صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224

    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی




    با سلام

    سالگرد ایام الله دهه فجر مبارک باد



    [تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیدستاوردهاي جهاني انقلاب اسلامي
    ]
    يكي از خصوصيات نظام بين الملل، قابليت ها و تأثيرپذيري آن از تحولات عمده سياسي و اجتماعي است. هر قدر حوزه نفوذ اين دگرگوني‌ها وسيع‌تر باشد ميزان اثرگذاري آن عميق‌تر مي‌شود.

    انقلابها كه بزرگترين و ژرف‌ترين تحول در حوزه سياسي و اجتماعي به شمار مي‌آيند، عامل عمده در تحولات روابط بين الملل قلمداد مي‌شود.
       
    به تبع همين عمق اثرگذاري رويدادهاي سياسي اجتماعي از نوع انقلابي است كه پژوهشگران تاريخ و روابط بين المللي، انقلابها را به دو بخش انقلابهاي مادر و انقلابهاي محدود يا داخلي تقسيم كرده‌اند. در مقابل انقلابات مادر همچون انقلاب كبير فرانسه در سال 1789 كه منشأ دموكراسي و ليبراليسم غرب شد و اومانيسم و انسان مداري را براي بشر به ارمغان آورد و انقلاب اكتبر 1917 روسيه كه سوسياليسم و نظامهاي سياسي بلشويكي و جامعه مداري را به جوامع بشري عرضه داشت. انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي اسلامي و نظام سياسي عدالت خواهي، خدامداري و معنويت را به انسان معاصر ارزاني داشت و خلاف انقلابهاي فرانسه و روسيه كه با ايدئولوژي دست ساز به بشر نويد خوشبختي را دادند، انقلاب اسلامي، دين و ايدئولوژي الهي را به عنوان يك الگوي آرماني و عملي متناسب با فطرت بشري ارائه كرد كه موجد تحولات بسياري در ابعاد نظري و عملي در تحولات بين المللي در سطوح منطقه‌اي و جهاني گرديد. انقلاب اسلامي ضمن آن كه ساختار يك نظام 2500 ساله را به هم ريخت، تغييرات ملموسي نيز در روابط بين الملل ايجاد كرد و با تحول موضوعات بين المللي، ايده‌هاي جديدي را وارد عرصه جهاني ساخت و به موازات اين تحولات، حيات تازه‌اي به مسلمانان، مستضعفين و آزادي خواهان جهان بخشيد و الگوي فكري، مديريتي و مبارزات نوين و كارآمدي را آنها شناساند. به اين مقاله تأثيرات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران در عرصه روابط بين الملل را در دو حوزه تئوريك و عمل را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

    1. انقلاب اسلامي و دستاوردهاي نظري آن

    1/1. ارائه تئوري در مباني انديشه سياسي

    انقلاب اسلامي در شرايطي رخ داد كه هويت اسلامي به شدت تضعيف شده بود و ايده‌هاي ليبراليستي سوسياليستي بر جهان حاكميت داشت و ذهن انسانها بالتبع حوزه نفوذ اين دو قطب قدرت تعريف مي‌شد و آداب، سنتها و ارزشهاي اجتماعي جوامع مولود مكاتب و ايدئولوژي‌هاي دست ساز بشري بود. انقلاب اسلامي در حالي روي داد كه بشر آن روز در عرصه مديريت و زندگي اجتماعي تصوير ايده‌آلي را در ذهن نداشت، حتي آن را غيرممكن مي‌دانست. امّا انقلاب ايران به رهبري امام خميني (ره) با ماهيت ايدئولوژي الهي رخ نمود و آغازگر چالش در دنياي آن روز گرديد.

    به اعتقاد آقاي «بدي» سياست شناس ايراني الاصل فرانسوي، انقلاب ايران، انقلابي متحير كننده بود، خود را بر انديشه سياسي حاكم تحميل كرد و آن را به مبارزه طلبيد[1]. يا به تعبير يك محقق فرانسوي در امور ايران، انقلاب اسلامي بر هم زننده و مختل كننده بود. اين انقلاب بر هم زننده تعادل بلوكهاي قدرت جهاني و روابط سلطه اقتصادي و سياسي در يكي از طمع برانگيزترين مناطق جهان است، كه مشروعيت بين المللي را زير سؤال برد و به نظر يك متخصص آمريكايي در امور مسايل سياسي، انقلاب ايران اساساً در بعدي عميق‌تر، علوم اجتماعي را دچار بحران نموده است چون آنچه در ايران قابل انتظار بود. تسريع روند سكولاريزه شدن و رشد لائيسم بود نه توليد يك حكومت ديني آن هم با تكيه بر انقلابي فراگير و مردمي. انقلاب اسلامي چنان تأثيري در تحولات بين المللي به جاي گذاشته است كه كارشناسان مسايل بين المللي از آن به عنوان رنسانس در جهان معاصر ياد مي‌كنند. با انقلاب اسلامي فلسفه حكومت در ايران تغيير كرد و اين تغيير، تحول در فلسفه حاكميت در انديشه‌ها را نيز به دنبال داشت و معادلات سياسي موجود در دنيا را مورد چالش قرار داد.[2]

    2/ 1. مسئله ولايت فقيه به عنوان نظام سياسي

    تبديل نظريه سياسي ولايت فقيه به نظام سياسي، به عنوان طرح نوين در مجموعه نظام‌هاي بين المللي در واقع كشيدن خط بطلان بر تئوري پوچ جدايي دين از سياست و نظريه سكولاريسم بود. به بياني ديگر طرح نظام ديني بر پايه ولايت فقيه، رنسانسي بر ايده‌هاي سياسي زاييده، مكاتب بشري بود. روژه گارودي، انديشمند فرانسوي در اين زمينه مي‌گويد: «انقلاب اسلامي داراي معناي جديدي بود كه نه تنها حكومت سياسي، اجتماعي و استعماري را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از اين تمدن و جهان بيني خاصي را كه در مقابل دين علم شده بود، واژگون ساخت.»[3]

    تأثيرات تئوريك انقلاب اسلامي را مي‌توان در انديشه‌هاي سياسي مادي اعم از ماركسيسم و ليبراليسم، تئوريهاي دولت، استراتژي‌هاي مبارزاتي، تئوريهاي امنيتي، جامعه شناسي ديني تئوريهاي حاكم بر جهان مثل تئوريهاي دولت، استراتژي‌هاي مبارزاتي، تئوريهاي امنيتي، جامعه شناسي ديني، تئوريهاي حاكم بر جهان نوين مثل تئوري برخورد تمدنهاي هانتينگتن و تئوري پايان تاريخ فوكوياما... به عينه مشاهده كرد.

    نمونه عيني آثار انديشه‌هاي سياسي انقلاب اسلامي در مباني فكري حاكم بر روابط بين الملل را مي‌توان در پيام تاريخي ده ماه 67 امام خميني (ره) به گورباچف، رهبر و دبير كل حزب كمونيست شوروي سابق مشاهده كرد كه در آن به محدوديت‌هاي ماركسيسم در پاسخگويي به نيازهاي بشري و توان و قدرت دين جهان شمول اسلام در پر كردن خلأ اعتقادي نظام اتحاد جماهير شوروي اشاره نموده، رهبران آن زمان شوروي را از پناه بردن به الگوي سرمايه‌داري غرب به عنوان ناجي باز مي‌دارند. در اين پيام ماركسيسم به عنوان يك دين ساخته بشر به حيات پاياني خود رسيده و به تعبير الوين تافلر در كتاب «جابجايي قدرت» غرب با تمام محتوياتش ناديده گرفته شده و كارآمدي خود را براي اداره جهان و هدايت بشري از دست داده است.[4] نظام اسلامي در دهه سوم با ارائه راهبرد گفت و گوي تمدنها و استقبال جهان انديشه و سياست از آن، راهبرد 50 ساله غرب مبني بر جنگ تمدنها و منازعات فرهنگي را به چالش واداشته و آن را در افكار عمومي از اعتبار انداخت.

    3/ 1. ارائه الگوي سياست نه شرقي نه غربي (استقلال‌گرايي)

    آرمان استقلال طلبي مردم ايران در قالب اصل نفي شرق و غرب به عنوان قطبهاي حاكم در آن زمان، الگوي جديدي در روابط بين الملل بود كه بعدها مباني رفتاري برخي از كشورها و بيشتر ملل آزادي خواه را تشكيل داد. طرح سياست خارجي نوين از سوي انقلاب اسلامي كه بر نفي هر گونه سلطه‎جويي و سلطه پذيري استوار بود، خود شوك ديگري بود بر نظريه‌هاي استعماري و كليشه‌اي در عصر انقلاب، در واقع اين اصل قالبهاي موجود ابرقدرتهاي آن زمان را شكست و راه تنفسي براي كشورهاي اقماري بود. اين اصل با نفي وابستگي به شرق و غرب توانست، توجه كشورهاي حوزه نفوذ ايران را به همبستگي دروني،‌ توزيع عادلانه قدرت و آزادي‌خواهي معطوف دارد.

    خلاصه اين كه سياست نه شرقي و نه غربي عملاً اشاره به يك حقيقت ارزنده داشت و آن، اين بود كه ملتهاي اسلامي براي نيل به هر هدف مشروع سياسي، به اراده جمعي نيازمندند و اراده جمعي نيز نتيجه همبستگي اسلامي است. در مجموع مي‌توان نتايج استراتژي فوق را در سه محور زير خلاصه كرد:

    1. نفي نظام سلطه در سيستم بين المللي از نظر محتوايي، تئوريك و عمل.
    2. تأكيد بر توزيع عادلانه قدرت در سيستم بين المللي اعم از امكانات و ابزارهاي مادي و معنوي.
    3. ايجاد همبستگي دروني و اراده جمعي با همگرايي در كشورهاي اسلامي و به ويژه در ميان ملتهاي مسلمان و تشكيل بلوك بنديهاي جديد بر اساس استقلال، حاكميت ملي با تكيه بر اصل برابري و عدم مداخله.

    مديران ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران پس از گذشت قريب سه دهه از پيروزي انقلاب هم چنان بر روح اين اصول پايدار مانده و سياست خارجي را با تكيه به اصول سه گانه عزت حكمت و مصلحت كه بر اساس اصول ثابت مندرج در قانون اساسي مي‌باشد، هم چنان بالنده و سرافراز مديريت مي‌كنند و مبارزه ديپلماسي خود را عليه سلطه طلبان ادامه مي‌دهد و الهام بخش جهان مي‎باشد.

    2. دستاوردهاي انقلاب اسلامي در بعد عملي

    انقلاب اسلامي علاوه بر احياي هويت و منزلت ايران و بازسازي هويت ديني و ملي ايرانيان، ايران را در جغرافياي جهان سرافراز ساخت. براي جهان اسلام در درجه اول و براي جهان مسيحيت در جغرافياي جهان پيام و الهامات نظري و عملي در بعد زندگي سياسي و اجتماعي به ارمغان آورد. از اين رو كاركرد عملي انقلاب در سه حوزه داخلي، منطقه‌اي و جهاني به اختصار مورد اشاره قرار مي‌گيرد.

    1/2. دستاوردهاي نظام اسلامي براي سياست خارجي ايران
    انقلاب اسلامي در دوراني از تاريخ سياسي كشورمان به وقوع پيوست كه اصل سكولاريزه شدن سياسي و فرهنگي حكومتها در دنيا جريان داشت و حكومت پهلوي به دليل وابستگي شديد سياسي، اقتصادي و نظامي به آمريكا، كشور را تبديل به مستعمره ي سياسي واشنگتن كرده بود و يكي از حلقه‌هاي مؤثر استراتژيهاي سياسي و امنيتي بلوك غرب در مقابله با بلوك كمونيسم به حساب مي‌آمد. محمد رضا پهلوي كه براي جلب بيشتر آمريكا در چارچوب به اصطلاح مدرنيزه كردن كشور اقدام به اجرايي كردن سياست‌هاي لائيسم و جا به جا كردن ارزشها و هنجارهاي ملي و مذهبي كرده بود و در روابط خارجي نيز با اطاعت محض از سياستهاي كاخ سفيد ستون فقرات استراتژيها، پيمانهاي سياسي وامنيتي واشنگتن در آن زمان به شمار مي‌آمد.

    در آن زمان ايران به سبب داشتن سياست خارجي وابسته به بلوك غرب علاوه بر اين كه رابطه خود را با ملت و اعتقادات آنها در داخل قطع كرده بود، رابطه و تعامل با جهان اسلام نيز در قاموس خارجي وي جايي نداشت. دگرديسي ناشي از انقلاب اسلامي، فصل جديدي از روابط حاكميت با مردم در داخل و در روابط با جهان اسلامي و جهان آزاد را به وجود آورد و به عبارتي انقلاب، ايران را از حالت مستعمره سياسي بيرون آورد و به كشور كاملاً مستقل در تصميم‌گيري و سياست سازي مبدل كرد و معادلات سياسي امنيتي منطقه را دچار فروپاشي و بهم ريختگي جدي كرد.

    در سايه رهبري حضرت امام (ره) عصر استراتژي دو ستوني نيكسون ـ كيسينجر كه ايران ستون نظامي آن را تشكيل مي‌داد و به عنوان ژاندارم منافع آمريكا و رژيم صهيونيستي عمل مي‌كرد، به پايان رسيد و به طور خودكار ايران از حالت اقماري بيرون آمد. در همين زمان بود كه در چارچوب مصوبات شوراي انقلاب، كشورمان از پيمان آمريكايي سنتو (ايران، تركيه، افغانستان) خارج شد و اين پيمان با خروج ايران از آن عملاً متلاشي شد.

    از ديگر اقدامات انقلابي، اشغال لانه جاسوسي در 13 آبان 58 و ناتواني كاخ سفيد در تصميم گيري مؤثر درباره چگونگي برخورد با اين واقعه بود كه هيبت و اقتدار مصنوعي غرب را در افكار عمومي داخل و منطقه شكست. اين تحول كه امام از آن به عنوان انقلاب دوم ياد كردند از نوادر اقدامات در تاريخ سياسي كشورهاي محكوم جهان دو قطبي، در آن زمان محسوب مي‌شد كه فضاي رعب و وحشت حاكم بر جهان اسلام را شكست و شهامت و انگيزه برخورد آن را به وجود آورد.

    از ديگر نتايج انقلاب اسلامي جابجايي تهديدات و معيارهاي دوستي و دشمني ميان ايران با جهان اسلام بود كه قطع رابطه با آمريكا و رژيم صهيونيستي و رژيم آفريقاي جنوبي در همين راستا بود. اين در حالي بود كه رژيم پهلوي عملاً به پايگاه صهيونيسم بين الملل در منطقه تبديل شده بود و در زمينه‌هاي سياسي و اقتصادي از مهره‌هاي اصلي وابستگي به تشكيلات صهيونيسم جهاني بود و تنها متحد رژيم صهيونيستي در منطقه محسوب مي‌شد و در مقابل دين و دولت جهان اسلام قرار داشت.

    انقلاب اسلامي نه تنها با آمريكا و رژيم اسرائيل قطع رابطه كرد. بلكه طرح جدي و عملي و عيني مبارزه با آنها را ارائه كرد كه بعدها به عنوان الگوي استراتژي مبارزاتي ملتها و نهضت‌هاي آزادي خواه در منطقه و جهان قرار گرفت. در فرايند ديپلماسي ايران شاهد رخدادهاي بزرگ با اشكال و بعضاً ماهيت متفاوت هستيم كه نظام با اقتدار و حفظ استقلال به مبارزه با آن رفته و از مديريت خارجي خود براي ديگران الگوسازي كرده است، از جمله در سناريو دادگاه ميكونوس كه با اعتماد و اقتدار تمام عمل كرد و سازندگان آن را كه از حمايت پانزده كشور اروپايي، آمريكا و رژيم صهيونيستي برخوردار بود؛ ناكام گذاشت و يا در بحرانهاي زنجيره‌اي پس از 11 سپتامبر در حالي كه در قضيه افغانستان سكوت مرگباري بر جهان حاكم بود و ديپلماسي جهان چشم به كاخ سفيد داشت و جهان يكپارچه سياست دنباله روي را پيشه كرده بود. مقام معظم رهبري در يك موضع حكيمانه مستقل و با لحاظ اصل عزت و مصلحت نظام، فضا را شكستند و جهان را به حيرت واداشتند و راهبرد انحصاري بوش مبني بر كشورها يا با ما هستند يا عليه ما را با اعلام اين راهبرد كه ما نه با شما هستيم نه با تروريستها به چالش كشيدند.

    در بحران اخير عراق نيز شاهد ديپلماسي فعالانه و متناسب با منافع و مصالح هستيم. پس از شكستن فضاي سنگين ناشي از يازده سپتامبر بود كه جهان حتي كشورهاي اروپايي با تأسي از مديريت بحران ايران، انتقاد از سياست خارجي آمريكا را در دستور كار خود قرار دادند كه ما در اشغال عراق و مسأله سلاح‌هاي هسته‌اي ايران شاهد آن هستيم.

    شكست سياست‌هاي سلطه طلبانه آمريكا و ايستادگي و پايداري در مقابل فشارهاي غرب به ويژه آمريكا يكي ديگر از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است. ناكامي در سياست تحريم آمريكا عليه ايران، چالش و ناكامي در استراتژي نظم نوين آمريكا در جهان پس از فروپاشي بلوك شرق، مانع سازي جدي در جهاني شدن آمريكا، شكست طرحهاي آمريكا در خاورميانه، شكست طرحهاي آمريكا در حوزه درياي خزر و آسياي مركزي و قفقاز، عدم دستيابي به اهداف اساسي در حمله به افغانستان و عراق و... از جمله تقابل موفقيت آميز جمهوري اسلامي در برابر سلطه جهان آمريكا بود.

    2/ 2. دستاوردها براي كشورهاي منطقه

    الف. تجديد حيات اسلام در افكار مسلمانان؛ در زماني كه دين و معنويت در انزوا بود و لائيك و ليبراليسم حاكميت داشت و اسلام محدود به امور فردي بود و در مساجد زنداني شده بود بار ديگر نداي امتزاج دين و سياست در ميان انديشمندان، مراكز علمي و تحقيقات و افكار و رفتار ملتها نمايان شد. به نوشته هفته نامه آلماني اشپيگل، انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) حيات تازه‌اي به مسلمانان در سراسر جهان بخشيد و اسلام مبارزترين مذهب دنيا با انرژي انقلاب خود 2/1 ميليارد مسلمان را برانگيخت و آنان را براي تشكيل حكومت الله در زمين به حركت درآورد.[٥]

    دكتر ميشل جانسون در مقاله‌اي در نشريه «ژئوپوليتيكان استراتژيك» مي‌نويسد: جامعه مسلمين (پس از انقلاب ايران) از حالت ضعف و ناتواني خود خارج شد و به يك قدرت تبديل شد.[٦] بيداري سياسي جهان اسلام را مي‌توان در صحنه مبارزات انتخاباتي، گرايش‌ انتخاباتي، گرايش به ايجاد تحزب، تشكل‌هاي سياسي، هسته‌ها و جنبش‌هاي مقاومت در ابعاد مبارزات سياسي و مسلحانه عليه آمريكا و صهيونيسم كه در چند سال اخير روند تصاعدي در بيشتر جهان به خود گرفته است، مشاهده كرد كه الهام پذيري آنها از الگوهاي سياسي و مبارزاتي انقلاب اسلامي را مي‌توان در گفتار و نوشتارهاي آنها به عينه ديد.

    ب. ظهور جنبش‌ها و نهضتهاي اصول گراي در منطقه؛ پس از انقلاب اسلامي اصول گرايي در قالب احزاب و جنبش‌هاي متعدد ظهور يافت و شتاب فزاينده‌اي گرفت، انتفاضه فلسطين، سازمان‌هاي حماس، جهاد اسلامي، احياي مجدد انديشه نابودي اسرائيل، حزب الله لبنان، جبهة اسلامي سودان، جبهه نجات اسلامي الجزاير، رشد اسلام گرايي در تركيه، احزاب و جنبش‌هاي مبارزه جهادي در افغانستان در دوران اشغال به اعتراف مقامات غرب عمق استراتژي نفوذ ايران محسوب مي‌شوند؛ از نمودهاي عيني آنهاست. «رولو» اسلام شناس فرانسوي، در نشريه مطالعاتي فلسطين در خصوص تأثير انقلاب بر جهان اسلام مي‌گويد:

    «پس از فوت عبدالناصر، خلأيي در خاورميانه عربي پديد آمد كه رهبران ناسيوناليست و ملي‌گراي عرب يا احزاب چپ گرا و ماركسيست نتوانستند آن را پر كنند و در پايان، اسلام در عرصه مبارزات سياسي ظاهر شد و آن خلأ را پر كرد.»[٧]

    «اسحاق رابين» وزير دفاع وقت اسرائيل، اسلام را يك تهديد معرفي مي‌كند و مي‌گويد: «دشمني ايران پس از انقلاب اسلامي به صورت يك دشمني ايدئولوژيك و دشمن واقعي در آمده و خطر افكار تند مذهبي در ايران از هر خطري براي اسرائيل بيشتر است.» و در همين راستا «ابا آبان» نظريه پرداز صهيونيستي و وزير خارجه وقت اسرائيل مي‌گويد: «انقلاب اسلامي، كوته انديشي نيست بلكه فصل جديدي در تاريخ ايده است. من احساس مي‌كنم اين ايده در منطقه خاورميانه شيوع يافته و پيروزي انقلاب اسلامي بيانگر اين پديده‌هاست.»[٨]

    «صالح عوض» نويسنده عرب در كتاب انتفاضه آورده است: «جهان عرب از 1967 تا سال 1982 (شكل گيري انتفاضه) راههاي گوناگون فلسطيني و دولتهاي عربي را آزموده و شكست طرحهاي سياسي را به چشم ديده بودند و دريافته بودند كه اين شعارها زينت خود را از دست داده‌اند و ديگر اميدي به نابودي اسرائيل و يا كمرنگ شدن حاكميت آن نبود ولي پس از انقلاب اسلامي متوجه شدند خداوند سرنوشت هيچ كسي را تغيير نمي‌دهد بلكه خود آنها بايد اقدام كنند... جنبش جديد مردم فلسطين يا انتفاضه صرف‎نظر از عوامل متعدد شكل‎گيري آن بدون هيچ وابستگي يا سازماندهي قبل از جريانهاي سياسي وابسته به دولت‌هاي عربي با الهام از انقلاب اسلامي و توسط مسلمانان فلسطين شكل گرفت.[٩]

    در حال حاضر كشورهاي غربي به ويژه آمريكا به واسطه نفوذ اسلام سياسي ناشي از انقلاب اسلامي در جوامع اسلامي هراس دارند از اين كه انتخابات آزادي در كشورهاي اسلامي صورت گيرد، زيرا در اين صورت نتيجه اين انتخابات، پيروزي اسلام گراياني است كه تأثير جدي از انقلاب اسلامي و افكار امام خميني (ره) گرفته‌اند.

    ج. احياي حج حقيقي و ابراهيمي؛ تا قبل از انقلاب اسلامي حج يك حركت صرفاً عبادي بود و بعد سياسي آن مغفول مانده بود. امام (ره) حج را ميعادگاه وحدت مسلمانان در برابر زورمندان جهان و مركز برائت از مشركان معرفي كرد و ابعاد سياسي حج را زنده كرد. حضور قريب 5/2 ميليون مسلمان از سراسر جهان در حج به تجديد حيات اجتماعي و سياسي اسلام و صدور و بازتاب انقلاب سرعت بخشيده است.
    احياي ارزش‌ها، سنت‌ها، آداب و رسوم اسلامي در ميان ملل مسلمان و بازگشت مسلمانان به هويت اسلامي و اصيل خود و احساس عزت و غرور از ديگر آثار انقلاب بر جهان اسلام بود كه منطقه را بار ديگر به عنوان نقطه استراتژي از نظر ژئو استراتژيك و ژئو پليتيك در اذهان زنده كرد و امروز شاهد شكل‌گيري و مبارزه گسترده هسته‌هاي مقاومت متأثر از انقلاب اسلامي عليه اسرائيل و آمريكا در سراسر جهان هستيم و اين از بركات انقلاب اسلامي است و اين تأثير را مي‌توان در گفتار دشمنان نيز كراراً مشاهده كرد.

    «مارك گريكت» از اعضاي برجسته سيا در نشريه «انستيتو اينترپرايز» از ايران به عنوان خاستگاه الگوي مبارزاتي ياد مي‌كند و مي‌نويسد: اگر تاريخ تكرار شود و ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.» [١٠]

    3/ 3. انقلاب اسلامي و ديگر جهانيان

    انقلاب اسلامي از يكسو سبب رويكرد به دين، رشد گرايش‌هاي معنوي و تضعيف انديشه مادي‌گرايان شد و از سوي ديگر، الگوي مبارزاتي مردم تحت ستم در نقاط مختلف جهان گرديد و به ملت‌هاي دربند جهان آموخت كه چگونه خود را از زير سلطه و نفوذ بيگانگان نجات دهند و در واقع بزرگ‌ترين دستاورد انقلاب، درس آزادي و آزادانديشي براي مردم تحت سلطه در سراسر جهان بوده است.[١١]
    پروفسور جيمز بل، محقق آمريكاي در فصلنامه مسايل خارجي وزارت خارجه آمريكا در اين خصوص مي‌گويد: «موجي از هيجان توده‌اي، اسلام را فراگرفته است، از يوگسلاوي و مراكش تا اندونزي و مالزي و فيليپين در شرق، اين اسلام نوظهور كه به لحاظ ايدئولوژيك منسجم است. در انقلاب 1979 ايران، در اشغال مسجد الحرام در مكه، ترور انور سادات در نوامبر 1981، در مقاومت لبنان و... انعكاس يافت. اين نيروي توده‌اي كه غالباً به عنوان اسلام بنيادگرا توصيف مي‌شود از مرزهاي جغرافيايي گذشته، ايدئولوژي سياسي و رژيم‌هاي ملي را نيز فراگرفته است.»[١٢]

    هربر روزنامه نگار سوييسي درباره تأثير انقلاب اسلامي و شعار حمايت از مستضعفين مي‌نويسد:

    «به دنبال انقلاب اسلامي، آمريكاي لاتين شاهد دهها كشيش بود كه با انتقاد از پاپ خواستار تجديد نظر در آيين كليساي واتيكان بودند.» اوج چنين روندي در احياي مسيحيت سياسي در نيكاراگوئه خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب نيز صدها كتاب در مورد نقش مذهبي در صحنه سياست و اجتماعي به بازارهاي جهان آمد و بسياري از دانشگاهها به تحقيق درباره مذهب پرداختند.[١٣]
    به دنبال انقلاب اسلامي الهيات رهايي بخش به معناي پناه بردن به كليسا براي رهايي از مشكلات اجتماعي و سياسي؛ در آمريكاي لاتين رشد كرد و انجمنهاي مسيحي سياسي، افزايش چشمگيري يافت براي شناخت بيشتر در خصوص تأثيرات انقلاب در آمريكاي لاتين مي‌توانيد به كتاب «فيدل كاسترو و مذهب» نوشته رهبر كوبا و كتاب «كليساي شورشي» تأليف كاميلو ترجمه جواد يوسفيان مراجعه كرد.

    رهبري، مذهب، مردمي بودن نظام و سياستهاي مستقل و مقتدرانه نظام از خصلتهاي بارز و ماندگار انقلاب اسلامي است و آثار بنيادين در حوزه علوم نظري و رفتاري جهان به جاي گذاشت و تأثير حكم قتل سلمان رشدي نويسنده آيات شيطاني كه جهان غرب و شرق را در بهت فرو برد، نمودي از سياست مستقلانه نظام بود كه برغم بسيج تمام غرب هيچ گاه لغو نشد و علاوه بر اين كه زمينه هتك مقدسات مسلمانان در جهان را تضعيف كرد، الگوي استقامت و پايداري و مبارزاتي را به مسلمانان داد و بيداري آنان را تقويت كرد.

    بيداري اسلامي و گرايش به دين اسلامي و انقلاب اسلامي در جهان چنان بود كه نيكسون در ترسيم خطوط استراتژي آمريكا براي جهان آينده اذعان كرد؛ تغيير در جهان سوم آغاز شده و باورهاي آن به مرحله طوفان رسيده است، ما قادر نيستيم آن را متوقف كنيم، در جهان اسلام بنيادگرايي اسلامي جاي كمونيسم را به عنوان وسيله اصلي دگرگون سازي قهرآميز گرفته است.

    گريكت عضو برجسته سيا نيز در اظهاراتي مشابه مي‌افزايد: «اگر تاريخ تكرار شود و ايران از بين برود جهان اسلام از بين خواهد رفت.»[١٤]

    انقلاب اسلامي، كشورهاي افريقايي را نيز تحت تأثير قرار داد. نلسون ماندلا رهبر كنگره ملي آفريقا و اولين رئيس جمهوري آفريقاي جنوبي پس از رهايي از آپارتايد، در جريان سفر به ايران اظهار داشت: انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي‌عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد كرد.»[١٥]

    در پايان به ارواح پاك شهداء انقلاب اسلامي درود مي‌فرستيم و اميدواريم از رهپويان راه سرخ شهادت باشيم.


    [1] . پيام انقلاب، ويژه نامه، شماره 361، بهمن ماه 77، ص 10.
    [2] . همان، ص 10.
    [3] . نشريه شما، 10/10/77.
    [4] . روزنامه جام جم، 31/3/82.
    [٥] . روزنامه جام جمهوري، 4/1/71.
    [٦] . همان.
    [٧] . همشهري، 19/11/72، ص 7.
    [٨] . همان.
    [٩] . دكتر ملكوتيان، انقلاب اسلامي، چرايي و چگونگي رخداد آن، جمعي از نويسندگان، 1370، ص 313.
    [١٠] . رسالت، 11/12/82.
    [١2] . انقلاب اسلامي چرايي و چگونگي رخداد آن، ص 213.
    [١٣] . همان.
    [١4] . روزنامه جام جم، خرداد 1360.
    [١5] . رسالت، 11/12/ 81.
    [١6] . روزنامه جمهوري اسلامي، چهارده مرداد 1371.


    ]


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224




    []تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیتاثیر انقلاب اسلامی در شکل گیری و مبارزات حزب الله لبنان

    حمید ابوالقاسم زاده


    *مقدمه

    پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال 1357 نقطۀ عطفی در خیزش های اسلامی صدۀ اخیر و بخصوص جهان تشیع است. انقلاب ایران به لحاظ داشتن ماهیت اسلامی و اهداف دینی در همان دوران اولیۀ تولد خود، دل های آحاد مسلمانان از مذاهب اسلامی را به خود جلب کرد و بارقه ای از امید آفرید و این همه بخاطر آن بود که انقلاب ایران پرچمدار اسلام یعنی آرمان و آرزوی بیش از یک میلیارد مسلمان شده بود. قبل از انقلاب اسلامی مسلمانان در هر نقطه ای از جهان نسبت به مسلمانی خود احساس خجلت و شرم می کردند و اسلام دینی مرده و بی تحرک بود که تاثیری در زندگی مسلمانان نداشت. بسیاری از مفاهیم و آموزه های دینی در کنج کتابخانه ها خاک می خوردند و بسیاری از ارزش های اسلامی منسوخ یا تحریف می شدند و از اسلام جز پوسته ای ظاهری که بیشتر به کار فردی و شخصی می آمد، چیزی باقی نمانده بود. پیروزی انقلاب اسلامی در واقع احیای دوبارۀ اسلام و جان گرفتن دگربارۀ قهرمان تاریخ بود و به همین دلیل توانست دل و جان مسلمانان جهان را به خود گره بزند و امت اسلامی را به تحرک و تکاپو وادارد.
       

    در واقع صرف وجود انقلاب اسلامی با توجه به ذات، ماهیت و اهداف عالیۀ آن جاذبه ای بسیار قوی برای مسلمانان جهان داشت و همین زمینۀ مناسب با پشتوانۀ اندیشه و مبانی اسلامی و اعتقادی که مرزی برای خود نمی شناخت سنگ بنای صدور انقلاب شد. صدور انقلاب برخلاف آنچه برخی دشمنان دانا و دوستان نادان در صدد تعریف آن به عنصر دخالت نظامی در کشورهای دیگر بودند در بیان بنیانگذار انقلاب اسلامی به معنای صدور ارزش ها و آموزه های اصیل معنوی و فرهنگی انقلاب تجلی یافت و توانست ملت های مسلمان و آزاده را برای دست یازیدن به اهداف مشترک در یک اردوگاه سیاسی جمع نماید. نمونه عالی تاثیرگذاری انقلاب در خارج از کشور را می توان در جنبش حزب الله لبنان مشاهده کرد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بر مبنای اندیشه های سیاسی امام خمینی (ره) به وجود آمد و توانست در برابر غدۀ سرطانی خاورمیانه ایستادگی نماید و اسرائیل را که بیش از نیم قرن یکه تاز میدانی بی رقیب بود به عقب نشینی وادارد. در این تحقیق به موضوع تاثیر انقلاب اسلامی در جنبش حزب الله لبنان می پردازیم. امید است که مورد توجه قرار گیرد.

    *مفهوم و ضرورت صدور انقلاب

    مفهوم صدور انقلاب مترادف با بسط و گسترش انقلاب است که ازهمان ابتدای پیروزی انقلاب مورد توجه حضرت امام بود. تلاش و برنامه کشورهای غربی تا پیش از پیروزی انقلاب ایران مصروف این می شد که ریشه های اسلام در جوامع مختلف خشکانده و مفاهیم و آموزه‌های آن تقلیل یابد. به همین دلیل مهمترین تاثیر انقلاب اسلامی براحیای ارزش‌ها و القای تفکر اسلام سیاسی بود . نهیبی که مسلمانان جهان را از خواب مرگ آور بیدار کرد و آنان را به فکر اجرای اسلام سیاسی انداخت . سلسله تحولاتی که در انقلاب ایران رخ ‌داد، علاوه بر تغییرات بنیادین در نظام سیاسی و جامعه ایران، فراسوی مرزهای ایران را در نوردید و بیشترین تاثیرات را در جهان اسلام و عرب بر جای گذاشت.

    پیروزی انقلاب جوامع اسلامی را از حالت انفعال و خودباختگی خارج کرد و آنها را وادار به تکاپو برای بازگشت به هویت اسلامی خود کرد. با اینکه مسلمانان در برخی بلاد اسلامی سابقه مقابله با غرب را داشتند (مانند تحریم نفتی سال 1973) اما غالبا تجربه تلخ شکست در مقابل غرب حاکم بود با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی در جایی که مدتهای طولانی تحت سلطه قدرتهای بزرگ خارجی بود احساس غرور و امید به مسلمانان دست داد. از سوی دیگر امام خمینی(ره) خواستار اتحاد سیاسی امت اسلامی از نحله های مختلف مذهبی در مقابل بلوک شرق و غرب شد و بدین وسیله موج نخبگان و فرهیختگان جوامع اسلامی به جنب و جوش در آورد. اندیشۀ صدور انقلاب به عنوان انتقال مبانی نظام جدید سیاسی مبتنی بر اسلام در رئوس کارهای مسئولان قرار گرفت و به عنوان یک هدف پیگیری شد که بخش هایی از آن عبارتند از :

    1- اعلام روز جهانی قدس از طرف امام‌خمینی (ره)
    2- کنفرانس بزرگداشت روز قدس که بمدت سه روز در سال 1359 با حضور 19 هیات نمایندگی از مبارزان کشورهای مختلف برگزار شد.
    3- استفاده از ظرفیت عظیم حج برای انتقال پیام های انقلاب بخصوص اعلام برائت از مشرکین
    4- برپایی مراسم هفته وحدت
    5- برگزاری مراسم سالگرد پیروزی انقلاب در خارج از کشور و دعوت از میهمانان خارجی به ايران.
    6- برپایی کنفرانس اندیشه اسلامی1
    7- تشکیل شورای‌انقلاب‌اسلامی بعنوان سازمانی فراگیر که گروههایی همچون مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ، جبهه اسلامی آزادیبخش بحرین و گروههای آزادیبخش برای سوریه و لبنان را در بر می گرفت.2

    *دیدگاه امام‌خميني(ره) در خصوص صدور انقلاب

    امام‌خمینی(ره) بعنوان رهبر انقلاب و سمبل عینی ارزشهای آن موضع مشخص و روشنی در زمینه صدور انقلاب اتخاذ کرده و صراحتا اعلام داشت : «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله‌الاالله و محمد رسول الله برتمام جهان طنین بیفکند ، مبارزه هست و تا مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.»3

    البته منظور امام‌خمینی(ره) از صدور انقلاب هیچگاه عملیات نظامی و رویکرد سخت افزارانه را در بر نمی گرفت. ایشان مرزهای ملی در جهان را بعنوان واقعیتی که مورد پذیرش جامعه جهانی است می‌پذیرفتند و با نفی کشورگشایی تاکید می کردند که ما چشم طمع به سایر سرزمین‌ها نداریم . منظور امام(ره) از صدور انقلاب بیداری مسلمانان و بازگشت آنها به خویشتن اسلامی خود بود، ضمن اینکه خواهان کوتاه کردن دست کشورهای خارجی از منابع کشورهای اسلامی و در نتیجه مقابه با استثمارگران بودند. در این تفکر که مبتنی بر اصالت دادن به ملت هاست، بیداری و خودآگاهی ملت ها مورد اهتمام قرار گرفته و آنها را به قیام فرا می خواند تا خود به این آگاهی برسند که نباید به سکون و سکوت رضایت داد، باید اقدام کرد و در تغییر سرنوشت خود دخیل بود. صدور انقلاب از دیدگاه امام(ره) تاکید بر تحقق ارزشها در داخل و ارائه یک نمونه و الگو برای مسلمانان و ملت ها آزاده در خارج بود که با اشاعه ارزشها و آرمانهای انقلاب تحقق می یافت. از این رو امام در درجه اول صدور انقلاب را بعنوان خصلت اجتناب ناپذیر و ذاتی انقلاب اسلامی معرفی می‌کرد و با توجه به اسلامی بودن انقلاب و وجود میلیونها مسلمان در تمام جهان اشاعه پیام انقلاب برای آگاهی و اطلاع مسلمین را واجب و ضروری مي‌دانست .

    *صدور انقلاب در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

    قانون اساسی جمهوری‌ اسلامي‌ ایران که براساس آموزه‌هاي اسلام تدوین شده صرفا به داخل کشور اختصاص ندارد، بلکه این قانون مدون به مسائل جهانی نیز توجه داشته و اهداف و برنامه‌های فراملی دارد. از همین روی برقراري عدالت اجتماعی و رستگاری نوع بشر در سرلوحه برنامه این قانون قرار گرفته است. در مقدمه قانون اساسی آمده است : «قانون اساسی با توجه به عنوان انقلاب اسلامی ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین برمستکبرین بوده زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج فراهم می‌کند . بویژه در گسترش روابط بین المللی با دیگر جنبش‌های اسلامی و مردمی می‌کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان فراهم آید .»4

    همچنین در بند 16 اصل سوم قانون اساسی تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام و تعهد نسبت به همه مسلمانان و حمایت بي‌دریغ از مستضعفان جهان را بعنوان وظیفه‌ای از وظایف دولت جمهوری اسلامی تعریف کرده است . در فصل دهم قانون اساسی و در دو اصل 152 و 154 موضوع سیاست خارجی طرح شده و اهداف محدودۀ آن مشخص شده است. ضمن اینکه در اصل 154 به موضوع صدور انقلاب و حمایت از سایر مستضعفین صریحا اشاره شده است .

    *لبنان
    *جغرافیای سیاسی لبنان

    لبنان کشور کوچکی در خاورمیانه ، در غرب آسیا و ساحل شرقی دریای مدیترانه است که از شمال و شرق به سوریه و از جنوب به فلسطین اشغالی محدود شده است.5 لبنان از پتانسیل مناسبی برای ارتباطات اقتصادی ، تجاری و فرهنگی بین سه قاره آسیا ، اروپا و آفریقا دارا می باشد. وجود پناهندگان فلسطیني، هم مرز با فلسطین اشغالی و تلاش برای تحقق رویای سرزمین موعود - که نیل تا فرات را شامل می شد - موجب تهاجمات گسترده و مستمر رژیم جعلی اسرائیل به لبنان شده است . طوایف گوناگون لبنان که به دو جریان عمده مسیحی و مسلمان تقسیم می باشند، مشکلات طبیعی زیادی را به وجود آورده اند. پس از جنگ جهانی اول که باعث نابودی امپراطوری عثمانی شد لبنان که بخشی از این امپراطوری به شمار می رفت تحت قیومیت و نفوذ فرانسه قرار گرفت این امر که از سال 1916 شروع شده بود پس از حوادث گوناگون و قیام های متعدد مردم برای رهایی از زیر سلطه فرانسه سرانجام در سال 1943 منجر به استقلال لبنان شد. طایفه گرایی نشانگر ساختار جامعه لبنان است. در نظام حکومتی لبنان پست‌های دولتی در حکومت ، خدمات عمومی ، ارتش و قوه قضائیه براساس وابستگی‌های طایفه‌ای و مذهبی تقسیم می شود و در مجموع در لبنان یازده فرقه مسیحی ، پنج فرقه اسلامی و یک فرقه یهودی کم اهمیت وجود دارد.6 طبق قانون اساسی لبنان رئیس جمهور از میان مارونی‌ها(مسیحی) ، نخست وزیر از میان سنی‌ها و رئیس مجلس از میان شیعیان و تعدادی از وزرای کابینه از میان سایر فرقه‌های مهم برگزیده می‌شوند .

    *روابط شيعيان ايران و لبنان پس از انقلاب اسلامی

    روابط بین ایران و لبنان پس از انقلاب اسلامی گسترش زیادی پیدا کرد و رهبران جمهوری اسلامی ارتباط تنگاتنگی با سران جنبش شیعه لبنان ایجاد کردند، البته این رابطه دارای پیشینه ای طولانی تر و عمیق تر بود. رهبر و منجی شیعیان لبنان امام موسی صدر ایرانی بود و با حمایت روحانیت شیعه ایران عازم لبنان شده بود از طرف دیگر بسیاری از رهبران انقلاب در گذشته در لبنان به سر برده و در بین گروههاي مبارز شیعه لبنان آموزش نظامي دیده بودند. این مساله به همراه مذهب مشترک و رابطه عاطفی تاثیر پذیری دو جانبه بین ایران انقلابی و شیعیان لبنان را افزون کرده بود . افرادی همچون شهید چمران ، شهید محمد منتظری ، مرحوم حاج احمد خمینی و ... در لبنان آموزش دیده بودند و سران جنبش های شیعی لبنان نیز دست پرورده امام موسی صدر ایرانی محسوب می شدند و رابطه عاطفی با ایران داشتند با عنایت به این موارد بی‌تردید انقلاب اسلامی ایران تاثیر عمیق و موثری بر شیعیان لبنان گذاشته و باعث امیداور شدن آنان به آینده شد .

    جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از تشکیل ، تجاوزات رژیم اسرائیل به جنوب لبنان را محکوم کرد و خواستار حفظ تمامیت ارضی لبنان شد. طی دهه 80 که لبنان درگیر جنگ داخلی و تجاوزات صهیونیست‌ها بود ایران همواره خواستار تشکیل نظامی بود که حقوق اکثریت مردم را تامین کند . بر همین اساس کمک‌های فراوانی به لبنان کرد : ایجاد مراکز بهداشتی و درمانی ، مراکز فرهنگی و آموزشي ، فروشگاههای تعاونی ، شبکه آبرسانی و تحت پوشش قرار دادن خانواده‌های شهدا و فقرا از این جمله می باشد. از طرفی ایران روابط خود با دولت لبنان را گسترش و تحکیم بخشید که سفر مقامات سیاسی لبنان به ایران و دیدار وزیر خارجه وقت ایران از لبنان ، برقراری خط هوایی مستقیم بین تهران و بیروت و تشکیل کمیسیون مشترک همکاریهای اقتصادی را می‌توان از این موارد دانست.7 گرایش شیعیان لبنان به ایران علیرغم فقدان امام موسی صدر که برخی‌ تصور می کردند باعث توقف حرکت شیعیان خواهد شد سبب شد تا ارتباط گسترده دو کشور گسترش و تحکیم گروههای شیعی مستحکمتر شود. همانطوریکه قبلا نیز اشاره شد در حال حاضر ، حضور شیعیان در جریانات لبنان بسیار مهم و حیاتی است و نمی‌توان به هیچ وجه آن را نادیده گرفت .

    *جنبشهای شیعی

    بی‌شک انقلاب اسلامی حرکتی بسیار مهم در جامعه جهانی به شمار می‌آید . به گزارش رادیو لندن امام‌خمینی(ره) انقلابی را رهبری کرد که جهان را لرزاند.8 ولی این اثر گذاری بر مسلمانان که پیرو اهل بیت بودند – شيعیان جهان – تاثیر فوق العاده و شگفتی گذاشت که درمیان آنها بیشترین تاثیر در بین گروههای شیعی لبنان به چشم می‌خورد.

    *حزب الله
    *علل ظهور جنبش حزب الله

    بارزترين دليل ظهور جنبش حزب الله را مي‌توان بروز بحران اجتماعي در جامعه لبنان دانست. اين بحران بيشتر ناشي از ضعف نظامي و بحران هويت و مشروعيت است كه به دليل اشغال لبنان بدست اسرائيل بروز كرد. موجوديت جامعه لبنان ، وحدت و انسجام در درون مرزهاي ملي لبنان در معرض تهديد و خطر قرار داشت. دارالسلام در مقابل دارالكفر قرار گرفت ، شكستهاي پي در پي اعراب از اسرائيل ، احساس حقارت و ترس از اسرائيل در ميان مردم لبنان ، عدم موفقيت گروههاي فعال در عرصه مبارزاتي- سياسي لبنان در مقابله با متجاوز و شكست ارتش ملي باعث تقويت احساس نفرت از دشمن شد و آرزوي روزهاي سرافرازي اسلام را در دل مسلمانان لبنان بيدار كرد و از اين رو در شيعيان ميل به مقاومت در برابر دشمن با توجه به آموزه‌هاي اسلامي و شيعي جهاد ، ايثار ، مقاومت و شهادت زنده شد. وقتي در سال 1982م (16/3/1361) اسرائيل با هدف اخراج مبارزان فلسطيني و روي كار آوردن دولتي وابسته و دست نشانده به لبنان حمله كرد و لبناني‌ها در مقابله با متجاوز ناكام ماندند؛ الياس سركيس رئيس جمهور وقت هياتي 5 نفره را تحت عنوان كميته نجات ملي تشكيل داد تا براي حل مشكل به مذاكره با فليپ حبيب (نماينده ريگان در امور لبنان ) بپردازند.

    نبيه بري رهبر جنبش شيعي امل كه پس از ربوده شدن امام صدر رهبر اين جنبش شده بود نيز عضو اين كميته بود كه اين امر موجب اعتراض برخي رهبران امل شد. نتيجه اين كميته موافقت با طرح حبيب بود كه مقرر شد آتش بس بين اسرائيل و لبنان برقرار و رزمندگان فلسطيني از لبنان اخراج شوند. مشاركت نبيه بري در اين هيات و توافقات بعمل آمده موجب نارضايتي برخي شيعيان و كادر رهبري امل گرديد و در نهايت امر باعث انشعاب در امل شد. جدا شدگان از امل و ساير گروههاي متفرق اسلام گرا در بعلبك گرد هم آمدند ، اين مجموعه عليرغم اين واقعيت كه هر يك درك خاصي از نحوه برخورد با جامعه و رويدادهاي لبنان داشتند اما به علت شرايط خاص زماني چاره‌اي جز ادغام و وحدت نداشتند زيرا هيچيك به تنهايي قادر به رهبري يك قيام مردمي و مقابله با اشغالگري نبودند. اين مجموعه‌هاي كوچك متفرق در چند موضوع اتفاق نظر داشتند که عبارتند از :

    1- اعتقاد به ولايت فقيه و پيروي از حضرت امام خميني (ره)
    2- مقابله با اسرائيل
    3- احزاب و گروههاي فعال نمي‌توانند اهداف مورد نظر خود را تحقق بخشند
    4- لزوم اتحاد و تشكيل گروهي قوي و فراگير براي مقابله با دشمنان

    اين اهداف كلي باعث ظهور گروهي شد كه بعدها در لبنان و جهان به «حزب الله» مشهور شد و بعد از فراز و نشيبهاي بسيار و فعاليتهاي مخفي در برهه‌اي از زمان در سايه مجاهدتهاي خود و حمايتهاي ايران توانست به دستاوردهاي بسياري در عرصه‌هاي مختلف خصوصا سياسي و مبارزاتي دست يافته و براي خود شهرتي جهاني بدست آورد. البته اين جنبش در ابتدا مخالف دولت و ساير گروهها بود ولي بعدها به همكاري ، ائتلاف و تعامل با ساير گروهها پرداخت و دست از مخالفت با نظام حاكمه برداشت.

    *تاريخچه حزب الله

    جنبش حزب‌الله لبنان در اوایل دهه 80 در لبنان ظهور کرد ، هسته اولیه حزب‌الله و ساختار تشکیلاتی آن از اسلام گرایان ، اعضا و نیروهای حزب‌الدعوه ، اتحادیه دانشجویان مسلمان (شاخه دانشجویی حزب الدعوه) ، برخی مسئولان جنبش امل ، اعضای جنبش فتح و دیگر احزاب و از جمله حزب کمونیست لبنان تشکیل شد . به بیان دیگر تمام جریانهایی که تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران و رهبر آن امام‌خمینی(ره) قرار گرفته بودند در آن شرکت داشتند . تمامی این افراد نظر مساعدی به پیروی از رهبر انقلاب اسلامی داشتند و در مقابله بااسرائیل متفق القول بودند‌. این موارد در بیانیه های حزب‌الله کاملا آشکار بود .

    در نظر این افراد گروههای موجود در لبنان نمی‌توانستند کاری انجام دهند این عامل و تجربه موفق ایران (پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت اسلامي) باعث ایجاد این تشکیلات جدید شد . این نیروها تحت نظارت ایران در یک تشکیلات یک صدا و جدید ادغام شدند . دولت ایران از طریق حجت الاسلام علی محتشمي پور سفیر خود در دمشق و پاسداران مسقر در بعلبک زمینه را برای مذاکره و گردهمایی اين نیروها فراهم کردند. پس از دور اول مذاکرات یک کمیته نه نفره ماموریت یافتند تا برای جریانهای اسلامی متفرق یک تشکیلات سیاسی جدید بر اساس پای بندی به ولایت فقیه و نبرد با اسرائیل پی‌ریزی کنند . مجموعه این گروهها که به عنوان «شورای لبنان» شناخته می‌شد ، در مه 1984 به نام «حزب‌الله انقلاب‌اسلامی لبنان» تغییر نام داد.9 ولي تا سال 1985 مخفيانه به فعاليت خود ادامه مي‌داد. وظايف اين شورا نه نفره در ابتداي تشكيل عبارت بود از:

    1- سازماندهي تشكيلات نظامي – امنيتي
    2-سازماندهي تشكيلات سياسي
    3-گسترش عمليات عليه اسرائيل
    4-مقابله با تمام دشمنان: اسرائيل، غرب ، تجمع اعراب و نظام سياسي لبنان
    5- جلوگيري از صلح با اسرائيل
    6- گسترش اندیشه اسلامی از طریق فعالیت فرهنگی10

    حزب الله در نامه معروف خود «مانیفست حزب‌الله» در سال 1985 که به طور رسمی منتشر شد اذعان داشت : «.... تعهد خود را نسبت به رهبری یگانه ، حکیمانه و عادلانه ولی فقیه جامع الشرایط که در حال حاضر در شخص امام آیه‌الله‌العظمی روح‌الله‌الموسوی‌الخمین (دام ظله) تجسم یافته است ، اعلام می‌داریم او برانگیزاننده انقلاب اسلامی و نهضت با عظمت آنان می‌باشد .»11 شیخ صبحی طفیلی دبیر کل پیشین حزب الله با اشاره به اقدامات اولیه برای شکل گیری این حزب از اوضاع نابسامان و به هم ریخته و به هم آميخته شدن تجارت و سیاست و دین سخن مي‌گويد و اين اوضاع را باعث پايه ريزي گروهي(حزب‌الله) بر پايه اصول خدشه ناپذير اسلام كه بتواند اوضاع را تحت تاثير قرار دهد عنوان مي‌كند. برخورداری از شعارهای باز و گسترده که باعث می‌شد برداشتي بسته و انحصاري از شیوه رفتار سران و موسسان حزب بدست نیاید باعث جذب اقشار مختلف معتقدان به اهداف حزب شد .

    الگوی رهبری جمعی برای حزب انتخاب شد و کادر رهبری «شورا» نام گرفت . تعداد اعضای شورا که انتخاب آنها پس از مشورت با فعالان اصلی حزب صورت می‌گیرد در دوره‌های مختلف متفاوت بود . با پیشرفت فعالیت‌ها نیاز به اصلاح ساختار تشکیلاتی شورا و روش انتخاب اعضای آن احساس شد ، از این رو براي اولين بار تعداد اعضای شورا نه نفر و برای یکسال از طرف کادرهای اصلی انتخاب شدند . شورا نیز دبیر کل را از میان اعضای خود انتخاب می‌كرد و سایر وظایف در بین بقیه اعضا براساس آیین نامه داخلی تقسیم می‌شد . شیخ صبحی طفیلی در پنجم نوامبر 1989 بعنوان دبیر کل انتخاب شد. پس از آن اجرای پاره‌ای اصلاحات در تشکیلات حزب تصویب شد . تعداد اعضای شورا به هفت نفر تقلیل یافت ، سمت جانشین دبیرکل ایجاد شد و مدت ماموریت شورا به دوسال افزایش یافت .

    در ماه مه 1991 شهید سید عباس موسوی دبیر کل شد که در فوریه 1992 به شهادت رسید . پس از او سید حسن نصرالله به سمت دبیرکلي انتخاب شد که هم اکنون نیز این سمت را عهده‌دار است. در این مدت دو اصلاح نیز صورت گرفته است ماموریت شورا به سه سال افزایش یافته و انحصار انتخاب دبیر کل به دو دوره متوالی برداشته شده و دبیر کل می تواند برای دوره های متوالی نامزد شده انتخاب شود . حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 در واقع آغاز مقاومت حزب‌الله بود . حزب‌الله مقاومت اسلامی بر ضد اسرائیل را با امکانات اندکی که در اختیار داشت و نیروهای انسانی کم آغاز کرد . تجربیات نظامی نیروهای مقاومت تحت حمایت و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سریع رشد کرد و کوششهای مستمر برای جبران کاستی‌ها صورت ‌گرفت . از سال 1982 ایران برای پیشبرد اهداف گوناگون خود در میان شیعیان كمكهاي فراواني به لبنان ارسال کرد . این کمک ها برای تسلیح و تجهیز مالی حزب‌الله در مقابل اسرائیل و انجام خدمات اجتماعی و بهداشتی استفاده می‌شد .

    پاسداران حاضر در منطقه در امر آموزش نیروهای لبنانی مشغول فعالیت بودند.12 البته در سالهاي اخير به دلايل مختلف از جمله مسائل داخلي ايران و خودكفايي نسبي حزب الله ميزان اين كمكها نسبت به سالهاي اوليه كاهش پيدا كرده است. مخفی کاری در عملیات‌ها و استفاده از شیوه‌های غافلگیرانه بیشترین اهداف را با کمترین خسارت برای مبارزان لبنانی در برداشت . همچنین حزب‌الله برای در امان ماندن از بمباران هوایی از تسلیحات قابل حمل و سبک‌تر استفاده می‌کرد که این باعث سهولت در تحرک و تغییر سریع و راحت‌‌تر مواضع می‌شد . این روشها باعث ترس سربازان دشمن و آماده باش دایم آنها بود که به فرسایش توان نظامی آنها می‌انجامید این تحرکات که در پرتو آموزشهای نیروهای نظامی ایرانی انجام می‌شد در نهایت اسرائیل را مجبور به عقب نشینی از بخش عمده لبنان کرد. همچنین در آخرين نبرد عمده مشهور به جنگ 33 روزه که اسرائیل می‌خواست کار حزب‌الله را یکسره کند موجبات شکست او را فراهم کرد .

    *مبارزات حزب الله

    در بعد مبارزاتي طرفهاي مبارزه حزب قبل از پيمان طائف كاملا مشخص بودند و نظر اين جنبش مبارزه با آنها بود (اسرائيل ، غرب ، نظام سياسي لبنان و.....) كه پس از پيمان طائف نظر حزب الله اصطلاحا به واقع گرايي نزديك شد و سياست ائتلاف با ديگر گروهها و نزديكي به دولت در برنامه‌هاي حزب الله ديده شد. در بعد سیاسی حزب‌الله لبنان از ابتداي تاسیس خود نظام سیاسی لبنان را نظامی غیرمشروع و غیراسلامی می‌دانست و در برهه‌هايي از زمان با ارتش لبنان درگير شده و خواستار تغییر نظام بود در تابستان 1371 با توجه به جو نظام بین‌الملل و تحولات مهم آن که با تحولات داخلی لبنان در ارتباط بود حزب الله تصمیم گرفت در نظام سیاسی لبنان مشارکت کند و این کار را از طریق شرکت در انتخابات پارلمان عملی ساخت. از جمله اين تحولات می‌توان به پایان جنگ ایران و عراق ، احیای مذاکرات اعراب و اسرائیل در کنفرانس مادرید 1370 ومهمترين آن امضای پیمان طائف (منشور آشتی ملی لبنان ) 1368 اشاره كرد.13

    جنبش حزب الله به عنوان يكي از مهمترين گروههاي شبه نظامي لبنان تحت تاثير اين تحولات قرار گرفت.بدين ترتيب در عملكردها و مواضع اين حزب در دهه نود ميلادي تغييرات گسترده‌اي حادث شد. به گونه‌اي كه حزب الله در پايان دهه نود ميلادي و شروع هزاره جديد چهره‌اي متفاوت از دهه هشتاد از خود نشان داد. حزب‌الله که تا پیش از پیمان طائف روابط چنداني با سایر گروههای لبنان نداشت در جریان مبارزات انتخاباتی سال1992با برخی گروهها ائتلاف کرد. به طوري كه نامزدهاي انتخاباتي حزب الله با نامزدهاي جنبش امل ، حزب كمونيست ، حزب قومي سوري و حزب بعث در يك فهرست در كنار هم قرار گرفتند. از این ائتلاف 12 نفر به مجلس راه یافتند. حزب‌الله با این کار صحنه مبارزه خود را از نظامی به صحنه‌های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی گسترش داد .

    در این راستا حزب‌الله از لحاظ اقتصادی و اجتماعی با اعطای کمک‌های تحصیلی به مستضعفان ، توزیع داروی رایگان بین بیماران ، تقسیم آب بین نیازمندان و ارائه خدمات درمانی به محرومان فعالیت می کرد . همچنین با شرکت در انتخابات شوراهاي شهر و روستا در سال 1998 و پیروزی در آن با توجه به اینکه دولت برای این شوراها بودجه در نظر می گیرد حزب‌الله با این کار در قوه مجریه نیز مشارکت کرد. از سويي ديگر نظر حزب در امور غير نظامي ارائه خدمات به عامه مردم خصوصا شيعيان بود. كار ارائه خدمات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي به مردم از طريق فعاليت جهاد سازندگي حزب الله ، دفتر بنياد شهيد و كميته امداد در لبنان انجام می گرفت.

    *دستاوردهاي حزب الله

    در ابعاد مختلف حزب الله از زمان تاسيس دستاوردهاي بسياري داشته است تثبیت خود در‌فضاي سياسي مبارزاتي لبنان ، به شكست كشاندن اسرائيل در مقاطع مختلف و شهرت یافتن در سطح جهاني به مبارزه با اسرائيل (به طوريكه هرجا سخن از مبارزه با اسرائيل است نام حزب الله در اذهان متبلور مي‌شود) ، موفقيت در مبارزه با ساير گروهها ، ارائه خدماتي متنوع به اقشار مردم خصوصا شيعيان و ايفاي نقش در مجلس قانونگذاري و شوراهاي شهر و روستا جزو اهم دستاوردهاي حزب الله است. در بعد مبارزاتي انجام بسياري از انفجارها عليه اسرائيل و وارد كردن تلفات انساني به آنها همچنين بيرون راندن اسرائيل از بيشتر خاك لبنان، مقاومت و عقيم گذاشتن بسياري از حملات و عمليات هاي نظامي دشمن و پيروزي در جنگ 33 روزه وآزادي اسراي لبناني از مهمترين موارد است.

    در بعد غير نظامي حزب الله از سال 1984(1363) شروع به ساخت مدرسه ، درمانگاه و بيمارستان كرد و تعاوني‌هاي مصرف زيادي را در مناطق مختلف لبنان و به طور عمده در مناطق شيعه نشين تاسيس كرد. همچنين با كمك ايران اقدام به تاسيس موسساتي مانند بنياد شهيد(1983) ، جهاد سازندگي(1984) ، سازمان بهداشت اسلامي(1985) ، كميته امداد(1987) ، بنياد جانبازان(1990) و ..... نمود. اين موسسات در ارتباط مستقيم با موسسات مشابه خود در ايران بودند اما توسط لبناني‌‌ها اداره مي‌شدند.13 همه اين موارد را مي‌توان دستاورد براي حزب الله بشمار آورد چون موفقيت در شروع و تداوم ارائه خدمات اين موسسات در كنار دولت لبنان باعث استحكام حزب الله در لبنان شده است اين موسسات به غير شيعيان نيز خدمات ارائه مي‌دهد حتي در بين كاركنان آنها غير مسلمان نيز وجود دارد. این فعالیت‌ها با تایید ولی فقیه زمان (امام‌خمینی(ره) و مقام معظم رهبری) از طرف حزب‌الله با هماهنگی و کمک ایران صورت ‌گرفت.

    *مولفه های تاثیر پذیری حزب‌الله از انقلاب ایران

    1- ولایت فقیه و رهبری امام‌خمینی(ره)

    اصلی ترین ویژگی حزب‌الله در مقایسه با سایر گروههای اسلام گرای جهان عرب پذیرش نظریه ولایت فقیه و رهبری امام‌خمینی(ره) است .این ویژگی بر کلیه ارکان تشکیلاتی و همچنین دیدگاه حزب‌الله سیطره داشته و در واقع یکی از دلایل اصلی ادغام مجموعه‌های کوچک اسلام گرا در لبنان در سال 1982 و تشکیل حزب‌الله است. نخستین اعضای شورای رهبری حزب‌الله که در سال 1361 تشکیل شد به ایران آمده و با امام‌خمینی(ره) دیدار کردند بدین ترتیب ارتباط رسمی و تشکیلاتی مبتنی بر پیروی از ولایت فقیه میان حزب‌الله و ایران برقرار شد.

    2- محوریت روحانیت در ارکان حزب‌الله

    نقشی که روحانیون در ارکان مختلف حزب‌الله دارند در هیچ یک از احزاب و سازمانهای لبنانی سابقه ندارد از تاسیس حزب‌الله تا کنون همواره اکثریت اعضای شورای حزب‌الله را روحانیون تشکیل داده‌اند سخنگو و معاون دبیر کل همیشه روحانی بوده‌اند . اکثر روحانیون حزب در نجف تحصیل کرده‌اند و تحت تاثیر روحانیون و علمای ایرانی بوده‌اند .

    3– نماد‌های شیعی

    استفاده حزب‌الله از نمادها و سمبل‌های مذهب شیعه برای انتقال پیام‌های خود و تحریک و تشویق اعضا و پیروان به شیوه عمل خود بسیار موثر بوده است . علیرغم تفاوت در فرهنگ و جامعه ایران و لبنان این جلوه دیگری از اثر پذیری حزب‌الله از انقلاب اسلامی ایران است نمادهایی مانند عاشورا ، شهادت امام حسین(ع) سیره و جنگ های پیامبر(ص) و امام علی(ع) و ... حزب‌الله را در انتقال پیام‌هایی مانند جهاد ، شهادت ، استقامت و تحمل پذیری توانمندتر ‌ساخت. استفاده از این سبملها و تشویق به اتحاد و برادری در اندیشه شیعه باعث شد افراد با پيوستن به این گروه از لبناني بودن یا عضو یک طایفه محروم بودن در کشوری که از طریق جنگ طوایف مختلف و متعدد پاره پاره شده بود دست بردارند .

    نهایتا تشکیل حزب‌الله هر چند تنها به ابتکار ایران نبوده است و گروههای مختلف شیعی خود به این نتیجه رسیده بودند ولی شاید نقش ایران تولد این حزب را جلو انداخته باشد . از سوی دیگر جهت دهی ایران در تولد و تشكيلات این حزب بخوبی نمایان است و همچنان این گروه چه از لحاظ مادی یا سیاسی و یا سایر جوانب بیشترین کمک ایران را به خود اختصاص داده است سفرهای پیاپی سران حزب‌الله ، دیدارهای دبیرکل حزب‌الله با رهبر معظم انقلاب و کمکهای مالی ، نظامی و اطلاعاتی ایران به این حزب همه خبر از ادامه رابطه صمیمی و برادرانه حزب‌الله با ایران دارد . البته ایران با دیگر گروههای شیعی و همچنین برخی گروههای دیگر نیز ارتباط دارد و از آنان نیز حمایت می‌کند.

    *نتیجه گیری

    در این تحقیق سعی شده است تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر گروههای مسلمان لبنان بررسی شود با نگاهی به اوضاع سیاسی لبنان دیدیم که تا قبل از رفتن امام موسی صدر از ایران طوایف شیعی در معادلات لبنان جایگاهی نداشتند و امام موسی صدر بعنوان منجی شیعیان لبنان آنها را در تشکیلات سیاسی ، نظامی و اجتماعی سامان داد . تشکیل مجلس اعلای شیعیان لبنان ، حرکه المحرومین و جنبش امل محصول حضور امام موسی صدر در لبنان بود که متاسفانه ایشان یک سال قبل از انقلاب اسلامی در لیبی ناپدید شد. پس از ناپدید شدن امام موسی صدر جنبش امل که در ورطه ای از ناامیدی بود با پیروزی انقلاب اسلامی و حمایتهای نظام جدید در ایران جان تازه گرفت .

    هر چند تاثیر انقلاب ایران در لبنان باعث ظهور دولتی اسلامی در لبنان مانند ایران نشد ولی ظهور حزب الله لبنان که تحت تاثیر مستقیم ایران انقلابی پا به عرصه لبنان گذاشت نشانه بارز تاثير انقلاب ایران در لبنان است . هر چند شیعیان لبنان بخاطر روابط دیرینه با ایران علاقمند به ایران با حکومت اسلامی بودند ولی غیر از اشتراک مذهبی فقر ، ضعف و ستم روا شده بر شیعیان نیز در این تاثیر پذیری قابل توجه است . در لبنان که کشوری طایفه ای است شیعیان جایگاهی نداشتند نشان دادیم که در اثر تلاش های امام موسی صدر و انقلاب ایران هم اکنون در لبنان گروههای شیعی نقش بسزا و تعیین کننده ای دارند .

    حزب الله که در اوایل دهه 80 تاسیس شد در مبارزه با اسرائیل به پیروزی های مهمی دست یافت که نمونه آخر آن در جنگ 33 روزه و آزادی برخی اسرا را می‌توان نام برد به شدت متاثر از ایران است. این حزب پس از ایفای نقشی مهم در مبارزه با اسرائیل در ابعاد قانونگذاری با شرکت در انتخابات پارلمان و انتخابات شوراهای شهر و روستا به ایفای نقش در وجوه سیاسی و اجتماعی پرداخت. حزب الله انواع خدمات را به مردم لبنان ارائه داده و به تبلیغ مبارزه با اسرائیل (دشمن شماره یک جهان اسلام) می پردازد. بطور کلی تاثیر انقلاب ایران را مشخصا می توان در امور زیر بین مسلمانان لبنان بویژه شعیان مشاهده کرد :

    الف : تقویت حرکتهای اسلامی بطور مشخص امل و تقویت جایگاه ضعیف شیعیان در بین طوایف لبنان (همانطور که ذکر شد قدرت در لبنان طایفه ای است )
    ب : ایجاد گروه جدید رادیکال حزب الله در عرصه سیاسی مبارزاتی لبنان ( چون امل در نظر ایران محافظه کار و بدنبال اصلاحات بود نه مبارزه با وضع موجود . )
    ج : سعی در تشکیل حکومتی در لبنان که بدنبال منافع اکثریت باشد با ایجاد روابط با دولت لبنان و سفرهای مقامات دو کشور و استفاده از بازوی حزب الله و دیگر گروههای تاثیر پذیر در این راستا .

    امروزه تاثیر انقلاب اسلامی در لبنان حتی در سطوح ظاهری نیز نمایان است ، تعداد زیادی از تصاویر امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در نقاط مختلف لبنان به چشم می خورد و برروی دیوارها عکس شهدایی که در راه مبارزه با اسرائیل جان خود را از دست داده اند به چشم می خورد . فرجام سخن اینکه انقلاب اسلامی ایران در لبنان بویژه بین گروههای مسلمان شیعه تاثیر شگرف و تعیین کننده ای بجا گذاشته و حزب الله را در صدر اخبار خاورمیانه نشانده است. در اخبار خاورمیانه همیشه نام حزب الله لبنان به چشم می خورد گروهی که هم از لحاظ ایدئولوژیکی ، تشکیلاتی و هم عملکردی وابسته و متاثر از ایران است .


    *پی نوشت:
    1 - محمدباقر حشمت زاده، تاثیر انقلاب اسلامی بر کشورهای اسلامی (تهران : سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1385)، ص 69
    2 - جان . ال . اسپوزیتو ، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن ، ترجمه محسن مدیر شانه چی ، (تهران : باز ، 1382 ) ، ص 60
    3 - صحیفه نور ، ج 11 ، ص 266 ، تاریخ 22/11/1358
    4 - قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، (قم : نشر حقوق اسلامی ، 1378 ) ، ص 17 .
    5 - محمد طلوعی ، فرهنگ جامع سیاسی ، (تهران : نشر قلم ، 1372 ) ، ص 748 .
    6 - هـ . علیزاده ، فرهنگ سیاسی لبنان ، ترجمه محمد رضا گلسرخی و محمد رضا معمایی ، (تهران : سفیر ، 1368 ) ، ص 13 .
    7 - منوچهر محمدی ، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ، (تهران : انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، 1385 ) ، ص 235 .
    8 - محمد رضا اکبر ، سیمای امام خمینی (ره) ، (ب . م : پیام عترت ، 1378 ) ، ص 84 .
    9 - مسعود اسداللهی ، از مقاومت تا پیروزی تاریخچه حزب الله لبنان ، (تهران : موسسه مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور ، 1379 ) ، ص ص 68 – 67 .
    10- همان ، ص 69 .
    11- همان ، ص 193 – 192 .
    12- جان . ال . اسپوزیتو ، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن ، ترجمه محسن مدیر شانه چی ، (تهران : باز ، 1382 ) ، ص 141.
    13- سایت پگاه حوزه (سایت حوزه علمیه قم)
    14- مسعود اسدالهی، پیشین، ص 151 .



  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامینقش انقلاب اسلامي در بيداري مردم مستضعف جهان
    محمد مظاهری


    انقلاب اسلامي حركتي بسيار مهم در جامعه جهاني به شمار مي‌آيد. به گزارش راديو لندن امام خميني انقلابي را رهبري كرد كه جهان را لرزاند.[1] در عصري كه جاهليت مدرن همه جا را فرا گرفته بود و چشم اميد بشريت كعبه آمال خود را در بلوك شرق و غرب جستجو مي‌كرد، ناگهان انقلاب اسلامي مانند خورشيد تابان، مردم جهان را با نور اسلام بيداري بخشيد و اين رستاخيز اسلامي است كه جان‌هاي مرده را بيدار كرده و زمينه‌ را براي روزي آماده مي‌سازد كه در پاسخ به سؤال: «لِّمَنِ الْمُلْكُ» (حج/5)

    در گسترۀ زمين و از چهار گوشۀ عالم گفته شود؛ «للّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار»[2] (غافر/16)

    جاهليت مدرن

    آنچه در قرن حاضر «قرن بيستم» قبل از انقلاب اسلامي، شاهد آن بوده‌ايم مشابه همان جاهليت كهن است. عصري كه هويت انساني دچار بحران شد و كرامت انساني تعابيري متفاوت پيدا كرد،
    وجود رفاه مادي رد پايي از آرامش ديده نمي‌شد و چشم اميد بشريت هم تنها دو بلوك شرق و غرب را مي‌شناخت. شرق و غربي كه تلاش كرده‌‌اند به بشريت بفهماند؛ يك راه بيشتر وجود ندارد، و آن هم دنياپرستي است؛ كه اردوگاه‌هايي همچون سوسياليسم و كمونيسم و سرمايه داري در درون آن بنا شده‌اند. دشتگاه‌هايي كه جزء عنانيت و استكبار و فساد حاصلي ندارند و با فطرت انسان سازگار نمي‌باشد.[3] و هدف آنان كشاندن آحاد مردم به غفت و رها كردن زمام شهوات و هواهاي نفساني است[4] تا بدين طريق انسان را از آسمان به زمين كشانده و رخت ذلت را به او بپوشانند، نتيجۀ اسنان از هويت دور مانده و در ظلمت رنسانس، كوس أنا الحق سر دهد.
       


    در اين عصر ظلماني كه شعله اميد بشريت، چهره خاموشي به خود مي‌گرفت، ناگهان جهانيان شاهد انفجار نوري در ادامه حركت انبياء (عليهم‌السّلام) شدند و آن هم انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني «ره» بود كه پيام آن عدالت، توسعه و رفاه بر مبناي معنويت گرديد. ميشل فوكو فيلسوف اجتماعي فرانسه مي‌گويد: «مردمي كه روي اين خاك «ايران» زندگي مي‌كنند در جستجوي چيزي مستند كه ما غربي‌ها امكان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ معيت[5] از دست داده‌ايم و آن معنويت سياسي است».

    بنابراين عالم درگير حادثه عظيم متحول كننده‌اي شد كه همه چيز را دگرگون خواهد كرد و اين تحول، خلاف اين دو قرن گذشته، نه از درون تكنولوژي، بلكه محصول تعاليم دين اسلام مي‌باشد و اين امري است كه محدود به مرزها نمي‌ماند و اگر رنسانس توجه بشر را از عرش به فرش معطوف نمود، اين تحول بار ديگر بشر را متوجه آسمان نمود و اين راهي است كه انسان را به آرامش خواهد رساند و چه بخواهد و چه نخواهد لاييسم و اومانيسم در همه صورت‌هاي آن محكوم به شكست هستند.[6] و انقلاب اسلامي بخشي از پازل ناتمام چينش نيروها در عصر حاضر خواهد بود كه توانست يكبار ديگر ردايي ايدئولوژي را به دين اسلام بپوشاند و توجه همگان را برانگيزد. شكست شرق و غرب در رويارويي با انقلاب اسلامي بعد از فروپاشي شوروي سابق نظريات فوكوياما و هانتينگتون به عنوان دو نظريه اصلي در غرب مطرح شد:

    1- فوكوياما كه معتقد به پايان تاريخ بود و اينكه رقيب ليبرال دموكراسي شكست خورد و ملت‌ها در عرصه جهاني ليبرال دموكراسي را انتخاب كرده‌اند؛ لذا به پايان تاريخ مطلوب رسيده‌ايم و هيچ معارضي نداريم. فوكوياما در شرح نظريه خود چنين مي‌افزايد: دموكراسي شكل نهايي حكومت در جوامع است و تاريخ بشريت نيز مجموعه‌اي منسجم و جهت‌دار است؛ كه بخش عظيمي از جامعه بشري را به سمت نظام دموكراسي ليبرال سوق مي‌دهد.[7]

    2- اما نظريه هانتينگتون «برخورد تمدن‌ها» كاملاً مقابل آن است كه ايشان درك جدي دارند كه فوكوياما از آن غافل بوده است و آن اينكه متوجه شد نيروي جديدي وارد عرصه بين‌المللي شده كه اسلام است و مدعي حكومت و عدالت اجتماعي در سطح جهاني است و در واقع پس از مرگ كمونيسم، اسلام شخصيت اصلي سناريوي مورد نظريه غرب است. با اين ميان روشن مي‌شود كه هر تمدني كه بتواند در برابر تمدن بحران زده كنوني غرب، پيام آور اخلاق و معنويت باشد مي‌تواند بر سر راه نظريه فوكوياما چالش ايجاد كند و انقلاب اسلامي ايران، از آنجا كه اين پيام معنويت را توانسته است در سراسر جهان معاصر منتشر كند، چالش‌ عملي را بر سر راه تحقق نظريه فوكومايا ايجاد كرده است. بنابراين اين انقلاب اسلامي در طي اين بيست و اندي سال كه از عمر آن مي‌گذرد توانسته است:

    1- از مرزهاي خود عبور كند.
    2- منشأ شكل گيري و احياي هويت تمدني الهي قرار بگيرد و جهان را با پيام حيات بخش خود تحت تأثير قرار دهد.

    جان. ال. سپوزتيو مي‌گويد: «دوست و دشمن متفقند كه از انقلاب ايران تأثير بسزايي بر جهان اسلام و غرب داشته است».[8]

    و اين تأثير از آنجا ناشي مي‌شود كه تا قبل از انقلاب اسلامي، مقوله دين جزء معضلات حل شده شبي به حساب مي‌آمد و در بين بشريت رو به فراموشي مي‌رفت چنانكه كساني مانند «ماركس» «دوركهايم» و «وير» معتقد بودند كه دين سنتي، بيش از پيش در دنياي مدرن به صورت امري حاشيه‌اي در مي‌آيد و دنيوي شدن فرايندي اجتناب ناپذير است. امّا انقلاب شكوهمند اسلامي ايران افق جديدي را به سوي بشريت گشود و با به چالش كشيدن تئوري‌هاي پوچ و خيالي كساني مانند ماركس و .... جان‌هاي بشريت را به نور اسلام زنده كرد و حياتي دوباره بخشيد.

    دانيل پايپس در كنفرانس در استامبول تركيه گفت: «بايد اعتراف كنيم كه پس از انقلاب اسلامي‌، ما براي افكار ديني و مذهبي هيچ جايي باز نكرده بوديم؛[9] وي از اين پس براي ما آمريكايي‌ها ضروري است كه زمينه‌اي جهت مطالعه و تحقق پيرامون مذهب فراهم آوريم».

    پيتر شولاتور نويسنده و مفسر سياسي مشهور كشور آلمان مي‌گويد: «اكنون نهضت بازگشت به دين و مدينه فاضله آغاز شده است» بنابراين جهانيان به بركت انقلاب اسلامي يافته‌اند كه تنها راه سعادت، اسلام است».[10]

    طي يك نظرسنجي از جوانان سوئد قبل از يازده سپتامبر مشخص شده بود، كه انتخاب اولشان اسلام است. در حالي كه مولد از توسعه يافته‌ترين كشور و در حين حال از لائيك قرين كشورهاي غرب است؛ كه بيش از پنجاه درصدد آن هيچ مذهبي ندارند.[11] اين است عظمت انقلاب اسلامي.

    پروفسور حميد مولانا مي‌گويد: «به عقيده من هيچ صدايي در قرن بيستم مثل صداي امام «ره» جهان را لرزه در نياورد ... و طلسم سكوت را در مقابل طاغوت و ظلم شكست، كه اگر اين طلسم نشكسته بود امروز شوروي زنده بود».[12]

    و تمام سخن در اينجا است كه تمدن مادي دستگاهي است كه تزيين و انحواء از ويژگي‌هاي اوست و چون با اغفال بشريت به دنبال استثمار نوين آنان مي‌باشد؛ انقلاب اسلامي كه چشم بشريت را به سوي ؟؟؟ گشوده است بزرگترين خطر براي ان مي‌باشد و تمدن مادي را در سراشيب سقوط قرار داده است. ايالات متحده آمريكا بر اساس شهادت واقعيت‌هاي موجود و اعتراف شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي و غيره آن، به شدت گرفتار مشكلات پيچيده‌اي است؛ كه آينده اين كشور را تيره و تار نموده است.

    اكتاويوپاز، نويسنده معروف غربي و برنده جايزه ادبي نوبل، طي مقاله‌اي با عنوان «امپراطوري دموكراسي (آمريكا) در سراشيب سقوط» مي‌نويسند: «چشم انداز آمريكا به هيچ وجه روي نويد و آرامش را نشان نمي‌دهد».[13]

    لذا مشاهده مي‌كنيم كه انقلاب اسلامي تمدن مادي غرب را در حال غروب و افول قرار داده است و همه سر و صداهايي كه به گوش مي‌رسد، سر و صداي تمدن در حال عقب نشيني از ميدان جامعه جهاني است. بابي سعيد مي‌گويد: «از مجموع كابوس‌هاي بسياري كه هر چند وقت يك بار در تمدن غربي پيدا شده، شايد هيچ يك به اندازه اسلام در عصر حاضر گيج كننده تر، عجيب‌تر و غير قابل جبران‌تر نبوده است».[14]

    دانيل پايپس رئيس انستيتو پژوهش‌هاي سياست‌هاي خارجي آمريكا در سمينار پاييز 1368 در استانبول تركيه گفت: «امروز ايران به مشابه يك آزمايشگاه است. اگر اين تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان كشورهاي ديگر هم بيشتر خواهد شد. ما تا ده سال پيش حساسيت خاصي نسبت به اسلام نداشتيم، اما امروز اينطور نيست و همه ما نسبت به اين پديده جديد در ايران بايد با حساسيت بيشتري برخورد كنيم. امروز مسلمين جهان به ايران نظر دارند و از آن الگوبرداري مي‌كنند».

    چنانكه «شروين ماروين» استاد دانشگاهي در آمريكا گفت: «چگونه مي‌توان باور داشت كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران يكباره شعار «مرگ بر آمريكا» در جهان طنين افكند؟ همين اسلام بود كه آرامش را از كشورهاي عربي و طرفداران آن‌ها در منطقه خليج فارس گرفت»[15]

    بنابراين ملاحظه مي‌كنيم كه انقلاب اسلامي با ظاهر ساختن باطن خبيث شرق و غرب و شكست آنان بار ديگر هوشياري و عزت را به امت اسلام بازگرداند. گرايش هر چه بيشتر مردم به اسلام در عصر حاضر نشان مي‌دهد كه ظلمت جهالت از بشريت دور گشته است. امروز دورنماي صدور انقلاب اسلامي را در جهان مستضعفان و مظلومان پيش از پيش مي‌بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است،‌ اميد بخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديك و نزديكتر مي‌كند گويي جهان مهيا مي‌شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان.[16]

    خانم پروفسور الميرا عضو هيئت تحقيقات زنان آذربايجان مي‌گويد: «هر جا تمايلي به حق در آنجا باشد نام امام «ره» در آنجا هست»[17]


    منابع:

    [1]- اكبري، محمدرضا؛ سيماي امام خميني «ره»، انتشارات پيام عترت، سال 1378، چ ششم، ص 84
    [2]- موسسه فرهنگي قدر ولايت؛ ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي در آتيه مقام معظم رهبري، بي‌جا، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت، سال 1380، چاپ اول، ص 21.
    [3]- ميرباقري، سيد محمدمهدي؛ در شناخت غرب، قم، مؤسسه فرهنگي فجر ولايت، 1385، چاپ اول، ص 47-45.
    [4]- مؤسسه فرهنگي قدر ولايت؛ ويژگي‌هاي انقلاب اسلامي در آينه مقام معظم رهبري، ص 90.
    [5]- قوكو، ميشل؛ ايراني‌ها چه رويايي در سر دارند؟، حسين معصومي همداني، تهران 1357، انتشارات هرمس،‌1377، چاپ اول، ص 42.
    [6]- آويني، سيد مرتضي؛ آغازي بر يك پايان، تهران، كانون فرهنگي علمي ايثارگران، 1372، چاپ اوّل، ص 34.
    [7]- فوكوياما، فرانسيس؛ آمريكا بر سر تقاطع، مجتبي اميري وحيد، نشر ني، سال 1386، ص 12.
    [8]- اسپوزيتو، جان.ال؛ انقلاب اسلامي و بازتاب جاني آن، دكتر محسن مدير شانه چي، تهران، انتشارات بارز، سال 1382، چاپ اول، ص 325.
    [9]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني (ره)، قم، مؤسسه بوستان كتاب، سال 1381، چاپ چهارم، ص 53.
    [10]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني (ره)، ص 69.
    [11]- ميرباقري، سيد محمد مهدي؛ در شناخت غرب، مؤسسه فرهنگي فجر ولايت، قم، سال 1385، چاپ اول، ص 67.
    [12]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني، ص 60.
    [13]- حاجتي، مير احمدرضا؛ عصر امام خميني، ص 244.
    [14]- بابي سعيد؛ هراس بنيادين، غلامرضا جمشیدیان، موسي مبرقع، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، سال 1379، چاپ اول، ص 1.
    [15]- رجبي، فاطمه؛ آمريكا شيطان بزرگ، انتشارات كتاب صبح، تهران، سال 1376، چاپ اول، ص 186-181.
    [16]- آئين انقلاب اسلامي، گزيده‌اي از انديشه امام «ره»، مؤسسه تنظيم و نشر امام ره، بي‌جا، سال 1373، چاپ اول، ص 424.
    [17]- اكبري، محمدرضا؛ سيماي امام خميني «ره»، ص 83


    * منبع : www.pajoohe.com ، یکشنبه ٢١ بهمن
       
    [/COLOR]


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیانتفاضه فلسطين، مولود تفكر امام خميني و تولد انقلاب اسلامي
    حسين كهرودی


    امپراتوري عثماني آخرين خلافت اسلامي محسوب مي‏شد كه بر مناطق تركيه امروزي، بخش وسيعي از بالكان در اروپا، بخش عربي خاورميانه و شمال آفريقا از جمله سرزمين فلسطين استيلا داشت.خلافت عثماني‏ها در دنياي اسلام (اهل سنت) حدود پنج قرن به طول انجاميد (از سال 1299 - 1918 م يا 508-1297هـ.ش).ظهور عثماني‏ها سبب انتقال خلافت از اعراب به تركان عثماني شد.وجود رقابت‏هاي استعماري بين دولت‏هاي روس، انگليس و فرانسه و نقش استراتژيك عثماني سبب شد تا سرزمين‏هاي اين امپراتوري مورد طمع قدرت‏هاي اروپايي قرار گيرد.ورود انديشه‏هاي ناسيوناليستي به امپراتوري عثماني و تحريك اعراب به دست قدرت‏هاي اروپايي و از سويي پوسيدگي دروني عثماني و ظهور تركان جوان، بستر مناسبي براي فرو پاشي خلافت اسلامي فراهم ساخت و با تلنگر جنگ اول جهاني، "بيمار اروپا " از پا در آمد.
       

    قبل از پايان جنگ جهاني اول، فرانسه و انگليس طي قرارداد "سايكس - پيكو " سرزمين‏هاي امپراتوري عثماني را بين خود تقسيم كردند. بر اين اساس، عراق، اردن، حجاز و فلسطين تحت قيموميت انگليس، و لبنان و سوريه تحت اداره فرانسه قرار گرفت.بنابراين با رفع سايه استبداد عثماني از اعراب، ابرهاي تاريك استعمار غربي بر سر اعراب سايه افكند و چندين دهه آنان را تابع خود ساخت و در اين مدت به تحكيم استيلاي خود بر اين منطقه پرداخت در اين ميان، فلسطين ويژگي خاصي داشت و آن تصميم قبلي صهيونيسم بين الملل (در 1897 در شهر بال سوئيس) و همياري انگلستان براي استيلاي يهود بر اين سرزمين بود.در اين راستا يهوديان از سراسر جهان به فلسطين فرا خوانده شدند تا تركيب جمعيتي اين سرزمين به نفع يهوديان تغيير يابد و زمينه سيطره آنان بر فلسطين فراهم شود.اين اقدامات در دهه‏هاي 20 تا 40 ميلادي به شدت ادامه يافت و سرانجام در 1948 (1327 ش) دولت اسرائيل اعلام موجوديت كرد كه تاكنون به عنوان يك غده سرطاني در بدنه جهان اسلام عمل كرده است.

    * مبارزات مردم فلسطين قبل از انتفاضه
    مبارزات مردم فلسطين قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي در سال 1948 (1327 ش) صبغه اسلامي داشت و تحت رهبري علماي مذهبي مانند "حاج محمد امين الحسيني" مفتي اعظم بيت المقدس و رئيس "شوراي مسلمين‏ " فلسطين كه بر محاكم شرع و اوقاف نيز نظارت داشت و "شيخ عزالدين قسام" و "عبدالقادر حسيني" قرار داشت.پس از استقرار تشكيلات رژيم صهيونيستي در فلسطين و آواره شدن مردم اين كشور، سران كشورهاي عربي تحت تاثير افكار عمومي مسلمانان، حملاتي را عليه صهيونيست‏ها سازماندهي كردند.فلسطيني ابتدا سازمان يافته نبودند و چشم به كشورهاي عربي دوخته بودند كه فلسطين را به آنها باز گردانند. از اوايل دهه 60 آنها به تاسيس تعداد زيادي نهادهاي سياسي، نظامي و اجتماعي پرداختند.مهم‏ترين اين نهادها، سازمان آزادي بخش است كه در سال 1964 (1343 ش) تاسيس شد و هشت‏سازمان چريكي و تعداد زيادي سازمان‏هاي غيرنظامي مربوط به امور آموزشي، اجتماعي، پزشكي، فرهنگي و مالي را زير چتر خود گرفت. در فاصله بين سال‏هاي 1967 م (1346ش شكست‏حمله اعراب) تا 1982 م 1361 ش (حمله اسرائيل به لبنان) سازمان‏ها و گروه‏هاي مبارز فلسطيني زيادي تاسيس، متلاشي، ادغام و يا انشعاب شدند.اين سازمان‏ها عمدتا تحت تاثير ناسيوناليسم عربي، سوسياليسم و ماركسيسم قرار داشتند و هر كدام از جانب يكي از دولت‏هاي عربي پشتيباني مي‏شدند و به سياست‏هاي منطقه‏اي آن دولت وابسته بودند.در نتيجه اين مبارزات، تحت تاثير سياست‏هاي آن دولت‏ها در عرصه بين الملل و منطقه، از مسير اصلي خود خارج گرديد و ملت فلسطين از نگاه به بيرون و اعتماد به گروه‏هاي پر طمطراق و دولت‏هاي عربي و سياست‏هاي جهاني و سازمانهاي بين المللي دچار سرخوردگي و نااميدي شد.

    *سازمان‏هاي فلسطيني قبل از انتفاضه
    در كنار جنگ‏هاي كشورهاي عربي با رژيم اشغالگر قدس، تحولي تحت عنوان شكل‏گيري سازمان‏هاي مقاومت فلسطيني روي داد. تعداد اين تشكل‏ها به ده‏ها حزب و سازمان و گروه رسيد كه مي‏رسد. مهم‏ترين اين سازمان‏ها و گروه‏ها عبارت بودند از:
    1 - سازمان الفتح: رهبران اصلي آن، ياسر عرفات، صلاح خلف و خليل ابراهيم الوزير، معروف به ابوجهاد، هستند.اين سازمان را اكثركشورهاي عربي ميانه رو مانند عربستان و تندرو مانند ليبي و سوريه حمايت مي‏كنند.
    2 - الصاعقه: اين گروه را سوري‏ها ايجاد كردند و از رهبران آن مي‏توان به زهير محسن و عصام القاضي اشاره كرد.
    3 - جبهه دمكراتيك آزادي بخش فلسطين: اين سازمان با ايدئولوژي ماركسيستي شروع به فعاليت كرد.رهبران اصلي آن عبارتند از: نايف حواتمه، عمر اديب، مشهور به ابو ياسر.
    4 - جبهه خلقي آزادي بخش فلسطين: اين گروه كه از سوي ليبي حمايت مي‏شد، طرفدار عقايد ماركسيستي بود. از رهبران اصلي آن مي‏توان به جرج حبش و محمد تيسير قبا اشاره كرد.اين سازمان با سوريه روابط خوبي ندارد.
    5 - جبهه خلقي آزادي بخش فلسطين - (فرماندهي كل): اين گروه را احمد جبرئيل از گروه قبلي (جرج حبش) منشعب ساخت و طرفدار سوريه است.
    6 - جبهه آزادي بخش فلسطين: اين گروه از گروه احمد جبرئيل منشعب شد.رهبران آن، طلعت توفيق و محمد العباس، معروف به ابوالعباس، هستند.
    علاوه بر گروه‏هاي فوق، سازمان‏هاي ديگري هم در فلسطين وجود دارد كه فعاليت قابل توجهي ندارند، از جمله آنها مي‏توان به "جبهه آزادي بخش عربي‏ " اشاره كرد كه طرفدار عراق است.
    ارزيابي مبارزات فلسطيني‏ها قبل از انتفاضه با نگاهي به تاريخ مبارزات مردم و گروه‏هاي فلسطيني از زمان تاسيس رژيم صهيونيستي تا قبل از انتفاضه، به خوبي روشن مي‏گردد كه اين گروه‏ها نتوانسته‏اند به نتايج اميدوار كننده‏اي برسند.آنها نه تنها در تشكيل يك حكومت مستقل فلسطيني موفق نبوده‏اند، بلكه سرانجام موجوديت رژيم اشغالگر را به رسميت‏شناختند و "تصميم بر نابودي آن‏" را از اساسنامه سازمان آزادي بخش فلسطين (ساف) حذف كردند و مبارزات مسلحانه را مردود شمردند.
    در اين جا به برخي از دلايل عمده ناكامي سازمان‏هاي فلسطيني اشاره مي‏كنيم:
    الف - اختلافات ايدئولوژيكي: اين گروه‏ها و سازمان‏ها داراي انديشه‏ها و ايدئولوژي‏هاي ماركسيستي، مائوئيستي، سوسياليستي، ناسيوناليستي بودند كه همه مبتني بر سكولاريسم و طرد دين از صحنه مبارزات بودند; از اين رو نگرش آنها در خصوص فلسطين و خط مشي و عملكرد آنها در مبارزه با يكديگر تفاوت فاحشي داشت.
    ب - اختلاف در خط مشي مبارزه: اختلاف در انديشه و ايدئولوژي اين سازمان‏ها موجب اختلاف در روش و خط مشي شده است؛ برخي از اين گروه‏ها به عمليات در داخل سرزمين‏هاي اشغالي معتقد بودند، گروهي در سطح كشورهاي مختلف عليه صهيونيسم مبارزه مي‏كردند، بعضي به بمب گذاري و هواپيماربايي روي آوردند و گروهي دم از انقلاب كارگري مي‏زدند.نكته مهم اين كه به علت عدم هماهنگي در نحوه مبارزه، در موارد بسياري به جاي مبارزه با صهيونيسم، به درگيري بين خود مي‏پرداختند.
    ج - نداشتن رهبري واحد.
    د - وابستگي گروه‏هاي مبارز به كشورهاي عربي: فلسطيني‏ها ابتدا براي مقابله با فشار انگليسي‏ها و گروه‏ها مسلح يهودي به شاهان و شاهزادگان عرب متوسل شدند، در حالي كه آنها خود دست نشاندگان انگليس بودند.پس از آوارگي ملت فلسطين، گروه‏هاي مدعي مبارزه در بين مهاجران در هر كشوري، تحت تاثير سياست‏هاي همان كشور و به عنوان حامي ديدگاه‏هاي آن كشور در خصوص فلسطين بودند.اين كشورها كه اين ديدگاه‏ها در مواردي متناقض بودند به جبهه‏گيري ميان مبارزان مي‏انجاميد و گاهي اين كشورها با مبارزان بر خورد خشني داشتند، مانند جمعه سياه در اردن.
    هـ - مقطعي بودن مبارزات: مبارزه اين گروها معمولا مقطعي و در اقدامات هر از گاهي خلاصه مي‏شد كه نتيجه جدي نداشت.با توجه به اين مشكلات و نابساماني‏ها و محدود كردن مساله فلسطين در حد يك مساله ملي تا قبل از انتفاضه، مبارزات مردم فلسطين نتوانست در جهت تشكيل كشوري واحد و مستقل و يكپارچه رهنمون شود; از سويي، تحكيم بنيان‏هاي رژيم اسرائيل و نيز سازش دولت‏هاي عربي با اسرائيل، مردم فلسطين را به تدريج از اين نحوه مبارزه نااميد كرد; از طرف ديگر، با وقوع انقلاب اسلامي ايران و احياي انديشه ديني و درك توانايي پاسخ گويي دين به مسائل اجتماعي و سياسي، مبارزات مردم فلسطين به مسير اصلي و صحيح خود يعني عجين شدن با باورهاي اسلامي هدايت‏شد و مردم فلسطين به درستي پي بردند كه اسلام تنها راه رهايي و آزادي سرزمين فلسطين است. به منظور شناخت‏بهتر چگونگي تغيير ماهيت مبارزات فلسطينيان، به بررسي عوامل پيدايش "انتفاضه" به عنوان مولود "اصول‌گرايي اسلامي" در فلسطين مي‏پردازيم.

    *عوامل و زمينه‌‏هاي پيدايش انتفاضه
    1- پيروزي انقلاب اسلامي ايران
    شكست اعراب از اسرائيل در جنگ 1967 (1346 ش) در واقع شكست ناسيوناليسم عربي بود، و براي مردم فلسطين كه سال‏ها دل به اين انديشه‏هاي سكولار بسته بودند، نااميدي از اين انديشه‏ها را به دنبال داشت.اين زمينه دروني و از سوي ديگر، پيروزي انقلاب اسلامي، نويد بخش تلاش و مبارزهاي نو بود.
    ظهور اسلام به عنوان ايدئولوژي فعال در صحنه سياسي، اجتماعي و بين المللي كه در قالب جمهوري اسلامي ايران تجلي يافته بود و نيز دفاع همه جانبه اين نظام از آرمان فلسطين، جرقه‏اي بود بر اين همه ياس و آغازي بر پايان نااميدي: بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نخستين مركز جهاد اسلامي فلسطين در نوار غزه فعال شد. ظهور امام خميني(ره) بر روي روشنفكران فلسطيني مؤثر واقع شد و سبب شد كه آنها در جست و جوي راه هايي براي اعمال تعليمات امام خميني و نمونه او در فلسطين بر آيند.به اين ترتيب، پس از دهه‏هاي پنجاه و شصت و هفتاد كه اسلام از صحنه فلسطين خارج بود، مجددا مساله فلسطين به مركزيت نهضت اسلامي معاصر منتقل شد و با اين پشتوانه جديد به مقابله با پديده اسرائيل رفت. از اين به بعد اصول جهاد، شهادت و فداكاري در راه هدف كه سمبل‏هاي شيعيان و شعارهاي انقلاب بود، به عنوان اصول اساسي فلسطين مطرح شد. سخن‏گوي جهاد اسلامي فلسطين طي سخناني در ملاقات با حضرت امام خميني (ره) در آذر ماه 1367 اظهار داشت: "ملت ما اكنون با نام و ياد اسلام در يك مبارزه وارد شده است...انتفاضه اسلامي و مباركي كه در حال حاضر ميهن اسلامي فلسطين شاهد و ناظر آن است، بارقه‏اي از نور و بازتابي از پيروزي‏هاي بزرگ انقلاب شماست؛ انقلابي كه بزرگ‏ترين تحول را در عصر ما به وجود آورد."
    ايشان در ادامه به مفاهيم اساسي انقلاب اسلامي و شعارهاي آن اشاره كرده و مي‏گويد: با ظهور انقلاب شما، ملت مسلمان و بزرگ ما فهميد كه راهش، راه جهاد و مبارزه است.همان گونه كه پيامبر اسلام‏صلي‌الله عليه وآله و مؤمنين بزرگ صدر اسلام اين راه را پيمودند. ملت ما دريافت كه راه مبارزه مسلحانه راهي سخت و طولاني است. ملت ما امروز همان شعارها را سر مي‏دهد.كه شما منادي آن بوديد. آنها با صداي بلند فرياد مي‏زنند: "لااله الاالله‏"، "الله اكبر"، "پيروزي از آن اسلام است‏".
    "شيخ اسعد تميمي" يكي از رهبران فلسطيني در خصوص تاثير معنوي انقلاب اسلامي در جهان اسلام خصوصا فلسطين مي‏گويد: "تا زمان انقلاب ايران، اسلام از عرصه نبرد غايب بود، حتي در عرصه واژگان، مثلا به جاي "جهاد"، از كلماتي همچون "نضال" و "كفاح" استفاده مي‏شد... انقلاب ايران، واقعيت قديمي "اسلام راه حل و جهاد و وسيله اصلي است" را به سرزمين فلسطين وارد كرد".
    "شيخ عبدالعزيز عوده"، روحاني برجسته فلسطيني كه گفته مي‏شود هدايت فكري و رهبري روحاني "جهاد اسلامي" را بر عهده دارد، معتقد است: "انقلاب خميني، مهم‏ترين و جدي‏ترين تلاش در بيدار سازي اسلامي براي اتحاد ملت‏هاي مسلمان بود...ايران تنها كشوري بود كه واقعا بر روي مساله فلسطين متمركز شد".
    2ـ جنبش جهاني احياي دين و بيداري جهان اسلام (اصول گرايي اسلامي)
    با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 1357 بار ديگر دين در عرصه‏هاي اجتماعي سياسي فعالانه مطرح شد.به ويژه در جهان اسلام، مسلمانان با هويتي ديني به مبارزه برخاستند و به تدريج‏بسياري از تحولات سياسي و اجتماعي منطقه را تحت پوشش خود قرار داد كه از آن به "اصول گرايي اسلامي" تعبير مي‏شود.اين جريان بر بسياري از متفكران و انديشمندان مسلمان تاثير گذاشت و جهت مبارزات به ويژه فلسطيني‏ها را تغيير داد.مظاهر اسلامي مانند حجاب، حضور در مساجد رواج يافت و مساجد كانون فعاليت‏ها و مبارزات قرار گرفت.در دانشگاه‏هاي فلسطين نيز تشكل‏هاي اسلامي دوباره مطرح شدند و در فعاليت‏هاي اجتماعي از ساير تفكرات و انديشه‏ها جلو افتادند.حركت اسلامي در دانشگاه‏هاي النجاح، بيرزيت، غزه، بيت المقدس و الخليل به نحوه چشمگير اوج گرفت.
    3 - بن بست مبارزات سازمان‏ها و گروه‏هاي فلسطيني
    پنجاه سال از اشغال فلسطين به دست صهيونيست‏ها مي‏گذشت.در اين رهگذر گروه‏هاي متعدد فلسطيني با شعار مبارزه با اسرائيل و صهيونيزم و آزاد سازي فلسطين اعلام موجوديت كردند.علي رغم تبليغات گسترده آنها و جوسازي‏ها و بزرگ نمايي‏هايي كه هم خودشان و هم دشمنانشان از آنها مي‏كردند، نتوانستند عملكرد مطلوبي از دفاع در حقوق مردم مظلوم فلسطين از خود به يادگاري بگذارند.هيچ يك گروه‏ها و احزاب فلسطيني نتوانستند يكي مبارزه فراگير و گسترده را عليه صهيونيزم به راه انداخته، سازماندهي و تداوم بخشند.مبارزات اين گروه‏ها بيشتر در حد تبليغات و موضع‏گيري‏هاي سياسي در خارج از مرزهاي فلسطين بود و فعاليت‏هاي آنها در داخل به عمليات‏هاي ايذايي محدود مي‏شد كه تاثير چنداني در سرنوشت فلسطين نداشت. مردم مظلوم سرزمين‏هاي اشغالي فلسطين از يك سو، شاهد عدم موفقيت و تاثير گذاري مبارزات سازمان‏هاي پر طمطراق فلسطيني مستقر در خارج فلسطين در آزاد سازي سرزمين‏هاي اشغالي بودند و از سوي ديگر، شاهد تثبيت موقعيت صهيونيست‏ها و گسترش آبادي‏هاي يهودي نشين و استحكام موضع رژيم اشغالگر اسرائيل ; اين نااميدي از خارج و فشار صهيونيست‏ها در داخل، نقطه شروع حركت انتفاضه و اتكاي بر فكر و انديشه خودي (اسلام) و امكانات موجود (سنگ) در سرزمين‏‌هاي اشغالي بود.
    4 - قطع اميد از اقدامات ساير كشورها و مجامع بين المللي
    راه حل‏هاي ارائه شده از سوي مجامع بين المللي و صدور قطعنامه‏ها و بيانيه‏هاي متعدد، نه تنها نتوانستند جلو اشغال سرزمين‏هاي فلسطيني را بگيرند، بلكه به موجوديت اين رژيم رسميت‏بخشيدند.كشورهاي عربي هم كه داعيه‌دار دفاع از ملت عرب و سرزمين‏هاي عربي بودند، موفقيتي در احقاق حقوق ملت فلسطين به دست نياوردند.بعد از قرارداد كمپ ديويد و به رسميت‏شناختن اسرائيل و برقراري روابط ميان اعراب با مصر كه در پي قرار داد مذكور قطع شده بود، فلسطينيان به اين نتيجه رسيدند كه نبايد چشم اميد به اقدامات كشورهاي عربي داشته باشند.سازمان‏ها و مجامع بين المللي هم از آن جا كه تحت نفوذ قدرت‏هاي بزرگ و به خصوص آمريكا به عنوان حامي و پشتيبان اسرائيل قرار دارند، راه حل‏هاي آنها تامين‌كننده آرمان‏ها و خواسته‏هاي فلسطينيان نيست و اميدواري به آنها تكرار اشتباهات گذشته خواهد بود.
    5 - موفقيت مقاومت لبنان
    حمله همه جانبه اسرائيل به لبنان در 1982 (1361 ش)، شكل‏گيري مقاومت اسلامي مردم لبنان خصوصا "حزب‌الله لبنان‏" را به دنبال داشت. ايستادگي و مبارزه مقاومت اسلامي در يك نبرد مردمي با اسرائيلي‏ها ابتدا حاميان اسرائيل (نيروهاي آمريكايي و فرانسوي) را به عقب‏نشيني و فرار از لبنان واداشت; سپس در جنگي نابرابر طي كمتر از دو دهه توانستند صهيونيست‏ها را وادار به فرار از جنوب لبنان كنند و طلسم شكست ناپذيري اسرائيلي را در هم شكنند.پيروزي حزب‌الله لبنان و شكست صهيونيست‏ها، مردم مسلمان فلسطين را به اين باور رساند كه براي پيروزي بر اشغالگران بايد اولا، مبارزه را اسلامي كرد و شعارهاي اسلامي را بر افراشت و جهاد مقدس عليه اشغالگران اعلم كرد; ثانيا، بايد بدون اتكا به كشورهاي ديگر، مبارزه را اداره كرد و به انجام رساند.

    *سازمان‏‌هاي فلسطيني بعد از انتفاضه
    انتفاضه محصول شرايط جديد رواني - فكري و سياسي - اجتماعي فلسطينيان در عرصه داخلي و بين‏المللي به ويژه جهان اسلام است; از اين رو انديشه‏هاي تشكيلاتي و آرمان‏هاي مبارزان و شيوه‏هاي مبارزاتي در دوران انتفاضه به صورت متفاوتي با گذشته مطرح گرديد. هسته‏هاي اصلي مبارزه از درون مساجد و با فكر و انديشه اسلامي شروع و گسترش يافت و مبارزات به شكل مردمي و همه جانبه در آمد.در اين سال‏ها شاهد شكل‏گيري و پيدايش سازمان‏ها و گروه‏هاي متعددي هستيم كه همگي تحت نام "اسلام" و شعارهاي اسلامي به فعاليت مي‏پردازند.
    حجت‌الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي اين گروه‏ها را اين گونه معرفي مي‏كند:
    "مانند "جماعة التبليغ و الدعوة"، كه پايگاه آن در رامله قرار دارد و مبناي آن انجام فعاليت‏هاي تبليغي و فرهنگي است; اما گروه‏هاي ديگر وجود دارند كه از محدوده تبليغ فراتر رفته و دست‏به فعاليت‏هاي سياسي مي‏زنند; از جمله "حزب‌الله" كه در حمايت از انقلاب اسلامي به وجود آمدند.گروه "جماعة المسلمين‏" كه حضوري محدودي در نوار غزه داشت و در پي‏احكام صادره از سوي دادگاه نظامي رامله عليه برخي اعضاي آن در دهه سپتامبر 1984 علني شد.در كنار اين گروه‏ها، پاره‏اي از گروه‏ها و سازمان‏هاي اسلامي ديگر نيز به نحوي با اخوان المسلمين [نماينده جريان سنتي اسلامي] پيوند داشته و يا از آن تاثير پذيرفته‏اند; براي نمونه سازمان الايدي المسلمة (بازوان مسلمانان)، همچنين گروه شباب المعركه الاسلاميه (جوانان نبرد اسلامي) در نوار غزه، حركة الاصلاح الاسلامي (جنبش اسلامي اصلاح) و سازمان الشباب المسلم را مي‏توان نام برد.

    *ويژگي‏هاي انتفاضه
    از ويژگي‏هاي انتفاضه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
    1- اسلامي شدن مبارزات: اواخر دهه 1360 ش دوران تحول فكري و مبارزاتي ملت فلسطين است، زيرا از يك طرف، قيام سراسري سرزمين‏هاي اشغالي را فرا گرفت و مبارزات مسلحانه به داخل سرزمين‏هاي اشغالي كشانده شد و از طرف ديگر، سازمان آزادي بخش فلسطين، گروه‏ها و سازمان‏هاي متشكل در آن كه براي مبارزه با اشغالگران شكل گرفته بودند مسير مبارزات خود را از مبارزه مسلحانه به مذاكرات سياسي به منظور تشكيل دولت فلسطيني در سرزمين‏هاي اشغالي تغيير دادند. مبارزات نسل جديد فلسطين در سرزمين‏هاي اشغالي كه حاصل آزمون انديشه‏هاي مختلف ماركسيسم، سوسياليسم ناسيوناليسم و... در چهل سال گذشته بود، پيروزي را جز در تمسك به اسلام نمي‏ديد، از اين رو، در اين راه از شعارهاي اسلامي استفاده مي‏كرد.سخن گوي جهاد اسلامي در سال 1367 شمسي در ملاقات با امام خميني(ره) چنين مي‏گويد: ملت ما پس از ساليان دراز شعارهاي قومي گرايي و الحاد را به يك سو انداخت، شعاري كه استعمار آن را رواج داده بود، و شعار اسلام را بر افراشت.ملت ما فهميد كه راهش راه جهاد و مبارزه است، همان گونه كه پيامبر اسلام صلي‌الله عليه وآله و مؤمنين بزرگ صدر اسلام اين راه را پيمودند. طي دهه‏هاي آخر قرن بيستم ميلادي توجه مردم فلسطين خصوصا جوانان به شعائر اسلامي و مساجد و نمازهاي جمعه و جماعت‏ بيشتر شده است. تعداد مجلات و نشريات اسلامي از قبيل الثورة الاسلاميه، الحقيقة، طليعة الاسلامية، صوت الجماعة الاسلامية افزايش يافته‏اند. گرايش بانوان به رعايت‏حجاب اسلامي افزايش يافته و مشروب فروشي‏ها و مراكز فساد و فحشا مورد حمله قرار مي‏گيرند. نوع شعارهايي كه داده مي‏شود بر خاسته از متن اسلام است.سخن گوي جهاد اسلامي شعارهاي انتفاضه را اين گونه بيان مي‏كند:
    آنها با صداي بلند فرياد مي‏زنند: "لا اله الا‌الله"، "الله اكبر"، "پيروزي از آن اسلام است‏".
    2 - نقش مساجد در مبارزات: يكي از ويژگي‏هاي مهم قيام ملت فلسطين در پايان قرن بيستم (انتفاضه)، سامان يافتن مبارزات در مساجد و شروع حركت از اين مكان مقدس است.اقشار مختلف مردم در مساجد تجمع مي‏كنند و در مورد موضوعات مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي و...آگاه مي‏شوند.آنها در قبال سرنوشت‏خود و انجام وظايف و مسؤوليت‏هاي ديني حساسيت نشان مي‏دهند و انديشه و فكر اسلامي آنها را به حركت و مبارزه وا مي‏دارد. با افزايش روحيه اسلام گرايي مردم و حركت‏هاي اسلامي، تعداد مساجد هم در فلسطين اشغالي به فزوني مي‏گذارد و به طور متوسط طي 35 سال اخير هر سال حدود بيست مسجد به مساجد كرانه باختري رود اردن افزوده شده و از چهارصد مسجد به 750 مسجد افزايش پيدا كرده است; همچنين در نوار غزه تعداد مساجد طي دو سال اخير به سه برابر افزايش يافته است. مساجد محل بحث و گفت و گوي مسائل سياسي روز شده، تظاهرات عليه اشغالگران از مساجد شروع مي‏شود. يك سري فعاليت‏هاي اجتماعي از قبيل كمك به خانواده‏هاي بي‏بضاعت، تاسيس مهد كودك، سازماندهي اردوگاه‏هاي كار و... در مساجد صورت مي‏گيرد. به اعتراف تمامي منابع سياسي جهان، انتفاضه "از مساجد شروع شد و هر خانه را به يك مسجد تبديل كرده است، به طوري كه مسجد الاقصي به كانون مبارزات و مقاومت جوانان فلسطيني مبدل شده و صوت دلنشين و دشمن شكن "الله اكبر" از مناره‏‌ها و گلدسته‏ها پخش و اشغالگران را به وحشت انداخته است‏". دومين مرحله انتفاضه در ماه‏هاي پاياني سال 2000 كه هنوز هم ادامه دارد و به "انتفاضه الاقصي‏" مشهور است، از مسجد الاقصي و در نتيجه بي‏حرمتي اريل شارون آغاز شد. در خصوص نقش مساجد در قيام مردم فلسطين (انتفاضه) شيخ "محمد حسين‏" امام جماعت مسجد الاقصي در مصاحبه‏اي مي‏گويد: در حال حاضر مسجد به صورت انجمني براي گروه‏هاي مسلمانان و نيز منبع الهام و ثبات و پيوستگي آنان جهت مقابله با دشمن اشغالگر در آمده است.مسجد در ايفاي اين نقش موفقيت زيادي كسب كرده و به مسلمانان توشه‏هاي فراواني براي مواجهه با دشواري‏ها داده و ثابت كرده است كه انسان بيش از هر چيز ديگر با عقيده زنده است.بزرگ‏ترين پشتيبان اين ملت عقيده اسلامي آن است كه چنانچه نبود، در برابر همه رويدادها بزرگ هويت‏خود را از دست مي‏داد...دين و عقيده است و در اين مجال، هيچ گونه سازش و اغماض امكانپذير نيست.
    3- مردمي و فراگير شدن مبارزه: اگر چه صهيونيست‏ها و يك سري عوامل ديگر موفق شده بودند به شكلي عمل كنند كه مبارزه فلسطيني‏ها در مبارزه گروه‏ها و سازمان‏هاي سياسي خلاصه شود تا بتوانند با آنها به معامله و مذاكره و سازش بپردازند، ولي انتفاضه انحصار را شكست و مبارزه با صهيونيست‏ها را در سطح جامعه گسترش داد.كليه اقشار و اصناف و طبقات، مبارزه با اشغالگران را فريضه‏اي واجب مي‏دانند. هر كس بتواند شعاري بدهد و سنگي پرتاب كند، كودك ده ساله تا پيرمرد هفتاد ساله، اعم از زن و مرد در حركت اسلامي انتفاضه شريك هستند.جز اسلام و اسلامي شدن مبارزات هيچ عاملي نمي‏توانست توده‏هاي عظيم مردم را به چنين حركتي وا دارد.
    4- استمرار و تداوم مبارزات: مبارزات گروه‏هاي فلسطيني به شكل مقطعي و عمليات‏هاي نظامي و ضربه زدن به اسرائيل بود، ولي انتفاضه حركتي مستمر و مداوم است و توانسته ضربات سياسي، اقتصادي و نظامي مهمي به رژيم اشغالگر قدس وارد سازد و با بسيج نيروها و كسب حمايت‏بين‏المللي از تداوم زماني مناسبي برخوردار باشد.
    5 - اتكاي به منابع داخلي به جاي وابستگي به كشورهاي خارجي:همان‌طور كه در بخش مربوط به سازمان‏هاي فلسطيني قبل از انتفاضه ملاحظه شد، اكثر قريب به اتفاق گروه‏هاي مبارز فلسطيني وابسته به كشورهاي عربي منطقه بودند و تحت تاثير انديشه‏ها و تفكرات شرقي و غربي و سياست‏هاي كشورهايي كه مقيم آنها بودند عمل مي‏كردند، در حالي كه انتفاضه متكي به نيروهاي داخلي است كه جز از طرف توده‏هاي مردم شهر و روستا حمايت نمي‏شوند و تصميمات آنها فقط متكي بر نيازها و روش هايي است كه خود تشخيص مي‏دهند.

    *پايگاه اجتماعي انتفاضه
    اصول گرايي اسلامي با الهام از دستورها و احكام اسلام به يك قشر يا طبقه خاصي محدود نمي‏شود، بلكه حركتي فراگير و گسترده است و شامل كليه اقشار و طبقات جامعه مي‏شود.در انتفاضه فلسطين تمامي اقشار جامعه از زن و مرد، پير و جوان، شهري و روستايي، دانشجو و كارگر و حتي افراد خردسال شركت دارند ; البته هسته‏هاي اصلي مبارزه و نيروهاي پر حرارت و فعال آن را روحانيان و روشنفكران و جوانان و دانشگاهيان و دانش‏آموزان تشكيل مي‏دهند.
    الف - روحانيان: مساجد و روحانيان پايگاه اصلي مبارزه و فعاليت‏هاي سياسي، اجتماعي را تشكيل مي‏دهند.آنها با الهام از احكام و مقررات اسلامي در ايجاد انگيزه رواني براي مبارزه با ظلم و ستم، پيوستگي و وحدت بين نيروها و افزايش فعاليت‏هاي سياسي و اجتماعي و نيز انتفاضه، نقش اصلي و اساسي را ايفا مي‏كنند. از ميان آنها مي‏توان به شيخ احمد ياسين، رهبر حماس، و شيخ عبدالعزيز عوده، رهبر معنوي جهاد اسلامي، و شيخ عبدالله درويش از افراد مؤثر در تشكيل آن نام برد.
    ب - دانشجويان: نخستين نشانه‏هاي بارز ظهور اصول گرايي اسلامي در صحنه مبارزات ملت فلسطين را مي‏توان در دانشگاه‏ها و به دست گرفتن كنترل اتحاديه‏هاي دانشجويي به وسيله دانشجويان مسلمان مشاهده كرد.با دقت در فعاليت‏هاي اسلامي دانشگاه‏هاي النجاح، بيرزيت، غزه، بيت المقدس و الخليل، افزايش فعاليت نيروهاي اسلامي مشخص مي‏شود.از اواخر دهه هفتاد و تحت تاثير جريانات بيداري اسلامي در سطح جهان اسلام، حركت اسلامي در دانشگاه‏ها شروع به رشد كرد و توانست‏برتري قابل ملاحظه‏اي نسبت‏به ساير تشكل‏ها در اتحاديه‏هاي دانشجويان كسب كند.
    ج - جوانان و نوجوانان: علاوه بر دانشجويان كه خود از جوانان جامعه به شمار مي‏روند، ساير جوانان و نوجوانان نيز از فعالان اصلي و پر انگيزه نهضت اسلامي فلسطين هستند.جوانان موفق شده‏اند صحنه مبارزات را در سراسر فلسطين گسترش دهند و به كارهاي تشكيلاتي و سازماندهي مشخص روي بياورند.تشكيل گروه هايي مانند "الشباب المسلم" و "شباب المعركة الاسلاميه" نتيجه حضور گسترده جوانان در صحنه مبارزات جديد ملت فلسطين است.

    * منبع: فصلنامه علوم سياسي

    * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، شنبه 6 خرداد


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیانقلاب اسلامی، قلب تپنده جنبش ضد استکباری جهان
    خبرگزاری فارس: پاسداری انقلاب اسلامی، مستلزم ایجاد ساختار های نوین انقلابی و پاک‌سازی و بازسازی نهادهای گذشته و بازنگری مناسبات پیشین است تا جامعه انقلابی به پیشتازی ادامه دهد .

    انقلاب نوعی دگرگونی زیربنایی و ریشه ای است که به صورت تحول فردی و اجتماعی تبلور می‌یابد و باعث تغییر بنیادی در عرصه های گوناگون همچون سیاست، اقتصاد و فرهنگ می‌گردد. هر انقلابی برای پیروزی به تناسب شرایط تاریخی، اجتماعی و اقتصادی که در متن آن قرار دارد، مستلزم برخورداری از سه عنصر اصلی، مکتب، رهبری و مردم است، که اگر هر یک از آن عوامل فراهم نباشد و فروپاشی نظام کهن و پیروزی انقلاب شکل نمی‌گیرد.

    به عبارت دیگر، اگر هر کدام از این سه عنصر یاد شده در کار نباشد، نظام پیشین و یا ضد انقلاب می‌تواند انقلاب را به شکست و تسلیم وادار کند. انقلاب‌ها برای دگرگونی بنیادی ساختار نامطلوب موجود و ساختن نظامی نوین، ظهور و بروز پیدا می‌کنند. هر انقلاب کامل و تمام عیار مکتبی زمانی ماندگار می‌شود، که دگردیسی عمیق و فراگیر در همه عرصه های حیات فردی و اجتماعی، نهادها و ساختارها رخ دهد و پس از تغییر قدرت و ساختار سیاسی، ارزش‌های انقلاب نهادینه کند.

    پاسداری انقلاب پیروزمند، مستلزم ایجاد ساختار های نوین انقلابی و پاک‌سازی و بازسازی نهادهای گذشته و بازنگری مناسبات پیشین است
       
    تا جامعه انقلابی به پیشتازی ادامه دهد و از بازگشت به ارزش‌های پوسیده پیشین جلوگیری گردد و در عوض نهادهای نوینی برای گسترش ارزش‌های والای انقلاب جایگزین گردد. پس هر انقلاب به محض پیروزی باید متناسب با وضع موجود، مکتب و آرمان‌های انقلاب، نهادهایی را به وجود آورد، تا هم پاسداری و نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن را بر عهده داشته باشند و هم بستر بالندگی و گسترش انقلاب را در ساحت‌های گوناگون و ابعاد مختلف فراهم آورند و با صدور انقلاب، زمینه های بهره‌مندی بیشتر جوامع دیگر و همچنین پایداری انقلاب را فراهم آورند.

    *انقلاب اسلامی:
    انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، به رهبری امام خمینی (ره) با خروش و پایداری مردم و بر پایه مکتب اسلام، به پیروزی رسید. اما شرایط زمانی و تاریخی شکل گیری، مبانی مکتبی و اولویت بندی رهبری انقلاب اسلامی، آن را بسیار متمایز و متفاوت‌تر از دیگر انقلاب‌های جهان می‌کرد.


    *شرایط زمانی:
    انقلاب اسلامی در زمانی در عرصه جهان ظهور پیدا کرد که مادی‌گری و فساد اخلاقی جهان را فراگرفته بود و ساختار دو قطبی سیاسی و نظامی ویژه ای بر نظام بین‌الملل جهان حاکم بود و صهیونیسم بین‌الملل هر دو قطب را رهبری می‌کرد. موجودیت کشورها در سایه بلوک شرق به سرکردگی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک غرب به سرکردگی ایالات متحده آمریکا تعریف می‌شد. پیروزی جنبش‌های رهایی بخش هم، مستلزم حمایت یکی از این دو ابرقدرت و در اصل صهیونیسم جهانی بود، که در نهایت حمایتشان را ابزاری برای وابسته‌تر شدن جنبش‌ها به خود و پیشبرد منافع استعماری‌شان تبدیل می‌کردند. در این فضا، انقلاب اسلامی با شعار نه شرقی نه غربی، و هم چنین استقلال، آزادی و حکومت اسلامی به پیروزی رسید و به عنوان بزرگ‌ترین چالش این ابرقدرت‌ها و صهیونیسم تلقی گردید. این در حالی است که انقلاب‌های دیگر دنیا هنگامی رخ داده بودند که نظام چند قطبی حاکم بود و هنوز صهیونیسم جهانی به طور کامل، چنگال خون آشام خود را در بدن ملت‌ها فرو نکرده بود و پیروزی در آن عرصه به نسبت فضای دو قطبی سلطه صهیونیسم که انقلاب اسلامی در آن پیروز شد، آسان‌تر رخ می‌داد.

    *مبانی مکتبی:
    زیربنای فکری و مبنای مکتبی انقلاب‌های پیش از انقلاب اسلامی در دنیا، بر کمونیسم و لیبرالیسم و مادی‌گری استوار بود و منافع آن‌ها در ترویج اومانیسم، سکولاریسم و لائیسم و جلوگیری از گسترش و تعمیق ارزش‌های الهی قرار داشت. در حالی که انقلاب اسلامی پرچم احیای دین داری و ارزش‌های معنوی و بازگشت به سوی خداوند را برافراشته داشت.

    انقلاب‌های اومانیستی در رأس آن‌ها انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه، اگر چه بینشان تفاوت وجود داشت، یکی با شعار برابری، برادری و اصول لیبرالی و دیگری با شعار عدالت، برابری و اصول کمونیسم آمده بودند، اما انقلاب فرانسه دین‌گریز و انقلاب روسیه دین‌ستیز بودند و به اصل نفی و طرد دین و ارزش‌های الهی از زندگی اجتماعی و مدیریت و حکومت اعتقاد داشتند. درحالی‌که انقلاب اسلامی رفاه، آزادی، عدالت، برابری و تعالی اخلاقی و در یک کلام سعادت انسان و حیات طیبه را در ایمان به خداوند، استکبار ستیزی، نفی استعمارگری و دفاع از مستضعفان جهان، تشکیل امت واحده اسلامی و حاکمیت بخشیدن به قوانین الهی و آموزه‌های پیامبران می‌داند. بنابراین انقلاب اسلامی به لحاظ بنیادهای خود متفاوت و کاملاً متضاد با انقلاب‌های اومانیستی و کمونیستی و لیبرالی پیشین خود می‌باشد و بر دو آرمان متفاوت استوار است که پیروزی هر یک به معنای نفی دیگری است.


    *رهبری :
    شناخت انقلاب اسلامی، پیش از هر چیز مرهون شناخت منظومه فکری رهبری توانمند آن یعنی حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای است، زیرا امام (ره) با اجتهادی ناب از اسلام محمدی، از جایگاه مرجعیت دینی فریاد رهایی از یوغ استعمارگران غرب و شرق و صهیونیسم جهانی را سر داد و اسلام سیاسی را متکی بر اصل ولایت فقیه و تحت عنوان مردم سالاری دینی به دنیا معرفی نمود. او با گشودن این راه، الگویی زنده در برابر امت اسلامی نهاد و جریان تازه ای در دنیای اسلام پدید آورد که احیای دوباره هویت اسلامی در میان مسلمانان اولین دستاورد آن بود. خمینی کبیر نشان داد که برترین سکوی پرش انسان و مستضعفان جهان به سوی رهایی، آزادی و عدالت‌خواهی، نفی سلطه مستکبران و بیگانگان جز با تمسک به ارزش‌های دینی و الهی امکان پذیر نیست و در صورت تمسک هیچ قدرتی یارای مقاومت با آن را ندارد.

    با این اوصاف می‌توان گفت انقلاب اسلامی تحت این شرایط زمانی، مبانی مکتبی و رهبری ویژه آن با همه انقلاب‌های دنیا متفاوت و متضاد است. به عبارتی، با پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم بندی در انقلاب‌ها به وجود آمد، زیرا تا پیش از انقلاب اسلامی، انقلاب‌ها یا سوسیالیستی بودند یا لیبرالیستی. اما با ظهور انقلاب اسلامی، انقلاب‌ها به انقلاب‌های الهی و انقلاب‌های مادی و اومانیستی تقسیم شدند و مسیر تازه ای، در برابر چشم مستضعفان جهان گشوده شد و روحی تازه بر کالبد آن دمیده گشت.

    بنابراین جامعه مورد نظر انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب الهی با انقلاب‌های مادی و اومانیستی پیشین متفاوت است و در نتیجه مسئولیت و رسالت آن نیز متفاوت می‌باشد. از سوی دیگر این انقلاب الهی، حساسیت زا بوده و بدون دشمن نمی‌توانست باشد، زیرا «پایانی» بر حکومت دست نشانده و فاسد پهلوی و بزرگ‌ترین «چالش» فرهنگی و نیز مهم‌ترین «تهدید» سیاسی برای ابرقدرت‌های شرق و غرب بود و در یک کلام قلب تپنده جنبش ضد استکباری و ضد سلطه بیگانگان جهان است و همچنین «امید» و «الگو» ای برای ملت‌های مسلمان و مستضعفان جهان بود.

    بر همین اساس انقلاب اسلامی در ایران با توجه به خصلت دینی و مکتبی خود همانسان که در بعد نظری خود را در محدوده جغرافیایی خاص محصور ننموده و اهداف و آرمان‌های سیاسی و اجتماعی فرامرزی را طرح نموده است، در حوزه اجرا نیز راهبرد و سیاست عملی و عینی خویش را به گونه‌ای سامان داده است که اهداف جهانی و انسانی انقلاب را که برخاسته از عقاید دینی است، مورد توجه قرار داده است. پس انقلاب اسلامی با این بینش به عرصه جهانی گام نهاد که بگوید اسلام دارای یک سیستم جامع حکومتی و حاوی همه مطلوب‌های زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای آحاد بشر است.


    منبع: خبرگزاری فارس، یکشنبه 22 بهمن


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    حجت الاسلام سید عمار الحکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق

    دامنه تاثیر انقلاب اسلامی ایران فراتر از مرزهاست

    هیچ انقلابی در عصر جدید با چالش هایی همچون چالش های پیش روی انقلاب ایران مواجه نشده، اما با این حال انقلاب اسلامی توانست ایستادگی کند و به پیش برود و پیروزی خود را حفظ کند.

    رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق گفت: انقلاب اسلامی ایران از انقلاب های بزرگ است ومهم ترین ویژگی این انقلاب، ارزشی بودن آن است.

    به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام سید عمار الحکیم دیروز در سخنان خود در نشست فرهنگی هفتگی که در بغداد برگزار شد گفت: دامنه تاثیر این انقلاب از جغرافیای محدود آن فراتر رفته و توانسته آغازی برای مرحله ای جدید از تعامل میان ملت ها و طاغوتهای زمان و اردوگاه های سیاسی شرق و غرب تشکیل دهد.
       

    وی گفت: مهم ترین ویژگی انقلاب اسلامی ایران ارزشی بودن آن میباشد. این انقلاب، پیروزی ارزش ها بود، زیرا در اصل انقلاب ارزش ها بود و ما اکنون در صدد تحلیل و فهم چگونگی شکل گیری این انقلاب هستیم و به راحتی میتوان دریافت که خاستگاه بزرگ این انقلاب همان ارزش های اجتماعی و ملی و سپس تغییر نظام سابق در ایران بوده است.

    * راز پیروزی و رمز ایستادگی انقلاب اسلامی ایران

    رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق افزود: راز پیروزی و رمز ایستادگی انقلاب اسلامی ایران نیز همان ارزشی بودن آن است. انقلاب ایران انقلابی بود که از مردم کوچه و خیابان شروع شد و به سطوح بالاتر نیز راه یافت و حتی نظام حاکم را نیز در بر گرفت. هنگامی که مردم ارزش های خود را تغییر میدهند، به این معنی است که وارد جنگ با ارزش های دیگر موجود در جامعه شده اند. این ارزش های مقابل همان ارزش های نظام شاهنشاهی پهلوی بود و از اینجا میتوان فهمید که فرهنگ نظام غرب زده پهلوی از مهم ترین اسباب شکل گیری انقلاب اسلامی ایران بود.

    * شعار "نه شرقی نه غربی"، تصادفی نبود

    وی تاکید کرد: با تغییر ارزش های مردمی قواعد و ساختار فرهنگ اجتماعی نیز از قواعد غربی به قواعد اسلامی و فرهنگ اسلامی مستقل تغییر یافت و از همین رو بود که یکی از بزرگ ترین شعارهای انقلاب اسلامی ایران شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی بود. این شعار تصادفی به وجود نیامد بلکه شعاری بود برگرفته و برخاسته از عمق مفاهیم اصلی انقلاب که مهم ترین آنها تغییر ارزش های اجتماعی بود.

    سیدعمار حکیم ادامه داد: بر این اساس امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران این تغییر ارزش های مردم را به خوبی فهمید و برای بنای پایه های حکومت جدید و انتخاب نظام جمهوری اسلامی، اقدام به همه پرسی نمود و قانون اساسی را نیز به همه پرسی گذاشت و اگر در این اقدام امام خمینی تامل کنیم، میبینیم که ایشان از نتایج این همه پرسی ها مطمئن بود، زیرا ایشان عمق تغییران ایجاد شده در جامعه و ارزش های آن را به خوبی میدانست و در غیر این صورت منطقی نبود که 98 درصد مردم به قانون اساسی و انقلابی که در آغاز راه خود قرار دارد رای مثبت بدهند آن هم در شرایطی که امکانات تبلیغاتی و تاثیرگذاری زیادی در اختیار نظام نبود.

    * انقلاب اسلامی، انقلابی ریشه ای بود نه یک تغییر جزیی

    وی افزود: با وجود این، امام خمینی در تمام مسایل مهم و نقاط عطف مهم میفرمود بروید و از مردم بپرسید و در عین حال از رای و خواسته مردم نیز مطمئن بود، زیرا از ارزش های جدید مردم اطمینان داشت. همین فهم از انقلاب اسلامی ایران ما را در فهم راز ایستادگی و استمرار و تحکیم اهداف آن کمک میکند؛ چرا که انقلاب اسلامی انقلابی ارزشی بود نه انقلابی مرحله ای و گذرا. انقلاب ایران انقلابی ریشه ای بود نه یک تغییر جزئی، انقلاب تمام جامعه بود نه انقلاب یک طبقه خاص، انقلابی بود که تمام جامعه مسلمان ایران در آن شرکت داشتند و مخصوص یک طبقه خاص نبود و از این رو توانست تمام طبقات جامعه را در بر گیرد و از آن نیز فراتر برود و ارزش های جدید مورد نظر مردم را جایگزین ارزش های کهنه و پوسیده گذشته سازد.

    سید عمار الحکیم گفت: این تحولات و چنین انقلاب هایی مصداق سخن خداوند متعال است که فرمود: « إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ». این آیه حقیقتی بزرگ و قانون حقیقی حاکم بر جوامع است که تغییرات بزرگ از داخل شکل میگیرد و سپس به خارج و نقاط دیگر جهان امتداد می یابد. اولین پیروزی مردم ایران، پیروزی آنها بر خودشان بود، پیروزی بر ترسی که مانع حرکت آنها میشد، پیروزی بر حس وابستگی به بیگانگان، پیروزی بر ارزش های پوسیده گذشته. مردم ایران با انقلاب خود در درجه اول بر خودشان پیروز شدند و سپس انقلاب آنها علیه طاغوت شکل گرفت و از این رو امام خمینی میفرمود: این خداوند بود که ملت را متحول کرد و تغییر را به دست مردم محقق ساخت. خداوند متعال برای مردم ایران رهبری قرار داد که توانست مشعل انقلاب را به دست بگیرد و آن را به سمت پیروزی هدایت کند و پایه های آن را محکم سازد.

    * هیچ انقلابی با چالش های انقلاب ایران مواجه نبوده اما...

    رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق خاطر نشان کرد: هیچ انقلابی در عصر جدید با چالش هایی همچون چالش های پیش روی انقلاب ایران مواجه نشده، اما با این حال انقلاب اسلامی توانست ایستادگی کند و به پیش برود و پیروزی خود را حفظ کند و مردان انقلابی ایران نیز در این راه بسیار جانفشانی و فداکاری کردند و رنج های بسیاری را متحمل شدند و مردم نیز در این راه همواره حامی و پشتیبان انقلاب بوده اند.

    وی تاکید کرد: ما امروز در عرصه سیاسی عراق باید از انقلاب ایران و چگونگی رویارویی آن با چالش های پیش روی خود درس بگیریم و ببینیم رهبر انقلاب و مسؤولان آن چگونه با حملات علیه انقلاب مواجه شده اند تا بدانیم که چه هنگام باید ایستادگی کنیم و چه وقت باید از خود نرمش و انعطاف نشان دهیم. ببینیم آنها چگونه با پرونده های پیش روی خود تعامل کرده اند و چگونه توانسته اند همزمان در چند جبهه بجنگند؛ چرا که انقلاب ایران هم با جنگ تحمیلی صدام و هم با ترورهای داخلی و هم با تحریم های اقتصادی کشورهای بزرگ و هم گروهک های داخلی روبرو بوده اند.

    * مسئولان انقلاب بیشترین توانایی در مواجهه با چالشها را داشته اند

    وی افزود: با وجود تمام این پیچیدگی ها و شرایط دشوار، رهبر انقلاب ایران توانست به خوبی با آنها روبرو شود و مسؤولان انقلاب نیز همواره بیشترین توانایی را در خویشتن داری و گام برداشتن با احتیاط داشته اند و این اعتماد به نفس و توانایی رهبر ایران بر مردم نیز تاثیر گذار بوده و بدین ترتیب انقلاب اسلامی ایران توانست از چالش های پیش روی خود به سلامت بگذرد و به ساحل امنیت و آرامش برسد و امروز جمهوری اسلامی ایران یکی از کشورهای منطقه است که در عرصه بین الملل تاثیر گذار است و کشوری ارزشی است که یک ایدئولوژی روشن دارد و کشوری است که در زمینه قانون اساسی و اقتصادی و علمی و خدمات رسانی پیشرفته میباشد.

    سید عمار الحکیم در پایان تاکید کرد که کشورها با خیال و آرزو آباد نمیشود، بلکه با اراده و عزم رهبران و ملت ها آباد میشود. بهره مندی از چنین رهبری بر جمهوری اسلامی گوارا باد و ما سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به ملت و رهبر ایران تبریک میگوییم و برای آنها آرزوی پیشرفت های بیشتر داریم.



  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    ستاد محمود حیدر، اندیشمند لبنانی

    انقلاب ایران، شیعه تمدن ساز را به دنیا معرفی کرد

    انقلاب اسلامی ایران نخبگان اهل سنت را هم تحت تاثیر قرار داد و هنگامی که سخن از بازگشت اسلام بود، از اندیشه ها و طرح امام خمینی بهره می گرفتند و بعضا به آن تصریح می کردند.

    به گزارش خبرگزاری حوزه، استاد محمود حیدر، محقق مطالعات سیاسی در عرصه ژئوپولتیک شیعه، امروز در نشست تحولات منطقه و آینده مناسبات شیعه و سنی گفت: تشیع بر خلاف گذشته تاریخی اش که به دنبال حفظ مصالح و هویت خود بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در شرایطی قرار گرفته است که می تواند تاریخ ساز ،تاثیرگذار و تمدن ساز باشد.

    وی با بیان این که پیروزی انقلاب ایران، آثار مثبتی بر عقل اسلامی و عربی گذاشت ابراز نمود: این مساله تا جایی پیش رفت که به یک جغرافیای استراتژیک برای شیعه دست یافتیم و این نگاهِ مثبت بقدری بود که نخبگان اهل سنت را هم تحت تاثیر قرار داد و هنگامی که سخن از بازگشت اسلام بود، از اندیشه ها و طرح امام خمینی بهره می گرفتند و بعضا به این موضوع تصریح می کردند.

    این اندیشمند لبنانی بیان داشت: در شرایطی که شاهد شکست مارکسیسم و افول لیبرالیسم بود، اندیشه سیاسی شیعه، بخشی از این خلا را در جهان اسلام پر کرد تا این که آمریکا به عراق حمله نمود و شیعیان در این کشور دولت را در دست گرفتند؛ موضوعی که بر روی اهل سنت تاثیر منفی گذاشت و حتی لیبرال های عرب نیز به دعواهای شیعه سنی روی آوردند.

    وی با اشاره به وجود پنج گروه اهل سنت گفت: القاعده، اخوانی ها، غربگرایان، سکولارها و صوفی ها این پنج گروه هستند که موضع شیعه نسبت به اینها باید روشن باشد و من تاسف می خورم که چرا شیعه به ظرفیت بالایی که در صوفی وجود دارد، توجه نکرده است زیرا اینها علاقه زیادی به اهل بیت علیهم السلام دارند. حتی ملی گرایان و برخی گروه های دیگر نیز این آمادگی را دارند که در برخی پروژه ها با شیعه و جمهوری اسلامی ایران همکاری کنند و بسیاری از حساسیت ها را ندارند.

    محمود حیدر گفت: شیعه تا پیش از این بر فقه حفاظ عمل کرده، اما در شرایط کنونی باید به فقه امتداد عمل نماید تا حضور فعالانه ای در صحنه های اجتماعی در جهان داشته باشد.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    گراهام دیوید هاگز جهانگرد و فیلمساز 34 ساله بریتانیایی

    ایران جزء یکی از دوست داشتنی ترین کشورهای دنیاست
    "گراهام دیوید هاگز" جهانگرد و فیلمساز 34 ساله بریتانیایی که از سال 2009 رکورد سفر بدون هواپیما به 201 کشور جهان را دارد، ایران را جزء یکی از 10 کشور برگزیده خود و دوست داشتنی ترین کشوری خواند که تا کنون از آن دیدار کرده است.

    به گزارش عصر ایران این مرد بریتانیایی اهل لیور پول نخستین سفر خود را در سال 2009 با سفر به اروگوئه آغاز کرد و سپس پس از 4 سال به تمامی کشورهای جهان بدون هواپیما سفر کرده است.


    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی



    نخستین مُهر گذرنامه گراهام در اول ژانویه 2009 در کشور اروگوئه ثبت شده و آخرین آن به عنوان پایان سفرش به همه کشورهای دنیا در جزیره "سیشلز" در اقیانوس هند ثبت شده است.

    پاسپورت هاگز به دلیل پر شدن مهرهای ورود و خروج به کشورها در 4 سال گذشته ، 4 بار تعویض شده است. نام او در کتاب رکوردهای گینس به عنوان فردی که به تمامی کشورهای جهان بدون استفاده از هواپیما سفر کرده ، ثبت شده است.

    وی اخیرا ویدئویی 201 ثانیه ای از 201 کشوری که به آن سفر کرده است روی شبکه یوتیوب قرار داده است.

    گراهام اخیرا در مصاحبه با شبکه " Esquire" درباره سفر به ایران خاطره ای جالب تعریف کرده است.


    هاگز در تهران


    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی



    این مرد بریتانیایی در این باره در پاسخ به سوالی که چه درسی از سفرهایش به کشورهای جهان گرفته است، گفت :" درس اصلی که گرفتم این بود که هیچگاه ملتی را بخاطر دولت آن قضاوت نکنم. دوستانه ترین کشوری که دیدم ایران بود و اصلا انتظارش را نداشتم.

    وی به خاطره خود از سفر به ایران اشاره می کند و می افزاید:" سوار در یک اتوبوس بین شهری بودم و پیر زنی کوچک جثه در مقابلم نشسته بود و با موبایلش صحبت میکرد. ناگهان رو به من کرد و با ایما و اشاره گوشی خود را به من داد. من که نمی دانستم چه می خواهد، گوشی را گرفتم و گفتم "Hello"! صدای مردی جوان را شنیدم که خیلی روان انگلیسی صحبت می کرد. وی گفت که مادربزرگش نگران من است که نکند جایی را نداشته باشم که چیزی بخورم. او می خواست تا مرا به خانه اش ببرد تا برایم صبحانه درست کند. این بود که دوباره به انسانیت ایمان آوردم و دانستم که مردم چه خوبند. روحیه بزرگمنشی همه جا هست و شاید هم من خوش شانس ترین آدم زمینم!"


    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی



    وی ایران را جزء ده کشور سرآمدی دانست که تجربه سفر به آن را یافته است و از آرش جوان ایرانی که در سفارت هند به او پیشنهاد سفر به ایران را داد و خانواده او در ایران که به او در جریان سفر کمک فراوانی کرده اند،تشکر کرد.


    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامی






  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224



    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیپروفسور اودو اشتاین باخ تحلیلگر برجسته آلمانی

    استقلال ایران، بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی است
    برلین - ایرنا - تحلیلگر آلمانی آشنا به امور خاورمیانه و رییس مرکز مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقای دانشگاه ˈهومبولت ویادریناˈ در برلین اعلام کرد: استقلال سیاسی و اعطای خودباوری به مردم ایران بزرگترین دستاور انقلاب اسلامی است.

    پروفسور ˈاودو اشتاین باخˈ کارشناس سیاسی باسابقه آلمان که بیش از 30 سال ریاست موسسه شرق شناسی آلمان در هامبورگ به عنوان یکی از معتبر ترین موسسات علمی - تحقیقاتی را برعهده داشته ،درگفت و گو با خبرنگار ایرنا تاکیدکرد: از نظر من مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی که 35 سال از عمر آن می گذرد، رسیدن ایران به استقلال و اعطای خودباوری به مردم این کشور بوده است.

    این تحلیلگر سیاسی خاطرنشان کرد:با نگاه به تاریخ گذشته ایران در قرن های 19 و 20 می بینیم که این کشور همواره محور مداخلات خارجی از سوی کشورهای مختلفی همچون روس ها، انگلیسی ها و همچنین آمریکایی ها بوده است که به بهانه های مختلف در این کشور مداخله می کردند.

    وی اضافه کرد: از نظر من دستاورد واقعی و بزرگ انقلاب اسلامی ایران به ارمغان آوردن استقلال برای این کشور بوده،هرچند که این استقلال هزینه هایی نیز در صحنه سیاست خارجی به همراه داشته است.

    به گفته وی،اینکه امروز ایران بعد از پشت سر گذاشتن موانع متعدد در زمینه های مختلف استقلال خود را حفظ کرده و پیشرفت های قابل توجهی هم داشته است،همه اینها را می توان دستاورد انقلاب اسلامی دانست.

    اشتاین باخ تصریح کرد: جمهوری اسلامی در این 35 سال به دنبال اجرای سیاستی بوده است که هم تامین کننده منافع این کشور باشد و هم با ماهیت فرهنگی و دینی انقلاب اسلامی مطابقت داشته باشد.

    این کارشناس سیاسی آلمانی افزود: ایران امروز به برکت انقلاب اسلامی ،دیگر کشوری نیست که بتوان آن را تحت تاثیر قرار داده و به این سو و آن سو هدایت کرد و این پیام مهمی است که می تواند از انقلاب این کشور به دیگر کشورها نیز منتقل شود تا برای موفقیت خود از آن درس بگیرند.

    وی همچنین تصریح کرد: نکته ای که از نظر من بسیار مثبت و قابل توجه است اینکه ایران با انقلاب اسلامی خود گام بسیار بزرگی به سوی استقلال برداشته است و با نگاه به نظام سیاسی حاکم بر آن،این کشور را باید به معنای واقعی ˈجزیره ثباتˈ در منطقه پرتنش خاورمیانه دانست که نمونه روشنی از این ثبات و استحکام نیز در انتخابات اخیر ریاست جمهوری متبلور شده است.


  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41224




    تاثیرات جهانی انقلاب اسلامیتأثیرات انقلاب ایران بر جهان عرب

    مقایسه‌ی تحولات جهان عرب با انقلاب اسلامی ایران، غیرقابل‌قبول است؛ چرا که انقلاب اسلامی ایران در واقع یک انقلاب پاک در اهداف و منشأهای آن و مصدرگرفته از ملت است؛در حالی که هر آنچه در جهان عرب اتفاق می‌افتد هزاران هزار علامت سؤال دارد.

    انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 شروع موجی در جهان اسلام بود که بعد از گذشت سه دهه این موج خروشان‌تر شده است. در جهان اسلام، جنبش‌ها و گروه‌های زیادی با الهام از این انقلاب، برضد رژیم‌های دیکتاتوری قیام کرده‌اند. برای بررسی تأثیرات انقلاب ایران در جهان عرب، با «عصام یخلف»، کارشناس مسائل جهان اسلام، به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌آید.

    عصام بشیر حسن یخلف در سال 1971 در شهر اربد در اردن به دنیا آمد. وی در سال ١٩٩٢ از دانشگاه دمشق در رشته‌ی علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. عصام یخلف از سال ١٩٩٤ تا ١٩٩٨ به عنوان کارشناس و محقق در امور پناهندگان و از 1999 تا 2010 به عنوان دبیر اجرایی امور پناهندگان در سفارت فلسطین در عمان فعالیت داشته است.

    وی از سال 1994 به فعالیت‌های پژوهشی و آکادمیک مشغول است و بیشترین تمرکز خود را بر مطالعات آوارگان فلسطینی گذاشته است. وی همچنین عضو جمعیت دفاع از مقاومت و سوریه نیز هست. عصام در حال حاضر، به عنوان نویسنده و تحلیل‌گر در بسیاری از نشریات جهان عرب فعالیت دارد.

    نظر شما درباره‌ی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به رهبری امام خمینی (ره) چیست؟ تأثیرات این انقلاب بر احیای ارزش‌‌ها و اصول اسلامی چه بوده است؟

    انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال 1357، یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین حوادث در جهان به‌ شمار می‌رود که همه‌ی مقیاس‌ها و قوانین را در هم شکست. این انقلاب از لحاظ استراتژیک بسیار حائز اهمیت است و قدرت خود را از اندیشه‌ی فردی به نام امام خمینی (ره) برگرفته است.

    انقلاب اسلامی ایران آگاهی عمیقی به جنبش‌های آزادی‌‌بخش و آزادی‌‌طلب و همه‌ی مظلومین جهان بخشید و زمینه را برای تغییرات سیاسی اساسی توسط جنبش‌های آزادی‌‌بخش در جهان به طور کلی و به‌ ویژه در منطقه و شرق هموار ساخت.

    بازگشت امام خمینی (ره) از فرانسه به ایران در اول فوریه‌ 1979 (12 بهمن 1357)، آن هم پس از سال‌‌ها محرومیت و استقبال میلیونی مردم از ایشان از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا، سبب شد تا ایران شاهد بزرگ‌ترین تجمع بشری تاریخ خود باشد و این امر بزرگ‌ترین و صادق‌‌ترین دلیل و برهان بر عشق و دل‌بستگی ایران به امام بود؛ چراکه او یار و یاور مظلومین و مستضعفین و تنها امید آنان بود.

    لطفاً برخی ویژگی‌ها، قابلیت‌ها و شاخص‌های انقلاب اسلامی را برای خوانندگان برهان برشمارید.

    در اینجا می‌توانم به این ویژگی‌ها و قابلیت‌ها اشاره کنم:
       


    1. انقلاب اسلامی ایران جایگاه مهمی را در پدیده‌های سیاسی و انقلاب‌های بزرگ جهان به خود اختصاص داد؛ به ‌طوری که توانست توجه انظار را از انقلاب‌های دیگر، مانند انقلاب روسیه، انقلاب فرانسه و انقلاب آمریکا ربوده و همه‌ی اذهان را متوجه خود سازد.

    2. ابعاد فکری، رهبری و مردمی انقلاب اسلامی ایران ویژگی‌‌هایی به آن بخشیده که توانسته آن را از دیگر انقلاب‌‌ها متمایز سازد.

    3. رهبری انقلاب با همان اراده و قدرتی که توانست بدنام‌‌ترین نظام دیکتاتوری منطقه را، که مستقیماً از سوی آمریکا و غرب حمایت می‌‌شد، براندازد، فتنه‌ها و منازعات داخلی را که سعی در خدشه‌دار کردن چهره‌ی انقلاب و شکست آن داشتند، نقش بر آب و دوست و دشمن خود را با این کار شگفت‌‌زده کرد.

    4. جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم توطئه‌های داخلی و خارجی و بحران‌های حادی که در آن مرحله متوجه انقلاب بود، نهادهای قانونی خود را تشکیل داد؛ اما امام بر این امر مصر بودند که این نهادها بر این پایه و اساس تشکیل شوند که مردم صاحبان حق در این انقلاب هستند و نباید این حق مقدس به خطر بیفتد.

    امام می‌خواست نظر مردم را درباره نام و نوع نظام سیاسی بداند. به همین دلیل، انتخابانی عمومی در ایران برگزار شد. این در حالی است که امام خود می‌‌توانست نام آن را تعیین کند. ملت ایران نیز به «جمهوری اسلامی» رأی دادند. سپس انتخاباتی برای تعیین مجلس خبرگان انجام شد تا وظیفه‌ی تدوین و تنظیم قانون اساسی کشور را به عهده بگیرد و بعد از آن، انتخاباتی برای تأیید قانون اساسی انجام شد. پس از مدت بسیار کوتاهی، انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز برگزار گردید و بعد از آن، رئیس‌جمهور ایران توسط مردم این کشور انتخاب شد.

    همه‌ی این امور دست‌به‌دست هم دادند تا انقلاب اسلامی ایران تأثیر مثبتی بر احیای ارزش‌های اسلامی، مانند حق، صداقت، عدالت و اخلاق بگذارد؛ چرا که به اعتقاد من، اسلام فقط مجموعه‌ای از عبادات و آیین نیست، بلکه بخشی جدایی‌‌ناپذیر از مکارم اخلاقی به ‌شمار می‌‌رود و متمم آن بوده و همچنین تجسم عملی و حقیقی شورا، مشورت و دموکراسی است و اینکه مردم و ملت سرچشمه و مصدر قدرت‌ها هستند.

    به نظر شما، انقلاب اسلامی ایران تأثیری هم بر بیداری مردم در جهان اسلام داشته است؟

    بله، تأثیرات انقلاب اسلامی به دو بخش ایجابی و سلبی تقسیم می‌شود. تأثیر مثبت آن به گونه‌‌ای بود که بخش اعظم مسلمانان، انقلاب اسلامی ایران را پیروزی حق و شکست ظلم، بی‌عدالتی، استکبار و حامیان آن دیدند. این در حالی است که بخش دیگری از مسلمانان (مسلمان‌نماها) انقلاب اسلامی را عاملی برای از بین بردن و بی‌ثباتی قدرت‌‌های فاسد دیدند. به همین دلیل، انقلاب را خطری برای خود و منافع آنان با غرب و استکبار آمریکایی قلمداد کردند.

    دسته‌ی دوم سعی کردند با طراحی توطئه‌ها و دسیسه‌‌هایی آتش فتنه‌‌های مذهبی و فرقه‌‌گرایی و حتی با به‌کارگیری ابزار عملی و دست‌‌نشانده‌های آمریکایی صهیونیستی غربی، آتش جنگ ناعادلانه علیه ایران را برانگیزند. برده‌ های دیروز (عصر حکومت شاه) شیر شدند و اذهان ملت عرب از غرب تا شرق را از طریق نظام صدام حسین منحرف کردند و دشمنی ساختگی را، که جز در اذهان آنان وجود ندارد، خلق کنند.

    تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر تحولات امروز جهان عرب، مثلاً بر انقلاب تونس، بحرین و مصر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    ملت‌ها انقلاب‌‌های خود را از تجربه‌‌های ملت‌‌های دیگر الهام می‌گیرند. هر انقلابی ویژگی‌های خاص خود را دارد. اگر آنچه در تونس مصر و بحرین اتفاق می‌‌افتد را انقلاب بنامیم، خواهیم دید که مشکل در انقلاب یا اصطلاح آن نبوده و مشکل در خلوص و پاکی این انقلاب‌هاست.

    اگر اجازه بدهید، سؤال خود را به شکل دیگری مطرح می‌کنم. مردم تونس، بحرین و مصر تا چه میزان توانستند به ارزش‌های انقلاب اسلامی ایران نزدیک شوند؟

    آنچه امروز در جهان عرب اتفاق می‌افتد بازی با امید و آرزوهای ملت‌‌های عرب برای رسیدن به آینده‌‌ای بهتر است که منجر به ایجاد شبه‌انقلاب بزرگ عربی شد. پاکی و خلوص این جنبش‌‌ها بین کشورهای مختلف نسبی است.

    رسیدن به نقشه‌ای جدید از خاورمیانه‌‌ای جدید (آلوده) چیزی بود که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه‌ی سابق آمریکا، از آن سخن می‌گفت. این خاورمیانه قرار بود متشکل از کشورهای کوچک اسلامی، فرقه‌ای (و با اختلافات مذهبی و طایفه‌ای) باشد تا با یکدیگر بجنگند و بدین ترتیب، رژیم صهیونیستی تبدیل به ابرقدرت منطقه شود و به این شکل بتوانند امکانات و منابع منطقه را تحت کنترل خود درآورند.

    قدرت‌‌های استکبار و صهیونیستی جهان در خاورمیانه، برای دو پروژه برنامه‌‌ریزی کرده‌اند: اول پروژه‌ی اخوان‌المسلمین است که به شکل هلالی ممتد از مغرب عربی تونس، لیبی، مصر، اردن و سوریه گذشته و به ترکیه می‌‌رسد و دوم پروژه‌ی وهابیت است که از سرزمین نجد و حجاز، کشورهای شیخ‌نشین خلیج فارس و عراق به سوریه رسیده است. این دو طرح و پروژه برای مقابله با دشمن فرضی، که نام آن را «هلال شیعی» نهاده‌اند، طراحی شده‌اند که من نام دشمن آنان را «هلال مقاومت» می‌‌خوانم که از ایران به عراق، سوریه و لبنان و برجسته‌‌ترین نام آن، یعنی حزب‌الله امتداد دارد.

    وجه تشابه و هم‌پوشانی انقلاب ایران و انقلاب‌های دیگر در جهان عرب چیست؟

    انقلاب اصطلاحی است که بر جنبش ملت‌‌ها برای مقابله با اشغالگری اطلاق می‌شود؛ زیرا هر جنبش آزادی‌‌بخش ملی انقلاب به شمار می‌رفت، تا اینکه اصطلاح انقلاب از ماهیت و معنای لغوی و اصطلاح علمی خود خارج شد و معنای جامعه‌شناختی و سیاسی به خود گرفت که هر فرد یا حزبی که خواستار رسیدن به قدرت است یا می‌‌تواند مردم را تحریک کند، آن را به کار می‌برد و معنای انقلاب با معانی کودتای نظامی، جنگ داخلی، هرج‌ومرج، تظاهرات، شورش و غیره درآمیخته است.

    جهان عرب بعد از استقلال (به استثنای فلسطین) جنبش گسترده‌ی مردمی که بتوان آن را انقلاب نامید به خود ندیده است؛ تا اینکه حوادث تونس و مصر در ژانویه‌ 2011 اتفاق افتاد. یک ماه پس از به خیابان آمدن توده‌های مردم تونس و تظاهرات علیه نظام فاسد و دیکتاتوری این کشور، زین‌العابدین بن‌علی، رئیس‌جمهور تونس، از کشور گریخت و دولت وی سقوط کرد. بنابراین تونس وارد دوره‌ی جدیدی از اصلاحات شد.

    در مصر نیز که از سال‌ها پیش منادی انقلاب و شورش علیه نظام حاکم بود و این امر پس از انتخابات آخر مجلس دوره‌ی مبارک بالا گرفت (انتخاباتی که مخالفان آن را پایان نظام حاکم مصر دانستند)، توده‌های مردم در همه‌ی استان‌‌های این کشور، با برگزاری تظاهرات، خواستار خروج حسنی مبارک شدند؛ به طوری که این اتفاق در یازدهم فوریه اتفاق افتاد و حسنی مبارک از قدرت کناره‌گیری کرد و ارتش وظیفه‌ی اداره‌ی کشور را به عهده گرفت.

    مسئله‌ای که زمینه را برای قضاوت، تفسیر و به چالش کشیدن امر گشود، این بود که آیا آنچه در تونس و مصر رخ داد، انقلابی بود که اهدافی را به ارمغان آورد؟ آیا آنچه اتفاق افتاد نشان‌دهنده‌ی بحران دولت بود یا بحران نظام سیاسی یا بحران دموکراسی؟ آیا شرایط انقلاب در جهان عرب فراهم شده است؟ آیا تنها با به خیابان آمدن مردم و فرار رئیس‌‌جمهور یا کناره‌‌گیری وی از قدرت می‌توان گفت که انقلاب توانسته اهداف خود را محق سازد؟ و آیا وضعیت تونس و مصر در زمینه‌ی دلایل و پیامدها شباهت دارند؟

    آنچه در تونس و مصر روی داد و آنچه از اتفاقات و تحولات در لیبی، بحرین، یمن و سوریه در حال روی دادن است، نیاز به یک بازبینی موضوعی و منطقی به دور از احساسات و هیجانات دارد؛ چرا که پیامدهای آتی این رویدادها مهم‌تر و سخت‌تر خواهد بود و با این پیامدها، این تابلو واضح‌تر و کامل‌تر می‌شود؛ به گونه‌ای که می‌توان درباره‌ی این انقلاب‌های مردمی قضاوت کرد.

    آنچه امروزه اتفاق می‌افتد به استقرا و توضیح و تفسیر نیاز دارد. از فقه انقلاب باید شروع کرد که چگونه در طول تاریخ تدوین شد و از تجارب ملت‌های دیگر استفاده کرد. لذا باید تحولات کنونی و آنچه در طول سه‌ دهه‌ی اخیر در جهان عرب اتفاق افتاده را با هم مقایسه کرد؛ به ویژه اقدامات رژیم‌های متقلب که با گونه‌های مختلف دموکراسی پدرسالاری و فریفته کردن ملت‌ها، مشروعیت خود را از دست داده‌اند.

    اهمیت دو انقلاب مصر و تونس حاصل اهمیت تاریخی و ژئواستراتژیک حساس آن‌هاست که از یک طرف این دو انقلاب بُعد بین‌المللی گرفته و از مرزهای دو ملت عبور کرده است و از طرف دیگر، زمینه‌ی خوبی را برای بحث و بررسی منشأ، اهداف، شرایط و راه‌های هر یک از این دو انقلاب مهیا می‌کند.

    برای درک و فهم پیامدهای آتی این دو انقلاب، که باعث تأسیس مرحله‌ی جدیدی در این دو کشور می‌شود، نیاز است تا با دقت نتایج به‌دست‌آمده‌ی امروزی این دو انقلاب را، در زمینه‌ی مواضع یا تحرکات تأثیرگذار جامعه‌‌ی بین‌المللی در سیاست‌های منطقه‌ای و عربی، رصد و پیگیری کرد.

    در اینجا نمی‌توان رابطه‌ی میان دو پروژه‌ای را که برای دو محور اخوانی و وهابی در بالا ذکر کردیم، نادیده گرفت. بنابراین طبق این تحلیل، می‌توان گفت که این دو انقلاب در حال حاضر، در مرحله‌ی کامل شدن قرار دارند.

    اگر اصطلاح «انقلاب» برای رویدادهای مصر و تونس صحیح باشد، پس چگونه این اصطلاح بر انقلاب مسالمت‌آمیز بحرین مصداقیت ندارد و حکومت این کشور با حمایت سپر جزیره بر ملت مظلوم خود تسلط پیدا کرد؟ یا چگونه این اصطلاح در لیبی بر پایه‌ی دخالت ناتو به وجود آمد؟!

    در نتیجه، بسیار زود است که اصطلاح «انقلاب» را برای این رویدادها به کار برد و مقایسه‌ی این رویدادها یا توصیف آن‌ها با انقلاب اسلامی ایران غیر‌قابل‌قبول است؛ چراکه انقلاب اسلامی ایران در واقع یک انقلاب پاک در اهداف و منشأهای آن و مصدرگرفته از ملت است و هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای در آن وجود ندارد؛ در حالی که هر آنچه در جهان عرب اتفاق می‌افتد هزاران هزار علامت سؤال دارد.


    * منبع: خبرگزاری فارس، یکشنبه 20 بهمن 1392


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 12

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود