صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کتابشناسی مقاومت پایداری

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما کتابشناسی مقاومت پایداری




    نگاهی به کتاب«مروارید شکسته» نوشته نسرین پرک


    کتاب«مروارید شکسته» نوشته نسرین پرک درباره زندگی و مبارزات یک بانوی انقلابی، شهیده بتول چراغچی مسجدی است که در روزهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در تظاهرات مردمی آن ایام به شهادت رسیده است.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    درباره این کتاب می توان به این نکته اشاره کرد که اصولاً زمینه های شکل گیری انقلاب اسلامی آن قدر گسترده است که اگر بخواهیم به همه آنها حتی به صورت فهرست وار اشاره کنیم به مجال به مراتب وسیع تر نیاز است، چرا که تقریباً اکثر مردم کشورمان در سال های سیاه ستمشاهی به سهم خود در شکل گیری این رویداد بزرگ اجتماعی نقش داشتند که طبعاً تا به امروز تنها گوشه هایی از آن در رسانه ها و آثار مکتوب بیان شده است. در این خصوص، از میان قالب های بیانی موثر می توان به ژانر ادبی«داستان»اشاره کرد که در این زمینه تا به حال کارکردهای قابل توجهی داشته و هنوز هم این تاثیرگذاری جریان دارد.
    کتاب مروارید شکسته نوشته نسرین پرک، داستان نویس مشهدی است که بر اساس زندگی یکی از مبارزان راه انقلاب، شهیده بتول چراغچی مسجدی تالیف و منتشر شده است. این شهید یکی از شهدای انقلاب اسلامی ایران بود که نهم دی ماه سال 1357 در تظاهرات مردمی ایام انقلاب به شهادت رسید.
    نسرین پرک زندگی این شهیده راه انقلاب اسلامی را در قالب سلسله داستان های کوتاه به هم پیوسته نوشته که در نهایت شمای کلی از زندگی این بانوی شهید خراسانی ارائه می دهد. در نوشتن این نوع آثار معمولا از قالب ادبی زندگینامه داستانی استفاده می‌شود که نویسنده این اثر هم سعی کرده از این شیوه روایی بهره بگیرد اما نوع انتخاب های نویسنده در زاویه دید و همچنین شیوه شخصیت پردازی او از مروارید شکسته یک اثر مستقل به وجود آورده که در کنار مستندات واقعی آن، جنبه های داستانی اثر هم نمود چشمگیری دارد.
    البته او سعی کرده در وهله اول به مستندات واقعی اثر وفادار بماند و در مرحله بعد به خلق یک اثر ادبی بپردازد. بی گمان نسرین پرک به این نکته اساسی در دنیای داستان نویسی واقف بوده که داستان در حقیقت آن بخش از ادبیات است که خصلت ساختگی و ابداعی آن بر جنبه واقعی‌اش غلبه کند. براساس این تعریف داستان اگرچه حادثه‌ای تخیلی است، اما بی‌ارتباط با دنیای واقعی نیست. در این زمینه، اغلب کارشناسان ادبی معتقدند هر اثر هنری صرفنظر از کیفیت متن آن ما را با انعکاس از جهان واقع روبه‌رو می‌کند. اثری وجود ندارد که به نحوی با واقعیت‌های جهان خارج ارتباط نداشته باشد. حتی اگرچه در ترکیب خود به ظاهر هیچ شباهتی به اشیا، موجودات و حوادث واقعی نداشته باشد، جزء به جزء آن از جهان واقع گرفته شده است.
    به بیان دیگر، ادبیات در واقع بازتاب فرآیند اجتماعی است که خلاصه جوهر و چکیده تاریخ است.
    در داستان مروارید شکسته، خواننده با زندگی روزمره یک خانواده ایرانی مواجه است که مثل همه مردم این سرزمین زندگی عادی خود را در شرایط عادی دارند، اما وقتی پای باورها و اعتقادات دینی به میان می آید، هر یک از اعضای این خانواده به یک مبارز انقلاب تبدیل می شوند تا از باورها و اعتقادات دینی خود پاسداری کنند. در فصل های پایانی کتاب وقتی نحوه شهادت بانو بتول چراغچی مسجدی روایت می‌شود، مخاطب در می یابد که شهادت این بانوی مبارز تا چه اندازه آگاهانه و همچنین روشنگرانه بوده است. او در روز شهادت، صبح دست دخترها و نوه هایش را می گیرد تا خودشان را به سیل جمعیت انقلابی در خیابان های شهر برسانند.
    هلی کوپترها بالای سر شهر پرواز می کردند. مردم برایشان دست تکان می دادند؛ و با شعارهایشان از آنها دعوت به همکاری می کردند: ارتش برادر ماست/ خمینی رهبر ماست/ برادر ارتشی/ چرا برادر کشی. بتول و دخترها و نوه هایش دوباره وارد خیابان شدند. دیدند عده ای هراسان بر می گردند گفتند: حمله شده. بتول گفت: برنگردین، میدون رو خالی نکنین، ما باید بر اون ها مسلط بشیم.

    «...هلی کوپترها بالای سر شهر پرواز می کردند. مردم برایشان دست تکان می دادند؛ و با شعارهایشان از آنها دعوت به همکاری می کردند: ارتش برادر ماست/ خمینی رهبر ماست/ برادر ارتشی/ چرا برادر کشی.
    بتول و دخترها و نوه هایش دوباره وارد خیابان شدند. دیدند عده ای هراسان بر می گردند گفتند: حمله شده. بتول گفت: برنگردین، میدون رو خالی نکنین، ما باید بر اون ها مسلط بشیم. رفتند تا رسیدند چهارراه لشگر... تانک ها و ماشین های ارتش از خیابان استانداری به طرف چهارراه لشگر می آمدند... بتول و فاطمه و فرشته سه تایی کنار هم ایستادند پشت یک ماشین سواری. یک تانک از چهارراه لشگر پیچید سمت آنها. وسط خیابان خالی بود. اما تانک پیچید کنار خیابان، جایی که آنها ایستاده بودند.»
    ( ص 56 و 57)
    اگر در نظر بگیریم ی یکی از کارکردهای داستان، نشان دادن تصویری از اجتماع است که نویسنده در آن زندگی می‌کند. این ارتباط میان دنیای بیرون و دنیای داستان به ما کمک می‌کند تا بتوانیم با بررسی داستان به تصویری راستین از جامعه دست یابیم. در این زمینه، رولان بارت می‌گوید: «اسلوب نوشتار، کارکرد و مناسبتی میان آفرینش و جامعه است. اسلور نوشتار، زبانی ادبی است که بر اثر هدف اجتماعی خود دگرگون شده است. اسلوب نوشتار فرمی است که به خدمت قصد انسانی درآمده و بنابراین با بحران‌های بزرگ تاریخ مربوط شده است.»
    در داستان مروارید شکسته این نقش به خوبی ایفا شده است. یعنی خواننده با مطالعه داستان زندگی یک بانوی مسلمان ایرانی که در قبال تحولات اجتماعی احساس وظیفه می‌کند و در این راه تا پای جان پیش می رود آشنا می‌شود. در بخش های از داستان به این نکته هم اشاره می‌شود که یکی از فرزندان این مادر مبارز در سال های دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده است. محمد 7 سال بعد از شهادت مادرش در عملیات والفجر 8 در سن 23 سالگی به شهادت می رسد. شهیده بتول چراغچی مسجدی در هنگام شهادت 51 سال داشته است. یادش گرامی و راهش پر رو باد.
    چاپ اول(زمستان 1391) کتاب«مروارید شکسته» نوشته نسرین پرک، با ویراستاری انسیه شهرکی، در 64 صفحه، با شمارگان 3000 نسخه، از سوی انتشارات ستاره ها(کنگره بزرگداشت سرداران شهید و بیست و سه هزار شهید استان های خراسان) و همکاری سازمان بسیج جامعه زنان خراسان رضوی در مشهد چاپ و منتشر شده است.

  2. صلوات


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما دوباره می‌سازمت وطن!




    ادبیاتِ انقلابی


    زبان و ادبیات فارسی هم مانند سایر مسایل جامعه در برابر طوفان انقلاب اسلامی دچار تحول و تغییری عظیم شد. این تحول شامل تحول زبانی، فکری، مکتبی، رشد استعدادهای تازه و تالیف آثار عمیق و ماندگار شد.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    آنچه که یک شاعر یا نویسنده می بیند و حس و تجربه می کند بدون شک در آثار او مشهود و نمایان است. هر شاعر یا نویسنده تحت تاثیر اتفاقهای سیاسی – اجتماعی عصر خود، شعر می سراید و یا متن می نویسد. یک شاعر یا نویسنده حتی اگر نخواهد به طور خاص به یک موضوع سیاسی یا اجتماعی بپردازد ردّپای یک اتفاق سیاسی یا اجتماعی و حتی اقتصادی در آثار او پیدا خواهد بود.
    زبان و ادبیات فارسی هم مانند سایر مسایل جامعه در برابر طوفان انقلاب اسلامی دچار تحول و تغییری عظیم شد. این تحول شامل تحول زبانی، فکری، مکتبی، رشد استعدادهای تازه و تالیف آثار عمیق و ماندگار شد.
    تحولات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی كه ازهمان ابتدا و با پیروزی انقلاب اسلامی درایران روی داد؛ نه تنها سیمای سیاسی وساختارهای اجتماعی را به كلی دگرگون ساخت، بلكه درزمینه شعر، ادب وهنرنیزتغییراتی فراوان ایجاد نمود.اندیشه ها ومضامین وتصویرهای تازه ای درادبیات این دوره پدید آمد كه بیشترازتحولات سیاسی واجتماعی بخصوص جنگ هشت ساله الهام یافته بود.
    ادبیات پس از انقلاب در اختیار همگان قرار گرفت و به خدمت حق و عدل و آزادی و اندیشه های توحیدی درآمد و در مسیر اهداف و ارزشها قرار گرفت.
    انقلاب اسلامی انسانهای تازه با افکار نو ساخت و این تفکرات نوین باعث تحول در معیار و ملاک ها شد. انقلاب به مردم عظمت، اعتماد به نفس، روحیه و استقلال بخشید و این ارزشها در ادبیات نفوذ کرد و بر آثار ادبی تاثیر گذاشت.
    در کنار رشد در شاخه های مختلف، ادبیات کودک و نوجوان هم شکوفا شد. کودکان با داستان هایی از جنگ و جبهه شخصیت های اسلامی و سمبل های مقاومت و آزادگان و شهدا آشنا شدند.
    به جز انقلاب سال 1357 موضوع جنگ و هشت سال دفاع مقدس دریچه جدیدی را در شعر و ادب باز نمود و تصویرهای تازه ای در شعر شکل گرفت. تصاویری که از احساسات دینی و حس وطن پرستی مایه گرفته بود.
    می توان گفت که گویندگان و سرایندگان ادبی ایران بعد از سال 1357 به بعد به دو دسته تقسیم شدند:
    افرادی چون شاملو، مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، شفیعی کدکنی و .... که از جمله شاعران سنت گرا بودند و به شیوه سابق شعر می سرودند.
    و افرادی همچون مفتون امینی، قیصر امین پور، منوچهر آتشی، رضا براهنی، موسوی گرمارودی و... که به تجربه های تازه دست زدند.
    جدای از این دو دسته گروه دیگری از شاعران جوان بودند که خود به دو دسته تقسیم می شدند:
    گروهی که پیش از انقلاب بودند و گروهی که در جریان انقلاب و پس از ان شعر گفتن را شروع کردند. این افراد در دو مسیر جداگانه حرکت کردند.
    1. در یک مسیر شاعرانی قرار داشتند که شعرشان تنها بیان کننده زندگی و عواطف شخصی خودشان بود.
    2. در طرف دیگر شاعرانی را می توان دید که پرورده انقلاب بودند و شعر آنها ناشی از عواطف و احساسات و وطن پرستی آنها بود.
    شعر این شاعران رنگ و بوی حماسی داشت. از شاعران این دوره می توان به بهمن صالحی، قیصر امین پور، سلمان هراتی، حسن حسینی و... اشاره کرد.
    دلا دیدی آن عاشقان را؟
    جهانی رهایی درآوازشان بود
    ودربند حتی
    قفس شرمگین ازشكوفایی شوق پروازشان بود
    پیام آورانی كه درقتلگاه ترنم
    سرودن، علی رغم زنجیر
    اعجازشان بود
    به سرسبزی نخل ایثار
    به این آیه های تناور
    دل گرنه ای سنگ
    ایمان بیاور
    "حسن حسینی"
    شعر این دوره به خصوص در سالهای اولیه تنها بیان کننده شور و هیجان و فریادهای مردم بود، اگرچه با گذشت زمان که هیجانهای جامعه فرو نشست، شعر نیز آرامتر شد و و شکل هنری به خود گرفت.
    نگاه شاعران این دوره به زن، نگاهی در خور تامل است. با نگاه به مضامین و درون مایه غزل پارسی از ابتدا تا دوران معاصر، دیده می شود که زن در شعر پارسی بیشتر در مقام معشوق، ساقی شاعر، خنیاگر و... ظاهر شده؛ در حالی که در شعر این دوره زن با همه قابلیت های وجودی خود در قالب خواهر، مادر، همسر و یک انسان مبارز و اندیشمند و فعال حضور دارد.

    شعر دوره انقلاب و دفاع مقدس از نظر عرفانی و ارزشهای متعالی و عواطف انسانی، یکی از دوره های پربار شعر پارسی است. در شعر این دوره آرمان گرایی و واقع گرایی به هم آمیخته است و شاعر این دوره شاعری درون گراست.
    موجیم و وصل ما ازخود بریدن است ساحل بهانه ای، رفتن رسیدن است
    تا شعله درسریم، پروانه اخـــگریم شمعیم واشك ما،درخون تپیدن است
    پرمی كشیم وبال، برپرده خیـــال اعجازذوق ما، درپركشـــیدن است
    ما هیچ نیستیم، جزسایه ای زخویش آیـــین آینـــه، خود را ندیـــدن است
    گفتی، مرا بخوان، خوانـــدیم وخامشی پاسخ من تو را تنها، شنیدن است
    بی درد وبی غم است، چیدن رسیده را خامیم ودرد ما از كال چیدن است
    "قیصر امین پور"
    نگاه شاعران این دوره به زن، نگاهی در خور تامل است. با نگاه به مضامین و درون مایه غزل پارسی از ابتدا تا دوران معاصر، دیده می شود که زن در شعر پارسی بیشتر در مقام معشوق، ساقی شاعر، خنیاگر و... ظاهر شده؛ در حالی که در شعر این دوره زن با همه قابلیت های وجودی خود در قالب خواهر، مادر، همسر و یک انسان مبارز و اندیشمند و فعال حضور دارد.
    خدایا اسم این گلها چیست؟
    اینجا مادران ازكویرمی آیند
    اما دریا می زایند
    كودكانی طوفانی می آفرینند
    دختران بهارمی بافند
    پسران برای توسعه صبح خورشید می افشانند.
    "سلمان هراتی"
    یکی دیگر از مسایل در خور توجه در شعر این دوره توجه شاعران به سایر ملت های مبارز و ابراز همدردی با آنهاست.
    برادران ما درسینا می میرند
    قبری برای آنان نیست
    باغستانهای دره نیل را اجاره داده اند
    درلهستان حق وتو به اشراف تعلق دارد
    درتایوان آدم رامثل سیب زمینی كنارهر خوراك می نشانند.
    "طاهره صفارزاده"
    در جریان انقلاب و جنگ، واژه ها و تعبیرات تازه ای وارد شعر شد. تصویرسازی تغییر کرد و واژه هایی چون آتش، خون، شهید و شهادت کاربردی فراوان یافت.
    وآتش چنان سوخت بال وپرت را
    كه حتی ندیدیم خاكسرت را

    به دنبال دفترچه خاطراتت
    دلم گشت هرگوشه سنگرت را

    وپیدا نكردم درآن كنج غربت
    بجزآخرین صفحه دفترت را

    آثار این دوره تماما متاثر از مسایل اجتماعی و سیاسی به ویژه جنگ است و ادبیات این دوره به ادبیات مقاومت، ادبیات جبهه، ادبیات دوران اسارت و ادبیات منثور که خاطره نگاری از جنگ است، تقسیم می شود.
    دوباره می‌سازمت وطن!
    اگر چه با خشت جان خویش

    ستون به سقف تو می زنم،
    اگر چه با استخوان خویش

    دوباره می بویم از تو گُل،
    به میل نسل جوان تو

    دوباره می شویم از تو خون،
    به سیل اشک روان خویش

    اگر چه صد ساله مرده ام،
    به گور خود خواهم ایستاد

    که بردَرَم قلب اهرمن،
    ز نعره ی آنچنان خویش

    کسی که « عظم رمیم» را
    دوباره انشا کند به لطف
    چو کوه می بخشدم شکوه ،
    به عرصه ی امتحان خویش

    اگر چه پیرم ولی هنوز،
    مجال تعلیم اگر بُوَد،

    جوانی آغاز می کنم
    کنار نوباوگان خویش

    "سیمین بهبهانی"

  5. صلوات ها 2


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما بازمانده حدید لب به سخن می‌گشاید؟







    محمود نصیری آزادیخواهی است که دو چشم و دو دست خود را در جریان مبارزات مسلحانه انقلابی سازمان یافته در همدان از دست داده اما 35 سال سکوت او، سهم رسانه‌های خبری و تاریخ‌نویسان شده است.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    در سی و پنجمین بهار انقلاب اسلامی، کسانی که سهمی در این پیروزی شکوهمند داشته‌اند بیشتر از همیشه به چشم می‌آیند. همه آن‌هایی که سی و چهار بار برایمان از رشادت‌ها و جان‌فشانی‌ها گفته‌اند و آن‌هایی که هنوز چیزی نگفته‌اند. محمود نصیری یکی از نوع دوم است.
    او از بنیان‌گذاران گروه موسوم به «حدید» در همدان است. این گروه در دهه 50 به فعالیت‌های گسترده مسلحانه از جمله ترور شخصیت‌هایی دست می‌زند که بودنشان مانعی در مسیر پیروزی انقلاب است.
    یکی از این اشخاص، سرگرد کازرونی رئیس شهربانی وقت است که در 21 آذر 57 توسط گروه حدید ترور می‌شود.
    گروه مذکور نام «حدید» به معنای «آهن» را از سوره 57 قرآن کریم که علاوه بر مسائل عقیدتی به مسائل اجتماعی و حکومتی نیز اشاره دارد، اخذ کرده است و البته انتخاب این اسم از سوی اعضای گروه، خود ماجرایی دارد .
    پس از پیروزی انقلاب نیز فعالیت گروه حدید ادامه می‌یابد تا اینکه در شهریور 58، اغتشاش و آشوب در برخی شهرهای کردستان، امنیت نظام را به خطر می‌اندازد.
    دادستان وقت تهران از گروه حدید دعوت می‌کند تا برای سرکوب شورش‌ها و مبارزات ضد انقلابی در کردستان وارد عمل شوند.
    کتابشناسی مقاومت پایداری
    اعضای گروه «حدید» مشغول آماده سازی، سازماندهی و تدارک نیروها و ابزار مورد نیاز برای اعزام به کردستان‌اند که ظاهراً به دلیل بی‌احتیاطی یکی از اعضای گروه، بمبی می‌ترکد. انفجار نابهنگام این بمب شوم به شهید شدن دو نفر از اعضای گروه و زخمی شدن محمود نصیری می‌انجامد. به دستور آیت الله مدنی، نصیری در حال مرگ، سریعاً به بیمارستان دکتر نمازی شیراز منتقل شده و تحت مداوا قرار می‌گیرد. پس از 6 ماه مراقبت‌های تیم پزشکی، این مجاهد وارسته بهبود می‌یابد اما متأسفانه دو دست و دو چشم خود را از دست می‌دهد.
    ظاهراً پس از این اتفاق چند تن از سران نظام برای عیادت و سرکشی به منزل این آزادیخواه مبارز در همدان می‌آیند و آیت الله مدنی هم بارها از ایشان عیادت می‌کند.
    اما مسئله اینجاست که یکی از آخرین بازمانده‌های گروه «حدید» ، با گذشت 34 سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز لب به سخن نگشوده و از مصاحبه سرباز زده است.
    پیشنهاد تشکیل این گروه از سمت چه کسی مطرح شد؟ ضرورت ایجاد آن چه بود؟ اعضای اصلی آن چه کسانی بودند؟ جلسات گروه در کجا تشکیل می‌شد؟ با چه معیاری شخصیت‌های اجرایی استان قبل از انقلاب، هدف ترور قرار می‌گرفتند؟ چند ترور توسط این گروه صورت گرفت؟ مبارزات مسلحانه این گروه چگونه صورت می‌گرفت؟ اسلحه‌ها و ابزارهای مورد نیاز از کجا تأمین می‌شد؟ سناریوی مبارزات و عملیات‌ها چگونه نوشته می‌شد؟ و...
    کتاب «انقلاب اسلامی در همدان» از انتشارات مرکز اسناد و کتابخانه ملی، مرجع کامل مبارزات خودجوش مردم همدان را که ورق می‌زنیم از فعالیت‌های انقلابی این گروه تنها چند سطر می‌خوانیم

    این‌ها سۆالاتی است که در زمینه گروه «حدید» همچنان بی پاسخ مانده است.
    کتاب «انقلاب اسلامی در همدان» از انتشارات مرکز اسناد و کتابخانه ملی، مرجع کامل مبارزات خودجوش مردم همدان را که ورق می‌زنیم از فعالیت‌های انقلابی این گروه تنها چند سطر می‌خوانیم. ابوالفتح مۆمن مۆلف این کتاب می‌گوید: «در جریان پژوهش برای تألیف کتابم، بارها به منزل ایشان مراجعه کرده و تقاضای مصاحبه کردم. محمود نصیری با روی باز مرا می‌پذیرفت اما از گروه حدید و مبارزات انقلابی‌اش هیچ نمی‌گفت.
    خبرنگاری در این رابطه نظر داوود نصیری فرزند محمود نصیری را جویا شد. او که پزشک داروساز است در پاسخ فقط یک کلمه گفت: «از خودش بپرسید.»
    کتابشناسی مقاومت پایداری
    داوود سی ساله به مراجعه چند باره مسئولان مرکز اسناد و کتابخانه ملی همدان و تهران برای سند سازی و مصاحبه شفاهی با پدرش اشاره می‌کند و می‌گوید: علاوه بر آن یک کارگردان سینما هم برای ساخت فیلمی از مبارزات ایشان مراجعه کرد اما با مخالفت پدر روبرو شد.
    این‌گونه که داوود نصیری با افتخار می‌گوید پدرش نام دوست شهیدش «داوود ممنی نژاد» که او هم از مبارزین انقلابی بوده را برای او برگزیده است.
    داوود نصیری که فرزند انقلاب است هر آنچه از فعالیت‌های انقلابی پدرش می‌داند را زبان دوستان و همراهان پدر شنیده است.
    آقای محمود نصیری، داوود و همهء داوودهای استان همدان می‌خواهند «حدید» را بیشتر بشناسند، می‌خواهند از روند پیروزی انقلاب و مبارزان گمنامش بیشتر بدانند.

  7. صلوات ها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما دختر شینا





    دختر شینا خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسرسردار شهید ستار ابراهیمی از شهدای برجسته همدان است.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    دختر شینا. خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید ستار ابراهیمی هژیر. خاطره نگار: بهناز ضرابی زاده. چاپ هفتم. تهران: 1392. 2500 نسخه.264 صفحه. قیمت: 8200 تومان.
    « برادرهای صمد تابوت را برداشتند و گذاشتند توی آمبولانس. خواستم سوار آمبولانس بشوم، نگذاشتند. اصرار کردم اجازه بهند تا باغ بهشت پیشش بنشینم. می خواستم تنهایی با او حرف بزنم، نگذاشتند. به زور هلم دادند توی ماشین دیگری. آمبولانس حرکت می کرد و ما دنبالش. صمد جلو جلو می رفت، تند تند. ما پشت سرش بودیم. آرام و آهسته[1]
    دختر شینا خاطرات همسر سردار شهید ستار ابراهیمی هژیر از شهدای برجسته استان همدان است که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.
    قدم خیر کنعان با این که تنها بیست و دو سال بیشتر از زندگی اش نمی گذشت که همسرش به شهادت رسید، به تنهایی کمر به همت زد و به تربیت پنج فرزندی که از همسرش به یادگار داشت پرداخت.
    دختر شینا روایت زندگی دختری بی سواد اما با ایمانی باثبات است. دختری که روزگار او را طوری بار آورد که بتواند صبور و استوار به زندگی اش بعد از جنگ ادامه دهد و به تنهایی فرزندانش را اداره کرده و بزرگ کند. او به وصیت شوهرش که می خواهد زنش بعد از او زینب وار به زندگی ادامه دهد عمل می کندو تلاش می کند یاد و خاطره شوهرش را پشتیبان زندگی اش قرار بدهد و ایمان داشته باشد که شهید همیشه زنده است.
    بهناز ضرابی زاده درباره علت نوشتن این خاطره نگاری می گوید: این موضوع برایم بسیار تامل برانگیز بود، زنی که در روستا زندگی می کرد به فضای شهر آمده و به تنهایی در اوج جوانی، تمام هم و غمش بزرگ کردن فرزندانش شده بود. برای همین تصمیم گرفتم درباره فراز و نشیب های زندگی این زن با او مصاحبه کنم.
    خاطرات قدم خیر کنعان خاطرات مشترک زنان بسیاری است که در سال های جنگ صبورانه همه سختی ها را تحمل کرده، دوری همسر، شوهر، پدر، برادر، و فرزندانشان را تحمل کرده، به چشم خود تن پاره پارشان را دیده و عزیزانشان را به خاک سپرده اند و همچنان استوار و با ایمان به زندگی ادامه داده اند و خم به ابرو نیاورده اند.

    ضرابی زاده هنوز مصاحبه با قدم خیر به اتمام نرسیده که متوجه می شود وی بیمار است و در بستر بیماری افتاده است. در مقدمه احساسی ای که برای کتاب نوشته است خطاب به قدم خیر کنعانی می نویسد: نه ، نه نمی خواهم کسی جز قدم خیر حرف بزند. قدم جان! این طوری قبول نیست. باید قصه زندگی ات را تمام کنی. همه چیز را درباره حاجی گفتی. حالا نوبت قصه صبوری و شجاعت و حوصله و فداکاری های خودت رسیده ، این طور مریض شده ای و سکوت کرده ای. چرا من را نمی شناسی؟ بلند شو، این قصه باید گفته شود. بلند شو، ام. پی. تری را روشن کرده ام. رو به رویت نشسته ام. این طور تهی به من نگاه نکن!
    خاطرات قدم خیر کنعان خاطرات مشترک زنان بسیاری است که در سال های جنگ صبورانه همه سختی ها را تحمل کرده، دوری همسر، شوهر، پدر، برادر، و فرزندانشان را تحمل کرده، به چشم خود تن پاره پارشان را دیده و عزیزانشان را به خاک سپرده اند و همچنان استوار و با ایمان به زندگی ادامه داده اند و خم به ابرو نیاورده اند.
    بهناز ضرابی زاده در این خاطره نگاری تلاش کرده است به جزییات زندگی این زن و زندگی اش بپردازد. خودش در مصاحبه ای می گوید: به نظرم کتاب هایی که زندگی مشترک رزمنده ها و سرداران جنگ با همسرانشان را روایت می کنند، به ندرت به جزییات زندگی آن ها می پردازند و اغلب به نیمه پنهان زندگی آن ها اشاره ای نمی کنند. به همین دلیل کوشیدم در اثر خود زندگی خصوصی و عاشقانه قدم خیر کنعان را با همسر شهیدش که تنها هفت سال با وی زندگی کرده بود، وارد داستان کنم.
    دختر شینا در نوزده فصل روایت خود را بیان می کند. در پایان کتاب نیز عکس هایی از قدم خیر، همسر شهیدش و خانواده اش پیوست شده است.
    « در گوشم می گفت: قدم زود باش. بچه ها را زودتر بزرگ کن. سرو سامان بده. زود باش. چقدر طولش می دهی. باید زودتر از اینجا برویم. زود باش. فقط منتظر تو هستم. به جان خودت قدم، این بار تنهایی به بهشت هم نیم روم. زود باش. خیلی وقت است اینجا نشسته ام. منتظر توام. ببین بچه ها بزرگ شده اند. دستت را به من بده. بچه ها راهشان را بلدند. بیا جلوتر. دستت را بگذار توی دستم. تنهایی دیگر بس است. بقیه راه را باید با هم برویم. »[2]
    [1] صفحه 246 کتاب
    [2] صفحه 249 کتاب

  9. صلوات ها 2


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما پرونده های امنیتی بعد از انقلاب را بخوانید





    کتابی که با قرائت بیش از 25 هزار جلد سند در مورد انقلاب و به کمک یک گروه 30 نفره نوشته شده است و در آن بسیاری از افرادی که تاکنون گفتگویی در مورد تاریخ انقلاب نداشته اند به سخن آمده و اظهارنظر کرده اند.
    کتابشناسی مقاومت پایداری
    نهضت اسلامی امام خمینی(ره) كه از سال 1341 با فراز و نشیب‌هایی در ایران و خارج از كشور تداوم یافته بود، در سال 1356 در پی حوادثی شتاب گرفت و به انقلابی تمام‌عیار تبدیل شد كه منجر به سرنگونی رژیم پهلوی گردید. پیروزی سریع انقلاب اسلامی، نیروهای انقلابی را با معضلات و مشكلات متعددی در راه تأسیس و استقرار نظام جدید روبه‌رو كرد. اگرچه نوع حكومتِ پس از انقلاب پیشتر در كلام رهبری انقلاب كمابیش ترسیم شده بود با این حال به اقتضای آن روزهای سخت و طاقت‌فرسا كه نهال نوپای انقلاب در معرض انواع آسیب‌ها و گزندها بود، ایجاد نهادها و سازمان‌های امنیتی برای حراست انقلاب از توطئه‌های داخلی و خارجی لازم و ضروری بود.
    دستگاه‌ها و نهادهای امنیتی و نظامی حكومت پهلوی با سرنگونی رژیم از هم پاشیده یا در معرض انحلال بودند و عملاً مملكت به دست انقلابی‌ها افتاد. ارتش كه در بحبوحه‌ی انقلاب به مردم پیوسته و در ادامه راه نیز به خدمت انقلاب درآمده بود، مورد بغض و عناد گروهك‌های وابسته به شرق و غرب قرار گرفت. در چنین شرایطی تأسیس نهادهای امنیتی نیز چندان سهل و ساده نبود، زیرا هم نفوذ اعضای گروهك‌ها در آن نهادها محتمل بود و هم اینكه مبارزان انقلابی تجربه و سابقه‌ی چندانی در این عرصه نداشتند. به علاوه در روزگار مبارزه با رژیم، گروه‌های زیادی با خط‌مشی مختلف فعالیت می‌كردند كه بعد از پیروزی انقلاب تمامی این گروه‌ها خود را صاحبان اصلی انقلاب قلمداد می‌كردند. اگر به این شرایط توطئه‌های دشمنان خارجی و تحریك احزاب و گروه‌های قومی نیز اضافه شود، دشواری شرایط سال‌های اولیه انقلاب روشن‌تر می‌گردد.
    مجموعه‌ی پیشرو با نگاهی دقیق و ژرف‌كاوانه به دغدغه‌های انقلابی‌ها از فردای پیروزی انقلاب، درصدد ترسیم فضا و شرایط به وجود آمدن نهادهای امنیتی انقلاب و چگونگی عملكرد آنها در آن شرایط دشوار تاریخی است. نویسنده با نگاهی جدید و جستجوی وسیع در منابع مختلف مروری دقیق بر حوادث و موضوعات امنیتی دو سال ابتدایی انقلاب دارد و ضمن آن به توضیح عملكرد احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌ها در قبال تحولات مختلف سال‌های نخست پیروزی انقلاب پرداخته است.
    دلیل نام‌گذاری «صخره سخت» این بود که انقلاب اسلامی مانند امواج سهمگینی در برابر موج‌ها مقاومت کرد و این مقاومت به دلیل رهبری امام و وحدت مردم بود و بعدها مقام معظم رهبری این تعبیر را در نخستین سخنرانی در مقام رهبری انقلاب بکار بردند

    «صخره سخت» با نگاهی دقیق و ژرف به دغدغه های انقلابی ها از فردای پیروزی انقلاب،درصدد ترسیم فضا و شرایط به وجود آمدن نهادهای امنیتی انقلاب و چگونگی عملكرد آنها در آن شرایط دشوار تاریخی است.كتاب پیش رو كه برای اولین بار به بررسی پرونده های امنیتی از سال 1357 تا 1359 در جمهوری اسلامی پرداخته است بازتاب گسترده ای را در رسانه های داخلی و حتی خارجی ایجاد كرده است.به طوریكه كه سایت اینترنتی تلویزیونی فارسی بریتانیا نسبت به این اتفاق واكنش نشان داد و با لحنی خشمگینانه و غیرحرفه‌ای و غیر واقع آن را نوعی سندسازی برای تحت فشار گذاشتن مخالفان جمهوری اسلامی ایران عنوان كرد.
    حسن روزی‌طلب مۆلف کتاب «صخره سخت» با موضوع پرونده‌های امنیتی سالهای 1359- 1357 در مراسم رونمایی از کتاب خود که عصر امروز در فرهنگسرای رسانه برگزار شد، اظهار داشت:‌ از سال 1387 به طور جدی تری مطالعه تاریخ انقلاب را پیگیری کرده‌ام و این مطالعات منجر به این شد که ویژه‌نامه‌ای به عنوان «رمز عبور 2» در روزنامه ایران منتشر شود.
    وی افزود: مراجعه من به آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوع کار مرا از روزنامه‌نگاری به تالیف کتاب تغییر داد و ترکیب دو سبک سندنگاری و تاریخ‌شفاهی مرا در نوشتن کتاب یاری کرد.
    مۆلف کتاب ادامه داد: در تألیف این کتاب مرکز اسناد انقلاب اسلامی بسیار به من کمک کرد و با 30 شخصیت به گفت‌وگو نشستم که تا به آن زمان تن به مصاحبه نداده بودند.
    کتابشناسی مقاومت پایداری
    وی سپس به تبیین نام کتاب «صخره سخت» پرداخت و گفت: دلیل نام‌گذاری «صخره سخت» این بود که انقلاب اسلامی مانند امواج سهمگینی در برابر موج‌ها مقاومت کرد و این مقاومت به دلیل رهبری امام و وحدت مردم بود و بعدها مقام معظم رهبری این تعبیر را در نخستین سخنرانی در مقام رهبری انقلاب بکار بردند.
    نویسنده کتاب ادامه داد: نکته بعدی که باید به آن بپردازم دلیل چرایی نوشتن کتاب است. علت نوشتن کتاب این بود که اگر تاریخ را ننویسی دیگران برایت تاریخ می‌نویسند.
    روزی طلب گفت: سی و چند سال پیش روزنامه‌ها تیتر می‌زدند چمران قاتل تل‌زَعتَر است اما این حرف امروز برای ما خنده‌دار است چون خود چمران رهبر مبارزه و مقاومت در ایران و لبنان بوده است.
    وی با اشاره به اینکه متاسفانه حجم تاریخ‌نگاری با موضوع انقلاب اسلامی به زبان انگلیسی از زبان فارسی بیشتر است، گفت:‌ این حجم نشان‌دهنده این است که ما در تاریخ‌نگاری اسلامی غفلت کردیم. به طور مثال ما هنوز روزشمار تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ نداریم. ما تلاش کردیم که در قالب پروژه‌ای بخشی از این غفلت‌ها را جبران کنیم.
    این روزنامه‌نگار با بیان اینکه من در این کتاب تلاش کردم عمق دشمنی ها و حجم یارگیری‌های گروه‌های ضد انقلاب را در اوایل انقلاب نشان دهم، گفت: به طور مثال متأسفانه کتاب‌های که در مورد سازمان مجاهدین خلق با نام «سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام» نوشته شده است با اینکه کتاب ارزشمندی است و من در نوشتن کتاب از آن بهره زیادی برده بودم. ولی متاسفانه تلاش‌های مأموران سازمان اطلاعاتی ایران در این کتاب جایی ندارد.
    و به این ترتیب بسیاری از گروه‌های معاند می‌توانند از این مسئله استفاده کنند و به متن‌های تاریخی که در داخل ایران نوشته شده ارجاع دهند.
    وی افزود:‌ به رغم تمام اختلاف ‌سلیقه‌هایی که نهادهای مسئول در زدودن اقدامات مجاهدین انجام دادند که قابل تقدیر است، اما هیچیک از این تلاش‌ها مکتوب نشده است.
    وی ادامه داد: در مورد اعدام بعد از جنگ مرصاد غفلت کردیم و صدها کتاب در خارج از کشور نوشته شده است و در آن به بنیان‌گذار انقلاب اسلامی تا ارکان دیگر انقلاب را مورد هجمه قرار دادند. این در حالی است که ما دور این واقعه تاریخی خط قرمز کشیدیم و وضع به گونه‌ای شده است که در بیرون از مرزهای ایران روایتی از این اعدام‌ها ترسیم شده است که تصور می‌شود خلال‌ناپذیر است این در حالی است که مقام معظم رهبری در سخنرانی به تبیین این ماجرا پرداخته است.
    از دیگر اقدامات پر افتخار سازمان اطلاعاتی ایران منکوب کردند وسیع‌ترین سازمان ترور در جمهوری اسلامی ایران بوده است و همچنین بزرگترین توطئه‌های قومی را منکوب کرده است

    روزی طلب با اظهار تأسف از اینکه در بسیاری از منابع تاریخی که بعد از انقلاب نوشته است نقش رهبر انقلاب اسلامی در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی حذف شده است، گفت: انگار این شخصیت در تاریخ انقلاب اسلامی تأثیرگذار نبوده است.
    وی افزود: رهبری در ماجرای شکل‌گیری ستادهای جنگ‌های نامنظم نقش درخشانی داشته است متاسفانه بعد از سالها قضیه سوسنگرد در حال بررسی و برجسته شدن است.
    نویسنده این کتاب با طرح این پرسش که چرا سراغ نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رفته است، گفت: نخستین هدفم این بود که می‌خواستم با اسرائیلی‌ها مبارزه کنم. متأسفانه دشمنان ما تصویری از سازمان اطلاعاتی ایران ارائه دادند که سرشار از خیانت و باندبازی است اما خدماتی که سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی انجام داده است قابل تقدیر است.
    وی افزود:‌ تمام اسناد سفارت آمریکا بعد از تسخیر منتشر شده است و این کار دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی بوده است و قطعاً چند دانشجو به طور خودکار نمی‌توانستند دست به چنین کار بزرگی بزنند.
    روزی‌طلب گفت: از دیگر اقدامات پر افتخار سازمان اطلاعاتی ایران منکوب کردند وسیع‌ترین سازمان ترور در جمهوری اسلامی ایران بوده است و همچنین بزرگترین توطئه‌های قومی را منکوب کرده است.
    وی در پایان خاطرنشان کرد: من در این کتاب تا جایی که توانستم به شهدای گمنام ادای دین کردم.
    بازتاب انتشار «صخره سخت» در رسانه‌های بیگانه کتابشناسی مقاومت پایداری


    هنوز چند ساعت از انتشار خبر رونمایی کتاب صخره سخت نگذشته بود که سایت اینترنتی تلویزیونی فارسی بریتانیا، نسبت به این اتفاق واکنش نشان داد و آن را نوعی سندسازی برای تحت فشار گذاشتن مخالفان جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد.
    بی‌بی‌سی در مطلب خود که لحن خشمگینانه و غیرحرفه‌ای داشت، آورده است: در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا، اسناد محرمانه بعد از چند دهه توسط دستگاه های حکومتی برای اطلاع عمومی منتشر می شوند، در ایران اطلاع از این اسناد و به ویژه مدارک مربوط به دستگاه های اطلاعاتی، در انحصار نهادهای حکومتی است. در این کشور، برخی موسسات انتشاراتی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی، در موارد خاص به انتشار کتاب هایی بر مبنای این اسناد می پردازند. بسیاری از منتقدان و حتی موافقان حکومت ایران، موسسات منتشر کننده چنین کتاب هایی را به انتشار گزینش شده اسناد و مدارک تاریخی متهم می کنند.
    این نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر تصریح کرد: در خارج از ایران صدها کتاب و مقاله نوشته اند که امام و انقلاب اسلامی را مورد هجمه قرا رداده و ما در مقابل یک کلام حرف نمی زنیم و همین مسئله شده که روایت آنها انگار تردید ناپذیر است. ما حتی منطق امامان را هم تشریح نمی کنیم غفلت دیگرمان هم است که با دست خودمان یکی از شخصیت های تاثیرگذار در انقلاب اسلامی را که کسی جز مقام معظم رهبری نیست از تاریخ انقلاب حذف کرده ایم گویی که ایشان اصلا وجود نداشته.
    صخره سخت که توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتر شده است در شمارگان 2000 نسخه و 1108 صفحه و به قیمت 360.000ریال در بهمن ماه سال جاری روانه بازار نشر گردید.

  11. صلوات ها 3


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما ترسیم سبک زندگی شهدا





    احمد شاکری، نویسنده و فعال دفاع مقدس درباره اینکه چگونه می‌توان سبک زندگی شهدا را با بهره‌گیری از ادبیات داستانی ترویج داد، گفت: در زمینه ترویج سبک زندگی به ویژه سبک زندگی شهدا، این سۆال مطرح می‌شود که آیا می‌توان سبک زندگی را با استفاده از ادبیات، به ویژه ادبیات داستانی نشان داد یا خیر؟

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    سبک زندگی


    وی ادامه داد: پیش از هر اقدامی باید منظورمان از سبک زندگی را تبیین کنیم؛ چرا که سبک زندگی، دارای ابعاد مختلفی است. یکی از تقسیمات سبک زندگی این است که این موضوع واجد مجموعه‌ای از اعتقادات، اخلاقیات و احکام است که حوزه اندیشه، اخلاق و افکار را شامل می‌شود.
    شاکری با تأکید بر اینکه دامنه سبک زندگی به عنوان یک مفهوم، دامنه‌ای بسیار گسترده است، تصریح کرد: دامنه این مفهوم بسیار گسترده است تا جایی که می‌توان گفت مسئله‌ای از ساحت‌های وجودی و زیستی ما نمی‌ماند، مگر آنکه حاکی از بخشی از سبک زندگی باشد.
    مفهومی بسیار گسترده

    وی افزود: از این جهت ما با یک مفهوم گسترده روبرو هستیم و وقتی وارد حوزه هنر به ویژه ادبیات می‌شویم، ترسیم این مفهوم سختی دوچندانی را به خود می‌گیرد. این مفهوم گسترده اگر چه مجموعه‌ای از حقایق را شامل می‌شود، اما حوزه‌هایی که مفهوم سبک زندگی به آن‌ها اطلاق می‌شود، در یک ردیف نبوده و هم عرض و هم تراز نیستند. پس در ترسیم این مفهوم باید با دیدی ژرف‌تر به موضوع نگریست.
    این نویسنده و محقق عرصه دفاع مقدس با بیان اینکه در بررسی مفهوم سبک زندگی از جنبه افکار و عقاید، باید عالم خیال را در نظر بگیریم، اظهار کرد: برای مثال در ترسیم یقین شهدا به معاد و معارف، کار بسیار دشوار است و باید بتوان به عمق افکار آن بزرگواران پی برد و این مقوله را شناخت. با این حال، حتی با اشراف کامل نسبت به این جنبه، تجلی و ظهور این موضوع در هنر و به ویژه ادبیات داستانی، مقوله‌ای بسیار پیچیده است.
    وی با اشاره به اینکه هنر به سختی می‌تواند چنین مفاهیمی را به تصویر بکشد، عنوان کرد: اما در زمینه اخلاقیات که بخشی از سبک زندگی است، کار راحت‌تر می‌شود و دشواری نشان دادن آن، کمتر از نشان دادن عقیده و فکر است. این مقوله نیز سختی‌های خاص خود را دارد، اما ترسیم آن به نسبت راحت‌تر از مقوله پیشین است.
    رایج‌ترین شکلی که در سبک زندگی و در هنر نمود پیدا می‌کند، جنبه‌ای است که به ابعاد جوارحی و بیرونی می‌پردازد. آنچه که از یک شخصیت در جهان خارج دیده می‌شود و گویای سبک زندگی اوست

    نخستین مرحله از ارائه سبک زندگی شهدا

    شاکری اذعان کرد: رایج‌ترین شکلی که در سبک زندگی و در هنر نمود پیدا می‌کند، جنبه‌ای است که به ابعاد جوارحی و بیرونی می‌پردازد. آنچه که از یک شخصیت در جهان خارج دیده می‌شود و گویای سبک زندگی اوست، به راحتی می‌تواند با بهره‌گیری از زبان هنر، به مخاطبان انتقال داده شود.
    وی با بیان اینکه ترسیم ابعاد خارجی و در واقع افعالی و عملکرد شهدا، اولین مرحله در ترسیم سبک زندگی شهدا است که هنر به آن می‌پردازد، یادآور شد: باید تلاش کنیم که این لایه‌های سه‌گانه را مورد توجه قرار دهیم و از لایه‌های بیرونی به اعماق سبک زندگی برویم؛ به طوری که در وهله اول، افعال، سپس اخلاق و بعداً اعتقادات را به تصویر بکشیم.
    این نویسنده عرصه دفاع مقدس ادامه داد: البته نباید فراموش کرد که برای انتقال هر کدام از این جنبه‌ها، نیازمند لوازم و ابزارهای خاص هستیم. برای اینکه به صورت خاص در زمینه شهدا و به طور گسترده‌تر، روایت سبک زندگی دینی در ادبیات محقق می‌شود، باید از تمامی ظرفیت‌های ممکن در جامعه هنری کشور بهره ببریم. با توجه به اینکه سبک زندگی، بر پایه سبک زندگی دینی بود، باید از علوم ترویجی دینی نیز استفاده کنیم.
    نیاز ترسیم سبک زندگی

    وی اظهار کرد: روایت سبک زندگی دینی در حوزه افعال، قطعاً نیازمند شناختن حدود و احکام است و چارچوب‌های شریعت و بایدها و نبایدهای دینی را باید شناخت و دید که شهدا چگونه به این حدود عمل می‌کردند. در بخش دوم و در حوزه اخلاقیات نیز ضمن لزوم اشراف به حدود، باید به عالم روح و اخلاق وارد شویم که پیچیده‌تر از بخش اول است. باید از مدارج و درجات اخلاقی اطلاع داشته باشیم تا بتوانیم ظهور ایدئولوژی اسلامی در شهدا را به تصویر بکشیم.
    شاکری در پایان سخنان خود یادآور شد: در مرحله عقل، ترسیم سبک زندگی شهدا که بر پایه سبک زندگی دینی است، با دشواری‌های بسیاری مواجه است، اما بعد از رعایت این سه بخش، به وضوح می‌توان سبک زندگی شهدا را به تصویر کشید.

  13. صلوات


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487

    راهنما از جناب آقای دیو تا جمجمه‌ات را قرض بده برادر!





    انتشارات عصرداستان وابسته به بنیاد ادبیات داستانی پرفروش‌ترین کتاب‌های خود در سال 92 را اعلام کرد.

    کتابشناسی مقاومت پایداری

    «دخیل عشق» نوشته مریم بصیری که این روزها سومین چاپش در بازار نشر دردسترس است، پرفروش‌ترین‌ اثر این انتشارات در سال جاری بوده است. این اثر که سال گذشته نامزد جایزه زیباترین طراحی کتاب دنیا در لایپزیک آلمان در سال 1391 شده بود، نامزد سیزدهمین دوره جایزه کتاب سال غنی‌پور شده است.
    داستان «دخیل عشق» از آسایشگاهی در شهر مشهد آغاز می‌شود و خواننده را درگیر زندگی دختری می‌کند که تمام زندگی‌اش را وقف خدمت به جانبازان کرده است. سرنوشت این بهیار بر اساس نذرش که ازدواج با یک جانباز و خدمت به اوست رقم می‌خورد...بصیری در این کتاب، داستانش را با سرگذشت جانبازی به نام رضا پیش می‌برد که پاها و یک دست خود را در جبهه از دست داده است. جانباز شدن رضا باعث اختلاف بین پدر و مادر او می‌شود. پدر آن‌ها را ترک می‌کند و بعد از گذشت ده سال از پایان جنگ رضا به دلیل فوت مادر به آسایشگاه منتقل می‌شود.
    «لحظه‌های انقلاب» اثر ماندگار سیدمحمود گلابدره‌یی نیز که در کمتر از شش ماه به چاپ سوم رسید، با استقبال قابل‌توجه مخاطبان داستان روبرو شده است. «لحظه‌های انقلاب» از جهات مختلف اثر منحصر به فردی است. یکی این که این مرد در همان تب و تاب انقلاب به این فکر می‌افتد که باید چیزی برای آینده بنویسد. یعنی همان وقتی که همه دوستان نویسنده‌اش قلم‌ها را زمین گذاشته‌اند و منتظرند ببینند آخرش چه می‌شود، و بالاخره شاه می‌ماند یا می‌رود، امام(ره) می‌آید یا نمی‌آید... نویسنده‌ای که به قول خودش با کمر چینی بندزده دیسک عمل کرده‌اش روزهای فراوانی در اوج مبارزات انقلابی به همراه جوانان راه می‌افتاده کف خیابان‌ها و شعار می‌داده و...
    جلدهای اول، دوم و چهارم «بهترین داستان‌های جهان» تالیف و ترجمه احمد گلشیری، نیز فروش قابل‌قبولی داشته است. «عصرداستان» پنج جلد کامل این مجموعه را با طراحی جدید سال آینده به بازار می‌فرستد.
    داستان «دخیل عشق» از آسایشگاهی در شهر مشهد آغاز می‌شود و خواننده را درگیر زندگی دختری می‌کند که تمام زندگی‌اش را وقف خدمت به جانبازان کرده است. سرنوشت این بهیار بر اساس نذرش که ازدواج با یک جانباز و خدمت به اوست رقم می‌خورد...


    از میان دیگر کتاب‌های موفق چاپ‌شده از سوی انتشارات عصر داستان می‌توان به «سه کاهن» مجید قیصری و «خوش‌نشین» علی مۆذنی با دو بار تجدید چاپ و «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو، با دوبار تجدید چاپ و نامزدی جایزه قلم زرین اشاره کرد که شمارگان و مخاطب‌ زیادی را به خود اختصاص دادند. داستان سه کاهن به یک روز از زندگی پیامبر اکرم (ص) در سن چهار سالگی بازمی‌گردد. در این داستان حلیمه دایه پیامبر در تلاشی قابل توجه، سعی دارد تا جان پیامبر را از گزند کاهنانی نجات دهد که می‌خواهند بر اساس نشانه‌های ظاهری پیامبر خاتم، وی را در کودکی از بین ببرند.
    موذنی در رمان «خوش نشین» داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که به دلیل مشکل مسکن با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند و این اختلاف باعث جدایی پسر خانواده به همراه همسرش از مادر می‌شود. همچنین در رمان «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» گروهی غواص مأمور شناسایی عملیات والفجر هشت هستند. افراد گروه در پذیرفتن سردسته جدید تردید دارند و در پی بروز بعضی اختلافات گاه از دسته جدا می‌شوند. در طول داستان هر یک از افراد متناسب با مأموریتی که می‌یابد به شخص اصلی قصه تبدیل می‌شود و گذشته خویش را همراه با پیش بردن داستان، باز می‌گوید. با شروع عملیات سرنوشت افراد دسته رقم می‌خورد...
    «جناب آقای دیو» نوشته محمدعلی علومی ، «درد» نوشته صادق کرمیار و «کلاه جادویی و مجسمه مسی» نوشته محمد حنیف از جدیدترین رمان‌هایی هستند که «عصرداستان» منتشر کرده است. داستان آقای دیو از همان پاراگراف نخست با خلق موقعیتی بکر با مخاطب روبرو می‌شود. ظاهر ماجرا حضور دیوی به نام دیو سپید پای در بند در شهر تهران است که خانواده‌اش برای تربیت کردنش او را به نوعی به تهران تبعید کرده‌اند و او پس از حضور در تهران با افرادی مواجه می‌شود که با هر نیتی ـ از طمع برای سرکیسه کردنش و یا ساده‌لوحی و ساده‌دلی ـ پذیرای او در خانه‌ و میان خانواده خود شده و تنها واکنش جناب دیو در مقابل رفتار آنها، تعریف کردن حکایت‌ها و داستان‌هایی است که به صورت مستقل، جزیی از ادبیات عامه و فولکلور ایران به شمار می‌روند...
    «کلاه جادویی و مجسمه مسی» آخرین اثر داستانی محمد حنیف، روایتی از دغدغه‌های یک حاکم، آسیب‌های حکومتی و عوامل شکل‌گیری انقلاب است. به گفته خود نویسنده، این اثر یک رمان کاملاً ایرانی است که در آن به شیوه داستان ایرانی از داستان در داستان، نقالی و قصه‌گویی عامیانه استفاده شده است.

  15. صلوات ها 2


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    سرداری از الرشید


    تا آنجا که توانسته‌ام از تلخی‌ها کم گفته‌ام و سعی کرده‌ام افتخارات را بگویم اما در برخی موارد باید به تلخی‌ها نیز اشاره می‌کردم. ما در آن دوران توانستیم در کثیف‌ترین مکان، خدا را بشناسیم.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    جملات بالا بخشی از سخنان سردار گرجی‌زاده در مراسم رونمایی از کتاب «زندان الرشید» است.
    محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، سردار گرجی‌زاده رئیس ستاد قرارگاه سپاه ششم و از همرزمان سردار سرلشکر شهید علی هاشمی و سردار احمد غلامپور درآن سخنرانی کردند.
    در این مراسم دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در سخنانی گفت: سوره مهر و دکتر بهداروند کار زینبی‌ای در این راستا انجام داده‌اند. من در فرصتی که داشتم 40 یا 50 صفحه این کتاب را خواندم. مطالب آن خیلی زلال و بدون پیرایه در عین حال بسیار با اخلاص، با شوخ‌طبعی و تکه‌کلام‌های سردار گرجی‌زاده نوشته شده است.
    وی با اشاره به این مطلب که اگر افرادی مانند گرجی‌زاده درباره جنگ حرف بزنند مردم متوجه می‌شوند که چرا قطعنامه 598 پذیرفته شده است، خاطر نشان کرد: اگر همه کسانی که آن روز در جزیره مجنون بوده‌اند می‌توانستند مانند گرجی‌زاده حرف بزنند مردم متوجه می‌شوند که چرا قطعنامه 598 پذیرفته شد. در این جزیره ظرف مدت کوتاه به صورت بسیار وسیع از عوامل شیمیایی استفاده کردند. عراق از گازهای خردل نیز استفاده کرد و عامل اعصاب را علیه رزمندگان ما به کار بست.
    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: در عملیات خیبر، عراق از هوا و زمین ما را به وسیله توپخانه خود هدف می‌گرفت. گویا در آن زمان زیرپا گذاشتن تمام قواعد بین‌المللی، استانداردهای جهانی و حقوق بشر برای عراق مجاز شناخته شده بود. جزیره مجنون برای ما بسیار مهم بود چرا که دارای نفت بسیاری بود. قطعا اگر آن زمان عراق بمب اتم داشت آن را در جزیره علیه ما استفاده می‌کرد.
    وی خاطرنشان کرد:‌ سردار گرجی‌زاده چون یک پاسدار بود اگر به دست عراقی‌ها با لباس سبز سپاهی می‌افتاد حسابش از دیگر اسرا جدا بود. اما خدای متعال به او این توان معنوی را داد که در اردوگاه سربلند باشد. مجاهدت ایشان در مدتی که اسیر بود کمتر از زمانی که پشت خاکریزها حضور داشت، نیست. آن زمان عراقی‌ها حتی در حالی که دست و پای اسرای ایرانی بسته بود باز هم از آن‌ها می‌ترسیدند. این چنین افراد سرمایه‌های کمی برای ما نیستند.
    رضایی با اشاره به جنگ‌های 300 ساله گذشته ایران گفت: در طول 300 سال گذشته 25 جنگ انجام شده است و هر بار قسمتی از ایران جدا شده است اما در دفاع مقدس حتی یک تپه یا یک روستا در دست دشمن نماند. باید به چنین روح‌های بلندی که برای ما سربلندی آفریدند افتخار کنیم. اگر امروز از هر 10 جوانی که این کتاب را می‌خوانند بپرسیم که چند نفر آن را باور می‌کنند شاید این جوانان احساس کنند که چنین وقایعی قصه یا داستان است. ما در جنگ خودمان را پیدا کردیم و حقیقت اسلام، ایمان و صداقت در این جنگ بروز داده شد. قبل از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برخی واژه‌ها بدون روح و مفهوم بودند اما انقلاب اسلامی و جنگ باعث شد که به آن‌ها روح دمیده شود.
    فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس گفت: قرارگاه نصرت داستان عجیبی دارد و به غیر از من سردار احمد غلام‌پور و شهید علی هاشمی که فرماندهی این قرارگاه را بر عهده داشت و امام (ره)، کسی از آن باخبر نبود. از آنجایی که در طول جنگ چندین بار به بن‌بست رسیدیم نیاز بود که به طرح ابتکاری دست بزنیم که آن، کشیدن جنگ به هور و مناطق باتلاقی جزیره مجنون بود. عراق به هیچ عنوان احساس نمی‌کرد که ما بتوانیم در این منطقه عملیات کنیم اما اگر این عملیات لو می‌رفت 40 یا 50 هزار نفر از رزمندگان ایرانی اسیر می‌شدند. برای همین بارها خودم و علی هاشمی و چند نفر از فرماندهان دیگر با لباس مبدل به مدت هفت یا هشت ماه به شناسایی منطقه پرداختیم. محور همه این تلا‌ش‌ها علی هاشمی بود. او برای این شناسایی‌ها بسیار زحمت کشیده بود و وقتی دید همه چیز از دست رفته دلش نیامد که به عقب بیاید.
    در بخش دیگر مراسم رونمایی از کتاب «زندان الرشید» حجت‌الاسلام سیدمهدی خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به واژه استقامت که در قرآن به کار رفته است، گفت: من کتاب این فرمانده عزیز را خوانده‌ام و به واسطه ماجراهای خشن و ناجوانمردانه‌ای که دشمن بعثی بر ایشان روا داشته است ناراحت هستم و به انسانیت آن‌ها شک کردم.
    وی ادامه داد: من هم در قرارگاه نصرت حضور داشتم. باید بگویم که رزمندگان قرارگاه نصرت افراد مستوری بودند و باید همواره پنهانی فعالیت می‌کردند. ما در این استقامت‌ها به واسطه مطالعه این کتاب و استقامتی که سردار گرجی‌زاده داشته است خدا را می‌بینیم. باید بگویم که در مکتب امام (ره) و امام حسین (ع) فقط شهادت جای دارد و همین استقامت‌ها باعث شده است که نظام سلطه در رویارویی در حق گاهی جز پذیرش آن نداشته باشد.
    حجت‌الاسلام خاموشی تأکید کرد:‌این خاطرات برای سردار گرجی‌زاده نیست بلکه متعلق به نسل‌های آینده است. بنابراین جای دارد از سوره مهر تشکر کنم و به آن‌ها خسته نباشید بگویم و اگر خوزستان و کوچه پس کوچه‌های آن را ورق بزنیم وقایع زیادی در آن نهفته است. اکنون ما با انتشار چنین کتاب‌هایی تنها به پرده‌ای از وقایع دفاع مقدس دریافته‌ایم.
    در پایان این مراسم نسخه‌ای از کتاب «زندان الرشید» توسط سردار گرجی‌زاده به فرزند شهید هاشمی تقدیم و با حضور محسن رضایی، سردار گرجی‌زاده، حجت‌الاسلام خاموشی، حجت‌الاسلام شیرازی نماینده ولی‌فقیه در سپاه قدس و سردار احمد غلام‌پور از کتاب «زندان الرشید» رونمایی شد.

    در بخش دیگری این مراسم سردار احمد غلام‌پور فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس و از همرزمان شهید علی هاشمی گفت: آخرین لحظه‌ای که آقای گرجی‌زاده اسیر شد من با او تماس داشتم. درباره عملیات خیبر باید به دو نکته توجه کرد: یکی این است که آن زمان جنگ در شرایطی قرار گرفته بود که تقابل جمهوری اسلامی ایران برای ورود به خاک عراق و دیگری، نشان دادن اصرار نیروهای ایرانی برای حفظ مناطقی که آن‌ها را تصرف کرده بود و تلاش‌های عراق برای جلوگیری از ورود به خاک کشورش.
    وی ادامه داد: در عملیات خیبر از نظر نظامی به 30 یا 40 درصد از خواسته‌های خود رسیده بودیم با این حال عراق برای اولین‌بار به شکل وسیع و انبوه از بمب شیمیایی استفاده کرد. عراق آنقدر از بمب استفاده کرده بود که در تماسی با آقای محسن رضایی گفتم آنها یعنی عراقی‌ها آنقدر بر سر ما بمب ریخته‌اند که خسته شده‌اند و اکنون دارند نبشی و آهن‌پاره بر سر ما می‌ریزند. شرایط در آن عملیات آنقدر سخت شده بود که مجبور بودیم هر 40 یا 50 متر از جزیره را به یک فرمانده واگذار کنیم. همچنین فشار عراق باعث شده بود که نفس‌های ما به شمارش بیافتد. اگر پیام امام (ره) مبنی برحفظ این جزایر نبود حفظ آن امکان‌پذیر نبود.
    غلام‌پور خاطرنشان کرد: جزایری که این چنین سخت به دست آمده بود نباید به سادگی از دست می‌دادیم. متأسفانه اکنون به بخش‌های بسیاری از جنگ پرداخته شده است اما سال‌های پایانی آن و از دست دادن جزایر، فاو و شلمچه مغفول مانده است. انشاءالله سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر نهادها بتوانند به این مباحث بپردازند. اتفاقاتی که در عملیات خیبر رخ داد بسیار تلخ بود و جزو واقعیت‌های بسیار مهم جنگ هستند که از دید منتقدین و دلسوزان مغفول مانده است و انشاءالله بستری فراهم شود که این وقایع به رشته تحریر درآید.
    از دیگر سخنرانان این مراسم سردار علی اصغر گرجی‌زاده بود.
    او در سخنانی بیان کرد: تا آنجا که توانسته‌ام در کتاب از شهید علی هاشمی برایتان گفته‌ام. این در حالی بود که هیچ رغبتی برای نوشتن خاطراتم نداشتم اما جناب دکتر بهداروند با سماجت مرا ترغیب کرد چرا که این خاطرات جزو دارایی‌های من نیستند بلکه برای آیندگان خواهد بود. وقتی این کتاب را با 10 بار ویرایش دوباره می‌خوانم خودم باور نمی‌کنم که چنین وقایعی بر ما گذشته است.
    وی ادامه داد: تا آنجا که توانسته‌ام از تلخی‌ها کم گفته‌ام و سعی کرده‌ام افتخارات را بگویم اما در برخی موارد باید به تلخی‌ها نیز اشاره می‌کردم. ما در آن دوران توانستیم در کثیف‌ترین مکان، خدا را بشناسیم.
    در ادامه این مراسم حجت‌الاسلام محمدمهدی بهداروند نویسنده کتاب «زندان الرشید» گفت: امروز 12 اسفند 92 با 12 اسفند سال 62 مقارن است. در این روز عملیات خیبر انجام شد. در مدت این سه سال که خاطرات سردار گرجی‌زاده را می‌نوشتم سیر و سلوک اخلاقی من بود و با این کتاب «مُردم» و زندگی کردم. اول تا آخر این کتاب آیینه تمام نمایی از زندگانی سردار شهید علی هاشمی است. وقتی این کتاب را ورق می‌زنیم با نام مردان بزرگی چون محسن رضایی، احمد غلام‌پور و سردار علی هاشمی که از مردان تکرار‌ناپذیر تاریخ هستند، روبرو می‌شویم.
    در بخش دیگر این مراسم حسین هاشمی فرزند سردار شهید سیدعلی هاشمی فرمانده قرارگاه سری نصرت و سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و مقاومت حوزه هنری نیز سخن گفتند.

  17. صلوات ها 2


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487




    شهیدان بختیار جمور و کوروند، دو شهیدی بودند که به ترتیب پوتینی را که شهید زارعی استفاده می‌کرد، به پا کرده و عهد کردند تا زمان شهادت آن را از پا در نیاورند.

    کتابشناسی مقاومت پایداری
    دوران دفاع مقدس عرصه‌ای برای شناخت توانایی‌های انسان‌های با ایمان و با استعداد بود؛ انسان‌هایی که علیرغم نداشتن مدارک عالی دانشگاه‌های نظامی توانستند با استفاده از خلاقیت و توانمندی‌های خود و از همه مهمتر ایمان مستحکم‌شان، عده زیادی را تحت رهبری خود اداره کنند و در این راه به آرزوی قلبی خود که همان شهادت در راه دفاع از اسلام و کشورشان باشد هم برسند. حال که سال‌ها از آن دوران سراسر شور و حماسه می‌گذرد، عده‌ای بر آن شدند تا با نقل آنچه در دوران دفاع مقدس گذشته، چراغ راهی برای آیندگان روشن کنند.
    به همین خاطر سردار حمید حسام برای تحقق همین موضوع، قلم به دست گرفته و «پوتین‌های آشنا» را درباره «بختیار جمور» در 197 صفحه به نگارش درآورده و انتشارات فاتحان هم برای اولین بار در زمستان 1392 آن را در شمارگان 3000 نسخه روانه بازار نشر کرده است.
    در بخشی از این کتاب در معرفی سردار شهید «بختیار جمور» آمده است که این شهید سرافراز سپاه اسلام در یکی از روستاهای استان همدان پا به عرصه جهان می‌گذارد و در سنین جوانی با انتخاب شغل کارگری و بنایی، زندگی خود را می‌گذراند و در عین حال محرمات و واجبات را نیز به جا می‌آورد تا اینکه با شروع جنگ تحمیلی به عضویت سپاه پاسداران درآمده و در نهایت در کسوت معاونت فرماندهی لشکر 43 امام علی(ع) در عملیات ایذایی قبل از والفجر 8 در منطقه «ام‌الرصاص» به شهادت می‌رسد.
    چشمان گریان‌مان به پیکر بی‌جان بختیار افتاد. قسم خورده بود که تا زمان شهادت پوتین‌های همرزمش، شهید زارعی را در جبهه بپوشد. پوتین همچنان پای او بود

    نویسنده در این کتاب سعی کرده با نقل خاطراتی کوتاه، زندگی‌نامه، حماسه و شهادت «جمور» را به رشته تحریر درآورد و در پایان کتاب نیز ضمیمه‌ای از عکس‌های این شهید را آورده است.
    در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «بر بالای پیکر شهید زارعی نشست. پیشانی‌اش را بوسید و پوتین‌های او را از پاهای سردش درآورد و کرد پای خودش و با حسرت گفت: علی جان تا زمانی که به تو ملحق شوم، اینها را از پا در نمی‌آورم ... .»
    بختیار جمور به همراه سردار بحرینی، فرمانده لشکر 43 امام علی(ع) و تعدادی دیگر از رزمندگان مشغول نصب پل شناوری بر روی اروند بودند تا عملیات ایذایی رزمندگان قبل از والفجر 8 در منطقه «پل نو» خرمشهر به سوی جزیره «ام‌الرصاص» عراق صورت گیرد که بر اثر اصابت خمپاره در نزدیکی این سرداران سپاه اسلام، همگی مجروح می‌شوند که در این بین سردار «بختیار جمور» به دلیل شدت آسیب‌دیدگی به شهادت می‌رسد.
    نامدار سوری، همرزم شهید «جمور» در این باره عنوان می‌کند: «چشمان گریان‌مان به پیکر بی‌جان بختیار افتاد. قسم خورده بود که تا زمان شهادت پوتین‌های همرزمش، شهید زارعی را در جبهه بپوشد. پوتین همچنان پای او بود. ... جمور را کنار شهید زارعی دفن کردند و این بار «کوروند» پوتین‌های جمور را پوشید.» چهلم شهادت بختیار بود که کوروند هم با همان «پوتین‌های آشنا» به شهادت رسید.

  19. صلوات ها 2


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    خاطرات روزه داری در ایام جنگ!

    معرفی دو کتابی که از خاطرات روزه‌داری در ایام جنگ می‌گوید؛ کتابهای «شهردار اردوگاه» و « آن بیست و سه نفر».

    کتابشناسی مقاومت پایداری


    «شهردار اردوگاه»

    «شهردار اردوگاه» خاطراتی از روزه‌داری اسیران ایرانی در بازداشتگاه‌های عراق را در بر دارد.
    در بخشی از کتاب « شهردار اردوگاه»، روزه‌داری ماه مبارک رمضان در اردوگاه‌های رژیم عراق این‌طور روایت می‌شود: «...کم کم ماه مبارک رمضان در حال نزدیک شدن بود. این اولین ماه رمضانی بود که انتظارش را می‌کشیدیم .قبل از آن بچه‌ها روزهای دوشنبه و پنجشنبه را به تبعیت از برنامه خودسازی حضرت امام خمینی روزه می‌گرفتند و هرچه به ماه مبارک رمضان نزدیک‌تر می‌شدیم هم به تعداد روزها افزوده می‌شد و هم به تعداد روزه‌دارها.
    سروصدای حاصل از بیدارشدن روزه‌دارها خوش خدمتی بعضی از ضعیف‌النفس‌ها و خبرچینی جاسوس‌ها باعث شد که فرمانده اردوگاه برای جلوگیری از تشنج و یا درگیری احتمالی، فکری برای روزه‌دارها بکند. کسی چه می‌داند شاید هم می‌خواست مذهبی‌ها را شناسایی کند.
    فرمانده یک روز همه را جمع کرد و اعلام نمود هرکس میخواهد ماه رمضان را روزه بگیرد این سوی برود.
    اگر چه از بین جمعیت 800 نفری اردوگاه تعداد فراوانی روزه می‌گرفتند ولی فقط 300 نفر به خود جرات دادند و این سوی ایستادند. دیگران هر کدام دلیل و توجیهی برای سهیم‌نشدنشان داشتند.
    افسر عراقی ما سیصد نفر را به سه گروه 100 نفره تقسیم و مرا مسوول یکی از آن گروه‌ها کرد.
    از آن روز به بعد همه نفس راحتی کشیدیم .هم به این دلیل که همه یکدست و یک مرام بودیم و هم به دلیل این که دیگر خبری از خبرچین‌ها در بین نبود.
    عجیب بود این بچه ها از بهترین بندگان خدا بودند . آنها برای شستن ظروف غذا ، نظافت و امور آسایشگاه از هم سبقت می‌گرفتند و به تنها چیزی که می‌اندیشیدند رضایت خدا و کسب ثواب بود...»(ص63)
    كتاب «شهردار اردوگاه» سرگذشتنامه‌ آزاده فریدون بیاتی معروف به « عمو فریدون» از آغاز تولد، دوران مدرسه، سربازی، ازدواج، انقلاب و جنگ تحمیلی و شركت وی در جنگ و سپس اسارت به دست رژیم بعث و ماجرای اسارتش در اردوگاه‌های موصل 1 و 3، رویدادهای آن دوران، خدمتگزاری‌های وی به دوستان اسیر خود و گرفتن عنوان شهردار اردوگاه و در نهایت آزادی و بازگشت به وطن ایشان است.
    «شهردار اردوگاه» با بازنویسی عبدالرضا سالمی‌نژاد، از سوی انتشارات پیام آزادی با شمارگان دو هزار و 500 نسخه، قطع رقعی، 199صفحه، به بهای 18 هزار ریال در سال 1386 منتشر شده و در سال 1391 به چاپ سوم رسیده است.
    کتابشناسی مقاومت پایداری
    «آن بیست و سه نفر»

    «آن بیست و سه نفر»، نوشته احمد یوسف‌زاده، در برگیرنده خاطرات و رشادت‌های نوجوانان رزمنده و مقاومت آنان در اردوگاه‌های ارتش بعث و همچنین روایت روزه‌داری اسرا در اسارت است.
    با وجود گذشت سال‌ها از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، هنوز خاطرات و سرگذشت‌نامه‌های رزمندگان کشورمان خواندنی و شنیدنی است. خاطرات خودنوشت احمد یوسف‌زاده از دوران اسارت در کتابی با عنوان «آن بیست و سه نفر»، منعکس‌کننده حماسه آفرینی‌های بیست و سه نوجوان در دوران اسارت و یکی از کتاب‌های خواندنی دفاع مقدس است.
    در بخشی از این کتاب درباره روزه‌داری اسرا در اردوگاه عراقی‌ها آمده است:
    «... روز دهم تیرماه سال 1361 شمسی مصادف بود با اولین روز از ماه مبارک رمضان سال 1413 قمری در عراق. اقامتمان در زندان بغداد بیش از یک ماه طول کشیده بود و از لحاظ شرعی می‌‌توانستیم نمازمان را کامل بخوانیم و روزه بگیریم. موضوع را با صالح در میان گذاشتیم و او از عراقی‌‌ها خواست ناهار و شام ما را یک‌جا غروب تحویل بدهند تا با یکی افطار کنیم و با دیگری سحری بخوریم. عراقی‌‌ها قبول کردند. اما پیرمرد عرب وقتی متوجه شد تصمیم داریم در تیرماه بغداد و در آن زندان تنگ و دم‌‌کرده روزه بگیریم حسابی شاکی شد. او بارها به صالح توصیه کرد که ما را از این تصمیم منصرف کند؛ اما صالح هیچ‌وقت مانع نشد.
    اولین روزه را گرفتیم؛ با سختی بسیار. تشنگی کشنده و طاقت‌‌سوز بود. اما، به هر حال، با صدای شلیک توپ افطار همه ‌‌چیز تمام شد و روزه‌‌مان را باز کردیم. ...
    پیرمرد عرب روزه نمی‌‌گرفت؛ اما بیشتر از ما برای فرارِسیدن موعد افطار لحظه‌‌شماری می‌‌کرد. ...
    روز سوم ماه رمضان، وقتی تقاضایمان از عراقی‌‌ها برای گرفتن یخ یا دست‌‌کم فلاکسی آب خنک بی‌‌پاسخ ماند، عباس پورخسروانی برای تهیه آب خنک افطار دست به کار شد. قوطی خالی شیر خشکی که افسر تهرانی زن کوزه به دوش را روی درش خلق کرده بود هنوز گوشه زندان بود. عباس ظهر که از دست‌شویی برمی‌‌گشت قوطی را پر از آب کرد و داخل زندان آورد. روکش یکی از بالش‌‌ها را پیچید دور قوطی آب و خیسش کرد و گذاشتش زیر پنکه. باد پنکه دایره‌‌های کوچکی روی سطح آب درست می‌‌کرد. به این ترتیب آب خنک افطارمان جور شد؛ گرچه به هر یک از ما یک استکان بیشتر نمی‌‌رسید و مجبور بودیم عطش را با آب سطلی فرو بنشانیم که صالح از شیر آب پر می‌‌کرد.
    روز چهارم رمضان، نزدیکی‌‌های غروب، صالح از توی حیاط زندان آمد داخل و توی دستش یک شیشه شربت پرتقال بود. شیشه را گرفت به طرف ما و با خوشحالی گفت: «بچه‌‌ها، این هم شربت برای افطار!» گفتیم: «صالح، از کجا؟» خندید و گفت: «از معامله سیگار با شربت!»
    ...
    پیش از ظهر بیست و سوم ماه رمضان عراقی‌‌ها ریختند داخل زندان و با عجله دستور دادند آماده حرکت شویم. مقصدمان نامعلوم بود. نه صالح و نه حتی زندانبانان عراقی نمی‌‌دانستند ما را قرار است کجا ببرند. عبدالنبی و رضا و پیرمرد عراقی، با چشمانی اشک‌‌آلود، آماده وداع بودند. وقتی فهمیدیم صالح هم باید با ما بیاید خوشحال شدیم. امیدوار بودیم مقصدمان اردوگاه اسرا باشد.
    برای ما و به‌خصوص صالح، که ده ماه از اسارتش می‌‌گذشت و این مدت را در آن شکنجه‌‌گاه گذرانده بود، چه مژده‌‌ای بهتر از رفتن به اردوگاه بود؛ جایی که وسیع بود و هزاران اسیر می‌‌توانستند با هم ارتباط داشته باشند، حمام کنند و زیر نور آفتاب بنشینند. اما ما فقط امیدوار بودیم این اتفاق بیفتد. کسی نگفته بود داریم به اردوگاه منتقل می‌‌شویم.
    با عبدالنبی و پیرمرد عرب و گروهبان رضا خداحافظی کردیم و با دعای خیر پیرمرد مهربان از زندان خارج شدیم. سر آن کوچه مخوف، که کبودی کتک‌هایی که در آن خورده بودم هنوز روی بدنم بود، نه آن ونِ همیشگی که یک خودروی استیشن سیاه‌‌رنگ به انتظارمان ایستاده بود.
    باورمان نمی‌‌شد عراقی‌‌ها بخواهند یا بتوانند بیست و سه نفرمان را در آن جای بدهند. اما آن‌‌ها این کار را کردند. ... آفتاب تموز بر سقف سیاه ماشین می‌‌تابید و ما انگار زنده‌‌زنده در تنوری داغ افتاده بودیم.
    ماشین حرکت کرد؛ آژیرکشان. ...
    در باز شد. ماشین تا وسط حیاط ساختمان رفت و همان‌جا ایستاد. پیاده شدیم؛ با پاهایی که خواب رفته بود. برخلاف تصور ما، هیچ اسیری توی آن ساختمان نگه‌داری نمی‌‌شد. اول گمان کردم اسرا توی اتاق‌‌هایشان خوابیده‌‌اند؛ اما حدسم درست نبود.
    ماشینی که ما را آورده بود برگشت. ما ماندیم و صالح و چند سرباز عراقی، که مسئولیت حفاظت از آنجا را به عهده داشتند. سربازهای عراقی ما را به یک‌دیگر نشان می‌‌دادند و چیزهایی به هم می‌‌گفتند. معلوم بود فیلممان را بارها از تلویزیون دیده‌‌اند و برایشان غریبه نیستیم.
    در هر ضلع ساختمان چهار اتاق بود با درهای قفل‌‌شده. چند بوته گل سرخ در قسمت ورودی ساختمان دیده می‌‌شد و کنارشان یک بشکه آب، که زمین اطرافش را نمناک کرده بود.
    تشنگی امانمان را بریده بود و ما همچنان روزه بودیم. صالح به دادمان رسید. او گفت ما از حد ترخّص خارج شده‌‌ایم. بنابراین می‌‌توانیم روزه‌‌مان را بخوریم. با شنیدن این فتوای به‌موقع، تا حد انفجار از آب‌‌های گرم و گل‌‌آلود آن بشکه زنگ‌‌زده نوشیدیم و بعد به دستور سرباز لاغر‌‌اندامی که آبله‌‌رو بود داخل یکی از اتاق‌‌ها شدیم؛ اتاقی کوچک‌‌تر از زندان بغداد. نشستیم تنگ هم توی آن اتاق داغ. صالح آنچه را در راه از محافظ عراقی داخل ماشین شنیده بود برایمان تعریف کرد....»
    یوسف‌زاده در توضیح ویژگی‌های ادبی اثر خود گفته‌است: « یکی از حُسن‌های کتاب آن بیست و سه نفر این است که خواننده با یک روایت داستانی مواجه است. من حتی در برخی قسمت‌های کتاب تعلیق ایجاد کردم که برای خواننده جذاب شود.»
    «آن بیست و سه نفر»، خاطرات خودنوشت احمد یوسف‌زاده را انتشارات سوره مهر، در شمارگان 2500نسخه، قطع رقعی، 408 صفحه، با بهای 139 هزار ریال در خرداد 1393 منتشر کرده است.

  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود