صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انسان شناسی عرفانی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    انسان شناسی عرفانی




    باسمه تعالی

    نکته ای که در آغاز باید بدان پرداخت تبیین جایگاه و موقعیت انسان در چینش نظام هستی بر اساس مبانی عرفانی است.


    دو واژه از مجموعه واژگان عرفانی«جلا و استجلا» است که از جهتی همه تعین های حقانی و خلقی را پوشش می دهند. جلا عبارت است از ظهور و جلوه ذات خداوند متعال برای خودش و در خودش. به بیان دیگر،آن گاه که حق تعالی بدون استفاده از تعین های خلقی به تماشای ذات خود بنشیند، جلا روی داده است و طبیعی است که این حقیقت در دو تعین اول و ثانی رخ می دهد و به همین لحاظ به هر یک از تعین های حقی، یعنی تعین اول و ثانی مرتبه یا تعین جلائیه گویند.[1]



    اما استجلا عبارت است از ظهور و جلوه ذات حق برای خودش و در تعینات خلقی، به بیان دیگر هر گاه خداوند خود را در تعین های خلقی ملاحظه و جمال و جلال خویش را در آنها تماشا کند استجلا مطرح خواهد شد.

    ملا عبدالرزاق کاشانی در اصطلاحات الصوفیه می گوید: الجلاء هو ظهور ذات المقدسة لذاتها فی ذاتها و الاستجلاء ظهورها لذاتها فی تعیناته[2]



    جلا ظهور ذات مقدس باری تعالی در ذات خود و برای خود است و استجلا ظهور ذات خداوند برای خود و در تعین های خلقی خویش می باشد

    پی نوشت:
    [1].صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، ، تمهیدالقواعد، ص144
    [2].ملا عبدالرزاق کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، ص20


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۶:۴۴

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    برای تشبیه گاهی انسان بدون استفاده از چیزی خود را می نگرد اما گاهی آینه ای به دست می گیرد و در آینه خود را تماشا می کند علم ذات به ذات خداوند نیز به این دو نحو صورت می پذیرد:


    اگر بدون استفاده از تعینات خلقی و قبل از آنکه به مرتبه تعین های خلقی توجه کند به تماشای خویش بپردازد جلا روی داده است و اگر تعین های خلقی از عوالم عقلی و مثالی و مادی را آیینه های ظهور و جلوه خود قرار دهد و خود را در مظاهر و مرائی آنها بنگرد استجلا رخ داده است. از همین رو به تعین های خلقی ، تعینات یا مراتب استجلائیه نیز می گویند.[1]


    و به همین سبب اهل معرفت همه عالم و تمام موجودات آن را آیات خداوند و آینه های خدانما می دانند. صدرالمتالهین در فصل سی و سوم از مرحله علت و معلول اسفار در این باره می گوید:


    همه ماهیات و ممکنات آینه های وجود حق تعالی و محل های جلوه و تجلی حقیقت مقدس او هستند و خاصیت هر آینه ای از آن جهت که آینه است، آن است که صورتی را که در او جلوه کرده است نشان دهد (پس همه موجودات عالم، حق تعالی را نشان می دهند.)[2]

    پی نوشت:
    [1].صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، ، تمهیدالقواعد، ص144
    [2].صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی، الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیةالاربعة ، ج2، ص356

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۶:۴۷

  5. صلوات ها 2


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    در جلا خداوند خود را در مراتب جلائیه یعنی تعین اول و دوم به نظاره می نشیند و کمالات خود را در آنها می بیند اما این دیدن حب و عشق الهی را در جلوه گر به نحو کامل تامین نمی کند زیرا ملاحظه خود در غیر خصوصیت هایی دارد که دیدن خود در خویش ندارد.[1]


    و از همین جهت استجلا و مراتب استجلائیه مطرح می شود بنابراین از منظر عرفان اسلامی سرّ اصل خلقت بر پایه استجلا تبیین می شود و به بیان دیگر اساسا موجودات از آن روی پدید آمده اند و خلقت صورت پذیرفته است که اینه حق نما و جلوه ها و مظاهر اسما و صفات و کمالات خداوند باشند.


    خداوند متعالی در مقام استجلا در هر شیئی به حد و اندازه خود آن شی ظهور می کند و هر موجودی به اندازه ظرفیت و استعداد خویش می تواند خدا را نشان دهد در وادی استجلا و ظهور موجودات به نحو تشکیکی مظهریت حق را بر عهده می گیرند اما هیچ یک نمی تواند حق تعالی نه آن چنان که خودش هست بلکه آن چنان که خداوند است نشان دهد بنابراین می باید در مراتب استجلائیه موجودی کامل پدید آید که خداوند سبحان به حد و اندازه خود در او جلوه کند و آن موجود به سبب ظرفیت و استعداد بی کرانش بتواند همه اسما و صفات و کمالات خداوندی را به منصه ظهور و بروز آورد.

    این موجود کسی نیست جز انسان که کمال نهایی استجلا در او صورت می پذیرد توضیح اینکه بر اساس حرکت حبی حق تعالی می خواهد در غیر تجلی کند و خود را در غیر ببیند و این هدف را هر موجودی بر حسب سعه وجودی اش برآورده می کند لیکن نهایت و کمالش به وسیله انسان تحقق می یابد.[2]


    بنابراین اگر سر اصل خلقت استجلا است سر خلقت انسان کمال استجلاست و انسان تجلی نهایی و اعظم خداوند است و تحلیل این خاصیت انسان هم در جامعیت اوست.


    آدم اصطرلاب اوصاف عُلوست / وصف آدم مظهر آیات اوست
    هر چه در وی می نماید عکس اوست / همچو عکس ماه اندر آب جوست[3].

    پی نوشت:
    [1].ر.ک. محمود قیصری، شرح فصوص الحکم، فص آدمی، ص61
    [2].ر.ک. صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، تمهیدالقواعد، فصل41-48، ص439-486
    [3].مثنوی معنوی، دفتر ششم، بیتهای 3138-3139

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۶:۵۴

  7. صلوات ها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    جامعیت انسان


    از جمله مباحث مشترک بین فلسفه و عرفان که شاید از عرفان به فلسفه راه یافته باشد تطابق الکونین یا تطابق عالم و آدم است.

    حکما و عرفای اسلامی معتقدند اگر انسان را از بقیه عالم جدا کنیم و آن گاه به مقایسه این دو بنشینیم درخواهیم یافت آنچه در عالم و نظام هستی وجود دارد در انسان نیز هست از همین روی همچنان که عالم سه مرحله عقلی و مثالی و مادی دارد انسان نیز دارای مراحل سه گانه عقل و مثال و ماده است. این بحث اگر با مراتب استیداعیه قوس نزول در عرفان سامان داده شود بسیار آسان تر به سرانجام مطلوب می رسد زیرا انسان در گذر از مراحل قوس نزولی ، احکام هر یک از آنها را به خود می گیرد و در نهایت قوس نزول انباشته از همه می شود از همین رو به دلیل تطابق دو نسخه عالم و آدم عالم را عالم کبیر و انسان را عالم صغیر و دنیای کوچک گفته اند همچنان که گاهی عالم را انسان کبیر و انسان را عالم صغیر نامیده اند.[1]


    و بالاتر ازآن گاهی انسان را عالم کبیر بلکه اکبر گفته اند زیرا تمام جهان و عالم را منظوی در او دانسته اند. شیخ بهایی در تفسیر حدیث یازدهم از اربعین حدیث خود در این باره می گوید:
    واعلم انک نسخة مختصرة من العالم فیک بسائطه و مرکباته و مادیاته و مجرداته بل انت العالم الکبیر بل الاکبر کما قال امیرالمومنین و سید الموحدین

    دواوک فیک و ما تبصر / وداوک منک و ما تشعر

    و تزعم انک جرم صغیر / و فیک انطوی العالم الاکبر[2]


    بدان ای انسان که تو نسخه مختصری از جهانی که در تو بسائط (عناصر) و مرکبات و مادیات و مجردات عالم نهفته است بلکه بالاتر از ان، تو عالم کبیری بل عالم اکبری همچنان که امیر مومنان و سید موحدان فرموده اند: دوای تو در توست و تو نمی بینی و درد تو نیز از توست و تو نمی دانی و تو می انگاری جرم کوچکی هستی در عالم اکبر در تو هم پیچیده است.


    مولانا انسان را به لحاظ ظاهر عالم اصغر و به لحاظ باطن عالم اکبر می داند و می گوید:


    پس به صورت عالم اصغر تویی / پس به معنی عالم اکبر تویی[3]

    پی نوشت:
    [1].ر.ک. داوودبن محمود قیصری، شرح فصوص الحکم، ، اوایل فص آدمی، ص66-67
    [2].شیخ بهایی، الاربعین، حدیثا، ص205
    [3].
    مثنوی معنوی، دفتر چهارم بیت 521

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۰۰

  9. صلوات


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    در عرفان اسلامی و بر اساس چینش عرفانی نظام هستی تبیین جامعیت انسان بسیار استوارتر صورت می پذیرد زیرا عرفا چنانکه در فصل پیشین گذشت ماسوای ذات خداوند را به حضرات خمس تقسیم بندی می کنند حضرت اول، شامل تعین اول و ثانی است که جزو صقع ربوبی اند. حضرت ثانی عالم عقل و پس از آن عالم مثال حضرت سوم است. و در نهایت قوس نزولی حضرت رابع یعنی عالم ماده است اما حضرت خامس حقیقتی است که جامع همه حضرات پیشین بوده هر چهار حضرت را در خود جمع دارد و آن انسان کامل و کون جامع است بنابراین بقیه کونه ها و هستی ها حتی تعین اول و ثانی ناقص اند و آن کونی که جامع و کامل است و حضرتی است که خدای متعال به کمال در آن حضور یافته و ظهور کرده انسان کامل است.


    بنابراین جامعیت انسان تا آنجا پیش رفته است که تا صقع ربوبی نیز راه داشته و حضرت اول را هم در خود دارد و از همین روی موجودی حقانی خلقی است.

    ابن عربی در فصآ دمی از فصوص الحکم دو دست خداوند را در آیه ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی[1]،به صورت حقانی که عبارت از تعین های حقی است و صورت عالم که شامل تعین های حقی است و صورت عالم که شامل تعین های خلقی می شود تفسیر کرده و انسان را به جامع این دو صورت و دو دست می شمارد و می گوید:

    و لهذا قال لابلیس: ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی؟ و ما هم الا عین جمعه بین الصورتین: صورة العالم و صورة الحق و هما یدالحق تعالی[2]؛ و به خاطر شرافت دادن به آدم است که خداوند متعالی به ابلیس فرمود: چه چیزی مانع تو شد که آنچه را با دو دستم خلق کردم سجده کنی؟ و ان چیز نیست مگر حقیقت جامع بین دو صورت عالم (حقایق کونی) و صورت حق (حقایق الهی ) که اینها دو دست حق هستند و آدم و انسان با این دو دست خلقت یافته است.

    پی نوشت:
    [1].ص، 75
    [2].داوودبن محمود قیصری، شرح فصوص الحکم اواخر فص آدمی، ص90

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۰۷

  11. صلوات


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بر پایه مبانی عرفانی در تحلیل مسئله جامعیت انسان می توان گفت انسان کامل مظهر اسم جامع الله است و همچنان که اسم جامع الله، جامعیت کامل و سیطره بر جمیع اسما دارد مظهر او نیز چنین خواهد بود زیرا چینش اسما در تعین ثانی که از اسم الله آغاز می شود و بعد به اسمای اربعه و سپس سبعه و پس از آن تا بی نهایت پیش می رود در کنار خود چینش اعیان ثابته را که مظاهر اسما هستند در پی دارد و در عرض اسما از از مظهر و عین ثابت اسم الله آغاز و به ترتیب تا بی نهایت پیش می رود در این ساختار انسان کامل همان مظهر و عین ثابت اسم جامع الله است و از جهتی عین و متحد با این اسم بوده همه کمالات او را داراست و نسبت به مادون نقش الوهیت و تدبیر دارد (با تذکر مکرر این نکته که بحث ما در الله وصفی است نه الله ذاتی که احدی بدان دسترسی ندارد.)


    بنا براین تحلیل انسان صاحب مقام جمعی است و باید هماهنگ با عرفا گفت انسان حق خلق است هم حق است و هم خلق هم واجب است و هم ممکن هم رب است و هم مربوب زیرا هم جهت خلقی دارد و هم تا صقع ربوبی و تا اتحاد با اسم جامع الله پیش رفته است:


    در سه گز قالب که دادش وانمود / هر چه در الواح و در ارواح بود
    تا ابد هر چه بود او پیش پیش / درس کرد از علم الاسماء خویش [1]


    با شرح و بسطی که درباره جامعیت انسان گذشت اکنون اساس انسان شناسی عرفانی پی ریزی شده است.

    پی نوشت:
    [1].مثنوی معنوی، دفتر اول بیت های 2648-2649


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۰۹

  13. صلوات


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نوع انسان و انسان کامل


    پرسش قابل طرح در این مرحله آن است که آیا آنچه درباره جامعیت انسان ارائه می شود ناظر به انسان کامل است یا همه افراد انسان و یا نوع انسان؟


    در پاسخ به این پرسش باید میان قابلیت چنین جامعیتی و فعلیت آن فرق گذاشت اهل معرفت بر این باورند که قابلیت آن در نوع انسان وجود دارد و تک تک افراد نوع انسان می توانند به این رتبه از کمال جمعی دست یابند انما فعلیت این کمال فقط در انسان کامل صورت می بندد.


    عرفا در این باره افزون بر معیارهای شهودی از آیه امانت نیز سود برده اند (همانا ما بار امانت را بر اسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند اما انسان آن را بر دوش کشید.)[1]



    بر اساس این آیه پس از عرضه امانت الهی بر آسمان ها و زمین و کوه ها تنها انسان این بار عظیم امانت الهی را بر دوش کشید که از منظر اهل معرفت حاکی از دارا بودن قوه و منه مقام جمعی است.


    محقق قیصری در این زمینه می گوید:

    ... و الیه الاشارة بقوله تعالی انا عرضنا الامانة علی السماوات و الارض ای علی اهل السموات و الارض من ملکوتها و جبروتها فابین ان یحملنها حیث ما اعطت استعداداتهم تحملها و حملها الانسان لما فی استعداده ذلک...[2]،

    و در اشاره به مقام جامعیت انسان است که خداوند می فرماید: انا عرضنا الامانة علی السماوات و الارض... که مراد از آسمان ها و زمین در این آیه اهل آسمان ها از ملکوتیان و جبروتیان و اهل زمین اند و همگی آنها از برداشتن این بار امانت سر باز زدند زیرا استعدادهای ایشان را یارای تحمل و برداشتن این بار عظیم نبود اما انسان به جهت استعداد ویژه اش بار امانت الهی را برداشت.

    پی نوشت:
    [1].احزاب، 7
    [2].داوودبن محمود قیصری، شرح فصوص الحکم، ص66



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۲۶

  15. صلوات


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بنابراین اگر انسان در میان موجودات عالم اشرف مخلوقات شمرده می شود و هیچ موجودی به پایه کمال انسانی نمی رسد به حسب نوع انسان تنها در قابلیت مقام جمعی تحلیل می گردد و به حسب افراد انسان ها از نظر فعلیت یافتن چنین مقامی مورد ملاحظه قرار می گیرد یعنی اشرفیت انسان از همه مخلوقات به نحو بالقوه در نوع انسان و به صورت فعلیت یافته در انسان کامل تحقق می یابد به بیان دیگر اشرفیت نوع انسان به لحاظ قابلیت و استعداد است زیرا در در میان انواع موجودات هیچ نوعی از نظر استعداد و قابلیت به پایه استعدادهای نهفته در نوع انسان نمی رسد اما به لحاظ فعلیت یافتن این استعدادها تنها عده ای که از از آنها با عنوان انسان های کامل یاد می شود اشرف مخلوقات و برترین موجودات نظام هستی به شمار می آیند و دیگران در درجات نازل تر قرار دارند تا آنجا که ممکن است برخی از انسان ها حتی از جمادات و حیوانات نیز فروتر و پست تر باشند.


    از همین رو ابن عربی در پاره ای از کلمات خود انانسان هایی را که به مقام شهودی حق دست نیافته اند از حیوانات و گیاهان و حتی از جمادات پست تر می شمارد و می گوید:


    فلا خلق اعلی من جماد و بعده / نبات علی قدر یکون و اوزان
    و ذوالحس بعد النبت فالکل عارف / بخلاقه کشفا و ایضاح برهان
    فاما المسمی ادم فمقید / بعقل و فکر او قلادة ایمان [1]

    ابن عربی در این ابیات برترین موجود را جماد و پس از آن حیوان می شمارد و انسان را در آخرین رتبه از کال قرار می دهد و سر آن را آن را علم کشفی جماد و گیاه و حیوان به خداوند متعالی می شمارد اما نباید پنداشت که از منظر وی همه انسان ها از جماد و گیاه و حیوان پایین ترند.

    زیرا مراد او تنها انسان های مقید به فکر و عقل مشوب و یا ایمان تقلیدی است نه نوع انسان یا انسان کامل، به بیان دیگر نوع انسان قابلیت دستیابی به همه مراحل کمالی حتی تعین اول را دارد و گروهی نیز از این قابلیت بهره برده آن را به فعلیت می رسانند که اینان اشرف همه مخلوقاتند اما گروه دیگری از انسان ها از این قابلیت های نهفته در خود بهره نمی برند که در این صورت از جماد نیز فرو پایه تر خواهند بود از این رو محقق جندی در شرح ابیات مزبور یادآور می شود که حیوانات از انسان های کامل بسی نازل ترند اما از انسان حیوان که استعدادهای الهی خود یا همان امانت الهی را به فعلیت نرسانده است برترند[2]

    پی نوشت:
    [1].موید الدین جندی، شرح فصوص الحکم، فص اسحاقی، ص379

    [2].جندی، شرح فصوص الحکم ص379

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۰

  17. صلوات


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    علامه طباطبایی در این باره از آیه یازدهم سوره اعراف استفاده می کند: و ما شما را خلق کردیم و پس از آن بر شما صورت تنهادیم و آن گاه فرشتگان فرمان دادیم تا همگی بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند.


    چنان که در این ایه مشاهده می شود در آغاز مخاطب خداوند همه انسان ها هستند و ضمیر جمع کم از این معنا حکایت می کند اما در ادامه و در همان سیاق ناگهان عبارت تغییر می کند و آدم مسجود ملائکه معرفی می شود علامه طباطبایی بر این باور است که آنچه مسجود ملائکه قرار گرفته است طبیعت انسانی و مقام انسانیت است و تجلی خارجی این سجده بر حضرت آدم نیز به لحاظ وجود همین طبیعت و مقام در اوست.


    وی در ذیل آیه مزبور در تفسیر المیزان می گوید:

    مخاطب خداوند در آیه و لقد خلقناکم ثم صورناکم همه آدمیان هستند.... لذا انتقال خطاب از عموم به خصوص حضرت آدم علیه السلام در آیه ثم قلنا للملائکة اسجدوا لادم بیانگر این نکته است که سجده فرشتگان متعلق به همه انسان ها و به تعبیر دقیق تر متعلق به نشئه انسانیت [طبیعت آدمیت] بوده است گرچه حضرت آدم همانند قبله ای برای این سجده قرار داده شد بنابراین آن جناب در مسئله سجده فرشتگان سمبل آدمیت و ضرب المثال انسانیت بوده و نایب مناب همه افراد انسان ها قرار گرفته است نه آنکه صرفا شخص او مسجود فرشتگان باشد همانند خانه خدا کعبه که به عنوان قبله قرار داده شد تا در عبادات بدان توجه کنند و ناحیه ربوبیت در آن تمثل یابد.[1]

    پی نوشت:
    [1].
    علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ج8، ص20
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۲

  19. صلوات


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    خلافت انسان کامل


    خلافت و جانشینی انسان از مهم ترین مسائل در معارف دینی و نیز مباحث عرفانی است این خلافت گاه در مقام ظاهر و تشریع و قانون گذاری و حکومت داری و گاه در مقام باطن و تکوین است و از همین روی خلافت بر دو گونه است خلافت تشریعی یا ظاهری، و خلافت تکوینی یا باطنی بر اساس آموزه های اسلامی خلافت تشریعی با خلافت باطنی و تکوینی ارتباطی وثیق و لاینفک دارد لکن در این سنخ از مباحث توجه اساسی بر خلافت تکوینی و باطنی متمرکز است.


    در خلافت تکوینی همانند خلافت تشریعی سه طرف وجود دارد «خلیفه»، «مستخلف عنه» یا کسی که خلیفه و جانشین به جای او می نشیند و مستخلف علیهم یعنی کسانی که خلیفه به واسطه جانشینی مستخلف عنه بر آنها خلافت و سیطره می یابد بنابراین در خلافت تکوینی ضلع اول خداوند متعالی (مستخلف عنه ) است و ضلع دوم انسان، که خلیفه خداست و ضلع سوم خلق خدا و ماسوی الله هستند که انسان بر آنها خلافت یافته است. بر این اساس انسان واسطه میان حق و خلق بئوده حقیقت برزخی دارد[1]


    و از یک سو با مستخلف عنه یعنی خداوند مرتبط است و از سوی دیگر با خلق و مستخلف علیهم.


    درباره ارتباط خلیفه و مستخلف عنه آنچه عقل و فطرت می پذیرد و حکمت اقتضا می کند این است که خلیفه و جانشین باید صفات مستخلف عنه را داشته باشند با توجه به بحث هایی که درباره جامعیت انسان مطرح شد.[2]


    شایستگی انسان برای خلافت الهی ثابت می شود زیرا انسان موجودی حقی و خلقی و کون جامع است و همه حضرات را در خود دارد و صاحب مقام جمعی است ابن عربی در عبارتی کوتاه تمام مطلب را جمع کرده است:
    پس انسان حق و خلق است(به لحاظ باطن خود بهره ای از حق دارد و به جهت ظاهرش نشئه خلقی را در خود جمع دارد.[3]

    بنابراین مرتبه انسان را دانستی که مرتبه مجموعی است و به واسطه داشتن همین مرتبه مجموعی استحقاق خلافت را داراست.

    پی نوشت:
    [1].ر.ک. محی الدین بن عربی انشاء الدوائر ص18
    [2].عبدالرحمن جامی، نقدالنصوص، ص63
    [3].ر.ک. شرح قیصری بر این قسمت از عبارت ابن عربی

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۷

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود