببندن وقتی حجاب ندارن زیباتر بشن (اینو باید خودشون متوجه بشن، چون افرادی که با حجاب زیباترن اغلب به خاطر بد آرایش کردن مو و ظاهرشونه که این فکرو بقیه در قبالشون دارن)

    البته این راه ها باید به گونه ای باشه که هیچ ناراحتی یا احساس بد و تحقیر در خانمتون ایجاد نکنه و این به مهارت شما برمیگرده.
    تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن...

  21. صلوات ها 18


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۱, ۱۶:۳۱ : 7

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود