صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بدگمانی به همسر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعه در هر زمینه ای خصوصاٌ کتب مذهبی-سر و کارداشتن با کودکان
    نوشته
    5
    حضور
    3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15

    بدگمانی به همسر




    با سلام.شغل پدرم دامداری هست سال پیش به خاطر دزدیده شدن دامهایمان به پدرم ضربه روحی شدیدی وارد شد و رفته رفته رفتارش بدتر می شد تا اینکه در روز اربعین حسینی که هر سال نذری می دهیم ناراحتی شدیدی در خانواده توسط پدرم به وجود آمد لازم به ذکر است که پدرم هر سال به دلیل کینه ای که از یکی از همسایگانمان دارد هیچ وقت به آنها نذری نمی دهد و چون دو سال است که درست در روز اربعین دچار ناراحتی می شویم بارها به پدر به خاطر کاری که می کند تذکر داده بودیم ولی او به دلیل لجبازی به حرف هیچ کس گوش نمی دهد و من احساس می کنم بوی نذری که در هوا پخش می شود و آن همسایه قادر به خوردن از آن نذر نیست ما هر سال این ناراحتی را داریم که از اربعین امسال هم این ناراحتی شدت یافته و تا حالا ادامه دارد نمی دانم به سر پدرم چه آمده که حالا این ناراحتی تبدیل به بدگمانی به مادرم شده و نسبت های ناروا که واقعیت ندارد به او می دهد و روز به روز هم بدتر می شود و هچ موقع حرف مادرم را حتی قسمهایی که مادرم نسبت به پاکی و وفاداری خودش می خورد باور نمی کند در حالی که من وبقیه خانواده به پاکی مادرم ایمان داریم هر کاری هم که فکر می کردیم وضع نابسامان خانوده را بهبود می بخشد انجام دادیم و لی بهبودی حاصل نشدحالا نمی دانیم چه بکنیم من از آینده خودمان و آخرت پدرم بیمناکم چون که دیگر از عاقبت خودش هم ترسی ندارد لطفاً ما را راهنمایی کنید.


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست





    بدگمانی به همسر








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    با سلام.شغل پدرم دامداری هست سال پیش به خاطر دزدیده شدن دامهایمان به پدرم ضربه روحی شدیدی وارد شد و رفته رفته رفتارش بدتر می شد تا اینکه در روز اربعین حسینی که هر سال نذری می دهیم ناراحتی شدیدی در خانواده توسط پدرم به وجود آمد لازم به ذکر است که پدرم هر سال به دلیل کینه ای که از یکی از همسایگانمان دارد هیچ وقت به آنها نذری نمی دهد و چون دو سال است که درست در روز اربعین دچار ناراحتی می شویم بارها به پدر به خاطر کاری که می کند تذکر داده بودیم ولی او به دلیل لجبازی به حرف هیچ کس گوش نمی دهد و من احساس می کنم بوی نذری که در هوا پخش می شود و آن همسایه قادر به خوردن از آن نذر نیست ما هر سال این ناراحتی را داریم که از اربعین امسال هم این ناراحتی شدت یافته و تا حالا ادامه دارد نمی دانم به سر پدرم چه آمده که حالا این ناراحتی تبدیل به بدگمانی به مادرم شده و نسبت های ناروا که واقعیت ندارد به او می دهد و روز به روز هم بدتر می شود و هچ موقع حرف مادرم را حتی قسمهایی که مادرم نسبت به پاکی و وفاداری خودش می خورد باور نمی کند در حالی که من وبقیه خانواده به پاکی مادرم ایمان داریم هر کاری هم که فکر می کردیم وضع نابسامان خانوده را بهبود می بخشد انجام دادیم و لی بهبودی حاصل نشدحالا نمی دانیم چه بکنیم من از آینده خودمان و آخرت پدرم بیمناکم چون که دیگر از عاقبت خودش هم ترسی ندارد لطفاً ما را راهنمایی کنید.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت و نیز عرض خیر مقدم محضر جنابعالی

    با توجه به بددل و کینه ای بودن پدر محترم حضرتعالی، گمان می رود بدبینی ایشان به مادر مکرمه ریشه در شخصیت ایشان دارد و ربطی به ورشکستگی اقتصادی و...ندارد، هر چند که این موضوع می توانند عاملی برای تشدیدو یا بروز این وِیژگی بوده باشد.

    به هر حال لازم است در برخورد با وی؛
    _ همواره صداقت مد نظر قرار بگیرید
    _ از مخفی کاری اجتناب شود
    _ به حساسیتهای وی توجه شود و مطابق میل وی رفتار شود تا از بهانه جویی او جلوگیری شود.
    _ به مادر دلداری دهید و از حمایت خود نسبت به وی دریغ نکنید، به هنگام اتهام نسبت به وی سعی در آرام کردن مادر و نیز اعتماد دادن به پدر باشید. به مادر بگویید که این نوعی بیماری است که چاره ای جز تحمل و کنار امدن با ان نیست، مگر اینکه زمینه ارجاع ایشان به یک روانپزشک فراهم گردد.

    برای شما و خانواده محترم سلامت و عاقبت بخیری را مسئلت دارم.

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    بدگمانی به همسر
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    484
    حضور
    15 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    2018



    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    من از آینده خودمان و آخرت پدرم بیمناکم چون که دیگر از عاقبت خودش هم ترسی ندارد لطفاً ما را راهنمایی کنید.
    سلام
    شما ابتدا باید راهکاری برای رفتن پیش روان شناس(نه روان پزشک) برای پدر خود پیدا کنید. البته با بد اخلاقی یا برچسب زدن نباشد.
    در غیر این صورت اگر ممکن است (!!) برای پدر کتاب یا سی دی اخلاقی تهیه کنید که در آن از عواقب تهمت، روشهای تحمل شکست، و... آگاهی داده باشد.
    اگر پدر به مسجد می‌روند شاید با امام جماعت راهکاری شرعی(!) پیدا کنید.

    موفق باشید
    باسمه تعالی

    هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست
    هیچ ذکرعملی بالاتر از ترک معصیت نیست

    (مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت
    )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    خوب است ک اینجا مشورت میکنید. مشورت دستور خداوند متعال در قرآن است ولی یک روانشناس به نظرم مراجعه کنید و مشاوره بخواهید. سایت تبیان می شناسید؟ مشاوران روانشناسی بصورت رایگان دارد. انشاءالله همه چیز درست شود به امید خداوند بزرگ.

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    196
    حضور
    6 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    846



    نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
    با سلام.شغل پدرم دامداری هست سال پیش به خاطر دزدیده شدن دامهایمان به پدرم ضربه روحی شدیدی وارد شد و رفته رفته رفتارش بدتر می شد تا اینکه در روز اربعین حسینی که هر سال نذری می دهیم ناراحتی شدیدی در خانواده توسط پدرم به وجود آمد لازم به ذکر است که پدرم هر سال به دلیل کینه ای که از یکی از همسایگانمان دارد هیچ وقت به آنها نذری نمی دهد و چون دو سال است که درست در روز اربعین دچار ناراحتی می شویم بارها به پدر به خاطر کاری که می کند تذکر داده بودیم ولی او به دلیل لجبازی به حرف هیچ کس گوش نمی دهد و من احساس می کنم بوی نذری که در هوا پخش می شود و آن همسایه قادر به خوردن از آن نذر نیست ما هر سال این ناراحتی را داریم که از اربعین امسال هم این ناراحتی شدت یافته و تا حالا ادامه دارد نمی دانم به سر پدرم چه آمده که حالا این ناراحتی تبدیل به بدگمانی به مادرم شده و نسبت های ناروا که واقعیت ندارد به او می دهد و روز به روز هم بدتر می شود و هچ موقع حرف مادرم را حتی قسمهایی که مادرم نسبت به پاکی و وفاداری خودش می خورد باور نمی کند در حالی که من وبقیه خانواده به پاکی مادرم ایمان داریم هر کاری هم که فکر می کردیم وضع نابسامان خانوده را بهبود می بخشد انجام دادیم و لی بهبودی حاصل نشدحالا نمی دانیم چه بکنیم من از آینده خودمان و آخرت پدرم بیمناکم چون که دیگر از عاقبت خودش هم ترسی ندارد لطفاً ما را راهنمایی کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    به مادر بگویید که این نوعی بیماری است که چاره ای جز تحمل و کنار امدن با ان نیست، مگر اینکه زمینه ارجاع ایشان به یک روانپزشک فراهم گردد.
    به نظر من زندگی کردن با چنین شخصی فوق العاده باید برای مادرتان زجرآور باشه چطور تحمل کنه وقتی هر بار با تهمت و ناروا اون هم جلوی بچه ها روبرو میشه شخصیتش جلوی بچه هاش خرد میشه . این مساله ممکنه ناراحتی روحی و روانی و جسمی برای مادرت به وجود بیاره اصلاً نمیشه پشت گوش انداخت و بی خیال از کنارش رد شد یا به مادرتون بگید باهاش بساز، نباید اون خودش رو فدای پدرت کنه.

    به نظر من همه توانتون رو بکار ببرید به اشخاص امین و مطمئنی که در فامیل دارید و مطمئنید حرفشان بر روی پدرتان تاثیرگذار است رجوع کنید ازشون کمک بخواید تا بلکه با حرف زدن با پدرتان مشکل حل شود .

    اونطور که گفتید با این نذر دادن معلومه پدر مذهبی دارید خودتون با ایشان صحبت کنید عواقب تهمت و ناروا زدن رو بهش یادآوری کنید انشاله تغییر پیدا کنند و از این رفتارشون دست بردارند .

    همیشه همه از مادرتون دفاع کنید و در برابر گفته های پدرتون بی تفاوت نباشید ناراحتی خودتون رو بروز بدید ممکنه تاثیر گذار باشه
    .

    با همه وجود دعا میکنم مشکلتون حل شه

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    266
    حضور
    3 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1504



    سلام....
    نمی دونم چون تحت این شرایط قرار نگرفتم من اگه بودم بی تفاوت بودم ولی یه جنگ خاموش راه می انداختم یعنی با پدر مثل خودش رفتار می کردم خدا منو ببخشه ولی این طور که می گید به نظر من باید اخلاق خودشون رو خودشون پیاده کرد تا یکم بفهمن ...با عرض پوزش فراوان موفق و پیروز باشید
    وقتی عقل عاشق شود ، عشق عاقل می شود
    آنگاه شهید می شوی ...
    شهید چمران...


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    111
    حضور
    4 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    343



    هر راهی رو امتحان کنید
    مثلا بگید اگر ادامه بدی مادر مجبور به طلاق میشه ( الکی ها )
    جواب نگرفتین کلیک کنید رو نقطه ضعف هاش اگه روی فرزنداش تعصب داره شما باهاش ترشرویی کنید

  16. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام.پدرتون تازه اینجوری شدن؟؟شاید بهونه میدین دست شون؟ ب نظر منم باید بهشون مهربونی کنین مخصوصا مادرتون.باهاشون حرف بزنن از خودشون بپرسن ک چیکار کنن تا اعتمادشون دوباره برگرده.ب نظر من تا میتونین شما قاطی یه بحثاشون نشین و واسه اینکه مادرتونم خجالت نکشه و در صورت امکان شما بچه ها محل رو ترک کنین.فکرکنم مادرتون خیلی بیشتر از شما پدرتونو میشناسه و میدونه چ جوری آرومش کنه. اینا چیزایی بود ک ب ذهن من رسید...

  17. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    190
    حضور
    3 روز 9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    968



    سلام
    چند مدتی هست به بعضی از رفتارهای خانمم بدبین شده ام. این بدبینی موجب سلب آسایشم شده و مدام احساس بدی دارم. لطفا کمکم کنید.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود