صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    marg
    نوشته
    4
    حضور
    3 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    20

    غمگین اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم




    خسته و درمونده ام با اینکه توی خانواده مذهبی زندگی میکنم اما افکارم با اونا خیلی فرق داره احساس پوچی و گناه میکنم و همش از خدا طلب مرگ میکنم اما تو یه تاپیک این سایت خوندم حتی آرزوی مرگ هم خوب نیست مخصوصا اگه آدم گناهکار باشه... به خودکشی خیلی فکر میکنم اما میترسم بد از مرگم خدا منو نبخشه... هیچ چیز خوشحال یا ناراحتم نمیکنه حس میکنم نفس کشیدنام بیهودس از دین به شدت بیزار شدم و میشه گفت تنها چیزی که به وجودش اعتقاد دارم خداست... آیا میتونم امید به زندگی داشته باشم؟؟؟

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست





    اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط farzan68 نمایش پست ها
    خسته و درمونده ام با اینکه توی خانواده مذهبی زندگی میکنم اما افکارم با اونا خیلی فرق داره احساس پوچی و گناه میکنم و همش از خدا طلب مرگ میکنم اما تو یه تاپیک این سایت خوندم حتی آرزوی مرگ هم خوب نیست مخصوصا اگه آدم گناهکار باشه... به خودکشی خیلی فکر میکنم اما میترسم بد از مرگم خدا منو نبخشه... هیچ چیز خوشحال یا ناراحتم نمیکنه حس میکنم نفس کشیدنام بیهودس از دین به شدت بیزار شدم و میشه گفت تنها چیزی که به وجودش اعتقاد دارم خداست... آیا میتونم امید به زندگی داشته باشم؟؟؟
    بسمه تعالی
    با سلام و تحیت محضر شما خواهر محترم و نیز عرض خوش آمد و خیر مقدم
    فرمایشات شما به خوبی گویای تلخی اوقات شما است، لذا از وضعیت پیش آمده و موقعیتی که در آن قرار گرفته اید متاثر و متاسفیم و از خدای متعال، فرج و گشایش را برای جنابعالی مسئلت دارم.
    اعتقاد شما به خدای مهربان، بزرگترین سرمایه شماست و به نظر می رسد اینکه از دینداری احساس دلزدگی می کنید، بیش از انکه از اصالت برخوردار باشد ناشی از تلخکامی از رفتار برخی دینمداران و یا افراط در مقطعی از زندگی است، لذا نباید خود را فردی بی دین بدانید.
    ناکامیهای پیش آمده و احساس تنهایی باعث شده تا شما احساس کنید درک نمی شوید و در نهایت مبتلا به افسردگی شوید. اما با سرمایه خدا باوری می توانید بر مشکلات فائق شوید و همواره خود را تحت محبت حضرتش بدانید هرچند که دیگر افراد نسبت به شما بی مهر باشند و شما را درک نکنند.
    در کنار استمداد از خدای متعال که بهترین یاور و مونس است، ضرورت دارد در اولین فرصت به یک متخصص اعصاب و روان مراجعه نمایید تا با مصرف دارو سطحی از فشار روانی بر شما کاسته شود. شاید این اقدام برای شما خوش آیند نباشد اما تصدیق خواهید کرد که از خودکشی و افکار منفی و آسیب زا برای شما بهتر است. مراجعه به پزشک اگر سودی نداشته باشد ضرر خاصی هم ندارد، بر خلاف گناه کبیره خودکشی که سراسر ظلمت و تاریکی است و جای جبرانی برای آن مهیا نیست.
    خواهر محترم، بجای پرداختن به این افکار منفی به خدا توکل کنید و به اینده امیدوار باشید. به سرزنشهای دیگران بی اعتنا باشید و از سرکوب احساساتتان خودداری کنید. سعی کنید برای خود از میان دوستان همدم و مونسی داشته باشید تا در تنگناها با وی درد دل کنید و از او کمک بخواهید. دوستان انجمن نیز می توانند افراد مورد اعتمادی برای شما باشند....

    برای شما خواهر محترم از درگاه خدای متعال سلامت و عافیت را مسئلت دارم.

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین.
    اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    484
    حضور
    15 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2018



    نقل قول نوشته اصلی توسط farzan68 نمایش پست ها
    خسته و درمونده ام با اینکه توی خانواده مذهبی زندگی میکنم اما افکارم با اونا خیلی فرق داره احساس پوچی و گناه میکنم و همش از خدا طلب مرگ میکنم اما تو یه تاپیک این سایت خوندم حتی آرزوی مرگ هم خوب نیست مخصوصا اگه آدم گناهکار باشه... به خودکشی خیلی فکر میکنم اما میترسم بد از مرگم خدا منو نبخشه... هیچ چیز خوشحال یا ناراحتم نمیکنه حس میکنم نفس کشیدنام بیهودس از دین به شدت بیزار شدم و میشه گفت تنها چیزی که به وجودش اعتقاد دارم خداست... آیا میتونم امید به زندگی داشته باشم؟؟؟
    سلام
    ضمن خوشامدگویی به شما کاربر گرامی، ما کاربران سایت اسک دین از خداوند متعال برای عمل شما به توصیه‌های استاد امیدوار دعا می‌کنیم.
    و امیدواریم با این توصیه‌ها همیشه سالم و تندرست، و بصورت فعال کاربر دائمی این سایت باشید.

    موفق باشید
    باسمه تعالی

    هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست
    هیچ ذکرعملی بالاتر از ترک معصیت نیست

    (مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت
    )

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط farzan68 نمایش پست ها
    خسته و درمونده ام با اینکه توی خانواده مذهبی زندگی میکنم اما افکارم با اونا خیلی فرق داره احساس پوچی و گناه میکنم و همش از خدا طلب مرگ میکنم اما تو یه تاپیک این سایت خوندم حتی آرزوی مرگ هم خوب نیست مخصوصا اگه آدم گناهکار باشه... به خودکشی خیلی فکر میکنم اما میترسم بد از مرگم خدا منو نبخشه... هیچ چیز خوشحال یا ناراحتم نمیکنه حس میکنم نفس کشیدنام بیهودس از دین به شدت بیزار شدم و میشه گفت تنها چیزی که به وجودش اعتقاد دارم خداست... آیا میتونم امید به زندگی داشته باشم؟؟؟
    با سلام
    به نظرم شما باید با درون نگری و تحلیل روان خود(که کار نسبتا سختیست)علل این مشکلات را جستجو کنید تا بتوانید این مرض را در مان کنید
    یک دکتر خوب تا وقتی مرض را تشخیص ندهد نمی تواند به خوبی درمان کند.
    به نظرم ابتدا باید ببینید علل بدبین شدنتان به دین چیست؟
    یا علل احساس پوچی شما چیست؟
    یا علل احساس گناه شما چیست؟(البته می دانید پوچی با احساس گناه متفاوت است)
    وقتی علت را شناختید به راحتی می توانید درمانش کنید
    البته فوق فوقش این است که مانند سرطان درمان ندارد اما لااقل می فهمید که درمان ندارد!
    درمورد خودکشی هم استاد ملکیان بیانات نسبتا جالبی دارند شما را به خواندن آن دعوت می نمایم:
       
    خودکشی از منظر اخلاقی:

    من شخص خودم معتقدم که اگر سه تا شرط با هم فراهم بیاید من حق دارم(1) خودکشی کنم:
    1.با محاسبات عقلانی به نظرم بیاید در آینده چیزی پیش نیاید که جبران آن رنجها و مرارتی که من به سبب آن ها به سمت خودکشی کشیده است ، بکند.
    2.یقین داشته باشم درد و رنج من ناشی از دیدگاه من نیست.
    3. درد و رنج شما رنج جبران ناپذیری را به فرد دیگری وارد نکند .(2)
    این سه تا را به این خاطر گفتم که اگر این 3 تا محقق شود دیگر نه تو پدر داری نه مادر داری نه فرزندی داری به قول اصفهانی ها از زیر بته درآمدی [پس انسانها هیچگاه وقوع پیدا نمی کند که حق خودکشی داشته باشد]
    اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم
    توضیح شرط دوم:
    یقین داشته باشم درد و رنج من ناشی از دیدگاه من نیست.اگر چنین باشد لازم نیست خودت را بکشی دیدگاهت را عوض کن یک وقت هست که مثلا من جنایتهایی کرده ام که هر چه بخواهم دیدگاهم را عوض کنم دیگه این که من جنایت کرده ام در هیچ دیدگاهی قابل محو شدن نیست و این عذابه وجدانه که به من فشار میاره و دیگه نمی خواهم زندگی کنم و از طرف دیگر وجدان من زنده و بیداره و دائما دارد مرا ملامت می کند در اینجا این قدر درد و رنج زندگی برای من غیر قابل تحمله که خودکشی می کنم.
    اما یک وقت هست که نه به این علت به تو درد و رنج وارد می کند که دیدگاهت دیدگاه نادرستی بوده است دیدگاهت را عوض کن [دیگر درد و رنج برایت حاصل نمی شود] برای مثال همسرت به تو خیانت کرده ،خب در کدام علم اثبات شده بود که هیچ همسری به همسر خود خیانت نمی کند که تو اینچنین شکه شده ای!
    چرا اول به خرافه ای باور می کنی که وقتی اینخرافه سرش به سنگ واقعیت می خوره درد و رنج پیدا می کنی.این یک خرافه است که هیچ همسری به همسرش خیانت نمی کند.
    همین که تو می روی بیرون و احتمال باران باریدن را می دهی همین طور باید احتمال بدی دوستت به تو خیانت کند !
    بعد میگه این خیانتی که دوستم در بیزینس به من کرد چنان مرا نابود کرده که می خواهم خودم را نابود کنم
    خب باید دیدگاهت را عوض می کردی اول به یک خرافه باور کردی که شریک آدم در بیزینس هیچ وقت 100 میلیارد نمیدزده و در برود .این کجا اثبات شده بود؟ چرا چیزی را که اثبات نشده اصل مسلم گرفته حالا که خلافش پیش آمده چنان شکه شده ای که دیگه واقعا راهی [در زندگیت نمیبینی جز خودکشی]
    به نظر من اکثر درد و رنجامهایمان ناشی از دیدگاهامان هست. دیدگاهت را عوض کن تا آنچه که احساس درد و رنج از آن می کردی دیگر احساس درد و رنج نمی کنی!
    اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم
    کجا اثبات شده بود که کسی که عاشقت میشه دیگر عاشق شخص دیگر نخواهد شد؟بابا به همان دلیلی که عاقلانه یا احمقانه عاشق تو شد می تواند عاقلانه ی احمقانه عاشق شخص دیگه ای بشود مگر همچین دلیلی داشتم که هر کس که عاشق من مصطفی شد دلش مهر و موم می شود؟ بعد میگه آخه اون عاشق من بود.خب عاشق تو باشه مگر تو چی کار کرده بودی که عاشق تو شده بود همین کار را یک کس دیگم انجام میده ...
    آنوقت به هم میریزی آخر خرافات منحصر نیست در این که سیزده نحس است و... هرچیزی که دلیل بر خلافش اقامه بشود خرافه است.
    آن وقت اکثر چیزایی که ما را به خودکشی میکشاند همین چیزاست .
    میگن بچم رفته معتاد شده مگه اصلی وجود داشت که پسر آقای ملکیان معتاد نمیشه که حالا خلفش صورت گرفته است بگویی ای بابا ! ...
    چون اینها قواعد هستی نیستند اینها قواعدی هستن که می خواستیم خیال خودمان را آسوده کنیم ؛جهان را فیکس کردیم در چند تا قاعده که می خواهیم تکان نخورند بعد وقتی تکان می خورند شوکه میشویم!
    جمله بی قراریت از طلب قرار توست طالب بی قــــرار شو تا که قـرار آیدت
    بگویند بچه ات معتاد شد آسوده ای بگویند بچه ات نوبل برده است؛ بازم آسوده ای!

    لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ(3)


    ----------------------------
    1.همه انسانها قدرت بر چنین کاری دارند بحث بر سر حق داشتنم است.
    2.مثلا درد و رنج جبران ناپذیری به مادرم یا پدرم وارد کند .
    3.سوره مبارکه حدید، آیه 23

    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط farzan68 نمایش پست ها
    خسته و درمونده ام با اینکه توی خانواده مذهبی زندگی میکنم اما افکارم با اونا خیلی فرق داره احساس پوچی و گناه میکنم و همش از خدا طلب مرگ میکنم اما تو یه تاپیک این سایت خوندم حتی آرزوی مرگ هم خوب نیست مخصوصا اگه آدم گناهکار باشه... به خودکشی خیلی فکر میکنم اما میترسم بد از مرگم خدا منو نبخشه... هیچ چیز خوشحال یا ناراحتم نمیکنه حس میکنم نفس کشیدنام بیهودس از دین به شدت بیزار شدم و میشه گفت تنها چیزی که به وجودش اعتقاد دارم خداست... آیا میتونم امید به زندگی داشته باشم؟؟؟

    بیزاری شما از دین احتمالاً بخاطر دینداری ماست مگرنه در فهم معارف دینی و حتی در انجام فرایض مذهبی لذتی است که وصف نشدنی است. آنها که چشیده‌اند وصفها کرده‌اند از این حلوا. حقیر هم خدا را می‌پرستیدم اما بنده‌وار تا اینکه کتاب «توحید مفضل» امام صادق علیه‌السلام را خواندم که پر بود از حکمت‌های خداوند. در حین خواندن این کتاب ساده و روان وجودم پر از محبت خدا می‌شد وقتی می‌دیدم که خداوند چقدر تک‌تک مخلوقاتش را دوست دارد. از آن به بعد خدا را عاشقانه می‌پرستم، ان شاء الله که همین‌طور باشه و همین‌طور هم بمونه. شاید این کتاب به شما هم نشون داد که خداوند واقعاً از پدر و مادر به انسان مهربان‌تره. آن وقت شاید بهتر متوجه شدید که چرا خالقمان در کتاب هدایتش فرموده که از رحمت او ناامید نمی‌شود مگر پنهان کنندگان لجوج حقیقت.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    فیلم - هنر - فلسفه - روانشناسی
    نوشته
    89
    حضور
    21 روز 5 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    478



    سلام
    شما در قسمت شغل نوشتید نقاش و طراح کاراکتر
    حالا سوال من از شما اینه چطور کسی‌ که طراح نمیتونه برای این مشکلش طرح بریزه؟
    قطعاً میتونید امید داشته باشین همینکه اینجاین خودش یعنی‌ نشونه

    All you ever did was break me
    Yeah, you, you wreck me

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    الکترونیک
    نوشته
    527
    حضور
    22 روز 17 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    1510



    سلام ...
    من هم نظرم رو بگم ...
    البته باید سواره چوب جادوگریم بکنمت و ببرمت تو تخیلم ...

    1- چرا خدایا به اون دادی و به من ندادی .
    2- خدایا چرا اون زیباتر هستش و من زشت تر .
    3- چرا من هر چقدر هم که سعی میکنم نمیتونم به 1 صدم رشد کردن اون برسم .
    4- کجا خدا ارحم الراحمین هست ؟؟؟ این همه درد و رنج و بدبختی که تو دنیاست پس چیه ؟؟؟
    5-اگر دین ما درست و راست هست ... پس این همه شبهات چه توجیهی دارند .؟؟؟

    و من هم مثله هزاران انسان دیگه افسردگی دارم ... گریه میکنم ... به خودکشی فکر میکنم و ...

    فقط یک چیز !!!

    نمیدونم تا حالا خواب چقدر دیدی ... من خیلی خواب میبینم ... میتونم بگم خواب هایی رو میبنم که بسیار بسیار روشن تر از تصاویری هست که در زمان بیداری میبینم ... اونچنانچه اصلا فکرش رو نمیکنم خواب باشم ... بزار برات تعریف کنم .... یک بار شب بود و من هم خوابیده بودم ... یکی از همین خواب ها در حال جریان بود .... اونقدر واقعی به نظر میومد که اصلا نمیتونی فکرش رو بکنی ... همینجوری خواب در حال جریان بود .... خوابی بسیار بسیار ترسناک ... همینجوری که داشت پیش میرفت ... ناگهان من دیدم که یه مبل به صورته معکوس به سقف خونه چسبیده ... یهو فکر کردم که ممکن نیست یه مبل به صورته معکوس به سقف خونه چسبیده باشه ... تو خواب کمی فکر کردم ... و فهمیدم که خواب هستم ... و راحت شدم و نفسی راحت کشیدم ...

    چرا تو دینه ما اینقدر شبهه وجود داره ... چرا به نظر میاد خدا ارحم الراحمین نیست ... چرا تو زندگی ما مبلهایی به صورته معکوس به سقف چسبونده شدن ؟؟؟
    علتش این هست که اینا نشونه هستن ... نشونه اینکه ما خواب هستیم ... ما باید یه روز از خواب بیدار بشیم ... این شبهات ... همشون نشونه هایی از این مساله هستن ... اتفاقا به نظره من این جور بی عدالتی ها و این جور شبهات دلیلی بر این مدعا هستن که دنیایی دیگر وجود دارد که ما باید یه روزی از خواب بیدار بشیم و تو اون دنیا زندگی کنیم ... دنیایی که هیچ چیزه معکوس نداره ... دنیایی که بیداری بیداری هست ...

    پس بنابراین این جور چیزها رو یه نشونه بدون ... بهشون لبخندی بزن و از کنارشون رد شو ... و به خدا بگو خدایا بابته این راهنمائیت و اینی که به من فهموندی خواب هستم تشکر میکنم ... و منتظر میمونم که منو یه روز بیدار کنی ...
    ویرایش توسط نفرنفر : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۸:۳۶
    مقابله با سرطان :

    1- اغذیه متنوع از تمام گروه ها 2- وزن متعادل 3-کنترل چربی غذا 4-کم کردن شیرینی 5-کاهش نمک 6-استفاده از میوه ها:انجیر.کیوی.زردآلو.خرما.گ جه فرنگی.پیاز 7-استفاده ازماهی 8- استفاده نکردن از غذاهای منجمدی که در درون کیسه فریزر هستند و توسط مایکروویو یخشان باز میشود 9-ننوشیدن چای گرم .

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    خودکشی از منظر اخلاقی:

    من شخص خودم معتقدم که اگر سه تا شرط با هم فراهم بیاید من حق دارم(1) خودکشی کنم:
    1.با محاسبات عقلانی به نظرم بیاید در آینده چیزی پیش نیاید که جبران آن رنجها و مرارتی که من به سبب آن ها به سمت خودکشی کشیده است ، بکند.
    2.یقین داشته باشم درد و رنج من ناشی از دیدگاه من نیست.
    3. درد و رنج شما رنج جبران ناپذیری را به فرد دیگری وارد نکند .(2)
    این سه تا را به این خاطر گفتم که اگر این 3 تا محقق شود دیگر نه تو پدر داری نه مادر داری نه فرزندی داری به قول اصفهانی ها از زیر بته درآمدی [پس انسانها هیچگاه وقوع پیدا نمی کند که حق خودکشی داشته باشد]
    توضیح شرط دوم:
    یقین داشته باشم درد و رنج من ناشی از دیدگاه من نیست.اگر چنین باشد لازم نیست خودت را بکشی دیدگاهت را عوض کن یک وقت هست که مثلا من جنایتهایی کرده ام که هر چه بخواهم دیدگاهم را عوض کنم دیگه این که من جنایت کرده ام در هیچ دیدگاهی قابل محو شدن نیست و این عذابه وجدانه که به من فشار میاره و دیگه نمی خواهم زندگی کنم و از طرف دیگر وجدان من زنده و بیداره و دائما دارد مرا ملامت می کند در اینجا این قدر درد و رنج زندگی برای من غیر قابل تحمله که خودکشی می کنم.
    اما یک وقت هست که نه به این علت به تو درد و رنج وارد می کند که دیدگاهت دیدگاه نادرستی بوده است دیدگاهت را عوض کن [دیگر درد و رنج برایت حاصل نمی شود] برای مثال همسرت به تو خیانت کرده ،خب در کدام علم اثبات شده بود که هیچ همسری به همسر خود خیانت نمی کند که تو اینچنین شکه شده ای!
    چرا اول به خرافه ای باور می کنی که وقتی اینخرافه سرش به سنگ واقعیت می خوره درد و رنج پیدا می کنی.این یک خرافه است که هیچ همسری به همسرش خیانت نمی کند.
    همین که تو می روی بیرون و احتمال باران باریدن را می دهی همین طور باید احتمال بدی دوستت به تو خیانت کند !
    بعد میگه این خیانتی که دوستم در بیزینس به من کرد چنان مرا نابود کرده که می خواهم خودم را نابود کنم
    خب باید دیدگاهت را عوض می کردی اول به یک خرافه باور کردی که شریک آدم در بیزینس هیچ وقت 100 میلیارد نمیدزده و در برود .این کجا اثبات شده بود؟ چرا چیزی را که اثبات نشده اصل مسلم گرفته حالا که خلافش پیش آمده چنان شکه شده ای که دیگه واقعا راهی [در زندگیت نمیبینی جز خودکشی]
    به نظر من اکثر درد و رنجامهایمان ناشی از دیدگاهامان هست. دیدگاهت را عوض کن تا آنچه که احساس درد و رنج از آن می کردی دیگر احساس درد و رنج نمی کنی!
    کجا اثبات شده بود که کسی که عاشقت میشه دیگر عاشق شخص دیگر نخواهد شد؟بابا به همان دلیلی که عاقلانه یا احمقانه عاشق تو شد می تواند عاقلانه ی احمقانه عاشق شخص دیگه ای بشود مگر همچین دلیلی داشتم که هر کس که عاشق من مصطفی شد دلش مهر و موم می شود؟ بعد میگه آخه اون عاشق من بود.خب عاشق تو باشه مگر تو چی کار کرده بودی که عاشق تو شده بود همین کار را یک کس دیگم انجام میده ...
    آنوقت به هم میریزی آخر خرافات منحصر نیست در این که سیزده نحس است و... هرچیزی که دلیل بر خلافش اقامه بشود خرافه است.
    آن وقت اکثر چیزایی که ما را به خودکشی میکشاند همین چیزاست .
    میگن بچم رفته معتاد شده مگه اصلی وجود داشت که پسر آقای ملکیان معتاد نمیشه که حالا خلفش صورت گرفته است بگویی ای بابا ! ...
    چون اینها قواعد هستی نیستند اینها قواعدی هستن که می خواستیم خیال خودمان را آسوده کنیم ؛جهان را فیکس کردیم در چند تا قاعده که می خواهیم تکان نخورند بعد وقتی تکان می خورند شوکه میشویم!
    جمله بی قراریت از طلب قرار توست طالب بی قــــرار شو تا که قـرار آیدت
    بگویند بچه ات معتاد شد آسوده ای بگویند بچه ات نوبل برده است؛ بازم آسوده ای!

    لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ(3)


    ----------------------------
    1.همه انسانها قدرت بر چنین کاری دارند بحث بر سر حق داشتنم است.
    2.مثلا درد و رنج جبران ناپذیری به مادرم یا پدرم وارد کند .
    3.سوره مبارکه حدید، آیه 23
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت
    طبعا اشاره آقای ملکیان به باورهای تحریف شده و خطاهای شناختی مورد تایید و پذیرش است...
    اما ایرادی که به مجموع مطالب ایشان وارد است این است که؛
    خودکشی در قریب به اتفاق موارد معلول افسردگی، به هم ریختگی عاطفی هیجانی و اختلال تفکر است.
    شروطی که ایشان ذکر کرده اند بیشتر جنبه نظری دارد و هرچند خوب است اما جامع نیست، در وضعیتی که شخص تحت شدیدترین فشارهای عصبی است توقع لحاظ این شروط عمدتا شناختی، توقع چندان صحیحی نیست.
    در موقعیت عملی خودکشی، عامل بازدارنده برای برخی تزریق امید است و برای برخی هشدار به عواقب اخروی ( ونه دنیویف چون فرد احساس می کند چیزی را برای از دست دادن ندارد) و این عامل ( هم امید و هم خوف) با خدا باوری و معاد باوری ارتباط ناگسستنی دارد، چیزی که در مطالب ایشان به ان اشاره نشده است.
    خلاصه اینکه محور بازدارنده خودکشی بیش از انکه شناختی باشد، عاطفی و هیجانی است همانگونه که عامل ان نیز بیش از انکه شناختی باشد هیجانی است.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۲:۰۴
    اعتقاد و ایمانم رو از دست دادم
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    38
    حضور
    7 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    189



    بنام خدا

    شما یک آزمایش خون بروید
    ممکن است دچار فقر آهن شدید و کم خونی باشید
    تغذیه سالم و ورزش را فراموش نکنید



  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود