جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از تنهایی بیرون رفتن می ترسم؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    120
    حضور
    3 روز 4 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    532

    غمگین از تنهایی بیرون رفتن می ترسم؟!




    با سلام.موضوع اینه که خیلی میترسم تنهایی بیرون برم الانم دانشجوم و دور از خانواده وقتی میخوام تنهایی برم دانشگاه دستام خیلی می لرزه و قلبم تند تند میزنه و عرق میکنم و بدنم می لرزه خیلی میترسم تنهایی برم وقتی کسی بهم متلک میندازه پسرها اصلا هیچی نمیگم و سرم را همیشه پایین می گیرم با اینکه چادری هستم اما باز متلک میندازندو با عرض شرمندگی غیرت ندارند یعنی من تو مسیر دانشگاه هستم اگه حواسم نباشه و پسری عبور کند میاد پیش من در صورتی که دست هامون باهم برخورد کرد و برای همین که میترسم اما وقتی میایم خونه خودمان راحت تنهایی میروم و میایم مشکلی ندارم اما دانشگاه که میرم خیلی میترسم.هر موقع خواستم تنهایی برم فقط تو ذهنم صلوات میفرستم و همینطور میگم خدایا کمکم کن.الان راهنمایی کنید چگونه روی پای خود بایستم و راحت بدون استرس و ..........به بیرون برم.چون حتی من نمیتونم چیزی به اون چسر بگم که دستش بهم خورد اونم حواسم نبود که یه لحظه اشاره شد ومنم زود فاصله گرفتم.تشکر.ببخشید زیاد صحبت کردم.ممنون
    با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار نــه نعمتش را از من گرفت و نه گناهم را فاش کرد خـــدایا دوســـتت دارم

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346



    با نام و یاد دوست





    از تنهایی بیرون رفتن می ترسم؟!








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط samanehm نمایش پست ها
    با سلام.موضوع اینه که خیلی میترسم تنهایی بیرون برم الانم دانشجوم و دور از خانواده وقتی میخوام تنهایی برم دانشگاه دستام خیلی می لرزه و قلبم تند تند میزنه و عرق میکنم و بدنم می لرزه خیلی میترسم تنهایی برم وقتی کسی بهم متلک میندازه پسرها اصلا هیچی نمیگم و سرم را همیشه پایین می گیرم با اینکه چادری هستم اما باز متلک میندازندو با عرض شرمندگی غیرت ندارند یعنی من تو مسیر دانشگاه هستم اگه حواسم نباشه و پسری عبور کند میاد پیش من در صورتی که دست هامون باهم برخورد کرد و برای همین که میترسم اما وقتی میایم خونه خودمان راحت تنهایی میروم و میایم مشکلی ندارم اما دانشگاه که میرم خیلی میترسم.هر موقع خواستم تنهایی برم فقط تو ذهنم صلوات میفرستم و همینطور میگم خدایا کمکم کن.الان راهنمایی کنید چگونه روی پای خود بایستم و راحت بدون استرس و ..........به بیرون برم.چون حتی من نمیتونم چیزی به اون چسر بگم که دستش بهم خورد اونم حواسم نبود که یه لحظه اشاره شد ومنم زود فاصله گرفتم.تشکر.ببخشید زیاد صحبت کردم.ممنون
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت محضر جنابعالی

    قطع نظر از موضوعی که به ان اشاره فرمودید، به نظر می رسد حضرتعالی فردی اضطرابی و احیانا با زمینه های وسواس باشید. که اگر اینطور باشد لازم است به صورت بنیادی به برطرف کردن اضطراب خود بپردازید. در این خصوص لازم است به تاپیکهای مربوطه مراجعه بفرمایید.

    اما در مورد آنچه که باعث هراس شما شده است، توجه داشته باشید که فرار از موضوع و موقعیت به هراس شما دامن می زند، لذا لازم است با آمادگی قبلی و با خونسردی به انجام فعالیت و رفت و آمد خود بپردازید. از قبل مسیر را در ذهن خود تصویر کنید و اتفاقات احتمالی را مرور کنید و خود را در بهترین نوع مدیریت فرض کنید، در ادامه و در واقعیت نیز سعی کنید از همین الگوی ذهنی استفاده کنید.
    طبعا همانطور که اشاره فرمودید استعانت از خدای متعال آرامش و اطمینان شما را در پی خواهد داشت.
    توجه داشته باشید؛ بدترین پاسخ به مزاحمتها، بی اعتنایی و بی محلی شما به این اشخاص است به این معنا که اصولا بنده شما را به حساب نمی اورم تا حرفتان را شنیده باشم!
    در مورد برخورد دست شما با فرد مذکور هم، ملامتی متوجه شما نیست چرا که تعمدی در کار نبوده است.

    در پناه خدای متعال موفق باشید.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین
    از تنهایی بیرون رفتن می ترسم؟!
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب و کسب اجازه از استاد امیدوار( استاد جایی ایراد دیدید لطفا بگیید تا استفاده کنم)

    با توجه به شرایطی که گفتید بنده هم مثل استاد امیدوار بنظرم اختلال ناشی از اضطراب هست.

    البته یکی از زیر مجموعه های اضطراب، فوبی هست( ترس شدید) ،

    فوبی انواع مختلف دارد فوبی اجتماعی ، فوبی خون ، فوبی حیوانات ، حشرات و....

    از جمله درمانهای فوبی :

    1- ریشه یابی مسئله هست ( همونطور که استاد فرمودند).

    2- درمان شناختی و رفتاری فوبی هست.

    ***درمان شناختی، که در اون شما فکر پنهانی ( بنیادین ) ترس شدید رو پیدا می کنید با پرسشهایی ؛ از خودتون ، که ممکنه چی بشه؟ خب بعدش چی؟ تا به انتها برسید ...و به حالات

    تعادلی فکر ، فکر کنید.


    در این زمینه می تونید بنویسید ( که البته خیلی مفید هست):

    پس شد :

    الف- ریشه فکر( علت یابی)

    ب- فکر تعادلی؛ یعنی وقتی ریشه یابی کردید با خود بیاندیشید که ممکن است این اتفاق بیفتد اما چه دلایلی این را رد یا تایید می کند ، و بین این دلایل تایید کننده و رد کننده مسلما فکر

    متعادل هست که شما از ان تجاوز کرده اید.

    ***از جمله کارهای رفتاری که می توانید انجام دهید که البته بعد از درمانهای شناختی هست:

    الف- درجه بندی شدت ترس در مواقع مختلف بیرون رفتن هست به این صورت که : نمره 0 به زمانی تعلق میگیرد که هیچ استرسی ندارید.نمره 1 زمانی که دارید لباس می پوشید و تا آخر که

    نمره 10 زمانی که اوج ترس شما( این درجه بندی را خودتان انجام میدهید بنا به تشخیص خودتان).

    ب- بعد زمانهایی که اوج آرامش شماست و هیچ استرسی ندارید را انتخاب کنید و تمرین هر کدام از درجه ها ؛ مثلا شماره 1 که دارید لباس می پوشید و استرس و ترس شما را کمی آزار می

    دهد را تمرین کنید زمانی که با تمرین هایتان ( یعنی ارامش و بعد تمرین اولین شدت ترس مثلا لباس پوشیدن)، هیچ استرسی دیگر به شما نسید وارد تمرین مرحله بعد یعنی ترس شماره 2 شوید ( مثلا رفتن به دم در)

    نکته: کاملا حواستان باشد اگر مرحله اول ترسش برطرف نشد وارد مرحله بعد نشوید بلکه به مرحله قبل برگرید تا کاملا آرامش به شما بازگردد.

    در آخر اگر این کارها را زیر نظر روانشناس بالینی ماهر انجام دهید بسیار بهتر است.

    این تاپیک هم مطالعه کنید که به شما کمک می کند:

    http://www.askdin.com/thread26463.html
    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۳:۵۵
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  9. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۲۰:۲۸ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود